با ما همراه باشید
آخرین قسمت بازی تاج و تخت آخرین قسمت بازی تاج و تخت

تلویزیون

۷ قاب فراموش‌نشدنیِ آخرین قسمت بازی تاج و تخت

آخرین قسمت بازی تاج و تخت یک‌شنبه ۲۹ اردی‌بهشت از شبکه‌ی HBO پخش شد تا هواداران GOT به پایان سفر یک دهه‌ای خود برسند. فصل آخر نظرات متناقضی را از سوی تماشاگران و منتقدان دریافت کرد اما آن‌چه قطعی‌ست این است که در گذر زمان دل‌تنگی برای سریال باعث خواهد شد همین قسمت‌ها هم بارها و بارها تماشا شود.

گالری عکس‌های خاطره‌انگیز پشت‌صحنه بازی تاج و تخت را ببینید

یکی از ویژگی‌های فصل آخر Game Of Thrones و به ویژه آخرین قسمت بازی تاج و تخت قاب‌های به‌یادماندنی آن بود. عکس‌هایی که در ذهن حک شدند و تکلیف بسیاری از تئوری‌های پیشین را روشن کردند.

برای تماشای تحلیل ویدیویی آخرین قسمت بازی تاج و تخت کلیک کنید

در گالری آخرین قسمت بازی تاج و تخت ۷ فریم از قسمت ششم فصل هشتم را که فرجام مهم‌ترین سریال دهه را روشن کرد انتخاب کرده‌ایم. عکس‌هایی که یادتان می‌اندازد با چه مجموعه‌ی خاطره‌انگیزی خداحافظی کرده‌ایم.

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت

    آخرین قسمت بازی تاج و تخت

  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
  • آخرین قسمت بازی تاج و تخت
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تلویزیون

تحلیل سریال چرنوبیل | چه‌گونه دروغ‌ها منجر به فجایع می‌شوند

سریال چرنوبیل

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: این ویدیو به تحلیل سریال چرنوبیل خواهیم پرداخت و آن را از نطر مضمون و ویژگی‌های بصری مورد بررسی قرار می‌دهیم

چه‌گونه دروغ‌ها منجر به فجایع می‌شوند

مضمون اصلی مینی‌سریال جدید اچ‌بی‌او، چرنوبیل حول این است که چه‌گونه دروغ‌ها منجر به فجایع می‌شوند. چه‌طور با خلق داستان در مورد اتفاقی که افتاده، صدمه می‌بینیم. اما همین درام کردن رخ‌دادهای واقعی می‌شود چالشی آیرونیک.  ذات روایت دراماتیک نیازمند اعمال تغییرات و ساده‌سازی بر روی اتفاق واقعی‌ست. بنابراین چه‌طور می‌توانید چنین داستانی را به شکلی بگویید که تظاهر به واقعیت نباشد؟

در کنار تحلیل سریال چرنوبیل ببینید:

بررسی سه دقیقه و چهل‌ودو ثانیه از سریال شرلوک هلمز

تعهد در به تصویر کشیدن دقیق وقایع

برای جلوگیری از تظاهر، کاری که خالق سریال می‌کند این است که به جزئیات بصری توجه زیادی می‌کند: جزئیات کوچک مانند ظواهر اشیاء و انسان‌ها که گاهی ظاهر می‌شوند ممکن است گاهی بی‌اهمیت باشند. اما این سریال تعهد محکمی دارد بر این که این جزئیات را دقیق به تصویر بکشد و به نظرم این مهم است.

در یکی از دیالوگ‌ها پیش از ورود نجات‌دهندگان به منطقه‌ی رادیواکتیو می‌شنویم: «به خاطر طبیعت محل کار، فقط ۹۰ ثانیه وقت دارین. بعضی‌هاشون تو جعبه‌هایی هستند که تا ۵۰ یا ۶۰ کیلوگرم وزن دارن. همه باید از این لبه خارج انداخته بشن. حواس‌تون به همکاران‌تون باشه. سریع حرکت می‌کنن. از این محوطه، و بعد می‌رن سمت چپ و وارد فضای کار می‌شن. مواظب باشین پاتون به چیزی گیر نکنه. این‌ها، مهم‌ترین ۹۰ ثانیه زندگی‌تونه.»

هر دروغی که می‌گویید، بدهی‌های‌تان به حقیقت بیش‌تر می‌شود. آن بدهی بالأخره پرداخت خواهد شد

فشرده‌سازی اطلاعات برای نمایش در پنج قسمت

مستندی که برای مقایسه با سریال می‌توانیم ببینیم مرجعی بود برای طراحی لباس‌ها و ساختمان‌ها، صحنه‌ها و غیره. بیش‌تر تغییرات داستان در جابه‌جایی زمانی رخدادها هستند یا فشرده‌سازی اطلاعات و شخصیت‌ها به شکلی که برای روایت داستان در ۵ قسمت لازم است.

دیدن سریال و واقعیت در کنار هم مشخص می‌کند چرا رویکرد داستانی سریال دست‌کم گرفته شده. موقعیت‌های بسیاری وجود دارد که وقایع دراماتیزه شده باشند اما چنین چیزی نیاز نبود و این جواب می‌دهد. اهمیت درست درآوردن چنین جزئیات بصری این است که هر لحظه از سریال مطابق با تجربه‌ی کسانی است که آن‌جا حضور داشتند حتا اگر آن لحظات از دید زمانی و چارچوب برای روایت تغییر کرده باشند.

خالق سریال چرنوبیل: برایم مهم بود این داستان را به دقیق‌ترین شکل ممکن بگویم

یکی از خالقین سریال چرنوبیل در این مورد می‌گوید: «همیشه می‌دانستم در حال روایت داستانی هستم که برای کسانی که آن را تجربه کرده‌اند بسیار مهم است. امروز ده‌ها هزار انسان زنده هستند که به خاطر چرنوبیل، کسانی که دوست داشتند را از دست دادند یا زندگی‌شان کوتاه شده. خیلی‌ها به خاطر چرنوبیل، حتا تیروئید ندارند و برای من مهم بود این داستان را به دقیقترین شکل ممکن بگویم.»

خطر واقعی این است که هر چه‌قدر بیش‌تر دروغ بگوییم، دیگر واقعیت را تشخیص نمی‌دهیم. آن وقت چه کاری بکنیم؟ چیزی می‌ماند جز گذشتن از خیر دانستن واقعیت و تلاش برای دل‌خوشی با داستان‌ها

او در ادامه از پروسه‌ی تولید سخن می‌گوید: «طراح تولید، لوک هال همکاری نزدیکی با طراح لباس‌مان اودیل دیکس‌مورو داشت. وسواس این را پیدا کردیم که هر چیزی را مطابق با واقعیت نشان بدهیم»

سریال چرنوبیل : استانداردی جدید برای ژانر درام فاجعه

بیش‌تر درام‌های مستندگونه، این وظیفه را بر عهده‌ی خود مخاطب می‌گذارند که چه شخصیت‌ها و وقایعی تغییر کرده‌اند. سریال چرنوبیل به شکل جالبی ابزارهای فهم این‌ها را هم در اختیار ما قرار می‌دهد. پادکست همراهی که پخش شد، بسیاری از تغییرات و دلیلشان را بیان می‌کند. طبق گفته‌ی یکی از سازندگان: «از تمام دلایل فوق‌العاده‌ای که موجب این تغییرات شد مهم‌ترین‌شان از همان اول فرصت برای مشخص کردن این بود که هر کاری که می‌کنیم می‌خواهیم کاملن یا با واقعیت تاریخی منطیق باشد، یا کاری که شبیه آن است، یا کاری که فشرده می‌کنیم یا تغییرش می‌دهیم»

چرنوبیل به عنوان اقتباس روایی از واقعیت، قابل تحسین است و استاندارد جدیدی برای این ژانر فیلم‌ها و سریال‌ها مطرح کرده.

 

ادامه مطلب

تلویزیون

گفت‌وگو با بن استیلر و بازیگران سریال فرار از دانمورا در میزگرد هالیوودریپورتر

فرار از دانمورا

سال‌هاست که بن استیلر را به خاطر بازی در آثار کمدی و فانتزی می‌شناسیم. او در فیلم‌هایی چون زولندر، شب در موزه، خانواده‌ی اشرافی تننبام حضور داشت و در انیمیشن خاطره‌انگیز ماداگاسکار صداپیشگی کرده است. اکنون او مینی‌سریالی به نام فرار از دانمورا با بازی بنسیتو دل‌تورو، پاتریشا آرکت، پل دِینو و… را در ژانر تریلر ساخته است.

در کنار دیدن نسخه‎ی تصویری این گفت‌وگو، می‌توانید نسخه‌ی مکتوب این مصاحبه را مطالعه کنید:

سریال توی زندان فیلم‌برداری شده بود؟ زندان واقعی که داستان در اون می‌گذره؟

بن استیلر: صحنه‌هاون رو تو مرکز اصلاح کلینتون فیلم‌برداری کردیم. حیاط شمالی اون‌جا بسیار بزرگه؛ مثل یه آمفی‌تئاتر رومی که کنار کوه بنا شده. بعدش فیلم‌برداری خارج از زندان بود و در نهایت رفتیم به پیتزبورگ و اون‌جا فیلم‌برداری کردیم

محیط برای بازیگرها وقتی میزان کار این قدر زیاد، فیلم‌برداری سریال طولانی‌یه و کلی صحنه داره. از کجا می‌شه شروع کرد؟

بن استیلر: باید صحنه به صحنه همه‌چیز رو تشریح کنی و فشار رو کم کنی. مثلن اگر قراره این داستان طولانی رو به تصویر بکشیم کم کم جلو می‌ریم. وقتی برای شش قسمت همه چیز رو در یک لوکیشن فیلم می‌گیری فیلم‌برداری برای تیم تولید گیج‌کننده‌ست و حتا برای بازیگرا هم سخت‌تره چون باید خودشون رو در مرکز داستان قرار بدن.

بنابراین جزء به جزء کردنش کار مفیدی‌یه و خلق محیطی که برای همه امن باشه تا ریسک کنن و با هم سر از کار دربیارن. فکر کنم تو کار همه‌تون در مورد جایی که می‌خواین به‌ش برسین ایده‌‌ی مشترکی دارین. تو کار با بازیگرای بزرگ، متوجه شدم قابلیت‌های زیادی دارن؛ خیلی زیاد. ایده‌هایی دارن که به‌شون اجازه می‌دم اجرا کنن و ببینم غریزه‌شون چه نتیجه‌ای می‌ده. حضور تو لوکیشن واقعی خیلی به این موضوع کمک می‌کنه.

در کنار گفت‌وگو با عوامل سریال فرار از دانمورا ببینید:

بخش اول گفت‌وگو با بازیگران فیلم خرخون در استودیو هالیوودریپورتر

همه‌ی این پروژها جاه‌طلبانه‌ن. در مورد بزرگ‌ترین درگیری که برای رسیدن به هدفت داشتی بگو

بن استیلر: فکر کنم برای پروژه‌ی ما، به خاطر بودجه احتمالیش فیلم‌برداری تو زندان واقعی بود. همیشه رفتن به لوکیشن‌های واقعی سخته و برای ما، دسترسی به این زندان همچین لوکیشن منحصر به فردی خیلی مهم بود. جایی که بازسازی‌ش عملن غیرممکنه و این، بخشی از داستان بود چون این‌ها از زندان فرار کردن و تو کوه‌ها قایم شدن.

شش هفته تا فیلم‌برداری فاصله داشتیم ولی هنوز لوکیشن فیلم‌برداری قطعی نشده بود بنابراین فیلم‌برداری در خود زندان یک برد بزرگ بود. البته همیشه مشکلات و بحث‌های بودجه هست اما دسترسی به اون جا بعد هم‌کاری‌شون با ما کار رو آسون کرد. حتا اجازه دادن داخل زندان هم بریم. کارکنان زندان مشاور تکنیکی بودن و این برای من بسیار ارزشمند بود

چیز جدیدی در مورد محیط زندان یاد گرفتی که برات جالب توجه بود؟

بن استیلر: فهمیدیم که چه قدر شرایط و تجربه‌ی واقعی‌ش بده. سنگینی فضا برای من بزرگ‌ترین نکته بود. بعضی اوقات تا وقتی انجامش ندادی فضای چیزی که داری می‌سازی مشخص نمی‌شه. نمی‌دونستم قرار چه خبر باشه ولی وقتی رفتم به زندان واقعی، وقتی تو راهروها راه می‌ری یه فضای سنگینی هست که با خودت فکر می‌کنی این داستان به هیچ وجه نمی‌تونه خنده‌دار باشه.

می‌تونیم طنز آیرونی داشته باشیم بعضی اوقات اما این داستان برای من خنده‌دار نیست و متوجه می‌شم برای چی می‌خواین از این‌جا فرار کنی

آوا، می‌دونم استورم رید رو برای چند پروژه استخدام کردی. چه چیزی در مورد این دست بازیگراست که جذبت می‌کنه؟

آوا دوورنی: به جایی می‌رسی که با یه حرکت سر می‌تونی منظورت رو بفهمونی و می‌دونن منظورت چی‌یه. همچین چیزی باعث راحتی شما می‌شه و می‌ذاره روی موضوعات زیادی تمرکز کنین به جای این که همه چیز رو مدیریت کنین. اگر بازیگران رو نمی‌شناسین، این پروسه یه مقدار زمان می‌بره.

در کنار گفت‌وگو با عوامل سریال فرار از دانمورا ببینید:

دستمزد ستاره‌های هالیوود چه‌قدر است | چند می‌گیری بازی کنی؟

بن استیلر: ما قسمتی داشتیم که سکانس پلان بود و هفت‌مین یا هشت‌مین روز فیلم‌برداری بود. تو این صحنه‌ی طولانی‌ دو شخصیت اصلی فرار کردن و از دریچه فاضلاب بیرون می‌آن. کل این صحنه باید سکانس پلان می‌بود. یادمه بنیسیو به‌م گفت قراره جای کات قرار بدی؟

گفتم فکر نکنم همچین کاری کنم و می‌گه که به نظرم خوبه اگر جای کات بذاری. من هم گفتم فکر می‌کنم این اپیزود قراره کلن سکانس پلان باشه. به عنوان یه بازیگر این احساس رو درک می‌کنم چون یادمه، سر یه صحنه تو خانواده‌ی اشرافی تننباوم، وس اندرسون داشت سکانس پلان می‌گرفت و انتهای این سکانس یک اتفاق بسیار احساسی رخ می‌داد و دائمن ازش می‌پرسیدم که قراره جای کات بذاری، نه؟ به‌مون اطمینان میداد که آره، حله ولی همچین کاری نکرد.

به هر صورت چند برداشت داشتیم و بنیسیو راضی بود. همیشه می‌خوام همه از کارشون راضی باشن ولی باید به‌شون بگی که قراره همچین کاری انجام بدیم چون همچین تصمیماتی باید بگیری.

آدام مک‌کی: ولی جای کات گذاشتی، نه؟!

ادامه مطلب

تلویزیون

فیلم‌نامه‌خوانی فصل آخر سریال بازی تاج و تخت | خانواده‌ای که خودمان ساختیم

فیلم نامه خوانی فصل آخر سریال بازی تاج و تخت

در این ویدیو بخشی از مستند دوساعته‌ی the last watch، جلسه‌ی فیلم‌نامه‌خوانی فصل آخر سریال بازی تاج‌وتخت را با حضور ستارگان و خالقان را با زیرنویس فارسی اختصاصی ببینیم. 

سه روز پس از رسیدن بازیگران، مشخص نیست که چه‌کسی بخش‌های مربوط به خود را خوانده یا چه‌کسی به همه‌اش دسترسی داشته است. فیلم‌نامه مدت محدودی دست‌شان بوده ولی بعضی‌ از بازیگران برای اولین بار متوجه می‌شوند که قرار است در این فصل کشته شوند. پیش از این جلسه، کیت هرینگتون نسخه‌ی خودش را نخوانده. از یک هفته قبل، فیلم‌نامه به‌ آن‌ها داده می‌شود و خواندن یا نخواندن آن برعهده‌ی خودشان است.

در کنار فیلم نامه خوانی فصل آخر سریال بازی تاج و تخت ببینید:

با امیلیا کلارک پس از پایان سریال بازی تاج‌وتخت

دنیل وایس، خالق سریال بازی تاج و تخت، در ابتدای جلسه می‌گوید:

یادمونه که امیدوار بودیم با وجود همه‌ی سختی‌ها، جلسه‌ی اول فیلم‌نامه‌خوانی رو برگزار کنیم برای فصل اول و حالا که به آخری رسیدیم. وقتی به کسانی که پشت میز نشستن نگاه می‌کنم. انگار اعضای خانواده‌ایم. البته با این تفاوت که با هم می‌سازیم.

برایان کاگمن، تهیه‌کننده‌ی سریال، بخش‌هایی از قسمت سوم فصل هشت را قرائت می‌کند:

نبرد وینترفل آغاز می‌شود. پادشاه شب برمی‌گردد و جان را می‌بیند که در حال دویدن سمتش است. آیا این قرار است نبرد حماسی باشد؟! نه! پادشاه شب به آرامی دست‌هایش را بالا می‌آورد. جان می‌داند معنی این حرکت چی‌ست: مردگان برمی‌خیزند. 

جورا از آندال به نبرد ادامه می‌دهد. او به شدت زخمی شده و صدمه دیده، اما دست از مبارزه برنمی‌دارد. وایت‌ها خنجرشان را در او فرو می‌کنند. زجری که می‌کشد، بیش‌تر از هودور به هنگام نگه داشتن در یا باراک در تالار عظیم است ولی به نحوی، جورا می‌ایستد و از ملکه‌اش دفاع می‌کند. دنی، جورا را تکان می‌دهد، اما او مرده.

شب | خارجی‌ | گادزوود

پادشاه شب به شکل دهشتناکی به آرامی راه می‌رود. جلوی برن می‌ایستد و شمشیرش را برای کشتن او آماده می‌کند، اما چیزی از میان تاریکی سمت او یورش می‌برد: آریا… او از روی چندین وایت مرده پریده و سمت پادشاه شب می‌جهد و خنجرش را در زره پادشاه شب فرو می‌کند. پادشاه شب درهم می‌شکند. وحشی‌ها و شمالی‌ها کنار جان جمع شده‌اند:

تورموند: اژدهاسواری‌اش رو دیدم.

داوس: همه‌مون دیدیم.

تورموند: نه، نه! با دو تا چشم‌های خودم دیدم روی اون حیوون پرواز می‌کنه.

داوس: درسته. دیدیش.

تورموند: آره دیدم!

داوس: آره دیدی!!

تورموند: برای همینه که با هم متحد شدیم تا ازش پیروی کنیم.

ساحل دراگون استون |  شب | خارجی

گری‌ورم واریس را با دستان بسته به سمت ساحل می‌برد.

دنریس: به‌ت گفتم اگر خیانت کنی چه اتفاقی می‌افته.

واریس: درسته!

دنریس: لرد واریس! من، دنریس از خاندان تارگرین، اولین ملکه، شکاننده‌ی زنجیرها و مادر اژدهایان، تو رو به اعدام محکوم می‌کنم. دراکاریس…

بر روی واریس از دهان دروگان آتش می‌بارد، اما سوختن او را نمی‌بینیم. به جایش، واکنش کسانی را می‌بینیم که او را می‌شناختند. قلب تیریون شکسته. جان ناراحت است. گری‌ورم اعدام این خائن را عادلانه می‌بیند. 

تیریون: به نظرت حرف‌هاش مثل حرف‌های آدم‌هایی‌یه که از جنگ دست کشیدن؟ دنریس یه فاتحه! مردم اسلیورز بی رو آزاد کرد و مردم کینگز لندینگ. طبیعت ملکه‌ی ما، خون و آتشه.

چشمان دنی ناگهان باز می‌شوند او نفسی عمیق می‌کشد. چشمان جان نیز باز می‌شود. پر از اشک شده. برای لحظه‌ای هر دو ایستاده‌اند چون شاید این تنها یک خیال باشد. دستان جان را می‌بینیم که همچنان روی دسته‌ی خنجری که قلب دنریس را شکافته، هستند. 

بدن دنریس تحلیل می‌رود و او روی کف مرمری می‌افتد. جان او را نگه می‌دارد اما دنریس به سقوط ادامه می‌دهد. جان در کنار او روی زمین زانو می‌زند. به کاری که انجام داده نگاه می‌کند: عملی هولناک اما ضروری. پایان بازی تاج و تخت!

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها