با ما همراه باشید

مجله‌ی Vanity Fair با دستگاه درو‌غ‌سنج به سراغ ادریس البا رفته و از او سئوالاتی درباره‌ی زندگی، دوران کاری و فلسفه پرسیده است.

اولین بخش: زندگی

تو هکنی بزرگ شدی؟

آره.

به نظرت لهجه‌ت مثل ساکنان هکنی‌یه؟

نه، لهجه‌م مال شرق لندنه.

فکر می‌کنی بتونی لهجه‌ی آمریکایی خوبی ادا کنی؟

آره بعضی اوقات.

می‌تونی الآن صحبت کنی؟

آره. می‌خوای بگم؟

اگر نمی‌خواستم که نمی‌پرسیدم

اوکی، خب الآن دارم تلاش می‌کنم با این لهجه صحبت کنم. یه‌خورده نرم‌تر لهجه‌ی غربی‌های آمریکاست. خیلی به شرق شباهت نداره

بد نبود.

از جمله‌ای استفاده می‌کنی تا به سمت اون لهجه بری؟

نه، ولی معمولن از ده تا یک می‌شمرم یا حروف صدادار رو با خودم مرور می‌کنم و می‌تونم متوجه بشم چه صداهایی ممکنه دقیق نباشه.

فکر می‌کنی لهجه‌ی انگلیسی‌ت جذاب‌ترت می‌کنه؟

نه.

درسته که تو عروسی عموت دی‌جی بودی؟

درسته، آره.

و هنوز با اسم مستعار بیگ کریس دی‌جی هستی؟

نه، با اسم ایدریس البا دی‌جی هستم.

در کنار گفت‌وگو با ادریس البا ببینید:

شارلیز ترون، ست روگن و دستگاه دروغ‌سنج!

درسته که گفتی هیچ‌وقت ازدواج نخواهی کرد؟

آره. دیگه، دیگه ازدواج نمی‌کنم.

اما الآن متأهلی؟

بله.

برای شاهزاده هری و مگان کارت دعوت فرستادی؟

بله.

دوره‌ی کوتاهی کیک‌بوکسر بودی؟

آره.

واقعیت داره که هر روز نوزده ساعت تمرین می‌کردی؟

نه.

واقعیت داره که یکی رو با یه مشت ناک اوت کردی؟

نه، واقعیت نداره.

فکر می‌کنی بتونی من رو بزنی؟

بله.

آره، احتمالن می‌تونی! تو پدری، درسته؟

آره.

فرزندت رو محدود می‌کنی؟

رو بعضی چیزها محدودیت گذاشتم ولی نه همه چیز. آدم منعطفی‌یم.

به نظرت این جمله درسته؟

آره، تا حد قابل قبولی. هر کاری بکنه اگه تو خونه باشه مشکلی نداره. می‌خوام بچه‌هام تو خونه تا جایی که می‌شه آزاد باشن ولی می‌خوام خارج از خونه هم آزاد باشن، خودشون باشن.

بچه‌هات فکر می‌کنن باحالی؟

آره.

خودت رو خوش‌تیپ می‌دونی؟

آره، خیلی خوش‌تیپ.

صبح‌ها چه‌قدر طول می‌کشه آماده بشی؟

معمولن سر صبح زود حاضر می‌شم. بنابراین در حالت ماکزیمم ۷شاید بیست یا سی دقیقه.

تو روز چند دفعه به خودت تو آینه نگاه می‌کنی؟

شش بار.

واقعن؟

در بیش‌ترین حالت.

به نظر خودت، مغروری؟

آره، یه مقدار.

بخش دوم: دوران کاری

مردم تو رو با شخصیت استرینگر بل از وایر به یاد دارن. برای اون نقش تحقیق کردی؟

آره، تحقیق کردم. هر چند بیش‌تر تحقیقاتم بعد گرفتن اون نقش بود.

با دلال‌های مواد سابق صحبت کردی؟

بله.

والاس کی‌یه؟

تو واکانداست.

در کنار گفت‌وگو با ادریس البا ببینید:

مارک والبرگ و دستگاه دروغ‌سنج | من از مت دیمون خاکی‌ترم!

نقش هایمدال تو فرنچایز ثور رو هم داشتی؟

آره.

طرفدار مارول هستی؟

بله.

انتقام‌جوی موردعلاقه‌ت کی‌یه؟

ندارم.

پس ثور نیست؟

نه.

کسی هست که به خاطرش انتقام بگیری؟

آره، قطعن بچه‌هام.

نقش جنگ‌سالار رو تو جانوران بدون کشور داری؟

بله.

به نظرت شیطانی‌ترین نقشی بوده که داشتی؟

بله.

به خاطر اون نقش کابوس دیدی؟

آره، قطعن.

با آرون سورکین کار کردی؟

بله.

تو فیلم بازی مالی. سخت‌ترین دیالوگی که باید می‌گفتی چی بود؟

چند تایی بودن. اما صحنه‌ای بود که تو دفتر دادگاه باید یه صحنه‌ی سه صفحه‌ای رو اجرا کردم و یه لیست از مظنونین هست که اسم‌شون ذکر شده. باید به شکل یک، دو، سه لیست‌شون می‌کردم و تا مدت‌ها نمی‌تونستم، باهاش درگیر شده بودم.

شخصیت جان لوتر از سریال لوتر با خیلی از مسائل گذشته‌ش دست و پنجه نرم می‌کنه نگران نیستی این مصاحبه بعضی از مشکلات گذشته‌ت رو به یادت بیاره؟

نه، آدم خسته‌کننده‌ای‌یم.

حضور پلیس به‌ت استرس می‌ده؟

آره.

با بعضی از مستعدترین بازیگران زن هالیوود کار کردی. شده ازشون بترسی؟

نه.

حتا وقتی با جسیکا چستین بازی کردی؟

نه، ازش نمی‌ترسیدم ولی یکی از بهترین بازیگرهایی‌یه که باهاش کار کردم. کارش خیلی دقیقه و سخت کار می‌کنه. برای همین بیش‌تر تحت تأثیرش قرار گرفته بودم.

کیت وینسلت چه‌طور؟

اتفاقن دروغ نگم یه مقدار استرس داشتم. اما فقط بعضی اوقات.

چه چیزی در موردش به‌ت استرس داد؟

فکر کنم به خاطر این که خیلی آماده‌ست ولی من نیستم. بنابراین وقتی می‌رم سر صحنه خیلی بی‌خیال و راحتم. ولی حتا می‌دونه چه زمانی از روزه و من نه.

می‌دونی، با توجه به سابقه‌ای که داره به نظرت در مواقع اضطراری حضور کیت وینسلت خوبه؟

کیت وینسلت خیلی حواس‌جمعه و کسی‌یه که در مواقع اضطراری می‌شه روش حساب کرد چون آشفته نمی‌شه. همه‌چیز می‌دونه.

تو بازسازی آمریکایی سریال اداره بودی؟

آره.

پس بیا یه بار برای همیشه بحث رو تموم کنیم. ایشون (استیو کارل) یا ایشون (ریکی جرویس)؟

قطعن ریکی.

چرا؟

بی‌شک مبدع یه سبک طنز جدیده.

در کنار گفت‌وگو با ادریس البا ببینید:

بین ریکی و استیو، به نظرت کدوم رئیس بدتری می‌شه؟

استیو کارل.

طرفدار آفروبیت هستی؟

آره.

به نظرت آهنگ‌های کی بهتره؟ ویز کید یا دِویتو؟

چرا همچین سؤالی ازم می‌پرسی؟ به نظرم آهنگ‌های ویز کید عالین اما آهنگ‌های عاشقانه‌ی دیوید بی‌نقصن

درسته که دی‌جی عروسی سلطنتی بودی؟

حقیقت داره.

آهنگی بود که اجازه ندن پخشش کنی؟

نه.

با توجه به این که عروسی‌یه. مست کردی؟

آره.

این که لقب شؤالیه نگرفتی رو توهین‌آمیز نمی‌دونی؟

نه.

فکر می‌کنی موسیقی الکترونیک هنوز به همون خوبی زمانی‌یه که کارت رو شروع کردی؟

آره بدون شک. تو وضعیت خوبی قرار داره.

هنرمندی هست که بخوای باهاش کار کنی ولی تا به حال نتونستی؟

چند تایی هستن ولی جاستین مارتین، دوست دارم باهاش همکاری کنم. با ام‌کی هم کار نکردم در نتیجه البته نه، اشتباه کردم. این برنامه‌ی دروغ‌سنجه ولی چپ و راست دارم دروغ می‌گم!

واقعیت داره؟

دروغه.

به نظرت بازیگرهای انگلیسی می‌تونن نقش شخصیت‌های تاریخی آمریکایی داشته باشن؟

بله.

بازیگرهای آمریکایی چی؟ مشکلی نداره نقش شخصیت‌های تاریخی انگلیسی داشته باشن؟

آره.

تو ۲/۶۵ میلیون فالوور تو توئیتر داری. ارزشت رو به تعداد دنبال‌کننده‌هات می‌سنجی؟

نه.

دوست داری فالوور بیش‌تر داشته باشی؟

آره.

اگر چند صد تایی فالوور از دست دادی، ناراحت می‌شی؟

نه.

چند صدهزارتا چی؟

نه.

تا به حال تحت تأثیر ستاره‌ای قرار گرفتی؟

آره.

کی؟

مریل استریپ.

برکسیت؛ خوبه یا بد؟

بد.

به نظرت وضعیت سیاسی آمریکا ترسناک‌تر از بریتانیاست؟

بله.

در کنار گفت‌وگو با ادریس البا ببینید:

جنیفر لارنس و دستگاه دروغ‌سنج | حتمن آدم‌فضایی‌ها وجود دارند!

بخش سوم: سراغ فلسفه

شعاری برای زندگی‌ت داری؟

آره.

چی‌یه؟

تنها به دنیا اومدی، تنها می‌میری.

به چی بیش‌تر اعتماد داری؟ قلبت یا عقلت؟

قلبم.

آیا تئوری‌های توطئه رو راحت می‌پذیری؟

احتمالن.

به نظرت بچه‌های خانواده‌ی راث آدم‌های خزنده‌ن؟

نه.

مطمئنی؟

آره، خیلی مطمئنم.

فکر می‌کنی آمریکا تماسش با آدم‌های فضایی رو مخفی نگه داشته؟

آره.

فکر می‌کنی زمین صافه؟

نه.

جا برای خودت تو اسپیس‌اکس می‌خری؟

نه.

فکر می‌کنی آخرالزمان تو دوره‌ی زندگی ما رخ می‌ده؟

بله.

نسبت به ابزارهایی که زندگی ما رو جاسوسی می‌کنن نگرانی؟

آره.

به نظرت جنبه‌های منفی فیسبوک به مثبتش می‌چربه؟

نه.

اگر مایک زاکربرگ الآن داشت به این مکالمه گوش می‌داد، به‌ش چی می‌گفتی؟

می‌گم که کاری که با تکنولوژی کرده و مردم رو کنار هم جمع کنه، کار مخصوص و مقدسی‌یه. در کنار این می‌گم با اطلاعات شخصیتی هر فردی هم باید به همین شکل برخورد شه اما فکر می‌کنم در بطن کاری که کرده و دست‌آوردهاش، کار خوبی بوده.

حرف خوبی بود. هنوز می‌تونی از هنر وقتی خالقش متهم به کارهای بد شده، لذت ببری؟

آره.

به سرنوشت اعتقاد داری؟

بله.

اگر فردا بمیری، از نحوه‌ی زندگی کردنت راضی هستی؟

آره صددرصد.

در کنار گفت‌وگو با ادریس البا ببینید:

مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ | بهترین قسمت جشنواره‌ی کن خوردن کروسان بود!

در طول این مصاحبه، دروغی گفتی که ما نفهمیده باشیم؟

نه.

جان، راستشو می‌گه؟

درسته.

خب، این آزمایش دروغ‌سنج به پایان رسید

چه‌قدر سخت بود! خیلی سخت بود.

آنونس

تریلر فیلم seberg | در آغوش کشیدن زنی دردکشیده

تریلر فیلم seberg

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: نخستین تریلر فیلم seberg را به کارگردانی بندیکت اندروز و بازی کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم seberg از آن بیش‌تر بدانید:

یک فیلم بیوگرافیک کنجکاوی‌برانگیز دیگر: سیبرگ

کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ به ایفای نقش پرداخته. منتقدان در نخستین نمایش فیلم در فستیوال ونیز از بازی او سخن گفتند:

در ده دقیقه‌ی ابتدایی به نظر می‌رسد چهره‌ی منحصربه‌فرد و شناخته‌شده‌ی کریستن استوارت با سیبرگ نمی‌سازد اما در مدت زمان کوتاهی او و بازیگر ناکام و مرموز تبدیل به وجودی واحد می‌شوند.
‌‌
به عنوان یک بازیگر، استوارت نخواسته سیبرگ را با ریزترین جزئیات بررسی کند؛ او آغوشش را برای زن غم‌زده و از همه‌جا رانده شده باز کرده و اجازه داده جین در تک تک ذرات وجودش جاری شود. استوارت صدای اشباح را می‌شنود و آن را برای ما بیان می‌کند در حالی که که کلمات از چشمان او جاری می‌شوند.

استوارت خودش درباره‌ی این نقش می‌گوید:

حتا قبل از این که فیلم‌نامه رو بخونم، ایده‌ی روایت داستان جین برای من خیلی جالب بود. این یه فیلم بیوگرافی پرخرج نیست؛ یه نگاه کوچک و متمرکز روی بخشی از زندگی‌شه. از نفس افتاده رو دیده بودم ولی اصلن نمی‌دونستم که بخشی از ماجرای سال ۱۹۶۸ که در یه جنبش بسیار رادیکال برای برقراری برابری بوده و بابتش شهرتش رو از بین بردن و عملن دوران حرفه‌ایش نابود شد. داستانی نیست که همه در موردش بدونن. هر کسی که باهاش در مورد این افشاگری‌ها صحبت کردم، شوکه می‌شد. بنابراین فکر کردم که می‌خوام این داستان رو روایت کنم و می‌خواستم ازش محافظت کنم.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

نقد فیلم Harriet

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم Harriet از نگاه اوون گلایبرمن منتقد ورایتی به کارگردانی کیسی لمونز و بازی جو آلوین و …

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

وقتی به عکس‌های هریت تابمن (که تعداد آن‌ها کم هم نیست) می‌نگرید، در اکثر آن‌ها او به شکل ترسناکی به ما خیره شده است. اخم آشتی ناپذیر او افراد را به مبارزه‌ای دعوت می‌کند که از زمان خود فراتر می‌رود.

سینتیا اریوو، خواننده و بازیگر بریتانیایی، که نقش اصلی «هریت» را بر عهده دارد بهت و خیرگی روان‌نژندی او را با شیوایی خشمگین و سوگوارانه‌ای به درستی ادا می‌کند. او درست به همان شکلی که شما هریت تابمن را وقتی که به لنز دوربین یک عکاس خیره نمی‌شد تصور می‌کنید به نظر می‌رسد.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم The Current War / جنگ جریان‌ها | درخششی موقت و کم نور

اریوو در نقش هریت خشم، اندوه، ترس و عزم را که همه با چیزی شبیه مسخ شدگی کنار هم نگاه داشته‌اند نشان می‌دهد. (وقتی به طور مرتب با خدا راز و نیاز کنید، چشمان شما ممکن است به چیزی ورای زندگی روزمره خیره بماند.)

هریت، که در ابتدا با نام مینتی شناخته می‌شد، پس از فرار از مزرعه‌ی مریلند که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود سر از پلی که روی رودی خروشان ساخته شده درمی‌آورد و سربازان نیز از هر دو طرف شروع به محاصره‌ی او می‌کنند. او به درون رودخانه شیرجه می‌زند که هوشمندانه‌ترین استراتژی او اما عملی خطرناک بود. در آن لحظه، او که از قید و بندهای روحی رهایی یافته ترجیح می‌دهد بمیرد تا این که دوباره یک برده باشد. (این یک انتخاب نیست. یک غریزه است.) رودخانه او را با خود حمل می‌کند . او وقتی که در جنگل تنها می‌شود به ناچار یک راه‌پیمایی ۱۰۰ مایلی انجام می‌دهد تا به پنسیلوانیا، ایالات آزاد هم‌مرز با مریلند، برسد. هنگامی که او به خط مرزی می‌رسد، او که غرق در نور طلوع خورشید است با پرشی کوچک از روی آن خط عبور می‌کند و بعد لبخند می‌زند که به او درخششی موقتی می‌بخشد که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این لحظه تنها لحظه‌ای در تمام فیلم است که او از هر قید و بندی کاملاً آزاد است.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم The Addams Family / خانواده‌ی آدامز | یادم تو را فراموش!

هریت تابمن در ۱۸۴۹، وقتی که ۲۷ ساله بود، از بردگی گریخت و سر از فیلادلفیا درآورد که در آن زمان می‌توانست در آن جا زندگی امن و راحتی داشته باشد. ولی این انتخاب در دایره‌ی واژگان ذهنی-روحی او نمی‌گنجید. او همسر و بقیه‌ی اعضای خانواده‌اش را ترک کرده بود و به همین دلیل برگشت تا آن‌ها را نجات دهد. اون ۱۳ ماموریت انجام داد و ۷۰ برده را به آزادی هدایت کرد. او یکی از قهرمانانه‌ترین افراد آمریکا و داستان او یکی از خارق‌العاده‌ترین داستان‌هاست.

«هریت» که کیسی لمونز در نوشتن آن همکاری کرده و کارگردانی را نیز بر عهده داشته است (او کسی است که فیلم «جویبار ایو» و بهتر از آن «با من حرف بزن» را ساخته است)، قهرمان‌گرایی داستان را پوشش می‌دهد: داستان بی‌پروایی شجاعانه‌ی کشمکش هریت تابمن. مینتی که مستعد موج‌های غش کردن است (این امر به خاطر شکافتن سرش در ۱۳ سالگی توسط یکی از اربابان اوست) در حالی که به جز هوش خود هیچ همراه خود ندارد وارد حیات وحش می‌شود و سالم از سمت دیگر آن بیرون می‌آید. او پس از تغییر نام خود به هریت، به طرفدار مخفی الغای برده‌داری و یک رهبر تبدیل می‌گردد و تپانچه‌ای را با خود حمل می‌کند که حاضر است در صورت نیاز آن را به سوی مردمان خود نیز بگیرد (تا آن‌ها را مجاب کند تا بر ترس خود از غرق شدن غلبه کنند و از رودخانه بگذرند). او محتاط است اما می‌تواند بی‌ملاحظه نیز باشد زیرا به هر حال این طبیعت کاری است که انجام می‌دهد. وقتی که او راننده‌ی قطار در خط راه‌آهن زیرزمینی می‌شود، شجاعت او تا نقطه‌ای رشد می‌یابد که چنان تپانچه را حمل می‌کند که گویی بخشی از اوست.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم Gemini Man / مرد هم‌سان | زمانی که قاتل خودت می‌شوی

هریت تابمن به عنوان یک قهرمان زن شخصیتی است که بسیار دیر به روی پرده‌ی سینما آمده است و «هریت» نسخه‌ای به طرز با وجدانی روحیه‌بخش، متعهد و قابل اعتماد از داستان اوست. ولی وقتی نوبت به سعی به برقراری ارتباط میان مخاطبان و ویژگی‌های خارق‌العاده‌ی هریت تابمن می‌رسد – نه فقط تصویر کردن اقدامات او بلکه ایجاد فرصت هم‌ذات‌پنداری با ماجرای او و خود او در سطحی لحظه به لحظه – «هریت» اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی محسوب می‌شود. من معمولاً وقتی فیلم‌ها قطعات موسیقایی الهام بخش دارند گلایه‌ای نمی‌کنم اما قطعه‌های «هریت» که توسط آهنگساز جَز تِرِنس بلانشار ساخته شده است، به طرز شگفت‌آوری نوعی بی‌روحی و بی‌حس استانداردی مشابه ترکیبی از کارهای جری گلداسمیت و آرون کاپلند دارد که مزاحم تماشای فیلم می‌شوند. صحنه‌های زیادی در فیلم وجود دارد که در آن موسیقی باید کار فیلم را انجام دهد: ایجاد نوعی خیزش احساسات. در حالی که صحنه‌ها، همان طور که نوشته شده‌اند، باید خودشان این کار را انجام دهند. در یک لحظه، لمونز از قطعه‌ی «مرد گناهکار» نینا سیمون استفاده می‌کند تا یک مونتاژ فرار برده‌ها را همراهی کند که به فیلم خیزشی موقتی می‌دهد اما پس از آن شما فکر می‌کنید که: این موضوعی نیست که خیلی مناسب یک مونتاژ باشد.

و روشی اساسی نیز وجود دارد که با آن این فیلم می‌توانست تجربی‌تر به نظر برسد. چون مدت‌هاست از زمان «هریت» به عنوان یک فیلم زندگی‌نامه گذشته است، هر وقت که ما داستان او را شنیده‌ایم ناگزیر بودیم جزئیات نحوه‌ی فرار او و گریختن از حیات وحشی مرگ‌آفرین و شکارچیان سفیدپوست نژادپرست ایالات جنوبی را تصور کنیم. روی کاغذ این ماحراها باید برای نوعی فیلم ماجراجویی برای حقوق مدنی مناسب باشد. ولی سفرهای هریت از جنوب به شمال از نظر فیزیکی نیز کمتر از میزان مناسبش دراماتیزه شده است. آیا ما نمی‌خواهیم بدانیم که این سفر چه حسی داشت، انگار که خودمان این سفر را انجام داده بودیم؟ اغلب در این فیلم، سفرهای هریت عصاره‌ی کلی صحنه‌های تعقیب و گریز فیلم‌های تلویزیونی دهه‌ی هفتاد را در خود دارد.

این گونه نیست که ما فیلم‌های درام بسیاری درباره‌ی برده‌داری داشته باشیم ولی «۱۲ سال بردگی» شش سال پیش از لحاظ عمق اندوه و قدرت ایمانش چنان از نظر احساسی دردناک بود که تماشای «هریت» بدون متوجه شدن شدت ضعف شخصیت‌پردازی‌ها سخت به نظر می‌آید.

جو آلوین نقش سادیستی‌ترین ارباب هریت  را که با او بزرگ شده و مجبور است عشق خود به او را سرکوب کند، تا حدی که او تنها با استعارات حیوانی زشتی درباره‌ی برده‌ها حرف می‌زند – که شخصیت‌پردازی کاملاً متقاعد کننده‌ای از نژادپرستی قرن نوزدهمی است اما لزوماً عمیق یا طنین‌انداز نیست- بازی می‌کند. (فقط کافی است او را با شخصیت‌های پل دینو و مایکل فاسبندر در «۱۲ سال بردگی» مقایسه کنید.)

هریت در فیلادلفیا یک جامعه را پیدا می‌کند که شامل ماری، مالک یک خانه‌ی اجاره‌ای که آزاد متولد شده است با بازی جَنِل مونِی که آن را با غروری بی‌پروا اجرا می‌کند و ویلیام استیل طرفدار الغای برده‌داری (با بازی لزلی اودم جونیور و شخصیتی به طرز بی‌آزارانه‌ای مهربان) است. بازیگران شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند ولی آرزو می‌کنم کاش شخصیت‌پردازی‌ها کمی غنی‌تر بود. حتی کلارک پیترز بزرگ هم در نقش پدر هریت حضوری شیرین ولی با اثری محدود دارد.

«هریت» در نهایت تبدیل به نوعی فیلم اکشن وسترن عدالت‌خواهانه تبدیل می‌شود که روی آماده‌سازی و تحلیل چگونگی فرار از دست گروهی از شکارچیان برده بنا شده است. هریت در استفاده از سلاحش بهتر می‌شود و این منصفانه است زیرا او تبدیل یکی از معدود زنانی می‌شود که یک جوخه‌ی نظامی را در جنگ داخلی آمریکا رهبری کردند. این دلیل دیگری برای ستایش اوست و «هریت» ادای دینی کاملاً وظیفه‌شناس و آگاهی‌بخش است. ولی با این حال این حس را به شما می‌دهد که فیلم بزرگ و مناسب هریت تابمن هنوز ساخته نشده است.

اوون گلایبرمن ، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

آنونس

تریلر فیلم The Mandela Effect | خاطرات به تو دروغ می‌گویند

تریلر فیلم The Mandela Effect

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم The Mandela Effect را به کارگردانی دیوید گای‌لوی و بازی چارلی هوفهایمر، الکسا پالادینو، رابین لرد تیلور و … با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم The Mandela Effect از آن بیش‌تر بدانید:

اثر ماندلا از جمله پدیده‌های عجیب دنیای مدرن است که بنا بر آن، خاطرات کاذبی در ذهن ما ثبت می‌شود و عده‌ای معتقدند این، نتیجه‌ی لغزیدن انسان‌ها در جهان‌های موازی مختلف و ترکیب خاطرات رخ داده است. حال این پدیده دست‌مایه‌ی فیلمی تولیدی شرکت پریسکوپ انترتینمنت شده است.

در کنار تماشای تریلر The Mandela Effect ببینید:

دومین تریلر فیلم Sonic | سونیک با چهره‌ای جدید بر روی پرده‌های سینما

فیلم داستان مردی با نام برندان را روایت می‌کند که پس از مرگ شوکه‌کننده‌ی دخترش به علت غرق شدن در دریا، متوجه رخ دادن اتفاقات عجیبی می‌شود که او نسبت به صحت خاطراتش شک می‌کند.

این فیلم توسط دیوید گای لوی نوشته و کارگردانی شده است. از جمله بازیگران فیلم باید به چارلی هافهایمر در نقش برندان، آلکسا پالادینو در نقش کلیر، همسر برندان، رابین لرد تیلور در نقش مت، یکی از دوستان برندان و کلارک پیترز در نقش دکتر فوش حاضر هستند.

این فیلم ششم دسامبر در سینماهای آمریکا اکران می‌شود.

در کنار تماشای تریلر The Mandela Effect ببینید:

به بهانه‌ی بیست سالگی Fight Club | تریلر جدید فیلم با زیرنویس فارسی

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها