با ما همراه باشید
اسکورسیزی اسکورسیزی

سینمای جهان

اسکورسیزی، پاچینو و دنیرو از «مرد ایرلندی» می‌گویند | این فیلم باید ساخته می‌شد!

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: در حاشیه‌ی برگزاری فستیوال نیویورک، مارتین اسکورسیزی ، آل پاچینو، رابرت دنیرو و جو پشی از مراحل ساخت مرد ایرلندی گفتند

می‌‌خواهم با یک سؤال ساده شروع کنم. این پروژه چگونه آغاز شد؟ داستان از چه قرار بود؟

جین روزنتال (تهیه‌کننده): سال ۲۰۰۷ در صدد ساخت فیلمی با نام «زمستان فرانکی ماشین» بودیم. با برَد گری، که آن زمان رئیس شرکت پارامونت پیکچرز بود در این‌باره صحبت کردیم. باب (رابرت دنیرو) ذکر کرد کتاب دیگری خوانده که به نظر می‌توان دو داستان را با هم ترکیب کرد. اسم کتاب «شنیدم خانه‌ها را رنگ می‌کنی» بود. تصمیم گرفتیم همین ایده را اجرا کنیم و آن را به برَد ارائه دادیم. برَد از سرعت بالای ما شوکه شده بود. استیون زیلیان هم فیلم‌نامه را نوشت و به این ترتیب، سفرمان آغاز شد.

نتفلیکس با مرد ایرلندی معادلات را بر هم می‌زند | فیلم‌هایی که هیچ کس نخواهد ساخت

اما، در چه مقطعی وارد پروژه‌ی تولید این فیلم شدی؟

اما تیلینجر کاسکاف (تهیه‌کننده): از همان ابتدا حضور داشتم ولی بیش‌تر مسئولیتم مربوط به فیلم‌برداری و آماده شدن برای این کار بود.

و این دوره، طولانی بوده؛ درست است؟

اما تیلینجر کاسکاف: ۱۰۸ روز

مارتین اسکورسیزی : اما قضیه طولانی‌تر از این حرف‌هاست. از سال ۱۹۹۵ و بعد از ساخت کازینو، می‌خواستیم باری دیگر با هم همکاری کنیم. دائمن درباره‌ی پروژه‌ها‌مان در زمان‌های مختلف در تماس بودیم ولی فرصت مناسبی فراهم نشد. تلاش‌مان سر ساخت فیلم «زمستان فرانکی ماشین» هم به بن‌بست خورد.

آل پاچینو در مصاحبه با ورایتی از مرد ایرلندی می‌گوید: مسافر بین راهی بودم

رابرت دنیرو: بعد نزدیک به دو سال پیش از صحبت‌ها‌مان، دوستی خواندن آن کتاب را به من پیشنهاد داد. ابتدا هدفم از خواندن کتاب، تحقیق برای فیلم «زمستان فرانکی ماشین» بود ولی بعد از خواندنش، آن را به مارتین نشان دادم.

مارتین اسکورسیزی : باب کتاب را به من نشان داد و می‌دیدم که به شدت با شخصیت اصلی خو گرفته. بعد از آن، کارها به سرعت پیش رفت. بعد از آن تماس با برَد، استیو زیلیان را برای نوشتن فیلم‌نامه استخدام کردم. فکر می‌کنم تمام این ماجراها برای ده سال پیش است. آل پاچینو و جو پشی هم از همان ابتدا انتخاب‌های ما برای حضور در فیلم بودند.

و همیشه می‌خواستید با آل پاچینو، همکاری کنید، درست است؟

مارتین اسکورسیزی: اولین باری که آل را دیدم، سال ۱۹۷۰ سر نمایش‌نامه‌ی ‌«موش‌ها» بود. فرانسیس کاپولا ما را به یک‌دیگر معرفی کرد. در طی سال‌ها ولی خواسته و ناخواسته، را‌ه‌مان هیچ‌گاه به هم نرسید. یادم است شش سال پیش یا حتا بیش‌تر، با آل سر این فیلم صحبت کردیم. او همان‌جا به ما خیره شد و گفت «مطمئنید این فیلم ساخته می‌شود؟!» البته حرف او بیش‌تر مربوط به سن و سال بالای خودمان بود ولی در نهایت قول دادم که فیلم ساخته می‌شود. به دلایل مختلفی، مثبت و منفی، پروسه‌ی تولید به تأخیر می‌افتاد که مهم‌ترینش، جنبه‌ی تکنیکی فیلم بود

مروری بر «مرد ایرلندی» اسکورسیزی: منتقدان چه می‌گویند؟

بازی در نقش فرد معروفی مانند جیمی هافا چه احساسی داشت؟ باید چالش جالبی باشد.

آل پاچینو: نقش سختی‌های خودش را داشت اما در دنیای امروزه به سبب دسترسی به اطلاعات بسیار در مورد این شخصیت‌ها مانند آشنایان‌شان، کتاب‌هایی که در موردشان نوشته شده‌اند و مهم‌تر از همه ویدیوهایی که از آن‌ها موجود است، کار را آسان‌تر می‌کند. در حالی که مثلن برای بازی در نقش سرپیکو، اطلاعات من تنها به صحبت‌هایی که با سرپیکوی واقعی انجام دادم، محدود بود. اما جیمی هافا، بحث متفاوتی است. اطلاعات بسیاری را از گوش و کنار می‌توانید به دست آورید و خود من هم در دوران نشستن او بر مسند قدرت بزرگ شدم.

آقای پشی، می‌توانید درباره‌ی اولین بازی‌تان پس از سال‌ها دوری از سینما بگویید؟

جو پشی:  نمی‌دانم چه بگویم! من فقط هر کاری که مارتین ازم بخواهد انجام می‌دهم و بس

تجربه‌ی همکاری پس از بیست و چهار سال (از زمان ساخته شدن کازینو) چه احساسی داشت؟

رابرت دنیرو: من و مارتین به دلایل مختلفی نتوانستیم با هم کار کنیم. در مورد فیلم هم با مارتین صحبت‌های طولانی داشتم و هم با جو. در نهایت، خوش‌حالم که با وجود مدت زمان طولانی که سپری کردیم، توانستیم فیلم را بسازیم. در زمینه‌ی مالی هم خوش‌شانس بودیم