با ما همراه باشید

میلاد علیزاده – آرت‌تاکس:

اپیزود اول فصل هفتم بازی تاج و تخت با عنوان Dragonstone سرانجام از راه رسید.

پخش فصل هفتم پربیننده‌ترین سریال سال‌های اخیر که براساس کتاب نغمه‌ی یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) ساخته شده، از آخرین هفته‌ی تیرماه ۱۳۹۶ در شبکه‌ی HBO آغاز شده لست. فصل تازه‌ی بازی تاج و تخت یا همان Game of Thrones تنها ۷ اپیزود خواهد داشت و با ۶ اپیزود فصل نهایی داستان حماسی جرج آر آر مارتین به پایان خواهد رسید.

وب‌سایت WatchMojo هم‌زمان با آغاز فصل تازه تحلیلی هفته‌گی را بر اپیزودهای این فصل آغاز کرده که در آن نکات مهم و کلیدی هر قسمت که شاید از چشم بینندگان مخفی مانده باشد مرور می‌شود.

این تحلیل‌ها را از این هفته در آرت‌تاکس به‌طور هم‌زمان برای شما هم با زیرنویس فارسی اختصاصی منتشر می‌کنیم تا در کوران نظرات و تحلیل‌های جهانی از پربیینده‌ترین سریال حال حاضر جهان قرار بگیرید.

نخستین قسمت این ویدیوها طبعن به اپیزود اول فصل هفتم بازی تاج و تخت اختصاص دارد. نکته‌هایی درباره‌ی خواننده‌ی پاپ معروف اد شیرن و ترانه‌ی دست طلایی‌اش، احتمال خیانت جیمی لنیستر به خواهرش سرسی؛ و البته، مهم‌ترین چیزی که همه در این فصل برای کشتن وایت‌واکرها به دنبال‌ش خواهند بود: شیشه‌ی اژدها.

 

آنونس

تریلر فصل سوم سریال چیزهای عجیب | تابستان در هاوکینز

تریلر فصل سوم سریال چیزهای عجیب

تریلر فصل سوم سریال چیزهای عجیب ، مجموعه‌ی محبوب شبکه‌ی نت‌فلیکس با زیرنویس فارسی

از فصل سوم چیزهای عجیب بیش‌تر بدانید:

چیزی تا پخش فصل سوم سری علمی تخیلی بسیار محبوب نت‌فلیکس یعنی چیزهای عجیب نمانده و این شرکت با انتشار تریلر پایانی قصد دارد عطش هواداران را تا زمان عرضه‌ی این فصل تا حدی فروبکشاند.

در کنار تریلر فصل سوم سریال چیزهای عجیب ببینید:

تریلر فیلم سرخوشی | ترس؛ نتیجه‌ی درهم‌شکستگی سرخوشی‌ست

داستان فصل سوم چندین ماه پس از فصل قبلی آغاز می‌شود و شخصیت‌ها نسبت به قبل بزرگ‌تر و به وضوح وارد دوران نوجوانی شده‌اند. خالقان و نویسندگان سریال، برادران دافر قول هیولاها و شیاطین جدید داده‌اند و بازیگران نیز ذکر کرده‌اند با داستانی بزرگ‌سالانه‌تر روبه‌روییم.

تمام قسمت‌های فصل سوم سریال چیزهای عجیب ۴جولای پخش خواهند شد.

 

ادامه مطلب

تلویزیون

اوا لونگوریا: اگر حواست نباشد چیزی یاد نمی‌گیری!

اوا لونگوریا

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: اوا لونگوریا در سریال هتل بزرگ نقش اصلی، تهیه‌کنندگی و هم کارگردانی را انجام می‌دهد. حالا او در این گفت‌وگو درباره جدیدترین اثرش و زندگی شخصی‌اش صحبت می‌کند:

سلام! خیلی خوبه که در حالی در این سریال می‌بینیمت که هم تهیه‌کننده‌ای، هم سمت‌های دیگه داری. از یازده بازیگر، نه نفرشون رنگین‌پوست هستن. نصف این افراد هم نویسنده‌های زن هستن. این گوناگونی افراد و تفاوت برات تا چه حد مهم بوده؟

خدای من… خب راستش با توجه به پروسه خیلی طبیعی به نظر می‌اومد. سریال در میامی اتفاق می‌افته، بدون دیدن افراد لاتین نمی‌شه میامی رو نشون داد. سعی کردیم به جهان سریال و بازیگرهامون پایبند باشیم. موقعی که شروع به استخدام کارگردان کردیم، می‌دونستم که کارگردان زن می‌خوام بنابراین اول همه‌ی جاها رو به زن‌ها دادیم.

در کنار گفت‌وگوی اوا لونگوریا ببینید:

ستاره‌های فیلم بوک‌اسمارت (خرخوان) در استودیو هالیوودریپورتر

بقیه هیچ‌وقت روی این موضوع فکر نمی‌کنن، به این‌که زن‌ها و رنگین‌پوست‌ها حضور پیدا کنن. این عالی‌یه چون می‌خواستیم فیلم‌برداری از دید افراد مختلف باشه، واسه همین برام مهم بود. فیلم‌بردار ما هم زنه، آلیسون کلی، که کارش حرف نداره. واقعن کم پیش‌ می‌آد.

وقتی به صورت خودآگاه یه کاری رو انجام می‌دی، تاثیرش رو می‌بینی. معمولن یه تصمیم‌هایی رو ناخودآگاه می‌گیریم. مردم حواس‌شون نیست که زن‌ها رو هم می‌شه انتخاب کرد.

آره، به کارگردان زن فکر نمی‌کنن. حالا که حرف از کارگردانی شد از خودت بگیم. تهیه‌کننده، بازیگر، کارگردان و مهم‌تر از همه، مادر!

وقتی قسمت اول رو فیلم‌برداری کردیم من باردار بودم. موقع فیلم‌برداری هشت ماهه بودم، وقتی هم که کارگردانی می‌کردم پسرم دو یا سه ماهه شده بود.

چهارشنبه تولد یک سالگی‌شه. تولدش مبارک! اون برای نمایش افتتاحیه هتل بزرگ باهات روی فرش قرمز هم اومد. برای تولدش برنامه‌ی خاصی داری؟

روز تولدش می‌خوایم غسل تعمید هم انجام بدیم. قسم می‌خورم که نمی‌خواستم از اون مادرهایی باشم که تولد یک‌ سالگی آن‌چنانی برای بچه‌شون می‌گیرن. بچه که یادش نمی‌مونه! واسه همین تعداد مهمون‌ها رو به صدوپنجاه نفر محدود کردیم! از عروسی‌مون شلوغ‌تره! اما همون‌طور که شوهرم می‌گه، به خاطر غسل تعمیدشه نه فقط تولدش. جفتشون با همن.

در کنار گفت‌وگوی اوا لونگوریا ببینید:

گفت‌وگو با بن استیلر و بازیگران سریال فرار از دانمورا در هالیوودریپورتر

تا وقتی حس کنه دوستش دارن دیگه هیچی مهم نیست همه‌‍‌مون تو رو به خاطر کدبانوهای وامانده دوست داریم. در افتتاحیه گفتی که این سریال مثل یه مستر کلاس برای یادگیریت بوده. یعنی می‌شه گفت برات منبع الهام ساخت این‌ یکی سریال بوده؟

خب من ده سال از عمرم رو با سریال کدبانوهای وامانده گذروندم، پس می‌شه گفت ازش آموزش فیلم‌سازی دیدم. حواسم بود که دوربین‌ها کجا رو می‌گیرن، با همه‌ی کارگردان‌ها حرف می‌زدم و دوست داشتم که اون‌جا باشم. اگه ده سال سر یه سریال باشی و حواست جمع نباشه هیچی یاد نمی‌گیری.

ادامه مطلب

تلویزیون

ستاره‌های سریال داستان های شهر در گفت‌وگو با هالیوودریپورتر | سرخوش‌تر و جادویی‌تر از دنیای واقعی‌

سریال داستان های شهر

سریال داستان های شهر ، اقتباسی‌ست از مجموعه رمان ۹بخشی به همین نام، که توسط پنج نویسنده‌ی آمریکایی به نگارش درآمده‌. این سریال، که پخش آن برعهده‌ی شبکه‌ی نتفلیکس است، از تاریخ ۷ ژوئن منتشر شده. در این ویدیو الن پیج، چارلی بارنت، زاشا مامت، لورن مورلی و لورا لینی، بازیگران سریال داستان های شهر، از تجربه‌ی بازی در این سریال می‌گویند.

در گروه بازیگران که با هم کار کردین به جز خودتون، المپیا دوکاکی حضور داره و همچنین مری بارتلت، ویکتور گاربر، جن ریچاردز و دنیل آوگا هم هستن. لیست آدم‌های بااستعدادی که باهاشون کار کردین همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه. کار به همچین مجموعه‌ی فوق‌العاده‌ای چه‌طور بود؟

الن پیج: «سر صحنه این شکلی بودیم؛ دائم جنگ و دعوا. بعضی اوقات بحث خیلی شدید می‌شد! نه، خیلی راحت می‌گم واقعن فوق‌العاده بود. کار کردن با لورا، و منظورم سوم شخص نبود رؤیایی بود که به حقیقت پیوست چون یکی از بازیگران موردعلاقه‌مه و زاشا، چارلی و بقیه؛ می‌تونم بگم برای من لذت‌بخش‌ترین بخش این تجربه بود. این که چه‌قدر راحت با هم ارتباط برقرار کردیم. این موضوع احساس می‌شد و همه اون‌جا بودن که تمام توانشون رو بذارن و این رو می‌شد احساس کرد.»

در کنار گفت‌وگوی بازیگران سریال داستان های شهر ببینید:

ستاره‌های فیلم بوک‌اسمارت (خرخوان) در استودیو هالیوودریپورتر

چارلی بارنت: «فکر کنم یه چیزی که مهمه و این رو تو سابقه‌ی نسبتن کم ولی در حال رشدم می‌بینم، این که وقتی گروه بازیگری یا اعضای پشت‌صحنه، هر کسی که تو ساخت دخالت داره یه هدف شخصی یا شور و شوق زیادی داره محیط این شکلی درست می‌کنه که همه راحت‌ترن. آره، همیشه چالش و تنازع و مشکل هست ولی به شکل متفاوتی باهاش مواجه می‌شی. فکر کنم که این دری بود که از همون اول باز شد و تونستیم سریعن با هم راحت بشیم.»

زاشا مامت: «در کنار این، فکر می‌کنم وقتی چیزی می‌سازی که همه احساس می‌کنن کار مهمی‌یه و این که صرفن برای سرگرمی نیست. البته مشخصن امیدواریم سرگرم‌کننده باشه ولی چیزی می‌سازی که کادر پشت صحنه و اعضای گروه گریم و نویسنده‌ها و بازیگرها که بسیار مهمه. چیزی می‌سازه که همون‌طور که روی پوستر نوشته شده یه خانواده‌ی منتخبه. همه‌مون انتخاب کردیم که عضوی از این پروژه باشیم و در نتیجه ارتباط خاصی بین‌مون برقرار می‌شه و فراتر از سرگرم‌کنندگی هم می‌ره.»

یکی از دیالوگ‌های اول سریال اینه که سان‌فرانسیسکو از دهه‌ی شصت به شدت تغییر کرده بنابراین چه‌طور تونستین این داستان رو به زمان حال بیارین و مدرنیزه کنین تا مناسب یه نسل جدید باشه؟

لورن مورلی: «همه در مورد این صحبت می‌کنن که سان‌فرانسیسکو خودش یه شخصیته ولی سریال فضای مخصوص به خودش رو داره. به خودمون یادآور می‌شیم که این زندگی‌ای‌یه که دوست داریم داشته باشیم نه چیزی که در واقعیت هست. بنابراین پیدا کردن راه‌هایی برای صحبت در مورد سان‌فرانسیسکو و شرایطی که عملن باعث شده غیرقابل زندگی بشه مهم بود.

اما سریال داستان های شهر قرار نیست مستند باشه، یه مقدار سرخوش‌تر، گرم‌تر و جادویی‌تر از دنیای واقعی‌یه. بنابراین پیدا کردن راهی برای گنجوندن این مسأله اون هم به شکل خنده‌دار در کنار این که بعضی از شخصیت‌ها در انتهای سریال با این مسأله به شکل واقعی مواجه می‌شن راهی برای این بود که بگیم شهر واقعن تغییر کرده ولی روحیه‌ای در ساکنانش هست که لااقل از نظر من، همون باقی مونده.»

در کنار گفت‌وگوی بازیگران سریال داستان های شهر ببینید:

گفت‌وگو با بن استیلر و بازیگران سریال فرار از دانمورا در هالیوودریپورتر

لورا لینی: «خب، شرایطی که الآن هست تو سال ۱۹۹۳ اصلن قابل دیدن نبود و خودش مشکلات سیاسی، اختلافات فرهنگی و کشمکش مختص به خودش رو داشت. منظره‌ی اون زمان کاملن با حال فرق می‌کنه در نتیجه وقت مناسبی بود که سریال داستان های شهر رو برگردونیم روی آنتن و این که به نسل جدید انتقال پیدا کنه، یکی از بخش‌های اساسی باشه.

تفاوت‌ها رو ببینی، هر چی باشه یه تاریخی این وسط هست، این‌که چه‌طور داریم رشد و پیش‌رفت می‌کنیم و چیزهایی که به‌مون کمک می‌کنن یا صدمه می‌زنن رو بشناسیم. همه‌ی این‌ها قراره به کجا ختم بشه. فکر می‌کنم این‌ها سوالات مهمی بود که باید پرسیده می‌شد و این وظیفه‌ی سریال بود.»

همون‌طور که گفتی، از اول کار جزوی از این داستان بودی. چه احساسی داشتی وقتی به این پروژه برگشتی و در نقش مری‌آن قرار بگیری؟

لورا لینی: «عالی بود. آدم‌های انگشت‌شماری هستن که می‌تونن بگن یه نقش رو برای بیست و پنج سال داشتن و مسیر زندگی‌م رو به شکل قابل‌توجهی تغییر داد؛ هم از دید شخصی هم از دید حرفه‌ای. ولی در عین حال، خیلی فرق می‌کنه دوران متفاوتی‌یه، و باید هم این‌طور باشه. باید بازتاب این باشه و به نظرم هست بنابراین از جهاتی با یه چیزی خاطره داریم ولی از طرف دیگه داری به یه تجربه‌ی نو پا می‌ذاری که به شکل مناسبی تغییر کرده وقتی برمی‌گردیم به دنیای سریال به عنوان یک زن می‌بینی به کجا رسیده و هم به عنوان مادر.»

رابطه‌ی مادرانه دخترانه‌ی پیچیده‌ای بین لورا و شخصیت الن، شاونا هست. وقتی همچین دینامیکی رو بین شخصیت‌ها دیدم مثل خیلی از روابط بین مادر و دختر خیلی پیچیده است. یه لحظه بهترین دوست‌های هم‌دیگه هستین و در یک آن یادت می‌آد که ازش متنفری. این حالت دائمن عوض می‌شه. حالا بازی کردن در نقش شاونا و نشون دادن این رابطه‌ی پیچیده به شکلی که بیننده باهاش ارتباط برقرار کنه، چه‌طور بود؟

الن پیج: «آره. خب مشخصن یکی از بخش‌های بسیار جذابی بود که من رو به این نقش کشوند و باعث شد در قالبش قرار بگیرم و وارد روایت بشم. مثل اینه که تظاهر می‌کنه که به همچین عشقی نیاز نداره و نیازی نداره با مادرش بسازه. ولی فکر می‌کنم در اعماق ذهنش این رو می‌خواد و نیاز داره. مشخصن این شخصیت بار سنگینی به دوش می‌کشه.

به فرزندخوندگی قبول شده، مری‌آن ترکش می‌کنه و تنها با پدرش بزرگ می‌شه که البته نمی‌دونه که پدر واقعی‌ش نیست. بنابراین سفری رو آغاز می‌کنه، در واقع با هم وارد سفری می‌شن که هم‌دیگه رو بشناسن، با هم ارتباط برقرار کنن و متوجه این بشن که از خیلی لحاظ تفاوتی با هم ندارن.»

در کنار گفت‌وگوی بازیگران سریال داستان های شهر ببینید:

جنیفر انیستون و آدام سندلر از راز جنایت می‌گویند: پیدا کردن فیلم‌نامه‌ی درست و حسابی زمان‌بر است

زاشا، شحصیت تو کلیر، کسی‌یه که انگار از خارج این حباب داره به درون نگاه می‌کنه بازی در نقش شخصیتی که وارد این جامعه می‌شه و از دیدگاه خارجی داره تجربه می‌کنه، چه‌شکلی‌یه؟

زاشا مامت: «فکر می‌کنم به نوعی خوب بود، با توجه به این که به نوعی من هم در موقعیت کلیر بودم. برمی‌گردم به یکی از سؤالاتی که قبل‌تر پرسیدی؛ نسل جدیدی از داستان‌ها وجود دارن و وارد این فضای داستانی می‌شی که هم تو ادبیات ثبت شده هم تو فیلم. وقتی وارد این جمع شدیم، به شدت صمیمانه باهامون برخورد کردن ولی این احساس وجود داشت که داریم وارد حوزه‌ای می‌شیم که از قبل ثبت شده و تازه‌واردهای جمع هستیم.

فکر می‌کنم کلیر شخصیت جالبی‌یه. جامعه‌ای توی سریال داری که به شدت با هم نزدیکن و ارتباط قوی دارن. حتا کلیر اقرار می‌کنه که من نمونه‌ی بارز یه تازه‌وارد هستم. بنابراین آره؛ دقیقن مثل خودم که وارد این تجربه می‌شم و از خارج از این حباب آروم آروم وارد می‌شم، عملن همون کاری که کلیر داره انجام می‌ده.»

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها