با ما همراه باشید

باران کوثری در استودیو آرت‌ تاکس

  • اولین مواجهه‌ی من با مجیدرضا مصطفوی از طریق فیلم‌نامه‌ی «آستیگمات» بود. شنیده بودم که فیلم‌نامه‌ی خوبی‌ست اما با خواندنش سورپرایز شدم. در سال‌های اخیر فیلم‌های اجتماعی با معضلاتی مثل اعتیاد، مسکن و … کم نداشته‌ایم با این همه «آستیگمات» یک پیش‌نهاد جدید است.
  • یکی از ویژگی‌های دیگر فیلم ترکیب بازیگران آن است. وقتی فهمیدم محسن کیایی در فیلم پارتنرم است گفتم: «دم مجید گرم با این انتخابش!». به نظرم هم مهتاب نصیرپور و هم محسن کیایی یکی از بهترین بازی‌هایشان را ارائه داده‌اند.
  • مهم‌ترین ویژگی مجیدرضا مصطفوی تسلطش بر کار است. او فیلم را یک بار در ذهنش ساخته و می‌داند از هر صحنه چه می‌خواهد. به نظرم راس هر فیلم کارگردان آن است. اگر این فیلم را با همین کست شخص دیگری می‌ساخت به نتیجه‌ی امروز نمی‌رسیدیم.
  • راستش را بگویم از تکرار نمی‌ترسم. همیشه برایم مهم‌تر بوده، فیلم می‌خواهد چه بگوید تا باران کوثری با یک نقش جدید و متفاوت روبه‌رو شود.

بیش‌تر ببینید:

چرا آستیگمات مهم‌ترین فیلم سینمای امسال ایران است؟ | لینک تماشا

 

 

انتخاب سردبیر

التون جان در گفت‌وگو با ورایتی: لحظه‌ای از خودم می‌پرسم راه را درست آمد‌ه‌ام؟

التون جان

التون جان : واقعن از موقعیتی که در آن هستم هیجان‌زده‌ام. هنگام بچگی، هیچ‌گاه باور نمی‌کردم فیلم داستان زندگی‌ام در جشنواره‌ی کن پخش شود. این لحظات برای من بسیار سورئالند.

چرا این فیلم در سال ۲۰۱۹ ساخته شد؟

التون: ۱۰ سالی می‌شد که در مورد پروسه‌ی تولید فیلم مذاکره می‌کردیم. چند سال پیش من و مدیر برنامه‌ام دیوید فرنس، شروع کردیم به برنامه‌ریزی برای تور خداحافظی‌ام. در نتیجه‌ی این، تصمیم گرفتیم فیلم را بسازیم و کتاب هم در ماه‌های آینده پخش می‌شود. تور هم قرار است تا دو سال آینده ادامه داشته باشد و برای جولای هم اکران شیرشاه را در پیش دارم. البته هیچ کدام از این مسائل تصادفی نبودند.

هیچ‌گاه باور نمی‌کردم فیلم داستان زندگی‌ام در جشنواره‌ی کن پخش شود. این لحظات برای من بسیار سورئالند

دیوید پیش‌تر به من گفت که دیدن برخی صحنه‌ها برایش دردناک بوده. برای تو چه‌طور؟

التون جان : دیدن بخش‌های مربوط به خانواده‌ام برایم دردناک بود. اعتیاد، مشکلی بود که عاملش خود من بودم ولی دیدن مسائل و در نهایت منجر شدن همه‌ی این‌ها به دوران اعتیاد برایم مهم بود؛ و البته مادربزرگم، او را بسیار دوست داشتم. البته دیدن رابطه‌ام با برنی فوق‌العاده‌ است و تارون اجرتون و جیمی بل به بی‌نقص‌ترین شکل ممکن در نقش‌شان حاضر بودند. داشتن چنین رابطه‌ی محکم و پرمحبت در دنیایی که زندگی‌ می‌کنیم به شدت ارزشمند است.

به نظرت رجینالد کوچک اگر تو را الآن می‌دید، چه احساسی می‌داشت؟

التون جان : الآن را ببیند خوش‌حال ولی احتمالن لحظاتی هست که به شدت از من بدش بیاید و این در فیلم هم دیده می‌شود. هم اکنون زندگی فوق‌العاده‌ای دارم اما آن زمان می‌دانستم باید تغییر می‌کردم. انتخاب من هم نیز همین بود و تا جای ممکن تلاشم را برای بازسازی زندگی‌ام انجام دادم اتفاقی که یک شبه رخ نداد و متحمل تلاش و زحمت بسیاری شدم

من هم سابقن معتاد به الکل بودم و لحظاتی بود که فکر می‌کردم ادامه‌ی زندگی ممکن نیست. آیا این برای تو نیز صدق می‌کرد؟

التون: چندین بار. درد قفسه سینه داشتم و گاهی چندین شبانه‌روز نمی‌خوابیدم. بعضی اوقات اسپاسم‌های شدیدی داشتم که زمین می‌افتادم و بقیه من را به تخت بازمی‌گرداندند. نیم ساعت بعد همان آش و همان کاسه. دوران سختی بود

پرسش: آیا خود را یک نجات‌یافته می‌دانی؟

التون جان : قطعن. من یه نجات‌یافته‌ام.تجربه‌های سخت زیادی در زندگی‌ام داشتتم. زندگی پر از سختی‌هاست حتا وقتی به الکل لب نزنی. الآن نیازی نیست از مشکلاتم فرار کنم چون انسان‌های فوق‌العاده‌ای در زندگی من حضور دارند که من را همراهی می‌کنند. روابط نیز همین شکلی است.وقت‌هایی که حال خوب نداری باید حرف بزنی و مشکلاتت را بیان کنی. کاری که به هنگام معتاد بودنم قادر به انجام دادنش نبودم. البته جز مواقعی که کوکائین می‌کشیدم و شروع می‌کردم به شر و ور گفتن!

فکر می‌کنم هر هنرمند خلاقی شک و تردید را همراه خودش دارد. لحظاتی هست که در زندگی از خود می‌پرسی که آیا راه درست را انتخاب کردم؟

هنوز هم با خودت فکر می‌کنی که چه شد این‌جا رسیدی؟ چه سفر باورنکردنی بوده؟

التون جان : فوق‌العاده است. و همه‌ی این اتفاقات در یک بازه‌ی بیست ساله از دهه‌ی هفتاد تا نود رخ دادند! سال‌هایی پر از احساسات و موفقیت و ناراحتی و بدبختی اما از زندگی کنونی‌ام بسیار راضی‌یم و خوش‌حالم تمام این تجربیات را کسب کردم. این که پدر و مادرم با وجود این که علاقه‌ای به زندگی با هم نداشتند ولی برای من کنار هم می‌ماندند برایم بسیار ارزشمند بود. هر چند که از این عدم علاقه میان‌شان متنفر بودم. خوش‌حالم که در ازدواج‌های بعدی‌شان، توانستند به عشق برسند. با پیرتر شدن، شرایطشان را بیش‌تر درک می‌کنم اما این موضوع زخم عمیقی بر من گذاشت که مدت زمان زیادی نیاز بود تا التیام بیابد. و شاید این زخم هیچ‌گاه ترمیم نشود. هیچ‌وقت خارج از صحنه اعتماد به نفس نداشتم ولی آن بالا غرق در لذتم.

واقعن؟

التون جان : فکر می‌کنم هر هنرمند خلاقی شک و تردید را همراه خودش دارد. لحظاتی هست که در زندگی از خود می‌پرسی که آیا راه درست را انتخاب کردم؟ و همین ممکن است ما را به یک هیولا تبدیل کند. الکل و مواد مخدر هم کاری از پیش نمی‌برند و کم کم از واقعیت فاصله می‌گیری. زندگی‌ای که داشتم، با همه‌ی خانه‌های زیبا و گران‌قیمت در مرکز توجه به گذشته‌ام هم‌خوانی نداشت. قسم خوردم وقتی مسیر زندگی‌ام را تغییر دادم، هیچ‌گاه کارهایم را تکرار نمی‌کنم. هنوز هم زندگی فوق‌العاده‌ای دارم ولی آدم‌هایی هستند که تو را به واقعیت برمی‌گردانند، مثل فرزندانم.

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

منوچهر معتبر در گفت‌وگو با محمدرضا شاهرخی‌نژاد: چیزی پشت سرم جا گذاشته‌ام

منوچهر معتبر

منوچهر معتبر در گفت‌وگو با محمدرضا شاهرخی‌نژاد: چیزی پشت سرم جا گذاشته‌ام

مرور کارنامه‌ی شصت‌ساله‌ی منوچهر معتبر فرصتی به دست می‌دهد تا با فضا و اتمسفر فرهنگی ایران معاصر هم بیش‌تر از گذشته آشنا شویم یا در صورت آشنایی آن را دوره کنیم. معتبر که از سال ۱۳۳۹ به تهران آمده و در هنرهای زیبا درس خوانده خاطرات دست اولی از فضای آکادمیک آن دوران دارد. معتقد است هنرهای زیبای آن دوران به ریاست علی‌محمد حیدریان تحت تاثیر جنبش‌های رایج هنری در پاریس بود و طبیعت‌گرایی صرف، در دستورکار اساتید. او از مرتضی ممییز می‌گوید که سعی در خلق آثاری آوانگارد داشت و اساتید از او ایراد می‌گرفتند.

این ویدیو  با مرور کارنامه‌ی منوچهر معتبر در دوران انقلاب و پسا انقلاب به گوشه‌های دیگری از زندگی این هنرمند هم سرک می‌کشد.

 

از بخش تجسمی آرت‌تاکس بیش‌تر ببینید:

محمود بخشی در گفت‌وگو با محمدرضا شاهرخی‌نژاد: لحظه‌ی خلق به ساختار فکر نمی‌کنم | لینک تماشا

اختصاصی آرت‌تاکس با بهرام دبیری | ارزش هنر به قیمتش نیست | لینک تماشا

اختصاصی آرت‌تاکس با مهرداد افسری | فریم مهم نیست، فکر پشت فریم  مهم است |‌ لینک تماشا

ادامه مطلب

ادبیات

سینا دادخواه در دو نقطه | نویسنده‌ام نه داستان‌نویس!

سینا دادخواه در دو نقطه

سینا دادخواه در دو نقطه | نویسنده‌ام نه داستان‌نویس!

تاک‌شوی دو نقطه، محصول جدید آرت‌تاکس درباره‌ی روایت در جهان امروز است. گل‌بو فیوضی، طراح و میزبان این برنامه، درباره‌‌ی دو نقطه می‌گوید: «در دو نقطه قرار است راجع‌به روایت حرف بزنیم، به نظرم روایت پدیده‌ی مهمی‌ست و از درون انسان برمی‌آید.»

در  قسمت دوم «دو نقطه»، سینا دادخواه میهمان این برنامه‌ است. گل‌بو فیوضی در ابتدای گفت‌وگو به مقدمه‌ی کتاب نخست دادخواه اشاره می‌کند که خودش را نویسنده‌ی یک نسل نامید، اما در این‌ سال‌ها سمت‌وسوی فعالیت‌ش نشان می‌دهد در کنار نویسنده‌ی نسل، می‌توان از دادخواه به عنوان نویسنده‌ی شهر (تهران) یاد کرد. سینا دادخواه در «دو نقطه» می‌گوید: «هم با این برچسب‌ها مخالفم هم نیستم! تا جایی که خلاقیت‌ را از نویسنده نگیرد ایرادی ندارد اما اگر دست و پای نویسنده را ببندد خوب نیست. بخشی از این لیبل نویسنده‌ی نسل و شهر برای دهه‌ای‌ست که در آن متولد شدیم (دهه‌ی شصت) و دهه‌ای که در آن جوانی کردیم(دهه هشتاد). اینترنت تازه آمده بود، فضای به محاق رفته‌ی شهری در دهه‌های هفتاد و شصت در حال بازسازی بود و … من تصمیم گرفتم راوی این اتفاقات باشم.»

سینا دادخواه در دو نقطه از تفاوت نویسنده با داستان‌نویس می‌گوید: «هر نویسنده‌ای داستان‌نویس نیست. شما نویسنده‌اید اگر ناداستان بنویسید یا روزنامه‌نگار باشید، اما نمی‌دانم چه اصراری‌ست که همه‌ برای اثبات نویسنده‌بودن داستان‌نویس باشند. با این همه من جای خالی یک‌سری روایت‌ها را در امروز حس می‌کنم، چون روزنامه‌نگاری‌مان آنی نیست که باید. پس احساس وظیفه می‌کنم روایت‌هایی از این جنس را در داستان‌هایم بیاورم.»

از دیگر بخش‌های این برنامه می‌توان به #هکسره و «معرفی یک کتاب» اشاره کرد.

 

نوروز ۱۳۹۸ با آرت‌تاکس:

قسمت نخست تاک‌شوی دو نقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز | میهمان: بابک بیات

ویژه‌برنامه‌ی نوروزی -۱ | گفت‌وگو با بهنوش طباطبایی درباره‌ی غلامرضا تختی + ده پیش‌بینی از فصل آخر بازی تاج و تخت

ویژه‌برنامه‌ی نوروزی -۲ | گفت‌وگو با علی‌رضا معتمدی درباره‌ی «رضا» + معرفی فیلم «رما»‌ و مصاحبه با آلفونسو کوآرون

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها