با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: بخش نخست گفت‌وگو با بن کینگزلی درباره‌ی گاندی، فهرست شیندلر و آیرون‌من ۳

وقتی از اسکورسیزی حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

بن کینگزلی : «بگذارید برایتان بگویم که مارتین اسکورسیزی بعد از دیدن یک صحنه چه‌طور نظرش را ابراز می‌کند. در بلک‌باکس روی مانیتور تماشایش می‌کند. آن داخل خیلی تاریک است، ولی بعد که تماشایش تمام می‌شود، اطرافش روشن می‌شود. برای همین دستیار او راهنمایی‌اش می‌کند. از بین تعداد زیادی کابل و مسیری خطرناک به سمتم می‌آید، سپس روبه‌رویم می‌ایستد و می‌گوید: می‌خواهی یک بار دیگر فیلم بگیریم؟ به همین سادگی. همین‌قدر خالص و ساده. به جای این‌که حوصله‌‌ات را با یک سری خواسته‌های نشدنی که بعضی کارگردان‌های خودخواه بازیگر را مجبور به انجامش می‌کنند سر ببرد، فقط می‌پرسد: می‌خواهی دوباره فیلم بگیریم؟ من هم می‌گویم بله. یا اگر پاسخم نه باشد، می‌گوید: عالی‌‌ست! ادامه بدهیم.»

از این مجموعه بیش‌تر ببینید: گفت‌وگو با رالف فاینس

درباره‌ی فیلم گاندی:

ریچارد اتنبرا من را به ناهار دعوت کرد. اما تصادف عجیبی که اتفاق افتاد، این بود که من پیش از آن داشتم یک بیوگرافی تصویری از مهاتما گاندی می‌خواندم، درست همان هفته‌ای که من را به خانه‌شان دعوت کرد. داشتم به عکس‌های این مرد بزرگ نگاه می‌کردم که اتنبرا با من تماس گرفت و بهم پیشنهاد داد که روی بازی کردن این نقش فکر کنم. به یاد دارم که به ریچارد گفتم آقای اتنبرا… همین الان در حال خواندن بیوگرافی مهاتما گاندی هستم و او گفت: «البته که همین‌طور است! در معرض تصادفات بی‌نظیری قرار می‌گرفت.»

به یاد دارم که دعوتم کرد تا تصاویر و فیلم‌هایی را که از گاندی وجود داشت ببینیم. زندگی گاندی به خوبی ثبت شده، تعداد زیادی فیلم و عکس و مستندات از آن وجود دارد چرا که شخصیت بسیار مهمی‌ست. پنج ساعت پشت سرهم یکی از مستنداتش را که به سبک نیوزریل بود دیدم. حس کردم امکان ندارد بتوانم انجامش دهم. سینما را ترک کردم و دوباره سراغ هیچ مستندی نرفتم. اما اتنبرا غیرممکن را به ممکن تبدیل کرد.

مثل این بود که در سراشیبی بزرگ‌ترین کوه پوشیده با یخ ایستاده باشی و فکر کنی که اگر یک قدم برداری، سر می‌خوری

مثل این بود که در سراشیبی بزرگ‌ترین کوه پوشیده با یخ ایستاده باشی و فکر کنی که اگر یک قدم برداری، سر می‌خوری. ولی اتنبرا باعث شد موفق شوم. فکر می‌کنم همین که خیلی دوست داشتم نقش او را بازی کنم، باعث شد آن روزهای سخت و چالش‌برانگیز را در هند پشت‌سر بگذارم.

مردم هند بسیار سخاوت‌مند بودند. هیچ جلوه‌ی کامپیوتری وجود نداشت. باورتان می‌شود؟ در مراسم ختم واقعن چهارصدهزار نفر حضور داشتند! احساس بی‌نظیری بود. آماده‌سازی فیلم بیست سال طول کشید و بالاخره، مانند تیری که از کمان رها می‌شود، تیر به پرواز درآمد و باید بگویم که به نظرم درست به هدف خورد. فکر می‌کنم موفق شد، فیلم زیبایی از آب درآمد. این فیلم برای من، دروازه‌‌ای طلایی برای ورود به صنعت سینما بود.»

از این مجموعه بیش‌تر ببینید: گفت‌وگو با کلیر فوی

درباره‌ی فهرست شیندلر:

بن کینگزلی : «یک داستان زیبا پشت فهرست شیندلر، یا مطابق عنوان اصلی‌اش کشتی شیندلر، وجود دارد. در حال کار کردن با استیون زایلیان بودم که یک فیلم زیبا به نام «در جست‌وجوی بابی فیشر» نوشته بود. صحنه‌ای بود که من بین شطرنج‌بازهای بزرگ خاورمیانه بودم. یکی از شطرنج‌بازهایی که ‌آن‌جا بود، یک کتاب جلد کاغذی در دستش بود. کتاب را به من داد. باید بگویم لهجه‌‌ای خاص و دوست‌داشتنی‌ داشت. به من گفت: دوست دارم این را بخوانی. طوری کتاب را به من داد انگار که یک شیء عتیقه‌ی مقدس باشد! زیبا بود. کتاب را که اسمش «کشتی شیندلر» بود از او گرفتم، ورقش زدم و به شدت مسحورش شدم.

سه روز بعد، استیون زایلیان به من گفت: می‌خواهم این را بخوانی. و فیلم‌نامه‌ی فهرست شیندلر را به کارگردانی استیون اسپیلبرگ به دستم داد! بنابراین انگار دوباره شرایط طوری مقدر شده بود که یک قدم از برنامه جلوتر باشم.

از استیون اسپیلبرگ پرسیدم که چه می‌خواهد و کاراکتر من قرار است نشان‌گر چه چیزی باشد؟ جوابم را می‌دانستم. او گفت وجدان و من گفتم شاهد بودن

گاهی اوقات در زندگی همین‌طور می‌شود، خیلی زیباست. یادم است که با استیون اسپیلبرگ ملاقات کردم و درباره‌ی احتمال بازی کردن این نقش صحبت کردیم. پیش از آن نقش سایمون ویزنتال،یک مبارز علیه نازی‌ها را بازی کرده بودم و می‌دانستم که برای وارد شدن به هولوکاست و داستان، به کمال، انسانیت و انرژی زیادی احتیاج داریم. از استیون پرسیدم که چه می‌خواهد و کاراکتر من قرار است نشان‌گر چه چیزی باشد؟ جوابم را می‌دانستم. او گفت وجدان و من گفتم شاهد بودن. دست دادیم و کارم را شروع کردم. کلمات‌مان تقریبن یکی بودند.»

درباره‌ی آیرون‌من ۳:

بن کینگزلی : «رئیس مارول، یعنی کوین فایگی، برای دیدنم به خانه‌‌ام آمد و قضیه را برایم توضیح داد. بازی کردن نقش یک بازیگر به نظرم بی‌نهایت جذاب آمد. خیلی جالب بود. این نقشم بر اساس یک سری بازیگرهایی بود که در کمپانی رویال شکسپیر می‌شناختم. بهترین حالت او و مهم‌ترین نمایشش است. در کمال فروتنی باید بگویم؛ ترِوِر بازیگر معرکه‌ای‌‌ست!»

1,261 بازدید کلی, 3 بازدید امروز

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینماآرت

از روانکاوی کاراکتر تا طراحی لباس | How a Costume Designer Creates an Iconic Look

طراحی لباس

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس:‌ در این ویدیو مقاله نگاهی خواهیم داشت به هنر طراحی لباس در آثار سینمایی تا با پروسه‌ی خلق لباس‌های یک کاراکتر آشنا شویم.

از روانکاوی کاراکتر تا طراحی لباس | چگونه طراحان، لباس‌هایی خاص و نمادین خلق می‌کنند؟

اولین مرحله‌ی طراحی یه لباس عالی، درک فیلم‌نامه‌ست. برای این‌که کاراکترها قابل باور بشن، باید موقع طراحی کمد لباس‌هاشون همه‌ی جنبه‌های شخصیت‌شون رو در نظر بگیری؛ اهل کجان، شرایط مالی‌شون چی‌یه، تا چه حد مطابق مد لباس می‌پوشن… یه طراح لباس خوب می‌دونه چه‌طور مثل یک بازیگر فیلم‌نامه رو تجزیه و تحلیل کنه، چه‌طور ذهن کاراکتر رو بخونه، دنیایی رو که کاراکترش از اونجا اومده درک کنه و کمد لباسش رو با توجه به همین‌ها طراحی کنه.

مقیاس تولید به طور مستقیم با میزان بودجه و نیاز هر فیلم در ارتباطه، اما این‌که صد نفر برای هر پروژه مشغول طراحی‌لباس باشن هم چیز عجیبی نیست. خیاط‌‌های حرفه‌ای، خرازها، آهنگرها و دباغ‌ها همه دور هم جمع می‌شن تا لباس‌هایی رو درست کنن که روی پرده می‌بینین. برای فیلمی مثل بن‌ هور باید هزاران دست لباس تولید می‌شد که تک‌ تک‌شون کلی تحقیق و طراحی نیاز داشتن. حتا دو نفر از کارکنان ورکشاپ وتا بعد از این‌که زره‌های لازم برای فیلم رو ساختن، اثر انگشت‌شون از بین رفت، چون هر دست زره نزدیک سیزده‌هزار حلقه داشت. اما همین تعهد به کار و درست در آوردن جزئیاته که باعث می‌شه این فیلم‌ها معرکه بشن.

نگاهی به طراحی لباس فیلم مرد ایرلندی | ۲۱۵ دست لباس برای سه شخصیت!

How a Costume Designer Creates an Iconic Look?

Costumes help to teach us more about a character, to better establish a setting, and to tell the story; this video essay aims to expand on the role of a costume designer and how they do what they do.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

349 بازدید کلی, 15 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینماآرت

چرا فیلم‌نامه‌های آرون سورکین، آهنگین و ریتمیک به گوش می‌رسند؟ | why Sorkin’s writing sounds so rhythmic?

فیلمنامه های آرون سورکین

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس:‌ در این ویدیو مقاله به دنبال پاسخ برای یک پرسش هستیم: چرا فیلمنامه های آرون سورکین آهنگین و ریتمیک به گوش می‌رسند؟

چرا فیلمنامه های آرون سورکین آهنگین و ریتمیک به گوش می‌رسند؟

اولین نکته‌ی قابل توجه موقع مقایسه‌ی صحنه‌ی اول «شبکه اجتماعی» با بقیه فیلم‌ها، اینه که سورکین از دیالوگ‌های طولانی‌تر استفاده می‌کنه. نتیجه‌ی پخش کردن این دیالوگ‌های طولانی طی سکانس، اینه که بالا و پایین‌‌های بیش‌تری در ریتم دیالوگ ایجاد می‌کنه و این خطوط طولانی همراه با کنایه‌های کوتاه سورکین، از تکراری شدن مکالمه جلوگیری می‌کنن.

سورکین در یه زمان مشخص، تعداد دیالوگ‌های خیلی بیش‌تری رو در متن فیلم جا می‌ده و این باعث می‌شه کاراکترها با سرعت بیش‌تری صحبت کنن. این موضوع هم باعث سرگرم‌کننده‌ بودن فیلم می‌شه؛ هم این‌که راحت‌تر می‌شه با سرعت و روند خود فیلم و اتفاقات بازی کرد.

با این‌که تکرار شدن کلمه‌ها در دیالوگ‌ها طبیعی‌یه،  اما سورکین به شکل اغراق‌آمیزی از تکرار کلمات استفاده می‌کنه. می‌شه فهمید که سورکین داره از عمد یه سری از جملات و عبارات رو تکرار می‌کنه تا ریتمی ایجاد کنه که صدای خوبی می‌ده.

یه حقه‌ی دیگه هم هست که سورکین در دیالوگ‌هاش می‌‌گنجونه: نوشتن با وزن. استفاده از وزن روشی طبیعی برای خوشایندتر کردن صداست.

چه‌گونه حس مقاومت در نوشتن را از بین ببریم؟

why Sorkin’s writing sounds so rhythmic?

The dialogue of screenwriter Aaron Sorkin is often described as “rhythmic” or “musical.” But those descriptors are vague, and so to find out exactly why Sorkin’s writing sounds so distinctive, we analyzed some of the literary devices that Sorkin uses in his writing. The opening scene of “The Social Network” is a stellar example of how Sorkin layers his dialogue with rhythms and melodies by using repetition, long lines of dialogue, and iambic meter.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

2,156 بازدید کلی, 13 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینماآرت

هانس زیمر: هیچ‌وقت به این اندازه پرکار نبوده‌ام | Hans Zimmer Talks ‘Dune,’ James Bond & ‘The Lion King’

مصاحبه با هانس زیمر

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: مصاحبه وب‌سایت ورایتی با هانس زیمر به مناسبت کسب جایزه‌ی ASCAP در مراسم موسیقی فیلم‌ها برای فیلم «شیر شاه». از این موضوع که چه‌گونه امسال، پرکارترین سال زیمر است تا تجربه‌ای که با شیرشاه داشته و بیش از هر مسأله‌ی دیگری به دوران حالش وابسته است.

برای امسال، هفت فیلم آماده‌ی اکران دارید …

هانس زیمر: انگار هیچ‌وقت سرم به این شلوغی نبوده. تلاش می‌کنم برنامه‌ام تا جای ممکن پر باشد چرا که کار عموم دوستان موسیقی‌نوازم کنسل شده. بنابراین عاشق این میزان کار هستم چون می‌توانم بسیاری از موزیسین‌ها را مشغول نگه دارم؛ در استرالیا، اروپا، انگلیس و آمریکا. به نوعی دارم با چهار قاره کار می‌کنم.

شما بابت موسیقی متن «شیر شاه» قرار است جایزه‌ای دریافت کنید. ارکستری که تدارک دیدید بسیار به فرهنگ آفریقایی آمریکایی نزدیک شده. ارکستر شما احتمالن از دید تنوع نژادی رکورد یک فیلم هالیوودی را زده

بله، نمی‌خواهم خیلی به خودم افتخار کنم ولی انجام این کار بسیار مهم و خوب بود: ارکسترِ زندگی سیاه‌پوستان بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

با توجه به بحث‌های ملی کنونی‌مان درباره‌ی نژادپرستی، این موضوع به شدت سازگار است

بله، البته نه به این شکل. دلیل این که می‌خواستم دوباره موسیقی متن «شیرشاه» را بسازم بابت این بود که همه را کنار هم قرار دهم و این مناسبت را جشن بگیرم. تجربه‌ی شگفت‌انگیزی بود.

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

هانس زیمر کارنامه‌اش را مرور می‌کند | هر قصه‌ای را باید شخصی کرد

در حال حاضر در استودیو کار می‌کنید یا در خانه؟

نه. زمانی کارهایم را در هال خانه انجام می‌دادم ولی یک استودیوی خانگی ساختم. به هنگام اوج گرفتن کرونا لندن بودم و بعد اوایل ماه مارس برگشتم. آن موقع داشتم روی موسیقی «تاپ گان: ماوریک» کار می‌کردم. از طرفی تام کروز و کل تیم سازنده‌ی مأموریت غیرممکن هفت قرار بود کارشان را شروع کنند ولی این کار میسر نشد و آن‌ها هم برگشتند. بعد از آن هنوز کمی روی تاپ گان کار می‌کنم.

آن فیلم برای دسامبر برنامه‌ریزی شده. در مورد «مرثیه‌ی هیل‌بیلی» و همکاری دوباره با ران هاوارد (کارگردان) چه نظری دارید؟

به هنگام کامل کردن کار روی هیل‌بیلی، در یک گردهمایی در زوم، در یک صفحه فیلم را داشتیم و پانزده نفر هم آن‌جا بودند. خوش‌بختانه با کسانی کار می‌کنم که یک‌دیگر را کاملن می‌شناسند چون کار به این شکل بسیار سخت‌تر است. حضور در یک سالن با صد موزیسین، گفتن یک‌باره‌ی حرف‌ها و صرف حضور بسیار به کارهای اینترنتی می‌چربد.

چه می‌توانید در مورد این موسیقی متن بگویید؟

من از طرفداران پر و پا قرص درک تراکز هستم. همراه او، بن پاول و دیو فلمینگ برای ساختن موسیقی متن فیلم ران جمع شدیم. می‌دانستم درک در حال اجرای یک تور است. همه از هر جایی که بودند، کارشان را انجام می‌دادند. حالا دارم روی «تل ماسه» و «تاپ گان» کار می‌کنم و فکر می‌کنم کار فیلم «باب اسفنجی» هم تمام شده.

کار «واندر وومن 1984» هم همین‌طور؟

کار آن فیلم تمام شده بود ولی پتی جنکینز (کارگردان فیلم) ایده‌های بیش‌تری داشت. برای دو روز به استودیو برگشتیم.

بیایید در مورد «زمانی برای مردن نیست» حرف بزنیم که موسیقی‌اش را ابتدای سال تهیه کردید. از تجربه‌ی آن برای ما بگویید

سورپرایزکننده بود و بگذارید بگویم چرا. برای مدت زمان زیادی است که باربارا براکلی (تهیه‌کننده) را می‌شناسم و با هم دوست هستیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روی همچین پروژه‌ای با هم کار کنیم بنابراین هنگامی که با من تماس گرفت، کمی شوکه شدم. از او پرسیدم که می‌توانم استیو ماتزارو که یکی از بهترین آهنگ‌سازانی است که می‌شناسم، برای این کار بیاورم چون زمان بسیار کوتاه بود. صد البته او پاسخ مثبت داد. اسم استیو باید بالاتر از همه نوشته شود. امیدوارم کاری در خور او انجام داده باشیم.
نکته این است که برای انجام این کار مردد بودم.

ابتدا با جانی مار تماس گرفتم و گفتم: «دو تا سؤال برایت دارم. اول این که کدام بخش فیلم فقط به درد گیتار می‌خورد؟» او گفت که قطعه‌ی اصلی جیمز باند. بعد از آن از او پرسیدم: «فکر می‌کنی سراغ این فیلم بروم و تو هم بخش گیتارش را بنوازی؟» و به این ترتیب همه چیز با هم جور شد. جانی درست می‌گفت. او می‌خواست به مانند آهنگ‌های جان بری (سازنده‌ی قطعه‌ی اصلی جیمز باند) گیتار را به موسیقی متن برگرداند. بیلی آیلیش و برادرش فینیاس هم ترانه بسیار خوبی داشتند و برای مدتی روی آن کار کردیم. بعد آهنگ شماره‌ی یک شد و فیلم قرار بود اکران شود که همه‌چیز بهم خورد.

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

گفت‌وگو با بیلی آیلیش درباره‌ی قرنطینه و آهنگ‌هایی که در این دوران ساخته

همه‌ی ما بابت پتانسیل موسیقایی «تل‌ماسه» که دسامبر اکران می‌شود، هستیم. کار روی آن چه‌طور پیش می‌رود؟

الآن وسط کار درست کردن آهنگ‌ها هستم. ایده‌هایی دارم و هر روز این شکلی است. کلی آزمایش می‌کنم و هیچ نمی‌دانم یکی هم در فیلم بیاید یا نه. ولی ما به این کار متعهدیم. می‌خواهیم برای استحقاق یافتن کتاب، کاری متفاوت و پرافتخار عرضه کنیم .

فیلمی‌ست که دست آهنگساز را بسیار بازمی‌گذارد. می‌توانید ایده‌های بسیاری را اجرا کنید.

و همین کار را انجام می‌دهم. بعضی از ایده‌ها به معنای واقعی کلمه فاجعه می‌شوند ولی باز هم امتحان می‌کنم. کاملن روی این کار متمرکزم. به باقی گفتم که هنوز راضی نیستم و به زمان بیش‌تری نیاز دارم. همان موقعیت همیشگی.

و قرار است باری دیگر با بری لوینسون (کارگردان فیلم مرد بارانی) روی فیلم جدیدش، هری هفت کار کنید.

کار تمام شده. فیلم فوق‌العاده‌ای است. یک لحظه موسیقی را کنار بگذارید. کاری که بری و بن فاستر (بازیگر) انجام داده‌اند عالی است. فیلمی است که تماشایش و نوشتنش سخت است.؛ روایت داستان هولوکاست. آن فیلم به کمال رسیده. کار موسیقی را خیلی وقت پیش قبل از رفتن به لندن تمام کردم. حوالی اکتبر.

تاپ گان چه‌طور؟ آیا موسیقی را با هارولد فالترمیر (آهنگ‌ساز فیلم اصلی) تقسیم می‌کنید؟

این نوای اوست. همه‌ی ما از دوستان تونی اسکات (کارگردان فیلم اصلی بودیم). هارولد را از مونیخ می‌شناختم. حتا در یک محله بزرگ شدیم. اگر می‌خواهید اوقات خوبی را سپری کنید، بروید مونیخ، هارولد را پیدا کنید و از او بخواهید شما را به رستوران‌های آن‌جا ببرد. در این فیلم، من تنها می‌خواستم تنظیم‌کننده‌ باشم.

همه‌ی ما در این فکر بودیم که پس از سه سال اجرای کنسرت در آمریکا و سرتاسر اروپا، ممکن است از اجرای زنده زده شده باشید و بخواهید به استودیو برگردید.

زیمر: اتفاقن نه! صرفن همه می‌گفتند: «هانس، چرا سال ۲۰۲۰ را تمامن به ساختن آهنگ صرف نکنی و بعد اواسط ۲۰۲۱ به فکر ادامه دادن نمایش‌هایت باشی». چون من از این تجربه بسیار لذت بردم. گاهی برای اجراهای ارکستر می‌خواستم که من را نشان ندهند. بعضی اوقات مردم می‌فهمیدند و بعضی اوقات نه. موزیسن‌ها آن برنامه نیز واقعن عالی بودند. ولی الآن همه‌ی تک‌نواز‌ها روی فیلم‌های مختلف با من کار می‌کنند. اتفاقن نه تنها دل‌زده نیستم بلکه سراسر شور و اشتیاقم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دلم برای آن تنگ بشود ولی این طور شده. همه‌مان مثل پیرمردها درباره‌ی سفرها و ماجراهای‌مان صحبت می‌کنیم و بعد می‌گوییم: «بیایید دوباره برگردیم. این مأموریت الهی است»

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

ویژگی موسیقی متن فیلم Interstellar | در جست‌وجوی زمان از دست رفته

برای ۳۵ سال است که آهنگ‌ساز فیلم هستید. آیا خسته می‌شوید؟ آیا نوشتن موسیقی برای فیلم تکراری می‌شود؟

بله. بعد سر و کله‌ی پروژه‌ای مثل «تل‌ماسه» با کارگردانی مثل دنی ویلنوو پیدا می‌شود. باید به خاطر بسپارید که تدوین‌گر فیلم، جو واکر، اولین کار تلویزیونی‌مان را با هم برای بی‌بی‌سی در سال ۱۹۸۸ انجام دادیم. همه را سر موسیقی «تل‌ماسه» دیوانه کردم چون ایده‌های بسیاری دارم. طرف مقابلم هم دنی ویلنوو است، می‌فهمید؟ او می‌گذارد بخشی از این دنیا باشم. این کار کاملن الهام‌بخش است و با آدم‌های فوق‌العاده‌ای کار می‌کنم. کار نه، با آن‌ها تجربه می‌کنم.

با توجه به این که «تل‌ماسه» مجموعه‌ای از وقایع عظیم و جهانی است، آیا به ارکستر نیاز ندارید؟ و اگر داشتید، چه‌طور ممکن است تا زمان اکران فیلم، موسیقی را بسازید؟

نمی‌دانم. تا الآن که مشکلی نداشتم. موقعیت‌هایی در حال ایجاد شدن هست. ضبط موسیقی قرار است در لندن و وین انجام بشود. و خب ببینید، همیشه گروه‌های عجیب چیده‌ام و گاهی راه‌هایی اختراع کردم که تکه‌های کوچک آهنگ را در زمان‌های مختلف بگیرم و کنار هم بگذارم. برای من، آن‌قدر فرقی نمی‌کند. کار از خانه مزخرف است ولی انجام دادم. و اگر قرار است این‌طور پیش برویم، مشکلی نیست.

مترجم: محمد تقوی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

3,653 بازدید کلی, 11 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها