با ما همراه باشید

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: تام هنکس برای بازی در فیلم روزی زیبا در محله توانست نامزد دریافت نقش مکمل مرد گلدن گلوب ۲۰۲۰ شود. در میز گرد هالیوودریپورتر، رابرت دنیرو، آدام سندلر و … به بررسی بازی او در این فیلم می‌پردازند.

در کنار تماشای میز گرد تام هنکس از تریلر فیلم روزی زیبا در محله دیدن کنید

مجری میزگرد: نقش کسی رو داری که شاید خوش‌بین‌ترین انسان تاریخه. داشتن نقش کسی به همون مهربونی، کار سخت‌تریه تا داشتن نقش یه آدم بد.

تام هنکس: هر دوشون یه غولن. صد البته آقای راجرز مثل یاگو نیست ولی هر کدوم اصول و مأموریت خاص خودشون رو دارن. داستان واقعی فیلم در مورد خبرنگاری‌یه که نگاه خیلی بدبینانه‌ای به آقای راجرز داره اما متوجه می‌شه اشتباه کرده و هیچ عامل مشوق نابه‌کارانه‌ای در زندگی حرفه‌ای فرد راجرز وجود نداشته. اون رو به عنوان یه مأموریت وزارت‌خونه‌ای می‌دید. انگار به ترکیبی نگاه می‌کنی مثل مادر ترسا، کسی که در زمینه‌ی فعالیتش، می‌خواد انسان خوبی باشه. آدم بدبین وارد صحنه می‌شه و می‌گه داری چی قایم می‌کنی، هدفت از این کارها چی‌یه.

ولی در واقع ما فقط می‌خوایم به بی‌خانمان‌ها سوپ بدیم تا بتونن روزی یه وعده‌ی غذایی گرم داشته باشن. پشت همچین چیزی باید دلایل بیش‌تری باشه ولی این‌طور نیست. فرد راجرز مثل یه وزیر مقرر شده بود و اصولش رو هم بر پایه‌ی این ساخت. هر چیزی که باعث می‌شد از زندگی روزانه و خروجی‌های خلاقیتی‌ش این بود که به مردم احساس امنیت بده و کاری کنه که انگار جزئی از چیز بزرگ‌تری هستن که این‌جا، بچه‌های دو یا سه ساله بودن ولی در صدها ساعت برنامه‌های تلویزیونی‌ش هیچ‌وقت کلمه‌ی خدا رو به کار نبرد.

موقع فیلم‌برداری کاپیتان فیلیپس تو یه قایق نجات بودیم. فیلم‌نامه لحظه‌های خیلی خوبی داشت که طی اون، ریچ فیلیپس در حالی که خورشید داشت غروب می‌کرد از پنجره‌ی قایق نجات به بیرون نگاه می‌کرد. به خانواده‌ش تو خونه فکر می‌کرد و این که آیا می‌بینتشون یا نه. وقتی نشسته بودیم با کسی که فیلم‌بردارمون بود، گفتیم این قراره لحظه‌ی تأثیرگذاری باشه. دوربین رو توی امتداد دید توی پنجره می‌ذاریم و خیلی خفن می‌شه. ولی بعد می‌ری سر کار و می‌بینی از سوراخ توی پنجره خبری نیست. مقصودم از این حرف، این بود که نمی‌شه کاملن آماده شد. تنها کاری که از پست برمی‌آد اینه که اون‌جا باشی.

رابرت دنیرو: ازشون نخواستی یه سوراخ برات بسازن؟

تام هنکس: می‌دونی چی کار کردن؟ به نسبت، تجربه‌ی کافی داشتم تا همچین کاری انجام ندم. «نمی‌تونستین به‌م بگین قرار نیست پنجره‌ای باشه؟ چون یکی تو فیلم‌نامه نوشته قراره یه قایق با پنجره داشته باشیم.»

در کنار تماشای میز گرد تام هنکس ببینید:

مصاحبه با عوامل فیلم روزی زیبا در محله با حضور کارگردان و بازیگران

مجری میزگرد: مطمئنم این تمثیل رو شنیدین. «مردن آسونه ولی کمدی سخت» درست یا غلط؟

تام هنکس: اگر تو خونه‌ای که تو حیاط پشتیش استخر ساختن بزرگ شده باشی، می‌تونی خنده‌دار باشی؟ فکر نکنم. چون در حالی بزرگ می‌شدی که هر زمانی که می‌خواستی، می‌تونستی آب‌تنی کنی. در نتیجه نمی‌تونی هیچ‌کدوم از کمبودهای زندگی رو نجربه کنی تا بتونی تبدیل‌شون کنی به سلب شدن از چیزی.

ولی اگر این چیزها رو داشته باشی، تراژدی می‌تونی بسازی. آیا همه‌ش از یه جور درد و نگرانی نمی‌آد؟ هر کسی می‌تونه این شکلی باشه.

تام هنکس: آره، باشه. مطمئن باش! از قدیم گفتن که کل قضیه یه کشمکشه و توی اون، پیروزی رو کسب می‌کنی. اگر به‌ش فکر کنین که یه چیزی بالأخره ما رو می‌کشه. ساعت سه صبحه و فقط خودت از یه چیز خاص خبر داری. برای چندین ماه می‌دونی که این صحنه رو قراره به این شکل اجرا کنی و ساعت سه صبحه. صدای هر چیزی ممکنه باشه. از خوندن پرنده‌ها تا راننده تاکسی‌هایی که بوق می‌زنن. حالا تمام بار فیلم روی دوش تو گذاشته شد؛ خرابش نکن. بعد با خیال راحت می‌شینن و منتظر می‌شن. باید خودتو ببری توی نقش؛ باید. چه تراژدی باشه و چه کمدی.

مجری میزگرد: لحظه‌ای هست که فکر کنی این یه تست یا یه مثاله؟

تام هنکس: بعضی اوقات ده بار در هفته اتفاق می‌افته

مجری میزگرد: تو یه فیلم با سالی فیلد نقش یه کمدین رو داشتی.

تام هنکس: درسته، پانچ‌لاین.

آدام سندلر: برادران سفدی گفتن که به‌ت بگم عاشق پانچ‌لاینن.

تام هنکس: واقعن؟

آدام سندلر: آره. زیاد می‌بیننش.

تام هنکس: برای بازی در نقش کسی که قراره بامزه باشه، تنها راهکار رفتن و نوشتن جوک‌های خوب بود. کم و بیش شش تا اجرا داشتم که فقط تمام کارم این بود که روی ترامپولین بالا و پایین بپرم و اصلن درکش نمی‌کردم. ولی در نهایت گرفتمش.

در کنار تماشای میز گرد تام هنکس ببینید:

نقد فیلم روزی زیبا در محله از نگاه بنجامین لی

آدام سندلر: چون تمریناتت رو دیدم. وقتی تازه شروع کرده بودم به کمدین بودن تو کمیک‌استریپ، تمرینات رو دیدم و اون زمان می‌اومدی و روی صحنه می‌رفتی. بری سوبل هم می‌اومد

تام هنکس: آره، من و بری با هم بودیم.

مجری میزگرد: کارش خوب بود؟

تام هنکس: اون شب که نه. اگر اجرای کمیک‌استریپم رو دیده باشی، نه.

آدام سندلر: نه، چند بار دیدمت و کارت خوب بود. همه کمدین‌ها از این که روی صحنه هیچ استرسی نداشتی و راحت بودی، دیوونه شدن. کاملن خودش بود.

تام هنکس: یه مقدار طول کشید که به اون مرحله برسم. بهترین توصیفی که می‌تونم بکنم اینه که باید خودتو تو نقش قرار بدی. سر سال سوم کالج وقتی داشتم کلاس‌های بازیگری می‌گذروندم. ده نفر بودیم و همه‌مون تجربه‌ی اجرای تئاتر رو تو هنرستان نیویورک داشتیم. معمولن به کمدین‌ها نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم: چه‌قدر خنده‌دار. میزان تلاشی رو که برای این جوک گذاشتن، می‌شه تحسین کرد. ولی یکی از تمرین‌ها برای یه روز این بود که چهارشنبه قراره بیاین و چیزهای خنده‌دار بگین و هم‌دیگه رو بخندونین. سکوت مطلق بود. هیچ‌کسی خنده‌دار نبود و باید این وظیفه رو انجام می‌دادیم. برای همین کمدی سخته. چون سریعن به شکل غریزی می‌فهمی غذایی که جلوی مشتری گذاشتی خوبه یا نه.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

سینماآرت

چرا انگل فیلم خوش‌ساختی‌ست؟ | بررسی پلان به پلان و تدوین فیلم

Parasite

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: این ویدیو تدوین انگل/Parasite و ضرباهنگ فیلم را که باعث می‌شود احساس کنید سوار بر داستان هستید بررسی می‌کند

بونگ جون هو فیلم‌سازی‌یه که علاقه‌ی شدیدی به ریتم داره. این امر رو توی همه‌ی فیلم‌هاش می‌تونین حس کنین ولی توی آخرین فیلمش «انگل»، اون فراتر از حد خودش ظاهر می‌شه. ضرب‌آهنگ فیلم به طور بی‌نقصی تنظیم شده. به عنوان یه بیننده این طور حس می‌کنین که سوار بر داستان هستین. نحوه‌ی کارکرد تدوین و فیلم‌برداری، طراحی صدا و موسیقی شما رو از لحظه‌ای به لحظه‌ای دیگه می‌بره. فکر کنم بونگ می‌دونه که به دست آوردن دقیق سرعت فیلم تنها راهی‌یه که باعث می‌شه تغییر لحن‌های برجسته‌اش کارگر بیفته.

نشست خبری فیلم انگل | نگاه زیرکانه به جامعه

نتیجه‌ی چنین توجهی به ریتم، یه تجربه‌ی تماشایی کاملن مسحورکننده است. وزن و آهنگ تمام فیلم تحت کنترله ولی ولی مونتاژی به طول چهل دقیقه در این فیلم وجود داره که بونگ استادی خودش رو به شکل سکانسی درخشان و بی‌نقص درمی‌آره. شصت نما که با تقریب خوبی طولی برابر پنج دقیقه دارن که قطعن محبوب‌ترین پنج دقیقه‌ی سال منه. و فکر می‌کنم ارزش بررسی دقیق‌تر رو داره چون واقعن اثر زیبایی‌یه.

سازنده‌ی «انگل» به بررسی آن می‌پردازد | مأموریت غیرممکن برای خانواده‌ای عجیب

این مونتاژ بعد از پایان پرده‌ی اول «انگل» و پس از این که خانواده‌ای فقیر تقریبن موفق می‌شن یه خانواده‌ی ثروتمند رو اغفال کنن تا همه‌شون رو توی تعمیرگاه‌ها استخدام کنن نمایش داده می‌شه. پسر خانواده معلم سرخونه می‌شه. دختر خانواده معلم هنر می‌شه. پدر راننده می‌شه. و بقیه سعی می‌کنن تا مادر رو هم به عنوان خدمتکار استخدام کنن. مسئله اینه که خدمتکار فعلی سابقه‌ی خوبی داره و مورد علاقه‌ی خانواده‌ی ثروتمند هم هست. بنابراین خانواده‌ی فقیر نقشه‌ای می‌کشن تا اون رو از دور خارج کنن. این که این نقشه رو توی یه مونتاژ پیاده کنن ایده‌ی خوبی‌یه چون ما تا الان سه تا کلاهبرداری موفق دیدیم که ضرب‌آهنگ هر کدومشون هم به آرومی داره پیش می‌ره. در مونتاژ کات خوردن‌ها سریع‌تر می‌شه و بونگ با این کار باعث می‌شه تا این پرده اوج بگیره. هم‌چنین با پیچیده‌تر شدن نقشه‌های خونواده‌ی فقیر تنها کار درست اینه که فیلم‌سازی هم پیچیده بشه. مونتاژی مثل این توانایی شما رو برای انتقال حجم زیادی از اطلاعات در تعداد محدودی نما به ورطه‌ی آزمایش می‌ذاره که در این مورد شصت نماست. بیایین نگاهی به چند نمای اول بندازیم. اولین چیزی که متوجه شدم این بود که چقدر همه چیز ترانه‌واره. و استفاده از قطعه‌ای از اپرای رودلیندای هندل هم به این امر کمک کرده. ضرب‌آهنگ خیره‌کننده است. بونگ با استفاده‌ی هم‌زمان از اسلوموشن و حرکت خطی دوربین به این امر دست پیدا می‌کنه. هر نما بخشی از اطلاعات رو منتقل می‌کنه. چند پیش‌بینی و لحظه‌های بعدی در مونتاژ و این ارجاعات رفت و برگشتی و حرکات دوربین و موسیقی کمک می‌کنن تا این سکانس رو به ارگانیسمی مستقل تبدیل کنن. یک مونتاژ سکانسی‌یه که با زمان بازی می‌کنه. ببینید از ایده تا اجرا چند تا نما طول کشیده. بونگ در هشت نمای به صرفه از لحظه‌ای که پسر می‌فهمه که خدمتکار حساسیت داره به لحظه‌ای که اون رو مسموم می‌کنه می‌رسه. این ایجاز هم‌طراز با کارهای هیچکاکه که در چند نما قبل‌تر اون رو توی فیلم جا داده بود. پدر خونواده‌ی فقیر داره مادر خونواده‌ی ثروتمند رو فریب می‌ده برای همین بونگ رو اون رو در حالی نشون می‌ده که اون رو برده بیرون تا یه دوری بزنه. پدر جلوتر حرکت می‌کنه و مادر اون رو دنبال می‌کنه. ولی این جا سطح دیگری از کنترل رو هم شاهدیم چون حرف‌هایی که پدر می‌زنه در واقع توسط پسرش نوشته شدن که این نمایش فریب‌کارانه رو طراحی کرده.

در این لحظه ایده‌ی خوبی‌یه تا به تدوینگر  بونگ، جین مو یانگ اشاره کنیم که به وضوح نقشی اساسی توی شکل‌دهی به این سکانس و تمام فیلم داشت. با این حال بونگ بیشتر کار تدوین رو خودش با نوشتن استوری‌برد مفصل انجام می‌ده ولی هر تدوینگری به شما خواهد گفت که ریتم یه صحنه وابسته به تنظیمات به شدت جزئی‌یه. و گاهی باید خلاق باشید. اگه به عنوان مثال فریم به فریم به این نما نگاه کنین این جا می‌تونین چیز عجیبی رو ببینین. یانگ دو نمای متفاوت رو توی میانه‌ی این نمای افق‌گرد به هم بخیه زده چون هر کدوم از نماها به تنهایی سرعت مناسب دو بازیگر رو در خودش نداشت. برای همین اون از این دو نما فرانکنشتاینی ساخت تا سرعت مناسب رو به دست بیاره. یانگ هم‌چنین نقش مهمی توی کامل کردن این بخش از مونتاژ داشت که در ابتدا بیش‌تر از تکرار مجدد دیالوگ‌ها تشکیل شده بود. یانگ بین مکان‌ها کات زد تا سرعت رو نوسانی‌تر بکنه و در نتیجه این طور به نظر می‌آد که یک مکالمه‌ی واحد می‌بینیم. و این امر در واقع گفت‌وگوی این مونتاژ رو با خودش تقویت می‌کنه. گفت‌وگویی که قراره به زودی نتیجه بده. این مونتاژ اثباتی بر توانایی بونگ جون هو در کنترل ادواتشه. ولی این مونتاژ درباره‌ی کنترل هم هست. این مونتاژ در لحظه‌ای در داستان وارد می‌شه که خونواده‌ی فقیر  توانایی خودشون رو در کنترل اوضاع به اوجش رسوندن. نقشه‌شون به بی‌نقصی سکانس بوده و به آرومی اجرا شده. ولی ما و خونواده به سرعت می‌فهمیم که حتی بی‌نقص‌ترین نقشه‌ها هم مصون از اتفاقات نیستن. موفقیت بذر شکست در آینده رو در خودش داره. مخصوصن وقتی از راه خباثت به دست می‌آد. در پرده‌ی دوم همه چیز سقوط می‌کنه. هم به صورت روایی و هم به معنای لغوی کلمه. و نور جدیدی بر این مونتاژ تابیده می‌شه. نقشه اون طور که به نظر می‌اومد بی‌نقص نبوده و البته این باعث می‌شه که مونتاژ هم همین باشه.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینماآرت

نوا بامباک در میزگرد هالیوودریپورتر: هم از گرویگ الهام گرفتم هم از اسکورسیزی!

بامباک

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: کارگردانان آثار مهم سینمای امسال دور هم جمع شده‌اند و از تجربه‌ی ساخت آثارشان می‌گویند. در این قسمت نوا بامباک از پروسه‌ی ساخت «داستان ازدواج» حرف می‌زند.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینماآرت

بررسی ده موسیقی متن ماندگار | موسیقی فیلم «شب شکارچی» از کلیب ریچاردسون

موسیقی فیلم شب شکارچی

ترجمه اختصاصی از آرت‌تاکس: در پنجمین قسمت از مجموعه‌ی موسیقی متن‌های ماندگار تاریخ سینما نگاهی خواهیم داشت به: موسیقی فیلم شب شکارچی از کلیب ریچاردسون

موسیقی توانایی خارق‌العاده‌ای در برانگیختن احساسات را از درونی‌ترین بخش‌های روح و روان دارد. موسیقی می‌تواند دلتنگی، اشتیاق و قدرت را القا کند. موسیقی حتی می‌تواند ادای واژه‌ها را نفی کند. سخنی مشهور از لودویگ ون بتهوون نقل شده است که «موسیقی مکاشفه‌ای بالاتر از هر خرد و فلسفه‌ای است».

موسیقی به طرز منحصر به فردی فطری است. در حالی که عملکرد بیشتر ادوات سینما مبتنی بر برانگیختن هوش است، موسیقی روح را برمی‌انگیزد. موسیقی می‌تواند به عمیق‌ترین روان‌ها نفوذ کرده و در سطحی چنان گسترده باعث همدلی شود که شاید بقیه‌ی هنرها نتوانند موفق به انجام چنین کاری شوند. قطعه‌ای که به ظرافت ساخته شده باشد می‌تواند احساسات را افسون کند و معنا را به روشی تاثیرگذار توصیف می‌کند.

در کنار مطالعه‌ی قسمت پنجم ده موسیقی متن ماندگار: موسیقی فیلم شب شکارچی بخوانید:

قسمت اول ده موسیقی متن ماندگار: موسیقی فیلم راه های افتخار

به همین دلیل است که فیلم‌سازان برای روی آوردن به موسیقی در آثار خود بسیار مشتاق‌اند. در این لیست ما به ده مثال قوی و مجزا از موسیقی در سینما می‌پردازیم. این آثار عمومن جزئی از ساختار فیلم هستند زیرا این خاصیت به موسیقی اولویت و تمرکز می‌بخشد. با این که قطعه‌ی نامرتبط با پیرنگ ستون فقرات احساسی یک فیلم شناخته می‌شود ولی هدف آن قطعه خدمت به فیلم است و خود تمرکز اصلی فیلم نیست. این ده فیلم نشان می‌دهند که چگونه موسیقی و توانایی‌های منحصر به فرد آن می‌تواند احساسات را توصیف کند و روایتی موضوعی تولید کند.

۵. شب شکارچی

در «شب شکارچی» که متاسفانه تنها اثر به کارگردانی چارلز لفتون است، ترانه‌ی «تکیه بر بازوان ابدی» صحنه را تسخیر می‌کند. فیلم، داستان پاول را که به شکل یک مبلغ مسیحی تغییر قیافه داده است دنبال می‌کند که سعی در اغوای یک بیوه‌ی ساده‌لوح و ترغیب او به ازدواج دارد. او این کار را به امید دست‌یایی به ۱۰۰۰۰ دلاری که همسر فوت شده‌ی او از یک سرقت به دست آورده انجام می‌دهد.

در کنار مطالعه‌ی قسمت پنجم ده موسیقی متن ماندگار: موسیقی فیلم شب شکارچی بخوانید:

بررسی ده موسیقی متن ماندگار | ایکیرو/ زیستن از آکیرا کوراساوا

ولی جان، پسر جوان بیوه، متوجه این حربه می‌شود. پس از این که پاول مادر جان را می‌کشد، او و خواهرش پِرل از دست این حقه‌باز پلید می‌گریزند و ۱۰۰۰۰ دلار را درون عروسک پرل مخفی می‌کند. بدین ترتیب تعقیب و گریزی موش و گربه‌وار آغاز می‌شود و جان و پرل با قایقی در رودخانه می‌گریزند و پژواک‌های آهنگ از دور شنیده می‌شود.

این شعر به صورت موتیف در طول فیلم استفاده شده است و قدرت ترس‌آور آن در ایجاد تعدادی از صحنه‌های به یاد ماندنی فیلم کمک می‌کند. یکی از این لحظات منحصر به فرد، لحظه‌ی سکوتی پس از فرار بچه‌هاست. جان سیاهه‌ای از پاول را که به آرامی و سوار بر اسب می‌تازد مشاهده می‌کند.

در کنار مطالعه‌ی قسمت پنجم ده موسیقی متن ماندگار: موسیقی فیلم شب شکارچی بخوانید:

بررسی ده موسیقی متن ماندگار | موسیقی فیلم ۱۲ سال بردگی از استیو مک‌کویین

سکوت شب با صدای باریتون قوی‌ او در هم می‌شکند. شعر نیز به هاله‌ی بی‌رحمی پاول می‌افزاید و او را به چهره‌ای شیطانی و توقف‌ناپذیر تبدیل می‌کند. با دانستن این نکته که ظاهر مذهبی این مرد چیزی جز یک نمایش نیست، خواندن این شعر، که ظاهراُ برای خود می‌خواند، تنها به طبیعت روان‌پریش این شخصیت می‌افزاید. این شعر به چیزی که خود اجرایی ترسناک است کیفیتی غیرطبیعی وشیطانی اضافه می‌کند.

ولی صحنه‌ای که در آن این شعر هم از نظر شعر و هم از نظر تم خود را نشان می‌دهد در دوئتی است که توسط پاول و ریچل کوپر (با بازی ستاره‌ی افسانه‌ای فیلم‌های صامت، لیلیان گیش) اجرا می‌شود. جان و پرل در نهایت مورد حفاظت کوپر که مسیحی معتقدی است که به کودکان آواره پناه می‌دهد قرار می‌گیرند. او نقشه‌ی پاول را می‌فهمد و او را از ملک خود دور می‌کند. در طول شب پاول باز می‌گردد. کوپر نیز روی ایوان نشسته و تفنگی در دست دارد.

در کنار مطالعه‌ی قسمت پنجم ده موسیقی متن ماندگار: موسیقی فیلم شب شکارچی بخوانید:

بررسی ده موسیقی متن ماندگار | موسیقی فیلم «به خاطر چند دلار بیشتر» از انیو موریکونه

پاول شروع به خواندن آهنگ خود می‌کند منتها این بار، در نبردی مانوی بین خیر و شر، کوپر نیز از روی اعتراض این شعر را با ملودی‌ای متضاد ملودی پاول می‌خواند. او هم با اعتراض به پاول از کودکان محافظت می‌کند و هم دین خود را باز می‌یابد. این صحنه کامل‌ترین رویارویی موزیکال است. آهنگ عنصر کلیدی ترس در طول این فیلم است و بنابراین درست به نظر می‌رسد که این نور باشد که با این وحشت مبارزه کند.

چه استفاده‌ی فیلم از زیبایی‌شناسی‌ای الهام گرفته از اکسپرسیونیسم آلمانی باشد یا اجرای چشمگیر میچم و گیش که این فیلم اتمسفریک را فراموش‌ناشدنی می‌کند، پژواک‌های «تکیه» تا مدت‌های طولانی پس از پایان فیلم با شما خواهد ماند.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها