با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: تایکا وایتیتی جوجو خرگوشه را فیلمی صلح‌طلب دانسته و آن را چالشی بزرگ در کارنامه‌ی کاری‌اش می‌داند.

تایکا وایتیتی:

یه هنرمند همیشه دلش می‌خواد خودش رو به چالش بکشه. من حس می‌کردم که اگه برای شروع کار روی فیلمی استرس نداشته باشم، اون موقع واقعن برام ارزشش رو نداره. این‌جوری خلاقیتم بیش‌تر می‌شه و می‌فهمم با بخش‌های مختلف داستان چه‌طور برخورد کنم و به استایل فیلم‌های خودم نزدیک می‌شه. می‌خواستم یه داستان درباره‌ی دوران جنگ جهانی دوم تعریف کنم، با وجود همه‌ی شرایطی که شنیدیم، اما از دید یه بچه و با حضور یه آدولف هیتلر خیالی!

در کنار تماشای مصاحبه با تایکا وایتیتی از تریلر فیلم جوجو خرگوشه دیدن کنید

با خودم فکر کردم اگه قراره این موضوع رو بررسی کنم، باید مطمئن شم که شبیه بقیه‌ی فیلم‌های جنگ جهانی دوم نیست. دیدن این دختر، دید جوجو رو نسبت به دنیا عوض می‌کنه. می‌خواستم، در واقع مجبور بودم که بین کمدی و درام در حرکت باشم. منظورم این نیست که بخوام تک تک صحنه‌ها رو تغییر بدم، اما حس می‌کنم این فیلم برای دوره‌ی ما مهمه. چون فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت بتونیم بی‌خیال جنگ جهانی دوم بشیم. بعضی‌ها می‌گن آره، ولی مال خیلی سال پیشه… اما خیلی سال پیش هم نبوده!

در کنار تماشای مصاحبه با تایکا وایتیتی ببینید:

جوجو خرگوشه از نگاه علی حجوانی؛ نماینده‌ی آرت‌تاکس در تورنتو ۲۰۱۹

فکر می‌کنم با فیلم‌هایی مثل «دیکتاتور بزرگ» یا «زندگی زیباست» جور می‌شه که داره این آدم‌ها رو مسخره می‌کنه، ولی اون‌ها هم دارن سعی می‌کنن توضیح بدن که چه‌قدر اوضاع جدی‌یه. باید مطمئن می‌شدم که کمدی ماجرا باعث نشه جنبه‌ی جدی رو نبینیم و پیام اصلی فیلم رو پاک نکنه، این که باید صبورتر باشیم و بیش‌تر عشق بورزیم و کم‌تر نفرت داشته باشیم.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

خبر

کلیر فوی و بندیکت کامبربچ در فیلمی براساس زندگی لوئیس وین | Benedict Cumberbatch and Claire Foy starrer Electrical Life of Louis Wain

بندیکت کامبربچ کلیر فوی

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: خبر ساخت فیلم سینمایی «Electrical Life of Louis Wain / زندگی مهیج لوئیس وین» به کارگردانی ویل شارپ؛ با بازی بندیکت کامبربچ و کلیر فوی

برای اولین‌بار ببینید:
بندیکت کامبربچ و کلیر فوی در فیلمی براساس زندگی لوئیس وین

خالق سریال «گل‌ها / Flowers»، برنده‌ی جایزه‌ی بفتا ویل شارپ قرار است فیلم «زندگی مهیج لوئیس وین» را براساس داستانی واقعی با بازی کلیر فوی و بندیکت کامبربچ بسازد.

این فیلم به زندگی نقاش معروف لوئیس وین (کامبربچ) و همسر او امیلی ریچاردسون (فوی) و رابطه‌ی میان این‌ دو می‌پردازد.

این فیلم سال آینده اکران خواهد شد.

گفت‌وگو با کلیر فوی درباره‌ی فیلم‌های مهم کارنامه‌اش:

قسمت اول: سریال تاج، انسان بودن و …

قسمت دوم: نخستین انسان، دختری در تار عنکبوت و …

Benedict Cumberbatch and Claire Foy starrer Electrical Life of Louis Wain

BAFTA-winning Flowers creator Will Sharpe takes to the director’s chair for Film4-backed extraordinary true story, The Electrical Life of Louis Wain, starring Benedict Cumberbatch and Claire Foy. Heading to cinemas in 2021.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

تشریح یک جنایت: نقد فیلم «محاکمه‌ی هفت شیکاگویی» نوشته‌ی حمیدرضا سلیمانی | The Trial of the Chicago 7 Review; by Hamid Reza Soleimani

نقد فیلم The Trial of the Chicago 7

نقد فیلم The Trial of the Chicago 7 | نوشته‌ی حمیدرضا سلیمانی، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس، برای فیلم «محاکمه‌ی هفت شیکاگویی» به کارگردانی و نویسندگی آرون سورکین و با بازی ادی ردمین، جوزف گوردون لویت، ساشا بارون کوهن، فرانک لانجلا، مارک ریلنس و مایکل کیتون

تشریح یک جنایت

در شب هشتادوسومین مراسم اهدای جوایز اسکار وقتی آرون سورکین برای گرفتن جایزه‌اش بابت فیلم‌نامه‌ی «شبکه‌ی اجتماعی» به روی سن آکادمی رفت، سخنرانی‌اش را با ادای احترام به فیلم‌نامه‌نویسی شروع کرد که بسیاری او را بزرگ‌ترین فیلم‌نامه‌نویس قرن بیستم می‌دانند: پدی چایفسکی. برای کسانی که کارنامه‌ی کاری سورکین را دنبال کرده بودند این ادای احترام به چایفسکی و درخشان‌ترین اثرش، «شبکه» (سیندی لومت، ۱۹۷۶) چندان هم غیرقابل انتظار نبود. سورکین چه در آثار سینمایی و چه در آثار تلویزیونی‌اش نشان داده بود که مانند چایفسکی به تباری از هنرمندان تعلق دارد که تعهد به بیان منصفانه و شفاف حقیقت، بدبینی نسبت به ذات رسانه توام با نگرانی از نقش آن‌ها در شکل‌دهی به روایت‌های خبری و تاثیرات مخرب‌شان بر زندگی انسان مدرن و مبارزه‌ی روشن‌گرانه – هرچند در بسیاری موارد محکوم به شکست – علیه سیستم‌های فاسد و ناعادلانه برای‌شان اولویتی غیرقابل‌جایگزین در خلق آثار داستانی است.

مبارزه برای رسیدن به حقیقتی که فاش‌شدنش منفعت صاحبان قدرت را به خطر خواهد انداخت و رویارویی فردیتی متعهد به اخلاق با سیستم‌های فرورفته در ورطه‌ی نیرنگ و دروغ و تبعیض از همان اولین اثر سینمایی مهم سورکین، «چند مرد خوب»، تا درام دادگاهی در ظاهر تاریخی ولی به شدت به‌روز اخیر او یعنی «محاکمه‌ی هفت شیکاگویی» درون‌مایه‌ی جدانشدنی آثاری بوده‌اند که نام او را به‌عنوان نویسنده یدک می‌کشیده‌اند. از این منظر سریال «اتاق خبر» شاید غلیظ‌‌‌ترین اثر سورکین به‌لحاظ تأکید بر درون‌مایه‌های موردعلاقه‌ی او باشد، جایی که او انحطاط اخلاقی جامعه در عصر حاضر را در روایت‌های مبتذل و تماشاگرپسند رسانه‌های دوران ما از وقایع جست‌وجو می‌کند و تلاش دارد رسانه و ژورنالیست ایده‌آل از منظر خود را به تصویر بکشد و به‌طور هم‌زمان مضمون نبرد فرد با سیستمی پلید که برای رسیدن به منافع خود حاضر است همه‌چیز – و از جمله حقیقت- را هم قربانی کند پیش ببرد (اتاق خبر شاید کم‌ترین توجه انتقادی را در میان آثار سورکین در دو دهه‌ی اخیر جلب کرده باشد، سریال بیست‌وپنج قسمتی اچ‌بی‌او دقیقن در زمانی که محبوبیت دموکرات‌ها در آمریکا رو به افول بود و محافل دست راستی به‌تدریج در حال به‌دست‌گرفتن قدرت بودند به نمایش درآمد و طبعن دیدگاه‌های برآمده از منتهی‌الیه چپ فکری‌اش چندان تحویل گرفته نشد، داستانی که اگر در عصر ترامپ به نمایش درمی‌آمد احتمالن منتقدان و رسانه‌های متعلق به جناح به اصطلاح پیش‌رو حسابی برایش سر و دست می‌شکستند).

علاوه بر دیدگاه‌های فکری و اخلاقی سورکین که در فیلم‌نامه‌هاش همیشه عیان بوده‌اند سبک نوشتاری او نیز ویژگی‌هایی داشته است که آثار او را تقریبن از آثار تمامی نویسندگان آمریکایی شاغل در تلویزیون و سینما در سه دهه‌ی اخیر متمایز کرده. دیالوگ‌های رفت‌وبرگشتی که با سرعتی دیوانه‌وار ادا می‌شوند، شخصیت‌هایی که با جملات کوبنده‌شان مثل بوکسوری که تصمیم گرفته حریفش را هر طور شده ناک‌اوت کند، به‌سراغ همدیگر می‌روند و حجم عظیمی از اطلاعات خارج متنی تا حدی که گاهی برای بیننده‌ی بی‌اطلاع سردرآوردن از جزییات آن‌چه روی پرده می‌بیند به امری دشوار بدل می‌شود از اصلی‌ترین ویژگی‌های متن‌هایی است که سورکین تا به حال نوشته. موفق‌ترین آثار سورکین تابه‌حال آن‌هایی بوده اند که در آنها او توانسته این سبک شخصی منحصربه‌فرد دیالوگ‌نویسی را – که زاییده‌ی تجربه‌های او از پرسه‌زدن در صحنه‌ی تئاترهای نیویورکی و روزهای نمایش‌نامه‌نویسی‌اش است – با مضامین پرالتهاب داستان‌ها و شخصیت‌های آسیب‌پذیر عاطفی‌اش ترکیب کند و به تعادل برساند. «چند مرد خوب»، سریال‌های «بال غربی» و «اتاق خبر» (در سیستم سریال‌سازی متکی به گروه نویسندگان با محوریت خالق و سرپرست، سورکین خودش یک تنه تک‌تک ۸۸ قسمت ۴ فصل اول بال غربی و تمامی ۲۵ قسمت اتاق خبر را نوشته)، «شبکه‌ی اجتماعی»، «استیو جابز» و همین «محاکمه‌ی هفت شیکاگویی» نمونه‌هایی هستند که از نظر کیفیت متن و قرص و محکم بودن ساختار روایت، نشان‌گر نبوغ سورکین در قوام‌دادن به موقعیت‌های داستانی پرتنش و اثبات‌کننده‌ی تسلط او بر پرداخت درام هستند. هر زمان هم که مثل «رییس‌جمهور آمریکایی»، «مانی بال» یا سریال  Sports Night از این ترکیب جادویی فاصله گرفته، نتیجه اگر نه ناامیدکننده، که حداقل غیرسورکینی از آب درآمده.

بعد از تجربه‌ی موفق اول سورکین در کارگردانی «بازی مالی»، حالا و در سال ۲۰۲۰ – سالی که بعدها در آمریکای شمالی با دو واقعه شناخته خواهد شد: همه‌گیری کووید-۱۹ و اعتراض‌های سراسری بر ضد نژادپرستی و تبعیض سیستماتیک – او با اعتمادبه‌نفسی بیش‌تر و با اطمینان به حقانیت خود در روایت ماجرا، به سراغ مضامینی رفته است که پیش از این نشان داده بود متخصص پردازش دراماتیک آن‌هاست: دغدغه‌ی کشف حقیقت، بیان آن به شفاف‌ترین شکل ممکن، تلاش برای برقراری عدالت و در نهایت رسواکردن صاحبان قدرت. داستان واقعی محاکمه‌ی پرسروصدای فعالین جنبش‌های مدنی در سال ۱۹۶۸ میلادی در لایه‌ی اول و سطحی خود فرصتی برای به نمایش درآوردن یک درام دادگاهی خوش‌ساخت با پس‌زمینه‌ی تاریخی بوده ولی قرینه‌سازی‌های هوش‌مندانه‌ی متن با وقایع روزگار ما این فرصت را برای فیلم فراهم کرده تا اشاراتی به بن‌بست‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه‌ی امروز آمریکا داشته باشد، گره‌هایی که به گواه آن‌چه در چندسال اخیر در خیابان‌ها جریان داشته هنوز و پس از نیم قرن نه تنها باز نشده‌اند که روز به روز هم بر پیچیدگی‌شان افزوده شده.

هم نشینی فیلم‌نامه‌ی پرجزییات و دیالوگ‌های مثل همیشه سریع، هوش‌مندانه و ناکارکننده‌ی سورکین با استعداد باورنکردنی یکی از درخشان‌ترین گروه‌های بازیگری تمام این سال‌ها (از همین حالا جایزه‌ی بهترین گروه بازیگری سال انجمن بازیگران (SAG) را برای محاکمه‌ی هفت شیکاگویی کنار بگذارید) کاری می‌کند که بعید است بتوانید برای لحظه‌ای چشم از صفحه بردارید. گروه بازیگران فیلم ترکیبی هستند از کارکشته‌های قدیمی (فرانک لانجلا، مارک ریلنس و مایکل کیتون در نقشی کوتاه ولی بی‌اندازه جذاب و سرگرم‌کننده)، استعداد‌های شناخته‌‌شده‌ی دو دهه‌ی اخیر (ادی ردمین، جوزف گوردون لویت و ساشا بارون کوهن) و لشگری از بازیگران خوش‌قریحه که نقش‌های مکمل فیلم را با ظرافت به تصویر درمی‌آورند (جرمی استرانگ، آلکس شارپ، جان کارول لینچ و یحیی عبدالمتین که این روزها ستاره‌ی اقبالش با آن امی که برای نگهبانان برنده شد در حال درخشش است). در این میان تصویری که فرانک لانجلا از قاضی بداخلاق و متعصب فیلم نمایش می‌دهد، بیش از بقیه در ذهن تماشاگر می‌ماند، یک ضدقهرمان متکبر، فاسد و تهی از شرافت که انگار با خودش قرار گذاشته هر آن چه اتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مقلد» بوده او نباشد و نتیجه‌ی نهایی شخصیتی شده که در نفرت‌انگیزبودن چیزی از پرستار راچد «پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته» کم ندارد.

متن مستحکم و اجرایی شکوه‌مند در کنار داستان حیرت‌انگیز و از جایی به بعد مهوع فساد جاری در سیستم قضایی و سیاسی آمریکای پایان دهه‌ی ۶۰ میلادی – که همان‌قدر که برای شخصیت‌های فیلم غیرقابل‌باور است تماشاگران را نیز بهت‌زده می‌کند – محاکمه‌ی هفت شیکاگویی را به اثری میخکوب‌کننده بدل کرده است که برای بیننده‌اش راهی جز این نمی‌گذارد که برای درک کمال جاری در لحظات فیلم دوباره و چندباره به سراغش بیاید. فیلم به لحاظ اجرا، چه اجرای فنی و طراحی صحنه و لباس و قاب‌بندی و تدوین و چه اجرای پر جزییات و خیره‌کننده‌ی گروه بازیگران، در بالاترین سطح ممکن قرار دارد و برای چشمان تماشاگر مشتاق ضیافتی پرزرق‌وبرق فراهم می‌کند، ضیافتی که در این برهوت سینمایی سال ۲۰۲۰ هم‌چون گوهری کم‌یاب است.

پی‌نوشت: تیتر این نقد، نام درامی دادگاهی است از اتو پره‌مینجر

نوشته‌ی حمیدرضا سلیمانی

 

ببینید: تریلر فیلم «دادگاه شیکاگو ۷»؛ ساخته‌ی آرون سورکین

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

سفر سرشا رونان و سم راکول به لندن دهه‌ی پنجاه با قصه‌ای جنایی | Saoirse Ronan & Sam Rockwell To Star In Untitled Murder Mystery

سرشا رونان سم راکول

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: خبر ساخت فیلمی جنایی به کارگردانی تام جورج ،نویسندگی مارک چپل و با حضور سرشا رونان ، سم راکول و دیوید اویلوو

مستقل ولی پرستاره
سفر سرشا رونان و سم راکول به لندن دهه‌ی پنجاه با قصه‌ای جنایی

با از سرگیری تولید فیلم‌های بلاک‌باستری، چند اثر کوچک‌تر و نیمه مستقل نیز راه خود را برای تولید باز کرده‌اند. تام جورج که تجربه‌ی کارگردانی قسمت‌هایی از سیت‌کام «این کشور / This Country» را برعهده داشته، در اولین کارگردانی فیلم بلندش گروه بازیگرانی نظیر سرشا رونان، سم راکول و دیوید اویلوو با فیلم‌نامه‌ای از مارک چپل بهره خواهد برد.

ین فیلم در ژانر جنایی در لندن دهه‌ی ۵۰ میلادی می‌گذرد؛ جایی که یک تهیه‌کننده‌ی هالیوودی در تلاش برای تبدیل یک نمایش‌نامه‌ی معروف به فیلم است. با آغاز قتل‌های زنجیره‌ای در میان اعضای گروه تولید فیلم، کارآگاه باتجربه سربازرس استوپارد (راکول) و دستیار خام و بی‌تجربه‌اش گروهبان استاکر (رونان) خود را در میان ماجرایی مرموز از دنیای تئاتر لندن می‌یابند. تاریخ انتشاری برای این فیلم تعیین نشده است.

Saoirse Ronan & Sam Rockwell To Star In Untitled Murder Mystery

As films properly clank back into production, it’s good to see there is still room for smaller movies among the blockbusters. And a new, untitled murder mystery is certainly locking in a great cast, as Saoirse Ronan, Sam Rockwell and David Oyelowo are all making deals to star.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها