art-951214411

اصغر فرهادی در جشن اسکار فروشنده: دعا کنید باز هم این‌جا کار کنم

بعدازظهر بارانی ۱۳ اسفند ۹۵ در موزه سینما اهالی سینما و مردم در جشن اسکار فروشنده از اصغر فرهادی و گروه فیلم‌ برای دریافت دومین اسکار سینمای ایران تقدیر کردند

جمعی از مردم و هنرمندان به همت خانه سینما بعدازظهر بارانی ۱۳ اسفند ماه در موزه سینما گردهم آمدند تا از اصغر فرهادی و گروه فیلم‌ «فروشنده» برای دریافت دومین اسکار سینمای ایران تقدیر کنند.

ویدیوی آرت‌تاکس را از این مراسم تماشا کنید. مراسمی که ایسنا درباره‌ی آن نوشت اصغر فرهادی در مراسم تقدیرش گفت: من اصلا قرار نبود، فیلم «فروشنده» را بسازم و می‌خواستم فیلمی در جایی دیگر کار کنم. اما به طور اتفاقی و احساسی خواستم این فیلم را بسازم و خوشحالم که آن تصمیم احساسی را با همه گرفتاری‌هایی که برای فیلم بعدی‌ام به وجود آورد، گرفتم.

کارگردان فیلم «فروشنده» اظهار کرد: فردا شب برای مدتی طولانی به سفر می‌روم و امشب خاطره خوبی بود که برای من ساختید.

او با قدردانی از مردم و همکارانش از عباس کیارستمی یاد کرد و گفت: اگر او امشب اینجا بود، ردیف اول می‌نشست و احتمالا صحبت هم می‌کرد! جایش خیلی خالی است و حیف است کسی که در سینمای ایران و جهان حق دارد را به سادگی از دست دادیم.

وی همچنین با گرامی داشتن یاد یدالله نجفی از همکارانش در فیلم «فروشنده» و خانه سینما که برنامه تجلیل از او را تدارک دیده بودند قدردانی کرد و افزود: از این رویه برگزاری نکوداشت‌ها تشکر می‌کنم. آن هم نه به خاطر اینکه برای خودم برگزار شده بلکه از این جهت که در فضایی که احساس دلسردی وجود دارد، چنین اتفاقاتی خوشایند است. همچنین این جایزه و موفقیت‌ها را به شخص خودم متعلق نمی‌دانم و آرزو می‌کنم از این مهری که به من دارید و مردم به من دارند، دچار کبر و غرور نشوم و قدردان باشم.

اصغر فرهادی با این جملات سخنان خود را پایان داد، اما هنگامی که می‌خواست در جای خود بنشیند، یکی از حاضران با صدایی بلند خطاب به او گفت که من پیش از این در جایی شماره‌ام را به شما دادم و قرار بود از من برای بازی دعوت کنید اما این کار را نکردید و به من بدهکار هستید.

فرهادی پس از این صحبت‌ها اظهار کرد: دعا کنید! خدا توانی به من بدهد که با همه حاشیه‌ها فقط روبروی‌ خود را نگاه کنم و دلگرم باشم که باز هم اینجا کار کنم.

او با اشاره به اینکه این صحبت بهانه‌ای شد که حرفهای ابتدایی‌ام را بیشتر باز کنم، یادآور شد: نوروز دو سال قبل وسایل‌ام را جمع کرده بودم و حتی چمدان‌ام را بسته بودم و می‌خواستم بروم اما چون نوروز بود و تهران خلوت، میل ماندن در این شهر و کار کردن در من وجود داشت و خوشحالم که آن نوروز در این جا ماندم و یادم است که در خیابان بودم که به دستیارم در اسپانیا زنگ زدم و گفتم حال من، حالی نیست که به آنجا بیایم.

این کارگردان اظهار کرد: دعا کنید خدا توانی به من بدهد که با این حاشیه‌ها باز بر گردم و این جا فیلم بسازم، چون فیلم ساختن در این جا برای من فیلم سازی با دلم است اما در آنجا با عقلم.

لینک کوتاه:

شاید این ها را نیز دوست داشته باشید

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *