با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: یک گفت‌وگوی دیدنی با جنیفر انیستون و آدام سندلر که درباره‌ی فیلم کمدی و معمایی راز جنایت صحبت می‌کنند

شماها کلی دوست خوب دارین. اگر قرار بود یه شام داشته باشین و کسی به قتل برسه کی رو دعوت می‌کنین و قاتل کی‌یه؟

آدام سندلر: فقط دوست‌های معروف داریم واقعیت اینه که به جین می‌گم می‌خوام یکی از دوستامو برای شام دعوت کنم می‌پرسه معروفه؟ می‌گم نه. می‌گه نه، اون زشت‌ها رو دوست ندارم. فقط دوست‌های معروف!

جنیفر انیستون: واقعن حال بهم زنی. می‌خوام پرتت کنم تو دریا.

آدام سندلر: خب، کی رو دعوت کنیم؟ شام با آدمای معروف داریم. کدوم‌شون ممکنه قاتل باشن؟ کونان اوبرایان می‌تونه قاتل شگفت‌انگیزی باشه

جنیفر انیستون: یا جیمی فالن؟ یه قاتل شیطون و دوست‌داشتنی‌یه برای همین فکر نمی‌کردی اون باشه می‌خوای که گول‌زننده باشه و کسی شک نکنه. یا حتا کورتنی کاکس؛ نه، لیسا کودرو بهترین گزینه برای قاتل بودنه.

آدام سندلر: البته حتا موقع کشتار هم طرفشم. لیزا آدم خیلی خوبی‌یه و لابد کسی که داره می‌کشه، حقش بوده.

در کنار مصاحبه با بازیگران فیلم راز جنایت ببینید:

مصاحبه با عوامل مردان سیاه‌پوش: بین‌الملل | ترکیب کمدی و اکشن

تو فیلم بدل‌کاری هست. کجاها خودتون بودین و کجاها نه؟

جنیفر انیستون: به کسی نگو. سورپرایزه. خب ببینیم بدل‌کاری‌های تو چی بوده: یه تفنگ شلیک کردی، از یه پنجره بیرون افتادی، ماشین رو از پارک خارج کردی.

آدام سندلر: خشک‌شویی رو یادت نره.

جنیفر انیستون: ولی یه سری … نه همینا بودن. ولیاون بدل‌کارهای ایتالیایی هیچ ترسی ندارن، صفر. اون خیابون‌های کوچیک رو دیدی؟

آدام سندلر: صحنه‌هایی که داری موهات رو کوتاه می‌کنی، معمولن از بدلکار استفاده نمی‌کنی تا یه وقت انگشتت اوف نشه؟

جنبفر انیستون: باید بدل‌کارهای زن پرواز کنن بیان این‌جا.

کار با هم سر صحنه هم این شکلی بود؟ با هم بگو مگو داشته باشین و دیوونه‌بازی دربیارین

آدام سندلر: من از جنیفر پیروی می‌کنم؛ آدم شوخ‌طبعی‌یه. وقتی اون شوخی می‌کنه من شوخی می‌کنم. وقتی جدی‌یه می‌گم همگی به گوش. جنیفر حرف برای گفتن داره و بعد کارش رو انجام می‌ده و ما رو تو جهت درست می‌اندازه تو رهبر این فیلم بودی. واقعن بودی.

جنیفر انیستون: ماها مثل دو تا خلبان هواپیماییم.

آدام سندلر: نمی‌دونم. به نظرم کار تو مهم‌تر بود.

جنیفر انیستون: خوش گذشت. خلاصه این نحوه‌ی کار ما بود. واقعن همه رو اذیت می‌کردیم.

امسال سی‌امین سالگرد ملاقات با هم‌تونه

آدام سندلر: یادمه دهه‌ی نود وقتی دیدمت، آدم خیلی شوخ‌طبعی بودی.

جنیفر انیستون: و از اون موقع عاشق هم بودیم. در یک آن بود. اصلن چه‌طور هم‌دیگه رو دیدیم؟

آدام سندلر: فکر کنم آدم‌های مشترک زیادی می‌شناختیم. اوایل صرفن برای خوش‌گذرونی جمع می‌شدیم. بعد تونستیم با هم فیلم «فقط باهاش کنار بیا» بسازیم و فکر کردم کارش فوق‌العاده بود؛ هم به عنوان یک فرد هم به عنوان یک بازیگر. فکر کنم چهار یا پنج دفعه بهش زنگ زدم و بار پنجم بهش گفتم: گوش کن، می‌خوایم به ما ملحق شی. فکر می‌کنم عالی بود و بی‌صبرانه منتظر هم‌کاری بعدی‌مون بودم. مثل این که صبرش بیش‌تر از من بود.

جنیفر انیستون: خیلی طول کشید.

در کنار مصاحبه با بازیگران فیلم راز جنایت ببینید:

گفت‌وگو با بن استیلر و بازیگران سریال فرار از دانمورا در میزگرد هالیوودریپورتر

چرا این‌قدر طولانی؟

جنیفر انیستون: پیدا کردن فیلم‌نامه‌ی درست و حسابی زمان می‌بره.

آدام سندلر: هی می‌گفتم خب این یکی چی؟. می‌گه نباید خوب باشه، جواب می‌دم نه، تو فقط پاشو بیا.

جنیفر انیستون: صرفن باید داستانی که دوست داشتیم رو پیدا می‌کردیم. چند سال پیش این یکی رو پیدا کردم. بعد باید یه زمان درست برای ساخت پیدا می‌کردیم و به اون جایی برسونیم که از نظرمون لذت‌بخش و قابل فیلم‌برداری باشه.

شلوارک‌های بسکتبالی زیادی داری. لباس مورد علاقه‌ته؟

آدام سندلر: آره هنوز، ولی امروز شلوار پوشیدم.

جنیفر انیستون: شلوار ورزشی؟

آدام سندلر: نه بابا شلوار واقعی‌یه. جیب داره. جنسش خوبه. خیلی راحتن. می‌تونستم شلوارک بپوشم ولی نپوشیدم چون می‌دونستم انیستون ازشون متنفره.

یه شلوارک داری که همیشه می‌پوشی یا تنوع می‌دی؟

جنیفر انیستون: اونم رو آیپدت داری؟ چون مطمئنم.

آدام سندلر: من دو تا کشو دارم. بالایی رو باز می‌کنم و می‌گردم؛ قسم می‌خورم ۲۵ یا ۳۰ تا شلوارک اون‌جا چیدم. یه نگاه می‌اندازم ولی هیچ‌کدوم چنگی به دل نمی‌زنن.

جنیفر انیستون: براساس رنگ مرتب‌شون کردی یا؟

آدام سندلر: نه، دنبال یه چیزی می‌گردم به سایز بخوره. اگر خیلی غذا خورده باشم یه سری رو نمی‌تونم بپوشم.

پس بستگی به غذا داره

آدام سندلر: و این‌که چه‌قدر چاق باشم. آره، میزان چاق شدن. سایز شلوارک‌های کشوی پایینی یه خورده بزرگ‌ترن. بعضی اوقات می‌گم خب امروز یه خورده گشادتر بپوشم.

جنیفر انیستون: خیلی وقته اون شکلی نپوشیدی.

آدام سندلر: آره، این چند وقته معمولی پوشیدم.

با ریس ویترسپون برنامه‌ی صبح‌گاهی اجرا کردین. چه‌طور بود؟ حضور تو برنامه‌ی صبح‌گاهی چه‌جور بود؟

جنیفر انیستون: خیلی خوش گذشت. عاشق کار شماهام. خیلی لذت‌بخش بود و امیدوارم که واقعن آدم‌های بسیاری ازش لذت ببرن کار خیلی جالبی‌یه و در مورد کارهای پشت‌صحنه چیزهای زیادی یاد گرفتم.

چه چیزی شوکه‌ت کرده؟

جنیفر انیستون: حتا نمی‌تونم بگم ولی کار خوبی بود.

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنونس

تریلر فیلم seberg | در آغوش کشیدن زنی دردکشیده

تریلر فیلم seberg

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: نخستین تریلر فیلم seberg را به کارگردانی بندیکت اندروز و بازی کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم seberg از آن بیش‌تر بدانید:

یک فیلم بیوگرافیک کنجکاوی‌برانگیز دیگر: سیبرگ

کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ به ایفای نقش پرداخته. منتقدان در نخستین نمایش فیلم در فستیوال ونیز از بازی او سخن گفتند:

در ده دقیقه‌ی ابتدایی به نظر می‌رسد چهره‌ی منحصربه‌فرد و شناخته‌شده‌ی کریستن استوارت با سیبرگ نمی‌سازد اما در مدت زمان کوتاهی او و بازیگر ناکام و مرموز تبدیل به وجودی واحد می‌شوند.
‌‌
به عنوان یک بازیگر، استوارت نخواسته سیبرگ را با ریزترین جزئیات بررسی کند؛ او آغوشش را برای زن غم‌زده و از همه‌جا رانده شده باز کرده و اجازه داده جین در تک تک ذرات وجودش جاری شود. استوارت صدای اشباح را می‌شنود و آن را برای ما بیان می‌کند در حالی که که کلمات از چشمان او جاری می‌شوند.

استوارت خودش درباره‌ی این نقش می‌گوید:

حتا قبل از این که فیلم‌نامه رو بخونم، ایده‌ی روایت داستان جین برای من خیلی جالب بود. این یه فیلم بیوگرافی پرخرج نیست؛ یه نگاه کوچک و متمرکز روی بخشی از زندگی‌شه. از نفس افتاده رو دیده بودم ولی اصلن نمی‌دونستم که بخشی از ماجرای سال ۱۹۶۸ که در یه جنبش بسیار رادیکال برای برقراری برابری بوده و بابتش شهرتش رو از بین بردن و عملن دوران حرفه‌ایش نابود شد. داستانی نیست که همه در موردش بدونن. هر کسی که باهاش در مورد این افشاگری‌ها صحبت کردم، شوکه می‌شد. بنابراین فکر کردم که می‌خوام این داستان رو روایت کنم و می‌خواستم ازش محافظت کنم.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

نقد فیلم Harriet

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم Harriet از نگاه اوون گلایبرمن منتقد ورایتی به کارگردانی کیسی لمونز و بازی جو آلوین و …

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

وقتی به عکس‌های هریت تابمن (که تعداد آن‌ها کم هم نیست) می‌نگرید، در اکثر آن‌ها او به شکل ترسناکی به ما خیره شده است. اخم آشتی ناپذیر او افراد را به مبارزه‌ای دعوت می‌کند که از زمان خود فراتر می‌رود.

سینتیا اریوو، خواننده و بازیگر بریتانیایی، که نقش اصلی «هریت» را بر عهده دارد بهت و خیرگی روان‌نژندی او را با شیوایی خشمگین و سوگوارانه‌ای به درستی ادا می‌کند. او درست به همان شکلی که شما هریت تابمن را وقتی که به لنز دوربین یک عکاس خیره نمی‌شد تصور می‌کنید به نظر می‌رسد.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم The Current War / جنگ جریان‌ها | درخششی موقت و کم نور

اریوو در نقش هریت خشم، اندوه، ترس و عزم را که همه با چیزی شبیه مسخ شدگی کنار هم نگاه داشته‌اند نشان می‌دهد. (وقتی به طور مرتب با خدا راز و نیاز کنید، چشمان شما ممکن است به چیزی ورای زندگی روزمره خیره بماند.)

هریت، که در ابتدا با نام مینتی شناخته می‌شد، پس از فرار از مزرعه‌ی مریلند که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود سر از پلی که روی رودی خروشان ساخته شده درمی‌آورد و سربازان نیز از هر دو طرف شروع به محاصره‌ی او می‌کنند. او به درون رودخانه شیرجه می‌زند که هوشمندانه‌ترین استراتژی او اما عملی خطرناک بود. در آن لحظه، او که از قید و بندهای روحی رهایی یافته ترجیح می‌دهد بمیرد تا این که دوباره یک برده باشد. (این یک انتخاب نیست. یک غریزه است.) رودخانه او را با خود حمل می‌کند . او وقتی که در جنگل تنها می‌شود به ناچار یک راه‌پیمایی ۱۰۰ مایلی انجام می‌دهد تا به پنسیلوانیا، ایالات آزاد هم‌مرز با مریلند، برسد. هنگامی که او به خط مرزی می‌رسد، او که غرق در نور طلوع خورشید است با پرشی کوچک از روی آن خط عبور می‌کند و بعد لبخند می‌زند که به او درخششی موقتی می‌بخشد که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این لحظه تنها لحظه‌ای در تمام فیلم است که او از هر قید و بندی کاملاً آزاد است.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم The Addams Family / خانواده‌ی آدامز | یادم تو را فراموش!

هریت تابمن در ۱۸۴۹، وقتی که ۲۷ ساله بود، از بردگی گریخت و سر از فیلادلفیا درآورد که در آن زمان می‌توانست در آن جا زندگی امن و راحتی داشته باشد. ولی این انتخاب در دایره‌ی واژگان ذهنی-روحی او نمی‌گنجید. او همسر و بقیه‌ی اعضای خانواده‌اش را ترک کرده بود و به همین دلیل برگشت تا آن‌ها را نجات دهد. اون ۱۳ ماموریت انجام داد و ۷۰ برده را به آزادی هدایت کرد. او یکی از قهرمانانه‌ترین افراد آمریکا و داستان او یکی از خارق‌العاده‌ترین داستان‌هاست.

«هریت» که کیسی لمونز در نوشتن آن همکاری کرده و کارگردانی را نیز بر عهده داشته است (او کسی است که فیلم «جویبار ایو» و بهتر از آن «با من حرف بزن» را ساخته است)، قهرمان‌گرایی داستان را پوشش می‌دهد: داستان بی‌پروایی شجاعانه‌ی کشمکش هریت تابمن. مینتی که مستعد موج‌های غش کردن است (این امر به خاطر شکافتن سرش در ۱۳ سالگی توسط یکی از اربابان اوست) در حالی که به جز هوش خود هیچ همراه خود ندارد وارد حیات وحش می‌شود و سالم از سمت دیگر آن بیرون می‌آید. او پس از تغییر نام خود به هریت، به طرفدار مخفی الغای برده‌داری و یک رهبر تبدیل می‌گردد و تپانچه‌ای را با خود حمل می‌کند که حاضر است در صورت نیاز آن را به سوی مردمان خود نیز بگیرد (تا آن‌ها را مجاب کند تا بر ترس خود از غرق شدن غلبه کنند و از رودخانه بگذرند). او محتاط است اما می‌تواند بی‌ملاحظه نیز باشد زیرا به هر حال این طبیعت کاری است که انجام می‌دهد. وقتی که او راننده‌ی قطار در خط راه‌آهن زیرزمینی می‌شود، شجاعت او تا نقطه‌ای رشد می‌یابد که چنان تپانچه را حمل می‌کند که گویی بخشی از اوست.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم Gemini Man / مرد هم‌سان | زمانی که قاتل خودت می‌شوی

هریت تابمن به عنوان یک قهرمان زن شخصیتی است که بسیار دیر به روی پرده‌ی سینما آمده است و «هریت» نسخه‌ای به طرز با وجدانی روحیه‌بخش، متعهد و قابل اعتماد از داستان اوست. ولی وقتی نوبت به سعی به برقراری ارتباط میان مخاطبان و ویژگی‌های خارق‌العاده‌ی هریت تابمن می‌رسد – نه فقط تصویر کردن اقدامات او بلکه ایجاد فرصت هم‌ذات‌پنداری با ماجرای او و خود او در سطحی لحظه به لحظه – «هریت» اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی محسوب می‌شود. من معمولاً وقتی فیلم‌ها قطعات موسیقایی الهام بخش دارند گلایه‌ای نمی‌کنم اما قطعه‌های «هریت» که توسط آهنگساز جَز تِرِنس بلانشار ساخته شده است، به طرز شگفت‌آوری نوعی بی‌روحی و بی‌حس استانداردی مشابه ترکیبی از کارهای جری گلداسمیت و آرون کاپلند دارد که مزاحم تماشای فیلم می‌شوند. صحنه‌های زیادی در فیلم وجود دارد که در آن موسیقی باید کار فیلم را انجام دهد: ایجاد نوعی خیزش احساسات. در حالی که صحنه‌ها، همان طور که نوشته شده‌اند، باید خودشان این کار را انجام دهند. در یک لحظه، لمونز از قطعه‌ی «مرد گناهکار» نینا سیمون استفاده می‌کند تا یک مونتاژ فرار برده‌ها را همراهی کند که به فیلم خیزشی موقتی می‌دهد اما پس از آن شما فکر می‌کنید که: این موضوعی نیست که خیلی مناسب یک مونتاژ باشد.

و روشی اساسی نیز وجود دارد که با آن این فیلم می‌توانست تجربی‌تر به نظر برسد. چون مدت‌هاست از زمان «هریت» به عنوان یک فیلم زندگی‌نامه گذشته است، هر وقت که ما داستان او را شنیده‌ایم ناگزیر بودیم جزئیات نحوه‌ی فرار او و گریختن از حیات وحشی مرگ‌آفرین و شکارچیان سفیدپوست نژادپرست ایالات جنوبی را تصور کنیم. روی کاغذ این ماحراها باید برای نوعی فیلم ماجراجویی برای حقوق مدنی مناسب باشد. ولی سفرهای هریت از جنوب به شمال از نظر فیزیکی نیز کمتر از میزان مناسبش دراماتیزه شده است. آیا ما نمی‌خواهیم بدانیم که این سفر چه حسی داشت، انگار که خودمان این سفر را انجام داده بودیم؟ اغلب در این فیلم، سفرهای هریت عصاره‌ی کلی صحنه‌های تعقیب و گریز فیلم‌های تلویزیونی دهه‌ی هفتاد را در خود دارد.

این گونه نیست که ما فیلم‌های درام بسیاری درباره‌ی برده‌داری داشته باشیم ولی «۱۲ سال بردگی» شش سال پیش از لحاظ عمق اندوه و قدرت ایمانش چنان از نظر احساسی دردناک بود که تماشای «هریت» بدون متوجه شدن شدت ضعف شخصیت‌پردازی‌ها سخت به نظر می‌آید.

جو آلوین نقش سادیستی‌ترین ارباب هریت  را که با او بزرگ شده و مجبور است عشق خود به او را سرکوب کند، تا حدی که او تنها با استعارات حیوانی زشتی درباره‌ی برده‌ها حرف می‌زند – که شخصیت‌پردازی کاملاً متقاعد کننده‌ای از نژادپرستی قرن نوزدهمی است اما لزوماً عمیق یا طنین‌انداز نیست- بازی می‌کند. (فقط کافی است او را با شخصیت‌های پل دینو و مایکل فاسبندر در «۱۲ سال بردگی» مقایسه کنید.)

هریت در فیلادلفیا یک جامعه را پیدا می‌کند که شامل ماری، مالک یک خانه‌ی اجاره‌ای که آزاد متولد شده است با بازی جَنِل مونِی که آن را با غروری بی‌پروا اجرا می‌کند و ویلیام استیل طرفدار الغای برده‌داری (با بازی لزلی اودم جونیور و شخصیتی به طرز بی‌آزارانه‌ای مهربان) است. بازیگران شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند ولی آرزو می‌کنم کاش شخصیت‌پردازی‌ها کمی غنی‌تر بود. حتی کلارک پیترز بزرگ هم در نقش پدر هریت حضوری شیرین ولی با اثری محدود دارد.

«هریت» در نهایت تبدیل به نوعی فیلم اکشن وسترن عدالت‌خواهانه تبدیل می‌شود که روی آماده‌سازی و تحلیل چگونگی فرار از دست گروهی از شکارچیان برده بنا شده است. هریت در استفاده از سلاحش بهتر می‌شود و این منصفانه است زیرا او تبدیل یکی از معدود زنانی می‌شود که یک جوخه‌ی نظامی را در جنگ داخلی آمریکا رهبری کردند. این دلیل دیگری برای ستایش اوست و «هریت» ادای دینی کاملاً وظیفه‌شناس و آگاهی‌بخش است. ولی با این حال این حس را به شما می‌دهد که فیلم بزرگ و مناسب هریت تابمن هنوز ساخته نشده است.

اوون گلایبرمن ، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

آنونس

تریلر فیلم The Mandela Effect | خاطرات به تو دروغ می‌گویند

تریلر فیلم The Mandela Effect

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم The Mandela Effect را به کارگردانی دیوید گای‌لوی و بازی چارلی هوفهایمر، الکسا پالادینو، رابین لرد تیلور و … با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم The Mandela Effect از آن بیش‌تر بدانید:

اثر ماندلا از جمله پدیده‌های عجیب دنیای مدرن است که بنا بر آن، خاطرات کاذبی در ذهن ما ثبت می‌شود و عده‌ای معتقدند این، نتیجه‌ی لغزیدن انسان‌ها در جهان‌های موازی مختلف و ترکیب خاطرات رخ داده است. حال این پدیده دست‌مایه‌ی فیلمی تولیدی شرکت پریسکوپ انترتینمنت شده است.

در کنار تماشای تریلر The Mandela Effect ببینید:

دومین تریلر فیلم Sonic | سونیک با چهره‌ای جدید بر روی پرده‌های سینما

فیلم داستان مردی با نام برندان را روایت می‌کند که پس از مرگ شوکه‌کننده‌ی دخترش به علت غرق شدن در دریا، متوجه رخ دادن اتفاقات عجیبی می‌شود که او نسبت به صحت خاطراتش شک می‌کند.

این فیلم توسط دیوید گای لوی نوشته و کارگردانی شده است. از جمله بازیگران فیلم باید به چارلی هافهایمر در نقش برندان، آلکسا پالادینو در نقش کلیر، همسر برندان، رابین لرد تیلور در نقش مت، یکی از دوستان برندان و کلارک پیترز در نقش دکتر فوش حاضر هستند.

این فیلم ششم دسامبر در سینماهای آمریکا اکران می‌شود.

در کنار تماشای تریلر The Mandela Effect ببینید:

به بهانه‌ی بیست سالگی Fight Club | تریلر جدید فیلم با زیرنویس فارسی

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها