با ما همراه باشید
خسرو شکیبایی خسرو شکیبایی

ستاره‌ها

خسرو شکیبایی در دوازدهمین سال غیبت به روایت خسرو نقیبی: ستاره ماند | For the 12th anniversary of Khosrow Shakibai’s death

ستاره ماند | خسرو شکیبایی در دوازدهمین سال غیبت به روایت خسرو نقیبی

آرت‌تاکس – خسرو نقیبی: بامروز ۲۸ تیر دوازده سال از روزی که خسرو شکیبایی ترک‌مان کرد می‌گذرد. در این یادداشت پنج دلیل در پاسخ به یک پرسش آورده‌ام: چه چیزهایی خسرو شکیبایی را در تاریخ سینمای ایران به «افسانه» بدل می‌کند؟

خسرو شکیبایی در عکس یادگاری شماره‌ی نخست روزنامه‌ی امتیاز به مناسبت اکران فیلم سینمایی «چه کسی امیر را کشت» در کنار امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا و مهدی کرم‌پور | عکاس: علی زارع

خسرو شکیبایی در عکس یادگاری شماره‌ی نخست روزنامه‌ی امتیاز به مناسبت اکران فیلم سینمایی «چه کسی امیر را کشت» در کنار امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا و مهدی کرم‌پور | عکاس: علی زارع

۱) حمید هامون

این از آن نقش‌هایی‌ست که بازیگرش می‌تواند همه عمر در سایه آن زندگی کند. حتی آنها که فیلم را دوست ندارند از شکیبایی «هامون» به‌عنوان یک مدل نمونه‌ای از حلول روح بازیگر در کاراکتر اسم می‌برند. پس از این فیلم است که بازیگرش، حمید هامون را در بخشی از کالبدش حفظ می‌کند و تا آخر عمر آن را با خود این‌سو و آن‌سو می‌برد. نماد روشنفکری ایرانی؛ و تصویری تمام‌قد از جماعتی که تصویری چنین شفاف از خود در هیچ کجای دیگری از تاریخ این سینما به یاد ندارد. چون «هامون» را دوست ندارم این را به حساب اجرای مهرجویی نمی‌گذارم. شکیبایی است که خود روشنفکر ایرانی روی پرده نقره‌ای می‌شود. مثل آنها راه می‌رود. مثل آنها می‌خندد. مثل آنها عصبانی می‌شود و مثل آنها منفعل می‌شود. شکل نشستن‌اش هم رونوشت برابر اصل است. حتی اگر هیچ فیلم دیگری هم بازی نمی‌کرد، حمید هامون به تاریخ سنجاق‌اش کرد.‏

۲) به نقش‌ها و فیلم‌هایش تشخص می‌داد

کارنامه‌اش را مرور کنید. چندتا کارگردان بزرگ می‌بینید و چند تا کارگردان متوسط و زیرمتوسط؟ چندتای‌شان بهترین فیلم‌شان را در حضور شکیبایی ساخته‌اند؟ چندتا از آن کارگردان‌ها را اصلا از یاد برده‌اید؟ چندتای‌شان وقتی سراغ شکیبایی آمده‌اند فیلم‌اولی بوده‌اند؟ «رابطه» را ببینید. قبل از هامون‌شدن هم به فیلم و نقش‌اش وزن می‌داده. «شکار» را نگاه کنید. معلوم است که چرا ده سال قبل از همبازی‌اش پرویز پرستویی ستاره می‌شود. نه؟ کدام بازیگر دیگری یادتان هست که حتی فاجعه‌ای مثل «پرواز را به خاطر بسپار»ش هم در ذهن یک عکس ماندگار از گریم و چهره‌اش داشته باشد؟ مگر «بلوف» ساموئل خاچیکیان را قابل‌تحمل‌ترین فیلم سال‌های آخر او نکرده؟ همین آخری‌ها. مگر باعث نشد خیلی‌ها «دست‌های خالی» را ببینند؟

هم به نقش خودش و هم به خود فیلم‌ها تشخص می‌داد.‏

۳) نقطه‌ی دید داشت

معتقدم هرکسی که در هر رشته‌ای «بزرگ» می‌شود، «نقطه دید» دارد. یک زاویه نگاه مختص به خودش که همین «مهم»‌اش می‌کند. سه مثال نزدیک می‌زنم که شاهدشان بوده‌ام. برای لمپن «سالاد فصل» دیالوگ می‌نوشت. برای نقش‌اش به شکل راه‌رفتن، رفتارشناسی راننده‌خطی‌ها و طرز تکان‌دادن دست‌وپایش رسیده بود. این‌ها را درآورده بود و از روی الگویی ذهنی بازی می‌کرد. در «چه کسی امیر را کشت؟» روز دوم با قدری پشم سرصحنه آمد. در فیلم‌نامه دیالوگی بود که نشان می‌داد پشم‌فروش عمده‌اند. پشم‌ها را روی مبل‌های دفترش ریخت و بعد در صحنه‌های بعدی وقتی پشم‌ها را دستش گرفت یا کنار خودش می‌دید، خود کاسب لات لوطی‌مسلکی می‌شد که قربانی شرایط اجتماع امروز شده. گویش‌اش را هم خودش پیدا کرد. لهجه نقش را خودش درمی‌آورد. در «اتوبوس شب» بی‌آن‌که به کسی حرفی بزند رفته و وقتی برگشته طوری پشت فرمان نشسته که انگار سال‌هاست راننده اتوبوس بوده؛ دنده که عوض کرده همه شوکه شده‌‌اند. این‌ها یعنی برای نقش‌اش شناسنامه درمی‌آورده و می‌توانسته آن را زندگی کند. گفتم که؛ «نقطه دید» داشته است.‏

۴) بازی در سکوت بلد بود

درست است که می‌گویند صدایش به نقش‌اش تشخص می‌داد و یگانه‌اش می‌کرد اما یک‌بار فیلم‌های شاخص‌ترش را ببینید و به بازی‌اش در لحظه‌های وقفه و سکوت نگاه کنید. مثال واضح می‌زنم. «کاغذ بی‌خط» را بگذارید و نگاه کنید. فیلم از آنِ هدیه تهرانی است. مرد قصه در پس‌زمینه است. منفور است. تماشاگر دوستش ندارد. اما خسرو شکیبایی در پس‌زمینه نیست. منفور نیست. تماشاگر دوستش دارد؟ این را شک دارم. کلید همین است. مرد قصه تقوایی باید چنین احساسی به شما دهد. نمی‌شناسیم‌اش. تکلیف‌مان با او روشن نیست. مرموز است و مرموز نیست. انگار توهم رویاست. انگار او زیادی همه‌چیز را گردنش انداخته. این‌ها را از کجا می‌فهمیم؟ خود مرد به ما می‌گوید؟ رویا چی؟ جواب، هیچ‌کدام است. این‌ها را از نگفتن‌ها می‌فهمیم. شکیبایی در سکوت‌اش، در همان پس‌زمینه، درست جایی که فکر می‌کنیم پشت سر هدیه تهرانی محو شده، دارد کارش را می‌کند. برای همین است که تمسخرهایش، تک‌جمله‌هایی که در مواجهه با رویا می‌گوید، بدجوری درد دارد. درست جایی می‌نشیند که باید. شکیبایی در سکوت کارش را کرده است. مثال دیگر «ستاره بود» است. پیداکردن همین شگرد در آنجا، با خودتان…‏

۵) بلد بود نقش را اندازه خودش بازی کند

دو سری نقش هستند که بازیگران بزرگ را به دام می‌اندازند. یکی نقش‌های مکمل و دیگر، نقش‌های منفی؛ و شکیبایی بلد بود هردوسری نقش‌ها را همان‌قدری که باید بزرگ کند. نقش‌های مکمل کارنامه‌اش را مرور کنید. دو مثال دور و نزدیک می‌زنم. در «پری» مکمل است؛ دو نقش اثرگذار دارد ولی کاری می‌کند که بقیه اندازه‌ای که باید حضور داشته باشند. می‌تواند ابعادی به نقش‌هایش بدهد که «داداشی» علی مصفا را بخورد اما این کار را نمی‌کند. در «رئیس» یک نقش کوتاه دارد. تا ته فیلم دکتر را با آن جویده‌گویی‌هایش از یاد نمی‌برید. اینجا مکمل نیست ولی باید یک تیپ را تا ته‌خط تصویر کند و دقیقا برای همین با قدرت تمام نقش‌اش را بازی می‌کند. کاری که برای نقش‌های مکمل‌اش نمی‌کند. منفی‌هایش هم همین‌طورند. هیچ‌کدام سیاه نیستند. همه‌شان طوری‌اند که انگار همین الان از کنارت رد شده‌اند و رفته‌اند روی پرده. کاریکاتوری‌ترین‌اش، حدمیثاق «حکم» است که در آن دوئلِ کلامی با محسن درکش می‌کنی. در «سارا» عاشق است؛ چنان‌که در «عاشقانه» هم. در هردو خاکستری‌ترین اجرای ممکن از کاراکتر سیاه‌اش را دارد. ضجه‌ای هم که پیش از خودکشی بر جنازه سمندر در «اثیري» می‌زند تکمیل همین منفی‌هایش است. عاشقی که در روزگاری عشق‌اش از او دریغ شده و حالا می‌خواهد انتقام خودش را از روزگار و آدم‌های اطرافش بگیرد. وقتی می‌پذیرفت نقش اول نیست، نقش‌ها را اندازه خودشان بازی می‌کرد.‏

For the 12th anniversary of Khosrow Shakibai’s death

On this day 12 years ago, Khosrow Shakibai passed away at the age of 64. He is best known for movies such as The Verdict, Who Killed Amir and a frequent collaborator with Dariush Mehrjoui on Hamoun, Mix and Sara.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ستاره‌ها

سیرشا رونان به روایت سیرشا رونان در پنج‌پرده‌! | Saoirse Ronan over the past decade, and her new film Ammonite

سیرشا رونان

آرت‌تاکس – سینمای جهان: به مناسبت حضور فیلم «آمونیت» در فستیوال فیلم تورنتو ۲۰۲۰ با بازی سیرشا رونان ، نگاهی خواهیم داشت به زندگی او از زبان خودش

سیرشا رونان به روایت سیرشا رونان در پنج‌پرده‌!

درباره‌ی علاقه به بازیگری

از روی ناچاری بازیگر شدم اما به محض این که پایم به‌روی صحنه باز شد به آن علاقه‌مند شدم … من نظمی را که در نمایش‌های تئاتر وجود دارد دوست داشتم اما در ۱۲ سالگی و با بازی در «تاوان» بود که به مادرم گفتم: «من می‌خواهم برای همیشه این کار را بکنم.»

درباره‌ی بازی در بروکلین

فکر می‌کنم چیزی که «بروکلین» را تاثیرگذار کرد این است که ترکیبی شدید از دو دنیا بود. من به شدت وحشت‌زده بودم ولی در نهایت این برای من فیلم بسیار ویژه شد و روایت این داستان افتخاری برای من بود.

درباره‌ی شباهت‌های کاراکترش در «لیدی برد» و «بروکلین»

فکر می‌کنم چیزی که این فیلم را تاثیرگذار کرد این است که ترکیبی شدید از دو دنیا بود. من به شدت وحشت‌زده بودم ولی در نهایت این برای من فیلم بسیار ویژه شد و روایت این داستان افتخاری برای من بود.

درباره‌ی تیموتی شالامه

من همیشه می‌دانستم که او خیلی خاص است. ما همیشه با هم بسیار احساس راحتی می‌کردیم. واقعاً از این که این قدر با یک‌دیگر متفاوتیم مرا به وجد می‌آورد. او کسی است که دوست دارم کار را با او ادامه دهم. می‌خواهم ببینم وقتی پیرتر شویم چه خواهد شد.

درباره‌ی «آمونیت»

حدس می‌زنم تمام نکته این باشد که آمونیت و فسیل‌ها نماد شروع چیزی باشند. پیدا کردن چیزی زیبا در آن نیازمند زمانی طولانی و مراقبتی ویژه است و این همان چیزی است که دو کاراکتر اصلی فیلم در حق هم انجام داده‌اند.»

Saoirse Ronan over the past decade, and her new film Ammonite

Four-time Oscar nominee Saoirse Ronan joins host Anne Donahue for a special In Conversation With… to discuss her powerhouse performances over the past decade, and her new film “Ammonite”.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ستاره‌ها

تماشا کنید: عکس‌هایی خاطره‌انگیز از فیلم‌سازِ رفته: امروز رسول ملاقلی‌پور ۶۵ساله می‌شد | A Look Down Memory Lane on Rasoul Molagholipour

رسول ملاقلی پور

آرت‌تاکس – سینمای ایران: انتشار عکس‌هایی دیده‌نشده از رسول ملاقلی پور در پشت‌صحنه‌ی فیلم‌هایش به مناسبت شصت و پنج سالگی او

تماشا کنید: عکس‌هایی خاطره‌انگیز از فیلم‌سازِ رفته
امروز رسول ملاقلی پور ۶۵ساله می‌شد

موزه‌ی سینمای ایران امروز در صفحات مجازی‌اش عکس‌هایی از رسول ملاقلی‌پور منتشر کرد که خاطره‌انگیز بودند. از فیلم‌سازی که خیلی‌ها او را مهم‌ترین فیلم‌ساز سینمای جنگ ما در لحن و صراحت و تصویر عریان خشونت می‌دانند.

ملاقلی‌پور خیلی زود و در سن ۵۱ ساله‌گی جمع ما را ترک گفت و شاید فیلم‌هایی که نساخت از آن‌چه ساخت حسرت برانگیزتر باشد. با این حال آثاری چون «سفر به چزابه»، «افق» و «هیوا» در سینمای جنگ و «قارچ سمی» در سینمای متفاوت و سورئالیستی ایران سندهایی به یادماندنی از توانایی این فیلم‌ساز باقی خواهند ماند.

در این آلبوم عکس‌هایی از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی فیلم‌ساز، عکس‌هایی از پشت‌صحنه‌ی فیلم‌های «افق»، «نجات‌یافتگان» و مستند «شش‌گوشه‌ی عرش» که این مستند به دلیل فوت رسول ملاقلی پور ناتمام ماند، پروانه‌ی فیلمسازی برای فیلم ناتمام «عصر روز دهم»، دیپلم افتخار ویژه‌ی هیأت داوران دفاع مقدس برای فیلم «افق» و دوربینی را که رسول ملاقلی‌پور با آن فیلم‌های خبری و مستندش را ضبط می‌کرد می‌بینید.

زنده‌یاد رسول ملاقلی پور در پشت صحنه‌ی فیلم «نجات یافتگان»

زنده‌یاد رسول ملاقلی پور در پشت صحنه‌ی فیلم «نجات یافتگان»

 

زنده‌یاد رسول ملاقلی پور در پشت صحنه مستند «شش گوشه عرش»

زنده‌یاد رسول ملاقلی‌‌‌‌‌پور در پشت صحنه مستند «شش گوشه عرش»

 

زنده‌یاد رسول ملاقلی پور در پشت صحنه‌ی فیلم «افق»

زنده‌یاد رسول ملاقلی پور در پشت صحنه فیلم «افق»

A Look Down Memory Lane on Rasoul Molagholipour

Memorable photos of Rasoul Molagholipour have been released in celebration of his 65th birthday from Iran’s Museum of Cinema. He was known for his brutal depiction of war in terms of tone and presentation.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ستاره‌ها

مسعود مهرابی و یک میراث … | Abdolreza Monjezi on Massoud Mehrabi’s contributions to the cinema

مسعود مهرابی

اختصاصی از آرت‌تاکس: یادداشت عبدالرضا منجزی برای مسعود مهرابی به مناسبت درگذشت او در سن شصت و شش سالگی

مسعود مهرابی و یک میراث…

با یک جیبی ۶۰ برگ شروع کرد. کتابچه‌ای کوچک و جمع و جور. که بعد از برگزاری اولین جشنواره فیلم فجر، به معرفی و نقد فیلم‌های مهم پرداخت. با همان اولین کتابچه، حلقه‌ای از منتقدین جوان و کارکشته را دور هم جمع کرد. کتابچه، تشخص و اعتباری به آن جشنواره‌ی اولین بخشید.

کار مطبوعاتی در آن دوران ملتهب تاریخی، بی‌سرانجام بود. بی‌دوام و بی‌بقا.. با هر تکان و فرا و فرودی چند نام گم می‌شدند. محو و نیست می‌شدند. بنیاد این یکی اما خاص بود. قریانی دوره نشد. در دام سطحی‌نگری و یا گنده‌گویی‌های بلندپروازانه و جاه‌طلبی سیاسی نیافتاد. قربانی زمانه نشد. طعمه زبان‌بسته و تسلیم محض روزگار نبود. راه و کاری متفاوت از روح زمانه‌اش را برگزیدند… زبان و رفتاری دور از جنس گفتمان دوره، انتخابشان بود…

دنیایی کوچک در بن‌بست یک کوچه‌ی خوشنام و پرخاطره ساخت بنام دفتر نشریه‌ی فیلم.

عکس گروه سازنده همسرایان کیارستمی روی جلد بعدی نشست و ارام ارام شکل و شمایل تازه‌ای پیدا کرد. نشریه به آدم‌ها و موضوعاتی می‌پرداخت که در فضای به‌شدت سیاسی آن روزگار گم بودند.

مجله فیلم، نسیم خنک و تازه‌ای بود برای عشاق سینه‌چاک سینما، برای سخت‌پسندی و سلیقه‌ی خاص نخبگان. برای پیر و جوان که یک وجه مشترک داشتند: فهم و کشف زیبایی از نوع دیگرش…

یک مثلث از جمع سه رفیق پا گرفت. هر کس کاری را گردن گرفت. گلمکانی تحریریه، یاری پشتیبانی و مهرابی طراحی و سمت‌وسوی کلی را…

یک سال گذشت و فیلم جزئی از سینمای ما شد. دو سال بعد به مهم‌ترین رکن تأثیرگذاری بر روند کیفی تولیدات تبدیل شد.

چیزی که مجله فیلم را متمایز می‌کرد بقا و استمرار و دوامش بود. در گذر از چند سال پیاپی کار، ده‌ها تن از انتشار نقدها و نقل اخبار دل‌گیر شدند. حتی گروهی از سینماگران به‌قصد مقابله، نشریه‌ای منتشر کردند. هدف، فروکاستن از نقش محوری و مؤثر فیلم بود.

مجله، وقف سینما بود. خردجمعی جایگزین اراده‌ی شخصی و آتوریته‌ی فردی بود.

درایت، صبوری، مدارا، گذر از بحران‌های سطحی روزمره و پرداختن به سینما، راز بقای نشریه بود. پویا و پرانگیزه و خلاق در هر شماره، حال و هوای تازه‌ای را به ارمغان می‌آورد..‌. دفتر کوچک خیابان سام به مدرسه‌‌ای عالی تبدیل شد در تربیت منتقد و مطبوعاتی…

بابک احمدی و آیدین آغداشلو از یک سو و ایرج کریمی و دهقان و زاهدی از سوی دیگر و جویانی و طالبی و امینی و طوسی هم نگرش و دیدگاه‌های متنوعی را در متن نشریه نمایندگی می‌کردند. سه چهار نسل در کنار هم… فیلسوف و نقاش و زبان‌شناس… قاضی و موزیسین و استاد دانشگاه… جوان و پیر و میان‌سال… مهاجم و معتدل و آرام… شهرستانی پرانگیزه و جویای نام، پایتخت‌نشین کهنه‌کار اما دل‌زده و سردرگم و مردد…

بخش پروپیمان و باکیفیت سینمای بین‌الملل با آنکه شیفته آوانگاردهای فرانسوی بود، اما از فورد و هیچکاک و هالیوود نیز غافل نبود.

سینمای واقع‌گرا و مدرن کیارستمی و عیاری و فروزش با آن‌که مطلوب و ایده‌‌آل منتقدین مجله بود، اما فیلم‌های اجتماعی و جریان سنتی پیشرو و نسل میانه‌ای که تازه در آغاز راه بود فراموش نشدند.

جوان‌ترها و نسل جدید با حمایت تمام‌قد تحریریه به نماد جریان نوگرای داخلی تبدیل شدند.

در این میان پیدا بود که سینمای بیضایی، کیمیایی، نادری و همه‌ی آن کهنه‌کاران سنتی شهره به پیشرو، دغدغه‌شان نیست و همه‌ی هوش و حواسشان معطوف به صداهای تازه بود…

این رویکرد، محصول سیاست‌گزار اصلی سینما محمد بهشتی و حکم او بود و به دغدغه‌ی گردانندگان مجله هم تبدیل شد.

سال شصت‌و‌نه بی‌پروانه آبادانی را ساختم. جمال امید و ری‌پور فیلم را در بولتن جشنواره جا دادند. هیئت انتخاب فیلم را دید. یک فرانسوی خوش قد و قیافه فیلم را برگزید برای یکی از بخش‌های کن… حساسیت بیشتر شد و هیئت بعدی فیلم را برای هفده سال توقیف کردد… مسعود مهرابی عکس کار را از سعید کاشفی گرفت و در صفحه یک، خبر فیلم را منتشر کرد. گفتم مشکل‌ساز نشود. گفت بشود. مشکل جزئی از کار ماست… خبر شناسنامه فیلم شد…

با همه‌ی تلخ‌کامی هایی که یک جمله‌ی ساده به همراه داشت، با همه‌ی دلگیری‌ها رنجش‌ها و توامان ذوق‌زدگی‌ها و شور و شعفی که جامعه سینمایی در زیر سایه‌ی سلطه‌ی بی‌چون و چرای مجله فیلم تجربه می‌کرد، یک حس مسئولانه و نگرش به‌شدت حرفه‌ای و برخورد عاقلانه نشان از آن داشت که دعوایی در میان نیست و این طبیعت سینماست… همه‌ی این رابطه‌ی حساس و شبهه برانگیز باصداقتی تمام و به‌دقت توسط مرد کهنه‌کاری بنام مسعود مهرابی و رفیق دیرپایش گلمکانی مدیریت می‌شد.

مجله فیلم وقف سینما بود.

روزهای اوج و پرشکوهی را در چند دهه پیاپی تجربه کرد. هیچ نشریه‌ای نتوانست از میزان اعتبار و منزلتش کم کند…

آن‌چه امروز پیش روی ماست، همه‌ی آن جلدهای صحافی‌شد‌ه‌ی درون گنجه‌ها، مسعود مهرابی‌ست.

میراثی که فقط به‌عنوان یک نشریه‌ی تخصصی به‌حساب نمی‌آید..

ثمره‌ی کار چهل ساله، شد الگوی یک رویه.. .یک رفتار اصولی در بزنگاه‌های تاریخی… تبدیل یک انفعال و خمودگی و شکست به کار خلاقه و مستمر… تلاش جمعی در قلب بحران مالی برای دستیابی به کسب‌وکاری پررونق…

مهرابی از هیچ همه‌چیز ساخت. با سماجت و یک‌دندگی و مدارا، مدیریت مقتدر و فردمحور فرهنگی را مجبور به پذیرش و تحمل صدای مستقل کرد… پشتوانه‌ی اصلی مجله، حمایت مخاطب عام بود. خوانندگان پرشمار نشریه، از جنوب تا شمال بودند. از اسفراین تا سنقر و تربت و کاشمر… در سخت‌ترین لحظات تاریخی و یأس‌آورترین و هراس‌انگیزترین شرایط سیاسی، مجله فیلم دل‌خوشی و سرگرمی یک نسل بود… گاهی نقدها از فیلم‌ها مهم‌تر نشان می‌داد و گاه منتقد به‌شدت مقتدرتر از فیلم‌ساز… گاه خواندن یک نقد دل‌نشین تر از تجربه تماشای یک فیلم می‌شد… این اتفاقات نادر و کمیاب فقط و فقط در این سرزمین و در یک دوره مهم و حیاتی تاریخی ممکن شد….

زندگی حرفه‌ای مسعود مهرابی ، مرد در سایه، یک الگوی تمام‌عیار برای جستن راه زیست خلاق و کار پرثمر فرهنگی‌ست… مردی که در طول چهل سال کار، چهل هزار تن را بر جلد نشاند و یک‌بار فقط یک‌بار از چهره محجوب و زیبایش در یک کنج قاب رونمایی نکرد… او آدم مقابل دوربین و پشت تریبون ایستادن نبود. نگارگر بود. زیبایی را به شکلی ماهرانه ترسیم می‌کرد..

پشت همه این میراث سایه وجود بی‌مثالش هم‌چنان سنگینی می‌کند… فرهنگ، عرصه‌ی زیست باوجود چنین آدم‌هایی‌ست… بی‌قیل‌وقال و هیاهو اما پر از طراوت و سازندگی و خلاقیت …

نوشته‌ی عبدالرضا منجزی

 

Abdolreza Monjezi on Massoud Mehrabi’s contributions to the cinema

Massoud Mehrabi was an Iranian journalist, writer and caricaturist who started his professional career as a journalist in 1970, writing articles for several papers. He was the president and publisher of Film monthly magazine, the leading film magazine in Iran and Film International, the sole reference journal for non-Persian readers and international festivals all over the world.
In this article, Abdolreza Monjezi talks about his achievements and contributions.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها