با ما همراه باشید

داستان‌ اسباب بازی یکی از کارهای به‌یادماندنی پیکسار است که ما را به این کاراکترهای دوست‌داشتنی معرفی کرده است: جسی، هَم، باز، بو، رکس، کله سیب‌زمینی. در فیلم اول، همه‌ی اسباب‌بازی‌ها به خوبی جایگاه خودشان را در اتاق اندی درک می‌کردند. وودی، اسباب‌بازی موردعلاقه‌ی اندی بود، اما تا زمانی که برای او تولدش، باز لایتیر را هدیه گرفت.

باز و وودی از زبان تام هنکس

تام هنکس: اومدن باز مطابق میل وودی نبود. باز نمی‌فهمید شرایط چه‌طوره، نباید به اسباب‌بازی‌های اندی نزدیک می‌شد. واسه همین مسئولیت سنگینی روی دوشش بود.

حین ماجراجویی‌هایی که باز و وودی برای فرار از خانه‌ی سید تجربه می‌کنند، بین‌شان رابطه‌ی دوستی شکل می‌گیرد. آن‌ها موفق می‌شوند کمی قبل از این‌که اندی و خانواده‌ا‌ش به خانه‌ی جدید‌شان نقل مکان کنند، پیش اندی برگردند. فیلم آن‌جایی به پایان می‌رسد که یک توله سگ که هدیه‌ی کریسمس است، محبوب قلب اندی می‌شود.

در کنار بررسی انیمیشن داستان اسباب بازی ببینید:

تریلر قسمت دوم انیمیشن «منجمد/Frozen» | منجمد گیشه را آتش می‌زند

عمیق شدن رابطه‌ی وودی و باز در داستان اسباب‌بازی ۲

داستان اسباب بازی ۲، چهار سال بعد اتفاق می‌افتد. شخصیت شرور این قسمت، ال هست که صاحب مزرعه‌ی اسباب‌بازی‌هاست. او کلکسیون اسباب‌بازی دارد و در یک فروش خانگی، وودی را قاپ می‌زند.

مارک نیلسن: «ارتباط خاص بین وودی و باز، درون‌مایه‌ی اصلی فیلم‌های داستان اسباب بازی است. رابطه‌شون طی سال‌ها و در فیلم‌ها عمیق می‌شه تا جایی که بتونن به هم اعتماد کنن، هم‌دیگه رو درک کنن و از هم‌ حمایت کنن.»

در همین زمان، وودی می‌فهمد که واقعن چه کسی است. او با جسی آشنا می‌شود که یک دختر گاوچران آوازخوان است. هم‌چنین با بولزایِ اسب و پیت بوگندوی معدن‌چی ملاقات می‌کند که همه‌شان کاراکترهای یک برنامه‌ی دهه پنجاهی به اسم راندآپ هستند. همه‌ی اسباب‌بازی‌ها به موقع، قبل از این‌که اندی بیاید به اتاق برمی‌گردند.

اندی فکر می‌کند جسی و بولزای اسباب‌بازی‌های جدیدی هستند که مادرش برای او گرفته است. این‌جا نکته‌ی جالبی وجود دارد و آن اینست که پیش‌بینی معدن‌چی درباره‌ی آینده‌ی اسباب‌بازی‌ها در فیلم سوم درست از آب درمی‌آید.

وودی با اندی به دانشگاه می‌رود

در داستان‌ اسباب بازی ۳، می‌بینیم که اوضاع اندی با اسباب‌بازی‌هاش وقتی می‌خواهد به دانشگاه برود چه‌‌طور است. همه‌ی اسباب‌بازی‌ها در حال فکر کردن به سرنوشت‌شان هستند، چرا که مدت‌هاست در گنجه نگه‌داری می‌شوند. بعضی‌ از آن‌ها به مزایده گذاشته می‌شوند که متاسفانه دوست‌دختر وودی، یعنی بوپیپ، یکی از همان‌هاست.

در کنار بررسی انیمیشن داستان اسباب بازی ببینید:

تریلر جدید قسمت دوم فیلم منجمد/Frozen زیر ذره‌بین

اما به نظر ‌می‌آید در داستان اسباب بازی ۴ دوباره یک‌دیگر را پیدا کنند.اندی می‌خواست که وودی را با خودش به دانشگاه ببرد، ولی مادرش کیسه‌ای را که آن‌ها داخلش بودند با زباله اشتباه می‌گیرد. مادر اندی آن‌ها را به یک مهدکودک می‌برد تا دوباره قابل استفاده باشند.

تلاش وودی برای بازگشت نزد اندی

خانم سیب‌زمینی هم از طریق چشم‌هاش که در اتاق اندی جا مانده بودند، می‌فهمد که او به دنبال اسباب‌بازی‌هاش می‌گردد. وودی فرار می‌کند و آخرش به بانی می‌رسد، دخترکوچولوی شیرینی که حسابی از اسباب‌بازی‌هاش مراقبت می‌کند. با وجود این‌که کنار بانی خیلی به وودی خوش می‌گذرد، او هنوز هم سعی می‌کند نزد اندی برگردد.

او از طریق کوله‌پشتی بانی به مدرسه برمی‌گردد و از دوستانش معذرت‌خواهی می‌کند که تنهاشان گذاشته. آن‌ها برنامه‌ی فراری می‌چینند که پیش اندی برگردند، اما متاسفانه لاتسو وودی را به داخل سطل زباله می‌کشد، آن‌ هم درست موقعی که ماشین حمل زباله سر می‌رسد. اسباب‌بازی‌ها دست به دست هم آماده‌ی رو‌به‌رو شدن با سرنوشت‌شان می‌شوند، درست قبل از این‌که آدم‌فضایی‌ها آن‌ها را با چنگک‌شان نجات‌ بدهند.

زیرشیروانی اندی: گورستان اسباب‌بازی‌ها

اسباب‌بازی‌ها آماده‌ می‌شوند که برای همیشه در زیرشیروانی ماندگار شوند، تا این‌که وودی برنامه‌ای می‌چیند. او یک یادداشت برای اندی می‌گذارد و به او می‌گوید که بانی می‌تواند از همه‌‌شان به خوبی مراقبت کند. اندی اسباب‌بازی‌ها را برای بانی می‌برد و می‌فهمد که وودی داخل جعبه‌ است.

جاش کولی: «وقتی اسباب‌بازی‌ها به دست بانی می‌رسن، انگار که داستان تموم می‌شه. اما نه تا وقتی که ما بفهمیم بعد از این برای اسباب‌بازی‌ها چه اتفاقی می‌افته! لحظات مهمی برای بررسی کردن به نظرمون رسید که داستانی رو شکل داد که ارزش گفتن داشت.»

صحبت‌ صداپیشگان داستان اسباب‌بازی | فکر نمی‌کردیم کیانو ریوز بامزه باشد

تام هنکس: «مدام حقایق دیگه‌ای برای بررسی در مورد کاراکترهای بوپیپ، گبی گبی، وودی و فورکی پیدا می‌کنن.»

رندی نیومن: «فورکی اصلی‌ترین اسباب‌بازی بانی‌یه که از همه بیش‌تر اون رو دوست داره.»

در کنار بررسی انیمیشن داستان اسباب بازی ببینید:

فیلم up به روایت پیت داکتر

کیگان مایکل کی: «بانی با تمام وجود عاشقش بود. خودش روی صورتش چشم، دهان و ابرو گذاشته بود. اون بهش زندگی بخشید تا بتونه دوستش داشته باشه. ولی اون بیدار می‌شه و خودش رو فقط به عنوان یه قاش‌چنگ می‌شناسه! واقعن حرف نداره.»
تام هنکس: «به نظر می‌آد وودی مجبوره هوای فورکی رو داشته باشه. باید بهش آموزش بده که بفهمه در چه جایگاهی قرار داره.»
ما چه چیزی رو در مورد وودی هنوز کشف نکردیم؟

کیگان مایکل کی: «فکر می‌کنم حتا خود وودی هم نمی‌فهمه که داره یه بحران وجودی رو تجربه می‌کنه. به نظرم پیغام مهمی‌ رو از بوپیپ یاد می‌گیریم، این‌که اون یه زندگی برای خودش ساخته که زندگی معمول و سنتی نیست، با این حال ازش راضی‌یه.»

جاش کولی: «فکر نمی‌کردم کیانو ریوز این‌قدر بامزه باشه! برای مثال حرکاتی که دوک انجام می‌ده، همه‌ش ایده‌ی خودش بود.»
حالا که همه‌چیز را می‌دانید، می‌توانید داستان‌ اسباب بازی ۴ را تماشا کنید!

آنونس

تریلر فیلم seberg | در آغوش کشیدن زنی دردکشیده

تریلر فیلم seberg

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: نخستین تریلر فیلم seberg را به کارگردانی بندیکت اندروز و بازی کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم seberg از آن بیش‌تر بدانید:

یک فیلم بیوگرافیک کنجکاوی‌برانگیز دیگر: سیبرگ

کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ به ایفای نقش پرداخته. منتقدان در نخستین نمایش فیلم در فستیوال ونیز از بازی او سخن گفتند:

در ده دقیقه‌ی ابتدایی به نظر می‌رسد چهره‌ی منحصربه‌فرد و شناخته‌شده‌ی کریستن استوارت با سیبرگ نمی‌سازد اما در مدت زمان کوتاهی او و بازیگر ناکام و مرموز تبدیل به وجودی واحد می‌شوند.
‌‌
به عنوان یک بازیگر، استوارت نخواسته سیبرگ را با ریزترین جزئیات بررسی کند؛ او آغوشش را برای زن غم‌زده و از همه‌جا رانده شده باز کرده و اجازه داده جین در تک تک ذرات وجودش جاری شود. استوارت صدای اشباح را می‌شنود و آن را برای ما بیان می‌کند در حالی که که کلمات از چشمان او جاری می‌شوند.

استوارت خودش درباره‌ی این نقش می‌گوید:

حتا قبل از این که فیلم‌نامه رو بخونم، ایده‌ی روایت داستان جین برای من خیلی جالب بود. این یه فیلم بیوگرافی پرخرج نیست؛ یه نگاه کوچک و متمرکز روی بخشی از زندگی‌شه. از نفس افتاده رو دیده بودم ولی اصلن نمی‌دونستم که بخشی از ماجرای سال ۱۹۶۸ که در یه جنبش بسیار رادیکال برای برقراری برابری بوده و بابتش شهرتش رو از بین بردن و عملن دوران حرفه‌ایش نابود شد. داستانی نیست که همه در موردش بدونن. هر کسی که باهاش در مورد این افشاگری‌ها صحبت کردم، شوکه می‌شد. بنابراین فکر کردم که می‌خوام این داستان رو روایت کنم و می‌خواستم ازش محافظت کنم.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

نقد فیلم Harriet

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم Harriet از نگاه اوون گلایبرمن منتقد ورایتی به کارگردانی کیسی لمونز و بازی جو آلوین و …

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

وقتی به عکس‌های هریت تابمن (که تعداد آن‌ها کم هم نیست) می‌نگرید، در اکثر آن‌ها او به شکل ترسناکی به ما خیره شده است. اخم آشتی ناپذیر او افراد را به مبارزه‌ای دعوت می‌کند که از زمان خود فراتر می‌رود.

سینتیا اریوو، خواننده و بازیگر بریتانیایی، که نقش اصلی «هریت» را بر عهده دارد بهت و خیرگی روان‌نژندی او را با شیوایی خشمگین و سوگوارانه‌ای به درستی ادا می‌کند. او درست به همان شکلی که شما هریت تابمن را وقتی که به لنز دوربین یک عکاس خیره نمی‌شد تصور می‌کنید به نظر می‌رسد.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم The Current War / جنگ جریان‌ها | درخششی موقت و کم نور

اریوو در نقش هریت خشم، اندوه، ترس و عزم را که همه با چیزی شبیه مسخ شدگی کنار هم نگاه داشته‌اند نشان می‌دهد. (وقتی به طور مرتب با خدا راز و نیاز کنید، چشمان شما ممکن است به چیزی ورای زندگی روزمره خیره بماند.)

هریت، که در ابتدا با نام مینتی شناخته می‌شد، پس از فرار از مزرعه‌ی مریلند که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود سر از پلی که روی رودی خروشان ساخته شده درمی‌آورد و سربازان نیز از هر دو طرف شروع به محاصره‌ی او می‌کنند. او به درون رودخانه شیرجه می‌زند که هوشمندانه‌ترین استراتژی او اما عملی خطرناک بود. در آن لحظه، او که از قید و بندهای روحی رهایی یافته ترجیح می‌دهد بمیرد تا این که دوباره یک برده باشد. (این یک انتخاب نیست. یک غریزه است.) رودخانه او را با خود حمل می‌کند . او وقتی که در جنگل تنها می‌شود به ناچار یک راه‌پیمایی ۱۰۰ مایلی انجام می‌دهد تا به پنسیلوانیا، ایالات آزاد هم‌مرز با مریلند، برسد. هنگامی که او به خط مرزی می‌رسد، او که غرق در نور طلوع خورشید است با پرشی کوچک از روی آن خط عبور می‌کند و بعد لبخند می‌زند که به او درخششی موقتی می‌بخشد که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این لحظه تنها لحظه‌ای در تمام فیلم است که او از هر قید و بندی کاملاً آزاد است.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم The Addams Family / خانواده‌ی آدامز | یادم تو را فراموش!

هریت تابمن در ۱۸۴۹، وقتی که ۲۷ ساله بود، از بردگی گریخت و سر از فیلادلفیا درآورد که در آن زمان می‌توانست در آن جا زندگی امن و راحتی داشته باشد. ولی این انتخاب در دایره‌ی واژگان ذهنی-روحی او نمی‌گنجید. او همسر و بقیه‌ی اعضای خانواده‌اش را ترک کرده بود و به همین دلیل برگشت تا آن‌ها را نجات دهد. اون ۱۳ ماموریت انجام داد و ۷۰ برده را به آزادی هدایت کرد. او یکی از قهرمانانه‌ترین افراد آمریکا و داستان او یکی از خارق‌العاده‌ترین داستان‌هاست.

«هریت» که کیسی لمونز در نوشتن آن همکاری کرده و کارگردانی را نیز بر عهده داشته است (او کسی است که فیلم «جویبار ایو» و بهتر از آن «با من حرف بزن» را ساخته است)، قهرمان‌گرایی داستان را پوشش می‌دهد: داستان بی‌پروایی شجاعانه‌ی کشمکش هریت تابمن. مینتی که مستعد موج‌های غش کردن است (این امر به خاطر شکافتن سرش در ۱۳ سالگی توسط یکی از اربابان اوست) در حالی که به جز هوش خود هیچ همراه خود ندارد وارد حیات وحش می‌شود و سالم از سمت دیگر آن بیرون می‌آید. او پس از تغییر نام خود به هریت، به طرفدار مخفی الغای برده‌داری و یک رهبر تبدیل می‌گردد و تپانچه‌ای را با خود حمل می‌کند که حاضر است در صورت نیاز آن را به سوی مردمان خود نیز بگیرد (تا آن‌ها را مجاب کند تا بر ترس خود از غرق شدن غلبه کنند و از رودخانه بگذرند). او محتاط است اما می‌تواند بی‌ملاحظه نیز باشد زیرا به هر حال این طبیعت کاری است که انجام می‌دهد. وقتی که او راننده‌ی قطار در خط راه‌آهن زیرزمینی می‌شود، شجاعت او تا نقطه‌ای رشد می‌یابد که چنان تپانچه را حمل می‌کند که گویی بخشی از اوست.

در کنار نقد فیلم Harriet بخوانید:

نقد فیلم Gemini Man / مرد هم‌سان | زمانی که قاتل خودت می‌شوی

هریت تابمن به عنوان یک قهرمان زن شخصیتی است که بسیار دیر به روی پرده‌ی سینما آمده است و «هریت» نسخه‌ای به طرز با وجدانی روحیه‌بخش، متعهد و قابل اعتماد از داستان اوست. ولی وقتی نوبت به سعی به برقراری ارتباط میان مخاطبان و ویژگی‌های خارق‌العاده‌ی هریت تابمن می‌رسد – نه فقط تصویر کردن اقدامات او بلکه ایجاد فرصت هم‌ذات‌پنداری با ماجرای او و خود او در سطحی لحظه به لحظه – «هریت» اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی محسوب می‌شود. من معمولاً وقتی فیلم‌ها قطعات موسیقایی الهام بخش دارند گلایه‌ای نمی‌کنم اما قطعه‌های «هریت» که توسط آهنگساز جَز تِرِنس بلانشار ساخته شده است، به طرز شگفت‌آوری نوعی بی‌روحی و بی‌حس استانداردی مشابه ترکیبی از کارهای جری گلداسمیت و آرون کاپلند دارد که مزاحم تماشای فیلم می‌شوند. صحنه‌های زیادی در فیلم وجود دارد که در آن موسیقی باید کار فیلم را انجام دهد: ایجاد نوعی خیزش احساسات. در حالی که صحنه‌ها، همان طور که نوشته شده‌اند، باید خودشان این کار را انجام دهند. در یک لحظه، لمونز از قطعه‌ی «مرد گناهکار» نینا سیمون استفاده می‌کند تا یک مونتاژ فرار برده‌ها را همراهی کند که به فیلم خیزشی موقتی می‌دهد اما پس از آن شما فکر می‌کنید که: این موضوعی نیست که خیلی مناسب یک مونتاژ باشد.

و روشی اساسی نیز وجود دارد که با آن این فیلم می‌توانست تجربی‌تر به نظر برسد. چون مدت‌هاست از زمان «هریت» به عنوان یک فیلم زندگی‌نامه گذشته است، هر وقت که ما داستان او را شنیده‌ایم ناگزیر بودیم جزئیات نحوه‌ی فرار او و گریختن از حیات وحشی مرگ‌آفرین و شکارچیان سفیدپوست نژادپرست ایالات جنوبی را تصور کنیم. روی کاغذ این ماحراها باید برای نوعی فیلم ماجراجویی برای حقوق مدنی مناسب باشد. ولی سفرهای هریت از جنوب به شمال از نظر فیزیکی نیز کمتر از میزان مناسبش دراماتیزه شده است. آیا ما نمی‌خواهیم بدانیم که این سفر چه حسی داشت، انگار که خودمان این سفر را انجام داده بودیم؟ اغلب در این فیلم، سفرهای هریت عصاره‌ی کلی صحنه‌های تعقیب و گریز فیلم‌های تلویزیونی دهه‌ی هفتاد را در خود دارد.

این گونه نیست که ما فیلم‌های درام بسیاری درباره‌ی برده‌داری داشته باشیم ولی «۱۲ سال بردگی» شش سال پیش از لحاظ عمق اندوه و قدرت ایمانش چنان از نظر احساسی دردناک بود که تماشای «هریت» بدون متوجه شدن شدت ضعف شخصیت‌پردازی‌ها سخت به نظر می‌آید.

جو آلوین نقش سادیستی‌ترین ارباب هریت  را که با او بزرگ شده و مجبور است عشق خود به او را سرکوب کند، تا حدی که او تنها با استعارات حیوانی زشتی درباره‌ی برده‌ها حرف می‌زند – که شخصیت‌پردازی کاملاً متقاعد کننده‌ای از نژادپرستی قرن نوزدهمی است اما لزوماً عمیق یا طنین‌انداز نیست- بازی می‌کند. (فقط کافی است او را با شخصیت‌های پل دینو و مایکل فاسبندر در «۱۲ سال بردگی» مقایسه کنید.)

هریت در فیلادلفیا یک جامعه را پیدا می‌کند که شامل ماری، مالک یک خانه‌ی اجاره‌ای که آزاد متولد شده است با بازی جَنِل مونِی که آن را با غروری بی‌پروا اجرا می‌کند و ویلیام استیل طرفدار الغای برده‌داری (با بازی لزلی اودم جونیور و شخصیتی به طرز بی‌آزارانه‌ای مهربان) است. بازیگران شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند ولی آرزو می‌کنم کاش شخصیت‌پردازی‌ها کمی غنی‌تر بود. حتی کلارک پیترز بزرگ هم در نقش پدر هریت حضوری شیرین ولی با اثری محدود دارد.

«هریت» در نهایت تبدیل به نوعی فیلم اکشن وسترن عدالت‌خواهانه تبدیل می‌شود که روی آماده‌سازی و تحلیل چگونگی فرار از دست گروهی از شکارچیان برده بنا شده است. هریت در استفاده از سلاحش بهتر می‌شود و این منصفانه است زیرا او تبدیل یکی از معدود زنانی می‌شود که یک جوخه‌ی نظامی را در جنگ داخلی آمریکا رهبری کردند. این دلیل دیگری برای ستایش اوست و «هریت» ادای دینی کاملاً وظیفه‌شناس و آگاهی‌بخش است. ولی با این حال این حس را به شما می‌دهد که فیلم بزرگ و مناسب هریت تابمن هنوز ساخته نشده است.

اوون گلایبرمن ، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

آنونس

تریلر فیلم The Mandela Effect | خاطرات به تو دروغ می‌گویند

تریلر فیلم The Mandela Effect

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم The Mandela Effect را به کارگردانی دیوید گای‌لوی و بازی چارلی هوفهایمر، الکسا پالادینو، رابین لرد تیلور و … با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم The Mandela Effect از آن بیش‌تر بدانید:

اثر ماندلا از جمله پدیده‌های عجیب دنیای مدرن است که بنا بر آن، خاطرات کاذبی در ذهن ما ثبت می‌شود و عده‌ای معتقدند این، نتیجه‌ی لغزیدن انسان‌ها در جهان‌های موازی مختلف و ترکیب خاطرات رخ داده است. حال این پدیده دست‌مایه‌ی فیلمی تولیدی شرکت پریسکوپ انترتینمنت شده است.

در کنار تماشای تریلر The Mandela Effect ببینید:

دومین تریلر فیلم Sonic | سونیک با چهره‌ای جدید بر روی پرده‌های سینما

فیلم داستان مردی با نام برندان را روایت می‌کند که پس از مرگ شوکه‌کننده‌ی دخترش به علت غرق شدن در دریا، متوجه رخ دادن اتفاقات عجیبی می‌شود که او نسبت به صحت خاطراتش شک می‌کند.

این فیلم توسط دیوید گای لوی نوشته و کارگردانی شده است. از جمله بازیگران فیلم باید به چارلی هافهایمر در نقش برندان، آلکسا پالادینو در نقش کلیر، همسر برندان، رابین لرد تیلور در نقش مت، یکی از دوستان برندان و کلارک پیترز در نقش دکتر فوش حاضر هستند.

این فیلم ششم دسامبر در سینماهای آمریکا اکران می‌شود.

در کنار تماشای تریلر The Mandela Effect ببینید:

به بهانه‌ی بیست سالگی Fight Club | تریلر جدید فیلم با زیرنویس فارسی

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها