با ما همراه باشید

صحبت‌های رابرت دنیرو در برنامه‌ی جیمی فلن را درباره‌ی جوان شدن در فیلم مرد ایرلندی با زیرنویس فارسی اختصاصی و کیفیت دل‌خواه در آرت‌تاکس ببینید.

جیمی فلن: تو نقش فرانک شیرن رو بازی می‌کنی که بهش می‌گن مرد ایرلندی و تو با تمام قدرت به پیش می‌ری. خیلی‌ها به خاطر تو آسیب می‌بینن! اما باعث می‌شی دوستت داشته باشم و باهات هم‌دردی کنم. یه جور واسطه‌ای، توی کلی موقعیت گیر می‌کنی که انگار می‌گی من چرا وسط این شرایط گیر افتادم؟ ولی انجامش می‌دم. باعث می‌شی باهات هم‌دردی کنم. کلی فراز و فرود رو باهات تجربه کردم، و آخرش توی سالنی که من فیلم رو دیدم، یه نفر هم نبود که گریه نکرده باشه! کارت فوق‌العاده بود. از یه تکنولوژی استفاده کردین که تا حالا ندیده بودم، شاید کمی در انتقام‌جویان دیده باشیم اما مثل این نبود. سن و سالت رو کم کردن. چه‌طوری؟

رابرت دنیرو: خب، خیلی کار برد. راستش خوش‌حالم، چون شاید سی سال دیگه به دوره‌ی کاریم اضافه کنه!

جیمی فلن: آره، می‌تونی بقیه‌ی عمرت و حتا بعد از اون در فیلم‌ها باشی. ولی وقتی بازی می‌کردی روی صورتت نقطه گذاشته بودن؟

رابرت دنیرو:آره، نقاط کمرنگ. نمی‌خواستن خیلی مزاحمت ایجاد بشه. مارتین هم این رو نمی‌خواست. یه بار دیگه هم این کار رو با وسایل زیاد انجام داده بودم، اما این بار خیلی ملایم و کم بود. برای هر دوربینی مرجعی بود که ازمون عکس بگیرن و یه دوربین مخصوص عکس‌برداری می‌کرد.

در کنار رابرت دنیرو در برنامه‌ی جیمی فلن ببینید:

تریلر فیلم مرد ایرلندی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی

در قسمت‌های عمده‌ی فیلم تو جوون هستی. صدات رو هم عوض کرده بودن؟

نه، عوض نکردن. رو به آخرهای فیلم خودم صدام رو عوض کردم.

البته که کار خودت بود! عاشقشم! به‌شون نشون دادی چه‌طور باید انجام بشه! حواس‌تون باشه، کامپیوترها! من می‌دونم چی‌کار باید کرد! کاری که انجام می‌دی باور نکردنی‌یه. تفاوت‌های جزئی هر دهه… بازیگر معرکه‌ای هستی. نمی‌دونم می‌دونی یا نه! چه داستانی! چیزی هست که بتونی به مردم درباره‌ی این فیلم بگی؟ تا نگن این هم شبیه «رفقای خوب» می‌مونه؟ چون نیست.

نه، نیست. خب این فیلم… داستانش خیلی ساده‌ست. درباره‌ی وفاوداری‌یه و مردی که مجبوره بین دو نفر انتخاب کنه. برای اون در واقع پای نجات پیدا کردن وسطه، تا اون انتخابی رو بکنه که در نهایت کرد. نمی‌خوام داستان لو بره. خلاصه که ساده‌ست.

درباره‌ی خانواده هم هست. زندگی و مرگ. خدای من! آل‌پاچینو هم در نقش جیمی هوفا عالی‌یه. همه خوبن، ری رومانو هم عالی‌یه. تک تک چیزها رو دوست داشتم. حتا تمام جزئیات، نمی‌دونم این جلوه‌های ویژه‌س یا واقعی‌یه، اما اسکورسیزی یه پایه‌ی تلویزیون داره در دهه‌ی هفتاد که پایه‌هاش برنجی بود با چرخ‌های لوسیت سفید. وقتی بچه‌ بودم از این‌ها داشتیم. خیلی تعجب کرده بودم. عاشق فیلمی هستم که این همه جزئیات داره.

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر

کلوئه ژائو هم‌چنان تاریخ‌ساز | با برگزیدگان انجمن کارگردانان آمریکا آشنا شوید

انجمن کارگردانان آمریکا

▪️  هفتاد و سومین مراسم جایزه انجمن کارگردانان آمریکا عصر شنبه برگزار شد و کارگردانان برگزیده‌ به انتخاب اعضای این انجمن در بخش سینما و تلویزیون معرفی شدند.

▪️ کلوئه ژائو برای «سرزمین خانه‌به‌دوشان» جایزه بهترین کارگردانی را در بخش سینما به دست آورد و در بخش تلویزیون، «گامبی وزیر»، «هوملند» و «مهماندار هواپیما» جوایز اصلی را از آن خود کردند.

▪️ جایزه انجمن کارگردان‌ها اغلب پیش‌درآمدی برای جایزه‌ی اسکار بهترین کارگردانی تلقی می‌شود. از برندگان سال‌های اخیر جایزه انجمن کارگردان‌ها که در اسکار نیز جایزه بهترین کارگردانی را به دست آورده‌اند می‌توان به آلفونسو کوارون برای «روما»، گی‌یرمو دل‌تورو برای «شکل آب»، دمین شزل برای «لالا لند» و الخاندرو گونزالس ایناریتو برای «از گوربرگشته» و «بردمن» اشاره کرد. هرچند سال گذشته سم مندس برای «۱۹۱۷» جایزه انجمن کارگردان‌ها را به دست آورد اما اسکار بهترین کارگردانی به بونگ جون هو برای «انگل» رسید.
‌‌
▪️لیست برندگان:

🎥 کارگردانی فیلم سینمایی:
کلوئه ژائو برای «سرزمین خانه‌به‌دوشان»

🎥 کارگردانی اولین فیلم سینمایی
دریوس ماردر برای «صدای متال»

🎥 کارگردانی مستند:
مایکل دوِک و گریگوری کرشا برای «شکارچیان ترافل»

📺 کارگردانی سریال کمدی:
سوزانا فوگل برای «مهماندار هواپیما»، اپیزود «در موارد اضطراری»

📺 کارگردانی سریال درام:
لزلی لینکا گلاتر برای «هوملند»، اپیزود «زندانیان جنگ»

📺 کارگردانی مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:
اسکات فرانک برای «گامبی وزیر»

نامزدهای اسکار ۲۰۲۱ اعلام شدند | بهشت غیرآمریکایی‌ها

 

 

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

داستان زنی که به دفعات خاکستر به آب سپرده | یادداشت‌ گل‌بو فیوضی درباره‌ی فیلم تکه‌های یک زن

فیلم تکه های یک زن
یادداشت‌ گل‌بو فیوضی عضو حلقه منتقدان آرت‌تاکس درباره‌ی فیلم تکه های یک زن
این یک نقد نیست. روایت شخصی زنی فارغ بعد از ۱۷ ماه است. روایت زنی که نه یک‌بار، به دفعات در زندگی خاکستری را به آب داده و با تمام مادرانه‌گی‌اش پای عاطفه‌ای ایستاده که گمان می‌برده نجات‌بخش است.
فیلم تکه‌هایی از یک زن فیلمی زنانه، پر از فراز و فرود و مملو از جزئیات است. زنانه نه از باب عادت مالوف این سال‌ها، فیلمی درباره‌ی احوالاتی که دست‌کم به لحاظ فیزیولوژیک مرد عاجز از تجربه‌ی آن است. من آدم گریستن پای فیلم‌ها نیستم. بهتر است بگویم به راحتی چیزی اشک‌م را درمی‌آورد اما در اولین مواجهه با این فیلم و بعد از گذشت چند دقیقه منقبض و معذب از آن سمت انسانی زندگی، جایی که هر تعداد آدم‌های عزیزی اطراف‌ت باشند، اما تو به عنوان فاعل و منفعل در میان میدان تنهایی، از تماشای آن سمت تنهای زندگی، روی پرده، گریستم. فیلمی که با سکانس آغازین حیرت‌آور و بنابر تجربه‌ی نگارنده بسیار نزدیک به واقعیت، میخ‌کوب‌ت می‌کند. اما همه چیز به زایمان و از دست دادن بچه ختم نمی‌شود. اگرچه این سکانس روایت لحظه به لحظه‌ی همراهی با زنی‌ست که می‌کوشد تا آخرین لحظه سرپا بایستد و می‌خواهد بچه‌اش را در خانه به وقتی که خود بچه مایل است به دنیا بیاورد، سمت دیگری هم دارد. بی تلاش برای فریادهای برابرخواهانه از همان ابتدا زن را چه مادر باشد چه نه، در سمت بی‌صدا و ناظر ماجرا نگه می‌دارد. ونسا کربی با وقار و عاشقانه درد می‌کشد. در لحظات جنون زایمان مدام توجه‌اش به همسرش است و در مصیبت مرگ نوزاد آرام تلاش می‌کند سمت مفید اتفاقات بایستد. تا آن‌جا که می‌خواهد نوزادش را به دانشگاه اهدا کند. مثل هزاران زنی که بسیار از دست داده‌اند اما باز برای زندگی تقلا می‌کنند. زنی که با سینه‌های پر شیر و نوزادی که دیگر نفس نمی‌کشد به زندگی برمی‌گردد. برای من جدا از داستان سرراست و به اندازه‌ی فیلم، روایت لایه‌ی دیگری هم دارد. مردی که در هیجان و پر حرارت با بازی درخشان و تمام قد شبا لباف همه جا هست و حمایت می‌کند اما روی خط مصیبت کم می‌آورد. مرد روزهای خوشی. مردی که در عصبانیت فریاد می‌زند. توان تحمل اندوه را ندارد. برای تسکین دردش سراغ زن دیگری می‌رود و در انتها رها می‌کند. و زنی که عهد نمی‌شکند و می‌ایستد و دست آخر اوست که به خود رئوف و حمایتگرش، به خود مادرش رجعت می‌کند. اوست که حکم زن ماما را در دادگاه تقلیل می‌دهد. و بعد از ایستادن پای خودش می‌تواند بگذرد و خاکستر را به آب بسپارد. پذیرش درد فقدانی که در همه‌ی لحظات تنهایی به دوش کشیده است. فیلم بی کم و کاست فیلم زندگی‌ست. پر از درد و احساس اجحاف و صبح فردایی که باز می‌رسد علی رغم تصور و میل آدمی. بلند می‌شوی تکه‌های فرسنگ‌ها با فاصله‌ت را از روی زمین جمع می‌کنی و می‌خواهی زندگی کنی. چون همین یک بار فرصت زندگی وجود دارد.
از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

رسم مسیر فقدان| یادداشت خسرو نقیبی درباره‌ی فیلم تکه‌هایی از یک زن

تکه ‌های یک زن

درست همانند «زن جوان خوش‌آتیه» دیگر فیلم مهم سال ۲۰۲۰، این یکی هم نمی‌داند با این حجم مصالح درخشان و چیدمانِ در جزئیات مینیاتورگونه‌اش هنگام جمع‌بندی چه کند. آن‌جا درست وقتی قهرمان زن از قصه خارج می‌شود و در «تکه ‌های یک زن» با خروج شخصیت مرد؛ اما شگفت این که برخلاف آن باور سینمایی که می‌گوید یک پایان خوب فیلم بد را نجات می‌دهد و یک پایان بد یک فیلم خوب را زمین می‌زند، با پایان‌بندی کنونی هم، فیلمِ کورنل موندروتسو و کاتا وبر که در عنوان‌بندی اول، هم‌ارزش هم، «تکه ‌های یک زن» را فیلمی از آنِ هر دوی خود می‌دانند (آن‌ها در واقعیت زن و شوهرند) بر باد نمی‌رود؛ بس که آن سه‌چهارم ابتدایی نفس‌گیر است و درباره‌ی انسان؛ و در شناخت و تعریف کامل از زنانه‌گی، زناشویی و فقدان (آخرین‌بار گمان‌م این توصیفات را برای فیلمی از ترنس مالیک به کار برده باشم و عجیب این که دوربین موندروتسو هم جاهایی بسیار شبیه دوربین مالیک است).
فیلم، درست در جهت عکس فیلم بی‌خاصیتی مثل «منچستر بای د سی» که فقدان را با سکون اشتباه می‌گرفت، دو شخصیت زن و مردش را به موازات هم در طول فقدان حرکت می‌‌دهد، ویران می‌کند و از نو می‌سازد و چنان آدم‌هاش باورپذیرند که بخشی از جهان تو می‌شوند؛ انگار یکی در هم‌سایه‌گی‌ات. فیلم‌نامه و فیلم، در چند برش زمانی سراغ آدم‌هاش می‌رود اما در این برش‌ها سعی می‌کند بر جزئیات تکیه کند و وقفه‌ی زمانی نادیده‌ی ما را در رفتارهای تازه به‌دست‌آمده‌ی طرفین تعریف کند. چنین تجربه‌ای از توصیف فقدان و جهان آدم‌ها در کنار آمدن با آن را در این سال‌ها تنها در «ناپدیدشدن النور ریگبی» به‌خاطر می‌آوردم؛ و حتا این‌جا، کمی ژرف‌تر و هولناک‌تر. برای همین است که پایان کنونی فیلم، به اندازه‌ی آن‌چه تا آن‌جا حفر شده، عمیق جلوه نمی‌کند و قدری خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. و طبعن مثل هر فیلم شخصیت‌محور دیگری، چنین دست‌آوردی حاصل نمی‌شده مگر به توان بازیگری ونسا کربی و شایا لباف (که این دومی خیلی فراتر از تصور است).

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها