با ما همراه باشید

سمیه نوروزی متولد ۱۳۵۶ در تهران است. او مدرک کارشناسی زبان فرانسه را در سال ۱۳۸۰ از دانشگاه تهران دریافت کرد و دو سال بعد در رشته ادبیات فرانسه کارشناس ارشد شد.

در این بین از سال ۱۳۷۸ تا هم‌اکنون ترجمه، مصاحبه و تالیفات او در باب نویسندگان و آثارشان در روزنامه‌ها و مجلاتی نظیر شرق، ایران، همشهری، شهروند امروز، سروش اندیشه، اعتماد، اعتماد ملی، آرمان، ایراندخت، فرهیختگان، مترجم و… منتشر شده‌اند و تجربه داوری در معدود جوایز ترجمه در ایران را نیز داشته است.

در سال ۱۳۸۳ نوروزی اولین ترجمه‌اش «مرد خسته» نوشته طاهر بن جلون را به انتشارات ققنوس سپرد، سال ۱۳۸۴ این ترجمه منتشر و سال بعد نامزد کتاب سال در بخش ترجمه و نامزد جایزه بهترین ترجمه سفارت فرانسه شد.

او در سال ۱۳۸۶ «پسر نوح» اثر اریک امانوئل اشمیت را ترجمه کرد و برای انتشار به دست نشر باغ نو سپرد. این ترجمه ممنوع شد و مجوز انتشار آن هنوز صادر نشده است.

در سال ۱۳۸۷ نشر چشمه سومین اثر ترجمه‌شده او را با عنوان «معرکه» نوشته لویی فردینان سلین چاپ کرد که در کمتر از دو ماه تجدید چاپ شد. سال بعد، معرکه در فهرست نامزدهای بهترین ترجمه جایزه پروین اعتصامی قرار گرفت. چاپ پنجم این اثر در حال حاضر در بازار کتاب موجود است.

سمیه نوروزی از آغاز سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۲ دبیر بخش داستان خارجی نشر چشمه بود و در انتخاب، ویرایش و انتشار ادبیات خارجی به تحریریه این انتشارات مشاوره می‌داد.

او از سال ۱۳۸۹ تا سال ۱۳۹۳ مجموعه داستان‌های رومن گاری را با عناوین «قلابی»، «مرگ و چند داستان دیگر» و «اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو روبه‌راه است» در نشر چشمه منتشر کرد. قلابی ۵ بار و دو مجموعه دیگر هر کدام دو بار تجدید چاپ شدند. این سه مجموعه در پاییز سال ۱۳۹۳ در یک جلد کنار هم قرار گرفتند با عنوان: «پرندگان می‌روند در پرو بمیرند». چاپ سوم این مجموعه اردیبهشت سال ۱۳۹۶ منتشر شد. او در سال ۱۳۹۴ نیز کتاب «گذار روزگار» آخرین مصاحبه منتشرنشده رومن گاری را در نشر ماهی منتشر کرد.

نوروزی در این بین در سال ۱۳۹۱ کتابی برای نوجوانان ترجمه کرد با عنوان «ماجراجویی در سرزمین گاوچران‌ها». این کتاب در سال ۱۳۹۲ به‌ دست انتشارات همشهری منتشر شد، سال بعد در فهرست نهایی جایزه لاک پشت پرنده قرار گرفت و چهار لاک پشت را از آن خود کرد.

این مترجم که پیش از این با شرکت در کارگاه‌های رمان نویسی وارد عرصه نویسندگی شده بود، در سال ۱۳۹۴ توانست با داستان «تهران‌نو سایه ندارد» در دومین جایزه داستان تهران در بخش جنبی برگزیده شود.

او در حال حاضر کارشناس ادبی، مترجم و ویراستار گروه انتشاراتی ققنوس است و در امر انتخاب، بررسی و انتشار آثار داستانی خارجی، ویرایش، نیز ارتباط با ناشران خارجی جهت خرید و فروش کپی¬رایت به این مجموعه مشاوره می‌دهد.

نسخه‌ی کامل این گفت‌وگو را در روزهای پس از نمایشگاه می‌توانید در صفحه‌ی ادبیات آرت‌تاکس ببینید.

 

برای دیدن ویدیوهای بیش‌تر به صفحه‌ی اختصاصی سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در آرت‌تاکس مراجعه کنید.

 

ادبیات

معرفی کتاب: عشق زیاد هم قیمتی نیست

کتاب عشق زیاد هم قیمتی نیست

معرفی کتاب عشق زیاد هم قیمتی نیست

این تنها روش من برای وجود داشتن مقابل توست. این‌که اولین خواننده‌ات باشم، کسی که تو استعدادت را با او امتحان می‌کنی، کسی که با او بازی قدرت کنی. من آینه‌ی تو هستم. تو در اتاق‌مان تکه‌هایی از کتاب‌هات را با صدای بلند می‌خوانی، درست موقعی که دوست دارم کنارم باشی. از این رو، متن‌هات را مقصر می‌دانم و انتقامم را از آن‌ها می‌گیرم، از روحیه‌ی منتقدانه‌ام تا نخ‌نما کردن کارت استفاده می‌کنم. کاری می‌کنم تقاص کوتاهی‌ات را در حق من پس بدهی.

آن‌چه خواندید بخشی از داستان کوتاه « از همین حالا دلم برات تنگ شد» یکی از یازده داستان کتاب عشق زیاد هم قیمتی نیست است. کتابی که در سال ۲۰۰۷، برنده‌ی جایزه گنکور داستان کوتاه شد و باعث شد نام بریژیت ژیرو در بیرون از مرزهای فرانسه نیز شنیده شود.

اصغر نوری، مترجم، در مقدمه‌ی «عشق زیاد هم قیمتی نیست» درباره‌ی ژیرو نوشته:

همه‌ی بیوگرافی‌های منتشرشده از او در یک جمله‌ی واحد خلاصه می‌شوند: او سال ۱۹۶۰ در الجزایر ( شهر سیدی بل آبس) به دنیا آمده است و امروز در لیون زندگی می‌کند. بعضی جاها چند جمله‌ی دیگر به آن‌ جمله‌ی واحد اضافه می‌شود، این‌که ژیرو پس از تجربه‌ی کارهای مختلفی چون کتابفروشی، روزنامه‌نگاری و ترجمه، خودش را تماما وقف نوشتن کرده.

وقفی که موقوف‌ش ۸ رمان و دو مجموعه داستان کوتاه است. از میان تمام آثار ژیرو تنها سه اثر فرصت انتشار در ایران را پیدا کردند: «مد سیاه»، «سال‌غریب» و مجموعه داستان کوتاه «عشق زیاد هم قیمتی نیست». نثر و نحوه‌ی داستان‌پردازی ژیرو در اخری بیش از هر چیزی یادآور داستان‌کوتاه‌های آمریکایی در قرن بیستم است. موجز و عاری از هرگونه اطناب و زیاده‌گویی. او با انتخاب راوی اول شخص به دل موقعیت‌هایی می‌زند که شاید با راوی سوم شخص تا این اندازه دراماتیک نباشند. نخ تسبیح داستان‌های کتاب عشق زیاد هم قیمتی نیست پایان یک رابطه‌ی عاشقانه از نظرگاه زنان است. رابطه‌ای که گاه چند ساعت از آن گذشته، گاه چندسال و حالا پای بچه‌‌هایی هم به میان آمده. راوی هم لزومن یک طرف رابطه نایستاده، در داستان «جای درست» دختربچه‌ای‌ست که شاهد جدایی پدر و مادر از یک‌دیگر است و جدایی را برای ما در مختصاتی دیگر تصویر می‌کند. «عشق زیاد هم قیمتی نیست» جایی درست میان کتاب‌های عامه‌پسند و فاخر می‌ایستد و می‌تواند هر دوسر طیف را راضی نگه دارد. مجموعه‌داستانی که تا مدت‌ها در خاطر خواننده باقی خواهد ماند.

تاک‌شوی دونقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت اول | بابک بیات: با نوشتن فکر می‌کنم | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت دوم | سینا دادخواه: نویسنده‌ام، داستان‌نویس نیستم!‌ | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت سوم | حسین وحدانی: می‌خواهم بگویم رابطه هم … | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت چهارم | میثم کیانی: هجمه‌‌ی کلمه‌های به سراغم آمده |‌ لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه ـ قسمت پنجم | یلدا علایی: برای خودم سراغ کلمه رفتم | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت ششم | آنالی اکبری: کلمه وقتی باارزش است که حسی پشتش باشد | لینک تماشا

ادامه مطلب

ادبیات

معرفی کتاب: هری پاتر و جام آتش

هری پاتر و جام آتش

معرفی کتاب: هری پاتر و جام آتش

آثار زیادی در حوزه‌ی ادبیات ژانری، این‌ سال‌ها با استقبال مخاطبین روبه‌رو شده‌اند اما هیچ‌‌کدامشان به اندازه‌ی هری پاتر نتوانستند به دل فرهنگ عامه راه پیدا کنند. جوانا کیت رولینگ با انتشار نوشته‌هایش مسیر باورنکردنی‌ای را طی کرده: از تدریس ادبیات انگلیسی در ادینبرو تا تبدیل شدن به مغز متفکر بزرگ‌ترین رخداد ادبیات ژانری هزاره‌ی سوم.

سه کتاب اول، با حال‌وهوای کودکانه‌شان ما را در دوران کودکی همراه کردند و این دنیای عظیم و شگفت‌انگیز را ذره ذره برای مخاطب ناآشنا گسترش دادند اما سه کتاب پایانی بسیار تاریک‌تر و جدی‌تر از مجلدهای قبل روایت شده‌اند، و آن دنیای شگفت‌انگیز اولیه را به مکانی پر از رنج و درد تبدیل می‌کنند. کتاب چهارم: هری پاتر و جام آتش نقطه‌ی آغاز این تغییر مسیر است و گذاری‌ست برای عبور از جهان کودکانه به دنیای سیاه پیش رو. داستان جام آتش دقیقا همان آرامش پیش از طوفان است که کاشته‌های کتاب‌های پیشین را برداشته و با کنار هم قرار دادن آن‌ها، ماجرایی جذاب می‌سازد.

از جمله نکات جالب توجه هری پاتر و جام آتش که آن را از باقی کتاب‌ها متمایز می‌کند، بسط و گسترش جهان جادوگری است: برای اولین بار جادوگران کشورهای دیگر را می‌بینیم، با فرهنگ‌شان آشنا می‌شویم و دیدمان نسبت به این دنیای خاص وسیع‌تر می‌شود. مسابقه‌ی سه جادوگر و پیوستن دو مدرسه‌ی رقیب هاگوارتز، بوباتون و دورمشترانگ به قول آلبوس دامبلدور افسانه‌ای: «راهی است برای نزدیک‌تر کردن دنیاهای جادویی ما.» این بسط فقط مختص ملیت و قومیت نیست. رویدادهایی مانند جام جهانی کوئیدیچ، دنیای جادوگران را به دنیای ما نزدیک‌ و‌ عمیق‌تر می‌کند

اما داستان‌ها و چالش‌ها . در کتاب با گذشته‌ی تراژیک بعضی از شخصیت‌های مهم آشنا می‌شویم، تقابل میان شخصیت‌ها واضح‌تر می‌شود و دوستی‌ها به چالش کشیده می‌شوند. مسائلی که هری در ابتدا با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند شاید عادی به نظر بیایند اما با پیشرفت داستان سویه‌های دیگری به خود می‌گیرند. برای مثال پدیده‌ی مرگ برای اولین بار نقش پررنگی در داستان دارد و هری بارها به طرق مختلف با آن روبه‌رو می‌شود. از طرفی توطئه‌ای شکل گرفته و دست‌های پشت پرده هری را بی‌آن که خبر داشته باشد جلو می‌‌برند. شاید هاگوارتز امن باشد اما خطر همیشه در کمین اوست و یک لحظه غفلت کافی است تا هری نیست شود.
در نتیجه، این قدم محکم رولینگ به دنیای بزرگسالانه و گسترده‌تر برای دنیای جادوگری ذهنش منجر شده به روایت یکی از جذاب‌ترین داستان‌های هری پاتر.

 

تاک‌شوی دونقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت اول | بابک بیات: با نوشتن فکر می‌کنم | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت دوم | سینا دادخواه: نویسنده‌ام، داستان‌نویس نیستم!‌ | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت سوم | حسین وحدانی: می‌خواهم بگویم رابطه هم … | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت چهارم | میثم کیانی: هجمه‌‌ی کلمه‌های به سراغم آمده |‌ لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه ـ قسمت پنجم | یلدا علایی: برای خودم سراغ کلمه رفتم | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت ششم | آنالی اکبری: کلمه وقتی باارزش است که حسی پشتش باشد | لینک تماشا

ادامه مطلب

ادبیات

معرفی کتاب: رمان بی‌پناه

رمان بی پناه

معرفی کتاب: رمان بی پناه

رمان بی پناه ، نوشته‌ی اولیویه آدام، از آن دست کتاب‌هایی نیست که جذابیت و گیرایی‌ش را مدیون پلات پر پیچ و خم‌ش باشد. اما چه چیزی بی‌پناه را به اثری خواندنی و قابل بحث تبدیل کرده؟

یک روایت زنانه

نخست تلاش به ثمر رسیده‌ی آدام در خلق کاراکتر اصلی‌‌ش، ماری‌ست. بار روایت بی‌پناه را ماری به دوش می‌کشد و با یک داستان با راوی اول شخص طرف هستیم. آن‌ها که دستی بر نوشتن دارند می‌دانند نوشتن از طبقه‌ و جنسیت دیگر می‌تواند با چه دردسرهایی توام باشد. طبعن نگارش از نظرگاه جنسیت دیگر در ادبیات به نسبت سینما و تئاتر کار سخت‌تری‌ست؛ چرا که در آن‌دو بازیگر و کارگردانی هست که به متن چیزی بیافزاید اما روی کاغذ این صلیب تنها روی دوش نویسنده است. آدام در بی‌پناه لحظاتی می‌آفریند که کاملن رنگ و بویی زنانه دارند. او که چهارسال بر سر دوراهی نوشتن یا ننوشتن این کتاب ایستاده درباره‌ی ماری می‌گوید: «انتخاب با من نبود. سرانجام تسلیم شدم. اما چیزی که از همان ابتدا مطمئن بودم ماری، شخصیت اصلی و راوی داستان، بود که از اول همراه من بود»

خط قصه‌ی خلوت با لحظاتی تکان‌دهنده

گفتیم در بی‌پناه خبری پلات پرپیچ و خم نیست، اما آدام در همین خط قصه‌ی خلوتش، لحظاتی می‌آفریند که تامل برانگیزند. ماری افسرده‌گی حاد دارد و به نظر می‌رسد در لحظاتی این افسردگی تنه‌به‌تنه‌ی خودآزاری می‌زند. او وقتی باید منتظر فرزندش بماند تا از کلاس تنیس برگردد به محله‌‌ی دوران کودکی و نوجوانی‌اش سر می‌زند و خاطراتش را با خواهر جوان‌مرگ شده‌اش دوره می‌کند. این بازی با زخم تنها به همین یک مورد محدود نمی‌ماند، ماری پیش‌تر یکی از چند صندوق‌دار فروشگاهی بزرگ بوده و حالا، بنا به دلیلی اخراج شده، اما هم‌چنان برای خرید به آن‌جا می‌رود و موقع خروج از فروشگاه از مقابل صندوقی که روزی خودش پشتش نشسته عبور می‌کند. موردهایی از این دست زیادند. مضاف بر این‌ها، او در گذشته مانده. دوست ندارد فرزندش بزرگ شود و معتقد است هیچ‌چیزی جای آن لبخند کودکانه را نمی‌گیرد. با‌بهانه یا بی‌بهانه به گذشته نقب می‌زند و از کلارا، خواهرش می‌گوید. او بی‌پناه است. چه‌چیزی ملجا او در این بی‌پناهی خواهد بود؟ پناه‌جوهایی که از اقصی‌نقاط دنیا به شهرشان آمدند تا از آن‌جا به لندن بروند.

 

یک تصویر واقعی از پناهندگی

و در آخر، رمان بی پناه را باید با نگاه سبعانه‌‌ی مبتنی بر واقعیتش درباره‌ی پناه‌جوها به‌جا آورد. آدام چهار سالی را برای نگارش کتاب به شک گذرانده و تاریخ انتشار کتاب برای سال ۲۰۰۷ است. پس موج مهاجرت‌هایی که در کتاب درباره‌شان می‌خوانیم، متعلق به سال‌های نخست هزاره‌ی جدید است. اولیویه آدام درست شبیه هر هنرمند جلوتر از زمانه‌اش، امروز ما را بیش از یک دهه‌ی قبل تصویر کرده، امروزی که شاهد افزایش روزافزون مهاجرین هستیم. او برخلاف تصویر رویایی مهاجرت واقعیتی را عیان می‌کند که دیدنش چندان خوشایند ذهن خوگرفته‌ به تصاویر کارت‌پستالی نیست. بله پناهجوهایی که در کتاب شاهد هستیم کمابیش از زیست انسانی تهی شدند چرا که از پایه‌ای‌ترین حقوق انسانی بی‌بهره‌اند. از سوی دیگر، قهرمان اصلی کتاب یک نجات‌دهنده‌ی سفیدپوست و مدافع حقوق اقلیت‌ها، شبیه آن‌چه در آثار هالیوودی مورداقبال سال‌های اخیر دیده‌ایم، نیست. او زن بی‌پناهی‌ست که برای رهایی از دیروز پردرد و امروز ملال‌آورش به یاری این افراد می‌آید. رویکردی که فروید درباره‌ی مهر به خویشاوندان آن را به‌گونه‌ای دیگر توصیف می‌کند: این محبت نمودی از میل سرکوب‌شده‌ و یک فرآیند جایگزینی‌ست. ماری و ایزابل اگر به پناهجوها کمک می‌کنند در پی الیتام زخمی درونی‌ند و نه ارزش‌های اخلاقی یک جامعه‌ی لیبرال. بی‌پناهانی که پناهجویان برایشان فرصتی برای رهایی از گذشته‌ی تلخشان هستند. برگ برنده‌ی رمان بی پناه همین است.

 

تاک‌شوی دونقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت اول | بابک بیات: با نوشتن فکر می‌کنم | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت دوم | سینا دادخواه: نویسنده‌ام، داستان‌نویس نیستم!‌ | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت سوم | حسین وحدانی: می‌خواهم بگویم رابطه هم … | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت چهارم | میثم کیانی: هجمه‌‌ی کلمه‌های به سراغم آمده |‌ لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه ـ قسمت پنجم | یلدا علایی: برای خودم سراغ کلمه رفتم | لینک تماشا

تاک‌شوی دو نقطه – قسمت ششم | آنالی اکبری: کلمه وقتی باارزش است که حسی پشتش باشد | لینک تماشا

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها