با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: در حالی که کم‌تر از یک هفته به شروع اکران دارک فینیکس باقی مانده، سوفی ترنر ، جسیکا چستین، مایکل فاسبندر و جیمز مک‌اووی از این فیلم می‌گویند.

این احساس به وجود آمده که این فیلم قرار است پایانی برای این سری باشد؛ به خصوص برای شخصیت‌های شما. احساس شما بعد از پایان فیلم‌برداری چه‌طور بود و آیا اون زمان حس پایان کار رو داشت؟

سوفی ترنر : «نمی‌دانم. مشخص نیست که این فیلم آخر کار سری هست یا نه اما قطعن این فیلم، نقطه‌ی اوجی است برای تمام فیلم‌های قبلی این سری‌. بنابراین احساس به پایان رساندن این حماسه وجود داشت ولی فکر نمی‌کنم موقع فیلم‌برداری احساس سر صحنه برای پایان یک سری بود.»

یک گفت‌وگوی دیدنی با سوفی ترنر و میسی ویلیامز درباره‌ی همه‌چیز!

مایکل فسبندر: «به نحوی. فکر می‌کنم سایمون همیشه با این رویکرد پیش رفت که دارک فینیکس قرار است پایان یک چرخه باشد. برای این مورد چرخه‌ی کلاس اول به پایان می‌رسد.»

آیا این احساس را دارید که قرار است این آخرین باری باشد که در نقش‌ این شخصیت‌ها ظاهر می‌شوید؟

جیمز مک‌اووی: «به نوعی بله»

این پایان چه احساسی برای‌تان داشت؟ چون مدت زمان زیادی‌ است که در نقش این شخصیت‌ها حاضر بودید.

جیمز مک‌اووی: «همیشه تمام شدن کار بر روی این‌ فیلم‌ها غم‌انگیز است؛ البته نه هر فیلمی. بعضی اوقات ترجیح می‌دهم زودتر از سر صحنه فرار کنم و برای رسیدن به خانه لحظه‌شماری می‌کنم . اما به اتمام رساندن این فیلم هم سخت بود. همگی از جمله عوامل پشت صحنه گروه بازیگران و خود کارگردان و البته تهیه‌کننده‌ی بسیار خوب‌مان به نحو احسنت کارشان را انجام دادند. همه‌ با هم دوستی هستیم و بعضی اوقات احساس می‌کنیم یک خانواده‌ایم تا یک جمع همکار و پایان یافتن چنین شرایطی همیشه غم‌انگیز است. ولی چون احساس به پایان رساندن این ماجرا را هم داشتیم، ناراحتی‌مان بیش‌تر می‌شد. صحنه‌هایی با مایکل داشتم و جزو معدود مواقعی‌ بود که تنها بودیم و به ذهنم خطور کرد، این احتمالن آخرین باری‌ است که به این شکل روبه‌روی هم قرار می‌گیریم. ولی خوش می‌گذشت و هم‌دیگر را اذیت می‌کردیم.»

فسبندر: «فکر کردم در مورد صحنه‌ی پاریس حرف می‌زنی»

مک‌اووی: «پاریس هم خوب بود . آن صحنه همیشه برای‌مان به یادگار می‌ماند»

تریلر فیلم دارک فینیکس با بازی سوفی ترنر، جسیکا چستین و …

دوست دارم در مورد این جریان اذیت کردن بدونم.

مک‌اووی: « در صحنه‌ای اریک به چارلز می‌گوید این‌قدر حرف مفت نزن. ده سال است این حرف‌ها را شنیده‌ایم»

ایوان پیترز: «نه. به نظر من این یک فیلم مجزا برای شخصیت فینیکس و جین بود شبیه لوگان که خود یک فیلم جداگانه بود.»

تای شریدان: «انگار بخش اولی‌ است برای یک فیلم دیگر»

بنابراین طرفداران با شنیدن این که ققنوس سیاه قسمت آخر نیست، نفس راحتی می‌کشند.

آلکساندرا شیپ: «فکر نمی‌کنم آخر کار باشد. لحظاتی هستند که به ما اطمینان می‌دهد حداقل نقش کوچکی در فیلم‌های آینده داشته باشیم. این فیلم‌ها جذابند و این شخصیت‌ها داستان غم‌انگیزی دارند به خصوص در دنیای کمیک‌های مارول»

سایمون کینبرگ: «قطعن، و این احساس را از زمان نوشتن فیلم‌نامه داشتم. تقریبن سه سال پیش شروع کردم به فکر روی آن که چگونه داستان مورد علاقه‌م از دنیای ایکس‌من را به سینما بیاورم .احساس می‌کنم این یک جمع‌بندی‌ است؛ نقطه‌ی پایانی این ماجرا. این چرخه از داستان ایکس‌من که بیست سال پیش شروع شد و برای این بازیگرانی که از تقریبن ده سال پیش از فیلم «کلاس اول» در سری حاضر بودند. داستان در مورد غریبه‌هایی‌ است که کنار هم جمع می‌شوند و تبدیل می‌شوند به یک خانواده. آن‌ها بیش‌تر مواقع با هم مقابل دشمنی مشترک قرار می‌گیرند؛ چه آپوکالیپس باشد، چه بولیوار ترسک. در این فیلم، آن خانواده مورد آزمایش قرار می‌گیرد و در نهایت از هم می‌پاشد و مجبور می‌شوند به شکل کاملن متفاوتی با این حادثه کنار بیایند. بنابراین خواهیم دید خانواده‌ای که تا به الآن شناختیم و عاشق‌شان بودیم، چه‌طور متلاشی می‌شوند و بعد به شکل کامل‌تری دوباره گرد هم می‌آیند. بنابراین این تنها راه جمع‌بندی این بخش از داستان‌های ایکس‌من بود.»

آیا از تحول شخصیت‌هایتان طی فیلم راضی هستید؟ چیزی مانده که بخواهید بیش‌تر به‌ آن بپردازید؟

مک‌اووی: «به نظرم منفی شدن شخصیت چارلز می‌تواند ایده‌ی جذابی باشد اما احساس می‌کنم با چارلز کارهای بیش‌تری هم می‌توان انجام داد. خیلی در مورد این ایده صحبت نمی‌کنم»

فسبندر: «من خوش‌حالم. سفر بسیار راضی‌کننده‌ای بوده و بسیار راضی‌ هستم.»

بررسی یک سکانس از فیلم استیو جابز

سوفی ترنر : «این‌قدر محتوا زیاد بود که مانند بوفه‌ی غذا می‌ماند. هر روز چالشی وجود داشت و عاشق این بودم که این شخصیت غنی و پرجزئیات بود. واقعن خوش‌حال بودم.»

چیزی که در مورد این فیلم دوست دارم، محوریت زنانه‌اش است که برای یک فیلم ابرقهرمانی بزرگ خیلی کم پیش می‌آید. می‌توانید در مورد شخصیت‌هایتان بگویید و این که چه چیزی باعث شد این نقش را انتخاب کنید؟

جسیکا چستین: « دوست دارم که چه‌طور شخصیتم از جین سوءاستفاده می‌کند تا بتواند از قدرت ققنوس سیاه برای مقاصد شخصی خودش یا هم‌نوعانش استفاده کند و در عین حال جین را قدرتمندتر می‌کند. بنابراین یه شخصیت جالب و پیچیده است.»

سوفی ترنر : «فکر می‌کنم شخصیت خیلی صادقانه و دقیق نوشته شده. با توجه به تمام اتفاقات فرامادی‌ای که براش رخ می‌ده ساده است به شکلی نوشته شود که غیرقابل ارتباط باشد. ولی کار سایمون روی شخصیت‌پردازی بسیار واقعی‌ است و فکر می‌کنم همه می‌توانند با او ارتباط برقرار کنند.»

کینبرگ: «داستان ققنوس سیاه به خودی خود قهرمانی مؤنث دارد و جین در مرکز این داستان است؛ در واقع هم قهرمان و هم دشمن اصلی‌ است. یکی از چیزهایی که موقع بزرگ شدن در مورد کمیک‌های ایکس‌من دوست داشتم این بود که شخصیت‌های زن قدرتمندی داشتند. کسانی مثل جین، استورم، میستیک، روگ و کیتی شخصیت‌های عالی و قوی‌ای در این دنیا حاضر هستند. اکثر مواقع این شخصیت‌ها در مرکز داستان سری فیلم‌های ایکس‌من نبودند و فیلم‌ها روی اگزاویر، مگنیتو و ولورین متمرکز بودند. با تولید این فیلم، موقعیتی فراهم شد که در گام اول، شخصیت اصلی زن باشد و از طرفی سایر شخصیت‌های زن را در مرکز داستان قرار بدهد و به‌ آن‌ها بپردازد. هم چنین بازتابی‌ است از دنیای کنونی ما.»

شیپ: «فکر نمی‌کنم موقع ساختنش، حداقل برای من چنین احساسی داشت. ما فقط می‌خواستیم فیلمی خوب تولید کنیم. موقع خواندن فیلم‌نامه به نظر یک داستان فمینیستی‌ است ولی دیدنش شگفت‌انگیز»

 

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای جهان

مارتین اسکورسیزی از باب دیلن می‌گوید: او فراتر از زمانه است

باب دیلن

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: به بهانه‌ی انتشار مستند «باب دیلن ۱۹۷۶: رولینگ تاندر ریویو»، مارتین اسکورسیزی در مورد باب دیلن صحبت می‌کند.

جاز در یک روز تابستانی

مارتین اسکورسیزی: «موضوع خیلی حساس و شخصی‌یه. چه‌طوری درباره‌ی چیزی مربوط به چهل سال قبل باید حرف زد؟ موسیقی بخش مهمی از زندگی خلاقانه و زندگی شخصی منه. از موسیقی آگاهی داشتم و هر موقع می‌تونستم کنسرت می‌رفتم. فکر می‌کنم دیلن رو فقط یکی دو بار در کنسرت دیدم. همین. در همه‌ی این سال‌ها، تمرکز من روی سینما بود؛ سینما و موسیقی، سینما و ادبیات…

یه فیلمی بود که ذهنم رو به خودش مشغول کرد، فکر می‌کنم سال ۵۹ ساخته شده. به اسم: «جاز در یک روز تابستانی». هم سبک راک‌اندرول بود هم دووپ، ولی در کل به شکل پاپ دراومده بود. طوری ثبت شده بود که فکر نمی‌کنم تا حالا چیزی به پاش رسیده باشه. گام با توجه به خواننده تنظیم می‌شد، چون همه‌ی زیبایی و جادو و المانی از موسیقی که شرایط رو تعریف می‌کنه از سمت اجراکننده دریافت می‌شه.»

در کنار گفت‌وگوی مارتین اسکورسیزی درباره‌ی باب دیلن ببینید:

تأثیر ردیوهد در سینما | و موسیقی پا را از ژانرها فراتر می‌گذارد …

آخرین والس: عامل کشش من به سمت موسیقی

مارتین اسکورسیزی: «چیزی که من رو به سمت دنیای موسیقی کشوند «آخرین والس» بود. به نظرم می‌رسه که بعد از اجراهای خاص یک سری از آهنگ‌ها، هرچه‌قدر کنسرت جلوتر می‌ره و گرم‌تر می‌شن، مثل این می‌مونه که در حال مبارزه برای جایزه باشی و همه به مرحله‌ی بعد رفته باشن. دوباره برمی‌گردن سر مبارزه و اوج می‌گیرن. باید این رو ثبت کرد. خوبه که ماهیت هنرشون رو ثبت کنیم. مثل یه تجربه‌ی معنوی هیجان‌انگیزه که داری از سر می‌گذرونی.

یکی از مستنداتی که تونستیم ازش برای رولینگ‌تاندر استفاده کنیم، توسط فیلم‌بردار و کارگردان‌های معرکه گرفته شده؛ دیوید مایرز، هوارد آک و چند نفر دیگه. من در مورد تور رولینگ‌تاندر چیز زیادی نمی‌دونستم، ولی حس می‌کردم که عکس‌العمل‌ها نسبت بهش منفی بوده که درکش نمی‌کردم. مردم همیشه از کارهای باب دیلن گله می‌کردن. همیشه! از هر کاری که بگین! مستنداتی که دیدم از سر صحنه گرفته شده بود. صحنه به نظرم به‌یادموندنی بود. اما داستانش چی‌یه؟ چی داریم می‌گیم؟ درباره‌ی چی‌ هست؟»

هنرمندهای دوره‌گرد

مارتین اسکورسیزی: «دیوید فیلم رو برامون آورد. یادمه که بعدازظهر داشتیم تماشاش می‌کردیم و آخرهای فیلم خورشید در حال غروب بود. خیلی قشنگ بود، ولی بهش نگاه کردم و گفتم: نمی‌دونم، عادی‌یه. منظورم این نیست که اگه موضوع عادی بود تغییرش بدیم، فقط برای این که تغییری ایجاد کنیم. ولی باید ببینیم واقعن درباره‌ی چی‌یه. اصلن چرا باید برای من مهم باشه که کجا رفتن البته می‌شه این‌طوری بهش نگاه کرد، ولی چیزی که باعث می‌شه موندگار بشه انرژی خلاقانه‌س.

در کنار گفت‌وگوی مارتین اسکورسیزی درباره‌ی باب دیلن ببینید:

نقش موسیقی در آثار اسکورسیزی | فرار از دنیایی که راه خلاصی از آن نیست

اون همیشه درباره‌ی کمدیا دلآرته حرف می‌زد؛ یعنی هنرمندهای دوره‌گرد. وقتی از هر سمت شکست بخوری همین می‌شه. طرف بلند می‌شه، یه داستان می‌گه و می‌خونه. حول اون یه اسطوره‌شناسی شکل می‌گیره و باید با آغوش باز پذیرای اون باشیم. این یه افسانه نیست، یه جور اسطوره‌س. قراره چیزی رو درباره‌ی ما انسان‌ها بررسی کنه که فراتر از زمانه.

یه نما از یک زن جوون بعد از کنسرت هست که داره گریه می‌کنه. این‌که چیزی این‌قدر یه نفر رو تحت تاثیر قرار بده، اون دوره واقعن وجود داشت. چیزی نیست که ازش ساده رد بشیم، این‌که چیزی رومون تاثیر بذاره و باعث شه فکر کنیم و حتا قبل از فکر کردن، حس کنیم. این چیزی‌یه که باید ثبت و ازش محافظت شه. باید برای مخاطبین یادآوری بشه که چنین امکانی هم وجود داره.

بعضی‌ها می‌گن کارگردان‌ها جادو خلق می‌کنن. نه، بیش‌تر از اونه. من موقع فیلم‌برداری به خلق جادو فکر نمی‌کنم. به نظر من این طبیعت فیلمه. در این تور چیزی وجود داره که باعث می‌شه سرگرم‌کننده باشه. داره ذهن بیننده‌ها رو باز می‌کنه تا منتظر چیزهای عادی و معمول نباشن. نباید قابل پیش‌بینی بود.»

ادامه مطلب

آنونس

تریلر جدید قسمت دوم فیلم منجمد/Frozen زیر ذره‌بین

فیلم Frozen

دیزنی بالاخره تریلر قسمت دوم فیلم Frozen را منتشر کرد. تمرکز قسمت دوم این انیمیشن روی پیدا کردن ریشه‌‌ی نیروهای الساست. این‌جا به بررسی دوازده جزئیاتی می‌پردازیم که ممکن است از زیر دست‌تان در رفته باشد. علاوه‌بر دیدن این ویدیوی تحلیلی، می‌توانید نسخه‌ی  مکتوب آن را مطالعه کنید:

نکته‌ی اول: درک گذشته

اولین صحنه‌ی تریلر، السا را در حال مقابله با امواج غول‌آسا نشان می‌دهد. این که السا با اقیانوس‌ مشکل داشته باشد، از نظر داستانی منطقی به نظر می‌آید. چون به هر حال پدر و مادرش را در یک طوفان در اقیانوس از دست داده است. جدل او با امواج ممکن است نشان‌دهنده‌ی این باشد که در حال تلاش برای دست یافتن به درک بهتر از گذشته‌اش است.

نکته‌ی دوم: ناک؛ محافظ راز جنگل

بعد از این‌که امواج او را در بر می‌گیرند، السا در برابرش اسبی ساخته‌ شده از آب می‌بیند که با چشمان درخشان آبی به او خیره شده. خلاصه‌ی رسمی فیلم توضیح می‌دهد که اسم این موجود «ناک» است؛ یک روح آبی اسطوره‌ای که شکل اسب به خودش می‌گیرد و با استفاده از قدرت اقیانوس، از راز جنگل محافظت می‌کند. این ارواح جادویی، اغلب در بین اساطیر اسکاندیناوی دیده می‌شوند که یکی از عوامل مهم تاثیرگذار روی یخ‌زده هستند.

در کنار تریلر قسمت دوم فیلم Frozen زیر ذره‌بین ببینید:

تریلر جدید ژوکر زیر ذره‌بین

نکته‌ی سوم: ترول‌ها

به نظر می‌رسد وجود ترول‌ها دیگر راز نیست، چون پابی بزرگ در حالی جلوی السا ظاهر می‌شود که افراد دیگه‌ای هم آن‌جا هستند.

نکته‌ی چهارم: گذشته آن‌طور که به نظر می‌آید نیست!

صحبت‌های پابی به مفهومی اشاره می‌کند که از قبل هم وجود داشت: «گذشته آن‌طور که به نظر می‌آید نیست.» اگر کلماتش به گوش‌تان آشناست، به خاطر یکی از جمله‌های ترانه‌ی «رهایش کن» است که ترانه‌ی پرطرفدار فیلم اول بود: «گذشته‌ها گذشته»

اما منظور پابی از حرفی که می‌زند چیست؟ آیا ربطی به خاستگاه قدرت‌های السا دارد؟ یا شاید والدینش هنوز زنده هستند؟ طرفدارها حدس می‌زنند که یکی از والدین السا یا شاید هر دو نفرشان، قدرت‌هایی داشتند که از کشتی‌شکستگی نجات‌شان داده و اسبی را که از جنس آب بود برای این فرستاده‌اند تا بگویند هنوز زنده هستند.

نکته‌ی پنجم: آیا مادر السا زنده است؟

این احتمال، باعث می‌شود نمایی که می‌بینیم رمزآلودتر شود: مادر مرحوم السا و آنا، یعنی ملکه ایدونا را می‌بینیم. با وجود این که فقط پشت سرش را می‌بینیم، واضح است که همان لباسی تنش است که در فیلم اول پوشیده بود. موهای قهوه‌ای‌اش هم دقیقن به همان شکل آرایش شده‌اند.

نکته‌ی ششم: فصل پاییز در فیلم

هم این تریلر، هم تیزری که چند ماه قبل منتشر شده بود، نشان می‌دهند که بخش عظیمی از این فیلم در فصل پاییز اتفاق می‌افتد. در آخرین پوستر فیلم هم آنا و السا را در جنگل می‌بینیم که بین مه و برگ‌های پاییزی احاطه شده‌اند.

در کنار تریلر قسمت دوم فیلم Frozen زیر ذره‌بین ببینید:

تریلر قسمت دوم انیمیشن «منجمد/Frozen» | منجمد گیشه را آتش می‌زند

نکته‌ی هفتم: مارشملو؛ غول خوش‌قلب مهربان

در نمایی قصر یخی السا هم ظاهر می‌شود. در پایان یخ‌زده، مارشملو، غول یخی را که السا خلق کرده بود می‌بینیم، در حالی که به قصر برمی‌گردد و تاج حاکمیت را بر سر خودش می‌گذارد. از ‌آن‌جایی که مارشملو الان به عنوان یک موجود خوش‌قلب شناخته می‌شود، شاید کریستوف برای این عازم آن‌جاست که از او کمک بخواهد.

نکته‌ی هشتم: اولاف؛ موجودی جاودانه

در عین حال، السا را در حال قایق‌سواری با یک قایق یخی می‌بینیم. او در حال سفر کردن همراه با آدم‌برفی جادویی، یعنی اولاف است و دارد از دست او به عنوان پارو استفاده می‌کند. همان‌طور که در فیلم اول دیدیم قسمت‌های مختلف بدن اولاف از هم مستقل‌ند، بنابراین می‌توانند شکسته یا جابه‌جا شودن، بدون این‌که به او آسیبی برسد.

نکته‌ی نهم: چهار عنصر اصلی در فیلم Frozen

سال‌هاست که طرفدارها حدس می‌زنند در قسمت دوم کاراکترهای جدیدی معرفی خواهند شد که هرکدام قدرت‌های عنصری یا فصلی خاص خودشان را دارند. تریلر شامل تصاویری از چهار عنصر اصلی است: خاک، آتش، آب و هوا. با توجه به این‌که السا می‌تواند یخ و برف درست کند، پس قدرت‌هاش از عنصر آب سرچشمه می‌گیرند.

آیا سه کاراکتر دیگر با قدرت‌هایی شبیه بقیه‌ی عناصر وجود دارند؟ اگر این‌طور باشد احتمالن هر کسی که باد را تحت کنترل دارد، همان امواج غول‌پیکری را ساخته که السا در برابرشان قرار گرفته بود و یک نفر دیگر هم آتشی را درست کرده که السا سعی داشت با یخ مهارش کند. اما هنوز برایمان مشخص نشده که قدرت عنصر خاک به چه شکل است.

نکته‌ی دهم: سنگ‌های جنگل دارای نشان چهار عنصر طبیعت است

اگر از نزدیک به سنگ‌های جنگل دقت کنیم، می‌بینیم که روی هر کدوم از آن‌‌ها نماد یک عنصر حک شده. حکاکی روی سنگ سمت چپ، شبیه یک گل در حال شکوفا شدن است که نماینده‌ی عنصر خاک است. حکاکی بعد به شکل لوزی‌، شبیه کریستال برف و نماد آب است. دیگری به شکل شعله هست که مشخصن نماد آتش است و بالاخره، حکاکی روی سنگ راست، چیزی شبیه یک سنگ یا شئ گرد است که در سه خط موازی قرار دارند. به طور معمول از خطوط موازی افقی برای نشان دادن باد استفاده می‌شود.

در کنار تریلر قسمت دوم فیلم Frozen زیر ذره‌بین ببینید:

تریلر فیلم «به سوی ستارگان» | برد پیت به فضا می‌رود

نکته‌ی یازدهم: کریستال‌های یخ

در یک نمای دیگر، نمادهایی هماهنگ می‌بینیم که نشان می‌دهد السا کریستال‌های یخ را در آسمان درست می‌کند. این الگوها در تیزر اولیه مشخص‌تر بودند.

نکته‌ی دوازدهم: توییت جاش گاد، صداپیشه‌ی اولاف، درباره‌ی چهار عنصر

ماه فوریه، جاش گد، که صداپیشگی اولاف را بر عهده دارد، توییت کرد که در پوستر فیلم نشانه‌های مهمی دیده می‌شود. به نظر می‌آید او در حال اشاره به وجود چهار عنصر بوده که در طراحی دانه‌ی برف روی پوستر حک شده‌ است.

ادامه مطلب

سینمای جهان

شیلین وودلی در گفت‌وگو با جیمی فلن: مریل استریپ شبیه بچه‌هاست!

شیلین وودلی

سریال دروغ‌های کوچک بزرگ با همان شش قسمت نخست فصل اولش توانست مخاطبان زیادی برای خود دست‌وپا کند. حالا به بهانه‌ی شروع فصل دوم این سریال شیلین وودلی از مریل استریپ می‌گوید.

 

شیلین وودلی در گفت‌وگو با جیمی فلن: مریل استریپ شبیه بچه‌هاست!

جیمی فلن: «من با خودم فکر می‌کنم چه‌جوری می‌خوان بهتر از این بشن؟ دیوید ای. کلی یه کارگردان و نویسنده‌ی فوق‌العاده‌س. امان از موسیقی متنش! حرف نداره.»

شیلین وودلی : «نمی‌تونم بهت بگم از زمانی که دروغ‌های کوچک بزرگ شروع شد تا حالا چند تا کلاس یوگا رفتم که وسط کلاس صدای موسیقی متنش اومده. فکر کن سر کلاس یوگا موقعی که دارم سعی می‌کنم ریلکس کنم! آدم خنده‌ش می‌گیره.»

در کنار گفت‌وگوی شیلین وودلی ببینید: امیلیا کلارک از اژدهاسواری جان اسنو می‌گوید

جیمی فلن: «من با خودم فکر می‌کردم امکان نداره فصل دو رو بهتر از این بسازن که یهو مریل استریپ اضافه شد. چه‌طوری مریل استریپ حاضر شد نقش بازی کنه؟ واقعن می‌ترکونه.»

شیلین وودلی: «کارش واقعن درسته. اون چهره‌ش رو برای برنامه عوض کرد.»

جیمی فلن: «طرز حرف زدنش و عینکی که می‌زنه جوری‌یه که انگار مشکل روانی داره! من واقعن ازش می‌ترسم. فکر می‌کنم که انتخاب خیلی خوبی بود. سر صحنه چه‌طوره؟ مثل یه نور شدید وارد می‌شه و همه‌چی رو به هم می‌ریزه؟»

شیلین وودلی: «یه نکته‌ی خیلی جالب وجود داره. همه‌ی مردم براشون سؤاله که کار کردن با مریل استریپ ترسناک نیست یا چنین چیزی. فکر می‌کنم از اون‌جایی که اون عادت داره همه باهاش مثل مریل استریپ برخورد کنن، به جای این‌که مثل یه آدم عادی برخورد کنن، فوق‌العاده سخاوت‌منده. باعث می‌شه در برابرش سپر دفاعیت رو کنار بذاری، طوری که یه لحظه فراموش می‌کنی داری با یه استاد کار می‌کنی. ولی بعدش دوربین شروع به فیلم‌برداری می‌کنه و بازی کردنش شروع می‌شه. یهو عقب‌نشینی می‌کنی و می‌گی خدایا! دارم چی‌کار می‌کنم؟ باید خودمو جمع و جور کنم! چون کارش واقعن خوبه. سر صحنه شبیه یه بچه می‌مونه. از این نظر می‌گم که مهم نیست چند وقته به بازیگری مشغوله و مهم‌ نیست که چه‌قدر جایزه برده، واقعن خالصانه عاشق بازیگری‌ و روایت کردنه. عاشق این هنره.

بهترین خاطره‌ی من از تمام فصل دو اینه: داشتیم اپیزود شش یا هفت رو فیلم‌برداری می‌کردیم. آخرهای کار بودیم. اومد پیش‌مون؛ یعنی من، نیکول، ریس، لورا و زویی. نشسته بودیم اون‌جا و گفت: موندم این خط از صفحه‌ی سه با این خط از صفحه‌ی هفت چه ربطی به هم دارن! دور شد و هیچ‌کدوم از ما دوزاری‌مون نیافتاده بود. شروع کردیم به ورق زدن متن و انگشت به دهن موندیم که از کجا متوجه این قضیه شد؟ چه‌طوری اون قسمت‌ها رو به هم ربط داد؟ طرز فیلم‌نامه خوندنش با هرکسی که قبل از این دیده بودم فرق داره. یه قسمت مهم از داستان رو برامون رو کرد که همه‌مون ازش غافل بودیم. بعد هم غیبش زد و گفت بعدن می‌بینمتون!»

جیمی فلن: «خیلی خوبه، من واقعن دوستش دارم. می‌تونی به‌مون بگی این فصل درباره‌ی چی‌یه یا نه؟»

شیلین وودلی: «خوب نیست که من کسی باشم که داستان رو لو می‌ده، چون جزو افراد اصلی سریال هستم.»

جیمی فلن: «درباره‌ی زندگی یه سری مادر در یه مدرسه‌س که پول‌دارن. بعضی‌هاشون پول‌دار نیستن، ولی بیش‌ترشون چرا.»

شیلین وودلی: «همه‌چی عالی به نظر می‌رسه و فکر می‌کنی زندگی‌شون بی‌نقصه، ولی بعدش متوجه مشکلات روحی‌شون می‌شیم. می‌فهمیم که مهم نیست چه‌قدر پول دارن یا مالک چی هستن و چه‌طور به نظر می‌رسن، همه‌مون حال‌ بدی داریم و زجر می‌کشیم و نیاز شدیدی به بهبود داریم. داریم سعی می‌کنیم به نحو احسن زندگی کنیم چون خیلی به‌هم‌ریخته‌ایم.»

جیمی فلن: «ولی مشخصه که مریل استریپ برمی‌گرده تا ببینه بعد فصل یک چه اتفاقی می‌افته که البته نمی‌خوام اسپویل کنم. می‌خواد بفهمه اوضاع از چه قراره، ولی امان از مدل حرف زدنش و عینکش… و جیغش! به نظرم که حرف نداشت. عاشق بازیگرها و سریال و خودتم.»

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها