با ما همراه باشید

گزارش اختصاصی از آرت‌تاکس: فیلم رستاخیز، ساخته‌ی احمدرضا درویش، پس از نمایش در جشنواره‌ی سی‌ودوم فیلم فجر، تا کنون هرگز رنگ اکران را بر خود ندیده است.

از فیلم رستاخیز بیش‌تر بدانید:

شاید در میان آثاری با محوریت نهضت عاشورا و قیام امام حسین(ع)، «رستاخیز» آخرین ساخته احمدرضا درویش ماجرایی عجیب‌تر و پیچیده‌تری را برای ساخت تجربه کرده است. پروژه‌ای که هنوز امکان نمایش آن در ایران فراهم نشده است و مشخص نیست می‌توان امیدوار بود که محرم امسال آخرین محرمی باشد که ساخته با شکوه احمدرضا درویش در کشوی میز فیلم‌های توقیفی باقی می‌ماند یا خیر؟

فیلم سینمایی «رستاخیز» پس از چند سال تحقیق و مطالعه در زمینه‌های تاریخی، هنری و فنی و همچنین دو سال پیش تولید، توسط احمدرضا درویش کارگردان این اثر در منطقه بم کلید خورد. این فیلم که به واقعه‌ی کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش پرداخته و از زمان مرگ معاویه تا روز عاشورا و شهادت امام حسین(ع) را روایت می‌کند، در زمانی ۱۰ ساله تولید شد و پس از آماده شدن توانست با حضور در سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در ۸ بخش از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برنده سیمرغ بلورین شود.

اما از اولین روز نمایش این اثر در جشنواره فیلم فجر اعتراضاتی نسبت به برخی از صحنه‌های این فیلم وجود داشت که عمده آن‌ها پیرامون دو محور نمایش چهره‌های برخی از شهدای کربلا همچون حضرت قمر بنی‌هاشم(ع) و حضرت علی‌اکبر(ع) و همچنین برخی از مغایرت‌های تاریخی موجود میان داستان فیلم و روایت‌هایی نقل شده از واقعه کربلا بود که البته عوامل این فیلم برای برطرف کردن این دو مشکل فیلم را مجددا تدوین کردند و بیش از ۴۰ دقیقه از آن را حذف کردند و همین موضوع باعث شد بسیاری از مشکلات فیلم در نسخه جدید آن که آماده نمایش عمومی شده بود، برطرف شود.

در کنار تماشای گزارش روز رستاخیز از صفحه‌ی سینمای ایران دیدن کنید

اما اعتراضاتی که نسبت به این فیلم وجود داشت تا زمان آغاز اکران عمومی آن چندان اوج نگرفت ولی درست با اعلام خبر آغاز اکران این فیلم اعتراضات شکل گرفته پیرامون آن جنبه عمومی‌تری پیدا کرد و در نهایت این اعتراضات منجر به این شد که وزارت ارشاد تصمیم بگیرد که اکران این فیلم را در همان روز اول نمایش آن متوقف کند.

درحالی که اکران همین فیلم در جشنواره‌ی بین المللی فیلم بغداد و انتخاب آن به عنوان بهترین فیلم این جشنواره با استقبال مخاطبین همراه شد و پیش زمینه خوبی را برای اکران سراسری آن در عراق آماده کرده است ولی هنوز این مشکل در داخل کشور حل نشده باقی مانده است.

در این میان موضوعی که به نظر می‌رسد به دست فراموشی سپرده شده است، فراهم کردن شرایط اکران اثری چون رستاخیز است. اثری که می‌توانست با حمایت سازمان سینمایی به عنوان یکی از آثار شاخص سینمای ایران به آن تنوع ببخشد و مخاطبان را حتی در ماه‌های محرم و صفر نیز به سینماها بکشاند.

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای ایران

معرفی فیلم خداحافظ دختر شیرازی با بازی افشین هاشمی و شبنم مقدمی

فیلم خداحافظ دختر شیرازی

اختصاصی از آرت‌تاکس: معرفی فیلم خداحافظ دختر شیرازی را به نویسندگی و کارگردانی افشین هاشمی و بازی شبنم مقدمی، افشین هاشمی، حسین محب اهری، مونا فرجاد، حسین یاری، هومن برق نورد، هدایت هاشمی و رسول صدرعاملی با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای معرفی فیلم چشم و گوش بسته از این فیلم بیش‌تر بدانید:

افشین هاشمی در پنجمین تجربه کارگردانی خود به سراغ یک اقتباس از نویسنده‌ای معروف رفته است.

«خداحافظ دختر شیرازی» که به نویسندگی و کارگردانی افشین هاشمی جلوی دوربین رفته، اقتباسی از فیلم‌نامه نیل سایمون با نام «دختر خداحافظی» است که پیش‌تر و براساس این فیلم‌نامه در سال ۱۹۷۷ فیلمی با همین نام به کارگردانی هربت راس در ژانر کمدی رمانتیک ساخته شده بود.

در کنار تماشای  معرفی «چشم و گوش بسته» ببینید:

معرفی فیلم چشم و گوش بسته با بازی امین حیایی و بهرام افشاری

شبنم مقدمی بازیگر اصلی فیلم هاشمی است که در «خداحافظ دختر شیرازی» نقش کاراکتری را بازی می‌کند که مارشا میسن در سال ۱۹۷۷ در فیلم کلاسیک «دختر خداحافظی» ایفاکرده بود و ایفای نقش مقابل او را افشین هاشمی برعهده دارد.

جدیدترین ساخته‌ی افشین هاشمی از نیمه‌‌‌ی آذر راهی پرده سینماهای سراسر کشور شد تا پس از آن‌که نتوانست در جشنواره فجر حضور پیدا کند، مخاطبان خود را در اکران عمومی پیدا کند.

در خلاصه داستان «خداحافظ دختر شیرازی» آمده است:

یکی از شیراز، یکی از آبادان، هر ۲ در تهران! مجبورند فعلن با هم سر کنند تا محمودِ نارفیق را پیدا کنند.

در این فیلم علاوه‌بر شبنم مقدمی و افشین هاشمی بازیگرانی همچون حسین محب اهری، مونا فرجاد، حسین یاری، هومن برق نورد، هدایت هاشمی و رسول صدرعاملی حضور دارند.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

ترانه سونامی کار مشترک امید نعمتی، کریستف رضاعی و احسان گودرزی | ما هنوز هستیم

ترانه سونامی

کلیپ سونامی را به بهانه‌ی اکران این فیلم با صدای امید نعمتی ، ترانه از احسان گودرزی و آهنگسازی کریستف رضاعی بشنوید

در کنار شنیدن ترانه سونامی از این فیلم بیش‌تر بدانید:

معرفی فیلم سونامی

در ابتدای معرفی فیلم سونامی باید گفت میلاد صدرعاملی روزهای «من ترانه ۱۵ سال دارم» را فراموش کنید. او در طی این سال‌ها ثابت کرده است که هیچ علاقه‌ای به بازیگری ندارد. اما از همان زمان «من ترانه ۱۵ سال دارم» تا امروز، در تمام فیلم‌های پدرش به عنوان دستیار کارگردان حضور داشته است. او در فیلمی که امسال از پدرش در جشنواره می‌بینیم هم به عنوان دستیار اول کارگردان حاضر بود.

اما دنیای ذهنی صدرعاملی پسر زمین تا آسمان با پدر متفاوت است و به همین خاطر میلاد برای اولین تجربه کارگردانی‌اش به سراغ یک درام ورزشی رفته است تا داستان ورزشکاران حرفه‌ای را به تصویر بکشد.

فوتوکال «سونامی» در کاخ رسانه

خلاصه فیلم سونامی

«سونامی» یک درام ورزشی است. محوریت داستان فیلمنامه دربارهٔ زندگی یک تکواندوکار است و دردسرهایی که برای رسیدن به مسابقات جهانی می‌کشند.

در جشنواره‌ی ۳۷ فیلم فجر | بهرام رادان در نشست خبری سونامی: آرزوی بازی‌کردن در یک فیلم ورزشی را داشتم

بازیگران فیلم سونامی

بهرام رادان و مهرداد صدیقیان نقش‌ ورزشکاران را بازی می‌کنند و تمرین‌های طولانی و حرفه‌ای تکواندو را پشت سر گذاشتند تا از پس این نقش بربیایند.در کنار رادان و صدیقیان، علیرضا شجاع‌نوری، رعنا آزادی‌ور، فرشته حسینی و محمدرضا غفاری هم نقش‌های دیگر را بازی می‌کنند.البته که هادی ساعی و کیمیا علیزاده هم به پشت‌صحنه فیلم رفتند تا تمرین‌ها کاملا حرفه‌ای و قهرمانانه برگزار شود.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

یادداشت سردبیر آرت‌تاکس درباره‌ی نسخه‌ی تعدیل شده‌ی «آستیگمات» در شبکه‌ی نمایش خانگی | چه‌قدر برای سینما احترام قائل‌یم؟

فیلم آستیگمات

نوشته‌ای از خسرو نقیبی به بهانه‌ی انتشار نسخه‌ی شبکه‌ی نمایش خانگی «آستیگمات» و ممیزی‌‌های وارده بر آن

چه‌قدر برای سینما احترام قائل‌یم؟

ما چه اندازه میراث‌دار تاریخ سینما هستیم؟ سؤال دقیق‌ترم این است: فیلم‌ها چه میزان میراث معنوی و فرهنگی یک ملت محسوب می‌شوند؟

این هفته نسخه‌ی ویدیویی فیلم «آستیگمات» به شبکه‌ی نمایش خانه‌گی آمد. این خبر یک فرامتن دارد. نسخه‌ی عرضه‌شده‌ی ویدیویی ۸۲ دقیقه است. «آستیگمات»ی که کارگردان آن را ساخته بود، پس از حک و اصلاح‌های اولیه، وقتی به جشنواره‌ی جهانی فیلم فجر رسید ۸۶ دقیقه بود. نسخه‌ای که روی پرده‌ی سینماها رفت و اکران عمومی شد (یعنی نسخه‌ای که همیشه نسخه‌ی مرجع و نهایی برای قضاوت درباره‌ی فیلم محسوب می‌شود) ۸۴ونیم دقیقه بود و حالا نسخه‌ی ویدیویی که در حافظه‌ی تاریخ ثبت می‌شود و محل مراجعه‌ی فیلم‌بازان و تاریخ سینما خواهد بود، در ۸۲ دقیقه منتشر شده است. این ممیزی پس از اکران، چه توجیهی دارد؟ فارغ از این سؤال که چرا نسخه‌ای که به خانه‌ها می‌رود، باید با نسخه‌ای که سینماروها آن را در سالن سینما دیده‌اند متفاوت باشد، سؤال بزرگ‌تر همانی‌ست که اول پرسیدم. آیا ما در قبال تاریخ سینما مسئولیت نداریم؟ این کار چه تفاوتی با بریدن نگاتیوهای اصل یک فیلم و دورریختن بخشی از تاریخ سینمای ما در دوره‌هایی دیگر از تاریخ دارد؟

چرا آستیگمات فیلم مهم امسال سینمای ایران است؟ کارگردان و بازیگران پاسخ می‌دهند

«آستیگمات» را در این متن یک مثال بگیرید. می‌خواهم سرنوشت آن را بررسی کنم تا به یک نتیجه‌ی کلی‌تر درمورد بسیاری از فیلم‌های مهم اجتماعی این سال‌ها برسم. فیلم‌هایی که کنار گذاشته شدند، در زمانی که باید اکران نشدند و درنهایت نسخه‌ای که از آن‌ها برای قضاوت نزد عامه ماند، نسخه‌ای بسیار دور از آن چیزی شد که خالق‌ش به عنوان اثر نهایی آن را آماده‌ی نمایش و قضاوت کرده بود. فیلم مجیدرضا مصطفوی در جشنواره‌ی فجر سال ۹۶ پذیرفته نشد. در کنار چندین فیلم مهم دیگر سینمای اجتماعی همچون «هت‌تریک» و «درساژ» و چند فیلم دیگر. بهانه این بود که فیلم در هیات انتخاب رأی نیاورده است. خروجی آن هیأت انتخاب در فجر در دفعات متعدد موجب خنده و حیرت منتقدان سینمایی شد. فیلم‌هایی در بخش مسابقه به نمایش درآمدند که کف‌زدن‌های از سر تمسخر و خنده‌های جمعی را موجب شدند؛ حال آن‌که فیلم‌های بیرون‌مانده برای منتقدان در سالن‌های خصوصی و خانه‌های فیلم‌سازان و استودیوهای فنی به نمایش درمی‌آمدند و تفاوت کیفیت آن‌چه جشنواره نمایش می‌داد و آن‌چه بیرون مانده بود، باعث شد یادداشت‌های متعددی در نقد این اتفاق نوشته شود. گفته شد این فیلم‌ها به دلیل کیفی بیرون مانده‌اند [دبیر جشنواره در نشست خبری پیش از آغاز] اما شنیده‌ها از اعمال ممیزی سنگین بر فیلم‌ها و خواست دایره‌ی پروانه‌ی نمایش برای تغییر نسخه‌ی نهایی جهت نمایش در جشنواره حکایت داشت. نتیجه؟ همین فیلم نمونه‌ای را بررسی می‌کنم. سه بازیگر محوری اثر یعنی محسن کیایی، مهتاب نصیرپور و باران کوثری از دایره‌ی قضاوت بیرون ماندند. کوثری فیلم دیگری برای داوری داشت [عرق سرد] اما مهتاب نصیرپور و محسن کیایی می‌توانستند سرنوشت دیگری در ادامه پیدا کنند. برای یک بازیگر زن میان‌سال مگر چند فرصت نقش نخست در سینمای ایران نوشته می‌شود که به واسطه‌ی آن یادآور شود هنوز عیار بازیگری‌اش چه اندازه است و چه پتانسیلی برای دیده‌شدن در فیلم‌های دیگر دارد؟ برای یک بازیگر سینمای کمدی مگر چند پیشنهاد برای بازی در فیلم‌های اجتماعی و نقش‌های جدی وجود دارد که با دیده‌شدن آن بتواند موقعیت خود را در بازیگری تغییر دهد؟

باران کوثری: افتخار می‌کنم بازیگر فیلم‌هایی‌ام که دغدغه‌ی اجتماع دارند

نمایش‌داده‌نشدن فیلم در فجر (که محل اصلی فیلم‌بینی سالانه اهالی سینماست) در عمل به «مرگ یک فیلم» ختم می‌شود. فیلم‌ها در این سال‌ها در دو مرحله به شکل وسیع توسط اهل فن دیده می‌شوند: نخست در جشنواره فجر و سپس در پخش ویدیویی. برخلاف تصور، اکران عمومی به دیده‌شدن بیش‌تر فیلم نزد اهل فن کمک نمی‌کند. اکران عمومی دقیقن بر طبق عنوان‌ش، نمایشی‌ست برای مردم. نه منتقد، فیلم را در اکران عمومی تماشا می‌کند و نه خود اهالی سینما. پس نمایش داده‌نشدن فیلم در فجر باعث می‌شود سرنوشت سازندگان یک فیلم حداقل یک سال و گاه دو تا سه سال دیرتر تغییر کند؛ تا زمانی که آن فیلم در چرخه‌ی نمایش به پخش ویدیویی برسد. خیلی وقت‌ها در این پروسه‌ی زمانی، برای فیلم‌هایی که فرزند زمانه‌ی خود هستند، موضوع تاریخ مصرف هم پیش می‌آید. فیلم کهنه می‌شود و وقت تماشا، فقط از آن به عنوان یک حسرت که «چرا در زمان خود به نمایش درنیامد؟» یا «کاش زمان خودش این فیلم را می‌دیدیم…» حرف زده می‌شود؛ و گاه در همان فاصله‌ی زمانی، سرنوشت عوامل آن اثر به کلی عوض شده است. مثال دیگری برای این مورد دارم. بابک کایدان که این روزها عامه‌پسندنویس سریال‌های شبکه‌ی خانه‌گی است و همین امروز دو سریال «دل» و «مانکن» به قلم او هرهفته به خانه‌های مخاطبان می‌رود. کسی یادش هست اولین فیلم‌نامه‌ی کایدان را؟ که او با چه انگیزه و چه خواستی وارد سینمای ایران شده بود؟ کایدان نویسنده‌ی «پری‌ناز» است. فیلم متفاوت و تحسین‌شده‌ی بهرام بهرامیان. فیلمی که حدود یک دهه در محاق رفت و همین تازگی نسخه‌ی ویدیویی آن بعد از ده سال و به فاصله‌ای یک‌ساله از نمایش محدودش در گروه «هنروتجربه» پخش شده است. اگر کسی امروز ثمره‌ی کار کایدان را در «پری‌ناز» ببیند و بخواهد با او یک فیلم متفاوت اجتماعی کار کند، آیا نویسنده‌ی آن روز، هنوز در دسترس است؟ یا به کلی جهان‌ش تغییر کرده؟ حالا به این فرض‌ها بیفزایید این نکته را که نسخه‌ی ویدیویی پخش‌شده [این آخرین شانس عوامل درگیر یک فیلم مهم اجتماعی] با نسخه‌ی نهایی اکران عمومی‌شده هم متفاوت باشد. نسخه‌ای دوباره ممیزی‌شده و در مواقعی با دقایق کلیدی حذف شده. این چه سرنوشتی است که انتظار یک فیلم را می‌کشد؟ چرا اصلن سرمایه‌گذار بخش خصوصی باید برای تولید در چنین روندی ورود کند؟ تکلیف سینمای ایران و حافظه‌ی تاریخی‌اش چه می‌شود؟ این سؤال‌ها می‌تواند تا چندصفحه‌ی دیگر هم ادامه پیدا کند. فقط سؤال و سؤال و سؤال، بی‌آن‌که پاسخی در دسترس باشد، جز همان پاسخ‌های همیشه‌گی: خطای انسانی، سلیقه‌ی فردی، مصلحت جمعی.

آن چیزی که در نهایت اهمیت ندارد «سینما»ست. هنری که قرار است فارغ از سرگرمی، گاه به فکر هم وا دارد.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها