با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: مصاحبه پیش از اکران فیلم مرد هم سان ، با کارگردان فیلم، آنگ لی و بازیگران: ویل اسمیت، جری بروکهایمر و بیل وستنهافر

تجربه‌ای خارق‌العاده برای بیننده‎ها

ویل اسمیت: «چیزی که مرد هم‌سان رو خاص می‌کنه اینه که در مرکزش دو شخصیت دارین در نسل‌های مختلف که توسط یک نفر بازی می‌شن.»

جری بروکهایمر: «ویل به نسخه‌ی جوان‌ترش نگاه می‌کنه و این تجربه‌ی خارق‌العاده‌ای برای بیننده‌ها به حساب می‌آد.»

 

در کنار فیلم مرد هم سان ببینید:

مصاحبه با عوامل مردان سیاه‌پوش: بین‌الملل | ترکیب کمدی و اکشن

 

ویل اسمیت: «هم نقش هنری ۵۰ ساله رو دارم و هم جونیور ۲۳ ساله که برای کشتن هنری فرستاده شده.»

آنگ لی: «ایده‌ی این که یک نفر توسط خودش تعقیب بشه، ایده‌ی قانع‌کننده‌ای‌یه برای نوشتن یک داستان که به لطف تکنولوژی امروزی ممکن می‌شه.»

ویل اسمیت واقعی در این‌جا ببینید

بیل وستنهافر: «خلق یک انسان دیجیتالی یکی از سخت‌ترین بخش‌های کار با جلوه‌های کامپیوتری‌یه. بحث کم کردن سن نیست. جایگزینی صورت هم نیست. چیزی که از جونیور می‌بینید، یه اثر تمام دیجیتاله که تمامن براساس پرفرمنس کپچر ویل اسمیت طراحی شده. اجرا و احساسات برای خودشن. توانایی‌ای که تو خلق یه نقش غنی داره و بعد براساس کار خودش بازی کنه.»

ویل اسمیت: «وقتی ۲۳ سالم بود نمی‌تونستم نقش جونیور رو بازی کنم ولی حالا می‌تونم به خاطر تجربیات بازیگری که داشته‌م هر دو شخصیت رو درک و اجرا کنم.»

جری بروکهایمر: «تکنولوژی‌ای که خلق کردیم، چیزی‌یه که آنگ مدت‌ها دنبال انجامش بوده. داره کاری انجام می‌ده که هیچ کارگردانی در اون راه قدم برنداشته.»

در کنار فیلم مرد هم سان ببینید:

مصاحبه با تام هالند، جیک جیلنهال و ساموئل ال جکسون درباره‌ی اسپایدرمن: دور از خانه

آنگ لی: «ویل اسمیت واقعی چیزی‌یه که تا به حال تجربه‌ش نکرده بودین.»

ویل اسمیت: «این تکنولوژی نحوه‌ی ساخت فیلم‌ها و دیده شدن‌شون رو تغییر می‌ده.»

آنونس

تریلر Bombshell | مارگو رابی، شارلیز ترون و نیکول کیدمن در فیلمی علیه رسوایی جنسی

تریلر Bombshell

تریلر Bombshell را به کارگردانی جی روچ و بازی شارلیز ترون، نیکول کیدمن، مارگو رابی، جان لیسگو، کیت مک‌کینون و کانی بریتون با کیفیت دل‌خواه ببینید.

از فیلم «خبر داغ» بیش‌تر بدانید:

در کنار تریلر Bombshell ببینید:

مارگو رابی از حضورش در جشنواره‌ی کن می‌گوید

«خبر داغ» فیلمی درام به کارگردانی جی روچ و اقتباسی از نمایش‌نامه‌ای از چارلز رندالف است. در این فیلم بازیگرانی از جمله شارلیز ترون، نیکول کیدمن، مارگو رابی، جان لیسگو، کیت مک‌کینون و کانی بریتون نقش‌آفرینی کرده‌اند.

فیلم حول محور داستان‌های زنان مختلف مشغول به کار در فاکس نیوز می‌چرخد و درباره‌ی مجادله‌هایی‌ست که با مدیر عامل ارشد اجرایی، راجر ایلز داشته‌ است.

شارلیز ترون و دستگاه دروغ‌سنج

این فیلم در تاریخ بیستم دسامبر ۲۰۱۹ توسط کمپانی لاینزگیت فیلمز اکران خواهد شد.

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم Dolemite Is My Name از نگاه منتقد ورایتی | جاه‌طلب اما بی‌استعداد

نقد فیلم Dolemite Is My Name

ترجمه اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم Dolemite Is My Name ساخته‌ی کریگ برو با بازی ادی مورفی از نگاه اوون گلیبرمن منتقد ورایتی

جاه‌طلب اما بی‌استعداد

همان طور که عنوان نشان می‌دهد، «دولمایت اسم من است» یک موفقیت فوق‌العاده است. این فیلم داستان کاملن واقعی و بی‌باکانه‌ی فیلم فراتر از حد معمول و بی حد و مرز «دولمایت» (۱۹۷۵)، یکی از موفق‌ترین فیلم‌های سینمای تجاری سیاه‌پوستان در دهه‌ی ۷۰، و چگونگی خلق این اثر را روایت می‌کند. فیلم داستانش را به گرامی‌داشت جسارت صنعت سرگرمی آفریقایی-آمریکایی تبدیل می‌کند. یک تعریف برای روح، با توجه به تاریخجه‌ی نژادپرستی این کشور، هنر خلق بیشترین چیزها از کمترین چیزهاست. غذای روح از این نکته به وجود آمد که به بردگان کمترین برش‌های گوشت داده می‌شد. آن‌ها این برش‌های دور ریختنی را به بزرگترین غذای خانگی آمریکا تبدیل کردند. رودی ری مور، که ادی مورفی با پررویی و وراجی پایان‌ناپذیر (و اضافه کردن کمی خوشمزگی) آن را بازی می‌کند، نیز با نسخه‌ی خودش از این دورریختنی‌ها روبه‌روست. او آرزو دارد که یک ستاره شود اما چیزی که از هر زاویه‌ی دیدی کم دارد استعداد است.

در کنار نقد فیلم Dolemite Is My Name بخوانید:

نقد فیلم ژوکر از نگاه منتقد ایندی‌وایر

مردی که وجود نداشت!

دهه‌ی ۱۹۷۰ است و رودی کارمند یک مغازه‌ی فروش صفحه‌ی گرامافون در لس‌آنجلس در اواسط دهه‌ی پنجم زندگی است که چندین بار با صنعت سرگرمی سر و کار داشته. او چند تک آهنگ در ژانر آر اند بی  در دهه‌ی ۵۰ و اوایل دهه‌ی ۶۰ ضبط کرده و در چند کمدی نیز بازی کرده. ولی او اکنون به عنوان میزبان اصلی برنامه‌ها در یک کلوپ شبانه در لس آنجلس کار می‌کند که در آن‌جا اگر خوش شانس باشد می‌تواند هر شب پنج دقیقه اجرا داشته باشد و هیچ کس هیچ اهمیتی به جوک‌های ضعیف او نمی‌دهد. او کسی است که هیچ وقت وجود نداشته، کسی که ماروین گی و رد فاکس را برای این که آن قدر خوش شانس بودند که به موفقیت‌هایی که لایق رودی بود رسیدند نقد می کند.

ابرقهرمانی تو خالی

رودی بر خلاف ستارگانی که بهشان حسودی می‌کند یک هنرمند نیست. ولی او جاه‌طلبی نترس است که همواره به خود فشار می‌آورد تا خود را با هیچ چیزی بزرگ نشان دهد (این هم به نحوی استعداد است). بعد از این که هنرپیشه‌ای بی‌خانمان به مغازه‌ی صفحه فروشی می‌آید و درباره‌ی «تاریخ آفریقایی-آمریکایی» و افسانه‌ی دولمایت سخنرانی کرد، رودی ایده‌ای به ذهنش رسید. او یک شب با «خردمندان مشروب فروشی‌ها» (یعنی ولگردها) می‌گردد و لحن توهین‌آمیز آن‌ها را با حقه‌ای به یک نمایش تبدیل می‌کند. رودی به سراغ کمد لباسش می‌رود و ژاکتی سبز را که انگار از پارچه‌ی مبلی قدیمی ساخته شده پیدا می‌کند، کلاه گیسی که شبیه فر «جری کِرل» به سر می‌گذارد و به عنوان پااندازی به نام دولمایت که داستان‌هایی را در ریتمی غیر قابل چاپ روایت می‌کند به روی صحنه می‌رود. حال که رودی پشت یک «شخصیت» پنهان شده، اعتماد به نفس یک ابرقهرمان را به دست می‌آورد.

با یک ادی مورفی درخشان طرفیم

ادی مورفی نقش رودی را به عنوان یک تبلیغ کننده‌ی فقیر ولی باارزش کارناوال‌ها با غروری منحصر به خودش بازی می‌کند. وقتی رودی روی صحنه می‌ایستد و با فریاد تمام شعرهای خود را می‌خواند شما از فرط شادی دیوانه‌وار خواهید خندید. ولی مورفی به رودی عطشی می‌بخشد که فراتر از موفقیت است. او یک بازنده‌ی میانسال است که هیچ ندارد و می‌خواهد که یک ستاره شود تا بتواند وجود داشته باشد. او به خاطر موانع درونی نژادپرستانه‌ی سیستم آمریکایی فرصت‌های کمی دارد ولی نحوه‌ی موفقیت او تنها در آمریکا می‌تواند رخ دهد. او هیچ را می‌گیرد و از آن چیزی می‌سازد.

کارگردانی «دولمایت اسم من است» بر عهده‌ی کریگ برو، کارگردان بااستعداد «شتاب و طغیان» و «ناله‌ی مار سیاه»، بوده و با این که او در این فیلم کار خارق‌العاده‌ای انجام می‌دهد اما مولفان حقیقی فیلم لری کارازوسکی و اسکات الکساندر، تیم فیلم‌نامه‌نویسی که ژانری را که فکر کنم آن را زندگی‌نامه‌هایی درباره‌ی افرادی که درباره‌ی آن‌ها زندگی‌نامه نخواهید ساخت بنامم خلق کردند و پس از ۲۵ سال در آن متخصص شده‌اند، هستند. افرادی مانند ادوارد د. وود پسر، لری فلینت، اندی کافمن و مارگارت کین.

فیلمی کم‌مخاطب

هر چه‌قدر هم «دولمایت اسم من است» خوش‌ساخت باشد، این فیلم ،با زمانی نزدیک به دو ساعت ، بیش از حد ادامه می‌یابد و بر اساس تجربیات پیشین فیلمی مانند «اد وود» شک دارم که مخاطب گسترده‌ای پیدا کند. (البته این فیلم محصول نت‌فلیکس است و از تعداد مخاطبینش بی‌خبریم)‌ با این حال این فیلم داستانی را بازگو می‌کند که هم‌زمان الهام‌بخش و پرسر و صداست. رودی به نحوی خنده‌دار مانند یک مدیر استودیوی فاسد فکر می‌کند (او انفجارهای بیشتر، فانتزی بیشتر و اکشن بیشتر می‌خواهد!). اما حتی وقتی فیلم او کامل می‌شود، باید برای انتشار آن نیز مبارزه کند. سرنوشت تمام حرفه‌ی کاری او وابسته به یک نمایش سرپوشیده‌ی نیمه‌شب در ایندیاناپولیس است. بقیه‌ی فیلم تنها تاریخی جذاب است. «دولمایت» ۱۰ میلیون دلار (معادل ۵۰ میلیون دلار امروز) درآمد کسب کرد و آن طور که اکران «دولمایت نام من است» نشان می‌دهد، مخاطبان به آن و با آن خندیدند. رودی ری مور در لباس پااندازی‌اش غریزه‌ای برای مبالغه‌ دارد که در عین دروغی بودنش صادقانه است. و علاقه‌ی او به زوج‌های حرفه‌ای او را همراه با محمد علی کلی به یکی از پیش‌گامان رپ تبدیل کرد. این‌ها میراث بدی برای کسی که آشغالی تجملاتی ساخت ولی روه خود را در آن دمید نیست.

.

نویسنده: اوون گلایبرمن، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

ادامه مطلب

سینمای جهان

شارلیز ترون از خانواده آدامز می‌گوید | استقبال از موضوعات نامتعارف

شارلیز ترون

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: شارلیز ترون در گفت‌وگو با ورایتی از فیلم «خانواده آدامز»، مهاجرت و تنوع نژادی می‌گوید.

یادته که بچگی‌هات خانواده‌ی آدامز رو تماشا کرده باشی؟

شارلیز ترون: خب من هیچ‌وقت برنامه‌هاش رو ندیدم. من اهل آفریقای جنوبی‌ام و اون موقع خبری از تلویزیون نبود. منم خیلی پیرم! اما به وضوح زمانی رو که اولین فیلمش با بازی آنجلیکا هیوستون دیدم یادمه. خودش و نقشش من رو شگفت‌زده کردن. عاشق این بودم که چه‌قدر عجیبن و از موضوع‌های نامتعارف استقبال می‌کنن. به عنوان یه جوون باهاش خیلی ارتباط برقرار کردم.

در کنار تماشای مصاحبه با شارلیز ترون ببینید:

معرفی فیلم لانگ شات از زبان شارلیز ترون و ست روگن

برای چی از موضوع‌های نامتعارف خوشت می‌یاد؟

شارلیز ترون: به نظرم ما اون‌قدر از موضوع‌های نامتعارف می‌ترسیم که بچه‌هامون رو هم وحشت‌زده می‌کنیم. مثل هر موضوع دیگه‌ای در زندگی، هرچه‌قدر بیش‌تر درباره‌ی چیزی حرف بزنی، بیش‌تر برات روشن می‌شه و دیگه تاریک و ترسناک نیست. برای همینه که دوستش دارم.

بیا درباره‌ی موضوع این خانواده‌ی آدامز جدید حرف بزنیم. مهاجرت و تنوع نژادی.

شارلیز ترون: و شروع یه زندگی تازه در جرسی! وقتی اینو توی فیلم‌نامه خوندم، گفتم آره، پایه‌ام! خیلی به موقع بود. این‌که از دهه‌ی شصت حاضر بودن و همیشه ارزش همیشگی خودشون رو داشتن خیلی قدرتمندانه‌ست. اما در این زمان و لحظه باید تشویق بیش‌تری باشه، باید موضوع‌های متعارف و معمول رو زیر سؤال ببریم و مهربونی و درک کردن دیگران رو یاد بگیریم؛ افرادی که شاید شبیه ما نیستن یا مثل ما حرف نمی‌زنن. می‌دونم که بچه‌ها و خانواده‌هاشون قراره فیلم رو ببینن و اگه به هر نحوی باعث بشه نحوه‌ی تفکرشون تغییر کنه عالی می‌شه.

وقتی فیلم رو می‌ساختین فکر می‌کردی این موضوع‌ها هم مهم باشن؟ البته فیلم‌نامه رو دیده بودی، ولی الان خیلی واضح‌تره.

شارلیز ترون: آره، مشخصن ذهنت به سمت مهاجرت می‌رفت، اما اینم هست که خانواده‌های امروزی فرق دارن. البته سال‌هاست که همینه، اما فکر می‌کنم برای درک کردنش خیلی مشکل داریم. برای همین امیدوارم این باعث شه سرعت‌مون بره بالا.

چه‌طور برای بچه‌هات توضیح می‌دی که دنیا عوض شده؟ و پر از گوناگونی‌یه؟

شارلیز ترون: ببین، توی آینه که نگاه کنن می‌فهمن! بچه‌هام قشنگ می‌فهمن که ما یه خانواده‌ی متفاوتیم. حتا براشون سؤال هم پیش نمی‌یاد، چون همیشه حواسم جمع بوده که متوجه تفاوت‌شون بشن و بدونن چه شرایطی داریم و ارزش‌هامون چی‌یه. مهربونی کردن و رفتار با بقیه، همون‌طور که دوست داری باهات رفتار کنن، روش درست زندگی کردنه. دوست دارم که زیاد سؤال نمی‌پرسن. فکر می‌کنن خودشون و خانواده‌مون محشره. به نظرم حق دارن… خانواده‌مون محشره!

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها