با ما همراه باشید

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس:بازیگران و کارگردان فیلم harriet درباره‌ی این فیلم و جای خالی هریت تابمن بر پرده‌ی نقره‌ای صحبت می‌کنند این ویدیو را با کیفیت دل‌خواه ببینید

در ادامه نقدی از فیلم harriet بخوانید:

نقد فیلم Harriet | اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی

وقتی به عکس‌های هریت تابمن (که تعداد آن‌ها کم هم نیست) می‌نگرید، در اکثر آن‌ها او به شکل ترسناکی به ما خیره شده است. اخم آشتی ناپذیر او افراد را به مبارزه‌ای دعوت می‌کند که از زمان خود فراتر می‌رود.

سینتیا اریوو، خواننده و بازیگر بریتانیایی، که نقش اصلی «هریت» را بر عهده دارد بهت و خیرگی روان‌نژندی او را با شیوایی خشمگین و سوگوارانه‌ای به درستی ادا می‌کند. او درست به همان شکلی که شما هریت تابمن را وقتی که به لنز دوربین یک عکاس خیره نمی‌شد تصور می‌کنید به نظر می‌رسد.

در کنار نقد فیلم harriet ببینید:

نقد فیلم‌ اگر خیابان بیل می‌توانست سخن بگوید | سفید بد، سیاه خوب!

اریوو در نقش هریت خشم، اندوه، ترس و عزم را که همه با چیزی شبیه مسخ شدگی کنار هم نگاه داشته‌اند نشان می‌دهد. (وقتی به طور مرتب با خدا راز و نیاز کنید، چشمان شما ممکن است به چیزی ورای زندگی روزمره خیره بماند.)

هریت، که در ابتدا با نام مینتی شناخته می‌شد، پس از فرار از مزرعه‌ی مریلند که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود سر از پلی که روی رودی خروشان ساخته شده درمی‌آورد و سربازان نیز از هر دو طرف شروع به محاصره‌ی او می‌کنند. او به درون رودخانه شیرجه می‌زند که هوشمندانه‌ترین استراتژی او اما عملی خطرناک بود. در آن لحظه، او که از قید و بندهای روحی رهایی یافته ترجیح می‌دهد بمیرد تا این که دوباره یک برده باشد. (این یک انتخاب نیست. یک غریزه است.) رودخانه او را با خود حمل می‌کند . او وقتی که در جنگل تنها می‌شود به ناچار یک راه‌پیمایی ۱۰۰ مایلی انجام می‌دهد تا به پنسیلوانیا، ایالات آزاد هم‌مرز با مریلند، برسد. هنگامی که او به خط مرزی می‌رسد، او که غرق در نور طلوع خورشید است با پرشی کوچک از روی آن خط عبور می‌کند و بعد لبخند می‌زند که به او درخششی موقتی می‌بخشد که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این لحظه تنها لحظه‌ای در تمام فیلم است که او از هر قید و بندی کاملاً آزاد است.

در کنار نقد فیلم harriet ببینید:

معرفی فیلم: مهتاب | MOONLIGHT

هریت تابمن در ۱۸۴۹، وقتی که ۲۷ ساله بود، از بردگی گریخت و سر از فیلادلفیا درآورد که در آن زمان می‌توانست در آن جا زندگی امن و راحتی داشته باشد. ولی این انتخاب در دایره‌ی واژگان ذهنی-روحی او نمی‌گنجید. او همسر و بقیه‌ی اعضای خانواده‌اش را ترک کرده بود و به همین دلیل برگشت تا آن‌ها را نجات دهد. اون ۱۳ ماموریت انجام داد و ۷۰ برده را به آزادی هدایت کرد. او یکی از قهرمانانه‌ترین افراد آمریکا و داستان او یکی از خارق‌العاده‌ترین داستان‌هاست.

«هریت» که کیسی لمونز در نوشتن آن همکاری کرده و کارگردانی را نیز بر عهده داشته است (او کسی است که فیلم «جویبار ایو» و بهتر از آن «با من حرف بزن» را ساخته است)، قهرمان‌گرایی داستان را پوشش می‌دهد: داستان بی‌پروایی شجاعانه‌ی کشمکش هریت تابمن. مینتی که مستعد موج‌های غش کردن است (این امر به خاطر شکافتن سرش در ۱۳ سالگی توسط یکی از اربابان اوست) در حالی که به جز هوش خود هیچ همراه خود ندارد وارد حیات وحش می‌شود و سالم از سمت دیگر آن بیرون می‌آید. او پس از تغییر نام خود به هریت، به طرفدار مخفی الغای برده‌داری و یک رهبر تبدیل می‌گردد و تپانچه‌ای را با خود حمل می‌کند که حاضر است در صورت نیاز آن را به سوی مردمان خود نیز بگیرد (تا آن‌ها را مجاب کند تا بر ترس خود از غرق شدن غلبه کنند و از رودخانه بگذرند). او محتاط است اما می‌تواند بی‌ملاحظه نیز باشد زیرا به هر حال این طبیعت کاری است که انجام می‌دهد. وقتی که او راننده‌ی قطار در خط راه‌آهن زیرزمینی می‌شود، شجاعت او تا نقطه‌ای رشد می‌یابد که چنان تپانچه را حمل می‌کند که گویی بخشی از اوست.

هریت تابمن به عنوان یک قهرمان زن شخصیتی است که بسیار دیر به روی پرده‌ی سینما آمده است و «هریت» نسخه‌ای به طرز با وجدانی روحیه‌بخش، متعهد و قابل اعتماد از داستان اوست. ولی وقتی نوبت به سعی به برقراری ارتباط میان مخاطبان و ویژگی‌های خارق‌العاده‌ی هریت تابمن می‌رسد – نه فقط تصویر کردن اقدامات او بلکه ایجاد فرصت هم‌ذات‌پنداری با ماجرای او و خود او در سطحی لحظه به لحظه – «هریت» اثری متداول و بی‌روح در صنعت فیلم‌سازی محسوب می‌شود. من معمولاً وقتی فیلم‌ها قطعات موسیقایی الهام بخش دارند گلایه‌ای نمی‌کنم اما قطعه‌های «هریت» که توسط آهنگساز جَز تِرِنس بلانشار ساخته شده است، به طرز شگفت‌آوری نوعی بی‌روحی و بی‌حس استانداردی مشابه ترکیبی از کارهای جری گلداسمیت و آرون کاپلند دارد که مزاحم تماشای فیلم می‌شوند. صحنه‌های زیادی در فیلم وجود دارد که در آن موسیقی باید کار فیلم را انجام دهد: ایجاد نوعی خیزش احساسات. در حالی که صحنه‌ها، همان طور که نوشته شده‌اند، باید خودشان این کار را انجام دهند. در یک لحظه، لمونز از قطعه‌ی «مرد گناهکار» نینا سیمون استفاده می‌کند تا یک مونتاژ فرار برده‌ها را همراهی کند که به فیلم خیزشی موقتی می‌دهد اما پس از آن شما فکر می‌کنید که: این موضوعی نیست که خیلی مناسب یک مونتاژ باشد.

و روشی اساسی نیز وجود دارد که با آن این فیلم می‌توانست تجربی‌تر به نظر برسد. چون مدت‌هاست از زمان «هریت» به عنوان یک فیلم زندگی‌نامه گذشته است، هر وقت که ما داستان او را شنیده‌ایم ناگزیر بودیم جزئیات نحوه‌ی فرار او و گریختن از حیات وحشی مرگ‌آفرین و شکارچیان سفیدپوست نژادپرست ایالات جنوبی را تصور کنیم. روی کاغذ این ماحراها باید برای نوعی فیلم ماجراجویی برای حقوق مدنی مناسب باشد. ولی سفرهای هریت از جنوب به شمال از نظر فیزیکی نیز کمتر از میزان مناسبش دراماتیزه شده است. آیا ما نمی‌خواهیم بدانیم که این سفر چه حسی داشت، انگار که خودمان این سفر را انجام داده بودیم؟ اغلب در این فیلم، سفرهای هریت عصاره‌ی کلی صحنه‌های تعقیب و گریز فیلم‌های تلویزیونی دهه‌ی هفتاد را در خود دارد.

این گونه نیست که ما فیلم‌های درام بسیاری درباره‌ی برده‌داری داشته باشیم ولی «۱۲ سال بردگی» شش سال پیش از لحاظ عمق اندوه و قدرت ایمانش چنان از نظر احساسی دردناک بود که تماشای «هریت» بدون متوجه شدن شدت ضعف شخصیت‌پردازی‌ها سخت به نظر می‌آید.

جو آلوین نقش سادیستی‌ترین ارباب هریت  را که با او بزرگ شده و مجبور است عشق خود به او را سرکوب کند، تا حدی که او تنها با استعارات حیوانی زشتی درباره‌ی برده‌ها حرف می‌زند – که شخصیت‌پردازی کاملاً متقاعد کننده‌ای از نژادپرستی قرن نوزدهمی است اما لزوماً عمیق یا طنین‌انداز نیست- بازی می‌کند. (فقط کافی است او را با شخصیت‌های پل دینو و مایکل فاسبندر در «۱۲ سال بردگی» مقایسه کنید.)

هریت در فیلادلفیا یک جامعه را پیدا می‌کند که شامل ماری، مالک یک خانه‌ی اجاره‌ای که آزاد متولد شده است با بازی جَنِل مونِی که آن را با غروری بی‌پروا اجرا می‌کند و ویلیام استیل طرفدار الغای برده‌داری (با بازی لزلی اودم جونیور و شخصیتی به طرز بی‌آزارانه‌ای مهربان) است. بازیگران شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند ولی آرزو می‌کنم کاش شخصیت‌پردازی‌ها کمی غنی‌تر بود. حتی کلارک پیترز بزرگ هم در نقش پدر هریت حضوری شیرین ولی با اثری محدود دارد.

«هریت» در نهایت تبدیل به نوعی فیلم اکشن وسترن عدالت‌خواهانه تبدیل می‌شود که روی آماده‌سازی و تحلیل چگونگی فرار از دست گروهی از شکارچیان برده بنا شده است. هریت در استفاده از سلاحش بهتر می‌شود و این منصفانه است زیرا او تبدیل یکی از معدود زنانی می‌شود که یک جوخه‌ی نظامی را در جنگ داخلی آمریکا رهبری کردند. این دلیل دیگری برای ستایش اوست و «هریت» ادای دینی کاملاً وظیفه‌شناس و آگاهی‌بخش است. ولی با این حال این حس را به شما می‌دهد که فیلم بزرگ و مناسب هریت تابمن هنوز ساخته نشده است.

اوون گلایبرمن ، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

سینمای جهان

نامزدهای گلدن‌ گلوب ۲۰۲۰ | به نام داستان ازدواج و مرد ایرلندی به کام نتفلیکس

نامزدهای گلدن‌ گلوب ۲۰۲۰

ساعتی پیش نامزدهای گلدن‌ گلوب ۲۰۲۰ اعلام شدند:

در این لیست فیلم «داستان ازدواج» به تنهایی با شش نامزدی توانسته رقبایی چون «مرد ایرلندی»‌ ، «روزی روزگاری در هالیوود» و «ژوکر» را از پیش بردارد و در صدر قرار گیرد.

پس از داستان ازدواج، فیلم‌های مرد ایرلندی و روزی روزگاری در هالیوود با پنج نامزدی و فیلم‌های جوکر و دو پاپ با چهار نامزدی در رده‌های بعدی قرار دادند.

۱۹۱۷، چاقوکشی، انگل و راکت‌من با سه نامزدی ازدیگر فیلم‌های مورد توجه گلدن گلوب هفتادوهفتم قرار گرفتند.

لیست نامزدهای گلدن‌ گلوب ۲۰۲۰:

سینما

نامزدهای بهترین فیلم سینمایی درام:

 

مرد ایرلندی (نتفلیکس)

داستان ازدواج (نتفلیکس)

۱۹۱۷ (یونیورسال)

ژوکر (برادران وارنر)

دو پاپ (نتفلیکس)

بهترین کارگردانی:

 

بونگ جون-هو (انگل)

سم مندس (۱۹۱۷)

تاد فیلیپس (ژوکر)

مارتین اسکورسیزی (مرد ایرلندی)

کوئنتین تارانتینو (روزی روزگاری در هالیوود)

بهترین فیلم‌نوشت:

 

نوا بامباک (داستان ازدواج)

بونگ جون-هو و هان جین-ون (انگل)

آنتونی مک‌کارتن (دو پاپ)

کوئنتین تارانتینو (روزی روزگاری در هالیوود)

استیو زیلیان (مرد ایرلندی)

بهترین بازیگرنقش اول مرد (درام):

 

کریستین بیل (فورد علیه فراری)

آنتونیو باندراس (رنج و افتخار)

آدام درایور (داستان ازدواج)

واکین فینیکس (ژوکر)

جاناتان پرایس (دو پاپ)

بهترین بازیگرنقش اول زن (درام):

 

اسکارلت جوهانسون (داستان ازدواج)

سیرشا رونان (زنان کوچک)

شارلیز ترون (خبر داغ)

رنه زلوگر (جودی)

سینتیا اریوو (هریت)

بهترین بازیگرنقش اول زن (کمدی):

 

آنا دی آرماس (چاقو کشی)

آکوافینا (وداع)

کیت بلانشت (کجا رفتی، برنادت؟)

بنی فلدستین (خرخون)

اما تامسون (آخر شب)

بهترین بازیگرنقش اول مرد (کمدی):

 

دنیل کریگ (چاقو کشی)

رومن گریفین دیویس (جوجو خرگوشه)

لئوناردو دی‌کاپریو (روزی روزگاری در هالیوود)

تارون اجرتون (راکت‌من)

ادی مورفی (دولمایت اسم من است)

بهترین بازیگر نقش مکمل زن:

 

کیتی بیتس (ریچارد جوئل)

انت بنینگ (گزارش)

لورا درن (داستان ازدواج)

جنیفر لوپز (شیادان)

مارگو رابی (خبر داغ)

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:

 

تام هنکس (روزی زیبا در محله)

آنتونی هاپکینز (دو پاپ)

آل پاچینو (مرد ایرلندی)

جو پشی (مرد ایرلندی)

برد پیت (روزی روزگاری در هالیوود)

بهترین فیلم خارجی‌زبان:

وداع

بینوایان

رنج و افتخار

انگل

پرتره‌ی زنی در آتش

بهترین فیلم سینمایی کمدی یا موزیکال:

 

دلمایت اسم من است!

جوجو خرگوشه

چاقو کشی

روزی روزگاری در هالیوودا

راکت‌من

 

بهترین انیمیشن سینمایی:

شیرشاه

یخ‌زده

داستان اسباب‌بازی ۴

چه‌گونه اژدهایمان را آموزش دهیم: دنیای پنهان

لینک گم‌شده

 

بهترین موسیقی متن:

 

الکساندر دسپلا (زنان کوچک)

هیلدور گونادوتیر (ژوکر)

رندی نیومن (داستان ازدواج)

توماس نیومن (۱۹۱۷)

دنیل پمبرتون (بروکلین بی‌مادر)

 

بهترین آهنگ اصلی

 

روح‌های زیبا (گربه‌‌ها)

من دوباره خودم را دوست خواهم داشت (راکت‌من)

به‌سوی ناشناخته‌ها (یخ‌زده ۲)

روح (شیرشاه)

برخیز! (هریت)

 

 

 

تلویزیون

 

بهترین سریال درام:

دروغ‌های بزرگ کوچک
تاج
کشتن ایو
برنامه‌ی صبحگاهی
وارث

بهترین بازیگر زن در سریال درام:

جنیفر انیستون – برنامه‌ی صبحگاهی
اولیویا کلمن – تاج
جودی کومر – کشتن ایو
نیکول کیدمن – دروغ‌های کوچک بزرگ
ریس ویترسپون – برنامه‌ی صبحگاهی

بهترین بازیگر مرد در سریال درام:

برایان کاکس – وراثت
کیت هرینگتون – بازی تاج و تخت
رامی مالک – آقای ربات
توبیاس منزیس – تاج
بیلی پورتر – ژست

بهترین سریال تلویزیونی کمدی یا موزیکال:

بری
فلی‌بگ
روش کامینسکی
خانم میزل شگفت‌انگیز
سیاست‌مدار

بهترین بازیگر زن سریال تلویزیونی کمدی یا موزیکال:

کریستینا اپلگیت – برای من مرده است
کریستن دانست – درباره‌ی خدا شدن در فلوریدای مرکزی
ریچل برازناهن – خانم میزل شگفت‌انگیز
ناتاشا لیون – عروسک روسی
فیبی والر بریج – فلی‌بگ

بهترین بازیگر مرد سریال تلویزیونی کمدی یا موزیکال:

مایکل داگلاس – روش کامینسکی
بیل هیدر – بری
بن پلت – سیاست‌مدار
پاول راد – زندگی با خود
رامی یوسف – رامی

بهترین مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:

تبصره ۲۲
چرنوبیل
فوس / وردون
بلندترین صدا
غیرقابل باور

بهترین بازیگر مرد مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:

کریستوفر آبوت – تبصره‌ی ۲۲
راسل کرو – بلندترین صدا
جرد هریس – چرنوبیل
سم راکول – فوس/وردون
ساشا بارون کوهن – جاسوس

بهترین بازیگر زن مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:

کیتلین دور – باورنکردنی
جوئی کینگ – تظاهر
هلن میرن – کاترین کبیر
مریت ویور – باورنکردنی
میشل ویلیامز – فوس/وردون

بهترین بازیگر مکمل زن در مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:

پاتریشیا آرکت – تظاهر
تونی کولت – باورنکردنی
مریل استریپ – دروغ‌های بزرگ کوچک
امیلی واتسون – چرنوبیل
هلنا بونام کارتر – تاج

بهترین بازیگر مکمل مرد در مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:

آلن آرکین – روش کامینسکی
کیرن سالکین – وراثت
اندرو اسکات – فلی‌بگ
استلان اسکارسگارد – چرنوبیل
هنری وینکلر – بری

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

آنونس

ویدیویی بامزه از فیلم Free Guy | چه چیزی ما را جذب مرد آزاد کرد؟!

فیلم Free Guy

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: پس از انتشار تریلر فیلم Free Guy / مرد آزاد ویدیویی با حضور رایان رینولدز، جو کری و سایر بازیگران فیلم پخش شد که در آن شروع به صحبت درباره‌ی جذابیت‎‌های آن کردند.

در کنار تماشای ویدیویی بامزه از فیلم Free Guy از آن بیش‌تر بدانید:

«مرد آزاد» فیلمی است ساخته‌ی شان لوی، کارگردان سری معروف «شبی در موزه» و توسط مت لیبرمن و زک پن نوشته شده است. این فیلم در ادامه‌ی روال آثاری مانند «بازیکن یک آماده»، «رالف خراب‌کار» و «گیمر»، داستان دنیایی را در بازی‌های ویدیویی به تصویر می‌کشد که ترکیبی از دو عنوان بسیار پرطرفدار GTA و Fortnite است.

گای، یکی از شخصیت‌های غیر قابل بازی (NPC)های این دنیاست که بعد از کشتن یکی از بازیکنان، با برداشتن عینکش دنیا را از فیلتر HUD (جزئیات مختلفی که در بازی‌ها روی صفحه می‌آیند مانند مقدار سلامتی، استقامت و گلوله) می‌بیند و تصمیم می‌گیرد به مبارزه‌ی جهانی بپیوندد.

در مرکز مرد آزاد، رایان رینولدز به عنوان شخصیت اصلی قرار گرفته و بازیگرانی مانند جودی کورمر (کشتن ایو)، جو کری (چیزهای عجیب) و تایکا وایتیتی (جوجو خرگوشه و ثور: راگناروک) نیز حصور دارند.

مرد آزاد از جمله پروژه‌هایی بود که زیر نظر کمپانی فاکس قرن بیستم کلید خورد ولی در نهایت قرار است توسط دیزنی منتشر شود (چنین اتفاقی برای فیلم فورد علیه فراری نیز رخ داد).

سوم جولای سال ۲۰۲۰ برای انتشار این فیلم در نظر گرفته شده؛ یعنی دقیقن در بازه‌ی اکران بلاک‌باسترهای هالیوودی. باید دید «مرد آزاد» فرنچایز می‌شود یا به عنوان فیلمی نه چندان جالب، در تاریخ فراموش خواهد شد.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

آنونس

تریلر فیلم Free Guy / مرد آزاد | زمانی‌که جی‌تی‌ای و فورتنایت یک‌دیگر را ملاقات می‌کنند

تریلر فیلم Free Guy

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم Free Guy / مرد آزاد را به کارگردانی شان لوی و بازی رایان رینولدز، جودی کورمر، جو کری و تایکا وایتیتی با کیفیت دل‌خواه ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم Free Guy از آن بیش‌تر بدانید:

«مرد آزاد» فیلمی است ساخته‌ی شان لوی، کارگردان سری معروف «شبی در موزه» و توسط مت لیبرمن و زک پن نوشته شده است. این فیلم در ادامه‌ی روال آثاری مانند «بازیکن یک آماده»، «رالف خراب‌کار» و «گیمر»، داستان دنیایی را در بازی‌های ویدیویی به تصویر می‌کشد که ترکیبی از دو عنوان بسیار پرطرفدار GTA و Fortnite است.

گای، یکی از شخصیت‌های غیر قابل بازی (NPC)های این دنیاست که بعد از کشتن یکی از بازیکنان، با برداشتن عینکش دنیا را از فیلتر HUD (جزئیات مختلفی که در بازی‌ها روی صفحه می‌آیند مانند مقدار سلامتی، استقامت و گلوله) می‌بیند و تصمیم می‌گیرد به مبارزه‌ی جهانی بپیوندد.

در مرکز مرد آزاد، رایان رینولدز به عنوان شخصیت اصلی قرار گرفته و بازیگرانی مانند جودی کورمر (کشتن ایو)، جو کری (چیزهای عجیب) و تایکا وایتیتی (جوجو خرگوشه و ثور: راگناروک) نیز حصور دارند.

مرد آزاد از جمله پروژه‌هایی بود که زیر نظر کمپانی فاکس قرن بیستم کلید خورد ولی در نهایت قرار است توسط دیزنی منتشر شود (چنین اتفاقی برای فیلم فورد علیه فراری نیز رخ داد).

سوم جولای سال ۲۰۲۰ برای انتشار این فیلم در نظر گرفته شده؛ یعنی دقیقن در بازه‌ی اکران بلاک‌باسترهای هالیوودی. باید دید «مرد آزاد» فرنچایز می‌شود یا به عنوان فیلمی نه چندان جالب، در تاریخ فراموش خواهد شد.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها