با ما همراه باشید

در نهمین ویدیو از سری ورکشاپ‌ها در سایت آرت‌تاکس قرار است به فرم، تکنیک و سبک کارگردانی دیوید فینچر نگاهی بیاندازیم

آیا می‌توانید کارگردان یک اثر را تنها از یک قاب متوجه شوید؟ چه چیزی چنین پلانی را به‌یاد‌ماندنی می‌کند؟

امروز نگاهی داریم به فرم تکنیک و سبک کارگردانی دیوید فینچر. او در مورد خود می‌گوید: «فلسفه‌م اینه که خب تا الآن هفت برداشت داشتیم. حالا وقتشه شروع کنیم. باید از تیتانیوم و آلمینیوم و استیل شیشه استفاده کرد تا بتونی در تک تک بیننده‌ها احساس ایجاد کنی و این، جادوی سینماست»

در کنار این، می‌بینیم چه‌طور این تکنیک‌ها در ترکیب با یک‌دیگر چنین فیلم‌های به‌‌یادماندنی و مؤثر خلق می‌کنند. فینچر دست به هر کاری می‌زند تا تجربه‌ی تعلیق‌پذیری خلق کند و جزئیات دنیایش را قدم به قدم قرار می‌دهد. به شما هفت بخش از فاکتورهای اصلی فینچر را نشان می‌دهیم تا بتوانید ببینید هر تصمیم کوچک چگونه چنین آثاری خلق می‌کنند. پس بیاید زبان سینمایی دیوید فینچر را بررسی کنیم:

داستان

ابتدا در مورد داستان صحبت کنیم. قدرت فینچر در فریب دادن مخاطبش است اما این فریب تا کجا ادامه پیدا می‌کند و این، چه تأثیری روی مخاطب دارد؟ راوی ما در «باشگاه مشت‌زنی» به قدری در فریب دادن موفق است که خودش را هم کاملن گول زده است. در «خانه‌ی پوشالی»، آیا ما بیننده‌هایی عینی هستیم که نحوه‌ی به قدرت رسیدن فرنک آندروود را تماشا می‌کنیم یا این که ما هم از فریب‌های او در امان نیستیم؟ «دختر گمشده»، نمونه‌ی کاملی از راوی دروغگوست. غیرممکن است در اقیانوس دروغ و فریب داستان مسیری یافت. برای فینچر، انسانیت جبهه‌ی تاریکی دارد و به مانند فیلم «هفت» گاه این تاریکی پیروز می‌شود.

از تحلیل شیوه‌های کارگردانی دیوید فینچر بیش‌تر ببینید: کارگردانی جزئیات

طراحی تولید

طراحی تولید از جمله اجزای تشکیل‌دهنده‌ی عنصر بصری فیلم است و تعداد انگشت‌شماری از آثار دنیای سینما از فیلم‌های دیوید فینچر زیباترند. شایعه شده فینچر در توجه به جزئیات بسیار افراطی است. برای مثال «باشگاه مشت‌زنی»، داستان مردی است که از روش زندگی‌ش ناراضی‌ست و وسوسه‌ی دنیای دیگری شده که قوانین و انتظارات ناپدید می‌شوند. دیوید فینچر این دو دیدگاه متضاد دنیاها را در صحنه‌آرایی نشان می‌دهد.

زندگی ملال‌آور و یک‌نواخت راوی و محل کارش را ببینید. اما بعد، قهرمان ما با «تایلر دردن» ملاقات می‌کند؛ دوایی برای زندگی اسف‌بارش. تایلر از زندان هنجارهای اجتماعی آزاد شده و به طور کامل آزادی شخصی‌اش را برقرار کرده است. این بی‌قانونی در خانه‌ی داغان و مخروبه‌ی تایلر در خیابان پیپر دیده می‌شود. این‌جا مکانی فاسد است که دیوارها در حال فرو ریختن هستند و از سقف، آب چکه می کند. این خانه به کل از خانه‌ی زیبایی که راوی در نظر دارد، به دور است و بهترین مکان برای زاده شدن فردی است که به آن تبدیل می‌شود. یادتان باشد که یک شخصیت با محیط اطرافش معنی پیدا می‌کند. دیوید فینچر و دپارتمان هنری‌اش در این حوزه بسیار دقیق هستند.

رنگ

آثار دیوید فینچر رنگی نیستند. لوکیشن‌ها معمولن در اصلاح رنگ به رنگ مشابهی تبدیل می‌شوند؛ یا سبز، یا آبی و یا قرمز. اما بی‌شک، رنگ موردعلاقه‌ی فینچر، زرد است. لحظات بسیاری است که دیوید فینچر از رنگ زرد برای صحنه‌های داخلی در شب استفاده می‌کند. این مورد آن قدر دیده شده که وقتی دیوید فینچر از رنگی متضاد استفاده می‌کند این تفاوت بسیار پررنگ می‌شود و معنی پیدا می‌کند.

نگاهی به صحنه‌ای از «دختر گم‌شده» داشته باشیم که نیک و خانواده‌ی ایمی ناپدید شدن او را از تلویزیون اعلام می‌کنند. توجه کنید رنگ چگونه می‌تواند چشمان‌مان را به سمت خود بکشاند و توجه به خود جلب کند. همه به نیک نگاه می‌کنند. مانند پس‌زمینه لباس‌های والدین ایمی قهوه‌ای و خنثا هستند. والدین ایمی، جبهه‌ی متحدی هستند که در جست‌وجوی دخترشان هستند. پیراهن آبی نیک انگشت‌نمای صحنه است و سوءظن ما آنی ایجاد می‌شود. نیک از دید بصری با والدین ایمی و هدف‌شان ارتباطی ندارد. او تنهاست و مظنون اصلی این واقعه محسوب می‌شود.

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انتخاب سردبیر

سینمای عباس کیارستمی به روایت سردبیر آرت‌تاکس در برنامه‌ی هفت

کیارستمی

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

گفت‌وگو با عوامل سریال The Affair/رابطه | دومینیک وست و سارا تریم از فصل جدید این سریال می‌گویند

دومینیک وست

گفت‌وگو با دومینیک وست، سارا تریم و سایر عوامل سریال The Affair، درباره‌ی فصل جدید این سریال صحبت می‌کنند

نمی‌توان همه‌چیز را کنترل کرد!

سارا تریم: «یکی از اساتیدم گفت تو دنیا دو نوع داستان داریم. یه نفر برای ماجراجویی می‌ره یا غریبه‌ای وارد شهر می‌شه. موقع خلق سریال داشتم به این موضوع فکر می‌کردم»

دامینیک وست: «ابتدای فصل نوآ رو تو کالیفرنیا می‌بینیم که داره کتاب بعدی‌ش رو پخش می‌کنه و هر روز از آشتی کردن با همسر سابقش، هلن دورتر می‌شه»

مورا تیرنی: «هلن دائمن درگیر این موضوعه که نمی‌خواد اجازه بده کنترل اوضاع از دستش خارج بشه و همه رو نجات بده. این فصل باید با این حقیقت روبه‌رو بشه که نمی‌تونه به همه کمک کنه و نجات‌شون بده یا همه‌چیز رو کنترل کنه»

آنا پاکین در فصل جدید

سارا تریم: «خوبه که می‌تونیم سریال رو در مونتاک تموم کنیم. مطمئن نبودم بتونیم همچین کاری کنیم. این‌جا صحنه‌های زیادی فیلم‌برداری کردیم. جایی که خانواده‌ی سالووی از هم پاشیده شد. با گذر سال‌ها، فکر می‌کنم سارا توجه‌ش به روابط خانوادگی جلب شده و تمرکز بر روی بچه‌ها عوض شده. تأثیر این رابطه شخصیت‌هایی رو تحت تأثیر قرار می‌ده که حتا به دنیا نیومده بودن. این فصل، آنا پاکین در نقش جونی رو داریم که موضوع هیجان‌انگیزی‌یه. چون بچه‌ی کول و آلیسون رو می‌بینیم و می‌تونیم ببینیم تجربه‌شون روش چه تأثیری گذاشته.»

جولیا تلس: «فکر می‌کنم فصل آخر سریال در اوج خودش قرار داره»

دامینیک وست: «فکر کنم مردم از این خوش‌شون خواهد اومد که روی روشن‌تر مضامین تاریک و جدی‌ای رو که سریال به خاطرش معروفه می‌بینن»

مورا تیرنی: «زمان زیادی گذشته. پنج فصل در شش سال»

سارا تریم: «انسان بودن در خودت احساسی به وجود می‌آره که هر کسی همیشه می‌تونه بهتر باشه. آدم دیگه‌ای هست که بتونی باهاش ملاقات کنی، کسی که مردم دوستش داشته باشن. برای همین قلب هم‌دیگه رو می‌شکونیم. باید تناقضی به اسم معنی انسانیت رو بپذیریم افتضاحه. کل مصاحبه رو گریه کردم»

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

لیلی جیمز: بهترین زوج دنیا راس و ریچل هستند!

لیلی جیمز

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: به بهانه‌ی اکران فیلم دیروز، لیلی جیمز ستاره‌ی این فیلم به سوالاتی درباره‌ی عشق و بیتل‌ها پاسخ داده است

رمانتیک‌ترین کاری که کسی برایت انجام داده؟

لیلی جیمز : این داستان خوبی‌یه چون به فیلم هم مرتبطه. قبلن یه دوست‌پسر دوست‌داشتنی داشتم، فکر کنم ۱۶ سالم بود. روز ولنتاین اومد دم در خونه‌ی مامانم و چند بار در زد. به‌م گفت ساکت باشم. موزیک گذاشت و کارت «عشق اینه که» رو نشون داد. تو اون لحظه واقعن نمی‌دونستم چی کار کنم. جالب این که دقیقن مثل کارت‌هایی بود که تو فیلم می‌بینین! حرکتش خیلی دوست‌داشتنی بود. یه مقدار احساس عجیبی داشتم ولی واقعن کارش رو دوست داشتم. ریچارد کرتیسه دیگه؛ برای دخترهای ۱۶ ساله‌ی تمام دنیا لحظات رمانتیک خلق کرده

در کنار گفت‌وگو با لیلی جیمز ببینید: دنی بویل کارنامه‌اش را مرور می‌کند | امیدوار بودم اسپیلبرگ جواب تلفنم را بدهد!

رومانتیک‌ترین کاری که برای کسی انجام دادی؟

لیلی جیمز : این که چیزی به ذهن نمی‌رسه نشونه‌ی بدی‌یه. یا حداقل چیزی که بتونم بگم!

فیلم کمدی رمانتیک مورد علاقه‌ت؟

لیلی جیمز : ناتینگ هیل. نه، زن زیبا چرا؟ چون فکر می‌کنم جولیا رابرتز یکی از سخاوتمندترین، زیباترین و گشاده‌روترین آدم‌های دنیاست.انسان بسیار شگفت‌انگیزی‌یه. اولین بار مادرم من رو پای این فیلم نشوند. چندین دفعه با هم نگاه کردیم. فیلم خاصی‌یه

در کنار گفت‌وگو با لیلی جیمز ببینید: نقد فیلم دیروز از نگاه منتقد ورایتی

می‌دونی شوهر آینده‌ت کیه وقتی…؟

لیلی جیمز : وقتی احساس می‌کنی خودت هستی و با اون شخص راحتی، آره. و البته وقتی زیاد می‌خندی!

دوست‌داشتنی‌ترین آهنگ بیتل‌ها؟

لیلی جیمز : خب، «عشق تنها چیزی‌یه که نیاز داری» آهنگ خیلی دوست‌داشتنی‌یه. «در حالی که گیتارم به آرامی می‌گرید» یه خورده غمگینه. آره، انتخابم همون «عشق تنها چیزی‌یه که نیاز داری»یه

در کنار گفت‌وگو با لیلی جیمز ببینید:  اختصاصی از آرت‌تاکس | معرفی فیلم دیروز

کدوم یک از ایده‌های ریچارد کرتیس در مورد عشق رو می‌پسندی؟

لیلی جیمز : همیشه لحظه‌ای هست که با تمام انرژی‌ت به سمت کسی که دوستش داری بدویی و زمان رو شکست بدی وگرنه در اون عشق ناموفق می‌مونی. نمی‌دونم به همچین مرحله‌ای رسیدم یا نه، فکر نکنم. البته لحظه‌ی فوق‌العاده‌ای اخیرن داشتم! وقتی دوست‌پسرم سر زده اومد به نیویورک که داشتیم تور مطبوعاتی رو برگزار می‌کردیم. می‌خواست وارد اتاق بشه ولی کلن سورپرایزش خراب شد چون مسئول پذیرش راهش نمی‌داد. بنابراین به جای در زدن و اومدن تو مجبور شد از پذیرش زنگ بزنه که من این‌جام. ولی فکر کنم این، یکی از همون لحظات دویدنه. اون احساس که زمان مقابلت ایستاده و باید با عشق نهایت بهره از هر لحظه رو ببری

رمانتیک‌ترین آهنگ دنیا؟

لیلی جیمز : شاید «همیشه دوستت خواهم داشت»؟ آره. از ویتنی هیوستون

قرار ملاقات ایده‌آل از نظر تو؟

لیلی جیمز : براساس خلقیاتم تغییر می‌کنه. اخیرن دوست داشتم یه لحظه‌ی خاصی تو قرارها باشه. کاری کنی که خاص به نظر بیاد؛ لباس خوب پوشیدن، رفتن بیرون برای شام و غیره. بعضی اوقات لم دادن روی کاناپه و دیدن یه فیلم هم کافی‌یه ولی الآن یه خورده عوض شدم

در کنار گفت‌وگو با لیلی جیمز ببینید: گفت‌وگو با دنی بویل، اد شیرن و همیش پتل به بهانه‌ی اکران فیلم دیروز

روز ولنتاین؛ موافق یا مخالف؟

لیلی جیمز : خیلی وقته که کار خاصی برای روز ولنتاین انجام ندادم ولی موافقم. فکر می‌کنم یه روز برای نکوداشت عشق اوکی باشه. البته هر روز می‌شه این کار رو انجام داد ولی برای آدم‌های فراموش‌کار، یادآور خوبی‌یه

دوست‌داشتنی‌ترین کاری که برای یک دوست انجام دادی؟

لیلی جیمز : اخیرن دوستم کریگ ازدواج کرد و شب قبل عروسی یه جشن تو خونه‌ی من برگزار کردیم. همه‌ی لباس‌های سفیدی که داشتم رو آماده کردم و مجبورشون کردم لباس سفید بپوشن. البته دوست‌داشتنی نیست ولی خنده‌داره. کریگ هم شامل این موضوع می‌شد. کل روز برای جشن ازدواجش، دکور درست کردیم. از این قلب‌هایی درست کردیم و با نخ به هم وصل کردیم و تو کارهای دکور کمک کردیم

بهترین زوج سلبریتی تاریخ؟

لیلی جیمز : وای خدا. راس و ریچل محسوب می‌شن؟

هیو گرنت تو «چهار عروسی و یک تشییع جنازه» یا تو «ناتینگ هیل»؟

لیلی جیمز : انتخاب بین‌شون خیلی سخته؛ شاید ناتینگ هیل. عاشق بازی‌ش تو اون فیلمم. اون صحنه که داره در مورد محتویات یخچالش صحبت می‌کنه تا جولیا رابرتز رو متقاعد کنه بمونه خیلی خنده‌داره. اخیرن تو فیلم کوتاه «یک روز با دماغ خونین و یک عروسی» بودم. هیو گرانت سخنرانی‌ای می‌کنه و من هم نقش دخترش رو داشتم. فقط دو برداشت نیاز داشت. واقعن بی‌نظیره کارش این‌قدر زیبا بود که اندازه‌ی قلبت ده برابر بشه

اولین کراش؟

لیلی جیمز : دو نفر رو به عنوان اولین کراش دارم. جاستین تیمبرلیک و رایان فیلیپ عکس صورت‌شون رو بریده بودم و همه‌جای دیوارم نصب کرده بودم

عشق …

لیلی جیمز : عشق اطراف ما رو فرا گرفته

 

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها