با ما همراه باشید

نسخه‌ی مکتوب ۷۳سئوال مجله ووگ از مارگو رابی درباره‌ی زندگی شخصی و کاری‌اش:

هی مارگو!

سلام!

خیلی خوش‌حالم که این‌جا در این کلبه‌ی زیبام و قراره ازت هفتاد‌وسه تا سؤال بپرسم.

منم همین‌طور، بیا داخل

مرسی. امروزت رو چه‌طوری شروع کردی؟

یه فنجون چای نوشیدم و شنا کردم.

قراره بقیه‌ی روز چی‌کار کنی؟

قراره دوستام به صرف برانچ بیان این‌جا.

اگه می‌تونستی روزت رو با هر کسی بگذرونی کی رو انتخاب می‌کردی؟

جی کی رولینگ

چی‌کار می‌کردین؟

ازش هفتادوسه تا سؤال می‌پرسیدم.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

مارگو رابی و کوئنتین تارانتینو می‌گویند: روزی روزگاری در هالیوود شبیه هیچ فیلمی نیست!

نه بابا!

چرا! البته احتمالن یه میلیون‌ و هفتادوسه تا سؤال می‌پرسیدم!

دوست داشتی چه مهارتی رو یاد می‌گرفتی؟

دوست داشتم بیلیارد بلد بودم

دوست داری پیام بدی یا زنگ بزنی؟

زنگ بزنم

آخرین نفری که باهاش تماس گرفتی؟

دخترخاله‌م، جولیا.

در مورد چی حرف زدین؟

گفتم یه چیزی بخره بیاد این‌جا بخوریم.

خوبه.

آب می‌خوای؟

البته، مرسی. خب، پس پیانو می‌زنی.

نه، واسه دکوره.

وقتی آمریکا هستی دلت برای چه چیزی از استرالیا تنگ می‌شه؟

دلم برای رعد‌وبرق‌هاش تنگ می‌شه.

و وقتی استرالیا هستی دلت برای چه چیزی در مورد آمریکا تنگ می‌شه؟

راحتی، این اواخر خیلی دست‌مون بازتره.

اگه یه روز کامل استرالیا باشم، کجا برم و چی‌کار کنم؟

برو تاسمانی، موزه‌ی هنر جدید و قدیم.

یه فرد استرالیایی اسم ببر که همه باید بشناسن.

تروی سیوان.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

از نزدیک و شخصی با ستاره‌های سینما | مارگو رابی از جشن سال نوی مورد علاقه‌اش می‌گوید

دوست داری با کدوم بازیگر کار کنی؟

ماتیاس شونارتس.

دوست داری با کدوم کارگردان کار کنی؟

وس اندرسون.

دوست داری یه روز کارگردانی کنی؟

آره.

از اجراهای چه کسی لذت می‌بری؟

تیلدا سویینتون.

در فیلم‌نامه دنبال چی می‌گردی؟

دوست دارم سورپرایز شم و در عین حال راضیم کنه.

لازمه که کاراکتر رو دوست داشته باشی تا بازیش کنی؟

آره.

خوره‌های کتاب کمیک یا تاریخ‌دان‌های حرفه‌ای، راضی کردن کدوم سخت‌تره؟

جفت‌شون خیلی سختن

حدس می‌زدم. لهجه‌ی موردعلاقه‌ت برای تقلید؟

لهجه‌ی بروکلین.

چه‌طوری لهجه‌ها رو تمرین می‌کنی؟

آدم‌های واقعی رو در یوتیوب پیدا می‌کنم و اداشون رو درمی‌آرم.

لحظه‌ای از فیلم‌هات بوده که خیلی روت تاثیر گذاشته باشه؟

آره، یه صحنه از فیلم مری ملکه‌ی اسکاتلند با سیرشا رونان

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

کوئنتین تارانتینو به روایت علی مسعودی‌نیا (بخش اول) | برهم‌زدن دوگانگی کلاسیک خیر و شر

زخم موردعلاقه‌ت؟

این! مربوط می‌شه به بچگی‌هام.

کتاب موردعلاقه؟

هری پاتر.

هنرمند موردعلاقه؟

ماگریت.

گروه موسیقی محبوبت؟

خیلی‌ها رو دوست دارم، ولی ای.ال.او

آهنگ موردعلاقه‌ت؟

الان… آهنگ اوگوم بوگوم!

روز خیلی خوبی رو برای دورهمی انتخاب کردی. برای برانچ چی لازمه؟

این‌که دخترا بیرون نوشیدنی بنوشن و پسرا داخل آشپزی کنن.

غذای موردعلاقه‌ت برای درست کردن؟

آشپز خیلی خوبی نیستم ولی می‌تونم ترکیب خوبی از پنیرها درست کنم.

خیلی خب… چه غذایی رو اصلن دوست نداری؟

تاراماسلاتا، امتحانش کردی؟

نه.

خیلی چندشه

سعی می‌کنم نخورم! تا به الان از کدوم کارت بیش‌تر از همه راضی بودی؟

من تونیا هستم.

چرا؟

چون تونستم از همه‌ لحاظ بخشی از ساخت این فیلم باشم.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

نقد فیلم روزی روزگاری در هالیوود را از نگاه منتقدان ورایتی و گاردین بخوانید

کدوم رو ترجیح می‌دی، بازیگری یا تهیه‌کنندگی؟

تهیه‌کنندگی رو خیلی دوست دارم، ولی بازیگری همیشه عشق بزرگم باقی می‌مونه.

انتظار چه چیزی رو از تهیه‌کنندگی نداشتی؟

این‌که این همه کاغذبازی داشته باشه.

دوست داری کار تئاتر انجام بدی؟

آره.

اگه می‌خواستی مستند بسازی، چه موضوعی رو انتخاب می‌کردی؟

این‌که چرا نباید از خلیج بزرگ استرالیا نفت استخراج کنن.

دوست داشتی در کدوم برنامه‌ی تلویزیونی مهمان شی؟

یه برنامه‌ی جدید به اسم صورت عروسکی که از هولو پخش می‌شه. مال شرکت لاکی‌چپه

می‌ذارمش توی برنامه‌م. درست یا غلط؟ در لیگ راگبی بازی کردی.

نه، غلطه. در تیم هاکی روی یخ بازی می‌کردم

درست یا غلط؟ طرح جوخه‌ی خودکشی‌ رو تتو کردی؟

درسته.

اگه بخوام تتو بزنم، چه طرحی بزنم و کجا؟

فیل‌های سالوادور دالی، پشتت

چه دقیق

درست یا غلط برای تو!

ای بابا!

بهت گفتم برات یه لیوان آب میارم و نیاوردم؟

درسته.

معذرت می‌خوام!

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

مارگو رابی در فوتوکال فیلم روزی روزگاری در هالیوود

اشکالی نداره مارگو. رژ لب مورد علاقه‌ت؟

شنل، بوی.

موهای صافِ صاف یا موج‌دار طبیعی؟

موج‌دار طبیعی

مراقبت زیبایی استرالیایی که هر روز انجام می‌دی؟

ضد آفتاب

آخرین لباسی که خریدی؟

یه تی‌شرت زرد از زیمرمن

اگه قرار بود استایلت رو با یه آیتم خلاصه کنی، اون چی بود؟

شلوار فاق بلند

پرخرج‌ترین لباسی که تا حالا پوشیدی چی بوده؟

فکر کنم لباسی که برای مراسم بفتا پوشیدم همین‌طور بود

طراح محبوبت کی‌یه؟

کوکو شنل

کدوم نقشت بیش‌ترین متد اکتینگ رو برات به همراه داشت؟

من خیلی بازیگر متد نیستم، ولی ناخودآگاه بعد یه مدت شبیه کاراکتری می‌شم که نقشش رو داشتم.

چه‌طوری برای بازی کردن نقش شارون تیت آماده شدی؟

کلی مطالعه کردم و فیلم دیدم، با کسانی که می‌شناختنش وقت گذروندم. البته همیشه هم با یه مربی بازیگری و حرکت کار می‌کنم.
ملکه الیزابت، هارلی کوئین، تونیا هاردینگ… همه‌شون به تغییر ظاهری زیادی احتیاج داشتن.

آیا نحوه‌ی آماده شدنت بدون در نظر گرفتن کاراکتر یه جوره؟

آره تقریبن همیشه یه جوره. البته فرآیندش با توجه به نوع کاراکتر کمی فرق می‌کنه، ولی در کل شبیه هستن و باید کلی زمان پشت صندلی گریم بگذرونی.

می‌تونم تصور کنم. این‌که نقش افراد واقعی زیادی رو بازی کردی، چه‌طور روی اجرات تاثیر گذاشته؟

چه کاراکترم واقعی باشه چه نباشه، من احساس مسئولیت می‌کنم. اما بالاخره وقتی آدم‌های واقعی باشن حس مسئولیتم هم بیش‌تر می‌شه.

تو نقش کاراکترهایی از دوران مختلفی رو بازی کردی. اگه می‌تونستی به هرکدوم از دوره‌های تاریخی برگردی، کدوم رو انتخاب می‌کردی؟

دهه‌ی شصت.

اخیرن مثبت‌ترین تغییر هالیوود چی بوده؟

دیده‌ شدن اقلیت‌ها.

در دنیای سینما چه چیزی نیاز به مرمت داره؟

این‌که افرادی که خلاق نیستن تصمیم‌های خلاقانه می‌گیرن.

صدایی در هالیوود که همه باید بهش گوش بدن؟

زن‌ها. همه‌شون.

کدوم هنرمند زن حسابی به وجدت می‌آره؟

فیبی والربریج

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

مارگو رابی در فرش قرمز فیلم روزی روزگاری در هالیوود

عاشقشم. هی! چه تخته موج‌سواری باحالی! فکر کنم در موج‌سواری حرفه‌ای هستی.

نه! اصلن هم حرفه‌ای نیستم، فقط ازش خوشم می‌آد.

از یک تا ده به مهارتت چه نمره‌ای می‌دی؟

دو.

ساحل‌های کجا بهتره؟ استرالیا یا کالیفرنیا؟

استرالیا.

می‌دونستم اینو می‌گی. کوکتل محبوبت؟

جین و تونیک.

نقطه ضعفت؟

بستنی.

به نظرت چه آیتمی دوباره مد می‌شه؟

گوشواره‌های حلقه‌ای دهه‌ی هشتاد.

به نظرت کدوم آیتم فشن هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شه؟

پیراهن سفید و شلوار جین آبی.

و کدوم آیتم فشن رو به نظرت هیچ‌وقت نباید دوباره ببینیم؟

جوراب انگشتی راه راه. نمی‌دونم هنوز هست یا نه، ولی دوران بچگیم زیاد بود.

خب، کجا داری می‌ری؟ سفر پیش رو داری؟

نه، دارم چمدونم رو خالی می‌کنم. یعنی باید این‌کار رو بکنم، بعدن انجامش می‌دم. ولی همین الان از جشنواره‌ی کن برگشتم.

بهترین قسمت کن چی بود؟

این‌که هر روز کروسان می‌خوردیم.

بعد از این به چه شهری می‌ری؟

لندن.

به کدوم کشور سفر نکردی ولی خیلی دوست داری ببینیش؟

سری‌لانکا

از دیدن کدوم ستاره هیجان‌زده شدی؟

فیفتی سنت.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

گالری عکس مارگو رابی و ستارگان هالیوود در جشنواره کن ۲۰۱۹

اکانت محبوبت برای دنبال کردن در شبکه‌های اجتماعی؟

آشپزخونه‌های کوچولو، غذاهای فسقلی درست می‌کنن. خیلی بانمکه!

خب، بریم سراغ آخرین سؤال مارگو. خیلی بابت روزی روزگاری هالیوود هیجان‌زده‌ام. کار کردن با کوئنتین تارانتینو چه‌طور بود؟

بهترین تجربه بود. سر صحنه موبایل نداشتیم. فکر کنم کوئنتین اصلن موبایل نداره! بعد از هر صد دور نگاتیو، نوشیدنی می‌خوردیم و جشن می‌گرفتیم.

فکر کنم من و تو الان کلی بهانه برای جشن گرفتن داشته باشیم چون به آخر مصاحبه‌مون رسیدیم.

من به جای هردومون نوشیدنی می‌نوشم.

عالی بود، خیلی ممنون، خداحافظ!

 

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای جهان

سینمای روز زیر ذره‌بین: فیلم جوخه‌ی انتحار | علیه جریان رایج ابرقهرمانی

فیلم جوخه‌ی انتحار

سینمای روز زیر ذره‌بین: فیلم جوخه‌ی انتحار | علیه جریان رایج ابرقهرمانی

نوشته‌ی عرفان استادرحیمی/ حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس

چه می‌شد اگر فیلم‌های سوپرهیرویی کمپانی‌های عظیم هالیوودی، ورای توسعه‌ی یک جهان سینمایی مشترک، فراهم‌کردن متریال کافی برای دامن‌زدن به بحث‌ها و تئوری‌پردازی‌های بی‌پایان هواداران، و البته درآمد‌زایی، داستان‌های واقعی تعریف می‌کردند، شخصیت‌های جدی می‌ساختند و خلاقیت شورانگیزی به تماشاگر عرضه می‌کردند؟… زیادی ایده‌آل است؟ سینمای جیمز گان در این سال‌ها معرف یک «چه می‌شد اگر» ساده‌‌تر بوده: چه می‌شد اگر فیلم‌هایی که با هدف/ادعای سرگرم‌کنندگی صرف ساخته می‌شوند، برای یک‌بار هم که شده، محض تنوع، واقعن سرگرم‌کننده بودند؟!

البته که می‌توانم پاسخ احتمالی به این سوال را همین حالا تصور کنم: فیلم‌های ابرقهرمانی مخاطب خودشان را دارند، و به‌قدر‌کافی سرگرم‌کننده و شورانگیزند. آثاری که سالانه میلیون‌ها آدم را به سینما‌ها یا پای نمایشگرهاشان می‌کشانند و میلیون‌ها دلار پول به جیب کمپانی‌های بزرگ سازنده‌شان واریز می‌کنند، حتمن باید برای خیل وسیعی از مخاطبان رضایت‌بخش و دوست‌داشتنی باشند، نه؟ کیفیت فیلم‌های ابرقهرمانی همان چیزی است که مخاطبان می‌خواهند و سازندگان‌شان با شناخت درست از مخاطب هدف، نیازهای او را برآورده می‌سازند… همه‌چیز به نظر سر جای خودش قرار دارد و تماشاگر هم باید جای زدن زیر میز و برهم‌زدن بازی،‌ از میان دوگانه‌ی تماشا/نادیده‌گرفتن این آثار، یکی را انتخاب کند…

«جوخه‌ی انتحار»‌ کجای این معادله قرار‌می‌گیرد؟ جیمز گان -که حالا هر دو سوی دوگانه‌ی مارول/دی‌سی را تجربه کرده- با آثارش چه کیفیت متمایزی در نسبت با جهان سینمایی دو کمپانی عرضه می‌کند؟ چرا یک فیلم تازه از جیمز گان، واکنش متفاوتی در نسبت با سایر آثار ابرقهرمانی برمی‌انگیزد و توجه کسانی را جلب می‌کند که الزامن مخاطب سنتی این آثار نیستند؟

مسئله‌ی ژانر و لحن است؟ باید باشد! فیلم‌های گان به پارودی آثار ابرقهرمانی شبیه‌اند. جای ابرانسان‌های بی‌نقص، انسان‌هایی کم‌هوش با همراهی موجوداتی هیولاوش اما دوست‌داشتنی و چند جانور ریزجثه‌ی بامزه، رهسپار ماجراجویی‌های بزرگی می‌شوند که به شکل واضحی توان یا لیاقتش را ندارند! ساندترک نامعمول و جذابی در بسیاری از صحنه‌ها جای موسیقی ژنریک آثار ابرقهرمانی را می‌گیرد، در نقاط عطف هر داستان لحظات کمیک دیوانه‌واری داریم،

در نقاط عطف هر داستان لحظات کمیک دیوانه‌واری داریم، و ارجاعات و رفرنس‌های پرشمار به آیکون‌های فرهنگ عامه و کلیشه‌های سنتی ژانر، مدام به تماشاگر یادآوری می‌کنند که این‌یکی را باید به قصد تفریح ببیند و هیچ مسئله‌ای در این فیلم‌ها آنقدر‌ها هم جدی نیست! (خصوصن این آخری که با رهایی نسبی از وظایف توسعه‌ی جهان سینمایی و به دور از شسته‌رفتگی دست‌و‌پا‌گیر مارول، رسمن به سیم آخر می‌زند، و خب به همین واسطه تبدیل می‌شود به بهترین ساخته‌ی گان تا امروز!)

اما آیا واقعن چنین است؟ آیا پوزخند‌زدن به حماقت جاری در موقعیت‌های پارودیک، تنها واکنشی است که مخاطب حین تماشای یک فیلم ابرقهرمانی جیمز گان از خود نشان می‌دهد؟ فداکاری گروت در پایان جلد اول نگهبانان کهکشان، فصل ادای احترام به یاندو در پایان جلد دوم، و آن فلش‌بک کوتاه در نقطه‌ی اوج همین جوخه‌ی انتحار هم کیفیتی پارودیک دارند؟…

مسئله‌ی اصلی، نه صرفن لحن سبک‌تر یا خودآگاهی فیلم‌های گان، که مبحث کلی‌تری با عنوان «هنر داستانگویی» است. تمایز اصلی آثار گان با یکی-دو جین ساخته‌ی مشابه مارول و دی‌سی، انرژی و شوری است که مستقیمن از ذهن و روح و روان خالق سرچشمه می‌گیرد. آیا می‌شود به شکافتن تک‌چشم یک ستاره‌ی دریایی جهش‌یافته‌ی غول‌آسا با یک نیزه، و شناکردن درون آن وزنی شاعرانه داد؟! می‌شود کاری کرد تا در لحظه‌ی هجوم همه‌ی موش‌های یک شهر به یک نقطه، قطره‌ی اشکی گوشه‌ی چشم مخاطب بغلتد؟! داستان‌گوی واقعی می‌تواند!

داستانگویی واقعی، ‌حلقه‌ی گم‌شده‌ی جهان‌های سینمایی این سال‌هاست؛ که روز‌به‌روز صرفن از طول و عرض کش‌می‌آیند. فقدان خالقانی که مخلوقات‌شان را واقعن دوست دارند، ارزش همراهی موسیقی خیال‌انگیز با تصویری زیبا را می‌فهمند، و دائمن در جست‌و‌جوی شیوه‌های خلاقانه برای روایت داستان‌هاشان هستند؛ در عوضِ جولان اپراتور‌های پروژه‌های عظیم چند‌ده‌ساله‌ی کمپانی‌ها، ترویج متوسط‌بودن با مجوز لیبل «فیلم ابرقهرمانی» و بهانه‌ی توسعه‌ی جهان سینمایی، و توسل به حواشی فرامتنی، جوک‌های فرمولیزه‌شده‌ی بی‌خطر و یکی-دو رفرنس دم‌دستی برای خوره‌ها. اینی که هست خیلی کمتر است از آن‌چه دریغ می‌شود… مارتین اسکورسیزی هم همین را گفت اصلن!

 

مارگو رابی: دوست دارم نسخه‌ی کامل جوخه‌‌ی انتحار اکران شود

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

سینمای جهان

سینمای اروپا: کنعان هالیوودی های بدنام

شیا لباف

سینمای اروپا: کنعان هالیوودی های بدنام

یادداشت عرفان شفیع‌پور عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس درباره‌ی سینمای هالیوود، سینمای اروپا و شیا لباف بازیگر فیلم تکه‌های یک زن

پیوستن به هالیوود، در سطح سینمای مستقل و یا استودیویی، یکی از آرزوهای قلبی اکثر سینماگران در سراسر دنیاست. خواستی که حتا اگر به زبان آورده نشود، در ناخودآگاه اهالی سینما جا خوش کرده.
پدیده‌ی مهاجرت به هالیوود، اغلب با کوچ سینماگران اکسپرسیونیستی آلمان در دوران طلایی هالیوود به یاد آورده می‌شود. فریتز لانگ و فردریش ویلیام مورنائو دو تن از چهره‌های شاخص این جریان‌ند. کشور مبدأ مهاجرت تنها آلمان نبوده و به‌عنوان نمونه آلفرد هیچکاک از انگلیس راهی آمریکا شد. روند مهاجرت در همه‌ی این سال‌ها ادامه‌یافته و نمونه‌ی متأخر آن کلوئی دژائو‌ است. او سال گذشته در زمانی‌که با «سرزمین کوچ‌نشینان» موفق‌ترین فیلم‌ساز سال بود، خبر پیوستن‌ش به مارول شنیده شد.

با این همه، موضوع این یادداشت درباره‌ی سینماگرانی‌ست که به جبر یا اختیار، خلافِ جریان شنا و هالیوود را ترک کرده و به اروپا رفته‌اند. این روزها خبر پیوستن شیا لباف به فیلم جدید آبل فرارا، فیلم‌ساز مستقل آمریکایی شنیده شد. لباف قرار است نقش «پادره پیوی قدیس» را ایفا کند. کشیش کاتولیکی که ۵۰سال پس از مرگ، هنوز جسدش سالم باقی مانده. این فیلم قرار است در ایتالیا فیلم‌برداری شود.

شیا لباف که سال گذشته یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌اش را در فیلم «تکه‌های یک زن» ارائه داد به‌خاطر بدرفتاری/آزار زنان، چه در زندگی شخصی، چه در کار، با بایکوت هالیوود روبه‌رو شد. قضیه تا آن‌جا بالا گرفت که حتا سازندگان «تکه‌های یک زن» او را از لیست کمپین‌های اسکاری خود بیرون گذاشتند و حالا فیلم جدید فرارا فرصتی‌ست برای برگرداندن ستاره‌ای که زود درخشید و زودتر خاموش شد. به بهانه‌ی این همکاری بد نیست مروری داشته باشیم بر چند چهره‌ی شاخصی که چنین مسیری را طی کرده‌اند: ستاره‌‌های بدنام هالیوودی که کنعان‌شان را سینمای اروپا یافته‌‌اند.

کوین اسپیسی: مظنون همیشگی این‌بار مجرم شد
در کنار لباف، چندی پیش خبر حضور کوین اسپیسی در فیلم جدید فرانکونرو تیتر یک رسانه‌ها شد. اسپیسی هم از سال ۲۰۱۷ و پس از بالاگرفتن اتهامات علیه او در جنبش #من_هم در هالیوود خانه‌نشین شده و بازی در این فیلم اولین حضور او در مقابل دوربین پس از ۴ سال است؛ البته در جایی کیلومترها دور از خانه.

وودی آلن: از نیویورک تا سن‌سباستین
آلن هم مانند اسپیسی از مغضوبین جنبش #من_هم است. گرچه فیلم‌ساز نیویورکی پیش از این به اختیار خود در اروپا فیلم‌هایی نظیر «نیمه‌شب در پاریس» و «ویکی، کریستینا، بارسلونا» را ساخت.

فیلم‌هایی نظیر «نیمه‌شب در پاریس» و «ویکی، کریستینا، بارسلونا» را ساخته اما پس از مانع‌تراشی‌هایی که بر سر اکران «روزی بارانی در نیویورک» تجربه کرد تصمیم گرفت برای ساخت آخرین فیلم خود، «فستیوال ریفکین»، به سن‌سباستین برود و با ستاره‌های سینمای اسپانیا، هم‌چون النا آنایا، همکاری کند. روندی که به نظر می‌رسد با اعلام برائت و ابراز پشیمانی ستاره‌های هالیوودی از همکاری با آلن هم‌چنان تداوم داشته باشد.

اینگرید برگمن: یک عاشقانه‌ی ناآرام
ستاره‌‌ی بی‌همتای هالیوود وقتی در اوج شهرت قرار داشت نامه‌ای به روبرتو روسلینی، کارگردان مشهور ایتالیایی، نوشت و گفت: «… اگر شما به یک بازیگر سوئدی نیاز دارید که انگلیسی را به خوبی صحبت می‌کند، آلمانی یادش نرفته و فرانسوی را کمی می‌فهمد و از ایتالیایی تنها عبارت «دوستت دارم» را بلد است من حاضرم تا با شما فیلم بسازم.»
روبرتو روسلینی هم مثل هر انسان عاقل دیگری این فرصت را از دست نداد و یک رابطه‌ی عاشقانه میان این دونفر هم‌پای تولید فیلم «استرامبولی» شکل گرفت. هالیوودِ اخلاق‌‌مدار و خانواده‌دوست دهه‌ی پنجاه که یکی از آیکون‌های خود را از دست داده بود تا چندسال برگمن را بایکوت کرد. کار حتا به سنای آمریکا هم رسید و عده‌ای از نمایندگان مجلس خواستار ممنوعیت برگشت اینگرید برگمن به آمریکا شدند اما همه‌چیز ختم به‌خیر شد و خانم ستاره در سال ۱۹۵۶ برای بازی در فیلم «آناستازیا» اسکار گرفت.

رومن پولانسکی: ورود به آمریکا ممنوع!
پولانسکی بدنام‌ترین آدم این لیست و خالق تعدادی از شاهکارهای مهم سینماست که سال‌های سال به اتهام تجاوز نتوانسته به آمریکا برگردد. او حتا وقتی برای «پیانیست» برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین کارگردانی شد در مراسم حضور نداشت. رومن پولانسکی نزدیک به یک دهه‌ی قبل برای مدت کوتاهی به‌خاطر همین اتهام به زندان افتاد.

آیا هالیوود ریپورتر از کمپانی شهاب حسینی گزارش تهیه کرده است؟

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

فستیوال سن‌سباستین پشت جانی دپ ایستاد

فستیوال سن سباستین
فستیوال سن‌سباستین پشت جانی دپ ایستاد
ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: مدیر فستیوال سن‌سباستین با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که هیچ دادگاهی علیه جانی دپ رأی نداده

دامنه‌ی دعوای میان امبرهرد و جانی دپ هرروز گسترده می‌شود. یک روز طرفداران دپ کمپینی تشکیل می‌دهند و خواهان کنار گذاشته‌شدن امبر هرد از فرنچایز «آکوامن» می‌شوند و از سویی دیگر وقتی مدیران فستیوال سن سباستین جایزه‌ای برای تقدیر از جانی دپ در نظر می‌گیرند، فعالان حوزه‌ی زنان و طرفداران امبر هرد به آن واکنش جدی نشان‌داده و آن را محکوم می‌کنند. گستره‌ی اعتراضات به این جایزه تا حدی بالا گرفت که مدیر جشنواره‌ی سن‌سباستین را به واکنش واداشت، آن‌چه در ادامه می‌خوانید نسخه‌ی کامل بیانیه‌ی اوست:

بیانیه‌ی مدیر جشنواره‌ی سن سباستین:

در وهله‌ی اول به‌عنوان مدیر و شخصی که بالاترین مسئولیت جشنواره را برعهده دارد تمایل دارم که تعهد خود را برای مبارزه با نابرابری، سؤاستفاده از قدرت و خشونت علیه زنان، مجددن تکرار و بازگو کنم.

این جشنواره علاوه‌بر رعایت تعهداتی که در منشور برابری و مشارکت زنان در سینما بدست آمده، آگاهانه حضور متخصصین زن را در رأس بخش‌های خود ترویج کرده است.

سن‌سباستین با استفاده از برنامه‌ی سپتامبر خود و در طول سال از نظر انتقادی و فمنیستی در پرسش‌گری جامعه شرکت می‌نماید. ما هم چنین تلاش کرده‌ایم که فضایی امن برای زنان در محل کار و مکان‌های جشنواره ایجاد کنیم و در صورت رفتار نامناسب، که پیش از این رخ داده، اقدامات قاطعانه و سریع را انجام داده‌ایم.

در زمان کنونی، هنگامی‌که بدون محاکمه، مجازات و بدنام کردن [افراد] در رسانه‌های اجتماعی شایع است، ما همیشه از دو بخش اساسی که بخشی از فرهنگ و مجموعه قوانین ما را تشکیل می دهند، دفاع خواهیم کرد: اصل فرض بی‌گناهی و حق استقرار و ادغام مجدد.
بر اساس داده‌های اثبات شده‌ای که باید در اختیار ما قرار گیرد، جانی دپ به هیچ‌عنوان دستگیر و متهم به هیچ‌گونه حمله یا خشونت علیه هیچ زنی نشده است.

ما تکرار می‌کنیم: او از سوی هیچ مرجعی در هیچ حوزه‌ی قضایی متهم نشده و همچنین به هیچ نوع خشونت علیه زنان محکوم نشده است.
عدم پذیرش تمام رفتارهای خشونت‌آمیز و فرض بی گناهی همیشه اصول اخلاقی ما هست و خواهد بود.

 

همه‌چیز علیه جانی دپ!: آینده‌ی فوق‌ستاره‌ی هالیوود، زیر سایه‌ی اثبات خشونت خانگی

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها