با ما همراه باشید

نسخه‌ی مکتوب ۷۳سئوال مجله ووگ از مارگو رابی درباره‌ی زندگی شخصی و کاری‌اش:

هی مارگو!

سلام!

خیلی خوش‌حالم که این‌جا در این کلبه‌ی زیبام و قراره ازت هفتاد‌وسه تا سؤال بپرسم.

منم همین‌طور، بیا داخل

مرسی. امروزت رو چه‌طوری شروع کردی؟

یه فنجون چای نوشیدم و شنا کردم.

قراره بقیه‌ی روز چی‌کار کنی؟

قراره دوستام به صرف برانچ بیان این‌جا.

اگه می‌تونستی روزت رو با هر کسی بگذرونی کی رو انتخاب می‌کردی؟

جی کی رولینگ

چی‌کار می‌کردین؟

ازش هفتادوسه تا سؤال می‌پرسیدم.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

مارگو رابی و کوئنتین تارانتینو می‌گویند: روزی روزگاری در هالیوود شبیه هیچ فیلمی نیست!

نه بابا!

چرا! البته احتمالن یه میلیون‌ و هفتادوسه تا سؤال می‌پرسیدم!

دوست داشتی چه مهارتی رو یاد می‌گرفتی؟

دوست داشتم بیلیارد بلد بودم

دوست داری پیام بدی یا زنگ بزنی؟

زنگ بزنم

آخرین نفری که باهاش تماس گرفتی؟

دخترخاله‌م، جولیا.

در مورد چی حرف زدین؟

گفتم یه چیزی بخره بیاد این‌جا بخوریم.

خوبه.

آب می‌خوای؟

البته، مرسی. خب، پس پیانو می‌زنی.

نه، واسه دکوره.

وقتی آمریکا هستی دلت برای چه چیزی از استرالیا تنگ می‌شه؟

دلم برای رعد‌وبرق‌هاش تنگ می‌شه.

و وقتی استرالیا هستی دلت برای چه چیزی در مورد آمریکا تنگ می‌شه؟

راحتی، این اواخر خیلی دست‌مون بازتره.

اگه یه روز کامل استرالیا باشم، کجا برم و چی‌کار کنم؟

برو تاسمانی، موزه‌ی هنر جدید و قدیم.

یه فرد استرالیایی اسم ببر که همه باید بشناسن.

تروی سیوان.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

از نزدیک و شخصی با ستاره‌های سینما | مارگو رابی از جشن سال نوی مورد علاقه‌اش می‌گوید

دوست داری با کدوم بازیگر کار کنی؟

ماتیاس شونارتس.

دوست داری با کدوم کارگردان کار کنی؟

وس اندرسون.

دوست داری یه روز کارگردانی کنی؟

آره.

از اجراهای چه کسی لذت می‌بری؟

تیلدا سویینتون.

در فیلم‌نامه دنبال چی می‌گردی؟

دوست دارم سورپرایز شم و در عین حال راضیم کنه.

لازمه که کاراکتر رو دوست داشته باشی تا بازیش کنی؟

آره.

خوره‌های کتاب کمیک یا تاریخ‌دان‌های حرفه‌ای، راضی کردن کدوم سخت‌تره؟

جفت‌شون خیلی سختن

حدس می‌زدم. لهجه‌ی موردعلاقه‌ت برای تقلید؟

لهجه‌ی بروکلین.

چه‌طوری لهجه‌ها رو تمرین می‌کنی؟

آدم‌های واقعی رو در یوتیوب پیدا می‌کنم و اداشون رو درمی‌آرم.

لحظه‌ای از فیلم‌هات بوده که خیلی روت تاثیر گذاشته باشه؟

آره، یه صحنه از فیلم مری ملکه‌ی اسکاتلند با سیرشا رونان

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

کوئنتین تارانتینو به روایت علی مسعودی‌نیا (بخش اول) | برهم‌زدن دوگانگی کلاسیک خیر و شر

زخم موردعلاقه‌ت؟

این! مربوط می‌شه به بچگی‌هام.

کتاب موردعلاقه؟

هری پاتر.

هنرمند موردعلاقه؟

ماگریت.

گروه موسیقی محبوبت؟

خیلی‌ها رو دوست دارم، ولی ای.ال.او

آهنگ موردعلاقه‌ت؟

الان… آهنگ اوگوم بوگوم!

روز خیلی خوبی رو برای دورهمی انتخاب کردی. برای برانچ چی لازمه؟

این‌که دخترا بیرون نوشیدنی بنوشن و پسرا داخل آشپزی کنن.

غذای موردعلاقه‌ت برای درست کردن؟

آشپز خیلی خوبی نیستم ولی می‌تونم ترکیب خوبی از پنیرها درست کنم.

خیلی خب… چه غذایی رو اصلن دوست نداری؟

تاراماسلاتا، امتحانش کردی؟

نه.

خیلی چندشه

سعی می‌کنم نخورم! تا به الان از کدوم کارت بیش‌تر از همه راضی بودی؟

من تونیا هستم.

چرا؟

چون تونستم از همه‌ لحاظ بخشی از ساخت این فیلم باشم.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

نقد فیلم روزی روزگاری در هالیوود را از نگاه منتقدان ورایتی و گاردین بخوانید

کدوم رو ترجیح می‌دی، بازیگری یا تهیه‌کنندگی؟

تهیه‌کنندگی رو خیلی دوست دارم، ولی بازیگری همیشه عشق بزرگم باقی می‌مونه.

انتظار چه چیزی رو از تهیه‌کنندگی نداشتی؟

این‌که این همه کاغذبازی داشته باشه.

دوست داری کار تئاتر انجام بدی؟

آره.

اگه می‌خواستی مستند بسازی، چه موضوعی رو انتخاب می‌کردی؟

این‌که چرا نباید از خلیج بزرگ استرالیا نفت استخراج کنن.

دوست داشتی در کدوم برنامه‌ی تلویزیونی مهمان شی؟

یه برنامه‌ی جدید به اسم صورت عروسکی که از هولو پخش می‌شه. مال شرکت لاکی‌چپه

می‌ذارمش توی برنامه‌م. درست یا غلط؟ در لیگ راگبی بازی کردی.

نه، غلطه. در تیم هاکی روی یخ بازی می‌کردم

درست یا غلط؟ طرح جوخه‌ی خودکشی‌ رو تتو کردی؟

درسته.

اگه بخوام تتو بزنم، چه طرحی بزنم و کجا؟

فیل‌های سالوادور دالی، پشتت

چه دقیق

درست یا غلط برای تو!

ای بابا!

بهت گفتم برات یه لیوان آب میارم و نیاوردم؟

درسته.

معذرت می‌خوام!

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

مارگو رابی در فوتوکال فیلم روزی روزگاری در هالیوود

اشکالی نداره مارگو. رژ لب مورد علاقه‌ت؟

شنل، بوی.

موهای صافِ صاف یا موج‌دار طبیعی؟

موج‌دار طبیعی

مراقبت زیبایی استرالیایی که هر روز انجام می‌دی؟

ضد آفتاب

آخرین لباسی که خریدی؟

یه تی‌شرت زرد از زیمرمن

اگه قرار بود استایلت رو با یه آیتم خلاصه کنی، اون چی بود؟

شلوار فاق بلند

پرخرج‌ترین لباسی که تا حالا پوشیدی چی بوده؟

فکر کنم لباسی که برای مراسم بفتا پوشیدم همین‌طور بود

طراح محبوبت کی‌یه؟

کوکو شنل

کدوم نقشت بیش‌ترین متد اکتینگ رو برات به همراه داشت؟

من خیلی بازیگر متد نیستم، ولی ناخودآگاه بعد یه مدت شبیه کاراکتری می‌شم که نقشش رو داشتم.

چه‌طوری برای بازی کردن نقش شارون تیت آماده شدی؟

کلی مطالعه کردم و فیلم دیدم، با کسانی که می‌شناختنش وقت گذروندم. البته همیشه هم با یه مربی بازیگری و حرکت کار می‌کنم.
ملکه الیزابت، هارلی کوئین، تونیا هاردینگ… همه‌شون به تغییر ظاهری زیادی احتیاج داشتن.

آیا نحوه‌ی آماده شدنت بدون در نظر گرفتن کاراکتر یه جوره؟

آره تقریبن همیشه یه جوره. البته فرآیندش با توجه به نوع کاراکتر کمی فرق می‌کنه، ولی در کل شبیه هستن و باید کلی زمان پشت صندلی گریم بگذرونی.

می‌تونم تصور کنم. این‌که نقش افراد واقعی زیادی رو بازی کردی، چه‌طور روی اجرات تاثیر گذاشته؟

چه کاراکترم واقعی باشه چه نباشه، من احساس مسئولیت می‌کنم. اما بالاخره وقتی آدم‌های واقعی باشن حس مسئولیتم هم بیش‌تر می‌شه.

تو نقش کاراکترهایی از دوران مختلفی رو بازی کردی. اگه می‌تونستی به هرکدوم از دوره‌های تاریخی برگردی، کدوم رو انتخاب می‌کردی؟

دهه‌ی شصت.

اخیرن مثبت‌ترین تغییر هالیوود چی بوده؟

دیده‌ شدن اقلیت‌ها.

در دنیای سینما چه چیزی نیاز به مرمت داره؟

این‌که افرادی که خلاق نیستن تصمیم‌های خلاقانه می‌گیرن.

صدایی در هالیوود که همه باید بهش گوش بدن؟

زن‌ها. همه‌شون.

کدوم هنرمند زن حسابی به وجدت می‌آره؟

فیبی والربریج

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

مارگو رابی در فرش قرمز فیلم روزی روزگاری در هالیوود

عاشقشم. هی! چه تخته موج‌سواری باحالی! فکر کنم در موج‌سواری حرفه‌ای هستی.

نه! اصلن هم حرفه‌ای نیستم، فقط ازش خوشم می‌آد.

از یک تا ده به مهارتت چه نمره‌ای می‌دی؟

دو.

ساحل‌های کجا بهتره؟ استرالیا یا کالیفرنیا؟

استرالیا.

می‌دونستم اینو می‌گی. کوکتل محبوبت؟

جین و تونیک.

نقطه ضعفت؟

بستنی.

به نظرت چه آیتمی دوباره مد می‌شه؟

گوشواره‌های حلقه‌ای دهه‌ی هشتاد.

به نظرت کدوم آیتم فشن هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شه؟

پیراهن سفید و شلوار جین آبی.

و کدوم آیتم فشن رو به نظرت هیچ‌وقت نباید دوباره ببینیم؟

جوراب انگشتی راه راه. نمی‌دونم هنوز هست یا نه، ولی دوران بچگیم زیاد بود.

خب، کجا داری می‌ری؟ سفر پیش رو داری؟

نه، دارم چمدونم رو خالی می‌کنم. یعنی باید این‌کار رو بکنم، بعدن انجامش می‌دم. ولی همین الان از جشنواره‌ی کن برگشتم.

بهترین قسمت کن چی بود؟

این‌که هر روز کروسان می‌خوردیم.

بعد از این به چه شهری می‌ری؟

لندن.

به کدوم کشور سفر نکردی ولی خیلی دوست داری ببینیش؟

سری‌لانکا

از دیدن کدوم ستاره هیجان‌زده شدی؟

فیفتی سنت.

در کنار مصاحبه‌ی مارگو رابی روبه‌روی دوربین مجله ووگ ببینید:

گالری عکس مارگو رابی و ستارگان هالیوود در جشنواره کن ۲۰۱۹

اکانت محبوبت برای دنبال کردن در شبکه‌های اجتماعی؟

آشپزخونه‌های کوچولو، غذاهای فسقلی درست می‌کنن. خیلی بانمکه!

خب، بریم سراغ آخرین سؤال مارگو. خیلی بابت روزی روزگاری هالیوود هیجان‌زده‌ام. کار کردن با کوئنتین تارانتینو چه‌طور بود؟

بهترین تجربه بود. سر صحنه موبایل نداشتیم. فکر کنم کوئنتین اصلن موبایل نداره! بعد از هر صد دور نگاتیو، نوشیدنی می‌خوردیم و جشن می‌گرفتیم.

فکر کنم من و تو الان کلی بهانه برای جشن گرفتن داشته باشیم چون به آخر مصاحبه‌مون رسیدیم.

من به جای هردومون نوشیدنی می‌نوشم.

عالی بود، خیلی ممنون، خداحافظ!

 

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر

گل‌شیفته فراهانی و ترلان پروانه در جمع صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ | the Most beautiful Women: Golshifteh Farahani 51st, Terlan Parvaneh 88th

صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

​آرت‌تاکس: سایت TC Candler در سی‌ویکمین دوره‌ی انتخاب سالانه‌ی مستقل خود که مبنای آن در این سال‌های اخیر میزان ارجاع در شبکه‌های اجتماعی و خبری و بررسی تأثیرگذاری بیش از ۱۲۵هزار ستاره‌ی مشهور زن در صنعت سرگرمی جهان است، فهرست صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ را منتشر کرد. در این فهرست از ایران گل‌شیفته فراهانی و ترلان پروانه به‌عنوان پنجاه‌ویکمین و هشتادوهشتمین زنان زیبای صنعت سرگرمی در سال ۲۰۲۰ معرفی شدند.
سه بازیگر زنی که میان فهرست مدل‌ها، خواننده‌ها و دیگر چهره‌های پرطرفدار صنعت سرگرمی بالاترین رتبه را در صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ دارند، به ترتیب نائومی اسکات، گل گدوت و آنا د آرماس در رتبه‌های ۱۳، ۲۱ و ۳۳ هستند.

ترلان پروانه میان صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

ترلان پروانه میان صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

ArtTalks: TC Candler has published its list of the 100 most beautiful women of 2020 in its thirty-first annual independent selection period, which is based on the number of referrals in social and news networks in recent years and the impact of more than 125,000 famous female stars in the world entertainment industry.
.
There are two Iranian stars in this list. Golshifteh Farahani and Terlan Parvaneh were introduced as the 51st and 88th most beautiful women in the entertainment industry in 2020.
The top three actresses in the list of models, singers and other popular figures in the entertainment industry are Naomi Scott, Gal Gadot and #Ana De Armas, ranked 13th, 21st and 33rd, respectively.

#آرت_تاکس

بخوانید: گل‌شیفته فراهانی میان ده ستاره‌ی کنجکاوی‌برانگیز جهان

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

سودربرگ قسمت دوم شیوع را می‌سازد | Steven Soderbergh Working on ‘Philosophical’ Sequel to Contagion

قسمت دوم شیوع

حالا که واقعن آن فیلم پیش‌گویانه رخ داده است: سودربرگ قسمت دوم شیوع را می‌سازد

Steven Soderbergh Working on ‘Philosophical’ Sequel to Contagion

با شیوع کرونا خیلی‌ها یاد فیلم ۲۰۱۱ استیون سودربرگ افتادند؛ ضرورت دست‌ندادن، حفظ فاصله‌ی اجتماعی و قرنطینه. از همه مهم‌تر، منشأ خفاشی از چین. همین باعث شد «شیوع» در سال ۲۰۲۰ در خانه‌ها از نو اکرانی گسترده‌تر از زمان نمایش خود را تجربه کند؛ فیلمی که آن زمان خیلی‌ها آن را شکست‌خورده تلقی کرده بودند. حالا سودربرگ در پادکست Happy Sad Confused گفته که در حال کار روی دنباله‌ای فلسفی‌تر بر فیلم اول است. البته به احتمال زیاد قسمت دوم شیوع ادامه‌ی داستان قبلی نخواهد بود.

“Contagion” might be nine years old, but Steven Soderbergh’s well-received pandemic thriller became one of 2020’s most-discussed films as the coronavirus pandemic swept throughout the United States.
.
Soderbergh revealed during a recent interview on the Happy Sad Confused podcast that he is developing a “philosophical” sequel to “Contagion” alongside Scott Burns, who served as screenwriter on the 2011 film. The project appears to be in its early stages and will unlikely be a direct sequel to “Contagion,” but Soderbergh noted that it may touch on similar themes and ideas.

ببینید: گفت‌وگو با جود لاو درباره‌ی فیلم شیوع پس از پاندمی کووید ۱۹

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم تنت:‌ انتظارات بزرگ نوشته‌ی خسرو نقیبی

نقد فیلم تنت

انتظارات بزرگ

پرونده‌ی یک فیلم: تنت

یک نقد بلند از خسرو نقیبی سردبیر و عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس

دو و نیم ستاره از چهار ستاره

 

«تنت» آن چیزی نیست که از یازدهمین فیلم کریستوفر نولان انتظار می‌رفت؛ شاید خیلی دورتر از تصور دنبال‌کننده‌های سینمای او، چه هواداران عام‌ش و چه منتقدان سینمایی. گروهی که برای دیدن شاهکاری از نولان، آن فیلمی که بالاخره تمام جوایز سال را درو کند، لحظه‌شماری می‌کنند، و گروهی دیگر که می‌خواهند ثابت کنند او استعدادی هرزرفته در هالیوود و میان فیلم‌های بزرگ است. «تنت» پاسخی به هیچ‌کدام این انتظارها نیست. فیلم بدی‌ست؟ ابدن. شاهکار است؟ نه. در دوگانه‌ای که انتظارات از سینمای نولان می‌خواهد، «تنت» شاید بی‌محاباترین فیلم او باشد؛ نوعی واکنش تهاجمی، آن‌چه خودش می‌خواهد بسازد، بی‌اعتنا به قضاوت عمومی. فیلم‌ساز آن‌قدر هم جایگاه دارد که بتواند فیلم موردنظرش را با میلیون‌ها دلارِ استودیوها خلق کند، و نه با بودجه‌های فیلم شخصی ساختن. پس جایی میانه‌ی دو علاقه‌ای که هرگز پنهان نکرده، اکشنی شبیه باند و یک علمی-خیالی بلندپروازانه چون «نابودگر ۲: روز داوری»، می‌ایستد؛ و فیلم موردعلاقه‌ی خودش را می‌سازد.

بخوانید:‌ نوشته‌ی خسرو نقیبی درباره‌ی «منک» یکی دیگر از فیلم‌های مهم سال ۲۰۲۰

بهترین توصیف‌م برای مشکلی که باعث می‌شود «تنت» خروجی صددرصدی نداشته باشد، «زود بودن» است. جاه‌طلبی فیلم‌ساز این بار نگذاشته روی کاغذ متوجه شود که سینما به‌رغم تمام پیش‌رفت‌های تکنیکی‌اش هنوز برای بازتاب دادن مفهوم «آنتروپی» در فیزیک روی پرده و حرکت معکوس جهان و مخلوقات‌ش، ابزارهای لازم را ندارد، و نه حتا برای تصویرکردن واقعی ابعاد حادثه‌ی مدنظر در شاه‌سکانس داستان: هواپیما؛ پس زمان اجرا، وقتی درمی‌یابد خروجی تصویرش آن چیزی که می‌خواهد نخواهد شد، تلاش می‌کند همه‌چیز را در خود صحنه برگزار کند. از بازیگران‌ش می‌خواهد سکانس‌های معکوس را واقعن معکوس بازی کنند و یک بویینگ واقعی را داخل یک ساختمان می‌زند؛ ترفندی که می‌تواند پاسخ درست باشد اما پاسخ کامل نیست. بازی معکوس بازیگران گیج‌کننده و حتا گاهی در اکشن‌ها مضحک از کار درآمده و سکانس برخورد هواپیما زیادی محتاطانه و کم‌جلوه‌تر از آن چیزی که توی فیلم‌نامه نوشته شده. این‌جاست که می‌گویم برای ساخته‌شدن «تنت» هنوز زود بود. نولان می‌خواسته اولین باشد در وقت و مکان درست، شبیه جیمز کامرون در نابودگر دوم، که سینمای ژانر را یک قدم به پیش بُرد، اما «تنت» نمی‌تواند آن نقطه‌ی عزیمت باشد، چون آن لحظه هنوز فرا نرسیده و نولان برخلاف انتظارش در آن زمان و‌ مکان درست تاریخ نبوده است.

بخوانید:‌ نوشته‌ی خسرو نقیبی درباره‌ی «من به پایان دادن این وضع فکر می‌کنم» یکی دیگر از فیلم‌های مهم سال ۲۰۲۰

این که می‌گویم نولان بی‌اعتنا به قواعد بازی موردانتظار از او «تنت» را ساخته، بخشی‌ش به راحتی او در ارژینال نبودن «تنت» برمی‌گردد. او هر چه در آن ده فیلم قبل کوشیده بود از قصه تا اجرا همه‌چیز دربست از آن خودش باشد (حتا وقتی یک فیلم دیگر را بازسازی کرد یا ساختن یک کامیک‌بوک زیادی شناخته‌شده را دست گرفت)، این‌جا فیلمی ساخته در ادای دین به هرآن‌چه از سینمای کلاسیک تا امروز دوست داشته؛ از ادای دین واضح در دیالوگ گفت‌وگوی پایانی به «کازابلانکا» (شروع یک دوستی طولانی) تا نریشن آخری که بی‌پرده‌پوشی از پایان‌بندی همان دومین نابودگر و نریشن سارا کانر برمی‌دارد. تک‌گویی قهرمانی که معتقد است وقتی اتفاق رخ نداده، قهرمانی هم برای مردم وجود ندارد، چون نمی‌دانند می‌توانست آینده شکل دیگری باشد. این‌جا با نولانی سروکار داریم که اگر در «سرآغاز» اصرار داشت قصه‌ی کلاسیک «مأموریت آخر خلافکار در پی زندگی بهتر» را هم به کلی شکل خودش کند آن‌قدر که آن را به جا نیاوریم، در «تنت» به سهولت خط داستانی آمدن مأموری از آینده را که برای نجات جان مادر و کودک به گذشته فرستاده شده تا آن آینده تغییر نکند، از نابودگرهای کامرون (سری موردعلاقه‌اش از سینمای علمی-خیالی) برمی‌دارد و فقط آن را به روز می‌کند؛ به مثابه اقتباسی به‌روزشده، با این کلید که قهرمان‌های اصول‌گرای نولان هم‌واره در فیلم‌های پیشین به‌رغم آگاهی از نابودی خودشان می‌خواستند «کار درست» را انجام دهند، حال با هر تبعاتی، و این‌جا نولان داستانی را یافته که قهرمان‌ش می‌تواند از آینده به عقب برگردد و به‌جای تغییر سرنوشت، گذشته را اصلاح کند، جوری که هرگز آن موقعیت‌های هولناک با تبعات زمان حال آن، رخ نداده باشد. نولان این تم را از جهان کامرون می‌گیرد و روی قهرمان خودش سوار می‌کند، و برای همین هم اصرار دارد این پیش‌برنده‌ی بی‌نام را «پروتاگونیست/قهرمان» بنامیم؛ همین‌قدر عیان و بی‌پرده‌پوشی. ماجرای پوسته هم که دیگر زیادی واضح است: نولان می‌خواست یک باند سیاه با مختصاتی پیچیده‌تر از یک اکشن باندی خلق کند و خب این داستان این امکان دوم را هم برای او فراهم کرده تا به چند دل‌بسته‌گی‌اش نسبت به تاریخ سینما و متعلقات‌ش با هم در یک فیلم برسد.

بخوانید: در پنجاه ساله‌گی کریس نولان | کوبریک جوان‌ نوشته‌ای از خسرو نقیبی

اشتباه استراتژیک دوم اما این‌جا رخ داده؛ وقتی جان دیوید واشنگتن توان گرفتن آن هم‌ذات‌پنداری لازم را از مخاطب ندارد. چه در نابودگرها، چه در باندها و چه در سینمای خود نولان (به‌طور مشخص «سرآغاز» با موقعیتی به‌شدت مشابه در دلیل قهرمان) شخصیت پیش‌برنده و تصمیمی که در نقطه‌ی تحول می‌گیرد، به‌جهت سمپاتی با قهرمان، تماشاگر را هم کنار او می‌نشاند و از آن نقطه به بعد، نگرانی برای هر تصمیم و انتخابی از او، فیلم را به سمت قله پیش می‌برد، اما این‌جا، با بازیگری طرف‌یم که با یک پس‌زننده‌گی حیرت‌انگیز هیچ لحظه‌ای امکان در یک تیم قرارگرفتن را با خود به تماشاگر نمی‌دهد. مقایسه کنید سنگینی مال را بر هر تصمیمی که ذهن کاب در «سرآغاز» می‌گیرد، با لحظه‌ی تقسیم «تنت» به قبل و بعد از خود؛ جایی که باید تصمیم قهرمان مبنی بر توقف همه‌چیز و به خطرانداختن هرچه‌تاکنون به دست آورده‌اند برای نجات جان زنی که براش اهمیت دارد، ما را متقاعد کند که این رابطه، عشق یا تعهد، به چنین تصمیمی می‌ارزد. مگر اصلن چیزی میان این دو شکل گرفته که ما بخواهیم بپذیریم حفظ این زن به همه‌ی دردسرهای بعدی خواهد ارزید و کنار قهرمان قدم برداریم؟ فیلم‌نامه را که بخوانید، همه‌ی این مسیر زیادی منطقی و درست به نظر می‌رسد؛ چنان که در «سرآغاز» هم بود، اما این‌جا واشنگتن هرچیزی به ما و بالطبع به زن داستان منتقل کرده، جز هم‌ذات‌پنداری یا احساس. اگر «تنت» متقاعدکننده نیست، یا داستان‌ و اجرا زیادی مکانیکی به‌نظر می‌رسد، متهم ردیف اول نه متن یا اجرای نولان، که بازیگر منتخب‌ش برای ایفای نقش اصلی‌ست؛ گفتم که. یکی از پس‌زننده‌ترین بازیگرانی که تاکنون در محور یک فیلم بزرگ دیده‌ام.

برگردیم به آن سؤال‌های اول. «تنت» فیلم بدی‌ست؟ پاسخ را داده بودم: ابدن. ما با فیلمی جاه‌طلبانه سروکار داریم که چیزهایی‌ش درنیامده است یا بهتر بگویم اشتباهات استراتژیک در پی‌ریزی‌اش رخ داده (همان دو ماجرای زودبودن و کستینگ غلط) اما هنوز و هم‌چنان یک تریلر اکشن علمی‌-خیالی سرگرم‌کننده و البته درگیرکننده است که وقتی بار اول مختصات داستانی‌اش دست‌ت بیاید، در دفعات بعدی تماشا، پیشنهادات‌ش در ریتمِ بلاانقطاع و خساست‌ش در اطلاعات‌دادن، هوشمندانه (همان چیزی که از نولان انتظار داریم) به نظر می‌رسد. شاهکار است؟ نه، چون قرار نیست نولان هربار در هر ژانری به ته خط برسد و برگردد؛ و البته که در این حیطه یک‌بار با «سرآغاز» رسیده و کالت خودش را در ژانر ساخته. بگذارید این‌گونه جمع‌بندی کنم که «تنت» یک بازی‌گوشی شخصی میلیون‌دلاری‌ست بی‌اعتنا به انتظارات. انگار که هواداران و مخالفان نولان، این بازی هر فیلم نولان یعنی یک اتفاق برای هوراکشیدن یا کوبیدن او را، خیلی از خودش جدی‌تر گرفته‌اند. «تنت» خیلی ساده‌تر از این‌ها، یک فیلم مولتی‌ژانر سرگرم‌کننده، شاید یک زنگ تفریح برای نولان، میان ساخت دو پروژه‌ی بزرگ‌ش باشد. نکته این است که برخلاف اسپیلبرگ یا اسکات، او بلد نیست بازی‌گوشی‌اش را، ارزان و جمع‌وجور برگزار کند و انتظارات را بالا می‌برد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- تیتر، عنوان یکی از شاهکارهای چارلز دیکنز است که البته در ایران بیش‌تر به «آرزوهای بزرگ» شناخته می‌شود؛ موتور محرک نوشته‌شدن این مطلب.

۲- اگر فیلم را دیده باشید حتمن متوجه شده‌اید که نام تشکیلات پروتاگونیست در زمان آینده، که کل دلیل رخ‌داد اتفاقات فیلم در زمان حال است، «تنت» است. درست است که می‌شود «تنت» را به عناوین مختلفی در فارسی ترجمه کرد اما در این فیلم «تنت» یک اسم خاص است و نباید ترجمه شود.

۳- اگر ترجمه‌ی «سرآغاز» برای Inception کمی از ذهن‌تان دور است، باید بگویم که این ترجمه‌ی نگارنده از عنوان آن فیلم، هنوز و هم‌چنان، به نظرم برگردان دقیق‌تری برای آن فیلم نولان است تا «تلقین» و «نطفه‌گذاری» و …؛ دلیل‌ش را در نقد مفصل‌م بر آن فیلم در زمان اکران برمبنای یکی از دیالوگ‌های اثر توضیح داده‌ام.

 

جدول ارزشگذاری بر مبنای:

دایره‌ی سیاه: بی‌ارزش

نیم‌ستاره: قابل دیدن

یک ستاره: متوسط

دو ستاره: خوب

سه ستاره: خیلی خوب

چهار ستاره: عالی

 

سه نقد دیگر از حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس روی «تنت» بخوانید:

بازگشت به آینده از حمیدرضا سلیمانی

کریستوفر نولان؛ فصل تازه از عرفان استادرحیمی

تنت را از هر طرف که ببینی همان است! از محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها