با ما همراه باشید
مرد ایرلندی و نتفلیکس مرد ایرلندی و نتفلیکس

سینمای جهان

نتفلیکس با مرد ایرلندی معادلات را بر هم می‌زند | فیلم‌هایی که هیچ کس نخواهد ساخت

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: معادلات هالیوود را مرد ایرلندی و نتفلیکس می‌توانند تغییر دهند. در این گزارش نگاهی خواهیم کرد به پیامدهای ساخت مرد ایرلندی توسط نتفلیکس در صنعت سینما:

نفس راحت نتفلیکس در شب افتتاحیه فستیوال نیویورک

وقتی دست‌اندرکاران نتفلیکس در روز جمعه واکنش‌ها به «مرد ایرلندی» را در شب افتتاح فستیوال فیلم نیویورک دیدند باید بسیار خوشحال شده باشند. تماشاچیان به شدت هیجان‌زده بودند و بسیاری از نقدها فیلم درام ظریف مافیایی سه و نیم ساعته‌ی مارتین اسکورسیزی را تحسین کرده و آن را یک شاهکار خواندند. این هیاهو برای «مرد ایرلندی» این فیلم را بلافاصله در رقابت کسب جوایز قرار داد. و با این که هر نوع گفت‌وگویی درباره‌ی جوایز به شدت غیرقابل اطمینان است اما به نظر می‌توان به قطع یقین گفت که «مرد ایرلندی» و نت‌فلیکس جایگاهی مرکزی در جدول جوایز دارد. همان گونه که «رُما» سال پیش چنین کرد.

در کنار گزارش فیلم مرد ایرلندی و نتفلیکس ببینید:

رابرت دنیرو از فرایند جوان شدنش در مرد ایرلندی می‌گوید

نقطه ضعف بالقوه‌ی این اتفاق برندسازی است. چیزی که بخش بزرگی از روند مراسم جوایز را تشکیل می‌دهد.

بیشتر استودیوهای فیلم‌سازی در صورت خرج کردن ۱۶۰ میلیون دلار برای ساخت فیلمی مانند «مرد ایرلندی» از دیدن نتیجه‌ی رضایت‌بخش فیلم نفس راحتی می‌کشند اما همان طور که می‌دانیم، نتفلیکس از قوانین اکوسیستم اقتصادی کاملاً متفاوتی پیروی می‌کند. به همین دلیل توانسته چنین بودجه‌ای را صرف این فیلم کند. وقتی دیزنی یا پارامونت این قدر پول را برای یک فیلم خرج کنند آن‌ها می‌خواهند و انتظار دارند که این پول برگردد.

نتفلیکس جایی‌ست که می‌خواهید فیلمتان را آن‌جا بسازید

نقشه‌ی نتفلیکس معادله‌ی سود و زیان را سرنگون می‌کند. کمپانی انتظار و نیازی ندارد که با تشویق تماشاچیان به خریدن بلیط و حضور در سینماها درآمدی بیش از هزینه‌ی «مرد ایرلندی» کسب کند. نقشه‌ی کسب و کار آن‌ها این است که مردم تمام جهان مشترک نتفلیکس شوند. از این نظر «مرد ایرلندی» یک بیلبورد به شدت گران‌قیمت است که با اعلام این جمله مشترکین خود را افزایش می‌دهد: «این باشگاه پخش آنلاینی است که می‌خواهید به آن تعلق داشته باشید.»

البته «مرد ایرلندی» مانند «رما» در پیش از آن بیلبوردی برای فیلم‌سازان نیز هست. این فیلم به آن‌ها می‌گوید: «این خدمات پخش آنلاینی است که می‌خواهید فیلمتان را در آن بسازید.»

در کنار گزارش فیلم مرد ایرلندی و نتفلیکس از تریلر آخرین ساخته‌ی مارتین اسکورسیزی دیدن کنید

مرد ایرلندی: اثری مقدس که باید آن را در سالن سینما دید

بسیاری از کسانی که روز جمعه این فیلم را دیدند و کیفیتش را ستایش کردند، به این نکته اذعان کردند که «مرد ایرلندی» لایق این است که روی پرده‌ی سینما اکران شود. «مرد ایرلندی» توسط یکی از استادان فیلم‌سازی نیم قرن اخیر و به عنوان اثری سینمایی ساخته شده که باید در سالن سینما که معبدی سکولار است، به اشتراک گذاشته شود. اسکورسیزی فیلمی چنان قدرت‌مندی‌ست و به آن عاملی که بیننده را مجبور کند آن را در سینما ببیند، دست یافته است.

پس بیایید تصور کنیم که این فیلم توسط برادران وارنر، همان کمپانی که ۲۹ سال پیش بودجه‌ی «رفقای خوب» را تأمین و آن را توزیع کرد. در این صورت «مرد ایرلندی» از چه زندگی‌ای در سینما بهره‌مند خواهد شد؟ بر اساس کیفیت این فیلم، نقدهای هیجان‌انگیزش و حضور بازیگران اسطوره‌ای، بعید نیست که بگوییم «مرد ایرلندی» در صورت اکران در سینماها می‌توانست تنها در ایالات متحده ۱۰۰ میلیون دلار بفروشد که در این صورت یک پیروزی شکوهمند برای استودیوی سازنده‌اش محسوب می‌شد.

اما باید در نظر داشت که میزان فروش یک فیلم صرفن معیاری برای سوددهی نیست بلکه میزان برای اشتیاق جمعی مخاطبان نیز محسوب می‌شود. این امر مرتبط است با این که چه‌قدر یک فیلم در گفت‌وگوها جای می‌گیرد و این که چه میزان خون به رگ‌های فرهنگ ما تزریق می‌کند. این امر شکاف بین این که اگر «مرد ایرلندی» در تمامی سینماها در صورت انتشار توسط یک استودیوی متداول اکران می‌شد و این که اکنون در نسخه‌ای تقدیس شده و محدود تحت نظر نتفلیکس اکران می‌شود را نشان می‌دهد.

در کنار گزارش فیلم مرد ایرلندی و نتفلیکس ببینید:

مروری بر «مرد ایرلندی» اسکورسیزی: منتقدان چه می‌گویند؟

نتفلیکس: ما فیلم‌هایی می‌سازیم که هیچ کس دیگری نخواهد ساخت!

چنین شکافی را سال گذشته با «رما» نیز مشاهده کردیم ولی باز به اندازه‌ی امسال دراماتیک نبود زیرا انتظارات برای فروش گیشه‌ای این فیلم هنری خارجی بسیار پایین‌تر بود. این نکته که فروش این فیلم بسیار پایین بود اصلاً اهمیتی نداشت. عامل اصلی هیاهو برای این فیلم نقدهایی بود که این فیلم را منحصر به فرد، بهتر از حد انتظار و با کیفیتی که هر ۲۰ سال اگر خوش شانس باشید می‌توانید ببینید دانستند. این فیلم در صدر بیشتر از ۱۰ لیست بهترین فیلم‌ها قرار داشت و تمامی جوایز پایان سال گروه‌های منتقدین مختلف را درو کرد که آن‌ها یکی پس از دیگری این فیلم را اثری هنری برای تمامی ادوار خواندند.

ماه‌هاست که اسکورسیزی در تمامی مصاحبه‌هایش با گفتن این نکته که هیچ استودیویی «مرد ایرلندی» را نمی‌ساخت به نتفلیکس ادای دین کرده است. بدین ترتیب نتفلیکس مانند منجی سینما به نظر می‌رسد. «ما فیلم‌هایی می‌سازیم که هیچ کس دیگری نخواهد ساخت!»

ولی عنصر غیرعادی دیگری نیز در بودجه‌ی «مرد ایرلندی» وجود دارد. دلیل این که هیچ استودیوی متداولی این فیلم را نتوانسته بسازد این نیست که هیچ استودیویی نمی‌خواست از به پرده‌ی سینما بردن رویای بزرگ مارتین اسکورسیزی حمایت کند. بلکه به این دلیل بود که فناوری جدید لازم برای فرایند جوان‌سازی در حال حاضر به طرز سرسام‌آوری گران است. «ایرلندی» فیلمی به نظر نمی‌رسد که هزینه‌ای۱۶۰ میلیون دلاری داشته باشد و در سال‌های آینده نیز چنین خواهد بود. نتفلیکس این هزینه‌ی گزاف را تنها برای ساخت بیلبوردشان، دام مشترکین‌شان و پوستر استخدام فیلم‌سازشان پرداخت. آن‌ها در سطحی زیرین این پیام را مخابره می‌کنند: اگر ما می‌توانیم مارتین اسکورسیزی را به خدمت بگیریم آن گاه چه کسی را نمی‌توانیم بگیریم؟

در کنار گزارش فیلم مرد ایرلندی و نتفلیکس ببینید:

اسکورسیزی پرکارتر از همیشه : رونمایی از مرد ایرلندی و ساخت قاتل ماه کامل

نتفلیکس، مشکلی پیش آمده: «مرد ایرلندی» زیادی خوب است.

این جاست که هیجان ناخالص فیلم‌سازی «مرد ایرلندی» مایه‌ی آزار می‌شود. نتفلیکس در واقع چنان فیلم خوبی ساخته که طیف گسترده‌ای از مخاطبان می‌خواهند آن را در سینماها ببینند و اگر نمایش سینمایی نسبتاً محدود این فیلم مانند مدارایی با این خواسته به نظر برسد باعث درنگ افراد بسیاری مانند اعضای آکادمی اسکار و فیلم‌سازانی که با ساختن فیلم با نتفلیکس به آن‌ها وعده‌ی گنج داده شده است، می‌شود. البته که این فیلم‌سازان فیلم دلخواه خود را خواهند ساخت و این امر مهمی است ولی اکران «مرد ایرلندی» این سوال بنیادین متافیزیکی را روشن می‌کند: «آیا تماشای فیلم در خانه همان گنج است؟» قرن بیستم را پشت سر گذاشته‌ایم ولی روش‌هایش به آن سرعتی که مسئولین نتفلیکس دوست دارند دمُده نخواهد شد.

 

 مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

نویسنده: اوون گلایبرمن ورایتی

آنونس

تریلر فیلم «Peninsula / شبه‌جزیره» | چهار سال پس از «قطار به بوسان»

تریلر فیلم Peninsula

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم Peninsula / شبه‌جزیره، دنباله‌ی فیلم کره‌ای قطار به بوسان، را به کارگردانی یئون سانگ هو با کیفیت دل‌خواه‌تان ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم Peninsula ، از آن بیشتر بدانید:

شبه‌جزیره، ادامه‌ای است بر فیلم کره‌ای قطار به بوسان که موفق شد در گیشه‌های سراسر جهان از جمله آمریکا، حضور موفقی داشته باشد و نزدیک ۱۰۰ میلیون دلار فروش کند.

در کنار تماشای تریلر فیلم Peninsula ببینید:

تریلر فیلم Inheritance / وراثت | رازی به ارزش فروپاشی خانواده

داستان این فیلم چهار سال پس از فیلم قبلی رخ می‌دهد. جایی که کره‌ی جنوبی به انحطاط کشیده شده و گروهی برای یافتن بازماندگان، در حال سفر به نقاط مختلف و جمع‌آوری‌شان هستند.

کارگردانی این فیلم نیز مانند قبل برعهده‌ی یئون سانگ هو است. کسی که میان این دو فیلم، اولین اثر سوپرهیرویی کره‌ی جنوبی را با عنوان دورجنبی ساخت.

شبه‌جزیره، آگوست امسال ابتدا در کره‌ی جنوبی و سپس در تاریخی نامعلوم در سایر نقاط جهان اکران خواهد شد.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man | چالشی تکرارناپذیر

فیلم The Invisible Man

زیرنویس فارسی اختصاصی: به بهانه‌ی انتشار نسخه‌ی بلو-ری فیلم «The Invisible Man / مرد نامرئی»‌، مصاحبه‌ی کارگردان (لی وانل) و بازیگران (الیور جکسون-کوهن و الیزابت ماس) این فیلم را با کیفیت دل‌خواه‌تان در آرت‌تاکس ببینید.

مصاحبه‌کننده: موضوع این فیلم چی‌یه؟

الیور جکسون-کوهن: این فیلم درباره‌ی درون‌مایه‌های یا به صورت اساسی درباره‌ی خشونت خانگی و درباره‌ی به جنون رسوندن زنانه. و داستان هم به این صورته که زنی از رابطه‌اش با یه آزارگر فرار می‌کنه و سعی می‌کنه تا زندگیش رو از نو شروع کنه. و به خاطر این رابطه موفق نمی‌شه.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

گفت‌وگو با فلورنس پیو درباره‌ی فیلم «زنان کوچک» | دخترهایی که معمولی نیستند

هر جا اشتباه کردم متوقفم کن ولی حس می‌کنم بیش‌تر این فیلم، و به نظر تو بخش خیلی زیادی هم هست، درباره‌ی توئه که توی یه اتاقی و داری عقلت رو از دست می‌دی. یعنی تو باید فیلم‌نامه رو خونده باشی دیگه. این فوق‌العاده است. من خیلی هیجان‌زده‌ام و تو می‌ری سر صحنه و می‌گی:«اوه. آره. امروز فقط من این‌جام.»

الیزابت ماس: آره تقریبن همینه. آره. وقتی بازیگرهای دیگه هم می‌آن هیجان‌زده می‌شم. چون فکر می‌کنم که:«خدایا. امروز می‌تونم بگم که با آلدیس کار می‌کنم یا می‌تونم با استورم کار کنم.» این جوری بود که من نیاز داشتم با کسی حرف بزنم.

عه یکی از انسان‌هایی که درباره‌اش حرف می‌زنن.

الیزابت ماس: عه آدم این‌جاست. یه لحظه دوربین رو بگیر سمت‌شون. اون‌ها خوبن.

لحظه‌ای توی این فیلم وجود داره که به معنای لغوی کلمه، که نمی‌دونم عمدی‌یه یا نه، که مرد نامرئی گاز رو روشن می‌کنه. و اون خیلی…

الیزابت ماس: الان خیلی احساس خجالت می‌کنم. اصلن بهش فکر نکرده بودم. من بیش‌تر نگران آتیش و کارهایی بودم که باید سر صحنه می‌کردم.

وقتی مدیر برنامه‌ات گفت:«ببین من نقش یه انسان مزخرف و نفرت‌انگیز رو، بدترین انسانی رو که می‌تونی تصور کنی، جور کردم. تو مناسب این نقشی.» چه حسی داشتی؟ و تو می‌گی…

الیور جکسون-کوهن: به شدت خجالت‌آوره.

«همه‌اش همین بود؟»

الیور جکسون-کوهن: آره. توی جنووا بود. خیلی وقت پیش اون‌جا گفت‌وگویی درباره‌ی این فیلم از زاویه‌ی دیدی آمریکایی پیش اومد. و این‌جوری شد که گفتن:«می‌خوای نقش مرد نامرئی رو بازی کنی؟» و من گفتم:«بله می‌خوام.» و اون‌ها گفتن:«ولی اون نامرئی‌یه ها.» و من گفتم:«می‌دونم. می‌دونم اون چی‌یه. ولی باید این کار رو انجام بدیم.» این…

فکر نمی‌کنیم که این قراره معروفت کنه. و الان همه‌ی چی به خاطر برندسازی‌یه.

الیور جکسون-کوهن: آره دقیقن.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

گفت‌وگو با تایکا وایتیتی | حرکت بر لبه‌ی کمدی و درام

وقتی بازی‌ها فیزیکی می‌شه و تو رو می‌کشن این ور و اون ور .هیچ ایده‌ای ندارم که این چطوری کار می‌کنه. ولی حدسم اینه که کسی اون‌جاست نه؟

الیزابت ماس: آره. آره یه بدلکار اون‌جاست. کاش می‌تونستم این افسانه رو که این کار رو یه جوری خودم تنهایی انجامش دادم ادامه بدم. سخت‌ترین بخش قضیه اینه که وقتی واقعن یه سری از این کارها رو انجام می‌دی تو زندگی واقعی خیلی احمقانه به نظر می‌رسه. می‌دونی؟ مثل اون صحنه‌ی لحاف که اون داره روی لحاف راه می‌ره. نمی‌تونم توضیح بدم که چقدر اون صحنه توی واقعیت احمقانه است. اون‌ها در واقع دو تا چیز پا شکلن که به چند تا تیکه چوب وصلن. مثل یه فیلم چارلی چاپلین می‌مونه. آره دقیقن با همون حرکت‌ها. در حقیقت یه مرد اون‌جاست و من لحاف رو می‌کشم و اون این‌جوری می‌کنه. و تو باید سعی کنی جوری بازی کنی که انگار این ترسناک‌ترین چیزی‌یه که تا حالا دیدی. چالش اصلی اینه.

آیا مسائل فنی‌ای بودن که شما سر صحنه کشفش کنین؟ چون مطمئنم شما همه‌ی آمادگی‌های لازم رو داشتید ولی وقتی الیزابت می‌خواست یه چیزی رو توی سر یکی خرد کنه شما به خودتون می‌گفتین:«چطوری این کار رو بکنیم؟»

لِی وانل: آره. آره دو تا چیز بود. مثلن اولین باری که ما از مرد نامرئی، یعنی از مردی که لباس تمام سبز پوشیده بود، خواستیم کاری انجام بده اون توی یه کابینت قایم شده بود. الیزابت از اتاق می‌ره بیرون و اون مرد باید دستش رو دراز می‌کرد و چاقو رو از روی پیش‌خون برمی‌داشت. و واضحه که ما قرار بود اون دست با دستکش سبز رو بعد از تولید حذف کنیم. انتظار این رو اما نداشتم. «حرکت!» الیزابت از اتاق می‌ره بیرون، دسته می‌ره بالا. چاقو کجاست؟ چون یارو نمی‌تونه ببینه.

و راستی من نگاه کردم و دیدم همه‌ی اعضای گروه نزدیک شصت نفر آدم خیره بودن بهش و این کار رو می‌کردن. و من گفتم:«خدایا!» و این دسته هنوز این جوری‌یه. و بالاخره دستش می‌خوره به چاقو. و من گفتم:«کات!» و یهو همه ترکیدن از خنده. تو کل صحنه صدای قهقهه می‌اومد. به جز من. به نظر من خنده‌دار نبود. من بیش‌تر این‌جوری بودم که:«خدایا! کل این فیلم فاجعه است. این ایده‌ی بدی بود. کی من رو متقاعد کرد که این رو بسازم؟ زنگ بزن به جیسون.»

اون موقع‌هایی که از سر کار می‌اومدی خونه و ازت می‌پرسیدن:«خب روزت چطور بود؟» تو می‌گفتی:«اوه. امروز توی یه خرپشته سینه‌خیز می‌رفتم. اون هم با چراغ قوه. اون هم برای دو روز.»

الیزابت ماس: آره. دقیقن همین بود که می‌گی. بیش‌تر وقت من باید صرف توضیح این مسئله به مامانم می‌شد که چرا زانوهام این قدر کبود شدن و بعد بهش بگم:«چون کل روز رو توی یه زیرشیروونی بودم.» و اون می‌گه:«یه زیرشیروونی واقعی؟» و من می‌گم:«نه.» و اون می‌گه:«اون زیرشیروونی که کل روز رو صرف ساختش کردیم؟» و من می‌گم:«آره تقریبن.» گاهی توصیف شغلت به دیگران سخته. واقعن مسخره به نظر می‌آد.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

مصاحبه با نوآ بامباک و گرتا گرویگ | شریک زندگی، رقیب کاری

این که شخصیتی که ربدوشامبر می‌پوشه و عینک آفتابی می‌زنه نداشته باشین چقدر سخت بود؟

لِی وانل: این خیلی سخت بود. یه چالش بود. آره. منظورم اینه که احساس کردم که یه ادای دین کوچیکی بهش کردم ولی نه به شکل صریح و واضح. یعنی برم توی بطن داستان چون فکر کنم همه می‌دونستیم که باید کاری انجام بدیم که قبلن انجام نشده. یعنی وقتی می‌خوای با شخصیت ماندگاری مثل این کار کنی باید کاری که می‌کنی باهاش کار جدیدی باشه.

فقط کافی‌یه یه تپه دستمال توالت باز کنی و بعد بگی… «بعدن با این قراره چی کار کنیم؟»

لِی وانل: آره آره. این پانسمان‌ها برای کی‌یه؟

این فیلم چند تا شوخی مخصوص به خودش رو داره. خیلی نه ولی یکی دو تایی هست. و فکر می‌کنم آیا اون به اندازه‌ی کافی شبیه ربدوشامبر هست؟ یه کم شبیه ربدوشامبر مرد نامرئی‌یه و اگه یه کم دستمال توالت دور سرت بپیچیم…

الیور جکسون-کوهن: می‌تونیم بپیچیم. عینک آفتابی داری؟ می‌دونستی کادوی من برای پیچیدن نسخه‌ی فیلم‌برداری…

کادوی «پیچیدن» ات؟

الیور جکسون-کوهن: کادوی «پیچیدن» ام. پانسمان و عینک آفتابی بود که لی بهم داد.

دیگه چی؟

الیور جکسون-کوهن: و اولش نفهمیدم یعنی چی. من گفتم:«اه عالی‌یه.» یعنی قشنگ پونزده ثانیه طول کشید تا بفهمم.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

انتخاب فیلم با ادگار رایت در مجموعه‌ی فیلم‌های کرایتریون

ادگار رایت

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: ادگار رایت ، کارگردان مشهور هالیوودی، در مجموعه‌ی فیلم‌های کرایتریون به دنبال نسخه‌ی بلو-ری فیلم‌های محبوبش می‌گردد و تماشای آن‌ها را به علاقه‌مندان سینما توصیه می‌کند.

چند ساله که می‌خوام این‌جا بیام و هنوز اتفاق نیفتاده. ولی امروز که تازه از سفر اومدم و خسته‌م می‌خوام چند تا داستان در رابطه با عناوین کرایتریون بگم  و بذارم‌شون تو کیفم و ببرم خونه . نقشه اینه. خب، ببینیم چی داریم:

چشمان بدون چهره (۱۹۶۰) / ژرژ فرانژو

این فیلم فوق‌العاده‌ای‌یه. پدرم یه زمانی در مورد این فیلم صحبت می‌کرد. البته در مورد یه فیلم صحبت می‌کرد که هیچ‌وقت نتونست اسمشو به یاد بیاره. چون می‌دونست فیلم‌های ترسناک دوست دارم می‌گفت ترسناک‌ترین فیلمی که دیدم، یه فیلم فرانسوی سیاه و سفید بود در مورد یه جراح پلاستیک که صورت کسایی رو که تصادف کردن، برمی‌داره. خیلی خون و خون‌ریزی داره و واقعن ترسناکه. ولی اسم فیلم یادم نیست. پنج سال بعد وقتی دانشگاه هنر بودم این فیلم رو می‌بینم، به بابام زنگ می‌زنم و می‌گم اسم اون فیلم فرانسوی‌یه رو می‌دونم. چشمان بدون چهره. بابام می‌گه: نه، اون نیست. گفتم قطعن همینه ولی گفت نه. بنابراین، این رو می‌خوام برای پدرم ببرم تا به‌ش ثابت کنم همینه. خب پس این رو برداریم. چشمان بدون چهره، فیلم فوق‌العاده‌ای‌یه.

در کنار تماشای انتخاب فیلم با ادگار رایت ببینید:

سایمون پگ از «شان می‌میرد» می‌گوید | فیلمی توقف‌ناپذیر

واکر (۱۹۸۷) / الکس کاکس

این یکی از فیلم‌های الکس کاکسه؟ هیچ‌وقت این فیلم الکس کاکس رو ندیدم. کارهای الکس کاکس رو دوست دارم. وقتی نوجوان بودم، خیلی معروف بود. یه برنامه تو کانال بی‌بی‌سی دو داشت به اسم پیشنهاد فیلم که فیلم‌های کالت رو معرفی می‌کرد.

سریر خون (۱۹۵۷) / آکیرا کوروساوا

بالأخره تو سینما دیدم و عالی بود. فکر کنم اگر اسم ژاپنی‌ش رو که قلعه‌ی تار عنکبوته نگه داشته بود، زودتر می‌دیدم. سریر خون اسم خوبی‌یه. قلعه‌ی تار عنکبوت عالی‌یه. اگر کوروساوا اسمش رو عوض نمی‌کرد، اولین فیلمی بود که ازش می‌دیدم. این فیلم فوق‌العاده‌ست. بلو-ری‌اش نداشتم که حالا دارم.

حالا نگاه نکن (۱۹۷۳) / نیکلاس روگ

واقعن بین ده فیلم برترم هست. یه فیلم هیپنوتیزم‌کننده و محشری‌یه. یکی از بهترین تدوین‌های تاریخ سینما رو داره. سکانس اول فکر کنم یکی از بهترین سکانس‌هایی‌یه که سر هم شده و تأثیر زیادی رو من داشته چون خیلی دوست دارم از قبل به آخر داستان اشاره کنم و نشانه و طالع نحس و نابودی بذارم. تمام افتتاحیه‌، عالی‌یه. پایانش یه پیچش داستانی شگفت‌انگیز داره. اگر چیزی در موردش نمی‌دونید، قبل دیدنش ازش چیزی نخونید. حالا نگاه نکن از نیکلاس روگ، یکی از بهترین فیلم‌های عمرمه. به هر کسی که ندیده، پیشنهاد می‌کنم ببینه. حالا که بلو ری‌ش رو دارم، هر کی میاد خونه‌م باید این فیلمو ببینه.

فکر کنم بازم می‌خوام بدزدم ولی به اندازه‌ی کافی صحبت کردم. امیدوارم لذت برده باشین. مرسی از شما و البته کرایتریون.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها