با ما همراه باشید
مرور لحظات و فیلم‌های عاشقانه‌ی دهه نود مرور لحظات و فیلم‌های عاشقانه‌ی دهه نود

سینمای ایران

ده سال روابط عاشقانه | سلسله یادداشت‌هایی از محمدحسین گودرزی

مرور لحظات و فیلم ‌های عاشقانه دهه نود – بخش دوم

مرور لحظات و فیلم‌های عاشقانه‌ی دهه نود را ادامه می‌دهیم؛ اما نه مثل شماره‌ی قبل و نه شبیه به انتخاب‌هایی از عاشقانه‌ها‌ی دهه‌های قبل. «آتابای» را می‌شود به داستان‌های عاشقانه‌ی شماره‌ی قبل این مجموعه اضافه کرد. این فیلم هنوز اکران نشده؛ اما اگر دیدید که با اکرانش قلب عده‌ای از تماشاگرانش را فتح کرد، تعجب نکنید. حس پرشور و شعور جاری در رابطه‌ی کاظم و سیما که درکنار ساختمان‌سازی کاظم، آباد می‌شود و شانه‌به‌شانه‌ی یادگار خواهرِ کاظم، قد می‌کشد، زیر آسمان پرستاره‌ی چشم‌نواز فیلم و کنار شاخه‌های درهم باغ، بی‌ثمر می‌ماند.

 

مرور لحظات و فیلم‌های عاشقانه‌ی دهه نود

 

 

رگه‌هایی از این فاصله‌ی خودخواسته و میوه‌ی شعورمند میان‌سالی آتابای، در فیلم «رضا» هم دیده می‌شود. دهه‌ی نود تحت‌تأثیر مباحثی که از شماره‌ی یک تا چهار این سری مطرح شد، کم‌تر از دهه‌های دیگر، عاشقانه‌های محکمی دارد که هم‌چون سلطان، شوکران، قرمز یا شام آخر حادثه‌ای در قلب تماشاگرانش ایجاد کند. ازاین‌رو، بعد از بازخوانی لطیف‌ترین قصه‌های این دهه، به‌سراغ چند اتفاق خلاقانه در روایت فرایند ایجاد رابطه‌ها می‌رویم. یکی از این خلاقیت‌ها، دیالوگ‌نویسی دقیق و جذاب اپیزودی از فیلم «قصه‌ها»ست که پیمان معادی و باران کوثری درحرکت اجرایش می‌کنند. مثال دیگر می‌تواند خلاقیت اجرایی «سرخپوست» باشد؛ جایی‌که مددکار زندان، هم‌زمان با صدای اوج‌گرفتن یک هواپیما، به‌شکلی ناواضح به سرگرد نعمت جاهد می‌گوید «خودمم نمی‌دونم چرا برگشتم» و هواپیمایی که رد می‌شود، تکرار این جمله را هم بی‌صدا و بی‌اثر می‌کند و مددکار را مجبور می‌کند به قدم‌برداشتن و نزدیک‌شدن به سرگرد. رد دیگری از ماجراهای عاشقانه‌ی دهه، در شکل تغییریافته‌‌ی آن و تبدیل‌شدنش به «انتظار» پیدا می‌شود؛ انتظار مردِ «احتمال باران اسیدی» و داستان عاشقانه‌ای که از دوستش خسرو تعریف می‌کند و هم‌چنین حدی از انتظار که در «دهلیز» به‌بار نشسته. نوع دیگری از رابطه‌های عاشقانه‌ی دهه‌ی نود، درشکل اتفاق‌گونه‌اش، در «نیمه‌شب اتفاق افتاد» تجلی پیدا می‌کند و همین اتفاق، در یکی از روزهای «ایتالیا ایتالیا»، پشت‌صحنه‌ی یک فیلم سینمایی رخ می‌دهد. باز اگر بخواهیم به حال‌وهواهای عاشقانه بسنده کنیم و به‌دنبال فیلم ماندگار نگردیم، دو احوال آرام معادی در «برف روی کاج‌ها» و «بمب؛ یک عاشقانه» قابل‌اعتناست. دو رابطه‌ی نزدیک ابتدای فیلم‌های «مالاریا» و «طلا» که درپایان هردو فیلم قربانی می‌شوند هم، از نمونه‌های مهم این دهه هستند؛ به‌خصوص طلا که بازتاب تمام‌عیار و قدرت‌مندی از وضیعت «باهم‌بودن» در زندگی دهه‌ی نود است. شکل دیگر این رابطه‌های قربانی، «عصبانی نیستم» و «لانتوری» است که تقطیع زیاد این فیلم‌ها و پرش‌های بی‌حدشان، کمی از حضور در لیست عاشقانه‌ها دور نگه‌شان می‌دارد.

ورود غیرکمدی‌ها ممنوع | سلسله یادداشت‌هایی از محمدحسین گودرزی

عاشقانه‌ی تلخِ تلخِ آوا دل‌نواز و پدرام پنداشته در روایت چندوجهی و مستحکم «من مادر هستم»، یکی دیگر از رابطه‌های قربانی سینمای این دهه است. من مادر هستم درکنار «بی‌همه‌چیز» مثال خوبی برای توضیح «عشق‌های به کینه تبدیل‌شده» است. حتمن دربحث قربانی‌ها، به یاد «لاتاری» هم افتاده‌اید؛ عشق قربانی و بی‌فرجامی که البته مثل خیلی از هم‌رده‌هایش، منفعل و خنثا نبود. مصادیق رابطه‌های بی‌سرانجام زیاد است. بیایید عبور کنیم. علاقه‌ی صادقانه‌ی شایان (پسر محلی) به آسا در «جهان با من برقص» و هم‌چنین اعتراف‌ حمید (سیاوش چراغی‌پور) به این‌که رابطه‌اش را آگاهانه روی دارایی‌های مادی‌اش بنا کرده، شکل ساده‌ای از ترسیم روابط است که درمقابل شمایل پیچیده‌ی فیزیکی و روانیِ زوج‌های «حوض نقاشی»، «آسمان زرد کم‌عمق» و حتا «دلبری» قابل‌اشاره است. راستش مفهوم عام «عشق» را در اشکال زیاد و دسته‌بندی‌های متنوعی می‌توان پیدا کرد و حتا «نفس»، «قصر شیرین»، «شبی که ماه کامل شد» و خیلی‌های دیگر را هم وارد بازی کرد؛ اما داستان عاشقانه به‌معنای خاصش، دُر کم‌یابی‌ست در دهه‌ی نود. نکند دهه‌ای که از همان ابتدا با داستان یک جدایی به شهرت رسیده، به بدیمنی آن گرفتار شده که از وصل‌های پرشور و خوش‌رنگ، بویی نبرده؟ جز نمونه‌های ماندگار شماره‌ی5 این‌سری، چیزی در ذهنم حک نشده بود و البته از آن‌جاکه به حافظه‌ی نه‌چندان قوی‌ام اعتمادی نداشتم، به‌سراغ لیست فیلم‌های این دهه رفتم و آن‌جا هم چیزی عایدم نشد. حتمن اضافه کنید به این اسامی، داستان عاشقانه‌‌ای را که در دهه‌ی نود در سینما دیده‌اید. محال است کسی عاشقانه‌های خوش‌حوال‌وهوایی را که در سینما دیده، فراموش کند. نکند اصلن دوران عشق‌های همیشه، زمان جرقه‌های ناگهانی و وقت بی‌پروایی‌های منطق‌گریز برای همیشه به پایان رسیده باشد وهمه‌ی رابطه‌ها، مثل «متولد 65»، از یک صبح تا شب محکوم به ازرمق‌افتادگی باشند؟ نه، این‌طور نیست. بگذارید برویم به دهه‌ی بعد. معلوم می‌شود.

رضا عطاران،سینمای اجتماعی و غلامرضا تختی | سلسله یادداشت‌هایی از محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر

نخستین عکس از تفریق با حضور ترانه علیدوستی

نخستین عکس از تفریق

نخستین عکس از تفریق با حضور ترانه علیدوستی

ترانه علیدوستی نخستین عکس صحنه از فیلم تفریق تازه‌ترین ساخته‌ی مانی حقیقی را در اینستاگرام خود منتشر کرد.او در این فیلم هم‌بازی نویدمحمدزاده است. علیدوستی درکنعان و پذیرایی ساده دو تجربه‌ی بازی جلوی دوربین حقیقی را دارد که هر دو از تحسین‌شده‌ترین بازی‌های این بازیگر گزیده‌کار است. علیدوستی پس از یک دوری طولانی از سینما، سال گذشته اورکا را بازی کرد و سپس در «تفریق» مقابل دوربین رفته است.

 

 

۴ نکته که شاید درباره‌ی «تفریق» مانی حقیقی ندانید

 

TaranehAlidoosti posted the first photo of the scene from the #Subtraction, the latest movie of ManiHaghighi, on her Instagram. He is the co-star of NavidMohammadzadeh in this film. Alidoosti after a few years away from the cinema, played Ourka last year and then went in front of the camera in Subtraction

 

 

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ستاره‌ها

آرزوی ۲۰ بازیگر برای سال ۱۴۰۰

سال ۱۴۰۰

آرت‌تاکس تقدیم می‌کند: متنی از خسرو نقیبی به روایت ۲۰ بازیگر سینما و نمایش ایران در سرآغاز سال ۱۴۰۰

کم‌تر کسی باور می‌کرد ماجرای ما و کرونا این‌همه طولانی شه. سالی که گذشت برای ما مردم سال سختی بود. یک‌سال دور از اون زندگی عادی که به‌ش عادت داشتیم. یک‌ سال دور از سالن‌های سینما و تئاتر و کنسرت و گالری. سالن‌هایی که روزی محل قرارهای ما بودند و برای اهل هنر محل معاش، و برای همه، بهانه‌هایی برای سرخوشی، به یک‌باره بسته شدند.

حالا یک‌سال گذشته، سال تازه رو عده‌ای سال نخست قرن جدید می‌دونن، یا حداقل دل‌شون می‌خواد همه‌ی این نحسی رو پشت همین سالی که گذشت جا بذارن. و چه زمانی بهتر از سرآغاز سال نخست یک قرن برای آرزو کردن. آرزوی سلامتی برای همه، آرزوی دل خوش و احسن‌الحال که چه‌قدر محتاج‌شیم. آرزوی کنار هم نشستن بدون نگرانی و فاصله‌گذاری اجتماعی. آرزوی بازگشایی اماکن فرهنگی، برای دوباره گردهم جمع‌شدن، دوباره خندیدن، دوباره گریه‌کردن، دوباره فکر کردن، و دوباره با هم بودن.

دل‌م‌ می‌خواد دوباره تو‌ سالن سینما کنار کسی که دوس‌ش دارم بشینم‌ و به پرده‌ی سینما خیره بشم. نه با دوتاصندلی فاصله. نه رو کاناپه‌ی خونه. توی سالن سینمایی که با هم عاشق سینما شدیم. توی سالن‌های نمایش. کنار هم، نفس‌به‌نفس تماشاگر اجرا کنم و ببینم‌شون که کیپ هم نشستن و دارن لذت اجرای در لحظه رو می‌برن. تو سالن‌های کنسرت، تو گالری‌ها، تو هرجایی که بوی فرهنگ‌ می‌ده، تنگاتنگ هم و بدون ماسک.

این آرزوی ماست برای سال ۱۴۰۰ . سال بدون کرونا. سالی که دوباره بتونیم خودمون باشیم.

سال نو مبارک

/به یاد آن‌ها که امسال از میان‌مان رفتند
و تقدیم به شما که دوام آوردید…/

سپاس آرت‌تاکس از:

وحید آقاپور
مجید آقاکریمی
فرهاد آییش
شیدا خلیق
نهال دشتی
نیما رییسی
نازنین سهامی‌زاده
فرزانه سهیلی
شکیب شجره
مائده طهماسبی
نادر فلاح
گیتی قاسمی
فریبا کامران
احسان کرمی
آیه کیان‌پور
سهیلا گلستانی
فریدون محرابی
امین میری
افشین هاشمی
سیدجواد یحیوی

 

 

متن: خسرو نقیبی
موسیقی: کریستف رضاعی (قطعه‌ی مینا از آلبوم «کنعان»)
به کوشش علی رفتاری
مدیر بصری: گل‌بو فیوضی
تدوین: مرتضا بطحایی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

همه‌چیز برای فروش | سلسله یادداشت‌هایی از محمدحسین گودرزی

نوستالژی در سینمای دهه‌ نود
همه‌چیز برای فروش

چندخط پایین‌تر، مرور سینمای دهه‌ی نود به اتمام می‌رسد. حالا که دهه‌ی غریب نود را پشت سر گذاشته‌اید و احتمالن علاقه‌ای به خاطره‌بازی با این دهه ندارید، ما هم این «رجوع به گذشته» را، که یکی از رویکردهای مهم فیلم‌های دهه‌ی نود بود، به سرانجام می‌رسانیم. «نوستالژی» احتمالن مهم‌ترین کلیدواژه‌ای‌ست که سرمایه‌گذاران فیلم‌ها از دهه‌ی نود با خودشان به 1400 آورده‌اند. در دهه‌ی نود، تماشاگران به فیلم‌هایی با حس‌وحال دهه‌های قبل علاقه‌ی زیای نشان دادند. «مطرب»، «هزارپا»، «نهنگ عنبر 1 و 2» و «مصادره» مهم‌ترین مصادیق رگه‌ی نوستالژی در فضای فیلم‌ها هستند. حالا به همه‌ی تهیه‌کننده‌ها ثابت شده که یادکردن از خواننده‌های قدیمی، پاتوق‌های جمع‌وجور قبل از انقلاب، نمایش سؤال و جواب از نسبتی که سرنشینان خودرو با هم دارند، زنده‌کردن نگاه سخت‌گیرانه به دستگاه‌های پخش فیلم و چنین مسائلی تأثیر بسیار زیادی در فروش فیلم‌ها دارد. بررسی جامعه‌شناسانه‌ی این اتفاق هم می‌تواند خروجی مهمی داشته باشد. چه می‌شود که جامعه‌ی ایرانی در دهه‌ی نود، شوق پرشتابی نسبت به نوستالژی پیدا می‌کند؟ آیا جواب این سؤال هم به اقتصاد، تورم، بیکاری و تحریم برمی‌گردد؟ آیا وقتی چیزی از خوش‌حالی کف خیابان برجام باقی نماند، آخرین روزنه‌ی امید هم ازبین رفت و رجوع به گذشته، شد تنها دوای جمعی؟ منظورم این است که آیا رفتارشناسی تماشاگران سینمای دهه‌ی نود ایران، ما را به بخشی از یک ترانه‌ی دهه‌ی نودی، «وقتی آینده عجیبه، به گذشته برمی‌گردی»، هدایت می‌کند؟ نوستالژی به‌یک‌باره در فضای مجازی هم مهم شد. عناوینی نظیر «10خاطره که فقط دهه‌ی شصتی‌ها متوجه می‌شوند» سرایت کرد به خیلی از صفحه‌های پرطرفدار مجازی. شاید جامعه‌شناس یا روان‌شناسی این رویکرد سینمای دهه‌ی نود را یک مکانسیم دفاعی بداند. به این معنا که همان‌طور که فردی که مدتی‌ست از طرف کسی دوست داشته نمی‌شود، با بازکردن چمدان یادگاری‌هایش می‌رود به سال‌هایی که از نظر کسی مهم بوده و غرق می‌شود در روزهایی که کسی دوستش داشته، اعتمادبه‌نفسش را بازیابی می‌کند، ایرانی‌های این سال‌ها هم به این مکانیسم چنگ زده باشند. به‌هرحال این قصه انقدرها هم عمیق نیست. چون حداقل یک‌ وجه سینمایی غیرقابل‌انکار دارد: فیلم‌سازان برای کسب مجوز نمایش برخی اختلاف‌های اعتقادی و سبک زندگی، مجبور شدند به سال‌های قبل یا حتا مثل مطرب و مصادره به کشورهای دیگری بروند. چه خاطره‌درمانی باشد، چه محصول ممیزی‌های شدید، به‌هرحال «نوستالژی» یک عنصر فروش و توجه مهم در سینمای دهه‌ی نود بود.

 

نوستالژی در سینمای دهه‌ی نود

 

سری مرور دهه‌ی نود، در این‌جا و با نوستالژی به پایان رسید. چه کنم که مجالی برای نوشتن از رشد امیدوارکننده‌ی مستند و فیلم کوتاه در این دهه پیدا نشد و ترس از این‌که در ساعت‌های اولیه‌ی سال جدید، نوشتن از فضای نقد و دگرگونی‌های مهم آن در دهه‌ نود، برای خوانندگان این سری، خسته‌کننده باشد، منصرفم کرد از پرداختن به این ماجرا. فقط کوتاه بگویم و به خاطر بسپاریم که مهم‌ترین تحول فضای نقد و مطبوعات در دهه‌ی نود، ازدست‌رفتن مراجع مکتوب سینمایی درنظر مخاطبان سینما بود. به این معنا که در این دهه، هرکس به‌جای خواندن آرای مختلف در نشریات و روزنامه‌ها، تصمیم گرفت که منتقد (یا منتقدان) موردعلاقه‌اش را در صفحه‌ی اینستاگرام دنبال کند. و به این ترتیب، فضای نقدخوانی درنهایت دموکراسی به یک فضای چندتکه تبدیل شد. حالا این مخاطب است که اگر فیلمی را دوست دارد، منتقدی را دنبال می‌کند که او هم آن فیلم را دوست داشته باشد. مزایا و آفت‌های این فضا هم که واضح است.

این بود آخرین شماره و قسمت از قرار ده‌روزه‌ی ما. نمی‌دانم همه‌‌ی ده روز آخر اسفند را با آرت‌تاکس همراه بوده‌اید یا از وسط مسیر، به این سری اضافه شده‌اید. همه‌ی مطالب مرور دهه‌ی نود را می‌توانید یک‌جا در سایت آرت‌تاکس بخوانید. امیدوارم این چند شماره، کمی به دسته‌بندی فیلم‌ها و خاطرات‌ دهه‌ی نودتان کمک کرده باشد. دسته‌بندی و نوستالژی و جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته را فراموش کنید، حالا که پنجره‌ها را باز کرده‌اید. این‌که ترمه درآخر نادر یا سیمین را انتخاب کرده را رها کنید. گلدان‌ها را بیارید، جلوی چشم‌تان باشند. همه‌ی این ده روز، سعی کردم از شما پنهان کنم که خودم هم با بعضی از این کمدی‌ها خندیده‌ام. شمارنده‌ی سال و دهه و قرن را ببینید که همگی روی صفر تنظیم شده‌اند. و با خیلی از فیلم‌ها بغض کرده بودم. «این یک نفس عزیز را خوش می‌دار» من هنوز هم بهانه‌های مهمی برای دوست‌داشتن سینمای ایران دارم.

 

 

 

رضا عطاران،سینمای اجتماعی و غلامرضا تختی | سلسله یادداشت‌هایی از محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها