با ما همراه باشید
مصاحبه با هانس زیمر مصاحبه با هانس زیمر

سینماآرت

هانس زیمر: هیچ‌وقت به این اندازه پرکار نبوده‌ام | Hans Zimmer Talks ‘Dune,’ James Bond & ‘The Lion King’

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: مصاحبه وب‌سایت ورایتی با هانس زیمر به مناسبت کسب جایزه‌ی ASCAP در مراسم موسیقی فیلم‌ها برای فیلم «شیر شاه». از این موضوع که چه‌گونه امسال، پرکارترین سال زیمر است تا تجربه‌ای که با شیرشاه داشته و بیش از هر مسأله‌ی دیگری به دوران حالش وابسته است.

برای امسال، هفت فیلم آماده‌ی اکران دارید …

هانس زیمر: انگار هیچ‌وقت سرم به این شلوغی نبوده. تلاش می‌کنم برنامه‌ام تا جای ممکن پر باشد چرا که کار عموم دوستان موسیقی‌نوازم کنسل شده. بنابراین عاشق این میزان کار هستم چون می‌توانم بسیاری از موزیسین‌ها را مشغول نگه دارم؛ در استرالیا، اروپا، انگلیس و آمریکا. به نوعی دارم با چهار قاره کار می‌کنم.

شما بابت موسیقی متن «شیر شاه» قرار است جایزه‌ای دریافت کنید. ارکستری که تدارک دیدید بسیار به فرهنگ آفریقایی آمریکایی نزدیک شده. ارکستر شما احتمالن از دید تنوع نژادی رکورد یک فیلم هالیوودی را زده

بله، نمی‌خواهم خیلی به خودم افتخار کنم ولی انجام این کار بسیار مهم و خوب بود: ارکسترِ زندگی سیاه‌پوستان بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

با توجه به بحث‌های ملی کنونی‌مان درباره‌ی نژادپرستی، این موضوع به شدت سازگار است

بله، البته نه به این شکل. دلیل این که می‌خواستم دوباره موسیقی متن «شیرشاه» را بسازم بابت این بود که همه را کنار هم قرار دهم و این مناسبت را جشن بگیرم. تجربه‌ی شگفت‌انگیزی بود.

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

هانس زیمر کارنامه‌اش را مرور می‌کند | هر قصه‌ای را باید شخصی کرد

در حال حاضر در استودیو کار می‌کنید یا در خانه؟

نه. زمانی کارهایم را در هال خانه انجام می‌دادم ولی یک استودیوی خانگی ساختم. به هنگام اوج گرفتن کرونا لندن بودم و بعد اوایل ماه مارس برگشتم. آن موقع داشتم روی موسیقی «تاپ گان: ماوریک» کار می‌کردم. از طرفی تام کروز و کل تیم سازنده‌ی مأموریت غیرممکن هفت قرار بود کارشان را شروع کنند ولی این کار میسر نشد و آن‌ها هم برگشتند. بعد از آن هنوز کمی روی تاپ گان کار می‌کنم.

آن فیلم برای دسامبر برنامه‌ریزی شده. در مورد «مرثیه‌ی هیل‌بیلی» و همکاری دوباره با ران هاوارد (کارگردان) چه نظری دارید؟

به هنگام کامل کردن کار روی هیل‌بیلی، در یک گردهمایی در زوم، در یک صفحه فیلم را داشتیم و پانزده نفر هم آن‌جا بودند. خوش‌بختانه با کسانی کار می‌کنم که یک‌دیگر را کاملن می‌شناسند چون کار به این شکل بسیار سخت‌تر است. حضور در یک سالن با صد موزیسین، گفتن یک‌باره‌ی حرف‌ها و صرف حضور بسیار به کارهای اینترنتی می‌چربد.

چه می‌توانید در مورد این موسیقی متن بگویید؟

من از طرفداران پر و پا قرص درک تراکز هستم. همراه او، بن پاول و دیو فلمینگ برای ساختن موسیقی متن فیلم ران جمع شدیم. می‌دانستم درک در حال اجرای یک تور است. همه از هر جایی که بودند، کارشان را انجام می‌دادند. حالا دارم روی «تل ماسه» و «تاپ گان» کار می‌کنم و فکر می‌کنم کار فیلم «باب اسفنجی» هم تمام شده.

کار «واندر وومن 1984» هم همین‌طور؟

کار آن فیلم تمام شده بود ولی پتی جنکینز (کارگردان فیلم) ایده‌های بیش‌تری داشت. برای دو روز به استودیو برگشتیم.

بیایید در مورد «زمانی برای مردن نیست» حرف بزنیم که موسیقی‌اش را ابتدای سال تهیه کردید. از تجربه‌ی آن برای ما بگویید

سورپرایزکننده بود و بگذارید بگویم چرا. برای مدت زمان زیادی است که باربارا براکلی (تهیه‌کننده) را می‌شناسم و با هم دوست هستیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روی همچین پروژه‌ای با هم کار کنیم بنابراین هنگامی که با من تماس گرفت، کمی شوکه شدم. از او پرسیدم که می‌توانم استیو ماتزارو که یکی از بهترین آهنگ‌سازانی است که می‌شناسم، برای این کار بیاورم چون زمان بسیار کوتاه بود. صد البته او پاسخ مثبت داد. اسم استیو باید بالاتر از همه نوشته شود. امیدوارم کاری در خور او انجام داده باشیم.
نکته این است که برای انجام این کار مردد بودم.

ابتدا با جانی مار تماس گرفتم و گفتم: «دو تا سؤال برایت دارم. اول این که کدام بخش فیلم فقط به درد گیتار می‌خورد؟» او گفت که قطعه‌ی اصلی جیمز باند. بعد از آن از او پرسیدم: «فکر می‌کنی سراغ این فیلم بروم و تو هم بخش گیتارش را بنوازی؟» و به این ترتیب همه چیز با هم جور شد. جانی درست می‌گفت. او می‌خواست به مانند آهنگ‌های جان بری (سازنده‌ی قطعه‌ی اصلی جیمز باند) گیتار را به موسیقی متن برگرداند. بیلی آیلیش و برادرش فینیاس هم ترانه بسیار خوبی داشتند و برای مدتی روی آن کار کردیم. بعد آهنگ شماره‌ی یک شد و فیلم قرار بود اکران شود که همه‌چیز بهم خورد.

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

گفت‌وگو با بیلی آیلیش درباره‌ی قرنطینه و آهنگ‌هایی که در این دوران ساخته

همه‌ی ما بابت پتانسیل موسیقایی «تل‌ماسه» که دسامبر اکران می‌شود، هستیم. کار روی آن چه‌طور پیش می‌رود؟

الآن وسط کار درست کردن آهنگ‌ها هستم. ایده‌هایی دارم و هر روز این شکلی است. کلی آزمایش می‌کنم و هیچ نمی‌دانم یکی هم در فیلم بیاید یا نه. ولی ما به این کار متعهدیم. می‌خواهیم برای استحقاق یافتن کتاب، کاری متفاوت و پرافتخار عرضه کنیم .

فیلمی‌ست که دست آهنگساز را بسیار بازمی‌گذارد. می‌توانید ایده‌های بسیاری را اجرا کنید.

و همین کار را انجام می‌دهم. بعضی از ایده‌ها به معنای واقعی کلمه فاجعه می‌شوند ولی باز هم امتحان می‌کنم. کاملن روی این کار متمرکزم. به باقی گفتم که هنوز راضی نیستم و به زمان بیش‌تری نیاز دارم. همان موقعیت همیشگی.

و قرار است باری دیگر با بری لوینسون (کارگردان فیلم مرد بارانی) روی فیلم جدیدش، هری هفت کار کنید.

کار تمام شده. فیلم فوق‌العاده‌ای است. یک لحظه موسیقی را کنار بگذارید. کاری که بری و بن فاستر (بازیگر) انجام داده‌اند عالی است. فیلمی است که تماشایش و نوشتنش سخت است.؛ روایت داستان هولوکاست. آن فیلم به کمال رسیده. کار موسیقی را خیلی وقت پیش قبل از رفتن به لندن تمام کردم. حوالی اکتبر.

تاپ گان چه‌طور؟ آیا موسیقی را با هارولد فالترمیر (آهنگ‌ساز فیلم اصلی) تقسیم می‌کنید؟

این نوای اوست. همه‌ی ما از دوستان تونی اسکات (کارگردان فیلم اصلی بودیم). هارولد را از مونیخ می‌شناختم. حتا در یک محله بزرگ شدیم. اگر می‌خواهید اوقات خوبی را سپری کنید، بروید مونیخ، هارولد را پیدا کنید و از او بخواهید شما را به رستوران‌های آن‌جا ببرد. در این فیلم، من تنها می‌خواستم تنظیم‌کننده‌ باشم.

همه‌ی ما در این فکر بودیم که پس از سه سال اجرای کنسرت در آمریکا و سرتاسر اروپا، ممکن است از اجرای زنده زده شده باشید و بخواهید به استودیو برگردید.

زیمر: اتفاقن نه! صرفن همه می‌گفتند: «هانس، چرا سال ۲۰۲۰ را تمامن به ساختن آهنگ صرف نکنی و بعد اواسط ۲۰۲۱ به فکر ادامه دادن نمایش‌هایت باشی». چون من از این تجربه بسیار لذت بردم. گاهی برای اجراهای ارکستر می‌خواستم که من را نشان ندهند. بعضی اوقات مردم می‌فهمیدند و بعضی اوقات نه. موزیسن‌ها آن برنامه نیز واقعن عالی بودند. ولی الآن همه‌ی تک‌نواز‌ها روی فیلم‌های مختلف با من کار می‌کنند. اتفاقن نه تنها دل‌زده نیستم بلکه سراسر شور و اشتیاقم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دلم برای آن تنگ بشود ولی این طور شده. همه‌مان مثل پیرمردها درباره‌ی سفرها و ماجراهای‌مان صحبت می‌کنیم و بعد می‌گوییم: «بیایید دوباره برگردیم. این مأموریت الهی است»

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

ویژگی موسیقی متن فیلم Interstellar | در جست‌وجوی زمان از دست رفته

برای ۳۵ سال است که آهنگ‌ساز فیلم هستید. آیا خسته می‌شوید؟ آیا نوشتن موسیقی برای فیلم تکراری می‌شود؟

بله. بعد سر و کله‌ی پروژه‌ای مثل «تل‌ماسه» با کارگردانی مثل دنی ویلنوو پیدا می‌شود. باید به خاطر بسپارید که تدوین‌گر فیلم، جو واکر، اولین کار تلویزیونی‌مان را با هم برای بی‌بی‌سی در سال ۱۹۸۸ انجام دادیم. همه را سر موسیقی «تل‌ماسه» دیوانه کردم چون ایده‌های بسیاری دارم. طرف مقابلم هم دنی ویلنوو است، می‌فهمید؟ او می‌گذارد بخشی از این دنیا باشم. این کار کاملن الهام‌بخش است و با آدم‌های فوق‌العاده‌ای کار می‌کنم. کار نه، با آن‌ها تجربه می‌کنم.

با توجه به این که «تل‌ماسه» مجموعه‌ای از وقایع عظیم و جهانی است، آیا به ارکستر نیاز ندارید؟ و اگر داشتید، چه‌طور ممکن است تا زمان اکران فیلم، موسیقی را بسازید؟

نمی‌دانم. تا الآن که مشکلی نداشتم. موقعیت‌هایی در حال ایجاد شدن هست. ضبط موسیقی قرار است در لندن و وین انجام بشود. و خب ببینید، همیشه گروه‌های عجیب چیده‌ام و گاهی راه‌هایی اختراع کردم که تکه‌های کوچک آهنگ را در زمان‌های مختلف بگیرم و کنار هم بگذارم. برای من، آن‌قدر فرقی نمی‌کند. کار از خانه مزخرف است ولی انجام دادم. و اگر قرار است این‌طور پیش برویم، مشکلی نیست.

مترجم: محمد تقوی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

4,297 بازدید کلی, 3 بازدید امروز

سینماآرت

طراح تولید سریال «پنی دردفول: شهر فرشته‌ها»: دوست دارم تولید این سریال ۲۰ سال طول بکشد! | Penny Dreadful Production Designer on Taking Down ‘Deadwood’ to Create 30s

پنی دردفول شهر فرشته ها

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: در این گفت‌وگو طراح تولید سریال «پنی دردفول: شهر فرشته ها» از تحقیقات طولانی‌ مدت‌شان بر روی افسانه‌های دهه چهل میلادی و تلاش برای خلق حال و هوای لس‌آنجلس آن دوران می‌گوید.

از سریال «پنی دردفول: شهر فرشته ها» بیش‌تر بدانید:

اگر طرفدار سریال‌های فانتزی به خصوص در ژانر فانتزی وحشت هستید احتمالا با سریال پنی دردفول آشنایی دارید یا حداقل اسمش را شنیده‌اید. این سریال با بازی ریو کارنی، تیموتی دالتون و اوا گرین توانست طرفدارانی برای خودش دست و پا کند و محبوبیتی نسبی به ارمغان بیاورد.

نزدیک به چهار سال پس از پایان کار سریال، حالا اسپین‌آفی توسط خالق اصلی سریال فیلم‌نامه‌نویس مشهور یعنی جان لوگان (نامزد کسب اسکار برای آثاری چون هوانورد، گلادیاتور و هوگو) ساخته و پرداخته شده و قرار است به زودی آغاز به کار کند. «پنی دردفول : شهر فرشته ها» نزدیک به ۴۰ سال پس از اتفاقات سریال اصلی در دوران طلایی هالیوود می‌گذرد. لس‌آنجلس سال ۱۹۳۸، جایی است که با فولکلور و تنش‌های اجتماعی مکزیکی آمریکایی پیوند خورده است.

شخصیت‌های اصلی باید برای نابود کردن الهه‌ای با نام سانتا موئرته بجنگند. یکی از شخصیت‌های اصلی، کارآگاه تیاگو وگا با پرونده‌ی قتل‌هایی فجیع سر و کله می‌زند که در ادامه به بخشی از تاریخ لس‌آنجلس تبدیل می‌شوند. تیاگو و خانواده‌اش باید با نیروهای قدرتمندی که ممکن است آن‌ها را متلاشی کند، دست و پنجه نرم می‌کنند. بازیگران سریال شامل ناتالی دورمر (بازیگر بازی تاج و تخت)، نیتن لین (شیرشاه)، کری بیشه (بازیگر آرگو) و دنیل زواتو (بازیگر  از مردگان متحرک بترسید)، ستارگان اصلی این سریال هستند.

ببینید: ناتالی دورمر از «پنی دردفول: شهر فرشته‌ها» می‌گوید

‘Penny Dreadful’ Production Designer on Taking Down ‘Deadwood’ to Create 1930s Downtown Los Angeles

“Penny Dreadful: City of Angels” production designer Maria Caso describes how she and the show’s team took down the “Deadwood” set to recreate 1930s Downtown Los Angeles for Variety Artisans presented by HBO. The series follows Detective Tiago Vega and his partner Lewis Michener who, while chasing a murder suspect, fall into the rich history of Los Angeles that showcases the building of the city’s first freeways and its deep traditions of Mexican-American folklore.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

1,204 بازدید کلی, 14 بازدید امروز

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

برای پنجاه سالگی کریستوفر نولان: او شوالیه‌ی سینماست!

سینمای کریستوفر نولان

برای پنجاه سالگی کریستوفر نولان | او شوالیه‌ی سینماست!

برخلاف باور عده‌ای که معتقدند سینمای کریستوفر نولان نوجوان‌پسند است و از نوجوان‌پسندبودن به عنوان عیب یاد می‌کنند! آن‌هایی که معتقدند او از فرم پیچیده‌نما بهره می‌گیرد تا سرپوشی بگذارد بر مفاهیم ساده‌ای که در پس فیلم‌هاش در جریان‌ند. سعی می‌کنم کوتاه توضیح دهم این‌گونه نیست و سینمای او پر از المان‌هایی‌ست که برای سینه‌فیل‌ها اقناع‌کننده جلوه می‌کند.

در نخستین مواجهه با هر فیلمی ابتدا سعی می‌کنیم درکی از مختصات داستانی – روایی آن به دست بیاوریم. داستان درباره‌ی چیست؟ این نخستین سوال ما در مواجهه با آثار سینمایی‌ست. اتهام نولان این است که او در پس پلات‌های پیچیده دنبال گفتن حرف‌های ساده است گرچه این ادعا در ابتدا درست می‌نماید اما باید از زاویه‌ی دیگری نگاه کرد.

کافی‌ست یک بار به فیلم های محبوب نولان ‌‌ (روی هشتگ بزنید) نگاه کنید: او و برادرش جاناتان، به عنوان دست‌ راست او در نگارش فیلم‌نامه، وام‌دار سینمای کلاسیک‌ از حیث شخصیت‌پردازی‌ند. قصه‌هایی با جوهره‌های یک خطی که در روایت و پیش‌برد پلات مدرن شده. نولان مثال نقض جمله‌ی معروف هنری جیمز است که پلات یعنی شخصیت و شخصیت یعنی پلات.

از سوی دیگر تقلیل سینمای نولان تنها و تنها به قصه‌گویی، نادیده‌انگاشتن جنبه‌ای‌ست که او در تمام این سال‌ها تلاش کرده آن را بیش‌تر رعایت کند: سینما بودن. لحظه‌ای چشمان‌تان را ببندید و فیلم‌های او را به یاد بیاورید. چند پلان آیکونیک در ذهن‌تان نقش می‌بندد؟ بگذارید کمی کمک‌تان کنم. صحنه‌ی پایانی «سرآغاز / Inseption»، لحظه‌ی گریستن متیو مک‌کاناهی در «میان‌ستاره‌ای»، سکانس غرق‌شدن سربازان و آتش‌گرفتن دریا در «دانکرک» و … در هر فیلم نولان پلانی هست که بیرون از قصه می‌ایستد. بیرون از قصه ایستادن ممکن نیست مگر با کارگردانی درست و احترام به سینما. آندره مالرو می‌نویسد: «هر فیلمی که ساخته می‌شود باید به دفاع از سینما برخیزد.». فیلم‌های نولان همگی به دفاع از سینما برخواسته‌اند. او شوالیه‌ی سینماست.

نوشته‌ی عرفان شفیع‌پور

در کنار مطالعه‌ی مولفه‌های سینمای کریستوفر نولان ببینید:

هشت راز کارگردانی کریستوفر نولان

 

A guide for the films of Christopher Nolan

1. Gothic Worlds with Manipulated Time
2. Conflicted Men in Suits Often in Aquatic Peril
3. Contrasting Psychological Themes: Order Vs. Chaos, Dreams Vs. Reality, Identity Vs. Self Deception
4. Large Format & IMAX Cinematography with Mind Bending Visuals And Practical Special Effects
5. The Arc Shot
6. And Always a Steady Hand

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

5,289 بازدید کلی, 25 بازدید امروز

ادامه مطلب

ستاره‌ها

برای تولد استنلی کوبریک: همه‌ی آن‌چه باید از «۲۰۰۱: ادیسه‌ی فضایی» بدانید | Stanley Kubrick; The Humanity behind the Technic

استنلی کوبریک ادیسه فضایی

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: به مناسبت نود و دومین سال‌روز تولد استنلی کوبریک همه‌ی آنچه که باید از ساخته‌ی اعجاب‌انگیز او، «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» بدانید را در این مطلب بخوانید:

برای تولد استنلی کوبریک | همه‌ی آن‌چه باید از «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» بدانید

۱) فیلم‌برداری این اثر در لندن و در دسامبر ۱۹۶۵ شروع شد و هدف این بود که تا کریسمس ۱۹۶۶ به پایان رسیده و اکران شود. رابرت اچ. اوبرایان، رئیس مترو گلدوین مایر، در سپتامبر ۱۹۶۶ به ورایتی گفت که اکران این فیلم به تعویق افتاده و بودجه‌ی ۶ میلیون دلاری آن کافی نیست. او ادامه داد: «استنلی فرد صادقی است و به راحتی اعتراف کرد که انتظار نداشت در بخش جلوه‌های ویژه‌ی تا این حد به دردسر بیافتد. ما می‌توانستیم بگوییم که باک راجرز با ۶ میلیون دلار این فیلم را بسازد اما با یک میلیون دلار بیش‌تر، به آن چه که از پیش برنامه‌ریزی کرده بودیم رسیدیم. آیا باید به او می‌گفتیم که بودجه‌اش بیش‌تر از ۶ میلیون نمی‌تواند باشد؟ چرا باک راجرز را با ۶ میلیون دلار بیاوریم وقتی می‌توانیم کوبریک را با ۷ میلیون دلار داشته باشیم؟». در نهایت اما بودجه‌ی مصرفی این فیلم به ۹.۵ میلیون دلار رسید.

ببینید: چرا کوبریک به سراغ فیلم پرتقال کوکی رفت؟

۲) آرتور سی.کلارک:‌ «زمان‌هایی بود که استنلی کوبریک همه را بیرون می‌کرد و تنها او و فیلم‌بردار می‌دانستند که چه چیزی فیلم‌برداری می‌شود.». او ادامه می‌دهد: «من و کوبریک رمان و فیلم‌نامه را هم‌زمان نوشتیم. اساس این داستان بسط داستان کوتاهی‌ست که من ۲۰ سال پیش نوشته بودم. ما «تقریباً تمام سال ۱۹۶۴ را به نوشتن و بحث درباره‌ی این پروژه گذراندیم. سال بعد هم با ویرایش فیلم‌نامه، شنیدن نصیحت‌های فنی اداره کل ملی هوانوردی و فضا (ناسا) و حدود ۴۰ شرکت و هم‌چنین سایر کارهای فیزیکی آماده‌سازی فیلم سپری شد.»

۳) بیش از ۲۰۰ سکانس جلوه‌های ویژه در فیلم وجود داشت. کوبریک نمودارهای غول‌آسایی را به دیوار زده بود که همه‌ی عملیات‌های فضایی را دنبال و مشکلات احتمالی را بررسی می‌کرد. او همکاری بسیار نزدیکی با ناسا، به ویژه با بچه‌های برنامه‌ی آپولو و دیک اسلِیتون، داشت.

۴) واکنش منتقدان ترکیبی از تحسین و نفی بود. بسیاری از منتقدان شکایت کرده بودند که سیر روایی داستان هیچ معنی‌ای ندارد و برخی هم زیر بار توضیح کوبریک نرفتند که گفته بود:

«من می‌خواستم بیانیه‌ای غیرشفاهی بسازم که بتواند افراد را در سطح‌های غریزی، احساسی و روانی تحت تاثیر قرار دهد.»

۵) مترو گلدوین مایر محض احتیاط می‌خواست این فیلم که به آرامی داشت در سینماهای ایالات متحده اکران می‌شد ورد زبان‌ها باشد. برای همین این استودیو لیستی از طرفداران این فیلم را که شامل پل نیومن، جوآن وودوارد، وارن بیتی، میک جگر، جان لنون، مایک نیکولز، هنری فوندا و استنلی دونن بود تهیه کرد.

Stanley Kubrick; The Humanity behind the Technic

“2001: A Space Odyssey” began filming in London in December 1965, aiming for a Christmas 1966 release. Writer Arthur C. Clarke told Variety reporter Jerry Beigel that Kubrick’s secrecy was not a PR stunt. “There were times when he cleared the entire set, and only he and the cameramen know what was filmed.” Clarke said he and Kubrick wrote the novel and screenplay simultaneously, expanding on a short story by Clarke 20 years earlier. Writer Arthur C. Clarke told Variety reporter Jerry Beigel that Kubrick’s secrecy was not a PR stunt. “There were times when he cleared the entire set, and only he and the cameramen know what was filmed.” Clarke said he and Kubrick wrote the novel and screenplay simultaneously, expanding on a short story by Clarke 20 years earlier. Critical reaction was mixed. Many reviewers complained that the plot made no sense, and some balked at Kubrick’s explanation, “I wanted to make a non-verbal statement, one that would affect people on the visceral, emotional and psychological levels.”

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

4,258 بازدید کلی, 14 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها