با ما همراه باشید

ویدیوهای اختصاصی جشنواره کن ۲۰۱۹ | معرفی فیلم مردگان نمی میرند ساخته‌ی جیم جارموش با بازی بیل موری، آدام درایور،تیلدا سویینتون و تام ویتس

 

جیم جارموش در بیست‌ونهمین فیلم‌ش دوباره به سراغ زامبی‌ها رفته و با «مردگان نمی‌میرند» به فستیوال کن آمده است. فیلمی که از نام‌ش به نظر می‌رسد در ادامه‌ی مسیری‌ست که جارموش با «تنها عاشقان زنده ماندند» شروع کرده.

مردگان به کن می‌آیند!

«مردگان نمی‌میرند» ک فیلم افتتاحیه‌ی کن است, داستانش را در یک شهر کوچک و آرام روایت می کند که زامبی‌ها ناگهان از قبرهاشان بلند شده و به شهروندان حمله می‌کنند. سه افسر پلیس به همراه یک متصدی کفن و دفن اسکاتلندی که عاشق جنگیدن با شمشیر است باید برای بقا بجنگند.

مردگان را بشناس!

نخستین خبرها از ساخت «مردگان نمی‌میرند» در ۲۰۱۸ به گوش رسید. بیل موری و تیلدا سویینتون در کنفرانس‌های مطبوعاتی جزیره سگ‌ها خبر از همکاری مشترک‌شان در فیلمی به کارگردانی جیم جارموش دادند. «مردگان نمی‌میرند»‌ ششمین همکاری بیل موری و تیلدا سوئینتون با یکدیگر است. از دیگر بازیگران این فیلم می‌توان به آدام درایور، سلنا گومز، کلئو سویگنی و تام ویتس اشاره کرد. نکته‌ی قابل توجه در ترکیب بازیگران این فیلم هم‌کاری چندین‌باره‌ی آن‌ها با جارموش است:
تیلدا سویینتون، بیل موری و تام ویتس با سه همکاری و آدام درایور با دو همکاری  بازیگرانی از این دست هستند.
با این همه کنجکاوی‌برانگیزترین نام در میان بازیگران سلنا گومز است. ستار‌ی دنیای موسیقی پاپ که پس از سال‌ها با تهیه‌کنندگی سریال «سیزده دلیل برای این‌که» و بازی در فیلم «روزی بارانی در نیویورک» به دنیای تصویر بازگشته است.

فیلم‌ساز محبوب کن

همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، کن ۲۰۱۹ با «مردگان نمی‌میرند» شروع می‌شود. جارموش با «عجیب‌تر از بهشت» در کن ۱۹۸۴ دیده شد و در همه‌ی این سا‌ل‌ها یکی از فیلم‌سازان محبوب این فستیوال بوده است.

سینمای جهان

میز گرد هالیوودریپورتر با حضور تام هنکس | مردن آسان است، کمدی سخت!

تام هنکس روزی زیبا در محله

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: تام هنکس برای بازی در فیلم روزی زیبا در محله توانست نامزد دریافت نقش مکمل مرد گلدن گلوب ۲۰۲۰ شود. در میز گرد هالیوودریپورتر، رابرت دنیرو، آدام سندلر و … به بررسی بازی او در این فیلم می‌پردازند.

در کنار تماشای میز گرد تام هنکس از تریلر فیلم روزی زیبا در محله دیدن کنید

مجری میزگرد: نقش کسی رو داری که شاید خوش‌بین‌ترین انسان تاریخه. داشتن نقش کسی به همون مهربونی، کار سخت‌تریه تا داشتن نقش یه آدم بد.

تام هنکس: هر دوشون یه غولن. صد البته آقای راجرز مثل یاگو نیست ولی هر کدوم اصول و مأموریت خاص خودشون رو دارن. داستان واقعی فیلم در مورد خبرنگاری‌یه که نگاه خیلی بدبینانه‌ای به آقای راجرز داره اما متوجه می‌شه اشتباه کرده و هیچ عامل مشوق نابه‌کارانه‌ای در زندگی حرفه‌ای فرد راجرز وجود نداشته. اون رو به عنوان یه مأموریت وزارت‌خونه‌ای می‌دید. انگار به ترکیبی نگاه می‌کنی مثل مادر ترسا، کسی که در زمینه‌ی فعالیتش، می‌خواد انسان خوبی باشه. آدم بدبین وارد صحنه می‌شه و می‌گه داری چی قایم می‌کنی، هدفت از این کارها چی‌یه.

ولی در واقع ما فقط می‌خوایم به بی‌خانمان‌ها سوپ بدیم تا بتونن روزی یه وعده‌ی غذایی گرم داشته باشن. پشت همچین چیزی باید دلایل بیش‌تری باشه ولی این‌طور نیست. فرد راجرز مثل یه وزیر مقرر شده بود و اصولش رو هم بر پایه‌ی این ساخت. هر چیزی که باعث می‌شد از زندگی روزانه و خروجی‌های خلاقیتی‌ش این بود که به مردم احساس امنیت بده و کاری کنه که انگار جزئی از چیز بزرگ‌تری هستن که این‌جا، بچه‌های دو یا سه ساله بودن ولی در صدها ساعت برنامه‌های تلویزیونی‌ش هیچ‌وقت کلمه‌ی خدا رو به کار نبرد.

موقع فیلم‌برداری کاپیتان فیلیپس تو یه قایق نجات بودیم. فیلم‌نامه لحظه‌های خیلی خوبی داشت که طی اون، ریچ فیلیپس در حالی که خورشید داشت غروب می‌کرد از پنجره‌ی قایق نجات به بیرون نگاه می‌کرد. به خانواده‌ش تو خونه فکر می‌کرد و این که آیا می‌بینتشون یا نه. وقتی نشسته بودیم با کسی که فیلم‌بردارمون بود، گفتیم این قراره لحظه‌ی تأثیرگذاری باشه. دوربین رو توی امتداد دید توی پنجره می‌ذاریم و خیلی خفن می‌شه. ولی بعد می‌ری سر کار و می‌بینی از سوراخ توی پنجره خبری نیست. مقصودم از این حرف، این بود که نمی‌شه کاملن آماده شد. تنها کاری که از پست برمی‌آد اینه که اون‌جا باشی.

رابرت دنیرو: ازشون نخواستی یه سوراخ برات بسازن؟

تام هنکس: می‌دونی چی کار کردن؟ به نسبت، تجربه‌ی کافی داشتم تا همچین کاری انجام ندم. «نمی‌تونستین به‌م بگین قرار نیست پنجره‌ای باشه؟ چون یکی تو فیلم‌نامه نوشته قراره یه قایق با پنجره داشته باشیم.»

در کنار تماشای میز گرد تام هنکس ببینید:

مصاحبه با عوامل فیلم روزی زیبا در محله با حضور کارگردان و بازیگران

مجری میزگرد: مطمئنم این تمثیل رو شنیدین. «مردن آسونه ولی کمدی سخت» درست یا غلط؟

تام هنکس: اگر تو خونه‌ای که تو حیاط پشتیش استخر ساختن بزرگ شده باشی، می‌تونی خنده‌دار باشی؟ فکر نکنم. چون در حالی بزرگ می‌شدی که هر زمانی که می‌خواستی، می‌تونستی آب‌تنی کنی. در نتیجه نمی‌تونی هیچ‌کدوم از کمبودهای زندگی رو نجربه کنی تا بتونی تبدیل‌شون کنی به سلب شدن از چیزی.

ولی اگر این چیزها رو داشته باشی، تراژدی می‌تونی بسازی. آیا همه‌ش از یه جور درد و نگرانی نمی‌آد؟ هر کسی می‌تونه این شکلی باشه.

تام هنکس: آره، باشه. مطمئن باش! از قدیم گفتن که کل قضیه یه کشمکشه و توی اون، پیروزی رو کسب می‌کنی. اگر به‌ش فکر کنین که یه چیزی بالأخره ما رو می‌کشه. ساعت سه صبحه و فقط خودت از یه چیز خاص خبر داری. برای چندین ماه می‌دونی که این صحنه رو قراره به این شکل اجرا کنی و ساعت سه صبحه. صدای هر چیزی ممکنه باشه. از خوندن پرنده‌ها تا راننده تاکسی‌هایی که بوق می‌زنن. حالا تمام بار فیلم روی دوش تو گذاشته شد؛ خرابش نکن. بعد با خیال راحت می‌شینن و منتظر می‌شن. باید خودتو ببری توی نقش؛ باید. چه تراژدی باشه و چه کمدی.

مجری میزگرد: لحظه‌ای هست که فکر کنی این یه تست یا یه مثاله؟

تام هنکس: بعضی اوقات ده بار در هفته اتفاق می‌افته

مجری میزگرد: تو یه فیلم با سالی فیلد نقش یه کمدین رو داشتی.

تام هنکس: درسته، پانچ‌لاین.

آدام سندلر: برادران سفدی گفتن که به‌ت بگم عاشق پانچ‌لاینن.

تام هنکس: واقعن؟

آدام سندلر: آره. زیاد می‌بیننش.

تام هنکس: برای بازی در نقش کسی که قراره بامزه باشه، تنها راهکار رفتن و نوشتن جوک‌های خوب بود. کم و بیش شش تا اجرا داشتم که فقط تمام کارم این بود که روی ترامپولین بالا و پایین بپرم و اصلن درکش نمی‌کردم. ولی در نهایت گرفتمش.

در کنار تماشای میز گرد تام هنکس ببینید:

نقد فیلم روزی زیبا در محله از نگاه بنجامین لی

آدام سندلر: چون تمریناتت رو دیدم. وقتی تازه شروع کرده بودم به کمدین بودن تو کمیک‌استریپ، تمرینات رو دیدم و اون زمان می‌اومدی و روی صحنه می‌رفتی. بری سوبل هم می‌اومد

تام هنکس: آره، من و بری با هم بودیم.

مجری میزگرد: کارش خوب بود؟

تام هنکس: اون شب که نه. اگر اجرای کمیک‌استریپم رو دیده باشی، نه.

آدام سندلر: نه، چند بار دیدمت و کارت خوب بود. همه کمدین‌ها از این که روی صحنه هیچ استرسی نداشتی و راحت بودی، دیوونه شدن. کاملن خودش بود.

تام هنکس: یه مقدار طول کشید که به اون مرحله برسم. بهترین توصیفی که می‌تونم بکنم اینه که باید خودتو تو نقش قرار بدی. سر سال سوم کالج وقتی داشتم کلاس‌های بازیگری می‌گذروندم. ده نفر بودیم و همه‌مون تجربه‌ی اجرای تئاتر رو تو هنرستان نیویورک داشتیم. معمولن به کمدین‌ها نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم: چه‌قدر خنده‌دار. میزان تلاشی رو که برای این جوک گذاشتن، می‌شه تحسین کرد. ولی یکی از تمرین‌ها برای یه روز این بود که چهارشنبه قراره بیاین و چیزهای خنده‌دار بگین و هم‌دیگه رو بخندونین. سکوت مطلق بود. هیچ‌کسی خنده‌دار نبود و باید این وظیفه رو انجام می‌دادیم. برای همین کمدی سخته. چون سریعن به شکل غریزی می‌فهمی غذایی که جلوی مشتری گذاشتی خوبه یا نه.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نوآ بامباک و آدام درایور از داستان ازدواج می‎گویند

نوآ بامباک و آدام درایور

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: در لیست نامزدهای گلدن گلوب ۲۰۲۰ داستان ازدواج با شش نامزدی مهم‌ترین اثر این مراسم محسوب می‌شود. نوآ بامباک و آدام درایور از این فیلم می‌گویند.

داستان ازدواج در گلدن گلوب ۲۰۲۰ در شش بخش نامزد شده است

صحنه‌ای که توی آشپزخونه برات احضاریه می‌یاد، یکی از بهترین صحنه‌های فیلمه. می‌خوام درباره‌ی کارگردانی و بازیگری اون صحنه بدونم. چه‌قدر تمرین می‌خواست؟ چون خیلی فیزیکی‌یه. انگار یه جور دیوونگی توش داره. قبل از فیلم‌برداری کردنش چه‌قدر تمرین کردین؟

نوآ بامباک: تمرین زیاد و گسترده‌ای داشتیم تا همه بدونن که قراره چی‌کار کنن. خونه‌ی سندرا یه جای دیگه بود با یه آشپزخونه‌ی متفاوت، همون‌جا تمرینش رو تموم کردیم و بعد، موقع فیلم‌برداری اون خونه جور نشد. مجبور شدیم بلوکه کردن رو توی یه خونه و آشپزخونه‌ی جدید انجام بدیم. البته سخت بود، ولی باهاش کنار اومدم.

همه‌مون حس چارلی رو داشتیم. اون‌جا هم برامون آشنا بود، هم نبود. این‌جوری برای خودم توجیه‌ش کردم، که برای فیلم خوبه. ولی همه‌ش بلوکه شده بود. من از جهاتی به اون صحنه، به چشم یه کمدی اسکروبال نگاه کردم. یه چیزی از دهه‌ی سی یا چهل، شبیه فیلم «منشی همه‌کاره‌ی او» که مردم می‌رفتن و می‌اومدن. پس یه جورایی دیوونگی داره، ولی جنبه‌ی جدی هم با اون پاکت نشون داده می‌شه.

در کنار تماشای گفت‌وگو با نوآ بامباک و آدام درایور ببینید:

تریلر فیلم داستان ازدواج با بازی اسکارلت جوهانسون و آدام درایور

شبیه یه فیلم هیجانی که یه گوشه زیر میز، بمب مخفی شده و بیننده‌ها خبر دارن. خیلی خوشم می‌یاد که بتونین در یک صحنه ژانرهای ناسازگار یا احساسات مختلف پیدا کنین، فکر می‌کنم این‌ها در کنار هم جذاب می‌شن، اما تبدیل به کاری سخت می‌شه که بازیگرها باید سعی کنن از پسش بربیان.

یه موقعیت کم‌نظیره که یک کارگردان و بازیگر در طول زمان همکاری کنن. می‌خواستم درباره‌ی این حرف بزنیم که کار کردن با هم‌دیگه چه جوری‌یه؟

آدام درایور: نوآ از نظر کارگردانی کارش بی‌نقصه. روی فیلم‌هاش همون‌طوری کار می‌کنه که من دوست دارم کار کنم. هیچ جزئیاتی نیست که مهم نباشه. یه جور حس آشنایی بهم دست می‌ده، امیدواری اوضاع یه جور خاصی باشه و با نوآ که کار می‌کنی، می‌بینی همون‌طوره. اگه یه راهی پیدا می‌کردم که تا آخر عمرم با نوآ کار کنم، زندگی حرفه‌ای‌م اصلن هدر نمی‌رفت. نوآ چیزی ساخته که به مردم فرصت گفت‌وگو رو درباره‌ش داده. بعد از این فیلم بود که یاد گرفتم چنین اتفاقی خیلی کمیابه.

در کنار تماشای گفت‌وگو با نوآ بامباک و آدام درایور ببینید:

نقد علی حجوانی بر روی فیلم داستان ازدواج در جشنواره تورنتو ۲۰۱۹

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم Little Women / زنان کوچک | یک قصه‌ی نسلی برای مردم آمریکا

نقد فیلم Little Women

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم Little Women از نگاه پیتر دوبروژ منتقد ورایتی به کارگردانی گرتا گرویگ و بازی اما استون، سیرشا رونان، تیموتی شالامه، لورا درن و …

نقد فیلم Little Women / زنان کوچک | یک قصه‌ی نسلی برای مردم آمریکا

۱۵۰ سال از انتشار داستان لوییزا می آلکات گذشته و داستان این چهار خواهر صمیمی در زمان جنگ داخلی آمریکا هم‌چنان لذت‌بخش است. رمانی برای تمام فصول که در تمام این بیش از یک قرن چاپ این رمان هیچ‌گاه متوقف نشده و کم‌رنگ شدن محبوبیت آن در طی قرون آتی نامحتمل به نظر می‌رسد.

اما فیلم‌ها مقوله‌ای دیگرند. به نظر می‌رسد که جوانان میل کم‌تری به تماشای فیلم‌هایی دارند که پیش از تولد آن‌ها ساخته شده است و به همین دلیل همواره دلیل خوبی برای بازسازی «زنان کوچک» وجود دارد. به هر حال، هر نسلی لایق نسخه‌ی خود از این داستان است. ۲۵ سال از زمانی که وینونا رایدر نقش جو مارچ را بازی کرد می‌گذرد و ۶۱ سال پیش‌تر از آن نیز کاترین هپبورن این نقش را برای جورج کیوکر بازی کرده بود (نسخه‌های سینمایی پیش‌تر از آن صامت بودند).

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم The Current War / جنگ جریان‌ها | درخششی موقت و کم نور

حالا گرتا گرویگ کارگردان زمان را برای زدودن غبار از رمان آلکات برای خلق تفسیری تازه از آن مناسب دیده. همان‌طور که انتظار می‌رود، تفسیر گرویگ به داستان وفادار است و آن را در همان دوره‌ی زمانی اصلی پیاده کرده و گروهی رویایی را برای ایفای نقش خواهران مارچ گرد هم آورده است: اما واتسون در نقش خواهر بزرگتر مِگ که یک معلم است، سِرشا رونان در نقش جو که نویسنده و همتای آشکار آلکات است، الایزا اسکنلِن در نقش بث که موسیقیدان است و فلورنس پیو در نقش ایمی که هیجانی است و هنرمند خانواده است و در نهایت تیموتی شالامه که مناسب‌ترین بازیگر برای ایفای نقش لوری پسر موفرفری همسایه است.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم The Addams Family / خانواده‌ی آدامز | یادم تو را فراموش!

در طی سالیان متمادی این نقش به بازیگران متفاوتی از کریستین بیل (که اولین کسی بود که جو با بازی رایدر را به رقص دعوت کرد) گرفته تا پیتر لافورد (در نسخه‌ی ۱۹۴۹ مِروین لِروی) که بعدها به رَت پَک پیوست و جونا هاوئر-کینگ (که اعلام شده نقش شاهزاده اریک را در بازسازی «پری دریایی کوچولو» ایفا خواهد کرد) رسیده ولی شالامه بهترینِ لوری‌هاست. او با چشمان آهویی و موهای لخت و رفتاری متناوب بین تنبلی و تمرکز شدید و وفاداری‌ای چنان شدید که برادرانه به نظر می‌رسد نقش ستایش‌گر مارچ‌ها را طوری بازی می‌کند که دنیل دی-لوییس جوان را به ذهن متبادر می‌کند. ارتباطی که مخاطبان جوان با آن ارتباط برقرار نخواهند کرد ولی مخاطبان مسن‌تر حتماً از آن لذت خواهند برد.

به جای روایت مستقیم داستان، چنان که آلکات و سایر اقتباس‌کنندگان از او کرده‌اند، گرویگ تصمیم به بُر زدن صحنه‌ها و روایت کاملاً نامنظم «زنان کوچک» گرفته، به جز نامه‌ی کریسمسی از پدر که داستان را آغاز می‌کند و بوسه‌ای که آن را پایان می‌دهد. درست مانند «لیدی برد»، او و نیک هویی تدوینگر روایت را به سرعت پیش می‌برند، اگرچه پرش در زمان در این جا یک اشتباه است که روایتی را می‌سازد که به ذائقه‌ی گرویگ خیلی اپیزودیک یا خیلی ملودراماتیک به نظر می‌رسد – همان طور که با مرور فیلم مشاهده می‌شود، به جای قوس داستانی کلی تمامی اتفاقاتی که برای خانواده‌ی مارچ رخ می‌دهد، این اپیزودهای احساسی فیلم است که به یاد می‌آوریم.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Gemini Man / مرد هم‌سان | زمانی که قاتل خودت می‌شوی

شاید بگویید که من لوسم اما «زنان کوچک» هر بار توجهم را جلب می‌کند، بخشی به این دلیل که آلکات شخصیت‌هایی چنین زنده خلق کرده و بخشی دیگر به خاطر نحوه‌ی بررسی نهاد خانواده و ازدواج توسط اوست. آلکات، خواهران مارچ را به صورت زنانی جوان با ذهن‌هایی مستقل تصور کرده که در عین فقر آزادند تا در زمانه‌ای که زنانی با طبقه‌ی اجتماعی مشابه، اغلب برای تامین آینده‌ی خود به ثروت‌های نامزدهایشان و یا ارثیه‌ای هنگفت تکیه می‌کردند به دنبال شادی خود باشند.

گرویگ از همان ابتدای اقتباس خود روی تاثیر دراماتیکی که ازدواج در داستان ایفا دارد تمرکز می‌کند – که بیشتر از این که به نفع شخصیت‌ها باشد، به خاطر مخاطبان انجام شده است – و این توصیف را از زبان آقای دَشوود (با بازی تریسی لِتس که امسال در رقابت بین این فیلم و «فورد علیه فراری»، با بازی این نقش تمامی توجهات را از آن خود کرد) ویراستار جو بیان می‌کند:« اگر شخصیت اصلی دختر است، مطمئن شوید که در پایان یا ازدواج می‌کند یا می‌میرد».

در کتاب، جو به نوشتن داستان‌هایی روی آورده که تنها برای سلیقه‌ی عموم خلق و چاپ می‌شوند تا صرفاً خرج خورد و خوراک خانه را تامین کنند و کمک خرج مادرش با بازی لورا درن، که یکی از بهترین بازی‌های فیلم برای اوست، باشد. لورا درن در نقش مارمی، صدای بلوغ و اخلاق‌گرایی در خانه‌ای مستعد حسادت‌های کم‌ارزش، خردی ورای حد تصور دارد و سخنان او بهترین دیالوگ‌های فیلم‌اند در حالی که جو صرفاً سرگرم‌کننده است. آن‌ها توجه پروفسور فردریک بائر را، که پیشینه‌ی او از آلمانی به فرانسوی تغییر یافته تا منطبق بر جذابیت فرانسوی لویی گَرِل باشد، نیز جلب می‌کنند. فردریک تنها شخصیتی است که جرئت نقد نوشته‌های جو را دارد و الهام‌بخش او برای نوشتن چیزی شخصی‌تر می‌شود.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Doctor Sleep | قلم استفن کینگ فیلم را تماشایی کرده است

آلکات – که به طور مشابهی از خانواده‌ی خود و مخصوصاً مرگ خواهر کوچک‌ترش لیزی الهام گرفته – «زنان کوچک» را در دو بخش منتشر کرد. در پایان بخش اول هیچ کدام از خواهران مارچ ازدواج نکرده‌اند. البته این به هیچ وجه به اندازه‌ی تصمیم جو (هشدار اسپویلر: اگر با این داستان ۱۵۰ ساله آشنا نیستید از این بند متن عبور کنید) برای رد درخواست ازدواج جذاب‌ترین مجرد رمان در جلد دوم کتاب نماد و نشانه‌ی استقلال آنان نیست. گرویگ ارائه‌ای این رویدادها را به نحوی چیده که ما می‌فهمیم که جو درخواست لوری را پیش از آن که این دو شخصیت کاملاً معرفی شوند رد کرده است و فیلم به روشی جالب و با پرش به عقب و جلو در زمان پیش می‌رود. او دو رویداد را با هم دسته بندی می‌کند. در یک صحنه بث مریض می‌شود و او را در حال بهبود یافتن از بیماری مخملک نشان می‌دهد و صحنه‌ی بعدی مرگ او را چند سال بعد تصویر می‌کند.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Midway | بزرگ، پر سر و صدا، طولانی و خسته‌کننده

با وجود این بالا و پایین‌های احساسی، فیلم‌نامه‌ی گرویگ بیشتر از هر اقتباسی دیگر رنگ‌وبوی کمدی دارد. او با تاکید بر طنز ذاتی منبع اصلی فیلم که کمی به حضور عمه مارچ ثروتمند با بازی مریل استریپ که تصمیم دارد تا یکی از دختران را دعوت کند تا در اروپا همراه او باشد و در عین حال به هر چهار نفر آن‌ها فشار می‌آورد تا به خوبی ازدواج کنند آراسته شده. ولی با این که عمه مارچ نماینده‌ی تفکر کهنه‌ی جایگاه یک زن جوان در جامعه است، مارمی دخترانش را تشویق می‌کند تا خود مسیر زندگی خود را انتخاب کنند. این امر برای جو به معنی تبدیل تاریخچه‌ی خانواده به یک کتاب است که منجر به دو سکانس اصیل شده که در آن شخصیت مثبت جسور داستان جایگزینی برای خود آلکات می‌شود. گرویگ صحنه‌ای که در آن جو درباره‌ی شرایط چاپ و نشر «زنان کوچک» با دشوود مذاکره و دست‌نوشته‌ی خود را در طی فرایند چاپ تعقیب می‌کند. امری که ادای دینی دوست داشتنی به این فرم هنری در خطر انقراض است.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Marriage Story / داستان ازدواج | تو می‌توانی کسی را دیوانه کنی

رونان پس از ضبط و ارائه‌ی بی‌نقص ناکامی‌های نوجوان معاصر در «لیدی برد» دوباره به حالت تاریخی خود برگشته تا نقش جو را که یادآور نقش‌های او در «بروکلین» و «تاوان» است بازی کند. برخلاف رایدر که بازیگری کاملاً مدرن است، به نظر می‌رسد که رونان به دوره‌ی کلاسیک‌ها تعلق دارد ولی با این حال به سردی و صلب بودن ایفای این نقش توسط هپبورن به هیچ وجه نزدیک نمی‌شود. واتسون که راهی طولانی را از زمانی که نقش هرماینی گرنجر را در فیلم‌های هری پاتر بازی می‌کرد طی نموده اکنون نقش مگ را به صورت خواهری که اغلب نمی‌داند چه می‌خواهد تصویر می‌کند که این امر موجب می‌شود که انتخاب شخصیت‌ها کمتر به صورت سازش و توافق به نظر برسد. پیو نقشی سخت دارد زیرا بسیاری شخصیت ایمی را ناخوشایند می‌دانند ولی او درک و فهم سختی‌های زندگی را در زیر سایه‌ی خواهرش امکان‌پذیر می‌کند.
«زنان کوچک» گامی بزرگ و رو به جلو برای گرویگ‌ست تا بدون حل شدن در جریان هالیوود صدای خودش را داشته باشد و به استقبال پروژه‌های بزرگ‌تر برود.
یوریک لوسوی تصویربردار جلوه‌ی کوریر و ایوزی فیلم ۱۹۹۴ گیلیان آرمسترانگ را حفظ کرده و هم‌زمان بیشتر از هر یک از اقتباس‌های پیشین ما را بیشتر به درون شخصیت‌ها می‌برد. در پایان باید گفت که لازم نیست که این آخرین نسخه ۶۰ سال دوام بیاورد. همین که امروزه نقش خود را به درستی ادا کند کافی است و اگر جوانان هنگامی که کسی دیگر تصمیم بگیرد تا آن را برای نسل بعدی زنان کوچک بازسازی کند هنوز مشغول دیدن این فیلم باشند خود امتیاز دیگری است

پیتر دوبروژ ، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها