با ما همراه باشید
موسیقی فیلم راه های افتخار موسیقی فیلم راه های افتخار

سینماآرت

بررسی ده موسیقی متن ماندگار | راه‌های افتخار از استنلی کوبریک

ترجمه اختصاصی از آرت‌تاکس: در اولین قسمت از مجموعه‌ی موسیقی متن‌های ماندگار تاریخ سینما نگاهی خواهیم داشت به: موسیقی فیلم راه های افتخار از استنلی کوبریک

موسیقی توانایی خارق‌العاده‌ای در برانگیختن احساسات را از درونی‌ترین بخش‌های روح و روان دارد. موسیقی می‌تواند دلتنگی، اشتیاق و قدرت را القا کند. موسیقی حتی می‌تواند ادای واژه‌ها را نفی کند. سخنی مشهور از لودویگ ون بتهوون نقل شده است که «موسیقی مکاشفه‌ای بالاتر از هر خرد و فلسفه‌ای است».

موسیقی به طرز منحصر به فردی فطری است. در حالی که عملکرد بیشتر ادوات سینما مبتنی بر برانگیختن هوش است، موسیقی روح را برمی‌انگیزد. موسیقی می‌تواند به عمیق‌ترین روان‌ها نفوذ کرده و در سطحی چنان گسترده باعث همدلی شود که شاید بقیه‌ی هنرها نتوانند موفق به انجام چنین کاری شوند. قطعه‌ای که به ظرافت ساخته شده باشد می‌تواند احساسات را افسون کند و معنا را به روشی تاثیرگذار توصیف می‌کند.

به همین دلیل است که فیلم‌سازان برای روی آوردن به موسیقی در آثار خود بسیار مشتاق‌اند. در این لیست ما به ده مثال قوی و مجزا از موسیقی در سینما می‌پردازیم. این آثار عمومن جزئی از ساختار فیلم هستند زیرا این خاصیت به موسیقی اولویت و تمرکز می‌بخشد. با این که قطعه‌ی نامرتبط با پیرنگ ستون فقرات احساسی یک فیلم شناخته می‌شود ولی هدف آن قطعه خدمت به فیلم است و خود تمرکز اصلی فیلم نیست. این ده فیلم نشان می‌دهند که چگونه موسیقی و توانایی‌های منحصر به فرد آن می‌تواند احساسات را توصیف کند و روایتی موضوعی تولید کند.

در کنار مطالعه‌ی قسمت اول ده موسیقی متن ماندگار: موسیقی فیلم راه های افتخار ببینید:

چرا کوبریک به سراغ فیلم پرتقال کوکی رفت؟

۱. راه‌های افتخار (۱۹۵۷)

استنلی کوبریک اغلب بابت بررسی عاری از احساس وضعیت انسانی نقد می‌شد. چنین نظراتی ولی به هیچ وجه درباره‌ی اولین شاهکار کوبریک، راه های افتخار، صدق نمی‌کرد.

در این درام ضد جنگ، سرهنگ دَکس با بازی کرک داگلاس با انسانیت‌زدایی افرادش توسط سلسله مراتب بی‌احساس و تسخیرناپذیر نظامی مبارزه می‌کند. دکس با وجود اقداماتی که در این باره انجام مي‌دهد نمی‌تواند مانع محاکمه شدن سه نفر از افرادش که تصادفی انتخاب شده‌اند در دادگاه نظامی برای زدودن «بزدلی» از دل هنگ در برابر یک ماموریت انتحاری قطعی و اشتباهات مافوق‌های آن‌ها و مرگ آن‌ها شود. ما احساس همدلی زیادی برای این سربازان می‌کنیم که در یک بازی شطرنج گرفتار شده‌اند که عواقبی هولناک برای مهره‌ها و نه برای بازیکنان دارد.

در این نقطه‌ی تجمع همدلی و خشم ماست که کوبریک از نقش کارگردان بیرون آمده و نقش رهبر ارکستر را به خود می‌گیرد. در لحظه‌ای که سربازان از فراغت محدودشان از جهنم روزانه‌ی خود لذت می‌برند (یک برنامه‌ی رنگارنگ)، یک زن اسیر آلمانی به روی صحنه آورده می‌شود (کریستین کوبریک، همسر آینده‌ی استنلی این نقش را بازی کرد). او توسط سربازان جنسی‌سازی شده و مورد توهین زبانی و نفرت قرار می‌گیرد.

این صحنه هم بیننده و هم دکس را در هم می‌شکند. درست در لحظه‌ای که کوبریک قرار است ما را با پیامی تاریک و محزون درباره‌ی چرخه‌های نفرت و انسانیت‌زدایی تنها بگذارد، زن اسیر شروع به خواندن «سواره‌نظام وفادار» که یک ترانه‌ی فولکور قدیمی آلمانیست می‌کند.

سکوت به تدریج حاکم می‌شود. کیفیت صدای زیبا ولی شکننده‌ی زن در اتاق منتشر می‌شود. هم بیننده و هم سربازان شیفته‌ی صدا می‌شوند. هم‌زمان با آواز خواندن زن و مبارزه با اشک‌های ترسناک او، دوربین به کلوزآپ سربازان که آن‌ها نیز در حال گریستن‌اند کات می‌خورد. افراد با او آواز را زمزمه می‌کنند و او لبخند می‌زند.

در یک خیزش ناگهانی احساسات، این سربازان و اسیر آلمانی به عنوان قربانیان شرایط غیرانسانی و سیستمی بی‌تفاوت متحد و یگانه می‌شوند. سربازان انسانیت خود را بازمی‌یابند، اتفاقی که مردانی که این سربازان را به کام مرگ فرستادند هرگز قادر به انجامش نخواهند بود.

این آهنگ بدون هیچ دیالوگی درباره‌ی وضعیت انسانی در سطحی احساسی سخن می‌گوید. درست است که بیشتر آثار کوبریک هوش را برمی‌انگیزد ولی آن چه صحنه‌ی نهایی جاده‌های افتخار نشان می‌دهد این است که کوبریک ناتوان از ارائه‌ی یک زلزله‌ی احساسی برای آگاهی کوبنده‌ی ناخودآگاه ما نیست.

4,248 بازدید کلی, 12 بازدید امروز

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینماآرت

هانس زیمر: هیچ‌وقت به این اندازه پرکار نبوده‌ام

مصاحبه با هانس زیمر

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: مصاحبه وب‌سایت ورایتی با هانس زیمر به مناسبت کسب جایزه‌ی ASCAP در مراسم موسیقی فیلم‌ها برای فیلم «شیر شاه». از این موضوع که چه‌گونه امسال، پرکارترین سال زیمر است تا تجربه‌ای که با شیرشاه داشته و بیش از هر مسأله‌ی دیگری به دوران حالش وابسته است.

برای امسال، هفت فیلم آماده‌ی اکران دارید …

هانس زیمر: انگار هیچ‌وقت سرم به این شلوغی نبوده. تلاش می‌کنم برنامه‌ام تا جای ممکن پر باشد چرا که کار عموم دوستان موسیقی‌نوازم کنسل شده. بنابراین عاشق این میزان کار هستم چون می‌توانم بسیاری از موزیسین‌ها را مشغول نگه دارم؛ در استرالیا، اروپا، انگلیس و آمریکا. به نوعی دارم با چهار قاره کار می‌کنم.

شما بابت موسیقی متن «شیر شاه» قرار است جایزه‌ای دریافت کنید. ارکستری که تدارک دیدید بسیار به فرهنگ آفریقایی آمریکایی نزدیک شده. ارکستر شما احتمالن از دید تنوع نژادی رکورد یک فیلم هالیوودی را زده

بله، نمی‌خواهم خیلی به خودم افتخار کنم ولی انجام این کار بسیار مهم و خوب بود: ارکسترِ زندگی سیاه‌پوستان بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

با توجه به بحث‌های ملی کنونی‌مان درباره‌ی نژادپرستی، این موضوع به شدت سازگار است

بله، البته نه به این شکل. دلیل این که می‌خواستم دوباره موسیقی متن «شیرشاه» را بسازم بابت این بود که همه را کنار هم قرار دهم و این مناسبت را جشن بگیرم. تجربه‌ی شگفت‌انگیزی بود.

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

هانس زیمر کارنامه‌اش را مرور می‌کند | هر قصه‌ای را باید شخصی کرد

در حال حاضر در استودیو کار می‌کنید یا در خانه؟

نه. زمانی کارهایم را در هال خانه انجام می‌دادم ولی یک استودیوی خانگی ساختم. به هنگام اوج گرفتن کرونا لندن بودم و بعد اوایل ماه مارس برگشتم. آن موقع داشتم روی موسیقی «تاپ گان: ماوریک» کار می‌کردم. از طرفی تام کروز و کل تیم سازنده‌ی مأموریت غیرممکن هفت قرار بود کارشان را شروع کنند ولی این کار میسر نشد و آن‌ها هم برگشتند. بعد از آن هنوز کمی روی تاپ گان کار می‌کنم.

آن فیلم برای دسامبر برنامه‌ریزی شده. در مورد «مرثیه‌ی هیل‌بیلی» و همکاری دوباره با ران هاوارد (کارگردان) چه نظری دارید؟

به هنگام کامل کردن کار روی هیل‌بیلی، در یک گردهمایی در زوم، در یک صفحه فیلم را داشتیم و پانزده نفر هم آن‌جا بودند. خوش‌بختانه با کسانی کار می‌کنم که یک‌دیگر را کاملن می‌شناسند چون کار به این شکل بسیار سخت‌تر است. حضور در یک سالن با صد موزیسین، گفتن یک‌باره‌ی حرف‌ها و صرف حضور بسیار به کارهای اینترنتی می‌چربد.

چه می‌توانید در مورد این موسیقی متن بگویید؟

من از طرفداران پر و پا قرص درک تراکز هستم. همراه او، بن پاول و دیو فلمینگ برای ساختن موسیقی متن فیلم ران جمع شدیم. می‌دانستم درک در حال اجرای یک تور است. همه از هر جایی که بودند، کارشان را انجام می‌دادند. حالا دارم روی «تل ماسه» و «تاپ گان» کار می‌کنم و فکر می‌کنم کار فیلم «باب اسفنجی» هم تمام شده.

کار «واندر وومن 1984» هم همین‌طور؟

کار آن فیلم تمام شده بود ولی پتی جنکینز (کارگردان فیلم) ایده‌های بیش‌تری داشت. برای دو روز به استودیو برگشتیم.

بیایید در مورد «زمانی برای مردن نیست» حرف بزنیم که موسیقی‌اش را ابتدای سال تهیه کردید. از تجربه‌ی آن برای ما بگویید

سورپرایزکننده بود و بگذارید بگویم چرا. برای مدت زمان زیادی است که باربارا براکلی (تهیه‌کننده) را می‌شناسم و با هم دوست هستیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روی همچین پروژه‌ای با هم کار کنیم بنابراین هنگامی که با من تماس گرفت، کمی شوکه شدم. از او پرسیدم که می‌توانم استیو ماتزارو که یکی از بهترین آهنگ‌سازانی است که می‌شناسم، برای این کار بیاورم چون زمان بسیار کوتاه بود. صد البته او پاسخ مثبت داد. اسم استیو باید بالاتر از همه نوشته شود. امیدوارم کاری در خور او انجام داده باشیم.
نکته این است که برای انجام این کار مردد بودم.

ابتدا با جانی مار تماس گرفتم و گفتم: «دو تا سؤال برایت دارم. اول این که کدام بخش فیلم فقط به درد گیتار می‌خورد؟» او گفت که قطعه‌ی اصلی جیمز باند. بعد از آن از او پرسیدم: «فکر می‌کنی سراغ این فیلم بروم و تو هم بخش گیتارش را بنوازی؟» و به این ترتیب همه چیز با هم جور شد. جانی درست می‌گفت. او می‌خواست به مانند آهنگ‌های جان بری (سازنده‌ی قطعه‌ی اصلی جیمز باند) گیتار را به موسیقی متن برگرداند. بیلی آیلیش و برادرش فینیاس هم ترانه بسیار خوبی داشتند و برای مدتی روی آن کار کردیم. بعد آهنگ شماره‌ی یک شد و فیلم قرار بود اکران شود که همه‌چیز بهم خورد.

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

گفت‌وگو با بیلی آیلیش درباره‌ی قرنطینه و آهنگ‌هایی که در این دوران ساخته

همه‌ی ما بابت پتانسیل موسیقایی «تل‌ماسه» که دسامبر اکران می‌شود، هستیم. کار روی آن چه‌طور پیش می‌رود؟

الآن وسط کار درست کردن آهنگ‌ها هستم. ایده‌هایی دارم و هر روز این شکلی است. کلی آزمایش می‌کنم و هیچ نمی‌دانم یکی هم در فیلم بیاید یا نه. ولی ما به این کار متعهدیم. می‌خواهیم برای استحقاق یافتن کتاب، کاری متفاوت و پرافتخار عرضه کنیم .

فیلمی‌ست که دست آهنگساز را بسیار بازمی‌گذارد. می‌توانید ایده‌های بسیاری را اجرا کنید.

و همین کار را انجام می‌دهم. بعضی از ایده‌ها به معنای واقعی کلمه فاجعه می‌شوند ولی باز هم امتحان می‌کنم. کاملن روی این کار متمرکزم. به باقی گفتم که هنوز راضی نیستم و به زمان بیش‌تری نیاز دارم. همان موقعیت همیشگی.

و قرار است باری دیگر با بری لوینسون (کارگردان فیلم مرد بارانی) روی فیلم جدیدش، هری هفت کار کنید.

کار تمام شده. فیلم فوق‌العاده‌ای است. یک لحظه موسیقی را کنار بگذارید. کاری که بری و بن فاستر (بازیگر) انجام داده‌اند عالی است. فیلمی است که تماشایش و نوشتنش سخت است.؛ روایت داستان هولوکاست. آن فیلم به کمال رسیده. کار موسیقی را خیلی وقت پیش قبل از رفتن به لندن تمام کردم. حوالی اکتبر.

تاپ گان چه‌طور؟ آیا موسیقی را با هارولد فالترمیر (آهنگ‌ساز فیلم اصلی) تقسیم می‌کنید؟

این نوای اوست. همه‌ی ما از دوستان تونی اسکات (کارگردان فیلم اصلی بودیم). هارولد را از مونیخ می‌شناختم. حتا در یک محله بزرگ شدیم. اگر می‌خواهید اوقات خوبی را سپری کنید، بروید مونیخ، هارولد را پیدا کنید و از او بخواهید شما را به رستوران‌های آن‌جا ببرد. در این فیلم، من تنها می‌خواستم تنظیم‌کننده‌ باشم.

همه‌ی ما در این فکر بودیم که پس از سه سال اجرای کنسرت در آمریکا و سرتاسر اروپا، ممکن است از اجرای زنده زده شده باشید و بخواهید به استودیو برگردید.

زیمر: اتفاقن نه! صرفن همه می‌گفتند: «هانس، چرا سال ۲۰۲۰ را تمامن به ساختن آهنگ صرف نکنی و بعد اواسط ۲۰۲۱ به فکر ادامه دادن نمایش‌هایت باشی». چون من از این تجربه بسیار لذت بردم. گاهی برای اجراهای ارکستر می‌خواستم که من را نشان ندهند. بعضی اوقات مردم می‌فهمیدند و بعضی اوقات نه. موزیسن‌ها آن برنامه نیز واقعن عالی بودند. ولی الآن همه‌ی تک‌نواز‌ها روی فیلم‌های مختلف با من کار می‌کنند. اتفاقن نه تنها دل‌زده نیستم بلکه سراسر شور و اشتیاقم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دلم برای آن تنگ بشود ولی این طور شده. همه‌مان مثل پیرمردها درباره‌ی سفرها و ماجراهای‌مان صحبت می‌کنیم و بعد می‌گوییم: «بیایید دوباره برگردیم. این مأموریت الهی است»

در کنار مطالعه‌ی مصاحبه ورایتی با هانس زیمر ببینید:

ویژگی موسیقی متن فیلم Interstellar | در جست‌وجوی زمان از دست رفته

برای ۳۵ سال است که آهنگ‌ساز فیلم هستید. آیا خسته می‌شوید؟ آیا نوشتن موسیقی برای فیلم تکراری می‌شود؟

بله. بعد سر و کله‌ی پروژه‌ای مثل «تل‌ماسه» با کارگردانی مثل دنی ویلنوو پیدا می‌شود. باید به خاطر بسپارید که تدوین‌گر فیلم، جو واکر، اولین کار تلویزیونی‌مان را با هم برای بی‌بی‌سی در سال ۱۹۸۸ انجام دادیم. همه را سر موسیقی «تل‌ماسه» دیوانه کردم چون ایده‌های بسیاری دارم. طرف مقابلم هم دنی ویلنوو است، می‌فهمید؟ او می‌گذارد بخشی از این دنیا باشم. این کار کاملن الهام‌بخش است و با آدم‌های فوق‌العاده‌ای کار می‌کنم. کار نه، با آن‌ها تجربه می‌کنم.

با توجه به این که «تل‌ماسه» مجموعه‌ای از وقایع عظیم و جهانی است، آیا به ارکستر نیاز ندارید؟ و اگر داشتید، چه‌طور ممکن است تا زمان اکران فیلم، موسیقی را بسازید؟

نمی‌دانم. تا الآن که مشکلی نداشتم. موقعیت‌هایی در حال ایجاد شدن هست. ضبط موسیقی قرار است در لندن و وین انجام بشود. و خب ببینید، همیشه گروه‌های عجیب چیده‌ام و گاهی راه‌هایی اختراع کردم که تکه‌های کوچک آهنگ را در زمان‌های مختلف بگیرم و کنار هم بگذارم. برای من، آن‌قدر فرقی نمی‌کند. کار از خانه مزخرف است ولی انجام دادم. و اگر قرار است این‌طور پیش برویم، مشکلی نیست.

مترجم: محمد تقوی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

1,483 بازدید کلی, 239 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینماآرت

از ایده تا اجرا – ۵: مقایسه‌ی استوری‌برد فیلم «خون به پا خواهد شد» با نسخه‌ی نهایی | Sketch to Screen -5: There Will Be Blood

فیلم خون به پا خواهد شد

اختصاصی از آرت‌تاکس:‌ «از ایده تا اجرا» بخش جدیدی در آرت‌تاکس است که هر هفته سعی می‌کند سراغ یکی از فیلم‌های مهم سینما برود و پروسه‌ی ساخت یک فیلم از استوری‌برد تا خروجی نهایی را مقایسه کند. در هفته‌ی پنجم به سراغ فیلم «خون به پا خواهد شد» به کارگردانی پل توماس اندرسون و بازی تماشایی دنبل دی-لوئیس رفته‌ایم.

در این ویدیو به سراغ سکانس انفجار دکل نفتی که طراحی استوری‌بردهای آن توسط کوین مک‌کارتی انجام شده‌‌ است، می‌رویم. این سکانس نقطه‌ی عطف فیلم محسوب می‌شود، چراکه پل توماس اندرسون با ظرافت‌ هرچه تمام‌تر اطلاعات و نشانه‌هایی را در اختیار بیننده قرار می‌دهد که تداعی‌کننده‌ی حوادث پسین خواهد بود.

«خون به پا خواهد شد» پنجمین ساخته‌ی بلند پل توماس اندرسون و یکی از تحسین‌شده‌ترین آثار او از سوی منتقدین و سینمادوستان است. دی-لوئیس در اولین هم‌کاری‌اش با اندرسون توانست اکثر جوایز بازیگر مرد سال را از آن خود کند و رابرت السویت، فیلم‌بردار و یار همیشگی این کارگردان، در رقابتی نزدیک با راجر دیکینز (فیلم «جایی برای پیرمردها نیست») موفق به تصاحب مجسمه‌ی زرین اسکار شد.

سازندگان کلیپ: فرگل سیف‌اللهی، آریا حاجی‌خانی

 

در کنار تماشای استوری‌برد فیلم «خون به پا خواهد شد» ببینید:

خون به پا خواهد شد: مانند قطار؛ آرام ولی مهارنشدنی

Sketch to Screen -5: There Will Be Blood

“Sketch to Screen” is an Arttalks.ir series in which we make comparisons between the storyboard of the movie and the final movie shot. A storyboard is used as a tool to pre-visualize a motion picture or animation and consists of sketches or illustrations displayed in sequence. Storyboards convey how the story flows and how the shots would work together and play a crucial role in the pre-production process.

This week we go through the shots for an oil well explosion and rescue which are detailed in storyboards by Kevin MacCarthy for Paul Thomas Anderson’s There Will Be Blood.

Creators: Fargol Seifolahi – Aria Hajikhani

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

2,137 بازدید کلی, 226 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینماآرت

پانزده سالگی «بتمن آغاز می‌کند»: راهی که نولان آغاز کرد |‌ All about BATMAN BEGINS on its 15th anniversary

بتمن آغاز می‌کندبتمن آغاز می‌کند

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: به مناسبت پانزده سالگی فیلم بتمن آغاز می‌کند به کارگردانی کریستوفر نولان، در این مقاله نگاهی خواهیم داشت به مسیری که نولان برای ساخت این فیلم طی کرد.

«بتمن آغاز می‌کند» پانزده ساله شد: چگونه فیلم‌های مورد علاقه‌ی نولان ژانر ابر قهرمانی را تغییر داد ‌.

بیش‌تر طرفداران سینما از «شوالیه‌ تاریکی» کریستوفر نولان به عنوان فیلمی که ژانر ابرقهرمانی را تغییر داد یاد می‌کنند ولی این «بتمن آغاز می‌کند» نولان بود که سه سال پیش از «شوالیه‌ی تاریکی» بنیان‌های حرکت این ژانر را به سوی یک واقع‌گرایی «تاریک و خشن» بنا کرد. سه‌گانه‌ی ابرقهرمانی نولان با اضافه کردن لایه‌های درام، شخصیتی چند بعدی به ژانری اضافه کرد که تا آن زمان بیش‌تر با صحنه‌های خیره‌کننده‌ی فیلم‌های «مردان ایکس» و «اسپایدرمن» تعریف شده بود.

«بتمن آغاز می‌کند» اولین فیلم مهم هالیوودی نولان بود و او برای ساختن آن از دو فیلم محبوب تمام ادوارش الهام گرفت: «سوپرمن» ریچارد دانر و «بلید رانر» ریدلی اسکات.

نولان در سال ۲۰۰۵ و در بحبوحه‌ی اکران سینمایی «بتمن آغاز می‌کند» در مصاحبه با گاردین گفت: «من می‌خواستم بیش‌تر از هر کسی دیدی واقع‌گرایانه در یک فیلم ابرقهرمانی داشته باشم. درباره‌ی فیلم‌های محبوبم، مخصوصاً «سوپرمن» سال ۱۹۷۸ زیاد حرف زده‌ام. این فیلم بیش‌ترین شباهت را با آن چه ارائه کرده‌ام دارد. من می‌خواستم آن فیلم حماسی بتمن را بسازم که انتظار داشته باشید در ۱۹۷۹ ساخته شده باشد.»

شش چیز که کریستوفر نولان همیشه در فیلم‌های خود استفاده می‌کند

نولان مصمم بود که جهان بتمن را به واقع‌گرایانه‌ترین شکل ممکن نشان دهد. برای همین او به سبک «بتمن» تیم برتون، نه به مجسمه‌های مینیاتوری گوتیک بلکه به شیکاگو روی آورد تا نسخه‌ی خود از شهر گاتهام را بسازد.

یکی از موفقیت‌های بزرگ «سوپرمن» دانر از دید نولان این بود که این فیلم عظمت قهرمان غیرعادی داستان را با قرار دادنش در جهانی عادی به شدت افزایش داد.

نولان برای «بتمن آغاز می‌کند» مجبور بود که ساختمان‌های شهر گاتهام را بسازد. برای خلق ظاهر بصری گاتهام از محیط شهرهای شیکاگو و لندن استفاده شد ولی بیش‌تر فیلم‌برداری باید در لوکیشن‌های واقعی انجام می‌شد. این جا بود که علاقه‌ی نولان به «بلید رانر» ریدلی اسکات به کار آمد.

نولان در مصاحبه با فوربز گفت: «اگر از دیدگاه عملگرایانه نگاه کنیم، «بلید رانر» یکی از موفق‌ترین فیلم‌ها در ساختن واقعیت به وسیله‌ی میزانسن‌هاست. من در «بتمن آغاز می‌کند» بلافاصله جذب راه حل بصری ریدلی اسکات درباره‌ی این که چگونه باید از این میزانسن‌های عظیم فیلم‌برداری کرد تا واقعی به نظر برسند شدم. و به همین خاطر بلافاصله به دنبال باران، دوربین‌های روی دست و لنز‌های بلندتر رفتیم.»

نولان یک بار ریدلی اسکات را «استاد مطلق» واقعی نشان دادن میزانسن‌ها نامیده بود و به همین دلیل او با طراح تولید نیتن کراولی و تصویربردار والی فیستر همکاری کرد تا مطمئن شود «بتمن آغاز می‌کند» همان سطح از باورپذیری را داشته باشد.

نولان در مصاحبه با فوربز گفت: «هدف ما خلق جنس خاصی از سبک فیلم‌برداری بود که اثر و اهمیت صحنه را بیشینه و حس مصنوعی بودن و این را که جهان فیلم محدود است و چهار گوشه‌ی آن را می‌توان در حاشیه‌های فریم‌ها دید کمینه کند. «بلید رانر» مثالی برای این است که چگونه می‌توان دوربین را برداشت و بی‌پرده بود و مخاطبان را در حال و هوای جهانی که می‌خواهید بسازید فروبرد.

ترجمه: پویا مشهدی محمدرضا

رازهای کارگردانی کریستوفر نولان چیست؟

All about “Batman Begins” on its 15th anniversary

Released on June 15, 2005, “Batman Begins” jumpstarted Nolan’s superhero trilogy by adding layers of psychological character drama onto the genre and to pull it off he looked to two of his favorite films for inspiration: Richard Donner’s “Superman” and Ridley Scott’s “Blade Runner.”
For Christopher Nolan, a big success of Donner’s “Superman” was how it heightened the greatness of its extraordinary protagonist by placing him in the ordinary world.

Nolan once called Ridley Scott “the absolute master” of making sets look like reality, and so he worked with production designer Nathan Crowley and cinematographer Wally Pfister to ensure “Batman Begins” could maintain that same level of believability.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

4,636 بازدید کلی, 211 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها