با ما همراه باشید

میثم کیانی در دو نقطه | هجمه‌ای از کلمه‌ها به سراغم آمده

تاک‌شوی دو نقطه، محصول جدید آرت‌تاکس درباره‌ی روایت در جهان امروز است. گل‌بو فیوضی، طراح و میزبان این برنامه، درباره‌‌ی دو نقطه می‌گوید: «در دو نقطه قرار است راجع‌به روایت حرف بزنیم، به نظرم روایت پدیده‌ی مهمی‌ست و از درون انسان برمی‌آید.»

در  قسمت سوم «دو نقطه»، میثم کیانی میهمان این برنامه است. گل‌بو فیوضی گفت‌وگو را با اشاره به شبکه‌های اجتماعی آغاز می‌کند و از میثم کیانی درباره‌ی پست‌هاش در اینستاگرام می‌پرسد. کیانی می‌گوید: «من ادعایی در عکاسی ندارم. حتا برای اینستاگرام هم در ابتدا متنی دارم و بعد دنبال عکسی می‌روم که با آن متن هم‌خوانی داشته باشد؛ از اول هجمه‌ای از کلمه‌ها به سراغم می‌آیند.»

میثم کیانی در ادامه درباره‌ی زیست ادبی صحبت می‌کند و می‌گوید:‌ «ادبیات، زیست ادبی‌ست نه نوشتن داستان.» برایش توضیحاتی هم دارد؛ این‌که تو تجربه کنی، شکست بخوری، ناکام شوی، همه‌ی این‌ها باعث می‌شود که چیزی برای ارائه داشته باشی. به قول گلشیری ما از زمانه‌ی غول‌ها گذر کردیم و به سلسله‌جبال‌ها رسیدیم. دیگر حافظی وجود ندارد تا یک‌گوشه‌ی دنیا بنشیند و اثرش بر همه‌ی مردم اثرگذار باشد. باید سفر کرد، دید وگرنه دستمان خالی‌ست.

از دیگر بخش‌های این برنامه می‌توان به معرفی کتاب و #هکسره اشاره کرد.

 

نوروز ۱۳۹۸ با آرت‌تاکس:

قسمت نخست تاک‌شوی دو نقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز | میهمان: بابک بیات

قسمت دوم تاک‌شوی دو نقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز | میهمان: سینا دادخواه

قسمت سوم تاک‌شوی دو نقطه، برنامه‌ای درباره‌ی روایت در جهان امروز |‌ میهمان: حسین وحدانی

ویژه‌برنامه‌ی نوروزی -۱ | گفت‌وگو با بهنوش طباطبایی درباره‌ی غلامرضا تختی + ده پیش‌بینی از فصل آخر بازی تاج و تخت

ویژه‌برنامه‌ی نوروزی -۲ | گفت‌وگو با علی‌رضا معتمدی درباره‌ی «رضا» + معرفی فیلم «رما»‌ و مصاحبه با آلفونسو کوآرون

ویژه‌برنامه‌ی نوروزی –۳‌ | نوید محمدزاده و سعید روستایی از ساخت «متری شش‌ونیم» می‌گویند + گریم در GOT

ویژه‌برنامه‌ی نوروزی -۴ | هوتن شکیبا از «شبی که ماه کامل شد می‌گوید + «ترین»‌های GOT از نگاه امیلیا کلارک

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ادبیات

لوئيز گلوک برنده‌ی نوبل ادبیات ۲۰۲۰ شد | Louise Glück is awarded Nobel Prize in Literature

نوبل ادبیات ۲۰۲۰

آرت‌تاکس – گروه ادبیات: برنده‌ی نوبل ادبیات ۲۰۲۰ مشخص شد و این جایزه به لوییز گلوک شاعر آمریکایی تعلق گرفت. او سومین شاعری‌ست که برنده‌ی نوبل ادبیات شده است

در ستایش صدایی منحصربه‌فرد و شاعرانه
لوئيز گلوک برنده‌ی نوبل ادبیات ۲۰۲۰ شد

نوبل ادبیات ۲۰۲۰ به لوییز گلوک اهدا شد. آکادمی نوبل درباره‌ی علت انتخاب خود و در ستایش گلوک نوشته:‌ به خاطر صدای شاعرانه‌ی بی‌چون و چرایی که با زیبایی زندگی فرد را جهان‌شمول می‌کند.

لوییز گلوک سومین شاعری‌ست که توانسته جایزه نوبل را از آن خود کند. پیش از او باب دیلن و شیموس هینی موفق به کسب این عنوان شدند.

بخوانید: نامزدهای بوکر ۲۰۲۰ معرفی شدند: هیلاری مانتل ستاره‌ی جدید دنیای ادبیات؟

Louise Glück is awarded Nobel Prize in Literature

The Nobel Prize in Literature was awarded to Louise Glück, the American poet, “for her unmistakable poetic voice that with austere beauty makes individual existence universal.”
Glück is the first female poet to win the prize since Wislawa Szymborska, a Polish writer, in 1996. Other poets to have received the award include Seamus Heaney, the Irish poet, who won in 1995. She is the first American to win since Bob Dylan in 2016.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ادبیات

داستان‌های کوتاه نیویورکر- ۲: آسایشگاه/ ماه عسل | Hospice/Honeymoon: A Short Story written by Joyce Carol Oates

داستان کوتاه آسایشگاه ماه عسل

آرت‌تاکس – ادبیات: ترجمه‌ی فارسی اختصاصی آرت‌تاکس از داستان کوتاه «آسایشگاه/ ماه عسل» به قلم جویس کارول اوتس

«آسایشگاه/ ماه عسل»

«آسایشگاه/ ماه عسل» داستان کوتاهی جدید از جویس کارول اوتس است که به تازگی در وب‌سایت نیویورکر منتشر شده است. این چهارمین داستان از مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه تابستانی این مجله است که آثار نویسندگان مختلف را منتشر می‌کند. این داستان درباره‌ی زنی است که همسرش پس از سال‌ها زندگی با او اکنون به سرطان مبتلا شده و باید در آسایشگاهی بستری شود و آن چه می‌بینیم تاملات درونی و مکالمه‌ی زن با خودش است.

در کنار مطالعه‌ی داستان کوتاه «آسایشگاه / ماه عسل» به قلم جویس کارول اوتس بخوانید:

داستان‌های کوتاه نیویورکر | شکسپیر در دوران طاعون واقعاً چه کرد

«آسایشگاه».

زمانی که این کلمه را زمزمه می‌کنند احساس می‌کنی زمین زیر پایت می‌لرزد. در لحظه، به اندازه‌ی ردشدن خرده نخی از سوراخ سوزن احساس می‌کنی هوا برای نفس‌کشیدن درست مثل فولاد سنگین شده.

دنیا پیش چشمانت تیره و تار می‌شود. نیم‌سایه‌ها کوچک می‌شوند. انگار در تونلی گرفتاری که نور از آن دور می‌شود. دور و کوچک، آن‌قدر کوچک که بتوانی آن را بین دو انگشتت جا بدهی و بعد نور برای همیشه خاموش خواهد شد.

زیرا زمانی که کلمه‌ی «آسایشگاه» به زبان آورده می‌شود تنها نیست و حقیقتی را با خود آورده: «دیگر امیدی نیست.»

«امیدی نیست». این کلمات زشت و ناگفتنی‌اند. «بی امید» بودن بی آینده بودن است.

بدتر این که اگر بپذیری آینده‌ای نداری به این معناست که «تسلیم شده‌ای».

برای همین است که وقتی پزشک حرفش را مزه مزه‌ می‌کند و با احتیاط کلمه‌ی «آسایشگاه» را بر زبان می‌آورد هیچ کدام از شما آن را نمی‌شنود. یا اگر هم بشنوید باور نمی‌کنید که آن را شنیده‌اید.

گوش‌هات سوت می‌کشند. پژواک آژیری در دوردست. آژیری در یک اتاق دربسته. همین.

چرا که اگر خودت را به نشنیدن بزنی فکر می‌کنی چیزی (هنوز) گفته نشده

اگر کسی از شما آن را نشنود شاید (هیچ‌وقت) کسی آن را نگوید.

اما این اتفاق باز می‌افتد: با گذشت روزها کلمه‌ی «آسایشگاه» بیش‌تر و بیش‌تر گفته خواهد شد.

و ناگهان پیش می‌آید که شوهرت، در کمال ناباوری، مرگ‌‌آگاه می‌شود، از آخرین روزهای خود حرف می‌زند می‌شنوی: «فکر می‌کنم این آخرین روزهای من است‌.»

این را با خجالت زیادی می‌گوید. آن هم سرصبح و پشت تلفن. مثل همیشه که پس از معاینه‌ی سرطان‌شناس در بیمارستان تماس می‌گیرد.

این را پشت تلفن می‌گوید تا عذاب تماشای چهره‌ات وقت شنیدن بر او بخشیده شود. برای تو هم همین طور.

شرمی جدید مانند شرم اول جان می‌گیرد. شرم یافتن راهی برای گفتن «دوستت دارم».

برای گفتن جمله‌ای ناممکن: «دوستت دارم».

ولی شوهرت بالاخره می‌تواند بگوید. تو هم همین طور. «دوستت دارم».

و حالا سال‌ها گذشته و او می‌گوید: «فکر کنم این آخرین روزهای من است.».

این کلماتی است که بیرون از کلمات دیگر می‌ایستد. در گوشت زنگ می‌زنند. راه برگشتی هم نیست اما (ادعا می‌کنی) که آن‌ها را نشنیده‌ای. نه!

ولی شنیدی. اگر نشنیدی چرا خانه روی سرت آوار می‌شود؟ خون به مغزت نمی‌رسد مانند کودکی وحشت‌زده از پا می‌افتی و بریده بریده می‌گویی: «چی؟ چی گفتی؟ مسخره است. چنین چیزهایی نگو! به خاطر خدا منظورت از «روزهای آخر» چیست؟»

صدایت بی‌اختیار بالا می‌رود. دوست داری موبایلت را زمین بکوبی.

چون نمی‌توانی تحمل کنی. طاقت این یکی را نداری. تو از صحرای پهناوری که سرشار از تمام چیزهایی است که نمی توانی تحمل کنی خبر نداری. چیزهایی که در نهایت، تو، آن‌ها را به دوش خواهی کشید.

همیشه در برداشتن هر گام این مسیر مقاومت می‌کنی. این سربالایی شیب تندی دارد. طبیعی است که مقاومت کنی. اما اگر بالا رفتن از این شیب تند را بپذیری و خود را با فکر این که این اتفاق موقتی است آرام کنی آن گاه به یسر پس از عسر می‌رسی. آن فلات، آن سرزمین موعود که به آن عادت کرده بودی منتظرت خواهد بود. منتظر هر دوی شما. تو به زودی به آن جا بازخواهی گشت.

بالاخره یک روز و یک ساعت زمانش می‌رسد که تو هم حرف از آسایشگاه می‌زنی.

در ابتدا خجالت‌زده‌ای و با لکنت می‌گویی. احساس می‌کنی کلمه آهن می‌شود و گلویت را زخم می‌کند.

به مرور زمان یاد می‌گیری که هر بخش کلمه را واضح و با شجاعت بگویی: «آ-سا-یش-گاه»

اندکی پس از آن این ترکیب را عامدانه و صریح می‌گویی: «آسایشگاه ما».

کمی بعد با خودت قول و قرار می‌گذاری. آن‌ها می‌نویسی انگار که در پیش‌گاه خداوند قسم می‌خوری: «این امید من است: من آسایشگاهمان را به ماه عسل تبدیل می‌کنم.»
قول می‌دهم تا شوهرم را به انسانی‌ترین شکل ممکن راحت نگاه دارم.

او را شاد کنم. هر دویمان را شاد کنم.

هر چه را که می‌خواهد، تا آن‌جا که از پس‌ش برمی‌آیم، برآورده کنم.

اول: چیدمان جدیدی برایش می‌چینم اما نه در مرکز سرطان. آسایشگاه ما خانه‌ی ماست که دوستش دارد.

تالار نشیمن نورگیر است و هر روز غرق روشنایی.

افق نزدیک‌تر از چیزی‌ست که دیده می‌شود چون درختان خانه را احاطه کرده‌اند.

و آسمان پر از تکه ابرهای کنده‌کاری شده است.

شوهرم می‌تواند روی مبلی بنشیند و به درختان و آسمان خیره شود. پشتش را بالشت می‌گذارم و پاهاش در جوراب‌های گرم راحت‌ند.

حتا ممکن است که می‌تواند روی تختی که از بیمارستان قرض گرفتیم دراز بکشد. تخت را جایی می‌گذاریم که او بتواند به راحتی به منظره‌ی پیش‌روش چشم بدوزد. و من؟ می‌توانم کنار او دراز بکشم. همان‌گونه که در بیمارستان این کار را می‌کردم.

دستان یک‌دیگر را هم خواهیم گرفت. البته که دستان یک‌دیگر را خواهیم گرفت. دستان او هنوز گرم‌اند. و قوی. هنوز هم زمانی که انگشتانش را فشار بدهی در پاسخ انگشتانت را فشار خواهد داد.

و همین طور لب‌هایش. اگر ببوسی‌شان هرگز دست خالی برنمی‌گردی.

من در کنار شوهرم و در حالی که او را در بازوانم نگه داشته‌ام خواهم خوابید. بازوانم قوی نیستند. ضعیف‌اند حتی. با این حال می‌توانند قدرت‌مندبودن را بازی کنند.

من روی میز سرخ‌چوب بیرون پنجره دانه خواهم پاشید. نه هر دانه‌ای بلکه همان غذای گران پرندگان وحشی که شوهرم می‌خرد.

از تماشای پرنده‌ها هیجان‌زده خواهم شد. برای یک بار هم که شده، بی آن که حواسم پرت شود، در لحظه زندگی می‌کنم. در آخرین لحظات زندگی شوهرم…

شوهرم اهل موسیقی هم هست! من او را در ساعت‌های بیداری‌اش در زیباترین موسیقی‌ها غرق خواهم کرد. تا زمانی که او را معذب نکند روی تخت و در کنار او دراز خواهم کشید، او را در آغوش خواهم گرفت و با او به «سرود شادی» بتهوون یا «دعای غروب» راخمانینف گوش خواهم داد.

با او به خواب خواهم رفت، حتی در طول روز. حتی وقتی که نور بی‌جان خورشید از پنجره بر چهره‌های ما می‌تابد. من سرم را روی بالشت و کنار سر او خواهم گذاشت.

از میان کتاب‌های کتاب‌خانه، کتاب‌های هنری را انتخاب خواهم کرد. کتاب‌های هنرمندان مورد علاقه‌اش از قفسه‌ی عکاسان: بروس دیویدسون، ادوارد وستون، دایان آربوس، الیوت پورتر. صفحه‌ها را به آرامی ورق خواهم زد و با او شگفت‌زده خواهم شد.

آلبوم‌های قدیمی، عکس‌های خانوادگی‌ای را که به اوایل دهه‌ی هزار و نهصد بازمی‌گردد با هم می‌بینیم. خانواده‌ی او، پدر و مادر پدربزرگش از ایرلند مهاجرت کرده بودند. او این اواخر به آن‌ها علاقه‌ نشان داده بود.

غذاهای مورد علاقه‌اش… خب، سعی‌ام را خواهم کرد!

زمانی که در خانه باشد احتمالاً اشتهایش برخواهد گشت. زمانی که مثل من کسی باشد تا برایش غذا ب‌پزد اشتهایش بازخواهد گشت. مطمئنم.

و البته خانواده‌مان هم به عیادتش می‌آیند. فرزندان بزرگسالش، نوه‌ها. خویشاوندان، دوستان. همکارانش در دانشگاه. همسایه‌ها. دوستان قدیمی دبیرستانش که پنجاه سال است آن‌ها را ندیده. سورپرایزهایی برایش خواهیم داشت. من همه‌ی این‌ها را با تخیل یک کارگردان تئاتر میزانسن خواهم داد.

این صرفاً یک آسایشگاه نیست بلکه آسایشگاه ماست. نه یک آسایشگاه غمگین بلکه شاد و سرزنده. درست مانند یک ماه عسل.

ما در خانه‌ی خود شاد خواهیم بود. هر دوی ما.

قول می‌دهم که «روزهای آخر» برای هر دوی ما یک ماه عسل باشد.»

در واقعیت اما چنین چیز محالی رخ نخواهد داد. چطور می‌توانستی خیال کنی که رخ می‌دهد؟!

«آسایشگاه» بله اما «ماه عسل» نه.

نویسنده: جویس کارول اوتس – نیویورکر

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا آرت‌تاکس

 

در کنار مطالعه‌ی داستان کوتاه «آسایشگاه / ماه عسل» به قلم جویس کارول اوتس بخوانید:

تمجید جویس کرول‌ اوتس از فیلم بیوگرافیک زندگی مرلین مونرو

“Hospice/Honeymoon”: A Short Story written by Joyce Carol Oates

“Hospice/Honeymoon” is the latest flash fiction from Joyce Carol Oates. This is the fourth story in this summer’s Flash Fiction series from The New Yorker magazine. The story tells the struggle of and old couple as the husband is diagnosed with cancer and should be treated in a hospice. What we see is the wife’s inner thoughts and dialogs.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ادبیات

نامزدهای بوکر ۲۰۲۰ معرفی شدند: هیلاری مانتل ستاره‌ی جدید دنیای ادبیات؟ | Booker 2020 Nominees Full List

نامزدهای بوکر ۲۰۲۰

آرت‌تاکس – گروه ادبیات: لیست کامل نامزدهای جایزه‌ی ادبی بوکر ۲۰۲۰ ، یکی از مهم‌ترین جوایز ادبی دنیا، که هر سال به بهترین رمان جدید انگلیسی‌زبان اعطا می‌شود، منتشر شد.

نامزدهای بوکر ۲۰۲۰ معرفی شدند | هیلاری مانتل ستاره‌ی جدید دنیای ادبیات؟

«آیینه و نور»، آخرین اثر سه‌گانه‌ی توماس کرامول به نویسندگی هیلاری مانتل، در میان مهم‌ترین آثار نامزدان امسال است. «سرخ‌مویی در حاشیه‌ی جاده»، اثر جدید آن تایلر هم در این لیست حضور دارد.

اگر «آیینه و نور» برنده شود آن وقت مانتل اولین نویسنده‌ای خواهد بود که سه بار برنده‌ی جایزه‌ی بوکر شده. او در سال ۲۰۰۹ برای «تالار گرگ‌ها» و سال ۲۰۱۲ برای «جسدها را بیاور»، دو رمان دیگر سه‌گانه‌ی کرامول، گرفته بود.

جایزه‌ی سال گذشته پس از سرپیچی داوران از قوانین خود و تقسیم جایزه میان مارگارت آتوود برای «وصایا» و برناردین اواریستو برای «دختر، زن، دیگری» با بحث و مخالفت جدی‌ای روبه‌رو شد. امسال اما به نظر نمی‌رسد که چنین موقعیتی پیش بیاید.

لیست کامل نامزدان عبارت است از:
  • «طبیعت وحشی نو»، دایان کوک
  • «این جسم سوگواری‌پذیر»، تسیتسی دانگارمبگا
  • «شکر سوخته»، آوْنی دوشی
  • «آن‌ها که بودند»، گابریل کرائوزه
  • «آیینه و نور»، هیلاری مانتل
  • «بی‌نهایت‌ضلعی»، کالوم مک‌کَن
  • «پادشاه سایه‌ها»، مازا منگیسته
  • «عجب دوران بامزه‌ای»، کایلی رید
  • «زندگی واقعی»، برندون تیلور
  • «سرخ‌مویی در حاشیه‌ای جاده»، آن تایلر
  • «شاگی بِین»، داگلاس استوارت
  • «عشق و دیگر آزمون‌های ذهنی»، سوفی وارد
  • «چقدر از این تپه‌ها طلاست» سی پم ژانگ

بخوانید: ناداستان -۱ | با ارباب مگس‌های واقعی آشنا شوید یا چرا رمان ویلیام گولدینگ یک شوخی تلخ است؟

Booker 2020 Nominees Full List:

Hilary Mantel’s “The Mirror and the Light” — the conclusion to her Thomas Cromwell trilogy — was announced here as one of 13 novels competing for this year’s Booker Prize, the British literary award.

Anne Tyler’s “Redhead by the Side of the Road” is also on the list.

If “The Mirror and the Light” wins, Mantel would become the first author to take the prize three times. She won in 2009 for “Wolf Hall” and again in 2012 for “Bring Up the Bodies,” the two other Cromwell novels.

The full longlist is:

Diane Cook, “The New Wilderness”

Tsitsi Dangarembga, “This Mournable Body”

Avni Doshi, “Burnt Sugar”

Gabriel Krauze, “Who They Was”

Hilary Mantel, “The Mirror and the Light”

Colum McCann, “Apeirogon”

Maaza Mengiste, “The Shadow King”

Kiley Reid, “Such a Fun Age”

Brandon Taylor, “Real Life”

Anne Tyler, “Redhead by the Side of the Road”

Douglas Stuart, “Shuggie Bain”

Sophie Ward, “Love and Other Thought Experiments”

C Pam Zhang, “How Much of These Hills Is Gold”

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها