با ما همراه باشید

جنگ جهانی دوم چندین بار به تصویر کشیده شده اما یک فیلم و به طور دقیق‌تر یک صحنه از دید مورخان و بازماندگان این حادثه، دقیق‌ترین نمایش از جنگ در تاریخ سینما نامیده شده است. در این ویدیو نگاهی عمیق به صحنه‌ی هجوم نیروهای متحدین به ساحل اوماها در فیلم نجات سرباز رایان داریم.

درباره‌ی نبرد تاریخی «نرماندی»

در ششم ژوئن سال ۱۹۴۴ صد و پنجاه و شش هزار سرباز بریتانیایی، آمریکایی و کانادایی بر سواحل نورماندی در شمال فرانسه که آلمانی‌ها آن جا موضع دفاعی بسیار محکمی چیده بودند، پیاده شدند. روز دی یکی از بزرگ‌ترین حمله‌هایی آبی-زمینی در تاریخ بشر است. در هجوم اولیه، تقریبن چهار هزار سرباز متحدین کشته شدند اما این نبرد، آغازی بود برای پایان یافتن جنگ در اروپا. در یک هفته، متحدین ساحل را تسخیر کردند، دو ماه بعد، شمال فرانسه از دست نیروهای متفقین آزاد شد و بهار سال بعد، آلمان‌ها شکست خوردند.

فهرست شیندلر یکی از برجسته‌ترین آثار کارنامه‌ی استیون اسپیلبرگ محسوب می‌شود. مصاحبه‌ی بن کینگزلی را در مورد فهرست شیندلر و سایر نقش‌های ماندگارش ببینید.

به تصویر کشیدن وحشت میدان جنگ برای ادای دین به سربازان

پنجاه سال بعد فیلم‌نامه‌نویس معروف رابرت رودت در حال مطالعه روی آزادسازی غرب اروپا بود و داستانی نظرش را جلب کرد. سربازی که تمام برادرانش در بازه‌ی زمانی یک هفته کشته شدند، از میدان جنگ نجات یافت تا بتواند از خانواده‌اش پشتیبانی کند. این قانون پس از مرگ پنج برادر سالیوان در جنوب اقیانوس آرام در اوایل جنگ ثبت شد.

رودت ایده‌اش را برای مایک گوردون، تهیه‌کننده مطرح کرد و استیون اسپیلبرگ پس از خواندن فیلم‌نامه، تصمیم گرفت بر روی صندلی کارگردانی بنشیند. او که پسر یک کهنه‌سرباز از آن جنگ است، همیشه به آن دوران علاقه داشته. فیلم‌های جنگی که اسپیلبرگ به هنگام جوانی دیده بود، تأثیر بسیاری بر روی او گذاشته بودند و این موضوع در آثار اولیه‌اش دیده می‌شود.

اسپیلبرگ می‌دانست برای ادای احترام به سربازان آن نبرد، باید نه یک صحنه‌ی صاحب سبک هالیوودی بلکه وحشت میدان جنگ را به تصویر بکشد. از لنز او، لرزش دست و دریازدگی نشانه‌ی ضعف نیستند بلکه انسانیت را نشان می‌دهند.

پیش‌تولید سکانس نبرد «نرماندی»

در فیلمی پر از صحنه‌های نبرد، چالش‌برانگیزترین فیلم‌برداری برای اولین سکانس بود: حمله به ساحل اوماها که در آن هزاران بازیگر در نقش سربازان متحدین در میان انفجارها و بدلکاری‌های خطرناک راه خود را پیدا می‌کردند. پروسه‌ی پیش‌تولید اهمیت بسیاری داشت.

ساحل نورماندی واقعی مکانی تاریخی و محافظت شده است و محدودیت‌های فیلم‌برداری بسیاری دارد. اما تام ساندرز، طراح تولید، پس از هفته‌ها تحقیق توانست ساحلی را بیابد که می‌توانست حال و هوای شن‌های طلایی و صخره‌های ساحل اوماها را تداعی کند.

چالش تیم طراحی لباس: تولید سه‌هزار یونیفورم!

فیلم‌برداری سکانس ۱۵ روز طول کشید و ۱۵۰۰ نفر سر صحنه حاضر بودند. از جمله هزاران سرباز ایرلندی که برای نقش‌آفرینی سربازان استخدام شده بودند. با توجه به این که یونیفورم‌های زیادی از جنگ جهانی دوم نمانده، جوآنا جانستون و تیم طراحی لباس باید سه هزار یونیفورم مطابق با واقعیت تهیه می‌کردند. او همچنین شرکتی یافت که چکمه‌های سربازان را تولید می‌کرد و دو هزار چکمه سفارش داد.

جوآنا جانستون در این مورد توضیح می‌دهد:

«به شکل احمقانه‌ای فکر کردم کار آسونی‌یه که فقط قراره همه‌ی این یونیفورم‌ها رو جمع کنم و موقع شروع کار فهمیدم دیگه وجود ندارن.»

در کنار تحلیل سکانس نبرد نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان ببینید:

هشت راز کارگردانی کریستوفر نولان

اتحاد بازیگران مانند یک گردان

حین هجوم به ساحل، بازیگران تحت فرمان مشاور نظامی فیلم بودند و دریل دای، کاپیتان سابق نیروی دریایی آمریکا، در کنارشان حضور داشت. او به هنگام پیش‌تولید، بازیگران اصلی را تحت شرایط سخت پادگانی قرار داد تا به عنوان یک گردان با هم خو بگیرند و برای شرایط دشوار سر صحنه حاضر باشند.

تام هنکس در مورد شرایط سخت بازی در فیلم می‌گوید:

«باید توجه کنین ما در نقش آدم‌هایی قرار گرفتیم که خسته‌ و داغونن و دائمن از دید فیزیکی تحت فشار زیاد قرار می‌گیرن. نمی‌تونستیم این کار رو انجام بدیم مگر این که تمرینات دیل دای رو می‌گذروندیم.»

حضور مخاطب در مرکز هرج و مرج

در ادامه‌ی آماده‌سازی طاقت‌فرسا، مانند مشاوره گرفتن از استفن امبروز، مورخ مشهور جنگ جهنای دوم، اسپیلبرگ از استوری‌بورد استفاده نکرد. این کار برای او غیرمعمول بود. به جای این، او می‌خواست دوربین تحت تأثیر اکشن صحنه باشد و در ادامه‌ی هر صحنه واکنش مناسبی مطابق با رویدادها داشته باشد. در نتیجه، به خصوص در این سکانس، بیننده در مرکز هرج و مرج نبرد حاضر می‌شود.

مرگ‌ها زیبا یا شکوهمندانه نیستند و بسیاری پیش از رسیدن به ساحل کشته می‌شوند. بعضی‌ها بی‌دلیل به سبب سنگینی بارشان غرق می‌شوند. برای فیلم‌برداری این صحنه‌های زیر آب که از چشم سرباز در حال فرار به سوی ساحل است، دوربین روی جرثقیلی در یک قایق قرار داده شد.

جلوه‌های بصری در سکانس نبرد «نرماندی»

برای جلوه‌های بصری فیلم، اسپیلبرگ می‌خواست نجات سرباز رایان اشباع رنگ کم داشته و قدیمی باشد. همکار و فیلم‌بردار همیشگی او، یانوش کامینسکی، برچسب محافظتی روی لنز دوربین را کند تا فیلم نرم‌تر و متراکم‌تر دیده شود. او همچنین نگاتیو را از یک پروسه‌ی اضافه‌تر گذراند تا رنگ‌ها را محوتر کند.

کامینسکی برای صحنه‌های نبرد، از زاویه شاترهای ۴۵ و ۹۰ درجه به جای زاویه شاترهای ۱۸۰ درجه استفاده شد. این مسأله منجر به کم شدن نوردهی فیلم شد و دیدن حرکات بسیار ناگهانی بازیگران شد. چون هر گونه محوشدگی ناشی از حرکت از بین رفته.

در کنار تحلیل سکانس نبرد نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان ببینید:

چه‌گونه مثل گی‌یرمو دل‌تورو از رنگ استفاده کنیم؟

میراث نجات سرباز رایان: فضای حماسی میدان نبرد

در فیلم انفجارها ملموس‌تر به نظر می‌رسند که از دید اسپیلبرگ موجب ترسناک‌تر شدن‌شان شده. همه‌چیز اندکی واقعی‌تر می‌شود و قطرات باران و ذرات خاک و شن برای بیننده واضح‌تر می‌شوند. بخشی از میراث نجات سرباز رایان ، فضای حماسه‌ای‌اش در میدان نبرد است که برای خلقش روی فیلم، زحمت زیادی کشیده شد.

نمای برج ماشین‌گان که اسپیلبرگ برای نشان دادن آسان بودن هدف‌گیری سربازان روی ساحل استفاده کرده، آماده‌سازی‌اش یک شب کامل زمان برد و بعد در دو برداشت باید گرفته می‌شد. در غیر این صورت آماده‌سازی باید دوباره انجام می‌شد.

اسپیلبرگ از گروه تکنیکی‌اش خواست نحوه‌ی کار اسلحه به این شکل باشد که به هنگام شلیک یکی از بازیگران، افکت برخورد گلوله به بازیگر دیگر انجام شود. بنابراین ماشه کشیدن هم منجر به شلیک گلوله‌ی مشقی می‌شد و هم برخورد فرضی آن گلوله به هدف با درنظر گرفتن فاصله.

موسیقی یا سکوت؛ مسأله این است

یکی از وظایف کارگردانی مهم دیگر در خصوص صدا یا عدم وجود صداست. به جای موسیقی حماسی، هیاهوی بی‌امان جنگ را می‌شنویم که در همه‌جای ساحل شنیده می‌شود و استرس روانی کاپیتان میلر با بازی تام هنکس را به خوبی نشان می‌دهد.

گری ریدستورم در مورد صداگذاری فیلم توضیح می‌دهد:

«استیون این ایده رو داشت که شخصیت تام هنکس برای لحظاتی موجی شده و نبرد رو با صداهای عادی نمی‌شنوه و صدایی که از یه صدف بیرون می‌اومد به یاد آوردم. برای شبیه‌سازی این اثر، از صدای امواج اقیانوس استفاده کردم. اون‌ها را از یه اسپیکر پخش کردم و با یه لوله‌ی بلند، به سمت میکروفون هدایت کردم. مثل یه سوت روحی می‌مونه که صداش بیش‌‌تر می‌شه. در همون لحظه‌ای که به واقعیت برمی‌گردیم.»

تبدیل کابوس به واقعیت آشنا برای مخاطب

بر روی ساحل، بسیاری از سربازهایی که آسیب جدی دیده بودند، توسط افراد معلول واقعی به تصویر کشیده شدند که اجازه می‌دهد زخم‌های خونین حتا وحشتناک‌تر هم به نظر برسند. دیگر عنصری که به واقعیت تهوع‌آور این صحنه در فیلم نجات سرباز رایان اضافه کرده، هزاران مدل غیرواقعی و پرجزئیات است.

این مدل‌ها توسط مهندسان پروستتیک تدارک دیده و در ساحل پخش شده‌اند که به هزاران لیتر خون تقلبی آغشته شده. به عنوان بیننده، تجربه‌ی شوکه‌کننده‌ی اولیه با هدایت سربازان توسط کاپیتان میلر اندکی فروکش می‌کند. البته لحظات ترسناک همچنان وجود دارند ولی کابوس به چیزی حتا بدتر تبدیل می‌شود: واقعیتی آشنا

در کنار تحلیل سکانس نبرد نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان ببینید:

وس اندرسون چه‌گونه جزیره‌ی سگ‌ها را ساخت؟

بازخورد نجات سرباز رایان در جامعه

در هفته‌ی افتتاحیه‌ی نجات سرباز رایان در سال ۱۹۹۸، شش و نیم میلیون آمریکایی برای دیدن فیلم به سینما رفتند. کهنه‌کاران نجات یافته از ساحل اوماها، این برداشت از تجربه‌هایشان را دقیق دانسته و تحسین کردند.

حتا آن چنان تأثیری داشت که سازمان روابط سربازان سابق آمریکا خط تلفنی برای کهنه‌سربازان راه‌اندازی کرد و در همان هفته‌ی اول، سازمان داده‌های آنلاین آمریکاگزارش داد که ۱۴ هزار پست در رابطه با فیلم در چت‌روم‌ها منتشر شده و در هر دقیقه، ۲۵ پیام منتشر می‌شد که آن زمان رکورد این نرخ را شکاند.

افتخارات و جوایز فیلم | جنگ جهانی دوم یا جنگ اسپیلبرگ؟!

نجات سرباز رایان ۵ اسکار از جمله جایزه‌ی بهترین کارگردانی را برای اسپیلبرگ به ارمغان آورد. او همچنین توسط وزیر دفاع آمریکا، بالاترین نشان ممکن را برای یک شهروند عادی دریافت کرد: نشان خدمت ویژه‌ی شهروندی.

فیلم اخیرن در سازمان ثبت فیلم ملی آمریکا در کنگره ثبت شده و اولین همکاری حرفه‌ای اسپیلبرگ و هنکس را رقم زد. این دو در ادامه سریال جنگ جهانی دوم محور جوخه‌ی برادران و اقیانوس آرام را ساختند. بی‌دلیل نیست که نیویورک تایمز، اسم جنگ جهانی دوم را جنگ اسپیلبرگ گذاشته.

سینماآرت

چرا مایکل پدرخوانده را دوست داریم؟ | سقوط به قعر جهنم

مایکل کورلئونه

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: در این ویدیو نگاهی خواهیم کرد به چند سکانس از فیلم پدرخوانده که در آن شاهد تحول شخصیت مایکل کورلئونه هستیم.

در کنار تحلیل شخصیت مایکل کورلئونه ، خبری از سازنده‌ی پدرخوانده بخوانید:

جشنواره‌ی فیلم لومیر هر سال برای ادای احترام به بزرگان سینما و آثار ماندگارشان، جایزه‌ای افتخاری اهدا می‌کند و فرانسیس فورد کاپولا ، کارگردان نام‌دار سال‌های نه چندان دور هالیوود قرار است امسال در جشنواره‌ی فیلم لومیر، جایزه‌ی افتخاری این جشنواره را دریافت کند.

در کنار تحلیل کاراکتر مایکل کورلئونه ببینید:

برکینگ بد و پدرخوانده؛ دو روی یک سکه؟

کاپولا با دریافت این جایزه در کنار نام‌هایی چون چون جین فوندا، ونگ کاروای، مارتین اسکورسیزی، پدرو آلمودوار، کلینت ایستوود و کوئنتین تارانتینو قرار می‌گیرد. به عنوان ادای احترام، سه‌گانه‌ی پدرخوانده طی همان شب پخش می‌شود. دبیر این جشنواره تیری فرمو، کاپولا را یکی از بزرگ‌ترین‌های دنیای سینما خوانده و ساخت آثاری چون پدرخوانده و اینک آخرالزمان را که خارج از جریان هالیوود بودند، تحسین کرده است.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینماآرت

تجربه‌ای جدید وسط میدان جنگ | ۱۹۱۷ مندس فراتر از دانکرک نولان

فیلمبرداری فیلم 1917

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: در این ویدیو نگاهی نزدیک خواهیم داشت به چگونگی فیلم‌برداری راجر دیکنز در فیلم ۱۹۱۷. فیلمی که بخت اصلی جایزه‌ی فیلمبرداری اسکار ۲۰۲۰ محسوب می‌شود.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ از تریلر این فیلم دیدن کنید

فیلم‌برداری و تدوین هوش‌مندانه

در نمایی از «۱۹۱۷» سرجوخه اسکوفیلد با بازی جورج مک‌کی را در حال فرار از میان شهری ویران‌شده نشان می‌دهد و از لبه‌ی مرتفعی به داخل رودخونه می‌پرد. این به نظر یک نمای پیوسته و طولانی می‌آید اما اگر به پشت صحنه‌ای که به این نتیجه منجر شد نگاه کنید، می‌بینید که گروه فیلم‌برداری مجبور بودند جورج را با جیپ، موتور سیکلت و پای پیاده تعقیب کنند. بعد از این، نما با نمای دیگه‌ای که بازیگر به داخل رودخونه پریده ترکیب شده است. این یکی از روش‌های ماهرانه‌ای بود که فیلم‌سازها به وسیله‌ی آن کاری کردند که فیلم به گونه‎ای به نظر آید که انگار یک نمای تک بیش‌تر نیست. درست انجام دادن این کار نیازمند زمان‌بندی بی‌نقص، بالاترین سطح برنامه‌ریزی و فیلم‌برداری و تدوینی به شدت هوش‌مندانه بود.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ ببینید:

پشت صحنه‌ی فیلم ۱۹۱۷ | لحظه‌ای که جنگ مدرن آغاز می‌شود

روایت دو سرباز جوان در مخمصه‌ای بی‌پایان

تمام «۱۹۱۷»، درامی‌ که در زمان جنگ جهانی اول رخ می‌دهد، داستان دو سرباز جوان را روایت می‌کند که سعی دارند نامه‌ای به مقصد برسونند تا حمله متوقف شود. این فیلم در واقع در یک نما گرفته نشده بلکه به صورت یک سری از نماهای پیوسته و کات نخورده فیلم‌برداری شده و بعد به صورت هوش‌مندانه‌ای به هم وصل شدند تا این احساس فیلمی با یک نمای طولانی‌ القا کنند.

فرمانده‌ی عملیات: راجر دیکنز

این که این کار قبلن هم انجام شده، فیلم‌سازان برای ساخت «۱۹۱۷» به چالش‌های جدیدی برخوردند. یکی از اولین مثال‌های فیلم تک‌نمایی «طناب» آلفرد هیچکاک بود. مثالی جدیدتر، «مرد پرنده‌ای» است. فیلم «۱۹۱۷» این عمل را با اکشن مداوم و محیط همیشه در حال تغییر یه گام فراتر می‌برد. این فیلم از هیچ لوکیشنی دو بار استفاده نمی‌کند. چه کسی این مسئولیت خطیر رو به عهده می‌گیره؟ تصویربردار راجر دیکنز. دیکنز، یکی از بزرگ‌ترین تصویربرداران زنده‌ی حال حاضر، این را مدیون کار استادانه‌اش در فیلم‌هایی مثل «اسکای‌فال» و «سیکاریو» است. اون برنده‌ی اسکار بهترین تصویربرداری برای فیلم «بلیدرانر ۲۰۴۹» شد.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ ببینید:

راجر دیکنز از سختی‌‌ هماهنگی فیلم‌برداری و پست پروداکشن می‌گوید

پیش‌تولید مهم‌تر از پروسه‌ی تولید

این یک سبک فیلم‌سازی نیست که مناسب هر فیلمی باشد چراکه این نوع فیلم‌برداری خاص محسوب می‌شود. کارگردان سم مندس می‌خواست تجربه‌ای غوطه‌ور کننده بسازد و و مخاطبان حس سربازی بریتانیایی که در جنگ جهانی اول می‌جنگد را داشته باشند. قرار دادن دوربین درست روبه‌روی صورت سربازها هنگام عبورشون از سنگرهای باریک و طولانی، یکی از ابعاد اصلی این کار بود. اول از همه به خاطر نماهای طولانی‌ای که گروه می‌خواست ضبط کند،  فیلم «۱۹۱۷» به آماده‌سازی‌های بیش‌تری نسبت به اغلب فیلم‌ها نیاز داشت. به عنوان مثال، گروه در هر صحنه مدل آن سکانس را ساخت.

مدل‌ها به گروه کمک کردند تا ببینند صحنه به صورت کلی باید چه شکلی باشد. صحنه‌ای که در آن اسکوفیلد باید از میان شهری ویران‌شده فرار کند در نظر بگیرید. این صحنه با منورهایی که به سمت آسمان شلیک می‌شدند نورپردازی شد. چون منورها منبع اصلی نورپردازی در برخی از نماهای این صحنه بودند، گروه باید دقیقن زمان‌بندی می‌کرد تا منورها چه‌قدر در آسمان باشند. برای همین با یه وسیله‌ی نورپردازی روی مدل کوچکی از شهر تست کردند تا جهت سایه‌ها را ردیابی کنند و نور چگونه روی پنجره‌ی ساختمان‌ها می‌افتد.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ بخوانید:

نقد فیلم ۱۹۱۷ | تونل وحشت در دل روز

طراحی دکور فیلم

دیدن حضوری مناظر و صحنه‌ها هم به همان اندازه برای ثبت نماهای پیوسته مهم بود. دپارتمان هنر از صفر تمامی مناظر را ساخت. هر صحنه نیاز داشت تا مسیری برای دوربین فراهم کند. به عنوان مثال، سیم خارداری که سربازها از آن در منطقه‌ی بی‌طرف رد می‌شوند به صورت زاویه‌دار قرار داده شده بود تا دوربین بتواند عبور کند. سطوح شیب‌دار به دوربین اجازه داد تا از این منطقه‌ عبور کند و وارد سنگرهای پایین‌دستی آلمان بشود. در همین حین ورودی تونل‌ها باید طول دقیق و مناسبی داشته باشند تا دوربین‌ها و وسایل مورد نیاز را عبور دهند. یک پنجره جوری ساخته شده بود تا باز شود و دوربین از آن عبور کند. شاید شگفت‌انگیزترین اتفاق این سنگر ۵۲۰۰ پایی بود که گروه باید می‌ساخت. چون برخی از صحنه‌های اکشن و چالش‌برانگیز در این مسیرهای باریک رخ می‌داد، اندازه‌گیری همه چیز حیاتی بود.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینماآرت

چرا انگل فیلم خوش‌ساختی‌ست؟ | بررسی پلان به پلان و تدوین فیلم

Parasite

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: این ویدیو تدوین انگل/Parasite و ضرباهنگ فیلم را که باعث می‌شود احساس کنید سوار بر داستان هستید بررسی می‌کند

بونگ جون هو فیلم‌سازی‌یه که علاقه‌ی شدیدی به ریتم داره. این امر رو توی همه‌ی فیلم‌هاش می‌تونین حس کنین ولی توی آخرین فیلمش «انگل»، اون فراتر از حد خودش ظاهر می‌شه. ضرب‌آهنگ فیلم به طور بی‌نقصی تنظیم شده. به عنوان یه بیننده این طور حس می‌کنین که سوار بر داستان هستین. نحوه‌ی کارکرد تدوین و فیلم‌برداری، طراحی صدا و موسیقی شما رو از لحظه‌ای به لحظه‌ای دیگه می‌بره. فکر کنم بونگ می‌دونه که به دست آوردن دقیق سرعت فیلم تنها راهی‌یه که باعث می‌شه تغییر لحن‌های برجسته‌اش کارگر بیفته.

نشست خبری فیلم انگل | نگاه زیرکانه به جامعه

نتیجه‌ی چنین توجهی به ریتم، یه تجربه‌ی تماشایی کاملن مسحورکننده است. وزن و آهنگ تمام فیلم تحت کنترله ولی ولی مونتاژی به طول چهل دقیقه در این فیلم وجود داره که بونگ استادی خودش رو به شکل سکانسی درخشان و بی‌نقص درمی‌آره. شصت نما که با تقریب خوبی طولی برابر پنج دقیقه دارن که قطعن محبوب‌ترین پنج دقیقه‌ی سال منه. و فکر می‌کنم ارزش بررسی دقیق‌تر رو داره چون واقعن اثر زیبایی‌یه.

سازنده‌ی «انگل» به بررسی آن می‌پردازد | مأموریت غیرممکن برای خانواده‌ای عجیب

این مونتاژ بعد از پایان پرده‌ی اول «انگل» و پس از این که خانواده‌ای فقیر تقریبن موفق می‌شن یه خانواده‌ی ثروتمند رو اغفال کنن تا همه‌شون رو توی تعمیرگاه‌ها استخدام کنن نمایش داده می‌شه. پسر خانواده معلم سرخونه می‌شه. دختر خانواده معلم هنر می‌شه. پدر راننده می‌شه. و بقیه سعی می‌کنن تا مادر رو هم به عنوان خدمتکار استخدام کنن. مسئله اینه که خدمتکار فعلی سابقه‌ی خوبی داره و مورد علاقه‌ی خانواده‌ی ثروتمند هم هست. بنابراین خانواده‌ی فقیر نقشه‌ای می‌کشن تا اون رو از دور خارج کنن. این که این نقشه رو توی یه مونتاژ پیاده کنن ایده‌ی خوبی‌یه چون ما تا الان سه تا کلاهبرداری موفق دیدیم که ضرب‌آهنگ هر کدومشون هم به آرومی داره پیش می‌ره. در مونتاژ کات خوردن‌ها سریع‌تر می‌شه و بونگ با این کار باعث می‌شه تا این پرده اوج بگیره. هم‌چنین با پیچیده‌تر شدن نقشه‌های خونواده‌ی فقیر تنها کار درست اینه که فیلم‌سازی هم پیچیده بشه. مونتاژی مثل این توانایی شما رو برای انتقال حجم زیادی از اطلاعات در تعداد محدودی نما به ورطه‌ی آزمایش می‌ذاره که در این مورد شصت نماست. بیایین نگاهی به چند نمای اول بندازیم. اولین چیزی که متوجه شدم این بود که چقدر همه چیز ترانه‌واره. و استفاده از قطعه‌ای از اپرای رودلیندای هندل هم به این امر کمک کرده. ضرب‌آهنگ خیره‌کننده است. بونگ با استفاده‌ی هم‌زمان از اسلوموشن و حرکت خطی دوربین به این امر دست پیدا می‌کنه. هر نما بخشی از اطلاعات رو منتقل می‌کنه. چند پیش‌بینی و لحظه‌های بعدی در مونتاژ و این ارجاعات رفت و برگشتی و حرکات دوربین و موسیقی کمک می‌کنن تا این سکانس رو به ارگانیسمی مستقل تبدیل کنن. یک مونتاژ سکانسی‌یه که با زمان بازی می‌کنه. ببینید از ایده تا اجرا چند تا نما طول کشیده. بونگ در هشت نمای به صرفه از لحظه‌ای که پسر می‌فهمه که خدمتکار حساسیت داره به لحظه‌ای که اون رو مسموم می‌کنه می‌رسه. این ایجاز هم‌طراز با کارهای هیچکاکه که در چند نما قبل‌تر اون رو توی فیلم جا داده بود. پدر خونواده‌ی فقیر داره مادر خونواده‌ی ثروتمند رو فریب می‌ده برای همین بونگ رو اون رو در حالی نشون می‌ده که اون رو برده بیرون تا یه دوری بزنه. پدر جلوتر حرکت می‌کنه و مادر اون رو دنبال می‌کنه. ولی این جا سطح دیگری از کنترل رو هم شاهدیم چون حرف‌هایی که پدر می‌زنه در واقع توسط پسرش نوشته شدن که این نمایش فریب‌کارانه رو طراحی کرده.

در این لحظه ایده‌ی خوبی‌یه تا به تدوینگر  بونگ، جین مو یانگ اشاره کنیم که به وضوح نقشی اساسی توی شکل‌دهی به این سکانس و تمام فیلم داشت. با این حال بونگ بیشتر کار تدوین رو خودش با نوشتن استوری‌برد مفصل انجام می‌ده ولی هر تدوینگری به شما خواهد گفت که ریتم یه صحنه وابسته به تنظیمات به شدت جزئی‌یه. و گاهی باید خلاق باشید. اگه به عنوان مثال فریم به فریم به این نما نگاه کنین این جا می‌تونین چیز عجیبی رو ببینین. یانگ دو نمای متفاوت رو توی میانه‌ی این نمای افق‌گرد به هم بخیه زده چون هر کدوم از نماها به تنهایی سرعت مناسب دو بازیگر رو در خودش نداشت. برای همین اون از این دو نما فرانکنشتاینی ساخت تا سرعت مناسب رو به دست بیاره. یانگ هم‌چنین نقش مهمی توی کامل کردن این بخش از مونتاژ داشت که در ابتدا بیش‌تر از تکرار مجدد دیالوگ‌ها تشکیل شده بود. یانگ بین مکان‌ها کات زد تا سرعت رو نوسانی‌تر بکنه و در نتیجه این طور به نظر می‌آد که یک مکالمه‌ی واحد می‌بینیم. و این امر در واقع گفت‌وگوی این مونتاژ رو با خودش تقویت می‌کنه. گفت‌وگویی که قراره به زودی نتیجه بده. این مونتاژ اثباتی بر توانایی بونگ جون هو در کنترل ادواتشه. ولی این مونتاژ درباره‌ی کنترل هم هست. این مونتاژ در لحظه‌ای در داستان وارد می‌شه که خونواده‌ی فقیر  توانایی خودشون رو در کنترل اوضاع به اوجش رسوندن. نقشه‌شون به بی‌نقصی سکانس بوده و به آرومی اجرا شده. ولی ما و خونواده به سرعت می‌فهمیم که حتی بی‌نقص‌ترین نقشه‌ها هم مصون از اتفاقات نیستن. موفقیت بذر شکست در آینده رو در خودش داره. مخصوصن وقتی از راه خباثت به دست می‌آد. در پرده‌ی دوم همه چیز سقوط می‌کنه. هم به صورت روایی و هم به معنای لغوی کلمه. و نور جدیدی بر این مونتاژ تابیده می‌شه. نقشه اون طور که به نظر می‌اومد بی‌نقص نبوده و البته این باعث می‌شه که مونتاژ هم همین باشه.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها