با ما همراه باشید

نخستین نمایش خانه کاغذی و جلسه پرسش و پاسخ این فیلم در جشنواره جهانی فجر در سینما فلسطین برگزار شد.

جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خانه کاغذی» با حضور مهدی صباغ زاده، کارگردان، پرویز پرستویی، حسین پاکدل، شقایق فراهانی، خسرو نقیبی و علی مسعودی‌نیا فیلمنامه نویس، جمعه اول اردیبهشت ماه در سینما فلسطین برگزار شد.

مهدی صباغ‌زاده بعد از نخستین نمایش فیلم «خانه کاغذی» گفت: «در این فیلم به نوعی به «خانه خلوت» نگاه داشتم و تلاش کردم تا اثری به یاد ماندنی بسازم.»

او افزود: «از رضا میرکریمی ممنونم که چنین فرصتی را فراهم کرد. پیش از این مقداری نگران نمایش فیلم در این جشنواره بودم ولی امشب احساس خوبی دارم و همه اینها به خاطر کارگردانی فهیم مثل میرکریمی است که جرات دفاع از این کار را دارند.»

پرویز پرستویی هم ضمن تشکر از مخاطبان توضیح داد: «قرار بود این فیلم در بخش ملی جشنواره فیلم فجر به نمایش در بیاید. اما نمی‌دانم به چه دلیلی دیده نشد. خوشحالم که در این جشنواره «خانه کاغذی» به نمایش درآمد. همیشه سعی کردم به دنبال موضوعات تاثیرگذار باشم که در ابتدا برای خودم جذاب باشد. چرا که در هر کاری به دنبال خودم می گردم. متن فیلمنامه را دوست داشتم و موضوع آن برایم جذابیت داشت.»

او ادامه داد: «تینا پاکروان در اینجا حضور ندارد. او بسیار برای این فیلم تلاش کرد. از دوست عزیزم حسین پاکدل بسیار انرژی مثبت گرفتم و بازی کردن در کنارش برایم افتخار بود. امیدوارم این فیلم با مخاطب ارتباط برقرار کند. فکر می‌کنم به چنین موضوعاتی در جامعه ما تاکنون کم پرداخته شده است.»

در ادامه، حسین پاکدل گفت: «به نظرم کاری که مهدی صباغ‌زاده و تینا پاکروان در این فیلم انجام دادند به شدت شرافتمندانه است. افتخار می کنم که در گوشه کوچکی از آن نقش داشتم که می‌توانم تا آخر عمر در آن احساس سربلندی کنم. متاسفانه ما عادت کردیم هر روز با شنیدن اخبار بد بیدار شویم و شب را این چنین به پایان برسانیم. همین مساله باعث شده تا دیگر نسبت به مسائل حساسیت نداشته باشیم. اما این فیلم می خواهد اعلام کند سینمای ما به ناهنجاری عادت نمی‌کند.»

خسرو نقیبی، فیلمنامه نویس «خانه کاغذی» نیز در این جلسه گفت: «به لحاظ موضوعی «خانه کاغذی» سعی می‌کند به سینمای قصه‌گو، عاشقانه و امروزی نزدیک شود. این سینما خیلی تحویل گرفته نمی‌شود چون مد روز فیلم آپارتمانی کثیف و سیاه است. تلاش کردیم این فیلم ادامه «خانه خلوت» باشد. «خانه خلوت»، فیلم نوستالژیک نسل ماست. بعد از صحبت با علی مسعودی نیا تلاش کردیم تا «خانه کاغذی» هم به فیلم نوستالژیک نسل تازه تبدیل شود.»

در پایان این جلسه علی مسعودی‌نیا، دیگر فیلمنامه نویس «خانه کاغذی» نیز گفت: «نمی‌توانم خوشحالی ام را از نمایش این فیلم پنهان کنم چرا که این اولین فیلمنامه من است که به ثمر می‌رسد. ممنونم از خسرو نقیبی برای اعتمادی که به من کرد. ما سعی کردیم واقع گرا باشیم و به موضوعی بپردازیم که ارزش تالیف کردن داشته باشد. به طور کلی فیلم بی‌خاصیتی نباشد.»

سینمای ایران

بهترین سکانس‌‌های لیلا حاتمی

بهترین سکانس‌ های لیلا حاتمی

هر هفته در آرت‌تاکس با #بهترین_سکانس_های_… بازیگران ایرانی. در سومین قسمت از این مجموعه و به بهانه‌ی اکران ما همه با هم هستیم ساخته‌ی کمال تبریزی، بهترین سکانس‌ های لیلا حاتمی را به انتخاب ما ببینید.

راز ژوکوند

پایان فیلم «لیلا» را یادتان هست؟ آن سؤال بی‌پاسخ «آخرش چه می‌شود؟». لیلا با آن لبخند نزد رضا برمی‌گردد یا این ترک‌کردن ابدی خواهد بود؟ لبخند لیلا تلخ است چون باران دختر کوچک رضا را دیده که می‌توانست برای خودش باشد؟ یا از سر گذشت و بخشش؟ این همان کیفیت یگانه‌ای است که وقتی از بازیگری لیلا حاتمی حرف می‌زنیم به آن می‌رسیم و نمی‌توانیم در یک دایره او را با دیگر بازیگران زن سینمای‌مان جمع کنیم. بازیگری که می‌تواند بیرونی‌ترین حس‌ها را «درونی» و فقط با یک حرکت روی صورتش بیاورد و بیننده را به قضاوت صریح و نتیجه‌گیری نرساند. همان چیزی که آدم‌ها در زندگی معمولی انجامش می‌دهند. بدون ری‌اکت درشت. بدون این‌که بدانیم درون‌شان چه می‌گذرد.

در کنار بهترین سکانس‌ های لیلا حاتمی ببینید: بهترین سکانس‌های شهاب حسینی

از سکانس آخر فیلم لیلا شروع کردم چون به‌گمانم بهترین مثال برای این بود که چرا اصلا داریوش مهرجویی دختر علی حاتمی را برای بازی در نقش اصلی فیلمش انتخاب کرد. معتقدم همین ماندن در مرز ظریف بازی‌کردن و خود بودن حاتمی‌ست که مهرجویی را متقاعد کرد می‌توان داستانی به اندازه «لیلا» ساده را ساخت، و درخشان هم ساخت. داستان زنی که خودش تبر برمی‌دارد و به جان زندگی‌اش می‌افتد اما آن‌قدر متقاعدکننده است و چنان شبیه زنان اطراف‌مان، که باورش می‌کنیم. که می‌پذیریم تحت فشار خانواده شوهر می‌توان دست به چنین خودویرانگری مهیبی زد؛ و ته‌ش تاب نیاورد و شکست. در این سال‌ها حاتمی را به واسطه همان لبخند آخر با «ژوکوند» مقایسه کرده‌ام. که بخشی از اهمیت فیلم مهرجویی در همین پایان مبهمی است که نمی‌دانیم چه خواهد بود؛ و شگفت این‌که مهرجویی هم این را از حاتمی نخواسته. پایان فیلم‌نامه «لیلا» نگاه لیلاست به عقوبت ماجرایی که خود آغاز کرده و آن لبخند کم‌رنگ از آن خود بازیگر است که به نقش افزوده؛ و رازآلودگی را به بخشی از پرسونای لیلا/ لیلا حاتمی افزوده است.

در کنار بهترین سکانس‌ های لیلا حاتمی ببینید: بهترین سکانس‌های نوید محمدزاده

این رازآلودگی که کلیدواژه نوشتن درباره کاراکترهایی است که حاتمی به آن‌ها جان می‌دهد، در این سال‌ها گاهی علیه حاتمی هم عمل کرده. او با خودش، با نگاه عمیق و لبخند دریغ‌آلودش، باری به نقش‌ها می‌افزاید که گاه از توان آن کاراکتر شکل‌گرفته روی کاغذ بیرون است و نقش‌های کاغذی و گاه حتی تیپیک نوشته‌شده، این اندازه بُعد را تاب نمی‌آورند. برای همین است که حاتمی در فیلم‌نامه‌هایی که به ظاهر حتی قصه کم دارند اما پس کاراکترشان امکان داشتن یک راز مهیاست (همچون «ایستگاه متروک» یا «هر شب تنهایی») همچون جواهر می‌درخشد و یک‌تنه فیلمی متوسط را به اثری قابل تأمل و با امکان تأویل‌های روانکاوانه تبدیل می‌کند، و در مقابل، مثلا در فیلم‌نامه خوبی چون «بی‌پولی» قابل باور نیست چون باور نمی‌کنیم او را در شمایل یک زن ساده شهری با دغدغه‌های معمولی ببینیم بی‌آن‌که پشت سر رازهایی را پنهان کرده باشد. همین نقش یک زن از طبقه متوسط شهری را وقتی در «سعادت‌آباد» یا «چهل‌سالگی» با آن پشتوانه «گذشته عمیق» بازی می‌کند، حالا دوباره اهمیت «لیلا حاتمی بودن» خودش را بیرون می‌کشد. زنانی که راز عشقی قدیمی را با خود از گذشته تا حال آورده‌اند و حالا در شرایط تصمیم قرار گرفته‌اند. این همان عمقی است که تصمیم زن «بی‌پولی» را در رهاکردن، با تصمیم مشابه همین دو زن در دو فیلمی که نام‌شان را بردم متمایز می‌سازد. آن‌ها گذشته‌ای را دارند که لیلا حاتمی بی‌آن‌که تلاشی کند، با خود به جهان فیلم می‌آورد.

در «آب و آتش» و «حکم» زنی است بیرون زنان مرسومی که در جامعه می‌بینیم اما باورپذیر است چون می‌دانیم پیشینه‌ای هست که او را به آن‌جا رسانده؛ پس اگر در فیلم کیمیایی اسلحه دست بگیرد یا اگر یک شب در آن پمپ‌بنزین به آقای نویسنده‌ فیلم جیرانی پناه بیاورد، باز هم باورش می‌کنیم و می‌پذیریم که گذشته‌ای بوده و او قربانی همه آن‌چیزی است که پشت سر گذاشته تا به این‌جا رسیده؛ درست مثل سیمین فیلم فرهادی که بی‌توضیح چرایی خواست رفتن، از او می‌پذیریم که می‌خواهد فرزندش را جایی دیگر بزرگ کند، چون حتما پیشینه‌ای هست و دلایلی، که ما نمی‌دانیم اما بازی حاتمی بر بودشان متقاعدمان می‌کند.

لیلا حاتمی، مونالیزای سینمای ایران است، با رازی که انگار هیچ‌کس هیچ‌وقت آن را نخواهد فهمید. با گذشته‌ای که پشت سر دارد و هر بار، در هر لبخند و هر نگاهش، می‌توان گوشه‌ای از آن همه «زندگی» را که تجربه کرده است، دید و فهمید.

 

ادامه مطلب

سینمای ایران

معرفی فیلم ما همه با هم هستیم به کارگردانی کمال تبریزی

معرفی فیلم ما همه با هم هستیم

جدیدترین ساخته کمال تبریزی یک فیلم پر بازیگر و کنجکاوی برانگیز است.

«ما همه با هم هستیم» را می‌توان در ادامه ساخته‌های قبلی تبریزی دانست. فیلمی با ضرباهنگ تند و کمدی‌های لحظه‌ای.

در کنار معرفی فیلم ما همه با هم هستیم ببینید:

معرفی فیلم نبات

از گلزار تا مدیری و از غفوریان تا لیلا حاتمی، جواد عزتی و بسیاری از بازیگران مطرح سینمای ایران پروژه مشترک رضا میرکریمی و کمال تبریزی را به یک فیلم پربازیگر تبدیل کرده‌اند.

کمال تبریزی که همیشه در انتخاب اسم فیلم‌هایش سعی کرده از جملات و کلمات متفاوت و پربحث استفاده کند این بار هم اسم فیلم را با الهام از یک ماجرای سیاسی دریافت کرده است تا نشان دهد روحیه او از مارمولک و لیلی با من است تا امروز هیچ تغییری نکرده است.

در کنار معرفی فیلم ما همه با هم هستیم ببینید:

معرفی فیلم سامورایی در برلین

همین چند وقت پیش بود که مراسم اکران خصوصی فیلم با حضور بسیاری از چهره‌های مطرح سینما و ورزش در اسپیناس‌پالاس برگزار شد. مراسمی که عواید فروش بلیت‌های آن به نفع مردم سیل زده در استان‌های غربی و جنوبی کشور صرف خواهد شد.

«ما همه با هم هستیم» در اکران عید فطر می‌تواند مخاطبان سینما را که در طول ماه رمضان با سالن‌های سینما قهر کرده بودند بار دیگر به سمت خودش بکشاند و می‌توان از حالا پیش‌بینی کرد فیلم جدید کمال تبریزی با انبوهی از ستارگان امتحان پس داده شده سینما روزهای خوبی را در گیشه پشت سر بگذارد.

ادامه مطلب

سینمای ایران

بهترین سکانس‌های نوید محمدزاده

بهترین سکانس‌ های نوید محمدزاده

هر هفته در آرت‌تاکس با #بهترین_سکانس_های_… بازیگران ایرانی. در دومین قسمت از این مجموعه و به بهانه‌ی اکران سرخ‌پوست ساخته‌ی نیما جاویدی، بهترین سکانس‌ های نوید محمدزاده را به انتخاب ما ببینید.

کلکسیونر

سینمای ایران بازیگر با کیفیت کم به خودش ندیده است اما تعداد بازیگرانی که بتوانند دل دو سر طیف – منتقدین و عامه‌ی مردم- را ببرند در کل تاریخ سینمایمان کمتر از تعداد دو انگشت دست است. و نوید محمدزاده آخرینشان تا به این لحظه. از حیث بردن جایزه در جشنواره‌ها –چه داخلی، چه خارجی- یکی از پرافتخارترین‌هاست و اگر تاریخ ورودش به سینما را به خاطر بیاوریم؛ آمار و ارقام در موردش تحسین‌برانگیزتر هم می‌شود.

نوید محمدزاده می‌فروشد و این تنها به توانایی‌هاییش در بازیگری – که کسی نمی‌تواند منکرش شود- مربوط نیست. او می‌فروشد چون نمایانگر سویه‌ای از ماست در لحظه‌ای که جانمان به لبمان رسیده و طاقتمان طاق شده که از این بدتر نمی‌شود و نباید بشود. شاه‌نقش‌هایش را به یاد بیاورید، خودمان را روی پرده می‌بینیم و درست او تصویر سودازده‌ی ماست. حالا این در هر فیلمی بنا بر مقتضیات قصه تغییر می‌کند. یک‌جا به معشوقه‌مان نمی‌رسیم، یک‌جا خواهرمان را به زور شوهر می‌دهند و … همین قرابت و نزدیکی با مردم سبب می‌شود وقتی کرمانشاه زلزله می‌آید مردم او را به عنوان نماینده‌شان انتخاب می‌کنند.

(این متن پیش‌تر در روزنامه‌ی سینما چاپ شده)

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها