با ما همراه باشید

گزارش ویدئویی آرت‌تاکس از نشست خبری قصیده گاو سفید با حضور بهتاش صناعی‌ها، مریم مقدم، علیرضا ثانی‌فر و دیگر عوامل

صفحه‌ی اختصاصی جشنواره فیلم فجر سی‌هشتم را در آرت‌تاکس این‌جا ببینید

نشست خبری فیلم «قصیده گاو سفید» به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

در این نشست بهتاش صناعی‌ها، غلامرضا موسوی تهیه‌کننده، مهرداد کورش نیا نویسنده، امین جعفری مدیر فیلمبرداری، عطا مهراد تدوینگر، عبدالرضا حیدری صدابردار، حسین قورچیان صداگذار، کامران خلج طراح چهره‌پردازی، مریم مقدم بازیگر و نویسنده، علیرضا ثانی‌فر، پوریا رحیمی سام بازیگر و آروین پوررئوفی حضور داشتند. رضا درستکار منتقد و از اعضای هیات انتخاب جشنواره نیز در این نشست حضور داشت.

درستکار در نقد فیلم گفت: در جامعه‌ای خاص زندگی می‌کنیم و از حوادث عصبانی نیستیم. در رسانه‌ها عادت داده‌ایم تا فیلم‌ها را له کنیم و عادت نداریم از فیلمی که اثبات می‌کند تشکر کنیم. این تحلیل مطابق با چیزی است که در فیلم صناعی‌ها اتفاق افتاده است. فیلمی که مناسب با شرایط کنونی نیست‌. قتل و اعدامی که اشتباهی رخ داده و مثل هواپیمایی است که اشتباهی زده شده است‌. ما باید قاضی که حکمی را اشتباه داده او را مثل انسان ببینیم. زنی که تنها است او را مثل انسان ببینیم.

بهتاش ضمن تاکید بر اینکه ترجیح می‌دهد خبرنگاران سوال خودشان را بپرسند، درباره عنوان فیلم توضیح داد: این عنوان استعاری است و ما از گاو به عنوان سمبل استفاده می‌کنیم تا گاو را به عنوان قربانی نشان دهیم.

صناعی‌ها درباره نه به اعدام گفتن این فیلم گفت: ما قصدمان توهین به قانون نیست و به عنوان یک کارگردان نمی‌گویم که این قانون ایرادی دارد ولی این قانون باگ‌هایی دارد.

این کارگردان در پاسخ به سوالی مبنی بر ایرانی نبودن کارکتر زن این فیلم گفت: من نمی‌دانم که مینا چه کاری کرده‌ است که او را ایرانی نمی‌دانند.

مقدم هم در پاسخ به این سوال گفت: مینا یک زن ایرانی است ولی کلیشه صدا و سیما نیست.

پایگاه خبری راه دانا به سکانسی از فیلم انتقاداتی وارد کرد و آن را تابو‌شکنی خواند. مریم مقدم در واکنش به این حرف گفت: تابو برای شکستن است.

منبع: انصاف

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

سینمای ایران

سینه‌فیلیا در آلفاویل!؛ نقد فیلم «سراسر شب» نوشته‌ی محمدحسین گودرزی | All Through the Night Review; by Mohammad Hosein Goodarzi

نقد فیلم سراسر شب

نقد فیلم «سراسر شب» نوشته‌ی محمدحسین گودرزی، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس | کارگردان: فرزاد مؤتمن؛ بازیگران: الناز شاکردوست، امیر جعفری، سینا حجازی و آزاده صمدی

سینه‌فیلیا در آلفاویل!

با توجه به رفتارشناسی تماشاگران عام و توجه به آرای مخاطبان پی‌گیر و منتقدانِ این روزهای سینمای ایران، می‌شود در یک ارزیابی شتاب‌زده و بدون مقدمه، سه‌دسته مخاطب را از منظر واکنش‌های بعد از تماشا، برای فیلم «سراسر شب» درنظر گرفت: دسته‌ی اول، تماشاگران عادیِ سینمای ایران هستند که در پرفروش‌شدن تعدادی از فیلم‌ها اثرگذار بوده‌اند. بعید و عجیب است که تماشاگری از این دسته، مجذوب «سراسر شب» شده باشد. «سراسر شب» هیچ‌کدام از معیارهای عامه‌پسندانه را ندارد. تماشاگران این دسته، می‌توانند فیلم را به کندیِ ریتم، تصاویر نامربوط به‌هم و مجهول‌ماندن انگیزه و اراده‌ی شخصیت‌های فیلم متهم کنند و با عنوان فیلم شوخی کنند و بگویند «واقعاً هم سراسر شب است!» دسته‌ی دوم، مخاطبان جدی سینما (یا تعدادی از منتقدان) هستند که مدت‌هاست فرزاد مؤتمن را می‌شناسند، مطلع‌اند که مؤتمن سینه‌فیل قهاری‌ست و در شناخت و بررسی انواع و اقسام فیلم‌ها، تجربه‌ای طولانی دارد. کسانی که سال‌های‌ سال است مؤتمن را می‌شناسند یا حتی در کارگاه‌های آموزش کارگردانی‌اش شرکت کرده‌اند، توجیهاتی برای نقاط مبهم و نکات تاریک فیلم دارند. احتمال می‌دهم دسته‌ی دومی‌ها، که احتمالاً سال‌های‌ سال است از «شب‌های روشن» به نیکی یاد می‌کنند، با ارجاع‌دادن مخالفان «سراسر شب» به فیلم «شب‌های روشن»، در پی هدف‌مند جلوه‌دادن همه‌ی ایرادهایی‌ باشند که مخاطبان عادی به این فیلم نسبت می‌دهند. در این ارجاع‌ها، این نکته نهفته است که «سراسر شب»، حاوی نکات و امتیازهایی‌ست که سلیقه‌ و جو عمومی تماشاگران، امکان دستیابی به این ظرفیت‌های پنهان را ندارد. فخرفروشی‌ها و تمجیدهایی که احتمالاً از سمت این دسته بر سر ذائقه‌ی دسته‌ی اول آوار می‌شود، در قالب چند عبارت محدود است: هدف «سراسر شب»، شباهت به دیگر فیلم‌ها و سرراست‌بودن نیست، فیلم‌ساز اقتباس از اثری خارجی را از دید خودش گذرانده، جامعه‌ی هدفش همه‌ی تماشاگران نیستند، این فیلمِ شخصیِ مؤتمن است و وجه‌تمایز داستان فیلم، با هم‌رده‌هایش در این سال‌ها، این است که در طول یک شب و یک خیابان اتفاق می‌افتد.

تاحدی می‌شود آرای هر دو دسته را با هم جمع کرد. این مبنا و فرض من برای تعریف و تشریح دسته‌ی سومی‌ست که در آن جای می‌گیرم و بنا دارم در ادامه، شما را هم به پیوستن به این دسته دعوت کنم. فرض اصلی این است: مؤتمن سینه‌فیل و سینماشناس است و خواسته اثری شخصی و مستقل بسازد و سینما هم انواع متفاوتی دارد و قرار نیست همه‌ی فیلم‌ها تنها یک خط روایی پررنگ داشته باشند؛ اما این اثر شخصی، واجد ویژگی‌های کیفی سینمایی نیست و بلاتکلیف و معلق به‌نظر می‌رسد.

سرک‌کشیدن‌های «سراسر شب» به فیلم‌های متعدد تاریخ سینما و قراردادن دیالوگ‌ها و جملات متنوعی از ادبیات و سینما در دهان بازیگران، به‌گونه‌ای اتفاق می‌افتد که نه‌تنها ما را به جهان فردی فیلم‌ساز نزدیک نمی‌کند و فکرکردن به «تئوری مؤلف» را برای تأویل‌های کلی بیهوده جلوه می‌دهد؛ بلکه مسیرهای تفسیرپذیر «مرگ مؤلف» را هم به بن‌بست می‌رساند؛ منفصل‌دیدن فیلم از دیگر آثار و فراموش‌کردن این‌که خالق «سراسر شب»، با همین فضای «شب»، پیش‌تر روی اقتباسی دیگر کار کرده، چیزی از رنج «سراسر شب» از چندپارگی کم نمی‌کند.

فیلم قرار است گم‌شدن چند آدم در شبی به‌خصوص را به‌هم برساند و مجموعه‌ای از چند خط داستانی کوتاه را، به بهانه‌ی لوکیشنی واحد، در کنار هم بگنجاند. از ابتدا هم، قرار فیلم‌نامه با مخاطب همین است و خب تا انتها هم نقض نمی‌شود. این وسط، زنگ‌خوردن موبایلی روی زمین افتاده، واکنش شخصیت‌ها به صدای زنگ و کافه‌ای به نام یکی از فیلم‌های گدار، نقش حلقه‌های واصل و واسط را میان ایده‌های داستانی مختلف فیلم ایفا می‌کنند. مبنای فیلم‌نامه و قرارش با مخاطب مشکل خاصی ندارد. «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد» تنها یکی از ارجاعات فیلم و دیالوگی از زبان شخصیت نیست؛ بلکه بنای اصلی فیلم‌نامه هم، چنین عملکردی‌ست. ما هم آگاهایم که نباید در فیلم‌نامه‌ی «سراسر شب»، منتظر صیدی باشیم که ارمغان فیلم‌های رایج قصه‌گو است. تا اینجا، ایرادی متوجه فیلم نیست.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که اثر، یک پایش را این سمت جوی باریک می‌گذارد و پای دیگرش را طرف دیگر؛ یک‌پایش سمت پرسه‌زنی‌های مدرنیستی اروپایی‌ست و پای دیگرش روی زمین کلاژگونه‌ی برخی پست‌مدرنیستی‌ها. رفته‌رفته، فاصله‌ی دوسمت این جوی حقیر، بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود و پیش از رسیدن به گودال و صید، همه‌چیز از دست می‌رود. ارجاعات مستقیم فیلم به گدار در سطح کلام و نمایش پرسه‌زنی‌های بی‌مقصد و بی‌هدف شبیه به آنتونیونی را درنظر بگیرید. به این‌ها، خودارجاعی‌ها (چه به سینما، چه به فیلم‌ها و چه در سطح روایت زندگی یک کارگردان) را هم بیفزایید و غلظت این خودارجاعی‌های علاقه‌مند به «هشت‌ونیم» فلینی را، تاحد خودارجاعی‌ها و ادای دین‌های پست‌مدرنیستی بالا ببرید. عجیب نیست اگر دست‌پخت چنین رویکردی، هم‌زمان شور و شیرین و ترش باشد. به‌خصوص اگر این ایده‌های مختلف سینمادوستی، بی‌توجه به آثار نمونه، از واقعیت شهری منتزع و منفک نشود و به خوردن چند قرص و خواب عجیب و طولانیِ دختری علاقه‌مند به بازیگری رضایت دهد. درست است که اثر می‌خواهد شخصی باشد؛ اما این اتفاق با ریختن همه‌ی مواد سازنده‌ی فیلم‌های موردعلاقه‌ی فیلم‌ساز رخ نمی‌دهد.

مگر می‌شود نگرش و سبک حاصل از چندین فیلم‌ساز تاریخ سینما را بدون درنظرگرفتن پشتوانه‌ی تاریخی و اجتماعی آن فیلم‌ها، آزادانه و بی‌پشتوانه در هر جایی به‌کار برد؟ این سؤال را از زمان تماشای «شب‌های روشن» قابل‌طرح می‌دانم. شاید طرح چنین سؤالی بی‌مورد باشد، و بشود پذیرفت که همه‌ی انواع فیلم‌سازی تا ابد در هر جغرافیایی احیاپذیرند، اما پرسش «جایگاه و نگرش فیلم‌ساز» در مواجهه با سینمای شخصی‌اش نمی‌تواند مردود باشد. یک سینه‌فیل حق دارد بداند خود فرزاد مؤتمن در این دل‌باختگی به آثار سینمایی کجا ایستاده. اساساً «شب» به‌غیراز بهانه‌ی روایت آدم‌های تنها و خلوتیِ خیابان، چه کارکردی در سبک فیلم «سراسر شب» دارد؟ انتظار سبکی مشخص از بسیاری از آثار این روزها، انتظاری بیهوده‌ است؛ اما مؤتمن فرق می‌کند؛ کاربلد است و مسلط. دوست داشتم ببینم مؤتمن شب، پرسه‌زنی‌ها و زندگی فیلم‌ساز را تداومی و خالی از معنا می‌بیند و شب در نظرش همان «کسوف» آنتونیونی است یا روابط آدم‌هایش را بریده‌بریده و جدا از زمان و مکان می‌بیند، مثل «سال گذشته در مارین باد»؟ آیا به تعبیر شریدر از سینمای برسون، به استعلایی‌شدن در شب نزدیک می‌شود یا اصلاً این‌ها مدنظرش نیست و می‌خواهد تارانتینووار همه‌ی دلبستگی‌هایش را قاب کند روی دیوار کافه آلفاویل؟

میان قدم‌زدن‌ها در شب، نه حسی تداومی وجود دارد، نه سکوت و کلیشه‌هایی که از شب می‌شناسیم رخ‌نمایی می‌کنند و نه در برخورد با شب، در فیلمی که سراسر مدعی آن است، گزینه‌ی جدیدی به گزینه‌های قبلی‌مان اضافه می‌شود. علت اصلی این ماجرا، بهره‌بردن از انواع تمهیدهایی‌ست که به ذهنی مسلط به سینما راه پیدا کرده؛ اصول کلاسیک کارگردانی در جاهایی عامدانه کنار گذاشته می‌شوند؛ درحالی‌که هم‌زمان، دیالوگ‌نویسی به‌دنبال علت و معلول و منطق کلام پیوسته می‌گردد. گاهی البته با جملات درشت و حرف‌های مهم از این مهلکه می‌گریزد؛ اما اساس دیالوگ‌نویسی فیلم، سراسر متعلق است به جریان اصلی سینما؛ چیزی که کارگردانی فیلم به آن علاقه ندارد.

تقریباً تمامی شخصیت‌های اصلی «سراسر شب»، کارت‌پستالی‌اند و رفتار و تصمیم‌شان حساسیت خاصی در تماشاگر ایجاد نمی‌کند. می‌شود درباره‌ی تک‌تک‌شان بحث کرد؛ درباره‌ی نیرویی که در دو خواهر فیلم (که هر دو را الناز شاکردوست بازی می‌کند) وجود ندارد برای ایجاد کشش دراماتیک در داستان؛ نه یک نیروی عینی و در مقابل دیگر شخصیت‌ها، نه نیرویی درونی و واضح. بحث شخصیت‌پردازی را می‌شود با شخصیت کارگردانی که برای اولین‌بار می‌نویسد (امیر جعفری) پی گرفت. اطلاعات خاصی از او نداریم. نه مشکلش معلوم است و نه جنبه‌ی خاصی از او روشن می‌شود برای مخاطب. تمامی بحث‌های فیلم، در سایه‌ی سینه‌فیلیای دمیده‌شده در اثر، محو می‌شود. در این شرایط، تحلیل این‌که آیا این دو خواهر، دو وجه از یک شخصیت‌اند یا نه، راهگشا نیست. به‌جای آن‌که ادای دین به فیلم‌ها و بازی با دیالوگ‌ها زیر چتر شخصیت‌پردازی، کشش داستانی و سبک مشخصی از کارگردانی قرار بگیرد، در تمام فیلم، سینه‌فیلیا بی‌وقفه می‌بارد و سقف و ساختمان فیلم را روی سر مخاطب فرو می‌ریزد.

نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

All Through the Night Review; by Mohammad Hosein Goodarzi

On one hand, you have European modernist strolling and then there’s the background collage of post modernism. As the film goes on, the movie strays further and further from both. Instead of paying homage to movies and playing with dialogues to create a character, a style and a narrative, the whole movie rains down cinema references all over and doesn’t maintain its audience in any shape or form

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

آنونس

آغاز اکران آنلاین «ناگهان درخت» از ۱۷ آذر: فیلم صفی یزدانیان، پیمان معادی و مهناز افشار با صدای آرمان گرشاسبى | Suddenly A Tree Video Clip; Director: Safi Yazdanian, Singer: Arman Garshasbi

فیلم ناگهان درخت

آرت‌تاکس – گروه سینمای ایران: تیزر فیلم «ناگهان درخت» به کارگردانی صفی یزدانیان، با بازی پیمان معادی و مهناز افشار به همراه آهنگ «برمی‌گردم» با صدای آرمان گرشاسبى

فیلم صفی یزدانیان، پیمان معادی و مهناز افشار با صدای آرمان گرشاسبى
آغاز اکران آنلاین فیلم «ناگهان درخت» از ۱۷ آذر

«ناگهان درخت» به نویسندگی و کارگردانی صفی یزدانیان و تهيه كنندگى پيمان معادى از ۱۷ آذرماه به صورت آنلاین در پلتفرم ‌فیلیمو اکران خواهد شد. این آخرین اثر اکران نشده‌ی مهناز افشار است که در کنار پیمان معادی زوج عاشقانه‌ی فیلم را تشکیل می‌دهند. از یزدانیان پیش‌تر عاشقانه‌ی «در دنیای تو ساعت چند است» را دیده‌ایم.

پیش از اکران، موزيك ويدئوی این فیلم با صدای آرمان گرشاسبى با عنوان «برمی‌گردم» منتشر شده است. اين اثر با موسيقى آرمان گرشاسبی و آهنگسازى اشكان آبرون، نويد زمردی و شعرى از احسان حائرى آماده شده است.

ساخت موزيك ويدئو: مسعود رفيـع‌زاده

 

Suddenly A Tree directed by Safi Yazdanian; Music by Arman Garshasbi

Suddenly A Tree which is directed by Safi Yazdanian will be released this next week on Filimo. This is Mahnaz Afshar’s final unreleased movie during her time in Iran. Her co-star is Peyman Maadi.
A music video for the movie has been released by Arman Garshasbi

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ستاره‌ها

زخم رفیقان ادوار بر تن کیمیایی؛ یادداشت میلاد سعیدی در پنجاه سالگی نمایش «رضا موتوری»

فیلم رضا موتوری

اختصاصی از آرت‌تاکس: یادداشت میلاد سعیدی بر روی فیلم «رضا موتوری» به کارگردانی مسعود کیمیایی و با بازی بهروز وثوقی به مناسبت پنجاه سالگی اکران این اثر در سینماها

نیم‌قرن پس از نمایش فیلم «رضا موتوری»
زخم رفیقان ادوار بر تن کیمیایی

رضا موتور‌ی‌ در‌ سال‌ نمایش‌ش و چند سال بعد، آن‌چنان که‌ قیصر موردتوجه‌ قرار گرفت مورد اقبال‌ عمومی نبود اما در گذر پنجاه‌ساله، اتفاقی معکوس «رضا موتوری‌» را بیش‌تر از قیصر درنظر تماشاگران سرزنده و مماس بر زمان قرار داده است. نکته‌ی جالب این‌جاست که در زمان پخش موسیقی فیلم در لاله زار و شمیران نیز ملودی‌هاش خیلی جایگاه نیافت اما قصه‌ در‌ ادامه کمی متفاوت شد.
نسل برآمده از دهه‌ی چهل و پنجاه محاسبه‌ای دیگر بر متر فیلم‌بینی خود داشت. آن نسل صدای فرهاد را نماد اعتراض واقعی موسیقی می‌دانست و نغمه‌های فرهاد را شاید بیش‌تر یک اعتراض اجتماعی منظور می‌کرد تا یک اعتراض سیاسی. این میان، محور موج نوی سینمای ایران یعنی کیمیاییِ بزرگ، بیش‌ترین نقش را در جلوه‌ی دوباره‌ی اثرش داشته و دارد، که علل مختلفی را می‌توان برای آن در نظر گرفت ولی قبل از بیان این علل و شاید بهتر بگویم به جای بیان این علل باید یک‌بار برای همیشه‌ از نمایش‌های بی‌تاریخ و بی‌هویت دست برداریم و با صدای بلند قبول کنیم که سه چهار کار اول کیمیایی خیلی بیش‌تر از سایر هم‌سالان او لرزش به جان تماشاگران خو گرفته به آبگوشت و پیاز انداخت؛ تماشاگرانی که هیجانی وحشی را بر پرده‌ی سفید تماشا می‌کردند که برخلاف قیصر اتفاقن این بار خیلی بیش‌تر از زندگی اجتماعی خالق اثر برآمده؛ زخمی که در لنز دوربین نصرت‌الله کنی، موسیقی منفردزاده و در طیف خون چهره‌ی وثوقی قابل تماشا بود. قصد ندارم در این فرصت به بیان ویژگی‌های ممتاز فیلم که خود شروع نوعی ژانر در سینمای ایران و موسیقی متن است بپردازم؛ نیتم این است که توجه خواننده‌ی امروز را به این نکته جلب کنم که آثار کیمیایی آغشته به زخم است و این زخم را رفیق بر پیکر سینمایی کیمیایی زده است، نه مردم و نه حتا مدیران. این زخم را همکاران او در طی دهه‌ها بر او زدند؛ کسانی که خود را ستایش کردند، نه کیمیایی را… چنان که خودپرستی آنان را به این سمت برد که بهترین ایام کیمیایی ایام همکاری با ما بوده و از هر دهه شاهد نشان‌هایی می‌توان آورد. کیمیایی امروز و در گذر زمان، زخمی است؛ ولی نه زخمی اجتماع و مردم, بلکه زخمی رفیقان ادوار است.

نکته: «رضا موتوری» ۵۰ سال پیش در دهم آذر ۱۳۴۹ به‌عنوان سومین فیلم مسعود کیمیایی پس از بیگانه بیا و قیصر روی پرده رفت.

نوشته‌ی میلاد سعیدی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها