با ما همراه باشید

نقد فیلم روزهای نارنجی (آرش لاهوتی) در استودیو آرت‌تاکس با علی مصلح حیدرزاده

علی مصلح حیدرزاده با حضور در استودیو آرت‌تاکس به نقد فیلم روزهای نارنجی ساخته آرش لاهوتی پرداخت.

 

از علی مصلح حیدرزاده بیشتر ببینید:

نقد فیلم تیغ و ترمه | لینک تماشا

 

از روزهای نارنجی بیش‌تر ببینید:

معرفی فیلم روزهای نارنجی | لینک تماشا

نشست خبری فیلم روزهای نارنجی | لینک تماشا

فوتوکال فیلم روزهای نارنجی | لینک تماشا

رویا حسینی در صندلی قرمز: خودم را تنبیه کردم | لینک تماشا

 

دیگر ویدیوهای ما از سی‌وهفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر را در صفحه‌ی اختصاصی این رویداد در آرت‌تاکس ببینید

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

راهنمای فیلم

نقد فیلم‌ اوقات بد در هتل ال‌رویال | هرج و مرجی که داستان را پیش می‌برد

نقد فیلم‌ اوقات بد در هتل ال رویال

نقد فیلم‌ اوقات بد در هتل ال رویال ، ساخته‌ی درو گادرد با بازی جف بریجز، کریس همسورث و داکوتا جانسون در استودیو آرت‌تاکس با علی مسعودی‌نیا

اوقات بد در هتل ال‌رویال: کلاژ نئونوآر

فیلم Bad Times at the El Royale یا «اوقات بد در هتل ال‌رویال»، ساخته‌ی اخیر درو گادرد، بیش از هرچیز کلاژ نئونوآر به‌نظر می‌رسد. کلاژ بدان منظور به‌کار می‌رود که مجموعه‌ای از داستان‌ها در کنار یک‌دیگر قرار گرفته و از شیوه‌های متأخر نوآر استفاده کرده تا داستانش را پیش ببرد. مقداری نیز بخش اگزوتیک در آن وجود دارد. یعنی در هتلی که این اتفاقات در آن رخ می‌دهد، نیمی از آن در ایالت نوادا قرار دارد و نیم دیگرش در کالیفرنیا. طبق قوانین فدرال، این دو نقطه با یک‌دیگر قانون متفاوتی دارند و از این منظر هتل جذاب است.

در کنار نقد فیلم‌ اوقات بد در هتل ال رویال ببینید:

نقد فیلم‌ هرگز می‌توانی مرا ببخشی؟ | اتوبیوگرافی یک سارق

تحت تأثیر تارانتینو و کوئن‌ها

تعدادی مسافر عجیب و غریب وارد هتل ال‌رویال می‌شوند: یک کشیش، یک زن سیاه‌پوست، مردی تاجر و جنتلمن و یک زن با شکل‌وشمایل هیپی‌‌های دهه هفتاد آمریکا اما به شکل کنایه‌آمیزی داستان فیلم در سال ۱۹۶۹ اتفاق می‌افتد! کارگردان به همین‌صورت سر شوخی را با بیننده باز می‌کند و نشان می‌دهد که اثری در مایه‌های طنز سیاه است. مشخصن سازنده‌ی فیلم در شیوه‌ی روایت و شخصیت پردازی، پیش‌برد داستان و ویژگی‌های بصری تحت تأثیر فیلم‌سازانی چون کوئنتین تارانتینو و برادران کوئن است.

کاراکترهای قلابی

یکی از مهم‌ترین نقش‌های فیلم را جف بریجز بازی می‌کند که بازی به‌شدت فوق‌العاده‌ای دارد. این آدم‌ها در هتلی جمع شده‌اند و خود را افرادی افرادی معرفی می‌کنند که با جلو رفتن فیلم متوجه دروغ‌شان می‌شویم. به‌طور مثال جف بریجز خود را کشیش معرفی می‌کند یا زن سیاه‌پوست می‌گوید که برای تعطیلات آمده ولی کم‌کم متوجه می‌شویم که این‌طور نیست. متصدی پذیرش هتل نیز پسری معصوم و بی‌آزار جلوه می‌کند که در ادامه‌ی داستان می‌فهمیم پیشینه‌ی او و این هتل عجیب و غریب است. این شخصیت‌ها به قصد متفاوتی به این هتل می‌آیند اما به‌دلیل سلسله اتفاقاتی که رخ می‌دهد، سرنوشتشان با هم گره می‌خورد و وضعیت برایشان بسیار تراژیک و غیرقایل کنترل می‌شود.

در کنار نقد فیلم‌ اوقات بد در هتل ال رویال ببینید:

نقد فیلم‌ نعنای تند | فیلمی معمولی با بازی‌های معمولی‌تر

فیلمی بانمک اما دست دوم

فیلم اثری بانمک است اما چون در این حیطه به‌قدری آثار خوب ساخته شده است، انتظار دیدن اثری اورژینال داریم. این نکته، تنها نقطه‌ضعف فیلم محسوب می‌شود و هیچ‌چیز اورژینالی ندارد. انگار تمام پی‌رفت‌های داستانی، موقعیت‌های تصویری و شخصیت‌پردازی‌های آن را پیش‌تر جایی دیده‌ایم. هرچه به پایان فیلم می‌رسیم، این نکته نیز منفی‎تر جلوه می‌کند. در پایان نیز همان چیزی که انتظار داریم، رخ می‌دهد. مدل فیلم «سگ‌های انباری» تارانتینو، تمام کاراکترها یک‌جا جمع می‌شوند و باید تکلیف کار را یک‌سره کنند.

ولی بن‌مایه‌ی داستان فیلم بسیار جذاب است: آن‌جایی که داستان شروع می‌شود، شیوه‌ی پیوند خوردن شخصیت‌ها به یک‌دیگر جالب است و آدم‌ها درحالی‌که حس می‌کنند در اتاق‌شان هستند، متصدی پذیرش هتل می‌تواند آن‌ها را از پشت شیشه ببیند که این ایده برای آغاز فیلم بسیار جذاب است. فیلم قابل‌تحمل و سرگرم‌کننده‌ای‌ست و دو صحنه‌ی خوب هم دارد. اما هرچه به پایان نزدیک‌تر می‌شویم، سرمایه‌ی داستانی و کارگردانی فیلم رو به افول می‌رود و به‌همین دلیل نیمه‌ی ابتدایی بسیار جذاب‌تر است.

در کنار نقد فیلم‌ اوقات بد در هتل ال رویال ببینید:

نقد فیلم‌ اگر خیابان بیل می‌توانست سخن بگوید | سفید بد، سیاه خوب!

مهجور ولی جالب

«اوقات بد در هتل ال‌رویال» جزو فیلم‌های مهجور ولی جالب امسال بود. جف بریجز در این فیلم به‌قدری بازی خوبی از خود نشان می‌دهد که می‌شد آکادمی به آن عنایت و توجهی کند ولی این اتفاق نیفتاد و فیلم اصلن مطرح نشد. تنها منتقدان اشاره کرده بودند که طنز سیاه آن قابل اعتناست که من با منتقدان در این زمینه مخالفم!

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

نقد فیلم متری شش و نیم | یک افسوس بزرگ به‌جای یک فیلم بزرگ

نقد فیلم متری شش و نیم

نقد فیلم متری شش و نیم از نگاه خسرو نقیبی

سردبیر آرت تاکس درباره‌ی تازه‌ترین اثر سعید روستایی معتقد است #متری_شش_و_نیم با نیمه‌ی اول درخشانش یک کارگردان توانا را برای ساخت تریلر یا اکشن به سینمای ایران معرفی کرده است. نیمه‌ی اولی که تا سال‌‌ها می‌تواند محل ارجاع سینمای ایران برای ترسیم یک کاراکتر متفاوت از پلیس و اجرای آن یا نحوه‌ی ساخت یک فیلم پلیسی خیابانی باشد اما آن‌چه در نیمه‌ی دوم رخ می‌دهد سبب می‌شود با یک فیلم کامل سروکار نداشته باشیم. نقیبی می‌گوید «متری شش‌ونیم» ببش‌تر یک افسوس بزرگ است تا فیلمی بزرگ.

 

از خسرو نقیبی بیش‌تر ببینید:

نقد فیلم طلا | لینک تماشا

شب‌های نقد با حضور خسرو نقیبی و امیر قادری سردبیر کافه سینما | لینک تماشا

پیشنهاد و ضد پیشنهاد جشنواره با حضور خسرو نقیبی، یحیی نطنزی و سوفیا نصر الهی | لینک تماشا

 

از متری شش و نیم بیش‌تر ببینید:

نشست خبری فیلم متری شش و نیم | لینک تماشا

فوتوکال فیلم متری شش و نیم | لینک تماشا

معرفی فیلم متری شش و نیم | لینک تماشا

 

دیگر ویدیوهای ما از سی‌وهفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر را در صفحه‌ی اختصاصی این رویداد در آرت‌تاکس ببینید

ادامه مطلب

راهنمای فیلم

نقد فیلم مرز | کلیشه‌زدایی از فانتزی

نقد فیلم مرز

یحیی نطنزی در استودیو آر‌ت‌تاکس به نقد فیلم مرز ، ساخته‌ی علی عباسی، می‌پردازد و می‌گوید.

مرز: اثری کنجکاوی برانگیز

فیلم جدید علی عباسی از این‌جهت برای ایرانی‌ها می‌تواند کنجکاوی‌برانگیز باشد که فیلم جدید یک ایرانی‌ شاغل در سینمای اروپا است. او چند سالی‌ست که در سینمای اروپا مشغول فیلم‌سازی‌ست و توانسته به موفقیت‌هایی دست یابد. فیلم Boarder (مرز) در دوره‌ی پیشین جشنواره‌ی کن موفق به کسب جایزه‌ی نوعی نگاه شد و بسیاری از منتقدان در نقد این فیلم و ویژگی‌هایش نوشتند و به ستایش آن پرداختند. کنجکاوی‌ها درمورد این فیلم، چه در ایران و چه در سایر کشورها بسیار بوده است.

الهام‌گیری از افسانه‌های ایرانی

علی عباسی چند سال پیش فیلم ترسناک Shelley (شلی) را به‌عنوان کار اولش ساخت که بسیار به مؤلفه‌های ژانر نزدیک بود و اثری غافل‌گیرکننده و هیجان‌انگیزی نبود اما به‌عنوان تجربه‌ی اول می‌توانست تجربه‌ی موفقی محسوب شود. مرز برای کارگردان فیلمی شخصی‌تر محسوب می‌شود. از مصاحبه‌ی آقای عباسی می‌توان این نکته را متوجه شد که برایش افسانه‌های کشورهای ایرانی و کشورهای اسکاندیناوی بسیار مهم بوده و تبدیل به منبع الهام او برای ساخت فیلم مرز شده.

کلیشه‌زدایی از ژانر فانتزی

او در فضایی فانتزی تعریف می‌کند، از تمام المان‌های فانتزی این افسانه‌ها بهره می‌برد تا بیننده را وارد یک دنیای به شدت عجیب و غریب کند. دنیایی که برخلاف فیلم قبلی او کاملن از کلیشه‌ها به‌دور است و او عامدانه به‌دنبال شکستن تمام کلیشه‌هایی‌ست که از فضای فانتزی در ذهن ما شکل گرفته و می‌خواهد آن‌ها را زیر پا بگذارد. فیلم‌ساز به‌طور مشخص به رئالیسم جادویی علاقه‌مند است و این نوع ادبیات را دنبال کرده. آثار نویسندگانی چون مارکز، خولیو کورتاسار. از طرفی به سینمای سورئالیستی علاقه دارد و به‌قدری شیفته‌ی سینمای بونوئل است که نام پسرش را لوئیس گذاشته و تأثیری که از این نوع سینما گرفته بسیار زیاد بوده.

هیولاهای دوست‌داشتنی

فیلم مشخصن برای آن‌که مخاطب را درگیر فیلم کند، از المان‌های بصری بهره می‌گیرد. استفاده از لوکیشن‌هایی چون جنگل، مکان‌های دورافتاده‌ی کم رفت‌وآمد و هم‌چنین فضای فانتزی و به‌شدت عجیب (با موجوداتی به‌ظاهر شبیه نئاندرتال‌ها) توجه مخاطب را جلب می‌کند. عباسی بسیار اصرار داشته که بیننده را غافل‌گیر کند. از این جهت که در شروع فیلم، با موجودی مواجه هستیم که ازنظر ظاهری به‌شدت زشت است و هیبت ترسناکی دارد.

اما او در تشخیص خشم، ترس و نفرت آدم‌ها توانایی دارد و به‌همین‌خاطر جایگاه خاصی در فرودگاه مشغول به کار است. این آدم اصلن نباید برایمان دوست‌داشتنی باشد و چه بسا باعث ترسیدن ما بشود ولی مسیری که بعد از یک-سوم ابتدایی فیلم طی می‌شود، جای کلیشه‌ای شخصیت‌ها در جهان فیلم تغییر می‌کند. افرادی که به‌ظاهر هیولا هستند، به آدم‌هایی دوست‌داشتنی و دلبند تبدیل می‌شوند. به‌خاطر همین نکات فیلم دوم آقای عباسی اثری قابل‌توجه است.

یک نویسنده و دو کارگردان

فیلم «مرز» در جلوه‌های بصری و ایده‌های داستان‌گویی با فیلم «آدم درست را راه بده»، ساخته‌ی توماس آلفردسون، شباهت دارد. چراکه داستان کوتاهی که «مرز» از آن اقتباس شده، از نویسنده‌ای‌ست که فیلم‌نامه‌ی «آدم درست را راه بده» را نوشته است و همین موجب شباهت جلوه‌های بصری و داستانی این دو اثر به یک‌دیگر شده است. فیلم آقای آلفردسون در ژانر ترسناک، داستان خون‌آشامی‌اش را تعریف می‌کند و آقای عباسی در حال تلاش برای کلیشه‌زدایی از ژانر فانتزی است که به‌همین دلیل یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال گذشته در سینمای اروپا محسوب می‌شود.

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها