با ما همراه باشید

علی مسعودی‌نیا در استودیو آر‌ت‌تاکس به نقد فیلم‌ هرگز می توانی مرا ببخشی ، به کارگردانی ماریل هلر و با بازی ملیسا مک‌کارتی می‌پردازد.

اتوبیوگرافی سارق ادبی

فیلم ?Can You Ever Forgive Me (به معنای هرگز می‌توانی مرا ببخشی؟)، ساخته‌ی ماریل هلر، زندگی‌نامه‌ی نویسنده‌ای به نام لی ایزریل است. کسانی که مخاطب کتاب‌های زندگی‌نامه هستند، با نام این نویسنده آشنا هستند. در دوره‌ای به خانم لی ایزریل، جعل یا سرقت ادبی تهمت زده شد و بعدها پس از این اتفاقات او کتابی با همین نام نوشت و زندگی‌نامه‌ی خودش را دست‌مایه قرار داد که برخلاف سایر آثارش با استقبال بسیاری مواجه شد. این فیلم نیز براساس همین کتاب اخیر ساخته شده است.

در کنار نقد فیلم‌ هرگز می توانی مرا ببخشی ببینید:

نقد فیلم‌ اگر خیابان بیل می‌توانست سخن بگوید | سفید بد، سیاه خوب!

قهرمان‌هایی در حاشیه

این فیلم بیش‌تر به‌خاطر بازی ملیسا مک‌کارتی در فستیوال‌های بین‌المللی مورد توجه واقع شد و نامزدی اسکار را برایش به ارمغان آورد. «هرگز می‌توانی مرا ببخشی؟» از جنس فیلم‌های قهرمانی جدید هالیوودی‌ست. یعنی از زندگی‌نامه‌ی سیاست‌مدارهای تراز اول و افراد نام‌آشنا فاصله می‌گیرد و سراغ انسان‌هایی (عمومن زنان) می‌روند که در زندگی افول داشتند و شاید برای همگان آشنا نباشند و لزومن آدم‌های خیلی موفق نبودند. به‌طور مثال ما در سال‌های پیشین شاهد فیلم‌هایی چون «Lady Bird»، «I, Tonya» و «Joy» بودیم که در همگی آن‌ها آدم‌هایی که حاشیه‌ای‌تر هستند و زندگی معمولی‌تری دارند، دست‌مایه‌ی فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای می‌شوند.

بروز استعداد نویسندگی در جعل

در این فیلم ما با نویسنده‌ای روبه‌رو هستیم که از یک طرف درگیر اعتیادش به الکل است و از طرفی دیگر از لحاظ مالی اوضاع به شدت نابه‌سامانی دارد. او به شدت زن تنهایی‌ست، سال‌های زیادی هیچ موفقیتی کسب نکرده و مدیربرنامه‌ی او به علت بدنامی و رسوایی‌های او برایش کاری پیش نمی‌برد. حالا این زن تنهای فقیر به‌دنبال نوشتن کاری جدید و بستن یک قرارداد خوب است ولی موفق نمی‌شود. برای همین او نامه‌ای را که با امضای کاترین هپبورن دریافت کرده، به یک کلکسیونر می‌فروشد.

سپس این فکر به ذهنش می‌رسد که تعداد زیادی از این نامه‌ها جعل کرده و به فروش برساند. او تمام خلاقیتی که توسط بقیه دیده نشده (به‌جز یک مورد که در فهرست بهترین فروش روزنامه‌ی نیویورک تایمز قرار گرفت) را در این نوشته‌ها نشان دهد و به‌جای بسیاری از انسان‌های مشهور زندگی کند. او در جعل امضای آن افراد نیر خبره شده و تا جایی پیش می‌رود که این ماجرا برملا می‌شود. در این حین نیز او با مردی عجیب آشنا می‌شود که گاهی به او ضربه می‌زند و گاهی نیز زندگی او را پیش می‌برد.

در کنار نقد فیلم‌ هرگز می توانی مرا ببخشی ببینید:

نقد فیلم‌ نعنای تند | فیلمی معمولی با بازی‌های معمولی‌تر

ایزریل، مک‌کارتی و دیگر هیچ!

اگر این قصه را به همین ترتیب تعریف کنیم و جلو ببریم، متوجه می‌شویم که قصه‌ی بسیار جذابی‌ست اما درنهایت به غیر از کاراکتر خانم لی ایزریل و بازی خوب خانم مک‌کارتی، فیلم چیز زیادی برای ارائه ندارد. فیلمی جمع‌وجور که بسیار ارزان ساخته شده و دارای قصه‌ای گیرا، کاراکتری جذاب است ولی خیلی فیلم فوق‌العاده‌ای به‌نظر نمی‌رسد.

فیلم در شیوه‌ی کارگردانی و روایت کار پیچیده‌ای انجام نمی‌دهد، در محدوده‌ی متعارفی سعی می‌کند پیش رود و روند مجرم شدن این نویسنده را ، به‌دلیل نادیده گرفته شدن، نشان می‌دهد. هرچه داستان به‌سمت بزهکاری‌های این کاراکتر پیش می‌رود، از طرفی ندامت و از طرفی دیگر پول‌دارتر شدن او نشان داده می‌شود. این نکته، مانند فیلم «قاچاق‌بر»، ساخته‌ی جدید کلینت ایستوود، مهم‌ترین چالشی‌ست که در فیلم وجود دارد.

2,406 بازدید کلی, 9 بازدید امروز

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

راهنمای فیلم

نقد فیلم طلا | فیلم‌نامه‌ی سهل و ممتنع، اجرای سهل و ممتنع

نقد فیلم طلا

اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم طلا به نویسندگی و کارگردانی پرویز شهبازی در استودیو آرت‌تاکس با خسرو نقیبی

نقد فیلم طلا از نگاه خسرو نقیبی

سردبیر آرت تاکس درباره‌ی تازه‌ترین اثر پرویز شهبازی معتقد است؛ «طلا» بیانیه‌ای علیه سینمای اجتماعی‌نمای این سال‌هاست؛ فیلمی با فیلم‌نامه‌ی سهل و ممتنع و اجرای سهل و ممتنع.

معرفی فیلم طلا

پرویز شهبازی با «نفس عمیق» خود را به عنوان کارگردانی کاربلد معرفی کرد و از همان فیلم تا امروز دغدغه‌های متفاوتش درباره جوانان را به تصویر کشیده است. شهبازی چه در مقام کارگردان و چه در مقام فیلم‌نامه‌نویس به زندگی جوان‌هایی می‌پردازد که سرگشتگی و آشوب، دوراهی‌های نفسگیری برایشان ساخته است. «مالاریا» داستان جوان‌هایی است که تلاش می‌کنند به یک غریبه کمک کنند و «دربند» داستان زندگی دختران جوانی را به تصویر می‌کشد که در تلاشند تا خود را بشناسند.

در کنار تماشای نقد فیلم «طلا» ببینید:

نشست خبری فیلم طلا

شهبازی که امسال را پرکارتر از سال‌های پیش گذرانده، فیلمنامه‌نویس «سال دوم دانشکده من» است که بازهم داستان یک گروه از دختران دانشجوست که به سفری دانشجویی می‌روند. در «سونامی» به عنوان مشاور میلاد صدرعاملی حضور داشت و هفتمین فیلم خود با نام «طلا» را به جشنواره فیلم فجر فرستاده است.

خلاصه فیلم طلا

داستان آن درباره جوان‌هایی است که قصد راه‌اندازی یک رستوران را دارند اما پدر یکی از آنها می‌میرد و مقداری پول هم ناپدید می‌شود. هرچند تم فیلم تا اندازه‌ای آشناست اما اولین واکنش‌ها به فیلم «طلا» خبر از موفقیت فیلم برای جذب مخاطب می‌دهند.

بازیگران فیلم طلا

نگار جواهریان، هومن سیدی، طناز طباطبایی، هدی زین‌العابدین، احترام برومند و مهرداد صدیقیان بازیگران این فیلم هستند.

در کنار تماشای نقد فیلم «طلا» ببینید:

معرفی فیلم طلا

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

51,294 بازدید کلی, 294 بازدید امروز

ادامه مطلب

راهنمای فیلم

پیشنهاد سریال: پس از زندگی | غم از نگاه یک کمدین

نقد سریال پس از زندگی

نقد سریال پس از زندگی ، با بازی، نویسندگی و کارگردانی ریکی جرویس، در استودیو آرت‌تاکس با علی مصلح‌حیدرزاده

علی مصلح‌حیدرزاده سریال «پس از زندگی» را اثری کم‌یاب در میان ساخته‌های چند سال اخیر تلویزیون می‌داند و در نقد سریال پس از زندگی می‌گوید.

در کنار نقد سریال پس از زندگی ببینید:

نقد فیلم‌ استن و اُلی | دوگانه‌ی عشق و نفرت

غم از نگاه یک کمدین

سریال After Life یا «پس از زندگی»، سریالی کمدی‌ست که شبکه‌ی نت‌فلیکس، تولید و پخش آن را برعهده دارد. ریکی جرویس، کمدین مشهور بریتانیایی و مجری چند دوره‌ی گلدن گلوب، بازیگر نقش اول، نویسنده و کارگردان سریال است. ژانر اصلی این سریال کمدی‌ست اما نکته‌ی قابل‌توجه آن است که به مفاهیم تلخ، سیاه و گزنده‌ای می‌پردازد که مهم‌ترین آن مرگ و فقدان است.

سریال روایت‌گر داستان یک روزنامه‌نگار در یک روزنامه‌ی محلیِ شهری کوچک در بریتانیاست، که همسرش را از دست داده و شعارش «می‌خواهم خودم را بکشم و نمی‌خواهم زنده باشم» است. او نتوانسته که با مسأله‌ی بیماری و مرگ هسرش کنار بیاید و این کش-‌مکش درونی تبدیل به مجموعه‌ای از کنش‌ها و واکنش‌ها با دیگران شده. من جمله همکارهایش در روزنامه و مردمی که در این شهر کوچک زندگی می‌کنند.

مانیفست خودکشی

این کاراکتر، بسیار شرور و دوست‌نداشتنی جلوه می‌کند، زیرا تک‌تک جملاتی که بیان می‌کند، در راستای آزار دادن دیگران است. مانیفست و عقیده‌ی او به این گونه است که هیچ‌چیزی برای من مهم نیست و هرگونه که دلم بخواهد با دیگران رفتار می‌کنم. ولی در این شش قسمت سریال که دیدن آن زمان زیادی از ما نمی‌گیرد، به تدریج با سمت دیگر تونی جانسون، با بازی ریکی جرویس، آشنا می‌شویم و متوجه می‌شویم که چه رنج عمیقی را با خود حمل می‌کند.

در کنار نقد سریال پس از زندگی ببینید:

نقد فیلم‌ دله‌دزدها | دزدهای مسئولیت‌پذیر

همدلی با کاراکتری بددهن

هنر اصلی جرویس، به عنوان نویسنده و کارگردان، این است: او توانسته پس از گذشت دو قسمت فضایی ایجاد کند که بیننده با این کاراکتری تلخ، بددهن و حاضر جواب که هیچ خط قرمزی برای آزردن دیگران ندارد، همدلی و همدردی کند. صحنه‌های طنز سیاهی که خلق می‌کند، به ظاهر پیش پا افتاده هستند اما از دل آن‌ها دیالوگ‎ها و لحظاتی بیرون می‌آید که بسیار قابل لمس است و هر کسی که در زندگی فقدانی را تجربه کرده باشد، با آن صحنه‌ها ارتباط برقرار می‌کند. از طرفی دیگر این صحنه‌ها بسیار دراماتیک و ماهرانه نوشته شده است.

ما یک سری سکانس‌های تکراری در قسمت‌های مختلف این سریال داریم که مدام وجود دارند: رفتن او پیش روان‌شناس که از خود او آشفته‌تر به نظر می‌رسد، دیالوگ او در تحریریه‌ی روزنامه، دیالوگ او با خانمی مُسن در قبرستان و موقعیت‌هایی از این دست. این‌ها مدام در سریال تکرار می‌شود، به گونه‌ای که پس از یک یا دو قسمت، انتظار تکرار آن صحنه‌ها را داریم که از دل هر کدام‌شان یک موقعیت و مفهوم جدید بیرون می‌آید.

در کنار نقد سریال پس از زندگی ببینید:

نقد فیلم‌ اگر خیابان بیل می‌توانست سخن بگوید | سفید بد، سیاه خوب!

روان‌درمانی در ۱۲۰ دقیقه

در پس همه‌ی این موقعیت‌ها می‌خواهد نشان دهد که چه‌طور می‌توان با مرگ یک عزیز کنار آمد و کل سریال تبدیل به یک جلسه‌ی روان‌درمانی می‌شود. در قسمت ششم و پایانی فصل اول به‌طور ناگهانی همه‌چیز رو به خوبی و خوشی می‌رود و به یک پایان شیرین ختم می‌شود. وقتی این شش قسمت را پشت سر هم نگاه می‌کنیم، گویی واقعن به جلسات واقعی روان‌درمانی رفتیم و شاهد روایت واقعی یک آدم از فقدان و حس از دست دادن یک عزیز بودیم و پس از اتمام سریال، به جز قسمت پایانی که به نوعی جمع‌بندی محسوب می‌شود، یک حس تزکیه‌ی خوبی به آدم دست می‌دهد.

سریال کم‌یاب در سال‌های اخیر

گویی بیننده یک برش واقعی از زندگی یک انسان، شامل رنج‌ها، تردیدها و مشکلات درونی و بیرونی آدمی که بد نیست ولی به خاطر آسیب درونی‌اش تصمیم گرفته که بد، تهاجمی و آزاردهنده نشان دهد. این موارد بین سریال‌های کمدی چند سال اخیر، بسیار کم‌یاب است و به همین دلیل، سریال «پس از زندگی» یکی از بهترین سریال‌های جدید در بین خروجی‌های شبکه‎ی نت‌فلیکس و همه‌ی شبکه‎های تلویزیونی انگلیسی زبان ساخته شده.

18,554 بازدید کلی, 117 بازدید امروز

ادامه مطلب

راهنمای فیلم

نقد فیلم شبی که ماه کامل شد | فیلمی که در جزئیات شکل می‌گیرد

نقد فیلم شبی که ماه کامل شد

نقد فیلم شبی که ماه کامل شد از نگاه گل‌بو فیوضی

 

از شبی که ماه کامل شد بیش‌تر ببینید:

گفت‌وگوی خسرو نقیبی با نرگس آبیار، هوتن شکیبا و پدرام شریفی در استودیو مولن‌روژ | لینک تماشا

گفت‌وگو با فیلم‌بردار و تدوین‌گر «شبی که ماه کامل شد» | لینک تماشا

معرفی فیلم | لینک تماشا

نشست خبری فیلم در کاخ رسانه‌ | لینک تماشا

فوتوکال فیلم | لینک تماشا

 

 

دیگر ویدیوهای ما از سی‌وهفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر را در صفحه‌ی اختصاصی این رویداد در آرت‌تاکس ببینید

68,658 بازدید کلی, 125 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها