با ما همراه باشید

نقد فیلم استن و الی ، ساخته‌ی جان اس. برد و با بازی استیو کوگِن و جان کریستوفر رِیلی، در استودیو آرت‌تاکس با علی مصلح‌حیدرزاده

علی مصلح‌حیدرزاده هشتمین ساخته‌ی جان اس. برد را در لیست قدرنادیده‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۸ قرار می‌دهد و در نقد فیلم استن و الی می‌گوید:

استن و الی: فیلمی بی‌کم و کاست

«استن و الی» نسبت به آثار نامزدشده در جوایز اصلی این سال، هیچ‌گونه کم‌بودی نداشت  و حتا از بسیاری از آن‌ها فیلم بهتری‌ست. در این فیلم به ظاهر ما با دو کمدین مشهور تاریخ سینما، لورل و هاردی، طرف هستیم ولی نکته‌ی غافل‌گیرکننده در این فیلم این است که ما بعد از سکانس اول که این دو کمدین را در اوج دوران محبوبیت و مشهوریتشان می‌بینیم، قصه به ۱۳ سال بعد سفر می‌کند و دورانی را به نمایش درمی‌آورد که آن‌ها فراموش شده‌اند و با یک‌دیگر قرار می‌گذارند که به انگلیس برگردند و با اجرای یک تور نمایشی به روزهای اوج بازگردند.

«استن و الی» نسبت به آثار نامزدشده در جوایز اصلی این سال، هیچ‌گونه کم‌بودی نداشت  و حتا از بسیاری از آن‌ها فیلم بهتری‌ست

سفر این دو کاراکتر از یک شهر کوچک در شمال انگلیس و به سراسر خاک بریتانیا ادامه پیدا می‌کند، به سفری درونی برای این دو شخصیت تبدیل می‌شود. یعنی ما به تدریج متوجه تفاوت زیاد این دو کاراکتر در پشت‌صحنه‌ی کارهایشان می‌شویم و چاقی و لاغری آن دو کوچک‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین تفاوت این دو محسوب می‌شود. استن لورل یک شخصیت روشن‌فکر، شکاک، غمگین و ایده‌آلیست است و در مقابل، الیور هاردی یک ستاره‌ی سینمای کودک‌صفت، سطحی و در عین حال دوست‌دشتنی‌ست.

استن و الی: ستاره‌های افول‌کرده

حال که ما این دو نفر را در دوران میان‌سالی و افول‌شان می‌بینیم، از یک طرف برای حال و روزشان غمگین و ناراحت می‌شویم و از طرفی دیگر برایشان خوشحال می‌شویم که این دو فرد در دنیای قصه‌ی فیلم در حال بازسازی بهترین لحظات کمدی‌شان هستند. مهم‌ترین ویژگی فیلم آن است که بیننده را در تمامی لحظات فیلم در حس دوگانه‌ی خوشحالی و بغض برای قهرمانان داستان قرار می‌دهد و فیلم تا انتها در لبه‌ی بسیار باریکی از کمدی و تراژدی قدم برمی‌دارد.

در زمان‌هایی فیلم با وجود ساختار دراماتیک‌اش، ازحالت داستانی خارج شده و تبدیل به یک اثر مستند می‌شود

استن و الی: مستند در عین داستانی‌بودن

در چند سکانس از فیلم، جان کریستوفر رِیلی و استیو کوگِن در نقش لورل و هاردی، بهترین و به‌یادماندنی‌ترین لحظات و صحنه‌های لورل و هاردی را در واقعی‌ترین حالت ممکن خلق می‌کنند. به نظر می‌رسد که در زمان‌هایی فیلم با وجود ساختار دراماتیک‌اش، ازحالت داستانی خارج شده و تبدیل به یک اثر مستند می‌شود.

فیلم به هیچ عنوان داعیه‌ی رئالیستی بودن و واقع‌نمایی را در خود ندارد اما به قدری صحنه‌های بازسازی‌شده به قدری در اجرا قوی هستند که مانند یک معجزه می‌ماند و گویی که بیننده شاهد زمان‌های پیری خود لورل و هاردی است که در حال اجرا بر روی صحنه‌ی نمایش هستند.

این فیلم در حفظ تعادل بسیار خوب عمل می‌کند، درست مانند غذایی که تمام اجزای آن به درستی و به اندازه به کار رفته‌اند و بسیار دقیق و درست در کنار هم قرار گرفته‌اند

استن دو الی: دوگانه‌ی عشق و نفرت

یکی از نکاتی که در نقد فیلم استن و الی نمی‌توان از آن چشم پوشید، اجرای بسیار دقیق دو بازیگر اصلی فیلم است که موفق شدند این باور را به بیننده القا کنند که نه‌تنها لورل و هاردی در مقابل دوربین یا روی صحنه این‌گونه با یک‌دیگر رفتار میکردند، بلکه در پشت‌صحنه نیز روابط بسیار پیچیده‌ای از وابستگی، عادت و در عین حال مبتنی بر کینه داشتند. حضور زنان این دو کاراکتر نیز از جمله دلایل اختلافات پیش‌آمده بین‌شان به شمار می‌رود. این فیلم در حفظ تعادل بسیار خوب عمل می‌کند، درست مانند غذایی که تمام اجزای آن به درستی و به اندازه به کار رفته‌اند و بسیار دقیق و درست در کنار هم قرار گرفته‌اند.

پاشنه‌ی آشیل فیلم «استن و الی» آن است که در مورد مسائل مُد روز سینما، از جمله مسائل اقلیت‌های نژادی و جنسیتی صحبت نمی‌کند

استن و الی از بی‌رحمی سینما می‌گوید

علی مصلح‌ حیدرزاده در پایان نقد فیلم استن و الی معتقد است: پاشنه‌ی آشیل فیلم «استن و الی» آن است که در مورد مسائل مُد روز سینما، از جمله مسائل اقلیت‌های نژادی و جنسیتی صحبت نمی‌کند و تنها روایت‌گر داستان زندگی دو کمدینی‌ست که در مقطعی از سینما کار می‌کرده‌اند و با آثارشان موفق شدند نسل‌های متمادی از مردم سراسر جهان را سرگرم کنند. این فیلم در پایان نشان می‌دهد که تا چه میزان سینما و هنرهای نمایشی می‌توانند بی‌رحم باشند. این دو اسطوره‌ی کمدی جهان، چه‌قدر راحت فراموش شدند.

فیلم شامل یک پایان بسیار تأثیرگذار و حماسی‌ست و می‌توان به تمام دوست‌داران سینمای این دو هنرمند و حتا کسانی که تنها با یک صحنه از آثارشان خندیده‌اند، آن‌ را پیشنهاد کرد.

هم‌چنین می‌توانید نسخه‌ی تصویری این نقد را با کیفیت HD در سایت آرت‌تاکس مشاهده کنید…

 

از نقدهای علی مصلح حیدرزاده بیش‌تر ببینید:

نقد فیلم تیغ و ترمه ساخته‌ی کیومرث پوراحمد

نقد فیلم روزهای نارنجی ساخته‌ی آرش لاهوتی

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انتخاب سردبیر

برای تولد جنیفر لارنس: ستاره‌ای برای تمام فصول | Jennifer Lawrence’s 30th Birthday

جنیفر لارنس

زیرنویس اختصاصی از آرت تاکس: سکانس‌هایی از هنر بازیگری جنیفر لارنس در سی‌امین سالروز تولدش به همراه نوشته‌ای از محمد تقوی درباره‌ی کارنامه‌ی کاری او

برای تولد جنیفر لارنس | ستاره‌ای برای تمام فصول

با «زمستان استخوان‌سوز» به سینما معرفی شد. با سری «عطش مبارزه» یک شبه به یکی از چهره‌های مطرح هالیوودی بدل گشت و با «دفترچه‌ی امیدبخش» اسکار گرفت. در واقع او اولین بازیگری است که به سن بیست و پنج سال نرسیده، چهار بار نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار شده و انواع و اقسام جوایز و موفقیت‌ها را کسب کرده است. برای دو سال پشت هم پردرآمدترین بازیگر زن سال بود. هم در آثار کمیک‌بوکی و بلاک‌باستری حاضر بوده و هم در فیلم‌های درام کم سر و صداتر. زندگی پر فراز و نشیب و پرحاشیه‌ای داشته ولی تمام این مشکلات را پشت سر گذاشته است.

جنیفر لارنس شاید یکی دو سالی است در انتخاب‌هاش دچار ایراد شده باشد(دو فیلم اخیرش، «گنجشک سرخ» و «مردان ایکس: ققنوس سیاه» هر دو چه در گیشه و چه میان منتقدین و طرفداران کم‌رمق بودند) ولی هیچ تردیدی در کیفیت کاری که ارائه می‌دهد نیست. در تک تک فیلم‌هایش چه خوب و چه بد به وضوح می‌توان یک نکته‌ی مشترک را دید: تلاش برای خلق شخصیتی باورپذیر و ارائه‌ی اجرایی در خور نامش. برای همین، لارنس را باید میان هم‌نسل‌هایش جزو برترین‌ها شمرد. این‌ها در حالی است که لارنس تازه به دهه‌ی چهارم عمرش رسیده و راهی طولانی پیش روی خود برای کسب موفقیت‌های بیش‌تر دارد. هر چه باشد، جنیفر لارنس دقیقن همان جنس کاریزما و استعدادی دارد که الیزابت تیلور را در سینمای جهان ماندگار کرد.

نوشته‌ی محمد تقوی

ببینید: جنیفر لارنس و دستگاه دروغ‌سنج | حتمن آدم‌فضایی‌ها وجود دارند!

Jennifer Lawrence’s 30th Birthday

She made a name for herself with Winter’s Bone, Became one of the top faces of Hollywood with The Hunger Games, Won an Oscar with Silver Lining Playbook, was nominated for 4 Academy Awards before getting to 25 among her other accolades, with a wide variety of roles from comic book and blockbuster spectacles to lesser known dramas, Jennifer Lawrence is in no doubt one of the finest actresses of her generation.
Despite the fact that she’s been somewhat quiet for the past couple of years, there’s no doubt in her talent and her dedication to the roles she plays. Considering she just hit her 30th birthday, there will be more to come from J Law and cement a legacy for herself. After all, she has that same talent and charisma that made Elizabeth Taylor unforgettable.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

برای پنجاه سالگی کریستوفر نولان: او شوالیه‌ی سینماست!

سینمای کریستوفر نولان

برای پنجاه سالگی کریستوفر نولان | او شوالیه‌ی سینماست!

برخلاف باور عده‌ای که معتقدند سینمای کریستوفر نولان نوجوان‌پسند است و از نوجوان‌پسندبودن به عنوان عیب یاد می‌کنند! آن‌هایی که معتقدند او از فرم پیچیده‌نما بهره می‌گیرد تا سرپوشی بگذارد بر مفاهیم ساده‌ای که در پس فیلم‌هاش در جریان‌ند. سعی می‌کنم کوتاه توضیح دهم این‌گونه نیست و سینمای او پر از المان‌هایی‌ست که برای سینه‌فیل‌ها اقناع‌کننده جلوه می‌کند.

در نخستین مواجهه با هر فیلمی ابتدا سعی می‌کنیم درکی از مختصات داستانی – روایی آن به دست بیاوریم. داستان درباره‌ی چیست؟ این نخستین سوال ما در مواجهه با آثار سینمایی‌ست. اتهام نولان این است که او در پس پلات‌های پیچیده دنبال گفتن حرف‌های ساده است گرچه این ادعا در ابتدا درست می‌نماید اما باید از زاویه‌ی دیگری نگاه کرد.

کافی‌ست یک بار به فیلم های محبوب نولان ‌‌ (روی هشتگ بزنید) نگاه کنید: او و برادرش جاناتان، به عنوان دست‌ راست او در نگارش فیلم‌نامه، وام‌دار سینمای کلاسیک‌ از حیث شخصیت‌پردازی‌ند. قصه‌هایی با جوهره‌های یک خطی که در روایت و پیش‌برد پلات مدرن شده. نولان مثال نقض جمله‌ی معروف هنری جیمز است که پلات یعنی شخصیت و شخصیت یعنی پلات.

از سوی دیگر تقلیل سینمای نولان تنها و تنها به قصه‌گویی، نادیده‌انگاشتن جنبه‌ای‌ست که او در تمام این سال‌ها تلاش کرده آن را بیش‌تر رعایت کند: سینما بودن. لحظه‌ای چشمان‌تان را ببندید و فیلم‌های او را به یاد بیاورید. چند پلان آیکونیک در ذهن‌تان نقش می‌بندد؟ بگذارید کمی کمک‌تان کنم. صحنه‌ی پایانی «سرآغاز / Inseption»، لحظه‌ی گریستن متیو مک‌کاناهی در «میان‌ستاره‌ای»، سکانس غرق‌شدن سربازان و آتش‌گرفتن دریا در «دانکرک» و … در هر فیلم نولان پلانی هست که بیرون از قصه می‌ایستد. بیرون از قصه ایستادن ممکن نیست مگر با کارگردانی درست و احترام به سینما. آندره مالرو می‌نویسد: «هر فیلمی که ساخته می‌شود باید به دفاع از سینما برخیزد.». فیلم‌های نولان همگی به دفاع از سینما برخواسته‌اند. او شوالیه‌ی سینماست.

نوشته‌ی عرفان شفیع‌پور

در کنار مطالعه‌ی مولفه‌های سینمای کریستوفر نولان ببینید:

هشت راز کارگردانی کریستوفر نولان

 

A guide for the films of Christopher Nolan

1. Gothic Worlds with Manipulated Time
2. Conflicted Men in Suits Often in Aquatic Peril
3. Contrasting Psychological Themes: Order Vs. Chaos, Dreams Vs. Reality, Identity Vs. Self Deception
4. Large Format & IMAX Cinematography with Mind Bending Visuals And Practical Special Effects
5. The Arc Shot
6. And Always a Steady Hand

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

یادداشت سردبیر آرت‌تاکس درباره‌ی سه فیلم برتر ۲۰۱۹

سه فیلم برتر ۲۰۱۹

نوشته‌ای از خسرو نقیبی به بهانه‌ی پایان یافتن سال میلادی درباره‌ی سه فیلم برتر ۲۰۱۹ : آنا، به سوی ستارگان و بازی روزی روزگاری در هالیوود

 ۳. آنا

تمام جاه‌طلبی‌های این سال‌های لوک بسون، همه یک‌جا در «آنا» جمع شده است. آن خشونت شاعرانه‌ی آقای فیلم‌ساز در «لئون» که نسخه‌ی تکامل‌یافته‌ی «آخرین نبرد» و «نیکیتا» بود، در هزاره‌ی جدید شکل مدرن‌تری در «خانواده» و «لوسی» و «والرین و شهر هزار سیاره» به خود گرفت تا این‌جا در «آنا»، همه‌ی آن بازی‌گوشی‌ها، در یک قصه‌ی جاسوسی تمام و کمال و پر از رودست و آدرنالین جاری در پلان به پلانش، شکل نهایی به خود بگیرد. حس‌م به «آنا» حس تماشای یک دارودسته‌ی قدیمی اما سرپاست که پشت دوربین فیلم به فیلم پیش آمده‌اند و هر تجربه‌ای را روی تجربه‌ی قبلی گذاشته‌اند تا به خروجی یک‌دست و به ظاهر سهل اما ممتنعی چون این آخری رسیده‌اند: خود آقای بسون، تیری آربوگاست فیلم‌بردار و اریک سرای آهنگساز. این مثلث رویایی بسون، در این سال‌ها، هربار معصومیت را از دل خشونت بیرون کشیده‌اند و جوری رفتار کرده‌اند انگار جهان امروز را چاره‌ای جز این شکل از روایت نیست. در این‌جا، شوخ‌طبعی «خانواده» که باعث می‌شد جدی‌اش نگیریم در کار نیست، ور به‌ظاهر علمی «لوسی» که باعث می‌شد شکل روایت اکشن بسون در پس‌زمینه قرار بگیرد وجود ندارد و فانتزی «والرین …» هم کنار رفته. در همه‌ی آن کارها این ضرباهنگ و هم‌ذات‌پنداری شخصیت‌ها با تماشاگر بود که کار می‌کرد و این‌جا در «آنا» دقیقن همین است که به رویه‌ی ماجرا آمده و تماشاگر را با خودش درگیر می‌کند. کافی‌ست در نمونه‌های مشابه این سال‌ها مثلن «گنجشک سرخ» را ببینید تا بفهمید بسون در «آنا» چه‌گونه داستان جاسوسی‌اش را باورپذیر و درگیرکننده تعریف می‌کند.

۲. به سوی ستارگان

مکاشفه‌ی درونی جیمز گری، در تعمیم سفر روحی انسان به گذر از زمین تا نپتون در کهکشان، شاید هیجان‌انگیزترین ماجراجویی سینمایی سال ۲۰۱۹ باشد. با تکیه بر بازیگری به بلوغ رسیده در یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌اش، برد پیت، که تنهایی انسان مدرن را در لحن صدا و بی‌تفاوتی صورت و اکت‌های حداقلی‌اش، در بهترین شکل ممکن تصویر می‌کند. یک داستان مردانه درباره‌ی پسری که روزگاری طولانی بار سنگین قهرمانی پدر و بعدتر باید بار گناهان او را بر دوش بکشد. طبیعی‌ست که مقصد رستگاری باشد؛ آن هنگام که او از پس سفر اودیسه‌وارش درمی‌یابد آن کس که اهمیت دارد خودش است و در آشتی با خود است که می‌تواند زندگی کند، عشق بوزرد و درنهایت دوام بیاورد. جیمز گری – به سیاق فیلم‌های پیشین و جهانی که در کندوکاو شخصیت‌های خود خلق می‌کرد – اینجا نیز تا چنان عمقی از سفر درونی یک انسان را حفر می‌کند که تجربه‌های فضایی پیشین این سال‌ها (خاصه فیلم مدعی دیمین شزل در همین حیطه یعنی «نخستین انسان») به یک شوخی شبیه می‌شود. گری به مدد هم‌کاری با هویته ون‌هویتما (فیلم‌بردار متأخر کریس نولان و البته فیلم‌برداد «میان‌ستاره‌ای» که به لحاظ بصری اثر گری بسیار به آن نزدیک است) ثابت می‌کند که خودشناسی نیازی به نماهای بسته و محدودکردن جهان به درون کلاه فضانوردی و نفس‌نفس‌زدن کاراکتر ندارد؛ جهانی باید خلق شود و فضایی، که درون آن، شخصیت را باور کنیم و دغدغه‌ها و مسیری را که در آن پیش می‌رود.

۱. روزی روزگاری در هالیوود

از سه فیلم برتر ۲۰۱۹ بیش‌تر ببینید: صفحه‌ی اختصاصی فیلم روزی روزگاری در هالیوود در آرت‌تاکس

در این سال‌ها هروقت صحبت از شلخته‌گی بصری و باری به هرجهت بودن داستان‌پردازی در سینمای کوئنتین تارانتینو شده، منتقدان سینمای او را ارجاع داده‌ام به سکانس ورودی فیلم «حرامزاده‌های بی‌آبرو». آن سکون خوف‌انگیز هیچکاکی که تارانتینو در ترکیب اتفاق پشت میز و زیرزمین می‌سازد و مینیاتوری از جزئیات و سبک کارگردانی است. «روزی روزگاری در هالیوود» نسخه‌ی بازشده‌ی ۱۶۰ دقیقه‌ای همان سکانس است. چیدمان با مهارت طراحی‌شده‌ای که در ظاهرش هیچ اتفاقی نمی‌افتد اما در پس خود، با تکیه بر دانسته‌های بیرونی تماشاگر، جهانی خوف‌انگیز بنا می‌شود که تو دائم در مقام مخاطب از فیلم‌ساز می‌خواهی این جهان سرخوشانه را تا ابد ادامه بده؛ آن‌چنان که هیچ‌گاه آن فاجعه‌ی نهایی رخ ندهد. بازی‌گوشی از جنس تارانتینو این‌جا رخ می‌دهد: با انتخابی از همان جنس فیلم «حرامزاده‌ها…». تارانتینو تاریخ را از نو می‌نویسد، آن‌گونه که خودش می‌خواهد. این شاید نخستین فیلم تاریخ سینما باشد که تکیه‌ی اطلاعاتی‌اش بر دانسته‌های بیرونی، و نه آن‌چه در زیرمتن خود فیلم است، نه اشتباه فیلم‌نامه‌نویسی، که دقیقن برگ برنده‌ی اثر است. تارانتینو به بهانه‌ی روایت داستان تاریخی‌اش، تماشاگر را به پرسه در دل هالیوود انتهای دهه‌ی شصت (هالیوود محبوب دهه‌ی هفتادی‌اش با تمام نشانه‌های بصری و هویتی آن) وامی‌دارد و در خط‌های موازی، از جادوی صحنه، پشت صحنه و درون سالن سینما می‌گوید. رؤیایی که وقتی تماشاگر اهمیت‌ش را دریابد، تازه می‌فهمد چارلی منسون و «خانواده‌»اش، از سلاخی سینمای آن دوران، پی چه جنسی از ضربه، به این «روح جمعی شادی» بوده‌اند.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها