با ما همراه باشید
تقد فیلم تنت ۴ تقد فیلم تنت ۴

سینمای جهان

نقد فیلم تنت:‌ تنت را از هر طرف که ببینی، همان است! نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

تنت را از هر طرف که ببینی، همان است!

پرونده‌ی یک فیلم: تنت

یک نقد بلند از محمدحسین گودرزی عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس

یک ستاره از چهار ستاره

 

به‌جای هر دست‌وپازدن دشواری درجهت انتخاب ساختار نوشتاری این یادداشت، رک‌ و صریح اعتراف می‌کنم که «تنت» را نفهمیدم. درادامه، درباره‌ی فیلمی می‌نویسم که چیزی از آن متوجه نشدم. مطلوب و معقول است که «نقد» به‌دنبال فهم و درک جهان فیلم ازسمت منتقد بیاید، و به تشریح عناصر و اجزای سازنده‌ی آن برسد. اما به‌نظر می‌رسد نوبت به نوشتن درباره‌ی فیلمی رسیده، که هرگونه مسیر مفاهمه‌ی مستقیم و مواجهه‌ی بی‌واسطه را به انسداد رسانده است. در رویارویی با انواع بن‌بست‌های ادراکی «تنت»، راه‌حل‌های محدودی وجود دارد: امکان دارد افرادی بتوانند به مدد استدلال‌های چندگانه، راه گریزی بیابند و خودشان را از بن‌بست‌های معنایی فیلم، به یک شناخت سینمایی برسانند. من اما در این بن‌بست‌ها گیر افتاده‌ام. راه نجاتی برای خودم نمی‌بینم و اعتراف می‌کنم که چیزی از جهان نولان دریافت نکرده‌ام.

کتاب‌های تاریخ سینما و مطالبی که بررسی سینما را از روز اول اختراع چرخ سینما توضیح می‌دهند، در تعریف «سینما» یادآور می‌شوند که هنر هفتم، از جایی به بعد، به‌شکلی عمیق با «صنعت»، «تکنولوژی» و «علم» پیوند می‌خورد و به معجونی متفاوت‌تر از هنرهای پیش از خودش تبدیل می‌شود. همه‌ی ما در مواجهه با چندجانبه‌بودن سینما، سهم صنعتی‌بودن آن را به مراحلی مشخص از تولید و توزیع فیلم‌ها اختصاص می‌دهیم و علم را زمینه‌ساز تحول ابزار و تجهیزات تولید و نمایش فیلم می‌دانیم. نولان، از همین‌جا راهش را از دیگران جدا می‌کند. برای نولان علم، صنعت، تکنولوژی و هنر هم‌زمان در یک دیگ می جوشند و «پس» و «پیش» از تولید، برایش عبارت‌های متقاعدکننده‌ای برای تفکیک‌ قائل‌شدن میان وجوه مختلف سینما به‌حساب نمی‌آید. دعوا بر سر بیش‌تر آثار نولان، از همین‌جا آغاز می‌شود. دسته‌ای، همین‌جا او را متهم به دخالت بیش از حد «چکیده» و «نتیجه‌گیری» مقاله‌های علمی در فیلم‌هایش می‌کنند، و گروهی از طرفدارانش، با اشاره به تلاش او برای زنده نگه داشتن سینما، نگاه بی‌حدومرز فیلم‌ساز را ستایش می‌کنند. تنت درست در ادامه‌ی همین دعوا، معنا پیدا می‌کند (بی‌معنا می‌شود)؛ فیلمی که در رفاقت علم (شبه‌علم) با سینما، به تهِ دیگ تلفیق‌ساز معروف نولان می‌ماند و ازقضا نبوغ شعله‌ور فیلم‌ساز و تاب اندک ظرف فیلم، ته‌دیگ سوخته و بی‌فایده‌ای روی میز مخاطب می‌گذارد.

به بهانه‌ی «تنت»، به یادداشت‌های مهم قدیمی درباره‌ی آثار نولان رجوع کردم. شدت جدل بر سر کاری که نولان با سینما می‌کند، در یادداشت‌های هم‌سن‌وسال با آثار نولان، بیش از رسوب به‌جامانده از آن نوشته‌ها در ذهنم بود. نولان با هر فیلمش، طوری بحث‌برانگیز ظاهر می‌شود که میزگردها و گفت‌وگوهای فراوانی را به تسخیر خودش درمی‌آورد. همه‌ی ذهن‌ها را به بازاندیشی درباره‌ی سینما و کارکردش دعوت می‌کند. گویی ردی از دنیای عجیب آثارش، در همه‌ی یادداشت‌ها باقی مانده. می‌بینید؟ ما با فیلم‌سازی طرفیم، که علاقه‌ یا نفرت ما نسبت به بازی‌گوشی‌های فیزیکی در سینما را به حاشیه می‌راند. با قدرتی که دارد و البته نگاه همه‌جانبه‌اش به سینما. نگاهش به صنعت سینما. پس تا به امروز، باید متوجه و متقاعد شده باشیم که بحث بر سر درستی/نادرستی حضور شبه‌علم در سینمای نولان، ما را به مقصد مشخصی نمی‌رساند. ما خسته می‌شویم و آثار نولان به حیات‌شان ادامه می‌دهند. به این ترتیب، تفسیر «تنت» نه از پس همان بحث‌های قدیمی پیرامون دنیای نولان، که در تعیین جایگاه فیلم در کارنامه‌ی خود فیلم‌ساز (که حالا مهم‌بودن خودش را به جهان دیکته کرده) کارکرد پیدا می‌کند.

ببینید:‌ گفت‌وگو با کریستوفر نولان درباره‌ی TENET

نولان یک لباس دست‌دوز دارد که در این‌ سال‌ها به تن گونه‌های مختلف سینمایی کرده. کت‌وشلوار دست‌دوزی که، همان جهان پیچیده‌ی ذهنی فیلم‌ساز است و هربار به تن یک داستان سینمایی، تشخص و تعین می بخشد. این جامه‌ که تاروپودش تعلقی به فلسفه، فیزیک و روان‌شناسی دارد، در ویترین بازی با زمان و رخنه در رؤیا و ناخودآگاه رخ‌نمایی می‌کند؛ یا هر ویترین سینمایی دیگری. از درخشان‌ترین نمونه‌های بتمن و ژوکر در سینما که به کارنامه‌ی نولان مربوط می‌شود، عبور کنیم، این کت‌وشلوار دست‌دوز در غالب آثار نولان دیده می‌شود. کارکرد اصلی‌اش هم، اضافه‌کردن خاصیتی معنایی یا تصویری به ژانرهای مختلف است. درواقع، لباسی موردبحث است که به تن هر ژانری می‌رود. گاهی ژانر را از ریخت می‌اندازد و گاهی سیمای جدید و آبرومندی به آن می‌بخشد. این تمثیل‌ها، در آثار شاخص نولان که فهرست آن‌ها را در ذهن دارید، کارکرد پیدا می‌کنند. اما در «تنت» اتفاق دیگری می‌افتد. این‌بار کت‌وشلوار دست‌دوز، به‌قدری به تن تنت تنگ است که آن را از حرکت انداخته. «تنت» دست‌وپا می‌زند که کمی به چشم بیاید اما لباس تنگ، دست‌وبالش را بسته. «تنت» به لطف (کم‌لطفی) این لباس ناجور، نه می‌تواند در اکشن ماجرا خوب بدود، و نه در آن‌جا که می‌خواهد مخاطب را به چالش معنایی «نابودی جهان» دعوت کند، موفق می‌شود که حتا یک ثانیه آرام و بی‌دغدغه بنشیند. بس که لباس تنش، ناجور است.

اعترافم را تکرار می‌کنم که از فیلم چیزی سر در نیاورده‌ام. بااین‌حال، اجازه بدهید که بنویسم ایده‌ی «وارونه‌گی زمان» را دریافته‌ام. آخرین دوخت نولان، به این شرح است که با درک معکوس‌شدن حرکت زمان و مجهزشدن به این سلاح، می‌شود پلی میان آینده، حال و گذشته ساخت و میان آن‌ها رفت‌وآمد کرد. الحق که ایده‌ی خوش‌بافت، دیریاب و دشواررسی‌‌ست. اما این بافت زیبا، چه معنا و تشخصی در تن داستان فیلم پیدا کرده؟ آیا به ساینس‌فیکشن و اکشن، که خودشان دو گونه‌ی خودبسنده برای فیلم‌سازی هستند، ارزش‌افزوده‌ای تزریق کرده؟ ارجاع می‌دهم به فیلم علمی‌تخیلیِ «ورود» (دنی ویلنوو، 2016). در این فیلم، موجودات ناشناخته‌ی فضایی، به زمین می‌آیند. زبان‌شناسی که ایمی آدامز آن را بازی می‌کند، برای ارتباط‌گرفتن با فضایی‌ها دست به‌کار می‌شود. نهایتن ارتباط برقرار می‌شود؛ به کمک زبانی موسوم به «زبان دایره‌ای». زبانی که زن زبان‌شناس، با فراگرفتن آن، به درکی مدور از «زمان» هم می‌رسد. زن به همین واسطه، آینده‌اش را می‌بیند و علی‌رغم این آگاهی، به ازدواجی تن می‌دهد که ثمره‌اش فرزندی مبتلا به سرطان است. این انتخاب، فیلم را به برداشتی محتوم، درباره‌ی زندگی می‌رساند. نام دختر زن، از تقارنی برخوردار است که مهم نیست آن را از اول به آخر بخوانی یا برعکس. این تقارن، در فیلم «ورود» معنا پیدا می‌کند و تبدیل می‌شود به یک نگاه درباره‌ی زندگی. «تِنِت» را هم از هر طرف بخوانیم، به یک منزل می‌رسیم. اما میان این بازی با کلمه و جهان فیلم، چه مفهومی تجلی می‌یابد؟ نمی‌خواهم در فیلم‌ها به‌دنبال بیانیه و معنا بگردم. اما وقتی این‌جا خبری از منطق خواب در خواب، یا دیگر سیاره‌های حاضر در آثار قبلی نولان نیست، باید به چه چیزی در «تنت» چنگ بزنیم، تا لابه‌لای رفت‌وبرگشت‌های زمانی، به سرگیجه مبتلا نشویم؟ آیا محق نیستیم بعد از آن همه تلاش برای درک توضیحات فیلم، درباره‌ی معکوس‌شدن زمان، و پس از مواجهه با حجم بالای فخرپراکنی فیلم نسبت به دسترسی‌اش به اطلاعات ناشناخته، به‌دنبال عایدی مشخصی بگردیم؟ معکوس‌بودن زمان در «تنت»، موفق نمی‌شود به نگاهی کلان در دید مخاطبانش تبدیل شود. اگر قرار بود این بازی‌ها به دیدگاهی پیچیده در مخاطب تبدیل شود، باید ما با تماشای معکوس فیلم، به تجربه‌ای مشابه با تجربه‌ی تماشای مرتب فیلم می‌رسیدیم. آن موقع بود که می‌شد بین عنوان فیلم، ایده‌ی آن و وجه پیچیده‌ی تکنیکی‌اش پیوندی برقرار کرد و گفت، «تنت را از هر طرف که ببینی همان است».

بعد از مختل‌شدن مسیرهای ادراکی فیلم، طناب نجاتی که برای چنگ‌زدن باقی می‌ماند، پرداخت شخصیت قهرمان فیلم و رفتارهای قهرمانانه و سمپاتیک شخصیت اول است. در این سطح هم، «تنت» از آب و گل درنیامده. بی‌آن‌که وجهی قهرمانانه برای کاراکترش تدارک ببیند، شخصیت اول را تا پای ناجی جهان بالا می‌برد. شخصیتی که نه شمایل فکورانه برای رسیدن به یک کاراکتر هوش برتر را دارد، نه در اکشن ماجرا، آن‌طور که در دنبای فیلم‌های امروز انتظار می‌رود، دل می‌رباید. او قرار است جهان را نجات دهد؛ اما ما نمی‌دانیم به‌واسطه‌ی کدامین ویژگی حیرت‌انگیزش.

گفت‌وگو با بازیگران TENET

صحنه‌های اکشن فیلم، نمونه‌ی قابل‌بررسی خوبی هستند برای فهم کل ماجرا. پیچیدگی تولید این صحنه‌ها، غیرقابل‌انکار است. اثر آخر نولان، در این سطح هم متفاوت از آثار موفقش عمل می‌کند. در این‌جا پیچیدگی‌ها، هیچ حساسیتی را برنمی‌انگیزند. در صحنه‌های پایانی، عده‌ای روبه‌عقب می‌روند و تعدادی روبه‌جلو می‌جنگند. از این‌طرف و آن‌طرف هم تایمرهای اعلام‌گر خطر را می‌بینیم. صحنه به تماشای مسابقه‌ی فوتبالی می‌ماند که همه‌ی بازیکن‌ها، لباس یک‌رنگی پوشیده‌اند. هم‌تیمی و رقیب قابل‌تفکیک نیستند. در زمینی که هیجان مهم‌ترین وجه هویتی آن است (فوتبال و صحنه‌ی اکشن)، نمی‌دانی داری پاس بی‌نقص شخصیت را می‌بینی یا شاهد لودادن توپ هستی. طبیعی است که این وسط، تایمرهای معروف این نوع فیلم‌ها، برای خلق هیجان موفق عمل نمی‌کنند. تایمرها لازم‌اند اما کافی نیستند. اساساً هیجان، تنش و استرس تنها به‌واسطه‌ی محدودیت زمانی زاییده نمی‌شوند. مخاطب باید در جریان حجم نبردهای باقی‌مانده قرار بگیرد و با قیاس همه‌ی عناصر نبرد با محدودیت زمانی، به یک مداخله‌ی فعال و پراسترس برسد. در تنت، همان لباس تنگ و عذاب‌آور، دست‌وپای اکشن را بسته. عده‌ای تیر می‌زنند. یا از چپ یا از راست. تعدادی هم به عقب می‌روند. اکشن رسالتش را از دست می‌دهد؛ چون اگر دستش را بالا بیاورد، زیر بغل کت پاره می‌شود.

 

جدول ارزشگذاری بر مبنای:

دایره‌ی سیاه: بی‌ارزش

نیم‌ستاره: قابل دیدن

یک ستاره: متوسط

دو ستاره: خوب

سه ستاره: خیلی خوب

چهار ستاره: عالی

 

سه نقد دیگر از حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس روی «تنت» بخوانید:

انتظارات بزرگ از خسرو نقیبی

بازگشت به آینده از حمیدرضا سلیمانی

کریستوفر نولان؛ فصل تازه از عرفان استادرحیمی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

خبر

گل‌شیفته فراهانی و ترلان پروانه در جمع صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ | the Most beautiful Women: Golshifteh Farahani 51st, Terlan Parvaneh 88th

صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

​آرت‌تاکس: سایت TC Candler در سی‌ویکمین دوره‌ی انتخاب سالانه‌ی مستقل خود که مبنای آن در این سال‌های اخیر میزان ارجاع در شبکه‌های اجتماعی و خبری و بررسی تأثیرگذاری بیش از ۱۲۵هزار ستاره‌ی مشهور زن در صنعت سرگرمی جهان است، فهرست صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ را منتشر کرد. در این فهرست از ایران گل‌شیفته فراهانی و ترلان پروانه به‌عنوان پنجاه‌ویکمین و هشتادوهشتمین زنان زیبای صنعت سرگرمی در سال ۲۰۲۰ معرفی شدند.
سه بازیگر زنی که میان فهرست مدل‌ها، خواننده‌ها و دیگر چهره‌های پرطرفدار صنعت سرگرمی بالاترین رتبه را در صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ دارند، به ترتیب نائومی اسکات، گل گدوت و آنا د آرماس در رتبه‌های ۱۳، ۲۱ و ۳۳ هستند.

ترلان پروانه میان صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

ترلان پروانه میان صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

ArtTalks: TC Candler has published its list of the 100 most beautiful women of 2020 in its thirty-first annual independent selection period, which is based on the number of referrals in social and news networks in recent years and the impact of more than 125,000 famous female stars in the world entertainment industry.
.
There are two Iranian stars in this list. Golshifteh Farahani and Terlan Parvaneh were introduced as the 51st and 88th most beautiful women in the entertainment industry in 2020.
The top three actresses in the list of models, singers and other popular figures in the entertainment industry are Naomi Scott, Gal Gadot and #Ana De Armas, ranked 13th, 21st and 33rd, respectively.

#آرت_تاکس

بخوانید: گل‌شیفته فراهانی میان ده ستاره‌ی کنجکاوی‌برانگیز جهان

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

سودربرگ قسمت دوم شیوع را می‌سازد | Steven Soderbergh Working on ‘Philosophical’ Sequel to Contagion

قسمت دوم شیوع

حالا که واقعن آن فیلم پیش‌گویانه رخ داده است: سودربرگ قسمت دوم شیوع را می‌سازد

Steven Soderbergh Working on ‘Philosophical’ Sequel to Contagion

با شیوع کرونا خیلی‌ها یاد فیلم ۲۰۱۱ استیون سودربرگ افتادند؛ ضرورت دست‌ندادن، حفظ فاصله‌ی اجتماعی و قرنطینه. از همه مهم‌تر، منشأ خفاشی از چین. همین باعث شد «شیوع» در سال ۲۰۲۰ در خانه‌ها از نو اکرانی گسترده‌تر از زمان نمایش خود را تجربه کند؛ فیلمی که آن زمان خیلی‌ها آن را شکست‌خورده تلقی کرده بودند. حالا سودربرگ در پادکست Happy Sad Confused گفته که در حال کار روی دنباله‌ای فلسفی‌تر بر فیلم اول است. البته به احتمال زیاد قسمت دوم شیوع ادامه‌ی داستان قبلی نخواهد بود.

“Contagion” might be nine years old, but Steven Soderbergh’s well-received pandemic thriller became one of 2020’s most-discussed films as the coronavirus pandemic swept throughout the United States.
.
Soderbergh revealed during a recent interview on the Happy Sad Confused podcast that he is developing a “philosophical” sequel to “Contagion” alongside Scott Burns, who served as screenwriter on the 2011 film. The project appears to be in its early stages and will unlikely be a direct sequel to “Contagion,” but Soderbergh noted that it may touch on similar themes and ideas.

ببینید: گفت‌وگو با جود لاو درباره‌ی فیلم شیوع پس از پاندمی کووید ۱۹

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم تنت:‌ انتظارات بزرگ نوشته‌ی خسرو نقیبی

نقد فیلم تنت

انتظارات بزرگ

پرونده‌ی یک فیلم: تنت

یک نقد بلند از خسرو نقیبی سردبیر و عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس

دو و نیم ستاره از چهار ستاره

 

«تنت» آن چیزی نیست که از یازدهمین فیلم کریستوفر نولان انتظار می‌رفت؛ شاید خیلی دورتر از تصور دنبال‌کننده‌های سینمای او، چه هواداران عام‌ش و چه منتقدان سینمایی. گروهی که برای دیدن شاهکاری از نولان، آن فیلمی که بالاخره تمام جوایز سال را درو کند، لحظه‌شماری می‌کنند، و گروهی دیگر که می‌خواهند ثابت کنند او استعدادی هرزرفته در هالیوود و میان فیلم‌های بزرگ است. «تنت» پاسخی به هیچ‌کدام این انتظارها نیست. فیلم بدی‌ست؟ ابدن. شاهکار است؟ نه. در دوگانه‌ای که انتظارات از سینمای نولان می‌خواهد، «تنت» شاید بی‌محاباترین فیلم او باشد؛ نوعی واکنش تهاجمی، آن‌چه خودش می‌خواهد بسازد، بی‌اعتنا به قضاوت عمومی. فیلم‌ساز آن‌قدر هم جایگاه دارد که بتواند فیلم موردنظرش را با میلیون‌ها دلارِ استودیوها خلق کند، و نه با بودجه‌های فیلم شخصی ساختن. پس جایی میانه‌ی دو علاقه‌ای که هرگز پنهان نکرده، اکشنی شبیه باند و یک علمی-خیالی بلندپروازانه چون «نابودگر ۲: روز داوری»، می‌ایستد؛ و فیلم موردعلاقه‌ی خودش را می‌سازد.

بخوانید:‌ نوشته‌ی خسرو نقیبی درباره‌ی «منک» یکی دیگر از فیلم‌های مهم سال ۲۰۲۰

بهترین توصیف‌م برای مشکلی که باعث می‌شود «تنت» خروجی صددرصدی نداشته باشد، «زود بودن» است. جاه‌طلبی فیلم‌ساز این بار نگذاشته روی کاغذ متوجه شود که سینما به‌رغم تمام پیش‌رفت‌های تکنیکی‌اش هنوز برای بازتاب دادن مفهوم «آنتروپی» در فیزیک روی پرده و حرکت معکوس جهان و مخلوقات‌ش، ابزارهای لازم را ندارد، و نه حتا برای تصویرکردن واقعی ابعاد حادثه‌ی مدنظر در شاه‌سکانس داستان: هواپیما؛ پس زمان اجرا، وقتی درمی‌یابد خروجی تصویرش آن چیزی که می‌خواهد نخواهد شد، تلاش می‌کند همه‌چیز را در خود صحنه برگزار کند. از بازیگران‌ش می‌خواهد سکانس‌های معکوس را واقعن معکوس بازی کنند و یک بویینگ واقعی را داخل یک ساختمان می‌زند؛ ترفندی که می‌تواند پاسخ درست باشد اما پاسخ کامل نیست. بازی معکوس بازیگران گیج‌کننده و حتا گاهی در اکشن‌ها مضحک از کار درآمده و سکانس برخورد هواپیما زیادی محتاطانه و کم‌جلوه‌تر از آن چیزی که توی فیلم‌نامه نوشته شده. این‌جاست که می‌گویم برای ساخته‌شدن «تنت» هنوز زود بود. نولان می‌خواسته اولین باشد در وقت و مکان درست، شبیه جیمز کامرون در نابودگر دوم، که سینمای ژانر را یک قدم به پیش بُرد، اما «تنت» نمی‌تواند آن نقطه‌ی عزیمت باشد، چون آن لحظه هنوز فرا نرسیده و نولان برخلاف انتظارش در آن زمان و‌ مکان درست تاریخ نبوده است.

بخوانید:‌ نوشته‌ی خسرو نقیبی درباره‌ی «من به پایان دادن این وضع فکر می‌کنم» یکی دیگر از فیلم‌های مهم سال ۲۰۲۰

این که می‌گویم نولان بی‌اعتنا به قواعد بازی موردانتظار از او «تنت» را ساخته، بخشی‌ش به راحتی او در ارژینال نبودن «تنت» برمی‌گردد. او هر چه در آن ده فیلم قبل کوشیده بود از قصه تا اجرا همه‌چیز دربست از آن خودش باشد (حتا وقتی یک فیلم دیگر را بازسازی کرد یا ساختن یک کامیک‌بوک زیادی شناخته‌شده را دست گرفت)، این‌جا فیلمی ساخته در ادای دین به هرآن‌چه از سینمای کلاسیک تا امروز دوست داشته؛ از ادای دین واضح در دیالوگ گفت‌وگوی پایانی به «کازابلانکا» (شروع یک دوستی طولانی) تا نریشن آخری که بی‌پرده‌پوشی از پایان‌بندی همان دومین نابودگر و نریشن سارا کانر برمی‌دارد. تک‌گویی قهرمانی که معتقد است وقتی اتفاق رخ نداده، قهرمانی هم برای مردم وجود ندارد، چون نمی‌دانند می‌توانست آینده شکل دیگری باشد. این‌جا با نولانی سروکار داریم که اگر در «سرآغاز» اصرار داشت قصه‌ی کلاسیک «مأموریت آخر خلافکار در پی زندگی بهتر» را هم به کلی شکل خودش کند آن‌قدر که آن را به جا نیاوریم، در «تنت» به سهولت خط داستانی آمدن مأموری از آینده را که برای نجات جان مادر و کودک به گذشته فرستاده شده تا آن آینده تغییر نکند، از نابودگرهای کامرون (سری موردعلاقه‌اش از سینمای علمی-خیالی) برمی‌دارد و فقط آن را به روز می‌کند؛ به مثابه اقتباسی به‌روزشده، با این کلید که قهرمان‌های اصول‌گرای نولان هم‌واره در فیلم‌های پیشین به‌رغم آگاهی از نابودی خودشان می‌خواستند «کار درست» را انجام دهند، حال با هر تبعاتی، و این‌جا نولان داستانی را یافته که قهرمان‌ش می‌تواند از آینده به عقب برگردد و به‌جای تغییر سرنوشت، گذشته را اصلاح کند، جوری که هرگز آن موقعیت‌های هولناک با تبعات زمان حال آن، رخ نداده باشد. نولان این تم را از جهان کامرون می‌گیرد و روی قهرمان خودش سوار می‌کند، و برای همین هم اصرار دارد این پیش‌برنده‌ی بی‌نام را «پروتاگونیست/قهرمان» بنامیم؛ همین‌قدر عیان و بی‌پرده‌پوشی. ماجرای پوسته هم که دیگر زیادی واضح است: نولان می‌خواست یک باند سیاه با مختصاتی پیچیده‌تر از یک اکشن باندی خلق کند و خب این داستان این امکان دوم را هم برای او فراهم کرده تا به چند دل‌بسته‌گی‌اش نسبت به تاریخ سینما و متعلقات‌ش با هم در یک فیلم برسد.

بخوانید: در پنجاه ساله‌گی کریس نولان | کوبریک جوان‌ نوشته‌ای از خسرو نقیبی

اشتباه استراتژیک دوم اما این‌جا رخ داده؛ وقتی جان دیوید واشنگتن توان گرفتن آن هم‌ذات‌پنداری لازم را از مخاطب ندارد. چه در نابودگرها، چه در باندها و چه در سینمای خود نولان (به‌طور مشخص «سرآغاز» با موقعیتی به‌شدت مشابه در دلیل قهرمان) شخصیت پیش‌برنده و تصمیمی که در نقطه‌ی تحول می‌گیرد، به‌جهت سمپاتی با قهرمان، تماشاگر را هم کنار او می‌نشاند و از آن نقطه به بعد، نگرانی برای هر تصمیم و انتخابی از او، فیلم را به سمت قله پیش می‌برد، اما این‌جا، با بازیگری طرف‌یم که با یک پس‌زننده‌گی حیرت‌انگیز هیچ لحظه‌ای امکان در یک تیم قرارگرفتن را با خود به تماشاگر نمی‌دهد. مقایسه کنید سنگینی مال را بر هر تصمیمی که ذهن کاب در «سرآغاز» می‌گیرد، با لحظه‌ی تقسیم «تنت» به قبل و بعد از خود؛ جایی که باید تصمیم قهرمان مبنی بر توقف همه‌چیز و به خطرانداختن هرچه‌تاکنون به دست آورده‌اند برای نجات جان زنی که براش اهمیت دارد، ما را متقاعد کند که این رابطه، عشق یا تعهد، به چنین تصمیمی می‌ارزد. مگر اصلن چیزی میان این دو شکل گرفته که ما بخواهیم بپذیریم حفظ این زن به همه‌ی دردسرهای بعدی خواهد ارزید و کنار قهرمان قدم برداریم؟ فیلم‌نامه را که بخوانید، همه‌ی این مسیر زیادی منطقی و درست به نظر می‌رسد؛ چنان که در «سرآغاز» هم بود، اما این‌جا واشنگتن هرچیزی به ما و بالطبع به زن داستان منتقل کرده، جز هم‌ذات‌پنداری یا احساس. اگر «تنت» متقاعدکننده نیست، یا داستان‌ و اجرا زیادی مکانیکی به‌نظر می‌رسد، متهم ردیف اول نه متن یا اجرای نولان، که بازیگر منتخب‌ش برای ایفای نقش اصلی‌ست؛ گفتم که. یکی از پس‌زننده‌ترین بازیگرانی که تاکنون در محور یک فیلم بزرگ دیده‌ام.

برگردیم به آن سؤال‌های اول. «تنت» فیلم بدی‌ست؟ پاسخ را داده بودم: ابدن. ما با فیلمی جاه‌طلبانه سروکار داریم که چیزهایی‌ش درنیامده است یا بهتر بگویم اشتباهات استراتژیک در پی‌ریزی‌اش رخ داده (همان دو ماجرای زودبودن و کستینگ غلط) اما هنوز و هم‌چنان یک تریلر اکشن علمی‌-خیالی سرگرم‌کننده و البته درگیرکننده است که وقتی بار اول مختصات داستانی‌اش دست‌ت بیاید، در دفعات بعدی تماشا، پیشنهادات‌ش در ریتمِ بلاانقطاع و خساست‌ش در اطلاعات‌دادن، هوشمندانه (همان چیزی که از نولان انتظار داریم) به نظر می‌رسد. شاهکار است؟ نه، چون قرار نیست نولان هربار در هر ژانری به ته خط برسد و برگردد؛ و البته که در این حیطه یک‌بار با «سرآغاز» رسیده و کالت خودش را در ژانر ساخته. بگذارید این‌گونه جمع‌بندی کنم که «تنت» یک بازی‌گوشی شخصی میلیون‌دلاری‌ست بی‌اعتنا به انتظارات. انگار که هواداران و مخالفان نولان، این بازی هر فیلم نولان یعنی یک اتفاق برای هوراکشیدن یا کوبیدن او را، خیلی از خودش جدی‌تر گرفته‌اند. «تنت» خیلی ساده‌تر از این‌ها، یک فیلم مولتی‌ژانر سرگرم‌کننده، شاید یک زنگ تفریح برای نولان، میان ساخت دو پروژه‌ی بزرگ‌ش باشد. نکته این است که برخلاف اسپیلبرگ یا اسکات، او بلد نیست بازی‌گوشی‌اش را، ارزان و جمع‌وجور برگزار کند و انتظارات را بالا می‌برد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- تیتر، عنوان یکی از شاهکارهای چارلز دیکنز است که البته در ایران بیش‌تر به «آرزوهای بزرگ» شناخته می‌شود؛ موتور محرک نوشته‌شدن این مطلب.

۲- اگر فیلم را دیده باشید حتمن متوجه شده‌اید که نام تشکیلات پروتاگونیست در زمان آینده، که کل دلیل رخ‌داد اتفاقات فیلم در زمان حال است، «تنت» است. درست است که می‌شود «تنت» را به عناوین مختلفی در فارسی ترجمه کرد اما در این فیلم «تنت» یک اسم خاص است و نباید ترجمه شود.

۳- اگر ترجمه‌ی «سرآغاز» برای Inception کمی از ذهن‌تان دور است، باید بگویم که این ترجمه‌ی نگارنده از عنوان آن فیلم، هنوز و هم‌چنان، به نظرم برگردان دقیق‌تری برای آن فیلم نولان است تا «تلقین» و «نطفه‌گذاری» و …؛ دلیل‌ش را در نقد مفصل‌م بر آن فیلم در زمان اکران برمبنای یکی از دیالوگ‌های اثر توضیح داده‌ام.

 

جدول ارزشگذاری بر مبنای:

دایره‌ی سیاه: بی‌ارزش

نیم‌ستاره: قابل دیدن

یک ستاره: متوسط

دو ستاره: خوب

سه ستاره: خیلی خوب

چهار ستاره: عالی

 

سه نقد دیگر از حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس روی «تنت» بخوانید:

بازگشت به آینده از حمیدرضا سلیمانی

کریستوفر نولان؛ فصل تازه از عرفان استادرحیمی

تنت را از هر طرف که ببینی همان است! از محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها