با ما همراه باشید
نقد فیلم ستاره بازی نقد فیلم ستاره بازی

سینمای ایران

نقد فیلم ستاره‌بازی: دختر، ازهم‌گسیخته نوشته‌ی خسرو نقیبی

نقد فیلم ستاره بازی ساخته‌ی هاتف علیمردانی| منتقد: خسرو نقیبی (سردبیر آرت‌تاکس)

خارج از متن: «ستاره‌بازی» را در یکی از آخرین سانس‌های آخرین روز جشنواره دیدم. خیلی اتفاقی و در پی فرصتی بعد از تماشای فیلم دیگری. صرفن گفتم این یکی را هم ببینم که نادیده‌هام از جشنواره کم‌تر باشد. راست‌ش توقعی ازش نداشتم. فیلم‌های پیشین هاتف علیمردانی را یکی پس از دیگری دوست نداشتم و آخری دیگر تیر خلاص بود. شنیده‌ها می‌گفت این یکی هم مثل «کلمبوس» در مذمت مهاجرت و سراب غرب است و بعد هم در جشنواره‌ی قبل رد شده و بخش‌هایی دوباره فیلم‌برداری شده، که همه‌ی این‌ها یعنی قطع امید کامل. دست‌آخر اما به‌خاطر روزگاری که با «به‌خاطر پونه»، علیمردانی را کشف کرده بودم، به سالن رفتم. بی، توقع.

«ستاره‌بازی» شبیه یکی از فیلم‌های باکیفیت سینمای مستقل این سال‌های امریکاست؛ با همان کیفیت فنی، همان استانداردهای تولیدی و همان دغدغه‌ها. براساس یک داستان واقعی، که ته‌ش می‌فهمیم چه با وسواس چیزهای به‌جامانده از واقعیت بازآفرینی شده، داستان دخترکان خانواده‌های از هم گسیخته‌ای که از اتفاق حالا یکی‌شان هم از یک خانواده‌ی مهاجر ایرانی‌ست و طبعن نظر فیلم‌سازی را که این سال‌ها بخشی از زندگی شخصی‌اش در همان حوالی می‌گذرد، به خودش جلب کرده (همان سازنده‌ی «به‌خاطر پونه» با همان ریزبینی در طرح یک موضوع حساس اجتماعی). دختر قربانی دیگری هم در داستان هست که آمریکایی‌ست، و هم‌سایه‌ای مسن، که او هم به نحوی؛ و اصلن مسأله‌ی فیلم فراتر از ملیت‌ها، بحران هویت و فردیت در یک جهان کاپیتالیستی است و خوب‌ها و بدها، در هر سر طیف هستند (فرشته‌ی فیلم اتفاقن یک مرد سفید آمریکایی‌ست، بی‌هیچ چشم‌داشتی به دختر، انگار آمده از زیر بازارچه‌ی خودمان در مرام و معرفت).

جهانی که هاتف علیمردانی از خلال صداها و فیلم‌های به‌جامانده از دختر داستان واقعی (با بازی از جان مایه‌گذاشته‌‌ی ملیسا ذاکری) می‌سازد (که در موقعیت، یادآور سریال «سیزده دلیل برای این‌که» است)، جهانی مغشوش در ساختار، مبتنی بر ذهن افسارگسیخته‌ی دختر است (درست معکوس مسیر دراماتیک انتخاب‌شده توسط خالقان آن سریال)؛ آن‌چه، در کار گروه فنی درجه‌یک فیلم شامل معین مطلبی در تصویر، بامداد افشار در موسیقی و امیرحسین قاسمی در طراحی صدا هم امتداد دارد. ما در برش‌هایی نامنظم اما بیش‌تر متکی بر دو زمانِ بحران در اوج، دختر و آسیب‌هاش را می‌شناسیم و مسیری را که در نهایت به انتخاب‌ش ختم می‌شود. اول برهه‌ای از کودکی دختر که بینایی چشمان‌ش را برای دوسال از دست می‌دهد؛ و بعد وقتی در یک تصادف شبانه اندک امیدش به آینده را هم، با توهم گیرافتادن و رفتن به زندان. از میان انتخاب‌ این دو برهه‌‌ی دراماتیک از زندگی دختر است که اتفاق‌های فاصله‌ی میان دو سن او، یکی‌یکی پازل شخصیتی و این که چه او را به سمت انتحار سوق داده، کامل می‌کند. فیلم‌نامه پر از نشانه‌گذاری‌های کوچک و کاشته‌شده برای بازگوکردن وقایع سالیان نادیده است که البته ذهن بی‌حوصله‌ی از پیش نتیجه‌گرفته درباره‌ی روند داستان، آن‌ها را نمی‌بیند و لذت رسوخ هم‌زمان با نویسنده به یک ذهن پریشان را از خودش می‌گیرد.

شخصیت‌پردازی دختر، در مواجهه با یک مثلث مردانه کامل می‌شود؛ پدرش، روان‌کاوش و رئیس یا همان معشوق مسن‌ش. ترکیبی از عشق‌هایی نافرجام در ذهن دختری که روزگاری دوسال سیاهی صرف دیده و حتا خودخواسته نخواسته رنگ‌ها را در سرش زنده نگه دارد. چنین شخصیتی از پدر شکست‌خورده‌اش به معشوقی در سن و سال او پناه می‌برد و از آن‌ها به روان‌کاوش؛ چون به قول خودش در مواجهه با رفقای پسر هم‌سن، دیگر آن دختر ساده‌ی دبیرستانی نیست که بگذارد کسی تحقیرش کرده یا ازش سوءاستفاده کند.

بله، «ستاره‌بازی» قطعن برای مخاطب ایرانی، تراژدی مهاجرت است؛ اما مگر کم در این سال‌ها قصه‌های مشابه از قربانی‌شدن بچه‌های رفته‌مان شنیده‌ایم؟ رفتن، قطعن در جست‌وجوی زندگی بهتری بوده و «ستاره‌بازی» همان‌قدر که در نکوهش خودباخته‌گی فرهنگی و ناتوانی در عجین‌شدن با جهان تازه است، در مذمت شرایطی هم هست که آدم‌ها را به تن دادن به آن زندگی رسانده. این که برخلاف همیشه، گزینه‌ی بازگشت و دروازه‌ی نجات در مسیر معکوس، هرگز در فیلم مطرح نمی‌شود، قطعن از ویرانه‌ای که پشت سر باقی مانده نیز، حکایت دارد.

جایی از فیلم، پدر (در یکی از کامل‌ترین بازی‌های فرهاد اصلانی) وقتی از دکتر دخترش می‌شنود که او باید عملی پرریسک انجام دهد و ممکن است مقطعی جهان‌ش به کلی سیاه شود، از او یک هفته وقت می‌خواهد. دختر/راوی به روان‌کاو/ما می‌گوید پدر این زمان را از دکتر می‌گیرد، نه برای جست‌وجوی درمانی بهتر یا جورکردن پول بیش‌تر؛ می‌گیرد تا به دخترش کمک کند که رنگ‌ها را در حافظه ثبت کند؛ که جهان‌ش ناگهان سیاه نشود. قلاب فیلم، رابطه‌ی عجیب پدر-دختری آن و تراژدی نهایی‌اش این‌جا در من نشست. در آن فصل پرسه‌زنی پدر و دختر میان درخت‌ها، در لو-انگل‌هایی باز از آن‌ها زیر چشم طبیعت، بیرون جهان خشمگین و بی‌رحمی که انتظارشان را می‌کشد. خیلی وقت بود سکانسی در یک فیلم ایرانی، این اندازه احساساتی‌ام نکرده بود.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای ایران

من این فیلم را اینطور نمی‌دیدم | داستان روز واقعه

روز واقعه

من این فیلم را اینطور نمی‌دیدیم | داستان روز واقعه

اختصاصی از آرت‌تاکس: داستان روزهایی که نگذاشتند بهرام بیضایی مهم‌ترین فیلم سینمای ایران درباره‌ی واقعه‌ی عاشورا را خودش بسازد

شکی نیست که «روز واقعه» مهم‌ترین فیلم سینمای ایران درباره‌ی واقعه‌ی عاشوراست اما این عنوان را در تمام این سال‌ها به واسطه‌ی متن بهرام بیضایی نثار این فیلم کرده‌اند، تا اجرای شهرام اسدی. با این حال، به‌نظر می‌رسد وقت آن رسیده باشد که بپرسیم «روز واقعه»ی کنونی، چه اندازه فیلمی از آنِ بهرام بیضایی‌ست و خود او چه میزان از فیلمی که نگذاشتند خود بسازد رضایت دارد. فیلم‌ساز به هجرت رفته‌ی این سال‌ها، تنها یک‌بار دراین‌باره صحبت کرده.

 

بازخوانی روز واقعه‌ی بهرام بیضایی در آرت‌تاکس

 

 

در گفت‌وگویی با جواد طوسی. او آن روزها را این‌گونه تعریف می‌کند:
روز واقعه را نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ده تا کارگردان عوض شد و من تعجب می‌کردم که این همه آدم نمی‌توانند این فیلم را بسازند. حتا گفتند واروژ کریم مسیحی این فیلم را بسازد. خوشحال می‌شدم اگر او این فیلم را می‌ساخت. حتا اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند. خیلی‌ها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم، امّا من برای عوض کردن نرفتم. به‌هرحال آقای شهرام اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که می‌خواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلم‌هایی که قرار است از تلویزیون پخش شود… اصلن نمی‌خواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را این‌طور نمی‌دیدم. این فیلم شباهتی به فیلم‌هایی که داشتم ندارد.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

فرشته طائرپور ۱۴۰۰ – ۱۳۳۱

فرشته طائرپور

فرشته طائرپور ۱۴۰۰ – ۱۳۳۱

تهیه‌کننده، نویسنده و فعال صنفی سینمای ایران بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. فرشته طائرپور نخستین تهیه‌کننده زن ایرانی بود که به عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی خانه سینما (بزرگ‌ترین سندیکای صنفی سینماگران ایرانی) فعالیت کرد. خانم طائرپور ۶۹ساله بود‌.

طائرپور در بهمن ۱۳۳۱ در تهران به دنیا آمد و فارغ‌التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی بود. او مدتی را به عنوان نویسنده و عضو هیئت تحریریه در مجله زن مشغول به کار شد و در سال‌های بعد ضمن مدیریت مرکز نگارش ویرایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با گروه‌های کودک و نوجوان شبکه‌های اول و دوم سیما در مقام مشاور و نویسنده همکاری داشته‌است. طائرپور به دنبال فعالیت ادبی در حوزه کودکان و نوجوانان از سال ۱۳۶۶ در زمینه سینمای کودک نیز به کار پرداخت.

 

فرشته طائرپور : جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی ژانر موزیکال خستگی طعنه‌ی دیگران را از بین برد!

 

خانه ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان که طائرپور مدیرعامل آن است تاکنون بیش از ده فیلم سینمایی و حدود بیست هزار دقیقه آثار ویدئویی تهیه کرده‌است. طائرپور تجربه‌ی داوری جشنواره‌ی فیلم فجر را داشت و جوایز متعددی در کارنامه دارد.

آرت‌تاکس درگذشت خانم طائرپور را به دخترش غزل شاکری و خانواده‌ی گرامی‌اش، جامعه‌ی سینمای ایران و دوستداران این سینما تسلیت می‌گوید.

 

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

خودمان دردمندیم اما آغوش‌مان به روی همسایه باز باشد

افغانستان

خودمان دردمندیم اما آغوش‌مان به روی همسایه باز باشد

انجمن صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران با صدور بیانیه‌ای ضمن محکوم‌کردن رخدادهای امروز افغانستان و سکوت جهانی، خواستار همراهی حاکمیت و مردم ایران با شرایط هولناک مردم افغانستان شد.
متن بیانیه‌ی انجمن صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران به شرح زیر است:
زنان و کودکان اولین قربانیان جنگ هستند. آن‌چه در افغانستان می‌گذرد، فاجعه‌ای اخلاقی است. آنانی که با طالبان معامله کرده‌اند و مردم افغانستان را به مسلخ این زشتکاران بداندیش فرستاده‌اند، انگار حافظه‌ای برای یادآوری نداشتند که طالبان ثابت کرده‌ به هیچ اصول اخلاقی و عهدی پای‌بند نیست.
ما فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران نگرانیم. نگران از آن‌چه که قرار است بر سر مردم افغانستان بیاید. گفته‌اند برای سیاستمداران مردم یا وسیله هستند یا دشمن، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند و این مردم هستند که زندگی نمی‌کنند، کشته می‌شوند.
درخواست می‌کنیم و انتظار داریم: مرزها را به روی هنرمندان، نویسندگان، روشنفکران و هر افغان‌ای که نمی‌تواند تحت حاکمیت طالبان زندگی کند باز کنید، مرزها را به روی زنان و دختران و کودکان افغان باز کنید، کمک کنید کشته نشوند، کمک کنید منتقل بشوند به کشورهایی که اعلام کرده‌اند پذیرای پناه‌جویان هستند.

مردم ما زیر بار خشکسالی، گرانی و بیماری کرونا در حال تباه شدن هستند اما آغوش‌شان برای مردمی که سرزمین مادری‌شان را از دست داده‌اند، باز است.
با چشمی گریان و قلبی اندوهگین، نگران زنان و کودکان و نخبگان افغان و هر آن‌کس از این ملت که می‌خواهد دور از اندیشه‌ی طالب زندگی کند هستیم. کمک کنید قتل‌عام نشوند، به بردگی بُرده نشوند.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها