با ما همراه باشید
نقد فیلم سراسر شب نقد فیلم سراسر شب

سینمای ایران

سینه‌فیلیا در آلفاویل!؛ نقد فیلم «سراسر شب» نوشته‌ی محمدحسین گودرزی | All Through the Night Review; by Mohammad Hosein Goodarzi

نقد فیلم «سراسر شب» نوشته‌ی محمدحسین گودرزی، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس | کارگردان: فرزاد مؤتمن؛ بازیگران: الناز شاکردوست، امیر جعفری، سینا حجازی و آزاده صمدی

سینه‌فیلیا در آلفاویل!

با توجه به رفتارشناسی تماشاگران عام و توجه به آرای مخاطبان پی‌گیر و منتقدانِ این روزهای سینمای ایران، می‌شود در یک ارزیابی شتاب‌زده و بدون مقدمه، سه‌دسته مخاطب را از منظر واکنش‌های بعد از تماشا، برای فیلم «سراسر شب» درنظر گرفت: دسته‌ی اول، تماشاگران عادیِ سینمای ایران هستند که در پرفروش‌شدن تعدادی از فیلم‌ها اثرگذار بوده‌اند. بعید و عجیب است که تماشاگری از این دسته، مجذوب «سراسر شب» شده باشد. «سراسر شب» هیچ‌کدام از معیارهای عامه‌پسندانه را ندارد. تماشاگران این دسته، می‌توانند فیلم را به کندیِ ریتم، تصاویر نامربوط به‌هم و مجهول‌ماندن انگیزه و اراده‌ی شخصیت‌های فیلم متهم کنند و با عنوان فیلم شوخی کنند و بگویند «واقعاً هم سراسر شب است!» دسته‌ی دوم، مخاطبان جدی سینما (یا تعدادی از منتقدان) هستند که مدت‌هاست فرزاد مؤتمن را می‌شناسند، مطلع‌اند که مؤتمن سینه‌فیل قهاری‌ست و در شناخت و بررسی انواع و اقسام فیلم‌ها، تجربه‌ای طولانی دارد. کسانی که سال‌های‌ سال است مؤتمن را می‌شناسند یا حتی در کارگاه‌های آموزش کارگردانی‌اش شرکت کرده‌اند، توجیهاتی برای نقاط مبهم و نکات تاریک فیلم دارند. احتمال می‌دهم دسته‌ی دومی‌ها، که احتمالاً سال‌های‌ سال است از «شب‌های روشن» به نیکی یاد می‌کنند، با ارجاع‌دادن مخالفان «سراسر شب» به فیلم «شب‌های روشن»، در پی هدف‌مند جلوه‌دادن همه‌ی ایرادهایی‌ باشند که مخاطبان عادی به این فیلم نسبت می‌دهند. در این ارجاع‌ها، این نکته نهفته است که «سراسر شب»، حاوی نکات و امتیازهایی‌ست که سلیقه‌ و جو عمومی تماشاگران، امکان دستیابی به این ظرفیت‌های پنهان را ندارد. فخرفروشی‌ها و تمجیدهایی که احتمالاً از سمت این دسته بر سر ذائقه‌ی دسته‌ی اول آوار می‌شود، در قالب چند عبارت محدود است: هدف «سراسر شب»، شباهت به دیگر فیلم‌ها و سرراست‌بودن نیست، فیلم‌ساز اقتباس از اثری خارجی را از دید خودش گذرانده، جامعه‌ی هدفش همه‌ی تماشاگران نیستند، این فیلمِ شخصیِ مؤتمن است و وجه‌تمایز داستان فیلم، با هم‌رده‌هایش در این سال‌ها، این است که در طول یک شب و یک خیابان اتفاق می‌افتد.

تاحدی می‌شود آرای هر دو دسته را با هم جمع کرد. این مبنا و فرض من برای تعریف و تشریح دسته‌ی سومی‌ست که در آن جای می‌گیرم و بنا دارم در ادامه، شما را هم به پیوستن به این دسته دعوت کنم. فرض اصلی این است: مؤتمن سینه‌فیل و سینماشناس است و خواسته اثری شخصی و مستقل بسازد و سینما هم انواع متفاوتی دارد و قرار نیست همه‌ی فیلم‌ها تنها یک خط روایی پررنگ داشته باشند؛ اما این اثر شخصی، واجد ویژگی‌های کیفی سینمایی نیست و بلاتکلیف و معلق به‌نظر می‌رسد.

سرک‌کشیدن‌های «سراسر شب» به فیلم‌های متعدد تاریخ سینما و قراردادن دیالوگ‌ها و جملات متنوعی از ادبیات و سینما در دهان بازیگران، به‌گونه‌ای اتفاق می‌افتد که نه‌تنها ما را به جهان فردی فیلم‌ساز نزدیک نمی‌کند و فکرکردن به «تئوری مؤلف» را برای تأویل‌های کلی بیهوده جلوه می‌دهد؛ بلکه مسیرهای تفسیرپذیر «مرگ مؤلف» را هم به بن‌بست می‌رساند؛ منفصل‌دیدن فیلم از دیگر آثار و فراموش‌کردن این‌که خالق «سراسر شب»، با همین فضای «شب»، پیش‌تر روی اقتباسی دیگر کار کرده، چیزی از رنج «سراسر شب» از چندپارگی کم نمی‌کند.

فیلم قرار است گم‌شدن چند آدم در شبی به‌خصوص را به‌هم برساند و مجموعه‌ای از چند خط داستانی کوتاه را، به بهانه‌ی لوکیشنی واحد، در کنار هم بگنجاند. از ابتدا هم، قرار فیلم‌نامه با مخاطب همین است و خب تا انتها هم نقض نمی‌شود. این وسط، زنگ‌خوردن موبایلی روی زمین افتاده، واکنش شخصیت‌ها به صدای زنگ و کافه‌ای به نام یکی از فیلم‌های گدار، نقش حلقه‌های واصل و واسط را میان ایده‌های داستانی مختلف فیلم ایفا می‌کنند. مبنای فیلم‌نامه و قرارش با مخاطب مشکل خاصی ندارد. «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد» تنها یکی از ارجاعات فیلم و دیالوگی از زبان شخصیت نیست؛ بلکه بنای اصلی فیلم‌نامه هم، چنین عملکردی‌ست. ما هم آگاهایم که نباید در فیلم‌نامه‌ی «سراسر شب»، منتظر صیدی باشیم که ارمغان فیلم‌های رایج قصه‌گو است. تا اینجا، ایرادی متوجه فیلم نیست.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که اثر، یک پایش را این سمت جوی باریک می‌گذارد و پای دیگرش را طرف دیگر؛ یک‌پایش سمت پرسه‌زنی‌های مدرنیستی اروپایی‌ست و پای دیگرش روی زمین کلاژگونه‌ی برخی پست‌مدرنیستی‌ها. رفته‌رفته، فاصله‌ی دوسمت این جوی حقیر، بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود و پیش از رسیدن به گودال و صید، همه‌چیز از دست می‌رود. ارجاعات مستقیم فیلم به گدار در سطح کلام و نمایش پرسه‌زنی‌های بی‌مقصد و بی‌هدف شبیه به آنتونیونی را درنظر بگیرید. به این‌ها، خودارجاعی‌ها (چه به سینما، چه به فیلم‌ها و چه در سطح روایت زندگی یک کارگردان) را هم بیفزایید و غلظت این خودارجاعی‌های علاقه‌مند به «هشت‌ونیم» فلینی را، تاحد خودارجاعی‌ها و ادای دین‌های پست‌مدرنیستی بالا ببرید. عجیب نیست اگر دست‌پخت چنین رویکردی، هم‌زمان شور و شیرین و ترش باشد. به‌خصوص اگر این ایده‌های مختلف سینمادوستی، بی‌توجه به آثار نمونه، از واقعیت شهری منتزع و منفک نشود و به خوردن چند قرص و خواب عجیب و طولانیِ دختری علاقه‌مند به بازیگری رضایت دهد. درست است که اثر می‌خواهد شخصی باشد؛ اما این اتفاق با ریختن همه‌ی مواد سازنده‌ی فیلم‌های موردعلاقه‌ی فیلم‌ساز رخ نمی‌دهد.

مگر می‌شود نگرش و سبک حاصل از چندین فیلم‌ساز تاریخ سینما را بدون درنظرگرفتن پشتوانه‌ی تاریخی و اجتماعی آن فیلم‌ها، آزادانه و بی‌پشتوانه در هر جایی به‌کار برد؟ این سؤال را از زمان تماشای «شب‌های روشن» قابل‌طرح می‌دانم. شاید طرح چنین سؤالی بی‌مورد باشد، و بشود پذیرفت که همه‌ی انواع فیلم‌سازی تا ابد در هر جغرافیایی احیاپذیرند، اما پرسش «جایگاه و نگرش فیلم‌ساز» در مواجهه با سینمای شخصی‌اش نمی‌تواند مردود باشد. یک سینه‌فیل حق دارد بداند خود فرزاد مؤتمن در این دل‌باختگی به آثار سینمایی کجا ایستاده. اساساً «شب» به‌غیراز بهانه‌ی روایت آدم‌های تنها و خلوتیِ خیابان، چه کارکردی در سبک فیلم «سراسر شب» دارد؟ انتظار سبکی مشخص از بسیاری از آثار این روزها، انتظاری بیهوده‌ است؛ اما مؤتمن فرق می‌کند؛ کاربلد است و مسلط. دوست داشتم ببینم مؤتمن شب، پرسه‌زنی‌ها و زندگی فیلم‌ساز را تداومی و خالی از معنا می‌بیند و شب در نظرش همان «کسوف» آنتونیونی است یا روابط آدم‌هایش را بریده‌بریده و جدا از زمان و مکان می‌بیند، مثل «سال گذشته در مارین باد»؟ آیا به تعبیر شریدر از سینمای برسون، به استعلایی‌شدن در شب نزدیک می‌شود یا اصلاً این‌ها مدنظرش نیست و می‌خواهد تارانتینووار همه‌ی دلبستگی‌هایش را قاب کند روی دیوار کافه آلفاویل؟

میان قدم‌زدن‌ها در شب، نه حسی تداومی وجود دارد، نه سکوت و کلیشه‌هایی که از شب می‌شناسیم رخ‌نمایی می‌کنند و نه در برخورد با شب، در فیلمی که سراسر مدعی آن است، گزینه‌ی جدیدی به گزینه‌های قبلی‌مان اضافه می‌شود. علت اصلی این ماجرا، بهره‌بردن از انواع تمهیدهایی‌ست که به ذهنی مسلط به سینما راه پیدا کرده؛ اصول کلاسیک کارگردانی در جاهایی عامدانه کنار گذاشته می‌شوند؛ درحالی‌که هم‌زمان، دیالوگ‌نویسی به‌دنبال علت و معلول و منطق کلام پیوسته می‌گردد. گاهی البته با جملات درشت و حرف‌های مهم از این مهلکه می‌گریزد؛ اما اساس دیالوگ‌نویسی فیلم، سراسر متعلق است به جریان اصلی سینما؛ چیزی که کارگردانی فیلم به آن علاقه ندارد.

تقریباً تمامی شخصیت‌های اصلی «سراسر شب»، کارت‌پستالی‌اند و رفتار و تصمیم‌شان حساسیت خاصی در تماشاگر ایجاد نمی‌کند. می‌شود درباره‌ی تک‌تک‌شان بحث کرد؛ درباره‌ی نیرویی که در دو خواهر فیلم (که هر دو را الناز شاکردوست بازی می‌کند) وجود ندارد برای ایجاد کشش دراماتیک در داستان؛ نه یک نیروی عینی و در مقابل دیگر شخصیت‌ها، نه نیرویی درونی و واضح. بحث شخصیت‌پردازی را می‌شود با شخصیت کارگردانی که برای اولین‌بار می‌نویسد (امیر جعفری) پی گرفت. اطلاعات خاصی از او نداریم. نه مشکلش معلوم است و نه جنبه‌ی خاصی از او روشن می‌شود برای مخاطب. تمامی بحث‌های فیلم، در سایه‌ی سینه‌فیلیای دمیده‌شده در اثر، محو می‌شود. در این شرایط، تحلیل این‌که آیا این دو خواهر، دو وجه از یک شخصیت‌اند یا نه، راهگشا نیست. به‌جای آن‌که ادای دین به فیلم‌ها و بازی با دیالوگ‌ها زیر چتر شخصیت‌پردازی، کشش داستانی و سبک مشخصی از کارگردانی قرار بگیرد، در تمام فیلم، سینه‌فیلیا بی‌وقفه می‌بارد و سقف و ساختمان فیلم را روی سر مخاطب فرو می‌ریزد.

نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

All Through the Night Review; by Mohammad Hosein Goodarzi

On one hand, you have European modernist strolling and then there’s the background collage of post modernism. As the film goes on, the movie strays further and further from both. Instead of paying homage to movies and playing with dialogues to create a character, a style and a narrative, the whole movie rains down cinema references all over and doesn’t maintain its audience in any shape or form

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای ایران

من این فیلم را اینطور نمی‌دیدم | داستان روز واقعه

روز واقعه

من این فیلم را اینطور نمی‌دیدیم | داستان روز واقعه

اختصاصی از آرت‌تاکس: داستان روزهایی که نگذاشتند بهرام بیضایی مهم‌ترین فیلم سینمای ایران درباره‌ی واقعه‌ی عاشورا را خودش بسازد

شکی نیست که «روز واقعه» مهم‌ترین فیلم سینمای ایران درباره‌ی واقعه‌ی عاشوراست اما این عنوان را در تمام این سال‌ها به واسطه‌ی متن بهرام بیضایی نثار این فیلم کرده‌اند، تا اجرای شهرام اسدی. با این حال، به‌نظر می‌رسد وقت آن رسیده باشد که بپرسیم «روز واقعه»ی کنونی، چه اندازه فیلمی از آنِ بهرام بیضایی‌ست و خود او چه میزان از فیلمی که نگذاشتند خود بسازد رضایت دارد. فیلم‌ساز به هجرت رفته‌ی این سال‌ها، تنها یک‌بار دراین‌باره صحبت کرده.

 

بازخوانی روز واقعه‌ی بهرام بیضایی در آرت‌تاکس

 

 

در گفت‌وگویی با جواد طوسی. او آن روزها را این‌گونه تعریف می‌کند:
روز واقعه را نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ده تا کارگردان عوض شد و من تعجب می‌کردم که این همه آدم نمی‌توانند این فیلم را بسازند. حتا گفتند واروژ کریم مسیحی این فیلم را بسازد. خوشحال می‌شدم اگر او این فیلم را می‌ساخت. حتا اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند. خیلی‌ها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم، امّا من برای عوض کردن نرفتم. به‌هرحال آقای شهرام اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که می‌خواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلم‌هایی که قرار است از تلویزیون پخش شود… اصلن نمی‌خواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را این‌طور نمی‌دیدم. این فیلم شباهتی به فیلم‌هایی که داشتم ندارد.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

فرشته طائرپور ۱۴۰۰ – ۱۳۳۱

فرشته طائرپور

فرشته طائرپور ۱۴۰۰ – ۱۳۳۱

تهیه‌کننده، نویسنده و فعال صنفی سینمای ایران بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. فرشته طائرپور نخستین تهیه‌کننده زن ایرانی بود که به عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی خانه سینما (بزرگ‌ترین سندیکای صنفی سینماگران ایرانی) فعالیت کرد. خانم طائرپور ۶۹ساله بود‌.

طائرپور در بهمن ۱۳۳۱ در تهران به دنیا آمد و فارغ‌التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی بود. او مدتی را به عنوان نویسنده و عضو هیئت تحریریه در مجله زن مشغول به کار شد و در سال‌های بعد ضمن مدیریت مرکز نگارش ویرایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با گروه‌های کودک و نوجوان شبکه‌های اول و دوم سیما در مقام مشاور و نویسنده همکاری داشته‌است. طائرپور به دنبال فعالیت ادبی در حوزه کودکان و نوجوانان از سال ۱۳۶۶ در زمینه سینمای کودک نیز به کار پرداخت.

 

فرشته طائرپور : جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی ژانر موزیکال خستگی طعنه‌ی دیگران را از بین برد!

 

خانه ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان که طائرپور مدیرعامل آن است تاکنون بیش از ده فیلم سینمایی و حدود بیست هزار دقیقه آثار ویدئویی تهیه کرده‌است. طائرپور تجربه‌ی داوری جشنواره‌ی فیلم فجر را داشت و جوایز متعددی در کارنامه دارد.

آرت‌تاکس درگذشت خانم طائرپور را به دخترش غزل شاکری و خانواده‌ی گرامی‌اش، جامعه‌ی سینمای ایران و دوستداران این سینما تسلیت می‌گوید.

 

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

خودمان دردمندیم اما آغوش‌مان به روی همسایه باز باشد

افغانستان

خودمان دردمندیم اما آغوش‌مان به روی همسایه باز باشد

انجمن صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران با صدور بیانیه‌ای ضمن محکوم‌کردن رخدادهای امروز افغانستان و سکوت جهانی، خواستار همراهی حاکمیت و مردم ایران با شرایط هولناک مردم افغانستان شد.
متن بیانیه‌ی انجمن صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران به شرح زیر است:
زنان و کودکان اولین قربانیان جنگ هستند. آن‌چه در افغانستان می‌گذرد، فاجعه‌ای اخلاقی است. آنانی که با طالبان معامله کرده‌اند و مردم افغانستان را به مسلخ این زشتکاران بداندیش فرستاده‌اند، انگار حافظه‌ای برای یادآوری نداشتند که طالبان ثابت کرده‌ به هیچ اصول اخلاقی و عهدی پای‌بند نیست.
ما فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران نگرانیم. نگران از آن‌چه که قرار است بر سر مردم افغانستان بیاید. گفته‌اند برای سیاستمداران مردم یا وسیله هستند یا دشمن، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند و این مردم هستند که زندگی نمی‌کنند، کشته می‌شوند.
درخواست می‌کنیم و انتظار داریم: مرزها را به روی هنرمندان، نویسندگان، روشنفکران و هر افغان‌ای که نمی‌تواند تحت حاکمیت طالبان زندگی کند باز کنید، مرزها را به روی زنان و دختران و کودکان افغان باز کنید، کمک کنید کشته نشوند، کمک کنید منتقل بشوند به کشورهایی که اعلام کرده‌اند پذیرای پناه‌جویان هستند.

مردم ما زیر بار خشکسالی، گرانی و بیماری کرونا در حال تباه شدن هستند اما آغوش‌شان برای مردمی که سرزمین مادری‌شان را از دست داده‌اند، باز است.
با چشمی گریان و قلبی اندوهگین، نگران زنان و کودکان و نخبگان افغان و هر آن‌کس از این ملت که می‌خواهد دور از اندیشه‌ی طالب زندگی کند هستیم. کمک کنید قتل‌عام نشوند، به بردگی بُرده نشوند.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها