با ما همراه باشید
نقد فیلم Little Women نقد فیلم Little Women

سینمای جهان

نقد فیلم Little Women / زنان کوچک | یک قصه‌ی نسلی برای مردم آمریکا

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: نقد فیلم Little Women از نگاه پیتر دوبروژ منتقد ورایتی به کارگردانی گرتا گرویگ و بازی اما استون، سیرشا رونان، تیموتی شالامه، لورا درن و …

نقد فیلم Little Women / زنان کوچک | یک قصه‌ی نسلی برای مردم آمریکا

۱۵۰ سال از انتشار داستان لوییزا می آلکات گذشته و داستان این چهار خواهر صمیمی در زمان جنگ داخلی آمریکا هم‌چنان لذت‌بخش است. رمانی برای تمام فصول که در تمام این بیش از یک قرن چاپ این رمان هیچ‌گاه متوقف نشده و کم‌رنگ شدن محبوبیت آن در طی قرون آتی نامحتمل به نظر می‌رسد.

اما فیلم‌ها مقوله‌ای دیگرند. به نظر می‌رسد که جوانان میل کم‌تری به تماشای فیلم‌هایی دارند که پیش از تولد آن‌ها ساخته شده است و به همین دلیل همواره دلیل خوبی برای بازسازی «زنان کوچک» وجود دارد. به هر حال، هر نسلی لایق نسخه‌ی خود از این داستان است. ۲۵ سال از زمانی که وینونا رایدر نقش جو مارچ را بازی کرد می‌گذرد و ۶۱ سال پیش‌تر از آن نیز کاترین هپبورن این نقش را برای جورج کیوکر بازی کرده بود (نسخه‌های سینمایی پیش‌تر از آن صامت بودند).

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم The Current War / جنگ جریان‌ها | درخششی موقت و کم نور

حالا گرتا گرویگ کارگردان زمان را برای زدودن غبار از رمان آلکات برای خلق تفسیری تازه از آن مناسب دیده. همان‌طور که انتظار می‌رود، تفسیر گرویگ به داستان وفادار است و آن را در همان دوره‌ی زمانی اصلی پیاده کرده و گروهی رویایی را برای ایفای نقش خواهران مارچ گرد هم آورده است: اما واتسون در نقش خواهر بزرگتر مِگ که یک معلم است، سِرشا رونان در نقش جو که نویسنده و همتای آشکار آلکات است، الایزا اسکنلِن در نقش بث که موسیقیدان است و فلورنس پیو در نقش ایمی که هیجانی است و هنرمند خانواده است و در نهایت تیموتی شالامه که مناسب‌ترین بازیگر برای ایفای نقش لوری پسر موفرفری همسایه است.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم The Addams Family / خانواده‌ی آدامز | یادم تو را فراموش!

در طی سالیان متمادی این نقش به بازیگران متفاوتی از کریستین بیل (که اولین کسی بود که جو با بازی رایدر را به رقص دعوت کرد) گرفته تا پیتر لافورد (در نسخه‌ی ۱۹۴۹ مِروین لِروی) که بعدها به رَت پَک پیوست و جونا هاوئر-کینگ (که اعلام شده نقش شاهزاده اریک را در بازسازی «پری دریایی کوچولو» ایفا خواهد کرد) رسیده ولی شالامه بهترینِ لوری‌هاست. او با چشمان آهویی و موهای لخت و رفتاری متناوب بین تنبلی و تمرکز شدید و وفاداری‌ای چنان شدید که برادرانه به نظر می‌رسد نقش ستایش‌گر مارچ‌ها را طوری بازی می‌کند که دنیل دی-لوییس جوان را به ذهن متبادر می‌کند. ارتباطی که مخاطبان جوان با آن ارتباط برقرار نخواهند کرد ولی مخاطبان مسن‌تر حتماً از آن لذت خواهند برد.

به جای روایت مستقیم داستان، چنان که آلکات و سایر اقتباس‌کنندگان از او کرده‌اند، گرویگ تصمیم به بُر زدن صحنه‌ها و روایت کاملاً نامنظم «زنان کوچک» گرفته، به جز نامه‌ی کریسمسی از پدر که داستان را آغاز می‌کند و بوسه‌ای که آن را پایان می‌دهد. درست مانند «لیدی برد»، او و نیک هویی تدوینگر روایت را به سرعت پیش می‌برند، اگرچه پرش در زمان در این جا یک اشتباه است که روایتی را می‌سازد که به ذائقه‌ی گرویگ خیلی اپیزودیک یا خیلی ملودراماتیک به نظر می‌رسد – همان طور که با مرور فیلم مشاهده می‌شود، به جای قوس داستانی کلی تمامی اتفاقاتی که برای خانواده‌ی مارچ رخ می‌دهد، این اپیزودهای احساسی فیلم است که به یاد می‌آوریم.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Gemini Man / مرد هم‌سان | زمانی که قاتل خودت می‌شوی

شاید بگویید که من لوسم اما «زنان کوچک» هر بار توجهم را جلب می‌کند، بخشی به این دلیل که آلکات شخصیت‌هایی چنین زنده خلق کرده و بخشی دیگر به خاطر نحوه‌ی بررسی نهاد خانواده و ازدواج توسط اوست. آلکات، خواهران مارچ را به صورت زنانی جوان با ذهن‌هایی مستقل تصور کرده که در عین فقر آزادند تا در زمانه‌ای که زنانی با طبقه‌ی اجتماعی مشابه، اغلب برای تامین آینده‌ی خود به ثروت‌های نامزدهایشان و یا ارثیه‌ای هنگفت تکیه می‌کردند به دنبال شادی خود باشند.

گرویگ از همان ابتدای اقتباس خود روی تاثیر دراماتیکی که ازدواج در داستان ایفا دارد تمرکز می‌کند – که بیشتر از این که به نفع شخصیت‌ها باشد، به خاطر مخاطبان انجام شده است – و این توصیف را از زبان آقای دَشوود (با بازی تریسی لِتس که امسال در رقابت بین این فیلم و «فورد علیه فراری»، با بازی این نقش تمامی توجهات را از آن خود کرد) ویراستار جو بیان می‌کند:« اگر شخصیت اصلی دختر است، مطمئن شوید که در پایان یا ازدواج می‌کند یا می‌میرد».

در کتاب، جو به نوشتن داستان‌هایی روی آورده که تنها برای سلیقه‌ی عموم خلق و چاپ می‌شوند تا صرفاً خرج خورد و خوراک خانه را تامین کنند و کمک خرج مادرش با بازی لورا درن، که یکی از بهترین بازی‌های فیلم برای اوست، باشد. لورا درن در نقش مارمی، صدای بلوغ و اخلاق‌گرایی در خانه‌ای مستعد حسادت‌های کم‌ارزش، خردی ورای حد تصور دارد و سخنان او بهترین دیالوگ‌های فیلم‌اند در حالی که جو صرفاً سرگرم‌کننده است. آن‌ها توجه پروفسور فردریک بائر را، که پیشینه‌ی او از آلمانی به فرانسوی تغییر یافته تا منطبق بر جذابیت فرانسوی لویی گَرِل باشد، نیز جلب می‌کنند. فردریک تنها شخصیتی است که جرئت نقد نوشته‌های جو را دارد و الهام‌بخش او برای نوشتن چیزی شخصی‌تر می‌شود.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Doctor Sleep | قلم استفن کینگ فیلم را تماشایی کرده است

آلکات – که به طور مشابهی از خانواده‌ی خود و مخصوصاً مرگ خواهر کوچک‌ترش لیزی الهام گرفته – «زنان کوچک» را در دو بخش منتشر کرد. در پایان بخش اول هیچ کدام از خواهران مارچ ازدواج نکرده‌اند. البته این به هیچ وجه به اندازه‌ی تصمیم جو (هشدار اسپویلر: اگر با این داستان ۱۵۰ ساله آشنا نیستید از این بند متن عبور کنید) برای رد درخواست ازدواج جذاب‌ترین مجرد رمان در جلد دوم کتاب نماد و نشانه‌ی استقلال آنان نیست. گرویگ ارائه‌ای این رویدادها را به نحوی چیده که ما می‌فهمیم که جو درخواست لوری را پیش از آن که این دو شخصیت کاملاً معرفی شوند رد کرده است و فیلم به روشی جالب و با پرش به عقب و جلو در زمان پیش می‌رود. او دو رویداد را با هم دسته بندی می‌کند. در یک صحنه بث مریض می‌شود و او را در حال بهبود یافتن از بیماری مخملک نشان می‌دهد و صحنه‌ی بعدی مرگ او را چند سال بعد تصویر می‌کند.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Midway | بزرگ، پر سر و صدا، طولانی و خسته‌کننده

با وجود این بالا و پایین‌های احساسی، فیلم‌نامه‌ی گرویگ بیشتر از هر اقتباسی دیگر رنگ‌وبوی کمدی دارد. او با تاکید بر طنز ذاتی منبع اصلی فیلم که کمی به حضور عمه مارچ ثروتمند با بازی مریل استریپ که تصمیم دارد تا یکی از دختران را دعوت کند تا در اروپا همراه او باشد و در عین حال به هر چهار نفر آن‌ها فشار می‌آورد تا به خوبی ازدواج کنند آراسته شده. ولی با این که عمه مارچ نماینده‌ی تفکر کهنه‌ی جایگاه یک زن جوان در جامعه است، مارمی دخترانش را تشویق می‌کند تا خود مسیر زندگی خود را انتخاب کنند. این امر برای جو به معنی تبدیل تاریخچه‌ی خانواده به یک کتاب است که منجر به دو سکانس اصیل شده که در آن شخصیت مثبت جسور داستان جایگزینی برای خود آلکات می‌شود. گرویگ صحنه‌ای که در آن جو درباره‌ی شرایط چاپ و نشر «زنان کوچک» با دشوود مذاکره و دست‌نوشته‌ی خود را در طی فرایند چاپ تعقیب می‌کند. امری که ادای دینی دوست داشتنی به این فرم هنری در خطر انقراض است.

در کنار نقد فیلم Little Women بخوانید:

نقد فیلم Marriage Story / داستان ازدواج | تو می‌توانی کسی را دیوانه کنی

رونان پس از ضبط و ارائه‌ی بی‌نقص ناکامی‌های نوجوان معاصر در «لیدی برد» دوباره به حالت تاریخی خود برگشته تا نقش جو را که یادآور نقش‌های او در «بروکلین» و «تاوان» است بازی کند. برخلاف رایدر که بازیگری کاملاً مدرن است، به نظر می‌رسد که رونان به دوره‌ی کلاسیک‌ها تعلق دارد ولی با این حال به سردی و صلب بودن ایفای این نقش توسط هپبورن به هیچ وجه نزدیک نمی‌شود. واتسون که راهی طولانی را از زمانی که نقش هرماینی گرنجر را در فیلم‌های هری پاتر بازی می‌کرد طی نموده اکنون نقش مگ را به صورت خواهری که اغلب نمی‌داند چه می‌خواهد تصویر می‌کند که این امر موجب می‌شود که انتخاب شخصیت‌ها کمتر به صورت سازش و توافق به نظر برسد. پیو نقشی سخت دارد زیرا بسیاری شخصیت ایمی را ناخوشایند می‌دانند ولی او درک و فهم سختی‌های زندگی را در زیر سایه‌ی خواهرش امکان‌پذیر می‌کند.
«زنان کوچک» گامی بزرگ و رو به جلو برای گرویگ‌ست تا بدون حل شدن در جریان هالیوود صدای خودش را داشته باشد و به استقبال پروژه‌های بزرگ‌تر برود.
یوریک لوسوی تصویربردار جلوه‌ی کوریر و ایوزی فیلم ۱۹۹۴ گیلیان آرمسترانگ را حفظ کرده و هم‌زمان بیشتر از هر یک از اقتباس‌های پیشین ما را بیشتر به درون شخصیت‌ها می‌برد. در پایان باید گفت که لازم نیست که این آخرین نسخه ۶۰ سال دوام بیاورد. همین که امروزه نقش خود را به درستی ادا کند کافی است و اگر جوانان هنگامی که کسی دیگر تصمیم بگیرد تا آن را برای نسل بعدی زنان کوچک بازسازی کند هنوز مشغول دیدن این فیلم باشند خود امتیاز دیگری است

پیتر دوبروژ ، منتقد ورایتی

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنونس

تریلر فیلم «Peninsula / شبه‌جزیره» | چهار سال پس از «قطار به بوسان»

تریلر فیلم Peninsula

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم Peninsula / شبه‌جزیره، دنباله‌ی فیلم کره‌ای قطار به بوسان، را به کارگردانی یئون سانگ هو با کیفیت دل‌خواه‌تان ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم Peninsula ، از آن بیشتر بدانید:

شبه‌جزیره، ادامه‌ای است بر فیلم کره‌ای قطار به بوسان که موفق شد در گیشه‌های سراسر جهان از جمله آمریکا، حضور موفقی داشته باشد و نزدیک ۱۰۰ میلیون دلار فروش کند.

در کنار تماشای تریلر فیلم Peninsula ببینید:

تریلر فیلم Inheritance / وراثت | رازی به ارزش فروپاشی خانواده

داستان این فیلم چهار سال پس از فیلم قبلی رخ می‌دهد. جایی که کره‌ی جنوبی به انحطاط کشیده شده و گروهی برای یافتن بازماندگان، در حال سفر به نقاط مختلف و جمع‌آوری‌شان هستند.

کارگردانی این فیلم نیز مانند قبل برعهده‌ی یئون سانگ هو است. کسی که میان این دو فیلم، اولین اثر سوپرهیرویی کره‌ی جنوبی را با عنوان دورجنبی ساخت.

شبه‌جزیره، آگوست امسال ابتدا در کره‌ی جنوبی و سپس در تاریخی نامعلوم در سایر نقاط جهان اکران خواهد شد.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man | چالشی تکرارناپذیر

فیلم The Invisible Man

زیرنویس فارسی اختصاصی: به بهانه‌ی انتشار نسخه‌ی بلو-ری فیلم «The Invisible Man / مرد نامرئی»‌، مصاحبه‌ی کارگردان (لی وانل) و بازیگران (الیور جکسون-کوهن و الیزابت ماس) این فیلم را با کیفیت دل‌خواه‌تان در آرت‌تاکس ببینید.

مصاحبه‌کننده: موضوع این فیلم چی‌یه؟

الیور جکسون-کوهن: این فیلم درباره‌ی درون‌مایه‌های یا به صورت اساسی درباره‌ی خشونت خانگی و درباره‌ی به جنون رسوندن زنانه. و داستان هم به این صورته که زنی از رابطه‌اش با یه آزارگر فرار می‌کنه و سعی می‌کنه تا زندگیش رو از نو شروع کنه. و به خاطر این رابطه موفق نمی‌شه.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

گفت‌وگو با فلورنس پیو درباره‌ی فیلم «زنان کوچک» | دخترهایی که معمولی نیستند

هر جا اشتباه کردم متوقفم کن ولی حس می‌کنم بیش‌تر این فیلم، و به نظر تو بخش خیلی زیادی هم هست، درباره‌ی توئه که توی یه اتاقی و داری عقلت رو از دست می‌دی. یعنی تو باید فیلم‌نامه رو خونده باشی دیگه. این فوق‌العاده است. من خیلی هیجان‌زده‌ام و تو می‌ری سر صحنه و می‌گی:«اوه. آره. امروز فقط من این‌جام.»

الیزابت ماس: آره تقریبن همینه. آره. وقتی بازیگرهای دیگه هم می‌آن هیجان‌زده می‌شم. چون فکر می‌کنم که:«خدایا. امروز می‌تونم بگم که با آلدیس کار می‌کنم یا می‌تونم با استورم کار کنم.» این جوری بود که من نیاز داشتم با کسی حرف بزنم.

عه یکی از انسان‌هایی که درباره‌اش حرف می‌زنن.

الیزابت ماس: عه آدم این‌جاست. یه لحظه دوربین رو بگیر سمت‌شون. اون‌ها خوبن.

لحظه‌ای توی این فیلم وجود داره که به معنای لغوی کلمه، که نمی‌دونم عمدی‌یه یا نه، که مرد نامرئی گاز رو روشن می‌کنه. و اون خیلی…

الیزابت ماس: الان خیلی احساس خجالت می‌کنم. اصلن بهش فکر نکرده بودم. من بیش‌تر نگران آتیش و کارهایی بودم که باید سر صحنه می‌کردم.

وقتی مدیر برنامه‌ات گفت:«ببین من نقش یه انسان مزخرف و نفرت‌انگیز رو، بدترین انسانی رو که می‌تونی تصور کنی، جور کردم. تو مناسب این نقشی.» چه حسی داشتی؟ و تو می‌گی…

الیور جکسون-کوهن: به شدت خجالت‌آوره.

«همه‌اش همین بود؟»

الیور جکسون-کوهن: آره. توی جنووا بود. خیلی وقت پیش اون‌جا گفت‌وگویی درباره‌ی این فیلم از زاویه‌ی دیدی آمریکایی پیش اومد. و این‌جوری شد که گفتن:«می‌خوای نقش مرد نامرئی رو بازی کنی؟» و من گفتم:«بله می‌خوام.» و اون‌ها گفتن:«ولی اون نامرئی‌یه ها.» و من گفتم:«می‌دونم. می‌دونم اون چی‌یه. ولی باید این کار رو انجام بدیم.» این…

فکر نمی‌کنیم که این قراره معروفت کنه. و الان همه‌ی چی به خاطر برندسازی‌یه.

الیور جکسون-کوهن: آره دقیقن.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

گفت‌وگو با تایکا وایتیتی | حرکت بر لبه‌ی کمدی و درام

وقتی بازی‌ها فیزیکی می‌شه و تو رو می‌کشن این ور و اون ور .هیچ ایده‌ای ندارم که این چطوری کار می‌کنه. ولی حدسم اینه که کسی اون‌جاست نه؟

الیزابت ماس: آره. آره یه بدلکار اون‌جاست. کاش می‌تونستم این افسانه رو که این کار رو یه جوری خودم تنهایی انجامش دادم ادامه بدم. سخت‌ترین بخش قضیه اینه که وقتی واقعن یه سری از این کارها رو انجام می‌دی تو زندگی واقعی خیلی احمقانه به نظر می‌رسه. می‌دونی؟ مثل اون صحنه‌ی لحاف که اون داره روی لحاف راه می‌ره. نمی‌تونم توضیح بدم که چقدر اون صحنه توی واقعیت احمقانه است. اون‌ها در واقع دو تا چیز پا شکلن که به چند تا تیکه چوب وصلن. مثل یه فیلم چارلی چاپلین می‌مونه. آره دقیقن با همون حرکت‌ها. در حقیقت یه مرد اون‌جاست و من لحاف رو می‌کشم و اون این‌جوری می‌کنه. و تو باید سعی کنی جوری بازی کنی که انگار این ترسناک‌ترین چیزی‌یه که تا حالا دیدی. چالش اصلی اینه.

آیا مسائل فنی‌ای بودن که شما سر صحنه کشفش کنین؟ چون مطمئنم شما همه‌ی آمادگی‌های لازم رو داشتید ولی وقتی الیزابت می‌خواست یه چیزی رو توی سر یکی خرد کنه شما به خودتون می‌گفتین:«چطوری این کار رو بکنیم؟»

لِی وانل: آره. آره دو تا چیز بود. مثلن اولین باری که ما از مرد نامرئی، یعنی از مردی که لباس تمام سبز پوشیده بود، خواستیم کاری انجام بده اون توی یه کابینت قایم شده بود. الیزابت از اتاق می‌ره بیرون و اون مرد باید دستش رو دراز می‌کرد و چاقو رو از روی پیش‌خون برمی‌داشت. و واضحه که ما قرار بود اون دست با دستکش سبز رو بعد از تولید حذف کنیم. انتظار این رو اما نداشتم. «حرکت!» الیزابت از اتاق می‌ره بیرون، دسته می‌ره بالا. چاقو کجاست؟ چون یارو نمی‌تونه ببینه.

و راستی من نگاه کردم و دیدم همه‌ی اعضای گروه نزدیک شصت نفر آدم خیره بودن بهش و این کار رو می‌کردن. و من گفتم:«خدایا!» و این دسته هنوز این جوری‌یه. و بالاخره دستش می‌خوره به چاقو. و من گفتم:«کات!» و یهو همه ترکیدن از خنده. تو کل صحنه صدای قهقهه می‌اومد. به جز من. به نظر من خنده‌دار نبود. من بیش‌تر این‌جوری بودم که:«خدایا! کل این فیلم فاجعه است. این ایده‌ی بدی بود. کی من رو متقاعد کرد که این رو بسازم؟ زنگ بزن به جیسون.»

اون موقع‌هایی که از سر کار می‌اومدی خونه و ازت می‌پرسیدن:«خب روزت چطور بود؟» تو می‌گفتی:«اوه. امروز توی یه خرپشته سینه‌خیز می‌رفتم. اون هم با چراغ قوه. اون هم برای دو روز.»

الیزابت ماس: آره. دقیقن همین بود که می‌گی. بیش‌تر وقت من باید صرف توضیح این مسئله به مامانم می‌شد که چرا زانوهام این قدر کبود شدن و بعد بهش بگم:«چون کل روز رو توی یه زیرشیروونی بودم.» و اون می‌گه:«یه زیرشیروونی واقعی؟» و من می‌گم:«نه.» و اون می‌گه:«اون زیرشیروونی که کل روز رو صرف ساختش کردیم؟» و من می‌گم:«آره تقریبن.» گاهی توصیف شغلت به دیگران سخته. واقعن مسخره به نظر می‌آد.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

مصاحبه با نوآ بامباک و گرتا گرویگ | شریک زندگی، رقیب کاری

این که شخصیتی که ربدوشامبر می‌پوشه و عینک آفتابی می‌زنه نداشته باشین چقدر سخت بود؟

لِی وانل: این خیلی سخت بود. یه چالش بود. آره. منظورم اینه که احساس کردم که یه ادای دین کوچیکی بهش کردم ولی نه به شکل صریح و واضح. یعنی برم توی بطن داستان چون فکر کنم همه می‌دونستیم که باید کاری انجام بدیم که قبلن انجام نشده. یعنی وقتی می‌خوای با شخصیت ماندگاری مثل این کار کنی باید کاری که می‌کنی باهاش کار جدیدی باشه.

فقط کافی‌یه یه تپه دستمال توالت باز کنی و بعد بگی… «بعدن با این قراره چی کار کنیم؟»

لِی وانل: آره آره. این پانسمان‌ها برای کی‌یه؟

این فیلم چند تا شوخی مخصوص به خودش رو داره. خیلی نه ولی یکی دو تایی هست. و فکر می‌کنم آیا اون به اندازه‌ی کافی شبیه ربدوشامبر هست؟ یه کم شبیه ربدوشامبر مرد نامرئی‌یه و اگه یه کم دستمال توالت دور سرت بپیچیم…

الیور جکسون-کوهن: می‌تونیم بپیچیم. عینک آفتابی داری؟ می‌دونستی کادوی من برای پیچیدن نسخه‌ی فیلم‌برداری…

کادوی «پیچیدن» ات؟

الیور جکسون-کوهن: کادوی «پیچیدن» ام. پانسمان و عینک آفتابی بود که لی بهم داد.

دیگه چی؟

الیور جکسون-کوهن: و اولش نفهمیدم یعنی چی. من گفتم:«اه عالی‌یه.» یعنی قشنگ پونزده ثانیه طول کشید تا بفهمم.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

انتخاب فیلم با ادگار رایت در مجموعه‌ی فیلم‌های کرایتریون

ادگار رایت

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: ادگار رایت ، کارگردان مشهور هالیوودی، در مجموعه‌ی فیلم‌های کرایتریون به دنبال نسخه‌ی بلو-ری فیلم‌های محبوبش می‌گردد و تماشای آن‌ها را به علاقه‌مندان سینما توصیه می‌کند.

چند ساله که می‌خوام این‌جا بیام و هنوز اتفاق نیفتاده. ولی امروز که تازه از سفر اومدم و خسته‌م می‌خوام چند تا داستان در رابطه با عناوین کرایتریون بگم  و بذارم‌شون تو کیفم و ببرم خونه . نقشه اینه. خب، ببینیم چی داریم:

چشمان بدون چهره (۱۹۶۰) / ژرژ فرانژو

این فیلم فوق‌العاده‌ای‌یه. پدرم یه زمانی در مورد این فیلم صحبت می‌کرد. البته در مورد یه فیلم صحبت می‌کرد که هیچ‌وقت نتونست اسمشو به یاد بیاره. چون می‌دونست فیلم‌های ترسناک دوست دارم می‌گفت ترسناک‌ترین فیلمی که دیدم، یه فیلم فرانسوی سیاه و سفید بود در مورد یه جراح پلاستیک که صورت کسایی رو که تصادف کردن، برمی‌داره. خیلی خون و خون‌ریزی داره و واقعن ترسناکه. ولی اسم فیلم یادم نیست. پنج سال بعد وقتی دانشگاه هنر بودم این فیلم رو می‌بینم، به بابام زنگ می‌زنم و می‌گم اسم اون فیلم فرانسوی‌یه رو می‌دونم. چشمان بدون چهره. بابام می‌گه: نه، اون نیست. گفتم قطعن همینه ولی گفت نه. بنابراین، این رو می‌خوام برای پدرم ببرم تا به‌ش ثابت کنم همینه. خب پس این رو برداریم. چشمان بدون چهره، فیلم فوق‌العاده‌ای‌یه.

در کنار تماشای انتخاب فیلم با ادگار رایت ببینید:

سایمون پگ از «شان می‌میرد» می‌گوید | فیلمی توقف‌ناپذیر

واکر (۱۹۸۷) / الکس کاکس

این یکی از فیلم‌های الکس کاکسه؟ هیچ‌وقت این فیلم الکس کاکس رو ندیدم. کارهای الکس کاکس رو دوست دارم. وقتی نوجوان بودم، خیلی معروف بود. یه برنامه تو کانال بی‌بی‌سی دو داشت به اسم پیشنهاد فیلم که فیلم‌های کالت رو معرفی می‌کرد.

سریر خون (۱۹۵۷) / آکیرا کوروساوا

بالأخره تو سینما دیدم و عالی بود. فکر کنم اگر اسم ژاپنی‌ش رو که قلعه‌ی تار عنکبوته نگه داشته بود، زودتر می‌دیدم. سریر خون اسم خوبی‌یه. قلعه‌ی تار عنکبوت عالی‌یه. اگر کوروساوا اسمش رو عوض نمی‌کرد، اولین فیلمی بود که ازش می‌دیدم. این فیلم فوق‌العاده‌ست. بلو-ری‌اش نداشتم که حالا دارم.

حالا نگاه نکن (۱۹۷۳) / نیکلاس روگ

واقعن بین ده فیلم برترم هست. یه فیلم هیپنوتیزم‌کننده و محشری‌یه. یکی از بهترین تدوین‌های تاریخ سینما رو داره. سکانس اول فکر کنم یکی از بهترین سکانس‌هایی‌یه که سر هم شده و تأثیر زیادی رو من داشته چون خیلی دوست دارم از قبل به آخر داستان اشاره کنم و نشانه و طالع نحس و نابودی بذارم. تمام افتتاحیه‌، عالی‌یه. پایانش یه پیچش داستانی شگفت‌انگیز داره. اگر چیزی در موردش نمی‌دونید، قبل دیدنش ازش چیزی نخونید. حالا نگاه نکن از نیکلاس روگ، یکی از بهترین فیلم‌های عمرمه. به هر کسی که ندیده، پیشنهاد می‌کنم ببینه. حالا که بلو ری‌ش رو دارم، هر کی میاد خونه‌م باید این فیلمو ببینه.

فکر کنم بازم می‌خوام بدزدم ولی به اندازه‌ی کافی صحبت کردم. امیدوارم لذت برده باشین. مرسی از شما و البته کرایتریون.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها