با ما همراه باشید
نقد فیلم Tenet نقد فیلم Tenet

سینمای جهان

نقد فیلم Tenet:‌ تلاش نکن بفهمی احساسش کن

نقد فیلم Tenet با ترجمه فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس | نوشته‌ی گای لاج، منتقد سایت ورایتی، بر روی فیلم «انگاره» جدیدترین ساخته‌ی کریستوفر نولان و با بازی جان دیوید واشنگتن، رابرت پتینسون، الیزابت دبیکی، کنث برانا و …

نقد فیلم Tenet:‌ تلاش نکن بفهمی احساسش کن

«انگاره» حتا پیش از آغاز اپیدمی کرونا، موردانتظارترین فیلم سال بود اما در موقعیت کنونی، تبدیل به پدیده‌ای پیچیده و دست‌نیافتنی شده که با هر تأخیر، از دسترس دورتر می‌شد. چنین نگاهی به یک فیلم شاید عجیب باشد ولی نمی‌توان در نظر نگرفت که فارغ از مسائل مالی، کریستوفر نولان از وضعیت پیش آمده برای فیلمش کمی لذت هم برده است.

نولان، هنرمند بلاک‌باسترساز هالیوود یازدهمین فیلمش را در حالی اکران می‌کند که دنیای بدون نظم فیلم، تحت تأثیر آشوب و خطرات جهانی قرار گرفته و نجات نسل بشر بستگی به تغییر فضا و زمان دارد. به این ترتیب، «انگاره» مناسب عصری پر از اضطراب است.

ببینید:‌ جدیدترین تریلر فیلم Tenet | کریستوفر نولان با تیم جدیدش در «انگاره»

البته «انگاره» فیلمی قابل بررسی از جهات دیگر است؛ بزرگ، زیبا و لذت‌بخش که عطش بینندگان را برای دیدن جلوه‌‌گاهی عظیم و پرجزئیات برطرف می‌کند. با این همه «انگاره» آن موجود نامعلوم و که طرفداران پی تئوری‌های عجیب و غریب‌ش بودند، نیست و بیش‌تر به دامی ناخواسته از رمز و راز افتاده. «انگاره» فیلم سرراستی است که دیوانه‌وارترین رؤیاها را در برندارد. در واقع، همان طور که «سرآغاز/ Inception» مود فیلم‌های سرقت را در ساختار موردعلاقه‌ی نولان میان زمان و خودآگاه قرار داد، «انگاره» نیز تریلری جاسوسی با پارامترهای علمی تخیلی گسترده است که باز هم به همان مضامین اصلی برمی‌گردد.

موضوع واقعی «انگاره»، هر منتقدی را به همان موقعیت همیشگی با نولان قرار می‌دهد. نکات مهم داستانی پیش از اکران رسمی فیلم غیرقابل ذکر هستند. شروع ماجرا با سکانسی پرتنش از سالن اپرایی در کیف آغاز می‌شود که شخصیت اصلی (که هیچ‌گاه نامی به خود نمی‌گیرد) به عنوان مأمور سی‌آی‌ای برای به دست آوردن شیئی وارد می‌شود. در ابتدا، فیلم‌نامه‌ی نولان به نظر تلاش می‌کند از هرگونه توضیح خودداری کند و شاید بیننده را به این تفکر وادارد که این صحنه‌ی ابتدایی تنها پیش‌غذایی است برای داستان اصلی. اما همین شروع پر از نکات و سرنخ‌های مهم است که در ادامه‌ی داستان به آن‌ها رجوع می‌کنیم. شخصیت اصلی پس از شکست در مأموریت، از سی‌آی‌ای اخراج شده و با یک سازمان جاسوسی بین‌المللی ناشناخته شروع به ‌هم‌کاری می‌کند. مافوق جدید او، نیل باعث آغاز مأموریتی برای «جلوگیری از جنگ جهانی سوم و نجات دنیا» می‌شود. همین موضوع دستمایه‌ای شده تا شخصیت‌ها تعداد بسیاری مک‌گافین را در نقاط محتلف در جای جای جهان بیابند. از هند تا استونی، از بندر ناپل تا شهرهای ایزوله‌ی روسیه.

بخوانید:‌ کریستوفر نولان: در شش-هفت سال اخیر مشغول بازنویسی Tenet بوده‌ام

از این نظر، داستان «انگاره» به رمان‌های جیمز باندی شباهت دارد. البته نکته در این‌جا، ایده‌ی جذاب و مرموز معکوس‌سازی زمان است که بهتر است آن را ببینید تا که روی کاغذ در موردش بخوانید. البته نولان از روند «سؤال یک شخصیت در مورد موضوعی که می‌داند و سپس دادن جوابی مفصل برای آشنایی بیش‌تر مخاطب» دور نشده. فیلم با وجود تلاش برای بسط ایده‌های جالبش، هیجان واقعی‌اش را مدیون نمایش سینمایی‌ست. تصاویر بازگشت گلوله‌ها از مسیرشان بسیار به‌یاد‌ماندنی‌تر از تئوری پشت این معکوس‌سازی است. چنان که یکی از شخصیت‌های فیلم در ابتدا می‌گوید: «تلاش نکن بفهمی. احساسش کن» چنین پیشنهادی برای مخاطب نیز صادق است. «انگاره» به خودی خود چنان غیرقابل درک نیست. بیش‌تر از پیچیدگی، در هم تنیده شده و داستان از آن چیزی که حدس می‌زنید خطی‌تر است. البته ناگفته نماند که چندین پرش زمانی در جریان فیلم می‌بینیم.

همه‌ی این‌ها برای این است که پیرنگ «انگاره» در قیاس با لحظات سینمایی و هیجان‌انگیز نحیف‌تر است. از انواع و اقسام نبردهای درگیرکننده تا اجرای زیبای ستارگانش. میزان دقت نولان در طراحی فضایی اکشن با مقیاسی عظیم هر کسی را شیفته می‌کند انگار که قرار است نخ‌های داستانی جا مانده و تناقضات فیلم‌نامه‌ای را جبران کند. یا شاید هم برای این است که این موضوعات اصلن اهمیتی ندارند. «انگاره» شاهکار نیست ولی با توجه به اهمیتش، سرگرمی پرخرج، گیج‌کننده و لذت‌بخشی است که طرفداران قدیم و جدید را راضی نگه می‌دارد.

نوشته‌ی گای لاج

ترجمه‌ی محمد تقوی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

1 دیدگاه

1 دیدگاه

  1. S.h.mousavie

    2020/12/29 در 11:49

    ” قهرمان اصلی منم ”

    ۱- همین تک جمله، نیت ناخوداگاه آمریکایی رو فاش میکنه، این جیمز باند ریشو، هم میخواد پوز اکشن انگلیسی رو بزنه، چون تام کروز با ماموریت‌های غیرممکنش نتونس، و هم اینکه فلسفه هندی (عرفان شرقی) رو با سلاح تخیل علمی، یه دین پست مدرنی جایگزین بکنه، و هم اینکه ایدولوژی توهمی روسی رو به بهانه اتمی نابود بکنه، انگار که روح خودشیفته و هیستریک در آمریکای جدید میخواد همه رقیبان را در همه زمینه ها جاه طلبانه، مصادره و مطیع سازد. خلاصه گوژ هم گوژ بابای من

    ۲- چرخ گوشت رو جلوی بچه بذاری واضحه که چند دقیقه دیگه باید ببریش بیمارستان تا پیوند عضو بخیه کنی، برای پیشگویی این پدیده لازم نیست که با زمان بازی کنی، اما برای عوامفریبی باید آسمان و زمین رو بهم ببافی، باید به زنان خوشگل اروپایی ثابت کنی که شوهر خوش تیپ ترشان مخفیانه نیات خطرناکی دارند تا به اغوای شمای قهرمان دل بندند.

    نولان ایندفعه قدمش رو بقدری بزرگ ورداشته که نیت اصلی خودشان رو هم لو داده. چراکه تک نژاد برتر نداریم، تنوع لازمه خلقته. ایکاش به همون شوالیه های بتمنی ادامه میدادی.

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر

کلوئه ژائو هم‌چنان تاریخ‌ساز | با برگزیدگان انجمن کارگردانان آمریکا آشنا شوید

انجمن کارگردانان آمریکا

▪️  هفتاد و سومین مراسم جایزه انجمن کارگردانان آمریکا عصر شنبه برگزار شد و کارگردانان برگزیده‌ به انتخاب اعضای این انجمن در بخش سینما و تلویزیون معرفی شدند.

▪️ کلوئه ژائو برای «سرزمین خانه‌به‌دوشان» جایزه بهترین کارگردانی را در بخش سینما به دست آورد و در بخش تلویزیون، «گامبی وزیر»، «هوملند» و «مهماندار هواپیما» جوایز اصلی را از آن خود کردند.

▪️ جایزه انجمن کارگردان‌ها اغلب پیش‌درآمدی برای جایزه‌ی اسکار بهترین کارگردانی تلقی می‌شود. از برندگان سال‌های اخیر جایزه انجمن کارگردان‌ها که در اسکار نیز جایزه بهترین کارگردانی را به دست آورده‌اند می‌توان به آلفونسو کوارون برای «روما»، گی‌یرمو دل‌تورو برای «شکل آب»، دمین شزل برای «لالا لند» و الخاندرو گونزالس ایناریتو برای «از گوربرگشته» و «بردمن» اشاره کرد. هرچند سال گذشته سم مندس برای «۱۹۱۷» جایزه انجمن کارگردان‌ها را به دست آورد اما اسکار بهترین کارگردانی به بونگ جون هو برای «انگل» رسید.
‌‌
▪️لیست برندگان:

🎥 کارگردانی فیلم سینمایی:
کلوئه ژائو برای «سرزمین خانه‌به‌دوشان»

🎥 کارگردانی اولین فیلم سینمایی
دریوس ماردر برای «صدای متال»

🎥 کارگردانی مستند:
مایکل دوِک و گریگوری کرشا برای «شکارچیان ترافل»

📺 کارگردانی سریال کمدی:
سوزانا فوگل برای «مهماندار هواپیما»، اپیزود «در موارد اضطراری»

📺 کارگردانی سریال درام:
لزلی لینکا گلاتر برای «هوملند»، اپیزود «زندانیان جنگ»

📺 کارگردانی مینی‌سریال یا فیلم تلویزیونی:
اسکات فرانک برای «گامبی وزیر»

نامزدهای اسکار ۲۰۲۱ اعلام شدند | بهشت غیرآمریکایی‌ها

 

 

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

داستان زنی که به دفعات خاکستر به آب سپرده | یادداشت‌ گل‌بو فیوضی درباره‌ی فیلم تکه‌های یک زن

فیلم تکه های یک زن
یادداشت‌ گل‌بو فیوضی عضو حلقه منتقدان آرت‌تاکس درباره‌ی فیلم تکه های یک زن
این یک نقد نیست. روایت شخصی زنی فارغ بعد از ۱۷ ماه است. روایت زنی که نه یک‌بار، به دفعات در زندگی خاکستری را به آب داده و با تمام مادرانه‌گی‌اش پای عاطفه‌ای ایستاده که گمان می‌برده نجات‌بخش است.
فیلم تکه‌هایی از یک زن فیلمی زنانه، پر از فراز و فرود و مملو از جزئیات است. زنانه نه از باب عادت مالوف این سال‌ها، فیلمی درباره‌ی احوالاتی که دست‌کم به لحاظ فیزیولوژیک مرد عاجز از تجربه‌ی آن است. من آدم گریستن پای فیلم‌ها نیستم. بهتر است بگویم به راحتی چیزی اشک‌م را درمی‌آورد اما در اولین مواجهه با این فیلم و بعد از گذشت چند دقیقه منقبض و معذب از آن سمت انسانی زندگی، جایی که هر تعداد آدم‌های عزیزی اطراف‌ت باشند، اما تو به عنوان فاعل و منفعل در میان میدان تنهایی، از تماشای آن سمت تنهای زندگی، روی پرده، گریستم. فیلمی که با سکانس آغازین حیرت‌آور و بنابر تجربه‌ی نگارنده بسیار نزدیک به واقعیت، میخ‌کوب‌ت می‌کند. اما همه چیز به زایمان و از دست دادن بچه ختم نمی‌شود. اگرچه این سکانس روایت لحظه به لحظه‌ی همراهی با زنی‌ست که می‌کوشد تا آخرین لحظه سرپا بایستد و می‌خواهد بچه‌اش را در خانه به وقتی که خود بچه مایل است به دنیا بیاورد، سمت دیگری هم دارد. بی تلاش برای فریادهای برابرخواهانه از همان ابتدا زن را چه مادر باشد چه نه، در سمت بی‌صدا و ناظر ماجرا نگه می‌دارد. ونسا کربی با وقار و عاشقانه درد می‌کشد. در لحظات جنون زایمان مدام توجه‌اش به همسرش است و در مصیبت مرگ نوزاد آرام تلاش می‌کند سمت مفید اتفاقات بایستد. تا آن‌جا که می‌خواهد نوزادش را به دانشگاه اهدا کند. مثل هزاران زنی که بسیار از دست داده‌اند اما باز برای زندگی تقلا می‌کنند. زنی که با سینه‌های پر شیر و نوزادی که دیگر نفس نمی‌کشد به زندگی برمی‌گردد. برای من جدا از داستان سرراست و به اندازه‌ی فیلم، روایت لایه‌ی دیگری هم دارد. مردی که در هیجان و پر حرارت با بازی درخشان و تمام قد شبا لباف همه جا هست و حمایت می‌کند اما روی خط مصیبت کم می‌آورد. مرد روزهای خوشی. مردی که در عصبانیت فریاد می‌زند. توان تحمل اندوه را ندارد. برای تسکین دردش سراغ زن دیگری می‌رود و در انتها رها می‌کند. و زنی که عهد نمی‌شکند و می‌ایستد و دست آخر اوست که به خود رئوف و حمایتگرش، به خود مادرش رجعت می‌کند. اوست که حکم زن ماما را در دادگاه تقلیل می‌دهد. و بعد از ایستادن پای خودش می‌تواند بگذرد و خاکستر را به آب بسپارد. پذیرش درد فقدانی که در همه‌ی لحظات تنهایی به دوش کشیده است. فیلم بی کم و کاست فیلم زندگی‌ست. پر از درد و احساس اجحاف و صبح فردایی که باز می‌رسد علی رغم تصور و میل آدمی. بلند می‌شوی تکه‌های فرسنگ‌ها با فاصله‌ت را از روی زمین جمع می‌کنی و می‌خواهی زندگی کنی. چون همین یک بار فرصت زندگی وجود دارد.
از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

رسم مسیر فقدان| یادداشت خسرو نقیبی درباره‌ی فیلم تکه‌هایی از یک زن

تکه ‌های یک زن

درست همانند «زن جوان خوش‌آتیه» دیگر فیلم مهم سال ۲۰۲۰، این یکی هم نمی‌داند با این حجم مصالح درخشان و چیدمانِ در جزئیات مینیاتورگونه‌اش هنگام جمع‌بندی چه کند. آن‌جا درست وقتی قهرمان زن از قصه خارج می‌شود و در «تکه ‌های یک زن» با خروج شخصیت مرد؛ اما شگفت این که برخلاف آن باور سینمایی که می‌گوید یک پایان خوب فیلم بد را نجات می‌دهد و یک پایان بد یک فیلم خوب را زمین می‌زند، با پایان‌بندی کنونی هم، فیلمِ کورنل موندروتسو و کاتا وبر که در عنوان‌بندی اول، هم‌ارزش هم، «تکه ‌های یک زن» را فیلمی از آنِ هر دوی خود می‌دانند (آن‌ها در واقعیت زن و شوهرند) بر باد نمی‌رود؛ بس که آن سه‌چهارم ابتدایی نفس‌گیر است و درباره‌ی انسان؛ و در شناخت و تعریف کامل از زنانه‌گی، زناشویی و فقدان (آخرین‌بار گمان‌م این توصیفات را برای فیلمی از ترنس مالیک به کار برده باشم و عجیب این که دوربین موندروتسو هم جاهایی بسیار شبیه دوربین مالیک است).
فیلم، درست در جهت عکس فیلم بی‌خاصیتی مثل «منچستر بای د سی» که فقدان را با سکون اشتباه می‌گرفت، دو شخصیت زن و مردش را به موازات هم در طول فقدان حرکت می‌‌دهد، ویران می‌کند و از نو می‌سازد و چنان آدم‌هاش باورپذیرند که بخشی از جهان تو می‌شوند؛ انگار یکی در هم‌سایه‌گی‌ات. فیلم‌نامه و فیلم، در چند برش زمانی سراغ آدم‌هاش می‌رود اما در این برش‌ها سعی می‌کند بر جزئیات تکیه کند و وقفه‌ی زمانی نادیده‌ی ما را در رفتارهای تازه به‌دست‌آمده‌ی طرفین تعریف کند. چنین تجربه‌ای از توصیف فقدان و جهان آدم‌ها در کنار آمدن با آن را در این سال‌ها تنها در «ناپدیدشدن النور ریگبی» به‌خاطر می‌آوردم؛ و حتا این‌جا، کمی ژرف‌تر و هولناک‌تر. برای همین است که پایان کنونی فیلم، به اندازه‌ی آن‌چه تا آن‌جا حفر شده، عمیق جلوه نمی‌کند و قدری خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. و طبعن مثل هر فیلم شخصیت‌محور دیگری، چنین دست‌آوردی حاصل نمی‌شده مگر به توان بازیگری ونسا کربی و شایا لباف (که این دومی خیلی فراتر از تصور است).

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها