با ما همراه باشید
نقد فیلم The Old Guard نقد فیلم The Old Guard

سینمای جهان

نقد فیلم «The Old Guard / نگهبانانی از دیرباز» | دیدید هیث لجر درست می‌گفت؟

نقد فیلم «The Old Guard / نگهبانانی از دیرباز» به کارگردانی جینا پرینس-بایدوود و با بازی شارلیز ترون نوشته‌ی محمدحسین گودرزی، نویسنده‌ی آرت‌تاکس.

نقد فیلم «نگهبانانی از دیرباز» | دیدید هیث لجر درست می‌گفت؟

این متن این ظرفیت را دارد که مورد نفرین طرفداران «سینمای هنری» و دنبال‌کنندگان «محتوا در سینما» قرار بگیرد. احتمالاً نگارنده در پایان این متن، متهم به عامه‌پسندی شده و از دایره‌ی طرفداران واقعی سینما رانده می‌شود. استدلال‌هایی که عده‌ای به‌کمک آن، درمقابل فیلم‌های «صرفاً سرگرم‌کننده» می‌ایستند و به‌دنبال پیروی از آن استدلال‌ها، برای سینمای جریان هنری، یک نگهبان قدیمی به حساب می‌آیند، در این نوشته، احتمالاً تاحد تشریح فضیلت سرگرمی در سینما، تنزل پیدا می‌کند!

تعدد ساخت فیلم‌های مبتذل و تحمل‌ناپذیر در سراسر دنیا، به‌کارگیری چندباره‌ی صفت «دم‌دستی» را به منظور رسواکردن این فیلم‌ها، در یادداشت‌ها و نقدها متداول کرده است. این واژه‌گزینی سریالی، باعث شده تا بخشی از ناخودآگاه جمعی سینمادوستان، نقطه‌ی مقابل سینمای دم‌دستی را سینمای پیچیده و تأمل‌برانگیز بداند. انگار هرفیلمی که به یک محتوای عمیق و با لحنی ضمنی بپردازد، به‌صورت بالقوه نسبت به فیلم‌هایی که تنها مخاطبان‌شان را سرگرم می‌کنند، از امتیازهای ویژه‌ای برخوردار است. در بعضی‌ تفسیرها، کار به‌جایی رسیده که فیلم خوب، مخاطبش را به فکر فرو می‌برد و فیلم ضعیف، تنها او را سرگرم می‌کند. صرف‌نظر از این‌که، این تفسیرهای فراگیر و معیوب، با اساس وجودی بسیاری از ژانرها در تعارض‌اند، می‌توان به ناکارآمدی این تعریف‌های تک‌خطی از سینما در دنیای تکنولوژیک اشاره کرد. اساساً آن نگاه سخت‌پسندی که از یک فیلم سینمایی، توقع حل بحران‌‌های معنایابی در زندگی انسان‌ها، یا تماشای یک تابلوی نقاشی در هر قاب از فیلم را دارد، نمی‌تواند با وجود و رشد دستاوردهای فنی سینما، در روزگاری که آن را «مدرن» می‌خوانیم، تعریف عیانی از سینما ارائه دهد. بااین‌حساب، «سرگرم‌کنندگی» در این نوشته و درباره‌ «نگهبانانی از دیرباز» نه‌تنها بار معنایی بدی ندارد؛ بلکه تا آن‌جا که سرگرمی از آب و گل درآمده‌ای باشد، پسندیده و شورانگیز است.

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم The Old Guard ببینید:

بیست‌ویک حقیقت از «نگهبانانی از دیرباز» که نمی‌دانید

بخش‌های ابتدایی فیلم، با نمایش چند مقطع از بیابان‌ها و موقعیت‌هایی از خاورمیانه و آفریقا، طبق الگوی اکشن‌های متداول امروزی پیش می‌رود. درابتدا، همه‌چیز شبیه همان فیلم‌هایی‌‌ست که با دخالت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه آغاز می‌شوند و با طرح توطئه‌های امنیتی گره‌گشایی می‌کنند. فیلم در یک‌سوم ابتدایی، به موقعیت کاراکتر زنی سیاه‌پوست سرک می‌کشد، وجود یک گروه عملیاتی به رهبری اندی (شارلیز ترون) و شکل‌گیری دوباره‌ی آن را نشان می‌دهد و نامی تجاری را که مربوط به یک شرکت داروسازی است، به گوشه‌ی ذهن مخاطبانش می‌سپارد. درادامه‌ی «نگهبانانی از دیرباز»، مطابق عادت‌های رایج داستان‌گویی، خط‌وط مختلف روایی، به‌هم نزدیک شده و یک روند کلی را پیش می‌برند؛ این‌بار نه با بسط فیلم‌نامه در قالب ژانر، بلکه با تغییر ژانر. این مهم‌ترین خصوصیت فیلم است. فیلم، زمان زیادی مخاطب را به‌سمتی می‌برد که مقصودش نیست. ناگهان مشخص می‌شود که داستان چیز دیگری‌ست. داستان زمینی با پیش‌زمینه‌های سیاسی، آسمانی و ابرقهرمانی می‌شود. موفقیت این چرخش را در اجرای بازیگر اصلی جست‌وجو کنید: شارلیز ترون، رفتارش عوض نمی‌شود. همانی‌ست که درابتدا دیده‌ایم. حالا پیش‌فرض‌های‌مان را عوض می‌کنیم و او با ذهنیت جدید ما از ژانر جدید فیلم، مطابقت دارد! ریسک بلندپروازانه‌ی فیلم برای تخطی از فرمول‌های رایج سرگرمی، همین دگرگونی یک‌باره است.

داستان از این قرار است که گروهی نامیرا که برخی‌شان عمر هزارساله دارند، مبارزه می‌کنند تا دنیا کمی هم که شده، زیست‌گاه بهتری شود. اقتباس گِرگ راکا از کامیک‌بوک خودش، یادآور نمونه‌های شاخص این دسته از فیلم‌هاست. دراینجا، از گاتهام و دوگانه‌ی بتمن/جوکر یا دیگر دوگانه‌ها خبری نیست؛ اما روند کلی همان است. تلاش‌های شارلیز ترون در این فیلم، از جنس تلاش‌های بتمن در سری کامیک‌های دیده‌شده است. هرچند انگار هیث لجر فقید، در نمونه‌ترین جوکر، شوالیه‌ی تاریکی (کریستوفر نولان)، راست می‌گفت که مردم ارزش این مبارزه‌ها را ندارند و خودشان خواسته یا ناخواسته، مولد و محرک وضع موجودند و مصداق بارز حرف لجر، در فیلم «نگهبانانی از دیرباز»، آقای کاپلی (اجیوفور) ‌است که بر سرراه مبارزان قدیمی، مانع‌تراشی می‌کند و در پایان فیلم، درکسری از ثانیه، درعین باورناپذیری، متحول می‌شود.

شارلیز ترون، نقش آدم نامیرایی را اجرا می‌کند که نه‌تنها قبل از ماجرای فیلم و اختراع سینما در این دنیا بوده، بلکه انگار درگذر زمان، سری به گاتهام‌سیتی خیالی زده و اکت‌های ازلی‌ابدی را از لجر آموخته است. لجر، خنده‌ی آهنگینی را انتخاب کرده بود که انگار ریشه در گذشته‌ها داشت. لبخند مرموزش، گویی متعلق به زمان‌های پیش از خودش بود. ترون، در تلاش برای اجرای این نقش، به یک نگاه سنگین رسیده که وقتی به‌جایی زل می‌زند و به فکر فرو می‌رود، همان خاصیت «ازلی‌-ابدی» را تداعی می‌کند.

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم The Old Guard بخوانید:

همه‌چیز مهیای ساخت قسمت دوم «نگهابانانی از دیرباز»

درباره‌ی دیگر بازیگرهای فیلم، این اتفاق نیفتاده است. گروه اندی، نه‌تنها تعلقی به گذشته‌ و آینده‌ ندارند، بلکه حس‌وحال این نقش را، مانند همان اکشن‌های شبیه به ابتدای فیلم، دریافته‌اند. کاراکترشان هم، سردرگم است. یکی‌شان که از قدیمی‌ترین یارهای اندی بوده، بعد از چند سده، ناگهان ایده‌ی برتری مرگ بر نامیرایی را مطرح می‌کند و گروه را بی‌چاره می‌کند و چنددقیقه بعد، دوباره نظرش عوض می‌شود و در درگیری‌های پایانی فیلم، شانه‌به‌شانه‌ی دیگران حاضر می‌شود. علاوه‌بر این‌ها، در پایان فیلم، تنها تحول یک‌باره‌ی کاپلی یا اعضای گروه اندی نیست که به بلندپروازی فیلم ضربه زده است. تمهیدهای غافلگیرکننده‌ی پایان فیلم، یکی پس از دیگری، ناکارآمد از آب درمی‌آیند. بااین‌حال، وزن بازیگر اصلی و ایده‌ و ترس میراشدن اندیِ نامیرا، فیلم را تا پایان نگه می‌دارد. البته منظورم از پایان، همان پایان اصلی است. یعنی جایی‌که از ساختمان بیرون می‌آیند و فاتحانه موقعیت درگیری را ترک می‌کنند و در انتهای صحنه، پلیس و جمعیت، متوجه درگیری می‌شوند. بعد از آن، فیلم از چندپایان اضافی، ضربه می‌خورد. بعد از آن صحنه، هیچ‌کدام از مین‌های فیلم‌نامه، عمل نمی‌کنند. همگی خنثی می‌شوند. نه رهاکردن عضور خائن گروه، اثرگذار است و نه آخرین نمای فیلم. «نگهبانانی از دیرباز» محصول یک بلندپروازی افسارگسیخته است. فیلم‌ساز به بلندپروازی‌اش برای تلفیق صحنه‌های اکشن با قطعه‌های موسیقی غیرمرسوم و امتیازهای اصلی‌اش بسنده نمی‌کند. چشمانش را می‌بندد و آن‌قدر جاه‌طلبانه برگ جدید رو می‌کند که دلت می‌خواهد هرچه زودتر، فیلم خوبش را تمام کند!

نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

2 دیدگاه

1 دیدگاه

  1. مهدی کرمی

    2020/08/02 در 13:55

    سلام. به نظرم راجع به بازی ها پیش فرض هایی دارید که باعث می شود آن ها را درست نبینید. فکر می کنم آن «خستگی» که باید در آدم های نامیرا وجود داشته باشد در بازی گروه اصلی فیلم دیده می شود(حتی در انتخاب و چهره پردازی «صورت ها» و حتی در صحنه های مبارزه هم این ایدۀ تعلق به زمان های دور لحاظ شده)ولی شاید به این دلیل که چندان شناخته شده نیستند، به نظرتان باورپذیر هم نیستند.حتی انتخاب ماتیاس خوارتس ( با توجه به بازی هایش در «زنگار و استخوان» و «دور از اجتماع خشمگین» ) که در اعماق نگاهش طنین عشق ابراز نشدۀ «سالیان دراز» به اندی را دارد، حکایت از هوشمندی در انتخاب بازیگران دارد.ولی نهایتا فیلم سرگرم کننده ای نیست. بیشتر شبیه همان مانیفست های سینمایی سال های اخیر است که اتفاقا می خواهد به مخاطب بگوید قرار است چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده را دنبال کند (مثلا روابط راجع به اقلیت ها) ولی هر چه که نگاه می کنی آن چیز فراتر را نمی بینی. «شوالیۀ تاریکی» با وجود این که در این دو – سه سال هیچ علاقه ای به تماشایش نداشته ام، با قرار دادن بتمن (با بازی ژرف کریستن بیل که با وجود این که نامیرا نیست ولی «خستگی» اش از تمام بازیگران «نگهبانانی از دیرباز» عمیق تر و تکان دهنده تر است) در مقابل جوکر (با بازی عجیب هیث لجر که یک کل تجزیه (و تحلیل) نشدنی ساخته وبلکه آفریده که نمی شود به اجزای کوچکتر تقسیمش کرد که به نظرم نه تنها ثرون بلکه هیچ بازیگر دیگری حتی واکین فنیکس هم در دوباره سازی جوکر نمی تواند باهاش رقابت کند – تنها رقیبانش دنیل دی لوئیس در «خون به پا می شود» و خود فنیکس در «مرشد» هستند -) تبدیل به یک فیلم سرگرم کننده می شود که حداقل التهاب موقعیت را خوب درمی آورد.اما «نگهبانانی از دیرباز» فرقی با آن فیلم هایی که هر روز در گوشه و کنار ساخته می شوند، ندارد. و مهمترین ویژگی اش این است که به جای چیزی که ادعایش را دارد (سرگرمی «عمیق») بیشتر یک کمدی اشتباهی به مخاطب تحویل می دهد.ممنون.

    • مهدی کرمی

      2020/08/02 در 17:37

      سلام. فکر می کنم در نظر قبلی کمی اغراق کردم؛ حالا که فکر می کنم بازی دقیق هیث لجر آن قدرها هم دست نیافتنی نیست و بازی واکین فنیکس حتی می تواند بهتر از آن باشد (بازی کریستین بیل هنوز هم به نظرم فوق العاده است). و در دیدار دوباره متوجه شدم «نگهبانانی از دیرباز» هم کمدی اشتباهی نیست. لااقل بازی خوب بازیگرانش و اکشن های خلاقانه و تصاویر خوبش (با یادی از فیلمبرداری همیشه خوب بری آکروید) می تواند فیلم را تا پایان نگه دارد(هر چند هنوز هم برای من خیلی سرگرم کننده نیست). ولی در نهایت به منابع الهامش یعنی «سی دقیقۀ بامداد»، «لوگان» و «ماموریت غیرممکن: فال اوت» نمی رسد.

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر

گل‌شیفته فراهانی و ترلان پروانه در جمع صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ | the Most beautiful Women: Golshifteh Farahani 51st, Terlan Parvaneh 88th

صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

​آرت‌تاکس: سایت TC Candler در سی‌ویکمین دوره‌ی انتخاب سالانه‌ی مستقل خود که مبنای آن در این سال‌های اخیر میزان ارجاع در شبکه‌های اجتماعی و خبری و بررسی تأثیرگذاری بیش از ۱۲۵هزار ستاره‌ی مشهور زن در صنعت سرگرمی جهان است، فهرست صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ را منتشر کرد. در این فهرست از ایران گل‌شیفته فراهانی و ترلان پروانه به‌عنوان پنجاه‌ویکمین و هشتادوهشتمین زنان زیبای صنعت سرگرمی در سال ۲۰۲۰ معرفی شدند.
سه بازیگر زنی که میان فهرست مدل‌ها، خواننده‌ها و دیگر چهره‌های پرطرفدار صنعت سرگرمی بالاترین رتبه را در صد زن زیبای سال ۲۰۲۰ دارند، به ترتیب نائومی اسکات، گل گدوت و آنا د آرماس در رتبه‌های ۱۳، ۲۱ و ۳۳ هستند.

ترلان پروانه میان صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

ترلان پروانه میان صد زن زیبای سال ۲۰۲۰

ArtTalks: TC Candler has published its list of the 100 most beautiful women of 2020 in its thirty-first annual independent selection period, which is based on the number of referrals in social and news networks in recent years and the impact of more than 125,000 famous female stars in the world entertainment industry.
.
There are two Iranian stars in this list. Golshifteh Farahani and Terlan Parvaneh were introduced as the 51st and 88th most beautiful women in the entertainment industry in 2020.
The top three actresses in the list of models, singers and other popular figures in the entertainment industry are Naomi Scott, Gal Gadot and #Ana De Armas, ranked 13th, 21st and 33rd, respectively.

#آرت_تاکس

بخوانید: گل‌شیفته فراهانی میان ده ستاره‌ی کنجکاوی‌برانگیز جهان

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

سودربرگ قسمت دوم شیوع را می‌سازد | Steven Soderbergh Working on ‘Philosophical’ Sequel to Contagion

قسمت دوم شیوع

حالا که واقعن آن فیلم پیش‌گویانه رخ داده است: سودربرگ قسمت دوم شیوع را می‌سازد

Steven Soderbergh Working on ‘Philosophical’ Sequel to Contagion

با شیوع کرونا خیلی‌ها یاد فیلم ۲۰۱۱ استیون سودربرگ افتادند؛ ضرورت دست‌ندادن، حفظ فاصله‌ی اجتماعی و قرنطینه. از همه مهم‌تر، منشأ خفاشی از چین. همین باعث شد «شیوع» در سال ۲۰۲۰ در خانه‌ها از نو اکرانی گسترده‌تر از زمان نمایش خود را تجربه کند؛ فیلمی که آن زمان خیلی‌ها آن را شکست‌خورده تلقی کرده بودند. حالا سودربرگ در پادکست Happy Sad Confused گفته که در حال کار روی دنباله‌ای فلسفی‌تر بر فیلم اول است. البته به احتمال زیاد قسمت دوم شیوع ادامه‌ی داستان قبلی نخواهد بود.

“Contagion” might be nine years old, but Steven Soderbergh’s well-received pandemic thriller became one of 2020’s most-discussed films as the coronavirus pandemic swept throughout the United States.
.
Soderbergh revealed during a recent interview on the Happy Sad Confused podcast that he is developing a “philosophical” sequel to “Contagion” alongside Scott Burns, who served as screenwriter on the 2011 film. The project appears to be in its early stages and will unlikely be a direct sequel to “Contagion,” but Soderbergh noted that it may touch on similar themes and ideas.

ببینید: گفت‌وگو با جود لاو درباره‌ی فیلم شیوع پس از پاندمی کووید ۱۹

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم تنت:‌ انتظارات بزرگ نوشته‌ی خسرو نقیبی

نقد فیلم تنت

انتظارات بزرگ

پرونده‌ی یک فیلم: تنت

یک نقد بلند از خسرو نقیبی سردبیر و عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس

دو و نیم ستاره از چهار ستاره

 

«تنت» آن چیزی نیست که از یازدهمین فیلم کریستوفر نولان انتظار می‌رفت؛ شاید خیلی دورتر از تصور دنبال‌کننده‌های سینمای او، چه هواداران عام‌ش و چه منتقدان سینمایی. گروهی که برای دیدن شاهکاری از نولان، آن فیلمی که بالاخره تمام جوایز سال را درو کند، لحظه‌شماری می‌کنند، و گروهی دیگر که می‌خواهند ثابت کنند او استعدادی هرزرفته در هالیوود و میان فیلم‌های بزرگ است. «تنت» پاسخی به هیچ‌کدام این انتظارها نیست. فیلم بدی‌ست؟ ابدن. شاهکار است؟ نه. در دوگانه‌ای که انتظارات از سینمای نولان می‌خواهد، «تنت» شاید بی‌محاباترین فیلم او باشد؛ نوعی واکنش تهاجمی، آن‌چه خودش می‌خواهد بسازد، بی‌اعتنا به قضاوت عمومی. فیلم‌ساز آن‌قدر هم جایگاه دارد که بتواند فیلم موردنظرش را با میلیون‌ها دلارِ استودیوها خلق کند، و نه با بودجه‌های فیلم شخصی ساختن. پس جایی میانه‌ی دو علاقه‌ای که هرگز پنهان نکرده، اکشنی شبیه باند و یک علمی-خیالی بلندپروازانه چون «نابودگر ۲: روز داوری»، می‌ایستد؛ و فیلم موردعلاقه‌ی خودش را می‌سازد.

بخوانید:‌ نوشته‌ی خسرو نقیبی درباره‌ی «منک» یکی دیگر از فیلم‌های مهم سال ۲۰۲۰

بهترین توصیف‌م برای مشکلی که باعث می‌شود «تنت» خروجی صددرصدی نداشته باشد، «زود بودن» است. جاه‌طلبی فیلم‌ساز این بار نگذاشته روی کاغذ متوجه شود که سینما به‌رغم تمام پیش‌رفت‌های تکنیکی‌اش هنوز برای بازتاب دادن مفهوم «آنتروپی» در فیزیک روی پرده و حرکت معکوس جهان و مخلوقات‌ش، ابزارهای لازم را ندارد، و نه حتا برای تصویرکردن واقعی ابعاد حادثه‌ی مدنظر در شاه‌سکانس داستان: هواپیما؛ پس زمان اجرا، وقتی درمی‌یابد خروجی تصویرش آن چیزی که می‌خواهد نخواهد شد، تلاش می‌کند همه‌چیز را در خود صحنه برگزار کند. از بازیگران‌ش می‌خواهد سکانس‌های معکوس را واقعن معکوس بازی کنند و یک بویینگ واقعی را داخل یک ساختمان می‌زند؛ ترفندی که می‌تواند پاسخ درست باشد اما پاسخ کامل نیست. بازی معکوس بازیگران گیج‌کننده و حتا گاهی در اکشن‌ها مضحک از کار درآمده و سکانس برخورد هواپیما زیادی محتاطانه و کم‌جلوه‌تر از آن چیزی که توی فیلم‌نامه نوشته شده. این‌جاست که می‌گویم برای ساخته‌شدن «تنت» هنوز زود بود. نولان می‌خواسته اولین باشد در وقت و مکان درست، شبیه جیمز کامرون در نابودگر دوم، که سینمای ژانر را یک قدم به پیش بُرد، اما «تنت» نمی‌تواند آن نقطه‌ی عزیمت باشد، چون آن لحظه هنوز فرا نرسیده و نولان برخلاف انتظارش در آن زمان و‌ مکان درست تاریخ نبوده است.

بخوانید:‌ نوشته‌ی خسرو نقیبی درباره‌ی «من به پایان دادن این وضع فکر می‌کنم» یکی دیگر از فیلم‌های مهم سال ۲۰۲۰

این که می‌گویم نولان بی‌اعتنا به قواعد بازی موردانتظار از او «تنت» را ساخته، بخشی‌ش به راحتی او در ارژینال نبودن «تنت» برمی‌گردد. او هر چه در آن ده فیلم قبل کوشیده بود از قصه تا اجرا همه‌چیز دربست از آن خودش باشد (حتا وقتی یک فیلم دیگر را بازسازی کرد یا ساختن یک کامیک‌بوک زیادی شناخته‌شده را دست گرفت)، این‌جا فیلمی ساخته در ادای دین به هرآن‌چه از سینمای کلاسیک تا امروز دوست داشته؛ از ادای دین واضح در دیالوگ گفت‌وگوی پایانی به «کازابلانکا» (شروع یک دوستی طولانی) تا نریشن آخری که بی‌پرده‌پوشی از پایان‌بندی همان دومین نابودگر و نریشن سارا کانر برمی‌دارد. تک‌گویی قهرمانی که معتقد است وقتی اتفاق رخ نداده، قهرمانی هم برای مردم وجود ندارد، چون نمی‌دانند می‌توانست آینده شکل دیگری باشد. این‌جا با نولانی سروکار داریم که اگر در «سرآغاز» اصرار داشت قصه‌ی کلاسیک «مأموریت آخر خلافکار در پی زندگی بهتر» را هم به کلی شکل خودش کند آن‌قدر که آن را به جا نیاوریم، در «تنت» به سهولت خط داستانی آمدن مأموری از آینده را که برای نجات جان مادر و کودک به گذشته فرستاده شده تا آن آینده تغییر نکند، از نابودگرهای کامرون (سری موردعلاقه‌اش از سینمای علمی-خیالی) برمی‌دارد و فقط آن را به روز می‌کند؛ به مثابه اقتباسی به‌روزشده، با این کلید که قهرمان‌های اصول‌گرای نولان هم‌واره در فیلم‌های پیشین به‌رغم آگاهی از نابودی خودشان می‌خواستند «کار درست» را انجام دهند، حال با هر تبعاتی، و این‌جا نولان داستانی را یافته که قهرمان‌ش می‌تواند از آینده به عقب برگردد و به‌جای تغییر سرنوشت، گذشته را اصلاح کند، جوری که هرگز آن موقعیت‌های هولناک با تبعات زمان حال آن، رخ نداده باشد. نولان این تم را از جهان کامرون می‌گیرد و روی قهرمان خودش سوار می‌کند، و برای همین هم اصرار دارد این پیش‌برنده‌ی بی‌نام را «پروتاگونیست/قهرمان» بنامیم؛ همین‌قدر عیان و بی‌پرده‌پوشی. ماجرای پوسته هم که دیگر زیادی واضح است: نولان می‌خواست یک باند سیاه با مختصاتی پیچیده‌تر از یک اکشن باندی خلق کند و خب این داستان این امکان دوم را هم برای او فراهم کرده تا به چند دل‌بسته‌گی‌اش نسبت به تاریخ سینما و متعلقات‌ش با هم در یک فیلم برسد.

بخوانید: در پنجاه ساله‌گی کریس نولان | کوبریک جوان‌ نوشته‌ای از خسرو نقیبی

اشتباه استراتژیک دوم اما این‌جا رخ داده؛ وقتی جان دیوید واشنگتن توان گرفتن آن هم‌ذات‌پنداری لازم را از مخاطب ندارد. چه در نابودگرها، چه در باندها و چه در سینمای خود نولان (به‌طور مشخص «سرآغاز» با موقعیتی به‌شدت مشابه در دلیل قهرمان) شخصیت پیش‌برنده و تصمیمی که در نقطه‌ی تحول می‌گیرد، به‌جهت سمپاتی با قهرمان، تماشاگر را هم کنار او می‌نشاند و از آن نقطه به بعد، نگرانی برای هر تصمیم و انتخابی از او، فیلم را به سمت قله پیش می‌برد، اما این‌جا، با بازیگری طرف‌یم که با یک پس‌زننده‌گی حیرت‌انگیز هیچ لحظه‌ای امکان در یک تیم قرارگرفتن را با خود به تماشاگر نمی‌دهد. مقایسه کنید سنگینی مال را بر هر تصمیمی که ذهن کاب در «سرآغاز» می‌گیرد، با لحظه‌ی تقسیم «تنت» به قبل و بعد از خود؛ جایی که باید تصمیم قهرمان مبنی بر توقف همه‌چیز و به خطرانداختن هرچه‌تاکنون به دست آورده‌اند برای نجات جان زنی که براش اهمیت دارد، ما را متقاعد کند که این رابطه، عشق یا تعهد، به چنین تصمیمی می‌ارزد. مگر اصلن چیزی میان این دو شکل گرفته که ما بخواهیم بپذیریم حفظ این زن به همه‌ی دردسرهای بعدی خواهد ارزید و کنار قهرمان قدم برداریم؟ فیلم‌نامه را که بخوانید، همه‌ی این مسیر زیادی منطقی و درست به نظر می‌رسد؛ چنان که در «سرآغاز» هم بود، اما این‌جا واشنگتن هرچیزی به ما و بالطبع به زن داستان منتقل کرده، جز هم‌ذات‌پنداری یا احساس. اگر «تنت» متقاعدکننده نیست، یا داستان‌ و اجرا زیادی مکانیکی به‌نظر می‌رسد، متهم ردیف اول نه متن یا اجرای نولان، که بازیگر منتخب‌ش برای ایفای نقش اصلی‌ست؛ گفتم که. یکی از پس‌زننده‌ترین بازیگرانی که تاکنون در محور یک فیلم بزرگ دیده‌ام.

برگردیم به آن سؤال‌های اول. «تنت» فیلم بدی‌ست؟ پاسخ را داده بودم: ابدن. ما با فیلمی جاه‌طلبانه سروکار داریم که چیزهایی‌ش درنیامده است یا بهتر بگویم اشتباهات استراتژیک در پی‌ریزی‌اش رخ داده (همان دو ماجرای زودبودن و کستینگ غلط) اما هنوز و هم‌چنان یک تریلر اکشن علمی‌-خیالی سرگرم‌کننده و البته درگیرکننده است که وقتی بار اول مختصات داستانی‌اش دست‌ت بیاید، در دفعات بعدی تماشا، پیشنهادات‌ش در ریتمِ بلاانقطاع و خساست‌ش در اطلاعات‌دادن، هوشمندانه (همان چیزی که از نولان انتظار داریم) به نظر می‌رسد. شاهکار است؟ نه، چون قرار نیست نولان هربار در هر ژانری به ته خط برسد و برگردد؛ و البته که در این حیطه یک‌بار با «سرآغاز» رسیده و کالت خودش را در ژانر ساخته. بگذارید این‌گونه جمع‌بندی کنم که «تنت» یک بازی‌گوشی شخصی میلیون‌دلاری‌ست بی‌اعتنا به انتظارات. انگار که هواداران و مخالفان نولان، این بازی هر فیلم نولان یعنی یک اتفاق برای هوراکشیدن یا کوبیدن او را، خیلی از خودش جدی‌تر گرفته‌اند. «تنت» خیلی ساده‌تر از این‌ها، یک فیلم مولتی‌ژانر سرگرم‌کننده، شاید یک زنگ تفریح برای نولان، میان ساخت دو پروژه‌ی بزرگ‌ش باشد. نکته این است که برخلاف اسپیلبرگ یا اسکات، او بلد نیست بازی‌گوشی‌اش را، ارزان و جمع‌وجور برگزار کند و انتظارات را بالا می‌برد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- تیتر، عنوان یکی از شاهکارهای چارلز دیکنز است که البته در ایران بیش‌تر به «آرزوهای بزرگ» شناخته می‌شود؛ موتور محرک نوشته‌شدن این مطلب.

۲- اگر فیلم را دیده باشید حتمن متوجه شده‌اید که نام تشکیلات پروتاگونیست در زمان آینده، که کل دلیل رخ‌داد اتفاقات فیلم در زمان حال است، «تنت» است. درست است که می‌شود «تنت» را به عناوین مختلفی در فارسی ترجمه کرد اما در این فیلم «تنت» یک اسم خاص است و نباید ترجمه شود.

۳- اگر ترجمه‌ی «سرآغاز» برای Inception کمی از ذهن‌تان دور است، باید بگویم که این ترجمه‌ی نگارنده از عنوان آن فیلم، هنوز و هم‌چنان، به نظرم برگردان دقیق‌تری برای آن فیلم نولان است تا «تلقین» و «نطفه‌گذاری» و …؛ دلیل‌ش را در نقد مفصل‌م بر آن فیلم در زمان اکران برمبنای یکی از دیالوگ‌های اثر توضیح داده‌ام.

 

جدول ارزشگذاری بر مبنای:

دایره‌ی سیاه: بی‌ارزش

نیم‌ستاره: قابل دیدن

یک ستاره: متوسط

دو ستاره: خوب

سه ستاره: خیلی خوب

چهار ستاره: عالی

 

سه نقد دیگر از حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس روی «تنت» بخوانید:

بازگشت به آینده از حمیدرضا سلیمانی

کریستوفر نولان؛ فصل تازه از عرفان استادرحیمی

تنت را از هر طرف که ببینی همان است! از محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها