با ما همراه باشید
نقد فیلم The Way Back نقد فیلم The Way Back

سینمای جهان

نقد فیلم «راه بازگشت»: رستگاری در چهار کوارتر | The Way Back Review by Hamid Reza Soleimani

نقد فیلم «راه بازگشت / The Way Back» | نوشته‌ی حمیدرضا سلیمانی، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس، برای فیلم «راه بازگشت» به کارگردانی گاوین اوکانر و با بازی بن افلک

رستگاری در چهار کوارتر

«راه بازگشت» پایه‌های درامش را در محل تلاقی دو کلیشه‌ی امتحان پس داده‌ی قدیمی سینمای آمریکا بنا کرده است. از یک طرف داستان بارها تعریف‌شده‌ی بازنده‌ی ناامیدی است که روزگار فرصتی دوباره برای رستگاری به او می‌دهد، از این زاویه شمایل سینمایی بن افلک در «راه بازگشت» شاید بیش از همه یادآور شخصیت پل نیومن در «حکم دادگاه» سیدنی لومت باشد. هر دو مردانی که روزی «برای خود‌‌شان کسی بوده‌اند» ولی در گذر از گذشته‌ای تلخ و پر از رنج و مرارت، شکوه و روشنی زندگی‌شان خاموش شده و حالا جز یک شخصیت الکلی تندمزاج به آخرخط‌رسیده دیگر چیزی از‌‌شان باقی نمانده. طناب نجات از قعر چاه تاریک شکست و اندوه برای فرانک گالوین «حکم دادگاه» میل به برقراری عدالت است و برای جک کانینگهام «راه بازگشت» تلاش برای پیروزی تیم کوچک دبیرستان محل تحصیلش در مسابقات منطقه‌ای. دادگاه فیلم لومت و زمین بسکتبال فیلم اوکانر، هیچ‌کدام بدل به موضوع اصلی داستان‌شان نمی‌شوند بلکه هر دو بستری هستند برای روایت سرگذشت مردانی که برای آن‌ها مبارزه با رقیب بیرونی تنها بهانه‌ای است برای روبه‌رو‌شدن با هیولای ترس و پشیمانی و تلاش برای غلبه‌کردن بر آن، فرصتی دوباره برای این‌که با خود‌‌شان و دنیای اطراف‌‌شان به صلح برسند و ایمان ازدست‌رفته‌‌‌شان را به زندگی بازیابند.

از این منظر، فیلم بار اصلی پرداخت دراماتیکش را بر دوش بن افلک -که چندماه قبل از شروع فیلم‌برداری دوره‌ی بازتوانی ترک اعتیاد به الکلش را به پایان رسانده بود- گذاشته و او هم با موفقیت توانسته تصویری باورپذیر و هم‌دلی‌برانگیز و به‌شدت شخصی از مردی آسیب‌پذیر در آستانه‌ی فروپاشی عصبی ترسیم کند. آن‌چه نقش‌آفرینی او را در «راه بازگشت» تأثیرگذار و تماشایش را دل‌پذیر کرده، غیبت آن هوش و جسارت اغراق‌شده و coolبودن مصنوعی و متظاهرانه‌ای است که پاشنه‌ی آشیل اجراهای او در یک دهه‌ی اخیر از «آرگو» تا «دختر گم‌شده» بوده. اجرای او از شخصیت جک کانینگهام، نگاه‌های پر از درد و پشیمانی، بغض‌های فروخورده و رنجی که برای حفظ غرور مردانه‌اش متحمل می‌شود، در کارنامه‌ی کاری افلک احتمالن همان نقطه‌ی اوجی است که بسیاری انتظار داشتند او خیلی زودتر از این‌ها به آن برسد.

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم The Way Back ببینید:

تریلر فیلم The Way Back / راه بازگشت | برگشت از مسیری اشتباه

کلیشه‌ی دومی که «راه بازگشت» ساختار روایی خود را بر پایه‌ی آن برپا کرده، سنت سابقن پرطرفدار فیلم‌های ورزشی است؛ دسته‌ای از فیلم‌های فرهنگ‌ساز و تنیده‌شده در پاپ‌کالچر که در زمانه‌ی ما دیگر رونق دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ میلادی را ندارند (از۸۷ فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم در دهه‌ی گذشته تنها ۳ مورد را می‌توان در دسته‌ی فیلم‌های ورزشی جای داد). داستان تیم همیشه شکست‌خورده و شلخته و باری‌به‌هرجهتی که با ورود یک مربی جدید متحول می‌شود و در مصاف با غول‌ها سعی در بازیابی اعتمادبه‌نفس و عظمت ازدست‌رفته‌اش برمی‌آید، از کهن‌الگوهای فیلم ورزشی است که امتحانش را پیش از این‌بارها پس داده و در این‌جا نیز حداقل در نیمه‌ی اول موتورمحرکه‌ی داستان فیلم می‌شود. اما گوین اوکانر که پیش از این در دو فیلم قبلی‌اش یعنی «معجزه» و «مبارز» توانایی‌اش را در پردازش درامی با تمرکز بر روابط انسانی و عاطفی پیچیده در پس‌زمینه‌ی رقابت‌های ورزشی نشان داده بود، این‌جا عامدانه سعی کرده است تا به‌خصوص در نیمه‌ی دوم فیلم، داستان تیم بسکتبال و موفقیت/شکستش را به پس‌زمینه براند و تلاش کند تا درگیری‌های ذهنی شخصیت جک را برجسته‌تر سازد. اما هرچه‌قدر فیلم در پردازش شخصیت جک و درد و رنجی که زندگی به او تحمیل کرده موفق عمل می‌کند، در پردازش سایر وقایع و شخیصت‌ها تنبل، کند و بدون هدف است. شخصیت‌های فرعی و خرده‌داستان‌های‌ آن‌ها در عمل تنها نقش پرکردن ز‌مان فیلم را به‌عهده گرفته‌اند و نه به درک شخصیت جک کمک بیش‌تری کرده و نه در پیش‌برد پی‌رنگ فیلم نقش با اهمیت و تعیین‌کننده‌ای بازی می‌کنند.

اما گناه نابخشودنی خالقان اثر بیش از همه شاید این باشد که در اثری که تقریبن تمام نقاط عطفش برای بیننده‌ی حرفه‌ای از همان ابتدا قابل پیش‌بینی است، دست به هیچ‌گونه ریسک -حتا ناموفق و ناقص- در مسیر شخصیت‌پردازی و طراحی نقاط داستانی نمی‌زنند و تنها به انتقال تمرکز فیلم از تلاش‌ها و ناکامی‌های تیم بسکتبال در نیمه‌ی اول به درگیری‌های شخصی جک در نیمه‌ی دوم قانع می‌شوند. آزمودن یک مسیر بدیع و نو در داستانی با مختصات فوق شاید می‌توانست اندکی از کرختی روایت بکاهد و جبرانی باشد برای فقر پرداخت شخصیت‌های مکمل؛ اتفاقی که البته رخ نمی‌دهد.

تیجه‌ی نهایی، فیلمی شده که به‌جز بازی دیدنی بن افلک غافل‌گیری دیگری ندارد و با این‌که تماشای آن آزاردهنده نیست ولی در نهایت تماشاگر را راضی و شگفت‌زده هم به خانه نمی‌فرستد. «راه بازگشت» بیش‌تر شبیه تیم بسکتبالی است که مربی‌اش آن‌قدر شیفته‌ی تک‌ستاره‌ی خود شده که نقش باقی بازیکنان، دیسیپلین و با برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده به مصاف رقیب رفتن را به کل فراموش کرده، و برای پیروزی، تنها به ستاره‌ی طلایی‌اش اتکا می‌کند و خب همه می‌دانیم عاقبت چنین تیمی چه خواهد بود.

نوشته‌ی حمیدرضا سلیمانی

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم The Way Back بخوانید:

درباره‌ی «مرد نامرئی» ساخته‌ی لی ونل نوشته‌ی حمیدرضا سلیمانی | زنی تحت‌ تأثیر

The Way Back Review by Hamid Reza Soleimani

The Way Back bases its drama on two old and proven clichés of American cinema. From one point, it’s the ever known story of a hopeless loser which gets another chance to prove himself. And then there’s the sports drama aspect; the story of a beaten down team that changes completely with the introduction of a new manager.

What makes Ben Affleck’s performance stand out and enjoyable is the lack of that exaggerated smartness and his fake coolness which was missing from the likes of Argo and Gone Girl. His portrayal of Jack Cunningham with eyes full of sorrow and the pain he hides behind his manliness makes a point that his career’s downward spiral is yet to come.

The unforgivable sin by the creators is that where every major point in the story is worn out and predictable, it takes no risk in its characters or narrative. So it results in a mediocre movie with a brilliant performance from Affleck and that’s it. It’s not painful to watch, but it doesn’t wow its audience in the end.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنونس

جدیدترین تریلر فیلم «دادگاه شیکاگو ۷»؛ ساخته‌ی آرون سورکین | The Trial of the Chicago 7 Official Trailer

جدیدترین تریلر فیلم The Trial of the Chicago 7

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: جدیدترین تریلر فیلم «دادگاه شیکاگو ۷ / The Trial of the Chicago 7» به نویسندگی و کارگردانی آرون سورکین و با بازی ساشا بارون کوهن، ادی ردمین، یحیی عبدالمتین دوم، جرمی استرانگ، جوزف گوردون لویت، مایکل کیتون و توماس میدلتیچ

جدیدترین تریلر فیلم The Trial of the Chicago 7 جدیدترین ساخته‌ی آرون سورکین

فیلم جدید آرون سورکین، «دادگاه شیکاگو ۷»، برگرفته از داستان واقعی گروهی از معترضان ضد جنگ ویتنام به نام شیکاگو ۷ است که در اواخر سال ۱۹۶۹ متهم به دسیسه‌چینی و تحریک مردم به شورش شدند.

سورکین فیلم‌نامه‌ی «دادگاه شیکاگو ۷» را در سال ۲۰۰۷ نوشت و قصد داشت آن را در اختیار استیون اسپیلبرگ قرار دهد تا او فیلم را کارگردانی کند، اما در پی اعتصابات ۲۰۰۸-۲۰۰۷ نویسندگان آمریکایی و کمبود بودجه، اسپیلبرگ از این پروژه کناره‌گیری کرد و در سال ۲۰۱۸ اعلام شد که خود سورکین آن را کارگردانی خواهد کرد.

در این فیلم بازیگرانی از جمله ساشا بارون کوهن، ادی ردمین، یحیی عبدالمتین دوم، جرمی استرانگ، جوزف گوردون لویت، مایکل کیتون و توماس میدلتیچ نقش‌آفرینی کرده‌اند.

در ابتدا قرار بوده «دادگاه شیکاگو ۷» توسط کمپانی پارامونت پیکجرز اکران شود، اما با همه‌گیری ویروس کرونا، سهم آن به نتفلیکس فروخته شد.

این فیلم در تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۰ به صورت دیجیتال از شبکه‌ی نتفلیکس عرضه خواهد شد.

از اولین تریلر فیلم «دادگاه شیکاگو ۷» دیدن کنید

The Trial of the Chicago 7 Official Trailer

Netflix has released the first trailer for The Trial of the Chicago 7. Aaron Sorkin’s new film is based on the true story of seven activists who were charged with conspiracy and inciting to riot by the US government, after protests broke out during the 1968 Democratic National Convention

Sorkin originally wrote the screenplay in 2007, with the intent of Steven Spielberg directing the film with mostly unknown actors. After the 2007 Writers Guild of America Strike and budget concerns forced Spielberg to drop out as director, Sorkin was announced as director in October 2018, and much of the cast joined that same month

The film was originally scheduled by Paramount Pictures on September 25, 2020, before going wide on October 16, 2020. But due to the movie theater closures because of the COVID-19 pandemic restrictions, it is now scheduled to be released in select theaters in September, and digitally on Netflix, October 16, 2020.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم «پنج هم‌خون»: نان‌خوردن از ایده‌های گل‌درشت | Da 5 Bloods Review; by Sara Aghababayan

نقد فیلم Da 5 Bloods

نقد فیلم Da 5 Bloods | نوشته‌ی سارا آقابابایان، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس، برای فیلم «پنج هم‌خون» به کارگردانی اسپایک لی و با بازی دلروی لیندو، نورم لوئیس، کلارک پیترز و چادویک بوزمن

نقد فیلم «Da 5 Bloods / پنج هم‌خون»: نان‌خوردن از ایده‌های گل‌درشت

چهار کهنه‌سرباز رنگین‌پوست جنگ ویتنام پس از نیم قرن به جنگل‌های ویتنام برمی‌گردند تا محموله‌ی طلای مخفی شده‌ای را بیابند. چنین پلات جذابی ‌فی‌النفسه در دست هر کارگردان و تکنیسن متوسطی خوراک تریلر ماجراجویی جذابی می‌شد اما جناب اسپایک لی بغل دست گنجینه طلا انگیزه‌ی یافتن فرمانده مفقودالجسدی را نیز گنجانده تا بهانه‌ای شود برای سکته‌های تناوبی ‌فیلم به منظور بیانیه‌های مندرس در باب ظلم تاریخی علیه آفریقایی‌تبارهای آمریکا و پاساژهای تاریخ‌نگاری جنبش‌های مدنی ضدتبعیض نژادی.

البته این‌بار جناب فیلم‌ساز به همین اکتفا نکره و خود را به رسالت افشاگری درباره‌ی جنگ ویتنام نیز مکلف نموده تا فیلمی که نود دقیقه کفافش را می‌داد برسد به ۱۵۴ دقیقه‌ی ناقابل.

اسپایک لی برای کم نیاوردن سوروسات و از دست ندادن رگ خواب مخاطب عام حربه‌ی تکراری میانبرش را انتخاب کرده: مرعوب‌کردن بیننده با نمایش صحنه‌های تکان‌دهنده، هم‌چون نمایش زایمان طبیعی در «بهترین بلوز» یا کودکان مثله‌شده یک انفجار در «چهار دختربچه» این‌بار نیز از تصاویر مستند بلایای جنگ بهره گرفته که با غش راست و دروغ به یک پروپاگاندای خشک و خالی می‌ماند. تصویر دردناک کودکی که به دهانش شلیک شده و قربانیان بمباران ناپالم شاید چند دهه قبل همه را تکان داد ولی در سال ۲۰۲۰ بعید است مخاطب جدی و آگاه تحت‌تأثیرش قرار گیرد به‌ویژه جعل تاریخی ریختن کاسه‌کوزه‌ی جنون جنگ داخلی ویتنامی‌ها به قلک عموسام. درحالی‌که خود فیلم آنتی‌تز خودش را در نماهایی شیک از ویتنام توسعه‌یافته ارائه داده، چرا که اگر دخالت امریکا نبود ویتنام نیز زیر یوغ کمونیسم و جنگ‌های داخلی هم‌چون کامبوج و میانمار تمدنش شخم می‌خورد و به توسعه‌ی امروزش نمی‌رسید.

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم Da 5 Bloods ببینید:

تریلر فیلم Da 5 Bloods | اسپایک لی با «پنج هم‌خون» در جنگ ویتنام

عجیب‌ترین حقه‌بازی صحنه‌های فلاش‌بک‌هایی است از خود بازیگران دوران حال استفاده شده، به وجهی که مردان شصت‌ساله نقش خود‌‌شان را در هجده‌سالگی بازی می‌کنند درحالی‌که چادویک بوزمن جوان ارشد‌‌شان است، با این توجیه که قرار است القا شود ترومای جنگ امری دائمی بوده و تنها مربوط به گذشته نیست. اما در هر فلاش‌بک برای شیرفهم‌کردن تفاوت زمانی قطع تصویر به ۴:۳ تبدیل می‌شود تا به جای کابوس‌نمایی از پارانویای سربازان در آن جنگل‌های انبوه، تصاویر جلوه آرشیوی مستند یابند. به‌نظر می‌رسد این کج سلیقه‌گی‌ها بیش از آن‌که یک تمهید بصری مبتنی بر علت زیبایی‌شناسانه باشد، ترفندی برای لاپوشانی کیفیت نازل و تلویزیونی صحنه‌های نبرد است. چنآن‌چه احتمالن به‌علت کمبود بودجه برای استخدام چهار بازیگر جوان، از خود بازیگران اصلی در این فراز‌ها استفاده شده. سردستی دیگر فیلم ایفای نقش دختری که متولد ایام جنگ ویتنام بوده و امروزه باید پنجاه‌ساله باشد توسط یک دختر جوان است، شاید چون گزینه دورگه آسیایی آفریقایی دیگری دم دست نبوده!!

علی‌الظاهر فیلم‌سازی که هم‌چنان نان محبوبیت ایده‌های گل‌درشتش را نزد محافل مضمون‌زده می‌خورد، اشرافش به مبانی سینما از بدو دهه‌ی نود جلوتر نیامده و چندان اهمیتی برای تدوین قائل نیست چرا که در غیر این صورت حداقل نیم‌ساعت زائد فیلم را قیچی می‌کرد بلکه راکورد بازی‌ها و تداوم حسی سکانس‌ها حفظ شود و کاراکترها در سکانسی از سوءظن تا مرز کشتن یکدیگر نروند و در صحنه‌ی بعد انگار نه انگار. رسیدگی به معضل پرداخت ضعیف صحنه‌های اکشن به سبک بی‌مووی مثل روی مین رفتن مضحک یکی از چهار عضو گروه، پیشکش!!

کارگردانی تنها مشکل فیلم نیست؛ فیلم‌نامه از لحاظ ساختار هم مشکل دارد؛ نقطه‌عطف‌های باسمه‌ای چون یافتن اتفاقی گنج با اولین ضربه‌ی بیل بر زمین یا پیدا‌شدن سروکله‌ی گروه مین‌یابان فرانسوی و راهزنان بومی سر پیش‌بینی‌پذیرترین بزنگاه‌ها، اصرار بر خطابه‌رانی‌های نچسب و واکنش‌های غیرمترقبه و عجیب کاراکترها که با پایان‌بندی کلیشه‌ای و نتیجه اخلاقی‌اش به اوج خود می‌رسد. شاید ضعف ساختاری فیلم از این‌جا ناشی می‌شود که فیلم‌ساز تلاش کرده مقولات متعددی را در بربگیرد و در نهایت به ملغمه‌ای رسیده که مشخص نیست یک اکشن رمبویی است یا درامی ضدجنگ، فیلمی مستندنماست یا یک کمدی پیرانه‌سری، ماجراجویی گم‌شدگان در جنگلی دورافتاده است یا تعلیق روانکاوانه؟!

می‌ماند نیم ستاره بابت اجرای دلروی لیندو در نقش پُل، که شاید بختش را هرچند دیرهنگام برای قدردیدن در عرصه‌ی بازیگری باز کند و صدالبته طالع بلند فیلم‌ساز برای تقارن زمانی پیداکردن اثرش با التهاب مجدد موضوع تبعیض نژادی در جامعه‌ی آمریکا و سپربلا شدنش نزد منتقدان برای تحویل گرفتن فیلم.

نوشته‌ی سارا آقابابایان

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم Da 5 Bloods بخوانید:

درباره‌ی «جنتلمن‌ها» ساخته‌ی گای ریچی نوشته‌ی سارا آقابابایان | با گوشی هوشمند و برگزیت «قاپ‌زنی» به‌روز نمی‌شود

Da 5 Bloods Review; by Sara Aghababayan

Four black Vietnam veterans return to the country after 50 years to find a hidden gold stash. In the hands of any decent director, this interesting plot would lead to an exciting adventure. But Mr Lee decides to put the body of a captain who went M.I.A. so that he can go back and forth between the as ever told racism against African Americans and show anti racist social movements. Of course he hasn’t even stopped there and sees his responsibility of criticising the Vietnam war so that a measly hour and half story stretches to 154 minutes.

Spike Lee tries his usual trick for keeping his audience at bay: devastating scenes like the birth scene in Mo’ Better Blues or the remains of children in 4 Little Girls are also present here; documenting the devastation of war seems like propaganda without context. Seeing a child being shot in the mouth or the victims of Napalm strikes might have devastated the audience a couple of decades ago but in 2020, it doesn’t move a smart viewer especially throwing blame for the madness of Vietnam Civil War on Uncle Sam. The movie shows its contrast in beautiful shots of a developed Vietnam cause without Americans, Vietnam would destroy itself under communism and civil wars like Cambodia and Myanmar and couldn’t reach where it has right now

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

فرنوش صمدی و سحر دولتشاهی از «خط فرضی» می‌گویند | A movie about secrets & lies: 180 Degree Rule

سحر دولتشاهی فیلم خط فرضی

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: فرنوش صمدی و سحر دولتشاهی در مصاحبه‌ی آنلاین در حاشیه‌ی فستیوال فیلم تورنتو ۲۰۲۰ از پروسه‌ی ساخت فیلم «خط فرضی» می‌گویند

فرنوش صمدی و سحر دولتشاهی از فیلم «خط فرضی» می‌گویند

فرنوش صمدی:

همیشه فکر می‌کردم فیلم اولم را که بسازم حسی شبیه مادرشدن داشته باشد. حالا که فیلم به فستیوال تورنتو راه پیدا کرده و خودم ایرانم؛ حس مادری را دارم که فرزندش به مدرسه رفته و او همراهی‌اش نمی‌کند!

دوست داشتم یک سه‌گانه بسازم درباره‌ی رازها و دروغ‌ها و «خط فرضی» قسمت اول این سه‌گانه به حساب می‌آید. ماجرای این فیلم براساس واقعیت است. هفت سال پیش اتفاقاتی شبیه به این برای دوست من افتاد.

فیلم‌ساختن و زندگی‌کردن در ایران به‌عنوان یک زن کار سختی‌ست. در روزهای اول فیلم‌برداری بعضی از اعضای گروه من را جدی نمی‌گرفتند اما با دیدن نتیجه‌ی نهایی فیلم از همکاری با من قانع شدند. البته نباید حضور و همراهی سحر دولتشاهی را در پروسه‌ی ساخت فیلم نادیده گرفت. او در تمام پروسه‌ی ساخت فیلم همانند یک دوست و خواهر کنار من ایستاد.

بخوانید: نقد فیلم «خط فرضی» به کارگردانی فرنوش صمدی از آثار حاضر در فستیوال تورنتو ۲۰۲۰

سحر دولتشاهی:

خیلی خوش‌حالم که فرنوش من را برای بازی در نقش سارا انتخاب کرد. هر ثانیه‌ از هم‌کاری با او برای من بسیار لذت‌بخش بود.

مدت زمان زیادی طول کشید تا بتوانم با شخصیت سارا ارتباط برقرار کنم. هنوز هم که به سارا و سفرش فکر می‌کنم برایم دردناک است.

برای رسیدن به این نقش شرایط سختی را تجربه کردم و از شروع فیلم‌برداری خودم را منزوی کردم نمی‌توانم بگویم کدام سکانس فیلم را بیش‌تر دوست دارم. چون سکانس‌های بسیار سختی را در این فیلم داشتیم.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها