با ما همراه باشید
نقد و بررسی فیلم خروج نقد و بررسی فیلم خروج

سینمای ایران

درباره‌ی «خروج» ساخته‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا | دیالکتیک سوز و دود

نقد و بررسی فیلم «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و با بازی فرامرز قریبیان نوشته‌ی فرهاد ریاضی، برگزیده‌ی داوران به‌عنوان رتبه‌ی پنجم در مسابقه نقد آرت‌تاکس

نقد و بررسی فیلم «خروج» ساخته‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا | دیالکتیک سوز و دود

رحمت بخشی، مقابل مشاور رئیس‌جمهور ایستاده. لبخند طعنه‌آمیزی می‌زند و بی‌اعتنا به پیشنهادها و تهدیدهای او، راه خروج را به سمت غایت، پی‌ می‌گیرد. این لحظه نقطه عطف «خروجِ» حاتمی‌کیاست. حالا که جامعه‌ با وقایع دی ۹۶، آبان ۹۸ و … دوقطبی‌تر شده و صف‌ها از هم جداتر، گویی اهمیت نگاه و محل قرارگرفتن حاتمی‌کیا، بیش از پیش حس می‌شود. این مهم‌بودن، چیزی فراتر از خوبی یا بدی است. یک تلقی است برای واکاوی دقیق‌ و فراسیاسی اندیشه‌های او.

«خروج» برداشتی از سفر واقعی چند پنبه‌کار روستایی یکی از مناطق ایران در اواخر دهه‌ی هشتاد به سمت تهران برای رساندن صدای خود به گوش رئیس‌جمهور و مسئولان وقت است. ایده‌ای که سال‌ها حاتمی‌کیا را درگیر خود نگه داشت و حالا بعد از تحقیق و پژوهش‌های زیاد، بالاخره فیلم را ساخته است. در این‌جا قصه مبتنی بر ترسیم این سفر با محوریت رحمت بخشی (فرامرز قریبیان) است. پیرمرد تک‌افتاده و درک‌نشده و طرد‌شده‌ای که دور از روستاش در کلبه‌ای تنها زندگی می‌کند و بعد از نابودی مزرعه‌‌ی پنبه‌اش، تصمیم به سفر/خروج به سمت نهاد ریاست‌جمهوری در خیابان پاستور تهران می‌گیرد. اما نسبت «خروج» با جهان‌بینی دو دهه‌ی اخیر حاتمی‌کیا کجاست؟

«خروج» در جایی آغاز می‌شود که دقیقن آژانس شیشه‌ای آغاز شد اما در ادامه، مسیر دیگر در پیش‌ می‌گیرد. در آن‌جا، حاج کاظم در لحظه‌ای که دیگر از بی‌اعتنایی مدیر آژانس (بخوانیم «جامعه») نسبت به هم‌رزم آسیب‌دیده‌اش، عباس، به تنگ می‌آید، خروج/ گروگان‌گیری را آغاز می‌کند. دقیقن مشابه با آن فیلم، رحمتِ خروج، رزمنده‌ی‌ سابق با فرزندی که همین نزدیکی‌ها در راه دفاع از مرزهای کشور، از دست رفته، بعد از پیمودن همه‌ی راه‌های مسالمت‌آمیز، راه پاستور را در پیش می‌گیرد. اما مسأله را می‌توان فراتر از این شباهت اولیه، واکاوی کرد. تفاوت اصلی در مسیر رحمت بخشیِ این فیلم، با آن فیلم، در نوع تلقی خالق به مسأله است. اگر حاج کاظم، از جایی، روبه‌روی مردم قرار می‌گیرد (و دوربین پشت او و هم‌راه با جهان‌بینی‌اش)، این‌جا، قهرمانِ عصیان‌گر و دوربین خالق، هم‌راه مردم است. اگر آن‌جا، حاج کاظم، مردم را پای میز محاکمه می‌کشاند که چرا او و عباس و دیگر هم‌رزمان‌ش را فهم نمی‌کنند، این‌جا او دولت را خطاب قرار می‌دهد و خود را کنار مردم آسیب‌دیده می‌پندارد…

«خروج» را از سمتی می‌توان در گفت‌وگو با جهان «ارتفاع پست» نیز تعبیر کرد. اگر آن‌جا قاسم، سرخورده از خانواده، به هنگامه‌ی کوچ اجباری، ناگهان، آن انتحار/گروگان‌گیری و کوچ را در پیش می‌گیرد، این‌جا هم قهرمان قصه، دل‌شکسته از بی‌اعتنایی مردم روستا (به خاطر آن‌که فرزندان‌شان را با خود سال‌ها پیش به جبهه برده و همه را به زیر خاک فرستاده و خود سالم برگشته، همیشه مورد طعنه و نیش‌ قرار دارد) آن مسیر را آغاز می‌کند؛ اما نسبت جهان‌بینی حاتمی‌کیا در رحمت با حاج کاظم و قاسم چیست؟

ببینید: معرفی فیلم خروج تازه‌ترین ساخته‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا

«خروج» از دو مسأله‌ی اساسی ضربه می‌خورد که نقطه قوت هر دو فیلم دیگر بود: یکی شخصیت‌پردازی گروهِ همراه قهرمانِ تک‌افتاده و دومی ترسیم ضدقهرمان و آنتاگونیست روایت. به یاد بیاوریم سلحشور(رضا کیانیان) فیلم اول و محافظ افراطی فیلم دوم را (شهرام قائدی). سلحشور، هم‌رزم سابق قهرمان، حالا به یک عمل‌گرای درون سیستم تبدیل شده که حفظ نظام موجود را اوجب واجبات می‌‌پندارد. محافظ «ارتفاع پست» نیز، فقط خوشحال است که صدای این واقعه، به گوش «بیگانه» نرسد و این هواپیما در هر جایی غیر از «اسرائیل» فرود بیاید. گروه هم‌راه قهرمان در این فیلم چه کسانی هستند؟ رفتارها و بازی‌های اغراق‌شده آن‌ها (کاراکتر جهانگیر الماسی به عنوان فردی محافظه‌کار، رزمنده‌ی آسیب‌دیده‌ی شیمیایی با آن جملات مستقیم در کنار آب و …) و ضعف در ترسیم مسیر سفر قهرمان (با سکانس گل‌درشت و تحمیلی آب‌تنی پیرمردها با موسیقی تغزلی کارن همایون‌فر) این‌جا، مانع بزرگ از گسترش جهان اعتراضی قهرمان قصه به دیگر انسان‌ها و افزون‌شدن این درد می‌شود. حال آن‌که شخصیت اصغر نقی‌زادهِ‌ی «آژانس شیشه‌ای» یا نرگسِ «ارتفاع پست» گویی تکمیل‌کننده‌ی پازل شخصیتی آن عصیان‌گران می‌شوند.

تفاوت بزرگ دیگر، در ترسیم سوی مقابل قصه است. در حقیقت، در هر دو فیلم دیگر، ما با ترسیم درست جهان‌بینی فضای روبه‌رو، به درک ملموسی از دلیل کنش قهرمان قصه می‌رسیم (هر چند در اولی، خود را بعضن در کنار مردمِ روبه‌روی قهرمان نیز حس کنیم). ولی در این‌جا، قطب منفی/ ضدقهرمان کجاست؟ مفهومی به نام «دولت» (با کدهایی به‌نظر مستقیم به دولت فعلی) با شخصیت‌پردازی‌های کاریکاتوری فرماندار و مشاور رئیس‌جمهور و دولت‌های بیگانه (با آن استفاده از موبایل و شبکه‌ی بی‌بی‌سی).

لحظه‌ی تشییع جنازه‌ی یحیی، پسرِ رحمت با آن تلاش مذبوحانه‌ی فرماندار که زیر تابوت را بگیرد تا در دوربین دیده شود، یا آن جملات مشاور رئیس جمهور (با شخصیت‌پردازی و بازی کاملن تکراری شریفی‌نیا) در باب خروج از نظام، با نوع فیلم‌برداری هر دو لحظه. در این‌جا آن‌قدر حاتمی‌کیایِ خالق، خود را دل‌سوز و سمپات شخصیت رحمت تصور می‌کند که از ترسیم این مسیر خروج غافل می‌ماند.

اما مسأله‌ی بزرگ‌تری هم، یقه‌ی مولف این اثر را از طرف تماشاگرِ اکنون خواهد گرفت. در جایی از فیلم «گذشته» (اصغر فرهادی) کاراکتر داستان از جایی در زندگی حرف می‌زند که جوی آب ان‌قدر عریض می‌شود که تو نمی‌توانی یک پات را این سمت و یکی را سمت دیگرش قرار دهی و باید انتخاب کنی که کدام سمت بایستی. قصه‌ی مهم این‌جا، همین است. «خروج»، فیلمِ بعد از وقایع ۸۸، بعد از روایت‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ است. جایی که عرض جوی، آن‌قدر بزرگ‌شده که تو، باید، انتخاب کنی. حاتمی‌کیا، به تعبیر خودش در اختتامیه‌ی جشنواره‌ی سی‌وششم فجر، فیلم‌ساز نظام است. تعارض از این‌جا، ایجاد می‌شود. که برخلاف مسائل جدی در فیلم مورد بحث، خروجِ قهرمان اصلی، به یک مسأله‌ی کوچک/موقت محدود می‌شود و این باعث عدم باور‌پذیری این حرکت قهرمانانه توسط ما می‌شود. طبعن باور حاتمی‌کیا، خروج از سیستم نیست و آن را هم روایت نمی‌کند ولی مسأله‌ای که در فیلم، مورد گفت‌وگو قرار می‌گیرد، به راهی جز آن خروج هم، که به تعبیر مشاور رئیس‌جمهور هزینه دارد، منجر نخواهد شد.

ببینید: خسرو نقیبی در گفت‌وگو با آروند دشت‌آرای از فیلم خروج می‌گوید

اگر روستای فرضی قصه به سنت همیشه‌ی حاتمی‌کیا در قراردادن باری نمادین بر اسم‌های شخصیت‌ها و مکان‌ها «عدل‌آباد» نام گرفته و پسرش «یحیی» خواهد بود که بایستی به دل نهنگ برود، ولی این‌بار، دیگر کلمات جلوتر از تصاویر او می‌آیند و به معنا تبدیل نمی‌شوند. (در قیاس با اسم «حیدر ذبیحی» بادیگارد و یا نام پرنده‌ی «مهاجر» بر آن هواپیمای کوچک). اما حاتمی‌کیا در بیستمین فیلم‌ش، هنوز آن ورِ شاعرانه و تغزلی خود را حفظ کرده. سکانس تاثیرگذار خوابیدن رحمت در قبری که تا چند لحظه‌ی بعد، آرام‌گاه ابدی فرزندش خواهد بود، تا آن تراکتور اسباب‌بازی کوچک، هنوز که هنوز است، بوی جهان‌بینی او را در لحظاتی از فیلم پراکنده کرده. هنوز که هنوز است، حاتمی‌کیا آن سمت تکنیسین‌محور بودن خود را با صحنه‌های آغازین فیلم و استفاده‌های متعدد از هلی‌شات، تکنیک‌های سی‌جی و بازی‌های دوربین به رخ می‌کشد.

اگر کارنامه‌ی او را به دو بخش کلی ابتدای فعالیت و آثار کوچک‌تر/ با ور عرفانی (نظیر «مهاجر») تا قبل از «آژانس شیشه‌ای» و از آن فیلم تا امروز تقسیم‌بندی کنیم (به‌جز آثار به نظر خارج از مسیری مثل «دعوت»)، حالا دیگر می‌توان به کندوکاوی بنیادین در این دوره‌ی دوم دست زد. یک چیزی در این مسیر بیست‌وخرده‌ای‌ساله‌ی فعالیت‌ش از مبدأ «آژانس شیشه‌ای» تغییر کرده. این‌که دوربینِ عصیان‌گر قهرمان او، مثل قهرمان‌های کیمیایی، هنوز معترض است به هرچیزی که باید باشد و نیست. هنوز سازش‌نکار و خشمگین از همه‌ی آن نبودن‌هاست؛ گیرم خسته‌تر و تنهاتر در این مسیر. ولی حالا، دیگر نمی‌شود با قهرمان‌های او، کامل هم‌راه شد؛ چون مقصدِ این کوچ مشخص نیست. چون ریل‌گذاری این سفر قهرمان عیان نیست و مگر می‌شود قهرمانی را بدون آن مانیفست ذهنی‌اش، لمس کرد؟

می‌گویند حاتمی‌کیایِ بیرون از قاب، گویی فرد دیگری است. مصاحبه‌های آتشین او، حملات بی‌وقفه‌اش به روشنفکران (به فرهادی به‌طور مثال) و … انگار دو تصویر بعضن متضاد از این پربحث‌ترین فیلم‌ساز برآمده از نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. قهرمان‌های او روی پرده با انبانی از خسته‌گی، رنجوری و درماندگی و با سوز؛ و خود او، پرحرارت، مغرور، بعضن پرتوقع و پر دود. قصه‌ی اصلی این‌جاست. خیبری‌هایِ گذشته و حال، اکنون دو دسته ‌شده‌اند. حالا دیگر وقت انتخاب است. بزنگاهی پرهزینه بین دود و سوز…

نوشته‌ی فرهاد ریاضی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

خبر

نصرت‌الله وحدت از آخرین ستاره‌های سینمای فارسی درگذشت | Nosratollah Vahdat passed away at 95

نصرت الله وحدت

دو دهه ستاره، چهار دهه در خانه
نصرت الله وحدت از آخرین ستاره‌های سینمای فارسی درگذشت

آرت‌تاکس – گروه سینمای ایران: نصرت الله وحدت (بازیگر پیشکسوت) شامگاه ۱۵ مهر ماه در بیمارستان «ایرانمهر» تهران درگذشت. 

دختر این بازیگر قدیمی با تایید این خبر گفت: پدرم از چند ماه قبل دچار بیماری ذات‌الریه شده بود و ساعاتی قبل از دنیا رفت.

نصرت‌الله وحدت، پیمان معادی و نادر داوودی | عکس از صفحه‌ی شخصی نادر داوودی

نصرت‌الله وحدت، پیمان معادی و نادر داوودی | عکس از صفحه‌ی شخصی نادر داوودی

نصرت‌الله وحدت که از پایه گذاران تئاتر اصفهان بوده است و در بیش از ۴۳ فیلم حضور داشته‌است، متولد ۱۳۰۴ بود. این بازیگر قدیمی برای فیلم «عروس فرنگی» ساخته سال ۱۳۴۳ در جشنواره آسیایی موفق به دریافت جایزه دلفین طلایی شد گفته می شود این جایزه را به موزه سینما اهدا کرده است.

وحدت در کنار بیک ایمانوردی از شاخص‌ترین چهره‌های سینمای کمدی فارسی بود.

Nosratollah Vahdat passed away at 95

Nosratollah Vahdat, is an Iranian comedian, actor, and director. Contemporary actors include Parviz Sayyad and Behrouz Vossoughi. He is best known in Iran for his is Esfahani-Accent. However, after the 1979 Iranian revolution he ceased acting in Iran.
Nosratollah Vahdat, veteran cinema and theater actor passed away today at the age of 95. One of the oldest faces of Isfahan’s theater scene, Vahdat also is credited in over 40 features.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

نقد فیلم حمال طلا: حباب زر | Gold Carrier Review; by Farhad Riazi

نقد فیلم حمال طلا

نقد فیلم حمال طلا | نوشته‌ی فرهاد ریاضی، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس، برای فیلم «حمال طلا» به کارگردانی تورج اصلانی و با بازی پیام احمدی‌نیا، سعید آقاخانی، لطف‌الله سیفی و ژاله صامتی

نقد فیلم حمال طلا: حباب زر

نسبت‌دادن شغل به کاراکتر اصلی یک درام، از جذاب‌ترین دریچه‌های ورود به دنیای ذهنی اوست. حال اگر این انتخاب، از بین گونه‌های کم‌تر شنیده‌شده‌ی مشاغل جامعه باشد، این مسیر، امکان‌های بیش‌تری را نیز برای مؤلف جهت شخصیت‌پردازی چندوجهی کاراکتر فراهم می‌سازد. ترسیم جزییات کار شخصیت اصلی قصه‌ی «عیار14» (طلافروش)، دل‌مرده‌گی راوی قصه در «محیا» (مرده‌شور) و یا ریختن قباحت و ترس از مرگ در «خواب تلخ» (مرده‌شوری سنتی) و پردازش جهان عینی با تمرکز بر جزییات به مثابه کلیدی برای ورود به دنیای ذهنی پیچیده‌ی کاراکتر نابینای ر‌مان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» (خشک‌کردن خانه‌گی این گیاهان) بخشی از این تجربه‌ها در حوزه‌ی سینما و ادبیات داستانی معاصر ایران هستند. به دنیای «حمال طلا»ی تورج اصلانی می‌توان از این دریچه وارد شد؛ رضا (پیام احمدی‌نیا)، حمال طلایی است که شغلش رساندن طلا و جواهرات از یک کارگاه سنتی/زیرزمینی به مغازه است. یک روز در مسیر از او دزدی می‌شود و او باید غرامت بپردازد و این آغاز عزیمت ما به جهان زیستیِ اوست.

فیلم در همان ابتدا با نماهایی از جزییات فعالیت رضا، به ترسیم دنیای کاری او می‌پردازد. یک کیف کمری که شبیه گاوصندوق‌ها با قفل رمزدار بسته می‌شود، پرسه‌‌ی او در شهر برای رساندن بارهای طلا به مشتریان، فرق بین دویست و دویست‌وشش گرم در نظر کارفرمای او (سعید آقاخانی)، ترسیم فضای دون‌کورلئونه‌وار اشرف‌خان در مقام یک فرد متنفذ بازار که با ربا و بازپس‌گیری سود زیاد پول‌های کلان به آدم‌ها قرض می‌دهد، چاه فاضلابی‌که امتیازش با رقمی چند میلیونی در حال واگذار‌شدن است و …، بخشی از قطعات این پازل برای ترسیم این دنیای زیرزمینی و کم‌تر دیده‌شده‌اند.

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم «حمال طلا» ببینید:

تیزر فیلم «حمال طلا» به کارگردانی تورج اصلانی

تورج اصلانی فیلم‌بردار را با تجربه‌گرایی‌های جوانانه‌اش در «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد»، «آشغال‌های دوست‌داشتنی» یا «درخونگاه» در کنار فیلم‌سازان نوجو به یاد می‌آوریم. ویژگی رفتاری او که آن را در فیلم‌هایی که کارگردانی هم کرده، می‌توان پی‌گیری کرد. به یاد بیاویم کُلاژ ذهنی/ بازی‌گوشانه‌ی «جینگو» و حالا پرسه‌زنی او در شهر با قصه‌ی «حمال طلا». با این تفاوت عمده که او این شیطنت را این‌بار بر خلاف «جینگو»، به درون‌مایه‌ی اثر منتقل کرده. روایت اصلانی، مماس بر جامعه، التهابات لحظه‌ای و غیرقابل پیش‌بینی طلا و ارز را بستری برای گره‌افکنی اصلی داستان قرار می‌دهد (و جالب این‌که فیلم «کشتارگاه» عباس امینی هم که هم‌ز‌مان اکران آنلاین خود را آغاز کرده به سراغ این مسأله رفته است). در حقیقت مسأله‌ی بالا و پایین‌رفتن اقتصادی، که برای اولین‌بار، ما را فراتر از یک خبر فضای مجازی به نقطه‌ای لخت از تغییر سرنوشت آدم‌های درگیر در این فضا می‌کشاند.

«حمال طلا» در ترسیم مناسبات انسانی، موفق عمل می‌کند. رابطه‌ی پر از فرازونشیب ولی انسانی و گرم رضا و لویی (لطف‌الله سیفی) که با یادآوری رفاقت‌های مردانه‌ی دل‌انگیز سینمای ایران آن‌ها را در انتها شبیه یک عاشق-معشوق به یک سرانجام می‌کشاند، رابطه‌ی شیرین و خیال‌انگیز مدیر موسسه خیریه‌ی زنانه (با بازی دیدنی ژاله صامتی) با رضا و تلاش او برای جوانه‌زدن بذر علاقه، رابطه‌ی پر از تحقیر و فرادستی کارفرما با رضا و لویی و هم‌کار دیگرش (علیرضا مهران) سبب شکل‌گیری یک روح زنده در اثر می‌شوند.

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم «حمال طلا» ببینید:

تورج اصلانی در نشست خبری حمال طلا: این فیلم کاملن واقعی‌ است

اما مانعی سر راه حمال طلا برای بدل‌شدن به یک اثر هارمونیک و یک‌پارچه وجود دارد؛ آن‌ زمان که نویسنده‌ها در گره‌افکنی/گره‌گشایی و دیالوگ‌های مستقیم، برخلاف آن دیدگاه بصری و ایماژهای تکان‌دهنده و موجز در تصویرکردن این منجلاب زیستی با سکانس‌های نظیر جست‌وجوی کارگران در فاضلاب‌های استخراج‌شده برای الماس گم‌شده و گرفتن عصاره‌ی طلا، تصمیم به عریان‌ترکردن وضعیت بغرنج زیستی رضا و لویی و طبقه‌ی اجتماعی آنان می‌گیرند. انگار اصلانی با دست‌کم گرفتن مخاطب، با دادن کدهایی دوباره (که بعضن پیش‌تر ترجمان بصری آن‌ها را دیده‌ایم)، سعی در شیرفهم‌کردن آنان در باورپذیری شخصیت اصلی قصه دارد. این سکته‌های روایی در پایان فیلم هم به‌رغم‌ تاثیرگذاری، با قراردادن کدهای پیشین برای مخاطب پی‌گیر سینمای سال‌های اخیر ایران که تا حدود زیادی قابل پیش‌بینی به‌نظر می‌رسد، این عدم تکمیل‌شدن مسیر رو به رشد قصه را تکمیل می‌کند.

می‌گویند انتخاب یک اسم جذاب می‌تواند، گام‌های زیادی از راه را برای رسیدن مخاطب به ایستگاه‌های موردنظر کارگردان هموار سازد. «حمالِ طلا» انتخاب هوشمندانه‌ای برای فیلم قابل‌توجه اصلانی است (با تمرکز بر استفاده از واژه‌ی «حمال» به‌جای «حمل‌کننده»). ترسیمی از شمایل کارگریِ ثروت و ماندن در همان قعر تاریکی‌ها…

*‌عنوان یادداشت، نام قبلی فیلم است.

نوشته‌ی فرهاد ریاضی

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم «حمال طلا» ببینید:

معرفی اختصاصی آرت‌تاکس از فیلم حمال طلا

Gold Carrier Review; by Farhad Riazi

One of the most exciting ways of entering a protagonist’s mind is by defining him with a job. You can enter through this to Gold Carrier’s world; the story of a courier who goes in-between a workshop and a gold store. One day his cargo gets stolen and he has to pay. This marks our entry to his life

We know Touraj Aslani from his youthful experimental. Some of those features bleed into movies he has directed himself. The difference here is that all that playfulness goes deep into subtext.

Aslani underestimates its audience and tries to explain the believability of the protagonist to them. These narrative hiccups gets in ther way of story development.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

نیکی کریمی داور جشنواره فیلم آنتالیا شد | Niki Karimi; One of the Juries of Antalya Film Festival

نیکی کریمی جشنواره فیلم آنتالیا

آرت‌تاکس – گروه سینمای ایران: خبر حضور نیکی کریمی در مقام یکی از اعضای هیأت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم پرتقال طلایی آنتالیا

جدیدترین تجربه‌ی بین‌المللی خانم بازیگر
نیکی کریمی داور جشنواره فیلم آنتالیا شد

نیکی کریمی به همراه امين الپر فيلم‌ساز اهل تركيه ، سندرا كگت كارگردان برزيلی، فردريك بوير مدير هنری جشنواره ترايبكا نيويورك و ادا سولومون، تهيه‌كننده رومانيايی، فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم پرتقال طلایی آنتالیا را داوری می‌کنند.

بنابراین گزارش، دوازده فیلم سینمایی در بخش مسابقه پنجاه‌و‌هفتمين دوره اين جشنواره حضور دارند كه از دوازدهم تا نوزدهم مهر ماه(سه تا ده اكتبر) برگزار خواهد شد.

نيکی کريمی پيش از اين نيز با فيلم‌های «يك شب»، «چند روز بعد» و «سوت پايان» در بخش مسابقه اين جشنواره حضور داشته است.

کریمی همچنين عضو هيات داوران جشنواره‌های فيلم کن، برلين، تسالونيكی، كارلو وی‌واری، لوكارنو و بسياری از جشنواره‌های معتبر دنيا بوده است.

Niki Karimi; One of the Juries of Antalya Film Festival

Niki Karimi will be a member of the jury for this year’s Golden Orange Antalya Film Festival. 12 movies will participate in main competition from October 3rd to October 10th in the 57th annual film festival. Karimi is an experienced member with her appearing in juries for festivals such as Cannes, Berlin Locarno and many other notable film festivals.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها