با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: به مناسبت اکران ژوکر ۲۰۱۹ مروری داشته باشیم بر دشمنان اصلی بتمن با بازی میشل فایفر، مارک همیل، جک نیکلسون، هیث لجر و واکین فینیکس و …

دکتر جاناتان کرین

یکی از نقاط ضعف فیلم‌های ابرقهرمانی تا پیش از جهان سینمایی مارول این بود که شخصیت منفی اغلب در آخر فیلم می‌مرد. شخصیت دلپذیر و روانی دکتر جاناتان کرین با ایفای نقش کیلین مورفی ولی استثناست و در هر سه فیلم نولان حضور پیدا کرده و به ما این حس رو می‌ده که مترسک خاری در چشم بتمن بوده و خواهد بود.

هارلی کویین

هر نوع نظری هم درباره‌ی «جوخه‌ی انتحار» داشته باشین ولی باز این نکته روشنه که هارلی کویین با بازی مارگو رابی یک امر استثناست.

با دونستن این که شخصیت هارلی نه در کمیک‌ها که در تلویزیون ریشه داره و اولین حضورش هم در سریال انیمیشنی بتمن ودر قسمت «خواهش ژوکر» بوده ارائه‌ی جدیدی از این شخصیت به قطع سخت‌تر خواهد بود. با این حال رابی موفق می‌شه که هم به هارلی‌ای که ما می‌شناسیم وفادار باشه و هم این شخصیت رو مال خودش بکنه. و حالا که از بند شخصیت ناامید کننده‌ی «آقای ژ» با ایفای نقش لتو توی فیلم «پرندگان شکاری» نجات پیدا کرده امیدواریم وقت بیشتری برای درخشیدن پیدا کنه.

پنگوئن

ذات پاپ‌آرت و کمپی دوران بتمن آدام وست احمقانه و مسخره بود و برای سال‌های متمادی بتمن رو برای مخاطبان خیلی زیادی تعریف می‌کرد. اگر کمیک‌خون‌ها کینه‌ای نسبت به سری فیلم‌ها داشتن خوشبختانه الان مدت‌هاست که رفع شده. و این اکران سینمایی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نمایش‌های دشمنان بتمن سربلند خواهد بود.

کَت‌وومن لی مری ودرز، ریدلر فرانک گورشین، پنگوئن برجس مردیث و ژوکر سزار رومرو همه برداشت‌های متفاوتی از یه کهن‌الگوی ابردشمن عجیب و غریب یکسانن. و با این حال، هنوز هم عیاشی مسخره‌ی تکنی‌کالرشون چیزیه که وقتی به آدم بدهای کلاسیک بتمن فکر می‌کنیم به ذهنمون می‌آد.

ژوکر با بازی تاد فیلیپس

اضافه کردن ژوکر واکین فینیکس به این لیست یه کم دردسرسازه چون اون اصلن با بتمن روبرو نمی‌شه. ولی خیلی مختصر با بروس وین جوان ملاقات می‌کنه و یه کشمکشی هم با توماس وین داره. با این حال، این داستان ظاهرن ریشه‌ای ژوکر البته اگه این واقعن همون ژوکر باشه چون کسی با قطعیت نمی‌تونه بگه، داستان قوی‌ای توی تالار فیلم‌های دی‌سیه و بازی فینیکس در نقش آرتور فلک رنجور چنان به یاد موندنیه که که حیف می‌شد اگه اون رو به لیست اضافه نمی‌کردیم.

این یکی از ترسناک‌ترین ژوکرهاست که هیچ نیازی به جلوه‌های ویژه یا صحنه‌های اکشن و انفجار نداره. اگه واقعن با شوالیه‌ی سیاه مبارزه می‌کرد رتبه‌اش می‌تونست بالاتر بره. شاید در آینده این کار رو بکنه.

در کنار تماشای ده دشمن برتر بتمن از جک نیکلسون تا هیث لجر و واکین فینیکس ببینید:

تاد فیلیپس از پروسه‌ی ساخت سکانس آغازین فیلم ژوکر۲۰۱۹ می‌گوید

هاروی دنت

گرچه ژوکر هیث لجر شخصیت منفی فیزیکی «شوالیه‌ی سیاه» بود، این هاروی دنت آرون اکهارت بود که نقش شخصیت منفی احساسی رو بازی می‌کرد

این یه هاروی با خواسته‌های جدیده که حتی پیش از این که حادثه‌ی شیمیایی زخمیش کنه هم در تقلا بود که آدم خوبی باشه. این که تصمیم گرفتن حتی پیش از این که تبدیل به یه ابردشمن بشه بهش لقب «دو چهره» رو بدن الهام بخش بوده و اکهارت این شخصیت رو با بی‌حسی‌ای تاریک و تضاد دائمی بازی می‌کنه که در نهایت به پایانی منجر می‌شه که داستان تراژیک هاروی رو کامل می‌کنه.

ژوکر با صداپیشگی مارک همیل

جنون غیرانسانی مارک همیل خودش رو توی فیلم سینمایی انیمیشن «نقاب شبح» با تمام قوا نشون داد. ژوکر دو وظیفه رو در این فیلم بر عهده می‌گیره: نه تنها دشمن معمول بتمنه بلکه شخصیت منفی اصلی در طول زندگی «شبح» ئه.

همیل همیشه به عنوان شاهزاده‌ی دلقک جنایت خوش درخشیده ولی مزیت اکران سینمایی این بود که گامی رو به جلو برداره و چند نفر رو با خنده به قتل برسونه.

آندریا با صداپیشگی دینا دیلینی

دینا دیلینی پیش از این که نقش خبرنگار ماجراجو لویس لین رو توی سریال انیمیشن سوپرمن به عهده بگیره، صداپیشه‌ی یکی از به یاد موندنی‌ترین و تاثیرگذارترین دشمنان بتمن بود.

با تغییر قیافه دادن به تجسم مرگ برای انتقام گرفتن از مردی که پدرش رو به قتل رسوند، می‌شه منطبق بودن بروس و آندریا رو دید. این زوج حتی قبل از این که آندریا جلوش رو بگیره با هم نامزد کرده بودن.

این تاثیر شخصی و روش‌های کاملن متضاد با بتمن شبح که دیدار مجددشون رو ناممکن می‌کنه چیزیه که این داستان رو غم‌انگیز و این شخصیت منفی رو به یاد موندنی می‌کنه.

در کنار تماشای ده دشمن برتر بتمن از جک نیکلسون تا هیث لجر و واکین فینیکس ببینید:

تریلر فیلم ژوکر ۲۰۱۹ به کارگردانی تاد فیلیپس

کت‌وومن با بازی میشل فایفر

کَت وومن از زمان اولین فیلم بتمن در ۱۹۴۰ جزئی از پیرنگ همیشگی بتمن بوده ولی بازی سلینا کایل توسط میشل فایفر اصلن مشابه چیزی که ما توی فیلم‌های گیشه‌ای دیدیم نبود. لباس لاتکسیش شبیه چیزی نبود که اون می‌بایست بپوشه بلکه بیشتر شبیه این بود که سلینا در تمام زندگیش این رو حتی روی ظاهر معمولیش هم داشته.

با این که عناصر نیمه ماورای طبیعی‌ای که به شخصیت کَت وومن اضافه شد انتخاب عجیبی بود، مقید بودن شدید فایفر به خشونتش این شخصیت رو با وجود عجیب بودنش قابل دیدن می‌کنه. بازیگوشی رفت و برگشتی بتمن و کَت وومن و هم‌چنین بین بروس و سلینا رو هم اضافه کنیم اون وقت یکی از بزرگ‌ترین توصیف‌ها از شخصیت‌های بتمن در سینما رو به دست می‌آریم.

ژوکر با بازی جک نیکلسون

برای نزدیک ۲۰ سال، جک نیکلسون شخصیت منفی قطعی بتمن بود. نسخه‌ی اون از ژوکر به بهترین شکل ممکن کاملن کارتونیه.

اون از مجنون بودن لذت می‌بره و در اون شکوفا می‌شه. وقتی جک ناپیر توی اون ظرف اسید می‌افته، نیکلسون این نقش رو جوری بازی می‌کنه انگار تمام کاری که اسید کرد این بود که پوست مرد رو کند تا دلقک خشنی که همیشه داخل اون زندگی می‌کرده رو آزاد کنه.

درست مثل کاری که تمام فیلم انجام داد، ژوکر نیکلسون به عموم مردم که کمیک نمی‌خوندن نشون داد که شخصیت‌های منفی بتمن تقلید مضحکانه‌ی پاپ‌آرتی از یه آدم بد نیستن و اون‌ها اصل جنسن.

ژوکر با بازی هیث لجر

وقتی ژوکر توی آخر «بتمن آغاز می‌کند» خودش رو نشون داد ما هیچ وقت نمی‌تونستیم تصور کنیم که بازی اون چه شاهکاری خواهد بود. این نقش که باعث برد جایزه‌ی اسکار برای هیث لجر پس از مرگش شد، تصور تازه‌ای از ژوکر به ما ارائه می‌ده. شخصیتی که اغلب تصور می‌شد که نمی‌تونه روی پرده‌ی سینما از حد معمولی فراتر بره.

چیزی که درباره‌ی ایفای نقش ژوکر توسط لجر فوق‌العاده است اینه که تمام تصوراتی رو که بعد از ژوکر نیکلسون به وجود اومده بود در هم می‌شکنه. نیکلسون ابلهه ولی لجر متفکره. ژوکر قبلی به طرز کارتونی‌ای دیوانه و دوست‌داشتنی بود ولی این ژوکر باعث می‌شه فکر کنین که اون خویشتن‌نگرتر از اونه که فکرش رو می‌کردین. درسته که دیوانه است ولی اون لزومن نمی‌خواد که این طور باشه.

شکوه خیره‌کننده‌ی لجر و توانایی تغییر ناگهانیش باعث می‌شه که این تجسم ژوکر نه تنها بهترین شخصیت منفی سینمایی بتمن باشه بلکه به یکی از بهترین شخصیت‌های منفی تمام فیلم‌ها تبدیل بشه.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

سینمای جهان

نقد فیلم جنگ ستارگان: ظهور اسکای‌واکر به روایت سردبیر آرت‌تاکس | نیرو با تو نبود

نقد فیلم جنگ ستارگان

نوشته‌ی خسرو نقیبی، سردبیر آرت‌تاکس، درباره‌ی آخرین بخش از سه‌گانه‌ی متأخر «جنگ ستارگان» و در توضیح این‌که چرا فیلم خوبی نیست.

نیرو با تو نبود

تلاش برای راضی‌کردن همه، در بسیاری از مواقع، خیلی از فیلم‌های موردانتظار تاریخ سینما را به شکست کشانده و در پایان سال ۲۰۱۹ این عنوان به «جنگ ستارگان: اپیزود ششم – ظهور اسکای‌واکر» می‌رسد. تلاش نافرجام ج. ج. آبرامز برای بستن سه‌گانه‌ای که تمام‌وکمال پاش ایستاد، اولی را خودش ساخت و خروجی درخشانی داشت، دومی را به ریان جانسون سپرد اما حضور پررنگ‌ش را از اثر دریغ نکرد و در سومی درست جایی که پروژه به او احتیاج داشت پای آن ایستاد و به کارگردانی برگشت تا سه‌گانه‌ی سوم به بهترین شکل ممکن تمام شود.

آبرامز این‌بار در غیاب لارنس کاسدان (نویسنده‌ی دوتا از سه «جنگ ستارگان» اصلی که شاکله‌ی «نیرو برمی‌خیزد» را برای او نوشته بود) در هم‌کاری با کریس تریو (نویسنده‌ی «آرگو»، «بتمن علیه سوپرمن» و «انجمن عدالت») قربانی فیلم‌نامه می‌شود. تریو، ابعاد جهان نیرو را به یک فیلم کلاسیک استودیویی تقلیل می‌دهد و خروجی فیلم‌نامه‌ای که مثل تجربه‌ی قبلی آبرامز می‌خواهد هرآن‌چه را هواداران از «جنگ ستارگان» انتظار دارند در خود جمع داشته باشد، در عمل جاهایی به مضحکه می‌رسد. اصرار بر دیدن همه‌ی شخصیت‌ها (از بازکردن پای لاندو به ماجرا تا احضار لوک و هان سولوی نورانی (واقعن چرا؟) و …)، تلاش بر مستقل‌بودن این فیلم آخر در داستان برای آن‌ها که حتا قبلی‌ها را هم ندیده‌اند و نزدیکی به جریانات روز جهان امروز در قیاس با مُدهای دوران ساخته‌شدن سه‌گانه‌ی نخست، این‌جا همه علیه این فیلم آخر کار می‌کنند.

در کنار مطالعه‌ی نقد آخرین سری از جنگ ستارگان ببینید:

عوامل جنگ ستارگان از پایان این مجموعه می‌گویند | سفر به جهانی دست‌نیافتنی

آن‌چه به سه‌گانه‌ی آخر رنگ اصالت می‌داد جهان تیره‌وتاری بود که میراث آن فیلم‌های پیشین بود و حاصل اقتدار سمت تاریک نیرو. این‌جا از آن سمت تاریک عملن کاریکاتوری باقی مانده (در حد شخصیت‌های منفی بدترین فیلم‌های کامیک‌بوکی این سال‌ها با دلیلی احمقانه در زنده‌کردن پالپاتین و خواست احمقانه‌ترش از ری)، فرجام رابطه‌ی ری و کایلو رن و رودستی که نویسندگان می‌خواهند به بینندگان بزنند ناامیدکننده است و درنهایت آن‌چه در دو فیلم پیشین کاشته شده بود، این‌جا پاسخ نمی‌گیرد و درنهایت نبرد نهایی هم آن شکوه موردنظر را ندارد؛ چون «درونی» نیست (ما در دو فیلم متأخر سه‌گانه‌های قبل دو نبرد درونی لوک و آناکین با خود را داشتیم) و قرار است در ابعاد عظیم اجرای یک نبرد فضایی برگزار شود. خودیابی ری با معروف‌ترین دیالوگ مجموعه یعنی «نیرو با تو باد» مؤثر از کار در نیامده (این‌جا شاید تنها جایی بود که می‌بایست یک نفر از فیلم‌های پیشین احضار می‌شد، ری نزد مستر یودا خوانده می‌شد و با قدرت او به میدان بازمی‌گشت)، ایده‌ی «قهرمانان مشترک نیرو» مقابل سمت تاریک کار نمی‌کند چون اصلن درست شکل نگرفته و درنهایت آن‌چه را خود آبرامز در فیلم اول بنا نهاده و ریان جانسون در حد توان تلاش کرده بود حفظ کند این‌جا به کلی نقش بر آب می‌شود.

فیلم هنوز البته چند سکانس درخشان، در حد دو فیلم قبلی، دارد. بهترین ایده‌ی فیلم یعنی ارتباط ذهنی ری و کایلو رن این‌جا هم در سکانس‌های تأثیرگذاری اجرا شده و فصل رسیدن ری از میان امواج خروشان به سفینه‌ی سقوط‌کرده و مواجهه‌اش با کایلو رن نفس‌گیر است؛ اما هم خود آبرامز و هم جانسون در دو قسمت گذشته، اندازه‌ای را به ما نشان داده بودند که این فیلم تازه، در آن متر، حقیر به نظر می‌رسد. فقط به یاد بیاورید پایان فیلم اول و آن لحظه‌ی جادویی رسیدن ری به لوک در میان صخره‌ها را بر فراز امواج خروشان یا آن پسربچه‌ی جاروکش فیلم دوم و امیدی را که از آن نور در آسمان به نشان بودن نیروهای مقاومت سر پا نگه‌ش می‌دارد را؛ و مقایسه‌اش کنید با پایان باسمه‌ای و اجرای بد این فصل نهایی در فیلم کنونی، جایی که ری می‌پذیرد یک اسکای‌واکر است حتا اگر نسب‌ش به جایی دیگر برسد.

«شکوه» شاید گم‌شده‌ی «خیزش اسکای‌واکر» باشد. متأسفم که بگویم؛ بدترین پایان برای سه‌گانه‌ی امیدوارکننده‌ی این سال‌ها.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم The Hunt / شکار | یا شکار کن یا شکار شو!

نقد فیلم The Hunt

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس:نقد فیلم The Hunt / شکار از نگاه پیتر دبروژ به کارگردانی کریگ زابل و بازی آیک بارینهولتز، بتی گیلپین، اما رابرتز و هیلاری سوانک

در کنار مطالعه‌ی نقد فیلم The Hunt از تریلر این فیلم دیدن کنید

جنجال‌ها و حاشیه‌های فیلم

کریگ زابل در جدیدترین فیلمش به نام «شکار»، طعنه‌ زدن به احزاب سیاسی را به حد اعلاء رسانده است. این فیلم ترسناک بحث‌برانگیز، حتا اگر مخاطب متوجه معانی سیاسی عمیق نهفته در آن نشود هم هیجان‌انگیز و جذاب است.

تابستان گذشته، پیش از آن‌که این فیلم به اکران عموم در آید، فیلم جدید کریگ زابل مورد حمله‌ی منتقدین قرار گرفته بود. در آن زمان در پی اتفاقات و تیراندازی‌هایی که در اوهایو و تگزاس رخ داده بود، جار و جنجال زیادی درباره‌ی قوانین حمل آزاد اسلحه به راه افتاده و «شکار» که موضوع آن شکار انسان‌ها توسط انسان‌ها بود، نمونه‌ای از فیلم‌هایی به شمار می‌آمد که مردم آن‌ها را بابت ترویج خشونت در رسانه‌ها شماتت می‌کردند. در مقابل، کمپانی یونیورسال اکران این فیلم را تا بهار ۲۰۲۰ به تعویق انداخت؛ اما این جنجال‌‌ها تبدیل به تبلیغی ناخواسته برای فیلم شد.

تلنگری به اختلاف طبقاتی انسان‌ها

اما «شکار» آن‌قدرها هم که انتظارش می‌رفت آتش‌برافروز نبود؛ داستان تنی چند از لیبرال‌های برگزیده که با تجهیزات کامل و اسلحه، به دنبال شکار کسانی هستند که آن‌ها را رقت‌انگیز دانسته و این کار را از حقوق اصلاحات خود می‌دانند. زابل، لیندلف و تهیه‌کننده جیسون بلوم، فیلمی خونین درباره‌ی استثمار ساخته‌اند که در آن افرادی را می‌بینیم که با انواع و اقسام اسلحه‌ها از قلع و قمع کردن دیگری لذت می‌برند و طنز و کنایه‌ی سیاسی در پس رفتارشان نهفته است.

به همین دلیل می‌شود گفت این فیلم نسبت‌ به باقی فیلم‌های ترسناک استودیویی هوشمندانه‌تر است، چرا که حداقل مخاطب را تشویق به بحث سیاسی می‌کند و تنها محدود به صحنه‌های خشن و تحریک‌آمیز نمی‌شود. حتا اگر فرض را بر آن بگیریم که خشونت به کار رفته در این فیلم بیش‌ از حد است، باز هم نمی‌شود گفت که «شکار» برای جامعه خطرناک است و مردم را تشویق به تقلید از این رفتارهای خشونت‌آمیز می‌کند، بلکه تلنگری به اختلاف طبقاتی بیش‌ از حد و دسته‌بندی انسان‌ها به شمار می‌آید.

در کنار نقد فیلم The Hunt بخوانید:

نقد فیلم Marriage Story / داستان ازدواج | تو می‌توانی کسی را دیوانه کنی

یا شکار کن یا شکار شو

در «شکار» نقش مثبتی نمی‌بینیم، تنها شکارچی‌ها هستند و شکار شده‌ها. در هر دو دسته با بازیگرانی روبه‌روییم که بیش‌ترشان را از تلویزیون می‌شناسیم. تعدادی از این بازیگران شناخته‌شده‌تر هستند، اما بیننده از همان ابتدای فیلم متوجه خواهد شد که معروفیت بیش‎تر به معنای شانس زنده ماندن بیش‌تر نیست. یکی از ویژگی‌های فیلم هم سورپرایز کردن مخاطب با انتخاب زمان‌های هوشمندانه و خلاقانه برای کشتن کاراکترهایش است.

با این‌که لیبرال‌ها در ابتدای بازی جلوترند و دست بالا را گرفته‌اند، اما این معادل با باهو‌ش‌تر بودن آن‌ها نسبت به طعمه‌هاشان نخواهد بود. نکته‌ی اساسی فیلم این است که هیچ چیزی در آن قابل پیش‌بینی نیست. شاید بتوان گفت «شکار» تا حدودی به «برو بیرون» جوردن پیل نزدیک است، همین‌طور به فیلم «شام آخر» ۱۹۹۵ با بازی کامرون دیاز که گروهی از لیبرال‌ها، تعدادی محافظه‌کار را به شام دعوت می‌کنند، اما در اصل تصمیم بر مسموم کردن‌شان دارند. با این حال هیچ‌کدام از این‌ها به اندازه‌ی کار زابل و لیندلف در «شکار» نتوانسته‌اند در دل داستان، مفهومی چنین عمیق جا بدهند.

 

منتقد: پیتر دبروژ

مترجم: محمد تقوی

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

کوئنتین تارانتینو: سال‌ها ایده‌ی روزی روزگاری در هالیوود را در سر داشتم

گفت و گو با کوئنتین تارانتینو

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: کوئنتین تارانتینو، کارگردان فیلم روزی روزگاری در هالیوود، از زمان شکل‌گیری ایده‎ی این فیلم و پرورش آن می‎گوید.

در کنار تماشای گفت و گو با کوئنتین تارانتینو از صفحه‌ی زیر دیدن کنید:

صفحه‌ی اختصاصی فیلم روزی روزگاری در هالیوود

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها