با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: بخش دوم گفت و گو با کلیر فوی درباره‌ی نخستین انسان، دیوانه، نفس بکش، دختری در تار عنکبوت و …

درباره‌ی «نخستین انسان»

کلیر فوی در سومین فیلم دیمین شزل، نقش همسر نیل آرمسترانگ را بازی کرد. در ابتدای این بخش از گفت‌وگو از او سوال می‌شود که آیا فرود روی ماه واقعی بود یا ساختگی؟ او نیز در جواب این سوال و در مورد نقشش در این فیلم می‌گوید: «دیمین شزل کارش درسته. خیلی سخت بود که اون صحنه رو بسازیم. اصلن امکان نداره ساختگی باشه! نمی‌تونم بگم چه‌قدر برای درست کردنش زحمت کشیدن. شکل ماه رو برای این‌که نور تصویر درست به نظر بیاد، با دهانه‌هایی در یک معدن در آتلانتا شبیه‌سازی کردن. البته اصلن قابل مقایسه نیست، بلکه با آی‌مکس معرکه به نظر می‌آد. باید نوری رو ایجاد می‌کردن که شبیه نور خورشید به نظر می‌اومد. خیلی قوی بود و دو بار منفجر می‌شد. باید تمامش رو شب فیلم‌برداری می‌کردن. رفتن به ماه خیلی از این کارها راحت‌تره!»

“این که واقعن آمریکایی نباشی عذابت می‌ده”

کلیر فوی در مورد بازی در نقش یک زن خانه‌دار آمریکایی می‌گوید: «خیلی سخته که به جایی برسی که فکر کنی هیچ‌وقت نمی‌شه آمریکایی باشی. این که واقعن آمریکایی نباشی عذابت می‌ده. راه میان‌بری وجود نداره. مثل زمانی نیست که نقش یه کاراکتر انگلیسی‌ دیگه رو بازی می‌کنم. باید تمام نکات جدید رو درباره‌ی یه مکان و جغرافیاش یاد بگیری. این‌که مردم چه‌طوری‌ان و چه‌جوری ابراز احساسات می‌کنن. چه ارزش‌هایی در جامعه‌شون وجود داره و روی شخصیت‌شون چه تاثیری داره. نمی‌خوام دست کمش بگیرم، ولی وقتی در انگلستان کار می‌کنم. می‌دونم که شرایط یه انگلیسی چه‌طوره اما در حالتی به جز این، باید طرز فکرت رو عوض کنی. ریتم کار و ابراز احساساتت رو هم همین‌طور. موضوع فقط لهجه نیست.»

او در مورد همکاری با دیمین شزل و رایان گاسلینگ می‌گوید: «دیمین شزل مثل جا‌افتاده‌ها می‌مونه. نمی‌شه گفت که جوونه، یعنی جوون هست، از من هم جوون‌تره ولی فیلم‌ساز خیلی پخته‌ای‌یه و همه‌چی تحت کنترلشه. می‌دونه چی می‌خواد و به بازیگرهاش اعتماد کامل داره. رایان واقعن مهربونه. بخشنده‌ترین کسی‌یه که می‌تونی مقابلش نقش بازی کنی. سر صحنه احساس برابری می‌کردیم. با توجه به این‌که رایان و دیمین قبلن با هم کار کرده بودن جایگاه‌شون مشخصه. اولین باری بود که باهاشون کار می‌کردم، اولش این‌طوری بودم: وای! مرسی که من رو برای همکاری پذیرفتید! ولی کاری کردن که همیشه احساس راحتی کنم.»

درباره‌ی «دیوانه»

کیر فوی درباره‌ی بازی در جدیدترین ساخته‌ی استیون سودربرگ می‌گوید: «استیون سودربرگ کار آدم رو راحت می‌کنه. بهم گفت: نظرت چی‌یه ده روز بیای نیویورک تا یه فیلم بسازیم؟ منم گفتم: آره لطفن! تازه کار «تاج» تموم شده بود. اون بهم نگفت که قراره این فیلم اکران شه! نباید حرفشو باور می‌کردم! نمی‌دونستم قراره چه فیلمی باشه. به این نیت قبولش کردم که برای دل خودم باشه. فقط از بازی کردن لذت بردم. بهم می‌گفت: تا آخر این راهرو بدو! می‌گفتم: آخ جون! می‌گفت: کلی دارو مصرف کردی و عوارض جانبی‌شون بروز پیدا کرده. باز می‌گفتم: آخ جون!»

او درمورد همکاری با استیون سودربرگ می‌گوید: «تونستم خیلی آزادانه رفتار کنم. خوب از آب در اومد چون طبق زمان درست فیلم‌برداری کردیم. وقتی مخاطب فیلم رو می‌بینه براش سئوال پیش‌ می‌آد که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا این‌جا رفت؟ ولی برای من این‌طور نبود و باهاش خوب پیش می‌رفتم. خیلی به کاراکترم کمک کرد. کار کردن با استیون سودربرگ خیلی عالی‌یه. وقتی کارش رو انجام می‌ده به فکر شهرت نیست. براش مهم نیست که مردم در موردش چه فکری می‌کنن. اون عاشق فیلمه و همیشه در حال یادگیری‌یه و دنبال چالش‌های جدیده. می‌خواستم با انجام دادن این‌کار، بخشی از این موضوع باشم. حاضرم همین فردا هم دوباره انجامش بدم، عالی بود.»

درباره «نفس بکش»

کلیر فوی: «طی هفت هفته فیلم‌برداریش کردیم. از کار کردن با اندرو و اندی خیلی لذت بردم. یه داستان خیلی احساسی بود. تهیه‌کننده‌ش فرزند دو نفر، به اسم رابین و دایانا کاوندیش بود. تونستم رابین و دایانا رو از طریق پسرشون و همسرش بشناسم. از همون اول هم با تمام کارهای قبلیم متفاوت بود. تک تک روزها احساسی و زیبا بودن. تجربه‌ی عجیبی بود. اولش فیلم‌برداری در حومه‌ی انگلستان بود و بعدش به آفریقا رفتیم. در آفریقا فقط یادمه که فیلم‌برداری‌ها همه‌ش موقع طلوع یا غروب بود. حالت دیگه‌ای نداشت. یکی از زیباترین تجربه‌های کاریم بود. باورنکردنی بود.»

درباره «دختری در تار عنکبوت»

کلیر فوی: «همه‌ی کتاب‌هاش رو خونده بودم. هر سه تا فیلم سوئدی اون رو هم تماشا کردم. فیلم‌های دیوید فینچر رو هم دیدم. نمی‌شه گفت طرفدار حریصی بودم. با این حال همه‌ی کتاب‌هاش رو زیر و رو کرده بودم بنابراین طرفدارش بودم. اون کاراکتری رو خلق کرد که مردم برای مدت طولانی عاشقش بودن. خیلی عالی‌یه.»

هم‌چنین می‌توانید نسخه‌ی تصویری جذاب گفت و گو با کلیر فوی را با کیفیت HD و زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس ببینید

2,227 بازدید کلی, 9 بازدید امروز

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینماآرت

سبک فیلم‌برداری راجر دیکینز در 1917: پلک‌زدن ممنوع! | Roger Deakins & 1917: Breaking Down the 1917 One-Shot

راجر دیکینز 1917

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس:‌ در این ویدیو نگاهی خواهیم انداخت به شیوه‌ی فیلم برداری راجر دیکینز در فیلم 1917 به کارگردانی سم مندس.

درباره‌ی سبک فیلم‌برداری راجر دیکینز در 1917 | پلک‌زدن ممنوع!

فیلم 1917 حتا پیش از اکرانش شهره‌ی خاص و عام بود. ممکن است بپرسید چرا. خب، کارگردان فیلم، سم مندس همراه مدیر فیلم‌برداری این پروژه، راجر دیکینز قصد ارائه‌ی فیلمی با اجرای سکانس پلان داشتند. اما دیکینز چگونه به این مهم دست یافته؟

مندس می‌گوید 1917 تنها به یک پلان برای خلق مسابقه‌ای مرگ‌بار نیاز داشته. دیکینز در اوایل پروسه‌ی پیش‌تولید وارد می‌شود تا محل قرارگیری دوربین‌ها، طراحی استوری‌بورد و تبدیل 1917 به یک سکانس پلان نظارت داشته باشد. با وجود برش‌های استادانه‌ای که دیده نمی‌شوند، ۱۹۱۷ فیلمی سکانس پلان نیست، ولی چنین فرمی را به مخاطب القا می‌کند.

پشت صحنه‌ی فیلم 1917 | لحظه‌ای که جنگ مدرن آغاز می‌شود

در این ویدیو نگاهی می‌اندازیم به پشت صحنه‌ی 1917 و تکنیک‌های فیلم‌برداری که دیکینز و مندز برای خلق تجربه‌ای ماندگار، استفاده کردند. فیلم‌سازان همواره می‌خواهند بیننده در دنیای فیلم غرق شود و این از دست‌آوردهای سازندگان 1917 است.

برداشت‌های طولانی تنها یک روی سکه است. انتخاب لنزهای پرایم برای قرارگیری نقطه‌ی کانونی روی چشم بازیگران اهمیت بسیاری داشت. به واقع دوربین رخدادها را به نزدیک‌ترین شکل ممکن به ما انتقال می‌دهد. برای همین، نباید شوکه شویم وقتی می‌بینیم 1917 جایزه‌ی بهترین فیلم‌برداری را کسب کرد. از نظر فیلم‌برداری، 1917 تجربه‌ی منحصر به فردی است که هر فیلم‌سازی در سال‌های آینده، آن را بررسی خواهد کرد.

تجربه‌ای جدید وسط میدان جنگ | 1917 مندس فراتر از دانکرک نولان

Roger Deakins & 1917 | Breaking Down the 1917 One-Shot

1917 (2019) was famous before anyone ever saw it. When it was learned that director Sam Mendes and cinematographer Roger Deakins captured 1917 in one shot, it became one of the most anticipated movies of the year. But how did Roger Deakins pull off shooting 1917 as one giant long take? That’s what this video essay aims to do — we’ll look at 1917 behind the scenes footage and Roger Deakins cinematography techniques, including why he used the ARRI Alexa Mini LF camera.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

600 بازدید کلی, 117 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینماآرت

روزی روزگاری – ۲: بیست‌وپنج سالگی فیلم «فارست گامپ» | Forrest Gump Explained: What the Feather Means

فیلم فارست گامپ

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس:‌ «روزی روزگاری» بخش جدیدی در آرت‌تاکس است که به مرور با فیلم‌های نه چندان قدیمی تاریخ سینما خاطره‌بازی خواهد کرد. در قسمت دوم به سراغ فیلم «فارست گامپ» می‌رویم.

برای ۲۵ سالگی فیلم «فارست گامپ» | آ‌ن‌چه خدا می‌خواهد، آن‌چه تو می‌خواهی

در فارست گامپ، می‌بینیم که دو فلسفه روبه‌روی هم قرار گرفت: باور به سرنوشتی که توسط خداوند مقدر شده، و این طرز تفکر که سرنوشت دست خود آدمه. این دو عقیده، نماینده‌ی باورهای جامعه‌ی آمریکایی هستن و به نظر می‌رسه با هم در تضاد باشن. اما در پایان فیلم، نتیجه اینه که زندگی هم شامل تأثیرات الهی و هم تصادفاته. این موضوع در نماد اصلی داستان نشون داده شده: یک پر، که فیلم باهاش شروع می‌شه و ما رو پیش نقش اصلی می‌‌بره. این پر، نماد حضور احتمال و مقدرات الهی به صورت هم‌زمانه. ممکنه فکر کنین پر در واقع نماد فرصت‌هاست؛ چه از سر شانس پیش بیاد، چه از طرف خداوند باشه. برای همینه که هیچ‌کس به اون پر اهمیت نمی‌ده، به جز فارست. می‌تونیم از فارست یاد بگیریم که چه‌طوری بهترین سرنوشت رو برای خودمون رقم بزنیم، دست از تعصب و گمانه‌زنی برداریم و به جاش پذیرای اتفاقات باشیم. این‌طوری قدر چیزایی رو که داریم بیش‌تر می‌دونیم و از فرصت‌هایی که برامون پیش می‌یاد بهتر استفاده می‌کنیم. داستان فارست به ما می‌فهمونه که باید بهترین استفاده رو از شرایط موجود بکنیم.

میز گرد هالیوودریپورتر با حضور تام هنکس | مردن آسان است، کمدی سخت!

Forrest Gump Explained: What the Feather Means

Forrest Gump opens and closes with the image of a white feather floating through the air. In the opening, it comes to rest in Forrest’s suitcase. At the end, it flies back up into the air, helping to symbolize the cycle that has now been completed—specifically, the cycle of life and death, and one of new beginnings.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

5,185 بازدید کلی, 102 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینماآرت

موریکونه به روایت موریکونه | اثر انگشت زندگی روی نت آهنگ‌هام پیداست

انیو موریکونه

موریکونه به روایت موریکونه | اثر انگشت زندگی روی نت آهنگ‌هام پیداست

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: با درگذشت انیو موریکونه ، آهنگساز مشهور ایتالیایی و برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین موسیقی فیلم برای «هشت نفرت‌انگیز» کوئنتین تارانتینو، در ۹۱ سالگی، ورایتی به سراغ مصاحبه‌ای با او در سال ۲۰۱۶ رفته که در آن موریکونه حرفه‌ی کاری طولانی خود را بررسی می‌کند. این مصاحبه را در این‌جا می‌خوانیم:

شما در روزهای آغازین کار خود اغلب بیش از ۲۰ موسیقی فیلم در سال می‌ساختید ولی همکاران شما به صورت میانگین چهار یا پنج موسیقی فیلم می‌ساختند.

انیو موریکونه: در گذشته به هر کسی که به سراغم می‌آمد پاسخ مثبت می‌دادم. اکنون و با گذشت زمان کمی سخت‌گیر شده‌ام. سعی می‌کنم بیش‌تر با کارگردانانی که می‌شناسم کار کنم. من برای نوشتن قطعات کنسرتم نیز زمان می‌خواهم.

شما چگونه آهنگساز فیلم شدید؟

جوان که بودم کارم را با رهبری ارکستر و تنظیم آهنگ‌های پاپ برای رادیو، تلویزیون، صنعت موسیقی و تئاتر شروع کردم. ناگهان یک فیلم‌ساز از من خواست تا برای فیلمی آهنگ بسازم و این شروع حرفه‌ی کاری من در این زمینه بود.

فکر می‌کنید که این تمرین آهنگ‌سازی شما در حوزه‌ی موسیقی پاپ در ساخت موسیقی فیلم به کارتان آمد؟

قطعاً. هر کاری که در تمام عمرم کردم، تنظیم قطعات، رهبری ارکستر، آهنگسازی، همه به شدت مفید بودند. همه‌شان ردی بر حرفه‌ی کاری‌ام به جا گذاشتند.

نقطه‌ی عطف زندگی شما چند سال بعد و با سرجیو لئونه رخ داد. آیا می‌دانستید که شما سنت موسیقی فیلم‌های وسترن را با استفاده از سوت، گیتار الکتریک، آوازها و گروه کر شکستید؟

نه. من نفهمیدم که داشتم انقلابی موسیقایی در ژانر موسیقی وسترن به راه می‌انداختم. بعدها دیگران این موضوع را به من گفتند.

در کنار مطالعه‌ی این مصاحبه ببینید:

بررسی همکاری‌های مشترک سرجیو لئونه و انیو موریکونه | پروسه‌ی خلق شاهکار

آیا فکر می‌کنید که تمام توانایی‌های بالقوه‌ی موسیقی در فیلم‌ها استفاده شده است؟

نمی‌توانم آینده را پیش‌بینی کنم ولی فکر می‌کنم که آهنگسازان جدی و درست هنوز می‌توانند تلاش کنند تا به چیزی دست پیدا کنند که پیش‌تر به دست نیامده. مانع اصلی نوآوری این است که مخاطبان متوجه ارزش واقعی موسیقی نشوند. فرهنگ تماشای فیلم هم‌گام با مخاطبانش رشد و نمو پیدا کرده اما چنین چیزی را درباره‌ی موسیقی در سینما نمی‌توان گفت.

آیا شما فلسفه‌ای کلی درباره‌ی ساخت موسیقی فیلم دارید؟

من اول از همه به حرف‌های کارگردان با دقت گوش می‌دهم. زمانی که فرصتش پیش بیاید فیلم را می بینم و بعد به نوعی از موسیقی فکر می‌کنم که برای فیلم مفید خواهد بود. هم‌زمان سعی می‌کنم که این موسیقی سازگار با شخصیت و سبک خودم هم باشد.

آیا می‌توانید این سبک را توصیف کنید؟

نه نمی‌توانم. شاید این کار به عهده‌ی منتقدان موسیقایی است. آن چه می‌توانم بگویم این است که من سبکی شخصی و دانشی عمیق درباره‌ی ترکیب‌بندی موسیقی و تاریخچه‌ی موسیقی دارم. من از توانایی‌های خودم و فرهنگ موسیقایی‌ام بسیار مطمئنم و برای آهنگسازی می‌توانم روی همه‌ی این‌ها حساب کنم.

مترجم: پویا مشهدی محمدرضا  آرت‌تاکس

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

5,223 بازدید کلی, 104 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها