با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: گفت‌وگو با بونگ جون هو درباره‌ی فیلم‌هایی که دوست داشته بسازد و آن‌هایی که ساخته: برف‌شکن، انگل و …

دوست داری برای چه برنامه‌ی تلویزیونی به صورت مهمان بنویسی و کارگردانی کنی؟

بونگ جون هو: شکارچی ذهن. با کتاب اصلی‌ش به خوبی آشنا هستم، چون وقتی که داشتم روی «خاطرات قتل» کار می‌کردم، خیلی درباره‌ی قاتلین سریالی آمریکایی مطالعه کردم. اون کتاب نوشته‌ی اولین کسی بود که استرداد مجرم انجام می‌داد و یه جورایی مثل کتاب مقدس این موضوع بود. با قاتلین سریالی که توی اون کتاب بودن هم کاملن آشنایی دارم.

 چه فیلمی رو بیش‌تر از همه دیدی؟

کلی رایکارد… فیلمش رو در فستیوال تلوراید دیدم. «اولین گاو» اثر کلی رایکارد، یک فیلم شاعرانه و زیباست.

در کنار تماشای گفت‌وگو با بونگ جون هو ببینید:

نقد فیلم انگل از نگاه منتقدان ورایتی و گاردین

اون فیلم‌ رو بیش‌تر از همه دیدی؟!

با آخرین فیلمی که دیدم اشتباه گرفتم. «روانی» اثر آلفرد هیچکاک.

 بسیار خب چند بار دیدی؟

نه، فیلمی که از همه بیشتر دیدم «همسایه‌ام توتورو» بوده! به خاطر پسرم که مدام این فیلم رو می‌بینه و من هم باهاش می‌دیدم، برای همین بیش‌تر از صد بار دیدمش. «روانی» هیچکاک رو شاید بیش‌تر از پنجاه بار دیدم و فیلم «خدمتکار» کیم کی‌ یونگ، یه کلاسیک کره‌ای، رو هم بیش‌تر از سی بار دیدم. نمی‌تونم تعداد دقیقش رو بگم.

 کلکسیون جمع می‌کنی؟

بلورِی!

 چند تا بلورِی داری؟

دقیقش رو نمی‌دونم، اما هم بلوری، هم دی‌وی‌دی، روی هم چیزی حدود پنج‌هزار تا.

 چه کلکسیون خوبی داری. تا حالا شده سریالی رو از اول تا آخر بیش‌تر از یک بار ببینی؟

هیچ‌وقت. تا حالا سریالی رو دو بار ندیدم.

حالا بریم سراغ چیزی که امروز دارم به خاطرش باهات حرف می‌زنم. فیلمت، «انگل» رو خیلی دوست دارم. راحت می‌شه گفت از بهترین فیلم‌هایی‌یه که امسال دیدم. حرف نداره.  شنیدم که فیلم‌برداری هفتادوهفت روز بوده. چه‌طور تونستی این همه وقت بذاری؟ چون بودجه‌ی صدمیلیون دلاری که نداشتی. در واقع با توجه به بودجه‌ای که داشتی کار زیادی انجام دادی.

در حقیقت فکر کنم هفتادوشش روز بود. هفتادوخرده‌ای بود. در کره افرادی مثل من و پارک چان ووک شرایط خیلی خوبی داریم، اما اگه یه کارگردان جدید با همین فیلم‌نامه بود حتمن از طرف استودیوها فشار بیش‌تری بهش وارد می‌شد و حدود پنجاه روز بهش زمان فیلم‌برداری می‌دادن. اما خوش‌بختانه تهیه‌کننده‌های من و استودیو خیلی ازم حمایت کردن. البته فرض‌ بر این بوده که فیلم‌های من پر از جزئیاته و پرمعنی هستن و همکاری زیادی لازم دارن، برای همین این امکان برام فراهم بود.

 خیلی خوبه. همیشه درباره‌ی اتاق تدوین کنجکاو بودم، چون اون‌جا تغییرات نهایی صورت می‌گیره. فیلم تا چه حد در اتاق تدوین تغییر کرد؟ یا دقیقن همون چیزی از آب دراومد که موقع شروع کار فکرش رو می‌کردی؟

در کره ما چیزی به اسم تدوین سر صحنه داریم که فقط هم من نیستم که این کار رو انجام می‌دم. در صنعت فیلم کره کار معمولی هست که در حین تولید و موقع فیلم‌برداری تقریبن فیلم رو تدوین می‌کنیم و البته، حین فرآیند تدوین اصلی رویکردهای مختلفی داریم. اما تدوین سر صحنه خیلی برامون مفیده، چون به‌مون اجازه می‌ده موقع تدوین اصلی انتخاب‌های بیش‌تری داشته باشیم. استوری‌بوردهای خودِ من همیشه دقیق و پر از جزئیاته. من زیاد از زوایای مختلف فیلم نمی‌گیرم، بنابراین تدوین‌گرهام موقع تدوین گزینه‌های زیادی ندارن. اما این باعث می‌شه باملاحظه‌تر رفتار کنن و نسبت به گزینه‌هاشون با توجه به فیلم‌های محدودی که حین تدوین دارن دقت بیش‌تری داشته باشن. برای من داشتن استوری‌بورد، فیلم‌برداری تدوین سر صحنه و تدوین نهایی همه بخشی از یک پروسه‌ی طولانی هستن.

البته جالبه، گی‌یرمو دل‌تورو هم سر صحنه تدوین می‌کنه و راجر دیکنز هم از زوایای مختلف فیلم نمی‌گیره و فقط با یه دوربین فیلم می‌گیره. جالبه که اساتید کارهای مشابهی انجام می‌دن.

وقتی با جان هرت سر صحنه‌ی «برف‌شکن» بودم، گاهی اوقات به من می‌گفت کارهات شبیه هیچکاک می‌مونه، هیچ‌وقت از زوایای مختلف فیلم نمی‌گیری و استوری‌بوردت خیلی قوی‌یه. باعث خوش‌حالیم بود که چنین نظری داشت.

وقتی در سال ۲۰۱۱ در فستیوال سان‌دنس باهات حرف زدم، اشاره کردی که نوشتن «برف‌شکن» حدود یک سال برات طول کشید. به طور معمول نوشتن هر فیلم‌نامه برات یک سال زمان می‌بره؟ یا ممکنه کم‌تر طول بکشه؟

«برف‌شکن» بر اساس یه رمان گرافیکی فرانسوی بود و گاهی اوقات اگه کار اقتباس باشه بیشتر طول می‌کشه. اون رمان گرافیکی فرانسوی در آمریکا هم منتشر شد، اما اگه بخونیدش متوجه می‌شین که ساختارش و کاراکترها با فیلم خیلی فرق دارن. یک سال برای فیلم‌نامه‌نویسی برام مدت زیادی‌یه. نوشتن فیلم‌نامه‌ی «انگل» چهار ماه طول کشید و از حدود چهار سال قبل ایده‌ش توی ذهنم بود تا به پختگی لازم برسه.

در فیلم‌هات صحنه‌های حذف شده زیاد داری؟ مثل «اوکجا»، «انگل» یا «میزبان»؟ یا تعداد صحنه‌های حذف شده‌ت کمه؟

راستش من صحنه‌های حذف شده‌ی زیادی ندارم، فقط در حدی که لازمه ازشون استفاده کنم فیلم‌برداری می‌کنم. حقیقتش به قدر کافی انرژی ندارم که به نحوه‌های مختلف فیلم بگیرم! زمانی که نسخه‌ی بلوری «انگل» منتشر بشه در قسمت‌های ویژه، صحنه‌های حذف شده هم خواهند بود اما تعدادشون زیاد نیست. اغلبش از نیمه‌ی اول فیلمه.

در کنار تماشای گفت‌وگو با بونگ جون هو ببینید:

نشست خبری فیلم Parasite | بونگ جون هو از نحوه‌ی شکل‌گیری انگل می‌گوید

از زمانی که سال‌ها پیش در فستیوال سان‌دنس باهات حرف زدم، کارهایی ساختی که حسابی سروصدا کرد. اون موقع گفتی که اغلب تنهایی داخل کافی‌شاپ‌ها می‌نوشتی. هنوز هم می‌تونی توی کافی‌شاپ‌ها بنویسی؟ یا این‌که دیگه داخل خونه کار می‌کنی؟

هنوز هم در کافی‌شاپ‌ها می‌نویسم. یکی دو جا هستن که می‌تونم اون‌جاها مخفی شم، پشت یه میز اون گوشه‌ها بشینم و لپ‌تاپم رو بزنم به برق، پشتم رو بکنم به مردم و در سکوت بنویسم. بعضی وقت‌ها که صدا زیاد می‌شه هدفون روی سرم می‌ذارم. گاهی هم که مکالمه‌ی میز پشتی‌ها جالب می‌شه فالگوش می‌ایستم و می‌نویسم!

این حرف رو از خیلی‌ها شنیدم. آخرین سؤال، چون وقت‌مون داره تموم می‌شه. من عاشق فیلم‌هات هستم و بی‌صبرانه منتظرم ببینم کار بعدی‌ت چی‌یه. می‌تونی به ما بگی ممکنه روی چی کار کنی؟

از کار کردن روی «انگل» خیلی لذت بردم، برای همین دوست دارم باز هم روی فیلم‌هایی در مقیاس اون و «مادر» کار کنم. یکی کره‌ای‌یه و یکی انگلیسی. پروژه‌ی کره‌ای یه جورایی ژانر وحشته. البته که من دارم روش کار می‌کنم، بنابراین ترکیبی از ژانرها خواهد بود. اما اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کرد به وحشت شباهت بیش‌تری داره. پروژه‌ی انگلیسی‌ هم با خوندن تصادفی یه خبر از سی‌ان‌ان شروع شد که در سال ۲۰۱۶ بود. یه درام کوچیک و واقع‌گرایانه‌ست.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

سینمای جهان

سینمای روز زیر ذره‌بین: فیلم جوخه‌ی انتحار | علیه جریان رایج ابرقهرمانی

فیلم جوخه‌ی انتحار

سینمای روز زیر ذره‌بین: فیلم جوخه‌ی انتحار | علیه جریان رایج ابرقهرمانی

نوشته‌ی عرفان استادرحیمی/ حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس

چه می‌شد اگر فیلم‌های سوپرهیرویی کمپانی‌های عظیم هالیوودی، ورای توسعه‌ی یک جهان سینمایی مشترک، فراهم‌کردن متریال کافی برای دامن‌زدن به بحث‌ها و تئوری‌پردازی‌های بی‌پایان هواداران، و البته درآمد‌زایی، داستان‌های واقعی تعریف می‌کردند، شخصیت‌های جدی می‌ساختند و خلاقیت شورانگیزی به تماشاگر عرضه می‌کردند؟… زیادی ایده‌آل است؟ سینمای جیمز گان در این سال‌ها معرف یک «چه می‌شد اگر» ساده‌‌تر بوده: چه می‌شد اگر فیلم‌هایی که با هدف/ادعای سرگرم‌کنندگی صرف ساخته می‌شوند، برای یک‌بار هم که شده، محض تنوع، واقعن سرگرم‌کننده بودند؟!

البته که می‌توانم پاسخ احتمالی به این سوال را همین حالا تصور کنم: فیلم‌های ابرقهرمانی مخاطب خودشان را دارند، و به‌قدر‌کافی سرگرم‌کننده و شورانگیزند. آثاری که سالانه میلیون‌ها آدم را به سینما‌ها یا پای نمایشگرهاشان می‌کشانند و میلیون‌ها دلار پول به جیب کمپانی‌های بزرگ سازنده‌شان واریز می‌کنند، حتمن باید برای خیل وسیعی از مخاطبان رضایت‌بخش و دوست‌داشتنی باشند، نه؟ کیفیت فیلم‌های ابرقهرمانی همان چیزی است که مخاطبان می‌خواهند و سازندگان‌شان با شناخت درست از مخاطب هدف، نیازهای او را برآورده می‌سازند… همه‌چیز به نظر سر جای خودش قرار دارد و تماشاگر هم باید جای زدن زیر میز و برهم‌زدن بازی،‌ از میان دوگانه‌ی تماشا/نادیده‌گرفتن این آثار، یکی را انتخاب کند…

«جوخه‌ی انتحار»‌ کجای این معادله قرار‌می‌گیرد؟ جیمز گان -که حالا هر دو سوی دوگانه‌ی مارول/دی‌سی را تجربه کرده- با آثارش چه کیفیت متمایزی در نسبت با جهان سینمایی دو کمپانی عرضه می‌کند؟ چرا یک فیلم تازه از جیمز گان، واکنش متفاوتی در نسبت با سایر آثار ابرقهرمانی برمی‌انگیزد و توجه کسانی را جلب می‌کند که الزامن مخاطب سنتی این آثار نیستند؟

مسئله‌ی ژانر و لحن است؟ باید باشد! فیلم‌های گان به پارودی آثار ابرقهرمانی شبیه‌اند. جای ابرانسان‌های بی‌نقص، انسان‌هایی کم‌هوش با همراهی موجوداتی هیولاوش اما دوست‌داشتنی و چند جانور ریزجثه‌ی بامزه، رهسپار ماجراجویی‌های بزرگی می‌شوند که به شکل واضحی توان یا لیاقتش را ندارند! ساندترک نامعمول و جذابی در بسیاری از صحنه‌ها جای موسیقی ژنریک آثار ابرقهرمانی را می‌گیرد، در نقاط عطف هر داستان لحظات کمیک دیوانه‌واری داریم،

در نقاط عطف هر داستان لحظات کمیک دیوانه‌واری داریم، و ارجاعات و رفرنس‌های پرشمار به آیکون‌های فرهنگ عامه و کلیشه‌های سنتی ژانر، مدام به تماشاگر یادآوری می‌کنند که این‌یکی را باید به قصد تفریح ببیند و هیچ مسئله‌ای در این فیلم‌ها آنقدر‌ها هم جدی نیست! (خصوصن این آخری که با رهایی نسبی از وظایف توسعه‌ی جهان سینمایی و به دور از شسته‌رفتگی دست‌و‌پا‌گیر مارول، رسمن به سیم آخر می‌زند، و خب به همین واسطه تبدیل می‌شود به بهترین ساخته‌ی گان تا امروز!)

اما آیا واقعن چنین است؟ آیا پوزخند‌زدن به حماقت جاری در موقعیت‌های پارودیک، تنها واکنشی است که مخاطب حین تماشای یک فیلم ابرقهرمانی جیمز گان از خود نشان می‌دهد؟ فداکاری گروت در پایان جلد اول نگهبانان کهکشان، فصل ادای احترام به یاندو در پایان جلد دوم، و آن فلش‌بک کوتاه در نقطه‌ی اوج همین جوخه‌ی انتحار هم کیفیتی پارودیک دارند؟…

مسئله‌ی اصلی، نه صرفن لحن سبک‌تر یا خودآگاهی فیلم‌های گان، که مبحث کلی‌تری با عنوان «هنر داستانگویی» است. تمایز اصلی آثار گان با یکی-دو جین ساخته‌ی مشابه مارول و دی‌سی، انرژی و شوری است که مستقیمن از ذهن و روح و روان خالق سرچشمه می‌گیرد. آیا می‌شود به شکافتن تک‌چشم یک ستاره‌ی دریایی جهش‌یافته‌ی غول‌آسا با یک نیزه، و شناکردن درون آن وزنی شاعرانه داد؟! می‌شود کاری کرد تا در لحظه‌ی هجوم همه‌ی موش‌های یک شهر به یک نقطه، قطره‌ی اشکی گوشه‌ی چشم مخاطب بغلتد؟! داستان‌گوی واقعی می‌تواند!

داستانگویی واقعی، ‌حلقه‌ی گم‌شده‌ی جهان‌های سینمایی این سال‌هاست؛ که روز‌به‌روز صرفن از طول و عرض کش‌می‌آیند. فقدان خالقانی که مخلوقات‌شان را واقعن دوست دارند، ارزش همراهی موسیقی خیال‌انگیز با تصویری زیبا را می‌فهمند، و دائمن در جست‌و‌جوی شیوه‌های خلاقانه برای روایت داستان‌هاشان هستند؛ در عوضِ جولان اپراتور‌های پروژه‌های عظیم چند‌ده‌ساله‌ی کمپانی‌ها، ترویج متوسط‌بودن با مجوز لیبل «فیلم ابرقهرمانی» و بهانه‌ی توسعه‌ی جهان سینمایی، و توسل به حواشی فرامتنی، جوک‌های فرمولیزه‌شده‌ی بی‌خطر و یکی-دو رفرنس دم‌دستی برای خوره‌ها. اینی که هست خیلی کمتر است از آن‌چه دریغ می‌شود… مارتین اسکورسیزی هم همین را گفت اصلن!

 

مارگو رابی: دوست دارم نسخه‌ی کامل جوخه‌‌ی انتحار اکران شود

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

سینمای جهان

سینمای اروپا: کنعان هالیوودی های بدنام

شیا لباف

سینمای اروپا: کنعان هالیوودی های بدنام

یادداشت عرفان شفیع‌پور عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس درباره‌ی سینمای هالیوود، سینمای اروپا و شیا لباف بازیگر فیلم تکه‌های یک زن

پیوستن به هالیوود، در سطح سینمای مستقل و یا استودیویی، یکی از آرزوهای قلبی اکثر سینماگران در سراسر دنیاست. خواستی که حتا اگر به زبان آورده نشود، در ناخودآگاه اهالی سینما جا خوش کرده.
پدیده‌ی مهاجرت به هالیوود، اغلب با کوچ سینماگران اکسپرسیونیستی آلمان در دوران طلایی هالیوود به یاد آورده می‌شود. فریتز لانگ و فردریش ویلیام مورنائو دو تن از چهره‌های شاخص این جریان‌ند. کشور مبدأ مهاجرت تنها آلمان نبوده و به‌عنوان نمونه آلفرد هیچکاک از انگلیس راهی آمریکا شد. روند مهاجرت در همه‌ی این سال‌ها ادامه‌یافته و نمونه‌ی متأخر آن کلوئی دژائو‌ است. او سال گذشته در زمانی‌که با «سرزمین کوچ‌نشینان» موفق‌ترین فیلم‌ساز سال بود، خبر پیوستن‌ش به مارول شنیده شد.

با این همه، موضوع این یادداشت درباره‌ی سینماگرانی‌ست که به جبر یا اختیار، خلافِ جریان شنا و هالیوود را ترک کرده و به اروپا رفته‌اند. این روزها خبر پیوستن شیا لباف به فیلم جدید آبل فرارا، فیلم‌ساز مستقل آمریکایی شنیده شد. لباف قرار است نقش «پادره پیوی قدیس» را ایفا کند. کشیش کاتولیکی که ۵۰سال پس از مرگ، هنوز جسدش سالم باقی مانده. این فیلم قرار است در ایتالیا فیلم‌برداری شود.

شیا لباف که سال گذشته یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌اش را در فیلم «تکه‌های یک زن» ارائه داد به‌خاطر بدرفتاری/آزار زنان، چه در زندگی شخصی، چه در کار، با بایکوت هالیوود روبه‌رو شد. قضیه تا آن‌جا بالا گرفت که حتا سازندگان «تکه‌های یک زن» او را از لیست کمپین‌های اسکاری خود بیرون گذاشتند و حالا فیلم جدید فرارا فرصتی‌ست برای برگرداندن ستاره‌ای که زود درخشید و زودتر خاموش شد. به بهانه‌ی این همکاری بد نیست مروری داشته باشیم بر چند چهره‌ی شاخصی که چنین مسیری را طی کرده‌اند: ستاره‌‌های بدنام هالیوودی که کنعان‌شان را سینمای اروپا یافته‌‌اند.

کوین اسپیسی: مظنون همیشگی این‌بار مجرم شد
در کنار لباف، چندی پیش خبر حضور کوین اسپیسی در فیلم جدید فرانکونرو تیتر یک رسانه‌ها شد. اسپیسی هم از سال ۲۰۱۷ و پس از بالاگرفتن اتهامات علیه او در جنبش #من_هم در هالیوود خانه‌نشین شده و بازی در این فیلم اولین حضور او در مقابل دوربین پس از ۴ سال است؛ البته در جایی کیلومترها دور از خانه.

وودی آلن: از نیویورک تا سن‌سباستین
آلن هم مانند اسپیسی از مغضوبین جنبش #من_هم است. گرچه فیلم‌ساز نیویورکی پیش از این به اختیار خود در اروپا فیلم‌هایی نظیر «نیمه‌شب در پاریس» و «ویکی، کریستینا، بارسلونا» را ساخت.

فیلم‌هایی نظیر «نیمه‌شب در پاریس» و «ویکی، کریستینا، بارسلونا» را ساخته اما پس از مانع‌تراشی‌هایی که بر سر اکران «روزی بارانی در نیویورک» تجربه کرد تصمیم گرفت برای ساخت آخرین فیلم خود، «فستیوال ریفکین»، به سن‌سباستین برود و با ستاره‌های سینمای اسپانیا، هم‌چون النا آنایا، همکاری کند. روندی که به نظر می‌رسد با اعلام برائت و ابراز پشیمانی ستاره‌های هالیوودی از همکاری با آلن هم‌چنان تداوم داشته باشد.

اینگرید برگمن: یک عاشقانه‌ی ناآرام
ستاره‌‌ی بی‌همتای هالیوود وقتی در اوج شهرت قرار داشت نامه‌ای به روبرتو روسلینی، کارگردان مشهور ایتالیایی، نوشت و گفت: «… اگر شما به یک بازیگر سوئدی نیاز دارید که انگلیسی را به خوبی صحبت می‌کند، آلمانی یادش نرفته و فرانسوی را کمی می‌فهمد و از ایتالیایی تنها عبارت «دوستت دارم» را بلد است من حاضرم تا با شما فیلم بسازم.»
روبرتو روسلینی هم مثل هر انسان عاقل دیگری این فرصت را از دست نداد و یک رابطه‌ی عاشقانه میان این دونفر هم‌پای تولید فیلم «استرامبولی» شکل گرفت. هالیوودِ اخلاق‌‌مدار و خانواده‌دوست دهه‌ی پنجاه که یکی از آیکون‌های خود را از دست داده بود تا چندسال برگمن را بایکوت کرد. کار حتا به سنای آمریکا هم رسید و عده‌ای از نمایندگان مجلس خواستار ممنوعیت برگشت اینگرید برگمن به آمریکا شدند اما همه‌چیز ختم به‌خیر شد و خانم ستاره در سال ۱۹۵۶ برای بازی در فیلم «آناستازیا» اسکار گرفت.

رومن پولانسکی: ورود به آمریکا ممنوع!
پولانسکی بدنام‌ترین آدم این لیست و خالق تعدادی از شاهکارهای مهم سینماست که سال‌های سال به اتهام تجاوز نتوانسته به آمریکا برگردد. او حتا وقتی برای «پیانیست» برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین کارگردانی شد در مراسم حضور نداشت. رومن پولانسکی نزدیک به یک دهه‌ی قبل برای مدت کوتاهی به‌خاطر همین اتهام به زندان افتاد.

آیا هالیوود ریپورتر از کمپانی شهاب حسینی گزارش تهیه کرده است؟

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

خبر

فستیوال سن‌سباستین پشت جانی دپ ایستاد

فستیوال سن سباستین
فستیوال سن‌سباستین پشت جانی دپ ایستاد
ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: مدیر فستیوال سن‌سباستین با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که هیچ دادگاهی علیه جانی دپ رأی نداده

دامنه‌ی دعوای میان امبرهرد و جانی دپ هرروز گسترده می‌شود. یک روز طرفداران دپ کمپینی تشکیل می‌دهند و خواهان کنار گذاشته‌شدن امبر هرد از فرنچایز «آکوامن» می‌شوند و از سویی دیگر وقتی مدیران فستیوال سن سباستین جایزه‌ای برای تقدیر از جانی دپ در نظر می‌گیرند، فعالان حوزه‌ی زنان و طرفداران امبر هرد به آن واکنش جدی نشان‌داده و آن را محکوم می‌کنند. گستره‌ی اعتراضات به این جایزه تا حدی بالا گرفت که مدیر جشنواره‌ی سن‌سباستین را به واکنش واداشت، آن‌چه در ادامه می‌خوانید نسخه‌ی کامل بیانیه‌ی اوست:

بیانیه‌ی مدیر جشنواره‌ی سن سباستین:

در وهله‌ی اول به‌عنوان مدیر و شخصی که بالاترین مسئولیت جشنواره را برعهده دارد تمایل دارم که تعهد خود را برای مبارزه با نابرابری، سؤاستفاده از قدرت و خشونت علیه زنان، مجددن تکرار و بازگو کنم.

این جشنواره علاوه‌بر رعایت تعهداتی که در منشور برابری و مشارکت زنان در سینما بدست آمده، آگاهانه حضور متخصصین زن را در رأس بخش‌های خود ترویج کرده است.

سن‌سباستین با استفاده از برنامه‌ی سپتامبر خود و در طول سال از نظر انتقادی و فمنیستی در پرسش‌گری جامعه شرکت می‌نماید. ما هم چنین تلاش کرده‌ایم که فضایی امن برای زنان در محل کار و مکان‌های جشنواره ایجاد کنیم و در صورت رفتار نامناسب، که پیش از این رخ داده، اقدامات قاطعانه و سریع را انجام داده‌ایم.

در زمان کنونی، هنگامی‌که بدون محاکمه، مجازات و بدنام کردن [افراد] در رسانه‌های اجتماعی شایع است، ما همیشه از دو بخش اساسی که بخشی از فرهنگ و مجموعه قوانین ما را تشکیل می دهند، دفاع خواهیم کرد: اصل فرض بی‌گناهی و حق استقرار و ادغام مجدد.
بر اساس داده‌های اثبات شده‌ای که باید در اختیار ما قرار گیرد، جانی دپ به هیچ‌عنوان دستگیر و متهم به هیچ‌گونه حمله یا خشونت علیه هیچ زنی نشده است.

ما تکرار می‌کنیم: او از سوی هیچ مرجعی در هیچ حوزه‌ی قضایی متهم نشده و همچنین به هیچ نوع خشونت علیه زنان محکوم نشده است.
عدم پذیرش تمام رفتارهای خشونت‌آمیز و فرض بی گناهی همیشه اصول اخلاقی ما هست و خواهد بود.

 

همه‌چیز علیه جانی دپ!: آینده‌ی فوق‌ستاره‌ی هالیوود، زیر سایه‌ی اثبات خشونت خانگی

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها