adabiat96

درگذشتگان ادبیات ایران در سال ۱۳۹۶

جای خالی کسانی که به کلمات جان می‌دادند | یادبود آرت‌تاکس برای علی‌اشرف درویشیان، مدیا کاشیگر، کورش اسدی و نازنین دیهیمی

گزارش ویژه‌ی آرت‌تاکس از درگذشتگان ادبیات ایران در سال ۱۳۹۶

 

علی اشرف درویشیان:

چریک مسلح نبود، همواره چریک فرهنگی بود. مردی که سانسور امانش نداد. سانسوری که از نگاه او جدی‌ترین تهدید برای ادبیات ایران بود. او علی‌اشرف درویشیان بود. سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه به‌دنیا آمد. به‌واسطه‌ی نزدیکی به مادربزرگ با بسیاری از افسانه‌های کهن، متل‌های قدیمی و حکایت‌های محلی آشنا شد. ادبیات فارسی و روانشناسی تربیتی خواند و مقاطع مختلفی را تدریس کرد. جمع‌آوری افسانه‌ها و متل‌های کردی یکی از پژوهش‌های عمده‌ی او بود. حاصل عمر ادبی پربارش کتاب‌های زیادی‌ست. «از این ولایت»، «آبشوران»، «فصل نان»، «همراه آهنگ‌های بابام»، «سلول ۱۸»، رمان چهارجلدی «سال‌های ابری»، «درشتی»، افسانه‌ها و متل‌های کردی، افسانه‌های عامیانه‌ی کردی و مجموعه مقالات و کتاب‌هایی برای کودکان و نوجوانان. مجموعه‌ای که به نیکی‌ها، پاکی‌ها و زیبایی‌ها نظر دارد؛ همه‌ی آن چیزهایی که هر نویسنده و شاعری در جستجوی آن‌هاست. صحنه‌ی اعدام کردهای عراق به دستور صدام حسین را که دید بیست و چهار ساعت بعد در بستر بیماری بود و پس از یک دوره‌ی طولانی دیگر هرگز از بستر بلند نشد.

 

مدیا کاشیگر:

معتقد بود مترجم مانند ارتش اشغالگر است! همانطور که ارتش اشغالگر مسئول جان، مال و امنیت سرزمین اشغال‌شده است، مترجم نیز مسئول امنیت و جان و تک‌تک کلمات متنی است که به ترجمه‌ی آن دست می‌زند. مدیا کاشیگر، مترجم، شاعر، داستان‌نویس و مقاله‌نویس بود. با ترجمه‌ی مجموعه شعر «ابر شلوارپوش» ولادیمیر مایاکوفسکی، شاعر روس، به شهرت رسید و به گفته‌ی خودش ویروسی بود که به آن مبتلا شد. بعدها آثاری از نویسندگان و شاعران مختلف، به‌ویژه فرانسوی، را ترجمه کرد و همواره در چاپ ترجمه‌هایش با سانسور حاکم دست به گریبان بود. تا جایی که مدتی مجبور به ترجمه‌ی کتاب‌های پزشکی شد. او علاوه بر مایاکوفسکی از نویسندگانی چون اوژن یونسکو، فرناندو آرابال و آلبر کامو نیز ترجمه کرده است. «مرگ موریانه» و مجموعه داستان «خاطره‌ای فراموش شده از فردا»، رمان «وقتی مینا از خواب بیدار شد»، «آخرالزمان»، «اتاق تاریک» و مجموعه شعر «سونات برفی ر مینور» نیز از جمله کتاب‌های منتشر شده به قلم مدیا کاشیگر است. مدیا کاشیگر شادمانه زندگی می‌کرد، اما همواره به موضوع مرگ می‌اندیشید و در مقاله‌ی معماری مرگ نوشته بود: «برجسته‌ترین گواه حضور تاریخی زندگی هر مردمی معماری مرگ آن مردم است… پس مرگ یعنی شکل دیگر زندگی، یعنی همان گذشته‌ای که بی‌آن هیچ آینده‌ای متصور نیست.»

 

کورش اسدی:

شکل زندگی برخی نویسندگان مرگ‌هاشان را شبیه هم کرده؛ گویی اراده‌ی‌ پشت مرگ‌هاشان یکی‌ست. کورش اسدی نیز گویا همیشه می‌خواست برود، از بدو آمدن به این دنیا می‌خواست نباشد. نویسنده‌ای که ده سال انتظار چاپ رمانش را ‌کشید و بعد از این همه سال دیگر لذتی از انتشار کتابش نبرد. نویسنده‌‌ای تجربه‌گرا، دور از عرف‌های داستان‌گویی با نگاهی پر ابهام و شاعرانه و متأثر از دو مکتب جنوب و اصفهان. کورش اسدى در سال ٧٨ و با مجموعه داستان «پوکه باز» توسط هوشنگ گلشیرى به ادبیات ایران معرفى شد. سال ٨٢، با مجموعه داستان «باغ ملى» برنده‌ی جایزه‌ی ادبى گلشیرى شد و پس از انتشار رمان «پایان محل رویت است» در سال ۱۳۸۷، هفت سال کتابی منتشر نکرد. سال ۹۴ مجموعه داستان «گنبد کبود» منتشر شد. اولین رمان اسدی پس از سال‌ها توقیف، به نام «کوچه‌ی ابرهاى گمشده» در سال ۹۵ منتشر شد. نقدهای ادبی‌اش نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. در کتابی درباره‌ی نمایشنامه‌نویسی و داستان‌گوییِ غلامحسین ساعدی آنچنان خیال‌انگیز به او پرداخته که گویی داستانی را روایت می‌کند و ساعدی شخصیت اصلی آن داستان است. کورش اسدی همواره مراقب بود قلمش و اثرش آلوده نشود.

 

نازنین دیهیمی:
دختر جوان بااستعدادی که خوب آلمانی و انگلیسی را می‌دانست و فارسی را مثل موم در مشت داشت. ویراستار قهاری بود و می‌توانست هر متن بی‌جان و مرده‌ای را زنده کند. کم، اما روی دور تند زندگی کرد و کارنامه‌ی بلندبالایی داشت. نازنین دیهیمی مترجم، ویراستار و روزنامه‌نگار ایرانی بود. ترجمه را زیر نظر پدرش، خشایار دیهیمی، آموخت و کار ترجمه را با آثاری در حوزه‌ی ادبیات نوجوانان آغاز کرد و در زمینه‌ی ادبیات نمایشی و علوم انسانی ادامه داد. او نزدیک به یک دهه از ویراستاران ادبی نشر ماهی بود. نازنین با ترجمه‌هایش نویسندگانی را به دوست‌داران ادبیات امروز معرفی کرد که پیش از این ‌شناخته شده نبودند. نویسندگانی همچون «تام استوپارد»، «باربارا پارک»، «جان هاچ» و « لوسی کرک ‌وود». در تئاتر نیز، نمایش دوشیزه و مرگ، اثر اریل دورفمن را در بند زنان زندان اوین، با بازی همبندانش کارگردانی کرد. همچنین ویتسک، اثر گئورگ بوشنر، به کارگردانی رضا ثروتی را ترجمه و دراماتورژی کرد که با حذف نام او بر صحنه رفت. اما نازنین دیهیمی با ترجمه‌هایش در حوزه‌ی ادبیات ماندگار شد.

لینک کوتاه:

دیدگاه (2)

  1. وبسایت خوبی دارید واقعا تبریک میگم و باید اضافه کنم سر زدن به آن در شمار روزمرگی های اینترنتی بنده هستش. اما در قسمت ادبیات فعالیت کمی داره و خیلی از ویدیو ها اختصاص داده شده به نویسندگانی که سرشناس و یا محبوب نیستند. اگر یک ویدیو رو در بین ویدیو های شما به عنوان بهترین و معیار کیفیت انتخاب کنم اون ویدیو نگاهی به برنده های نوبل خواهد بود که کار بی نظیری هست

    1. ممنون از شما دوست عزیز. حتمن به گروه ادبیات آرت‌تاکس منتقل خواهیم کرد. چه خوب خواهد بود اگر پیشنهادات ویدیو و درخواست‌های خود را از این بخش به ما بگویید.

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *