با ما همراه باشید
سینمای ایران در دوران کرونا سینمای ایران در دوران کرونا

سینمای ایران

کرونا؛ تهدید یا یادآوری | بازنگری در بحث‌های رایج سینمای ایران در دوران کرونا

نوشته‌ای از محمدحسین گودرزی درباره‌ی اقتصاد سینمای ایران در دوران پسا کرونا ، معضلات اکران آنلاین و راه‌حل خروج از این شرایط

کرونا؛ تهدید یا یادآوری

چندروز بعد از اختتامیه سی‌وهشتمین جشنواره فجر بود که ویروس جهانی کرونا از مرزهای ایران هم گذشت و در ایران هم، رسماً شروع به کار کرد. به‌دنبال جدی‌شدن ماجرای بیماری و همه‌گیرشدن آن، «سینما» اولین محل تجمع انسانی در کشور بود که تعطیل شد. تعطیلی سالن‌های سینما، از زمستان سال گذشته آغاز شد و تا اول تابستان امسال طول کشید. حالا در اولین روزهای تابستان، بازگشایی سالن‌های نمایش فیلم، گمانه‌زنی‌ها را دربارۀ درستی یا نادرستی این تصمیم، به اوج رسانده است. دوگانۀ بازگشایی به‌نفع سرمایه‌های خوابیده در سینما یا ادامۀ روند تعطیلی سینماها به‌نفع سلامتی عمومی، گفت‌وگوهای مجازی و رسمی زیادی را به‌راه انداخته است. این موضوع، نمونۀ متأخر بحث‌ دربارۀ اوضاع کلی سینمای ایران است که کرونا، در این چندماه، مروج صحبت درباره‌ی آن‌ها بوده است. پیش‌ازاین، اکران آنلاین و ایجاد تغییرهای اساسی در پلتفرم‌های نمایش و توزیع فیلم هم، به‌تبع کرونا، به تیتر مجلات و موضوع بحث‌های مجازی زیادی تبدیل شده بود. در این‌که این بحث‌ها، هرکدام می‌توانند در جای خود، مفید واقع شوند و گوشه‌ای از سفره‌ی سینمای ایران را بگیرند، تردیدی نیست، اما آن‌چه به‌تدریج، شکلی اغراق‌آمیز به خود گرفته، خلاصه‌کردن تمام ایرادهای بنیادی سینمای ایران در روزها و شب‌های کرونا است. در مطالب و بحث‌های سینمایی این روزها، طوری درباره‌ی اثرها و آسیب‌های کرونا در سینمای ایران بحث می‌شود که موقعیتی شبیه به «کشتی به گل نشسته» به ذهن می‌رسد. فریادها و وامصیبتاها به‌گونه‌ای هستند که گویی کشتی سینمای ایران، همه‌ی این‌سال‌ها داشته در جهتی معین حرکت می‌کرده و انواع و اقسام جایگاه‌های فرهنگی و هنری را، یکی‌پس‌ازدیگری، فتح کرده است. انگارنه‌انگار که قبل از کرونا، بسیاری از ساختارهای پوسیده و ندانم‌کاری‌های رایج، هرکدام به‌جان بخشی از سینمای ایران افتاده بودند. بدون‌تردید، کرونا به سینما هم، مانند دیگر بخش‌های جامعه، آسیب‌هایی وارد کرده است؛ اما توجه اغراق‌گونه به این آسیب‌ها، نباید از یادمان ببرد که این کشتی، پر از سوراخ‌های ریز و درشت بود و اگر کرونا آن را به گل نمی‌نشاند، دیر یا زود، خودش با غرق‌شدن دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

از نویسنده‌ی مقاله‌ی سینمای ایران در دوران کرونا بیشتر بخوانید:

نقد فیلم «دستیار» | حس‌زدایی هوشمندانه

در ادامه، به همه‌ی اشتباه‌های متداول و ساختارهای ازرده‌خارج سینمای ایران اشاره می‌کنم که کرونا، بیش‌ازآن‌که، تشدیدکننده‌ی آن‌ها باشد؛ درباره‌ی آن‌ها هشداردهنده بوده است. کرونا، همان هشداری را به سینمای ایران داد، که تلنگر مشابه‌ آن را به خانواده‌هایی زد، که قرنطینه‌ی شبانه‌روزی، جدل‌های جدیدی را بین اعضای‌شان به راه اندخت. کرونا در قرنطینه، مشکل جدیدی در رابطه‌ها به‌وجود نیاورده بود؛ بلکه همه‌ی حقیقت‌ها را فشرده کرده بود و یک‌جا به آدم‌ها تحویل می‌داد.

۱) سال‌های‌سال است که سینمای ایران از منظر «سینما به مثابه صنعت» اوضاع سامان‌یافته‌ای ندارد. از نظر شاخص‌های توسعه‌ی سینما، چندین‌سال است که وضعیت سینمای ایران، آشفته و مأیوس‌کننده است. تعداد بلیت فروخته‌شده (تعداد تماشاگران غیرمنحصربه‌فرد) یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه‌ی سینما به حساب می‌آید. در سال ۹۸، حدود ۲۵ میلیون بلیت، در سینمای ایران فروخته شده است. پیش‌ازآن‌که این متن را به نادیده‌گرفتن تأثیر کرونا در فروش اسفندماه سال ۹۸ (که اکران پررونق نوروزی را که از نیمه‌اسفند شروع می‌شود در برمی‌گیرد) متهم کنید؛ اعلام کنم که در سال ۹۷ هم، مخاطبان سینمای ایران، حدود ۲۷ میلیون بلیت خریدند. پس اوضاع فروش بلیت در سینمای ایران، در دوسال گذشته، مشابه هم بوده است. صورت تکامل‌یافته‌ی این شاخص، با تقسیم این عدد بر جمعیت کشور به دست می‌آید. حاصل این تقسیم، نشان‌دهنده‌ی این است که هر فرد در آن کشور، به‌صورت‌میانگین، چندبار در سال، به سینما می‌رود. این عدد برای سال‌های ۹۷ و ۹۸ سینمای ایران، حدود ۰/۳ است. یعنی هر ایرانی، در سال، ۰/۳ دفعه به سینما می‌رود! (یا سه‌سال یک‌بار) عدد مربوط به این شاخص در کشور آمریکا، در بازه‌ی ۳ الی ۴ است. در آلمان و فرانسه هم، تقریباً هر نفر در طول سال، ۴ بار به سینما می‌رود. این عدد در تایوان حدود ۳/۸ است. با توجه به این ارقام و مقایسه‌ی این عددها، می‌شود نتیجه گرفت کووید۱۹ در ایران، چراغ سالن‌های سینماهایی را خاموش کرد که پیش‌ازآن هم، فروغ چندانی نداشتند. این‌که، چه‌قدر از این استقبال کم تماشاگران، به اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مربوط می‌شود، موضوع این نوشته نیست. آن‌چه این‌جا اهمیت دارد، این است که خیلی‌وقت است سینمای ایران تماشاگران جدی و پرشور ندارد. چندسالی‌ست که روند و روال همین است. فقط ناقوس‌ها دیر به صدا درآمده‌اند!

۲) از بین حدود ۱۲۰۰ شهر در ایران، تنها ۱۵۰ شهر سالن سینما دارند. این عدد به ‌این ‌معناست که علاوه‌بر جمعیت حدود 25میلیونی روستاها، 25میلیون شهرنشین‌ هم، به سالن‌های سینما دسترسی ندارند. بااین‌اوضاع، انتظار سینماگران از «اکران آنلاین» این بود که این پلتفرم جدید توزیع فیلم، به تعداد تماشاگران فیلم‌های ایرانی بیفزاید. درابتدا، پیش‌بینی می‌شد که تعداد زیادی از کسانی که در شهر یا روستای‌شان به سالن‌های سینما دسترسی ندارند، اما از امکانات اینترنتی استفاده می‌کنند، با تماشای فیلم‌ها در اکران آنلاین، به جمع خریداران بلیت فیلم‌‌ها اضافه شوند. کمی‌بعد، انتشار اولین آمار و ارقام مربوط به فروش ایترنتی فیلم‌ها، نشان‌دهنده‌ی این بود که درِ جدیدی، به‌روی بن‌بست جذب مخاطب در سینمای ایران، گشوده نشده است. بااین‌که حدود هفتاد درصد از فروش فیلم‌ها در اکران آنلاین به صاحبان فیلم‌ها می‌رسد و این عدد درمورد اکران در سالن‌های سینما حدود سی درصد است؛ اما استقبال کم از نحوه‌ی جدید اکران، پیش‌فرض‌های امیدبخش و خوش‌بینانه را کنار زد. فروش حدود ۲ میلیاردی برای فیلم خروج، ساخته‌ی کارگردانی که فیلم‌هایش همواره در اکران سینماها با استقبال و حواشی فراوان همراه است، درمقایسه با هزینه ساخت فیلم که ۹ میلیارد اعلام شده بود، اهالی سینما را به این باور رساند که برای ارتقای کمی و کیفی اکران آنلاین، به فرصت بیش‌تر و بستر مناسب‌تری نیاز است. در اوضاع کنونی، غالب مردم به‌جای تماشای فیلم‌ها در دوره‌ی اکران آنلاین، ترجیح می‌دهند مدتی بعد، در همان پلتفرم، به‌کمک اشتراک ماهانه‌ی ارزان‌شان در وی.او.دی‌ها فیلم‌ها را ببینند. این عادت فعلی مخاطبان است. من هم با شما موافقم که آینده، فارغ از علاقه و خواست ما، به‌سمت نمایش‌های اینترنتی و اکران‌های کوچک حرکت می‌کند. همین نگاه به آینده و پیش‌بینی پایانی مورد دوم، موضوع بحث مورد بعدی این متن است.

از نویسنده‌ی مقاله‌ی سینمای ایران در دوران کرونا بیشتر بخوانید:

نقد فیلم آشفته‌گی | ناخدا، بادبان‌ها را کشیده…

۳) اگر در آینده، اکران‌های اینترنتی جانی بگیرند و جدی‌تر شوند، سینمای ایران به یک بازنگری اساسی در تولید نیاز دارد. درواقع، همه‌ی بحث‌های اکران اینترنتی به توزیع و نمایش فیلم‌ها منحصر شده و جای بحث درباره‌ی نظام تولید صنعت سینمای ایران خالی به نظر می‌رسد.

معدل فیلم‌های تولیدی سالانه در سینمای ایران، محدود به روایت ماجراهای پنهان‌کاری و دروغ و تم خیانت و دوراهی‌های اخلاقی رایج است. اگر تماشای اینترنتی فیلم‌ها رونق بگیرد و به‌مرور زمان، نمایش‌گرهای خانگی، جای پرده‌های سینماها را بگیرند، تنها کشورهایی می‌توانند چراغ سالن‌ها را روشن نگه دارند که نمایش فیلم‌های‌شان در سالن‌های سینما، برای مخاطبان، تجربه‌ای منحصربه‌فرد به وجود بیاورد. سینمای ایران اگر از خرده‌جنایت‌های زن‌وشوهری، فاصله نگیرد و وارد تدارک پروداکشن‌های بزرگ نشود، یکی از مهم‌ترین قربانی‌های رونق احتمالی اکران‌های اینترنتی است. در همه‌ی این‌سال‌ها، سینمای ایران از نبود «ژانر» ضربه خورده و به‌زحمت می‌شود از بین آثار یکی‌دوسال اخیر، به تعداد انگشت‌های یک دست، فیلم‌هایی را بیرون کشید که در سرفصل‌های «فیلم/ژانر» ریک آلتمن، چیزی درباره‌ی ساختار و فرم آن‌ها نوشته شده باشد. این ضربه اما در روزگار پساکرونا، و در شب‌های شلوغ اکران‌های اینترنتی سال‌های بعد، ضربه‌ای مهلک‌تر و جبران‌ناپذیرتر است به بدنه‌ی سینمای ایران.

ارجاع‌های متعدد و قدیمی نمی‌دهم. همین حالا به تصاویر مربوط به فیلم آخر نولان توجه کنید. تجربه‌ی این پروداکشن و فضا در سالن سینما، کدام مخاطب سینما را وسوسه نمی‌کند؟ نمی‌خواهم با ذوق‌زدگی از زرق‌وبرق فیلم‌های خارجی تعریف کنم؛ اما این واقعیت محتوم سینمای آینده است. اگر فیلم‌ها، مخاطب را به تجربه‌ی جدید و شوق‌برانگیزی نرسانند، مخاطب ترجیح می‌دهد یا به تماشای فیلم‌ها پشت کند، یا در بهترین حالت، با تلفن همراهش دقایقی از فیلم را رد کند تا ببیند آخر فیلم یا سریال، چه می‌شود! و این تجربه‌ی جذاب تماشای فیلم، به بازنگری در تولید فیلم‌ها مربوط و محدود نمی‌شود. یقه‌ی سالن‌سازی را هم می‌گیرد. کیفیت صوتی و تصویری بسیاری از سالن‌ها هم باید به‌همراه بازنگری در تولید، به سمتی حرکت کنند که مخاطب بگوید فلان فیلم را باید در سالن سینما دید!

نوع دیگر بازنگری‌ای که همه‌ی این سال‌ها در سینمای ایران به تعویق افتاده، مسئله‌ی توزیع عادلانه‌ی درآمد فیلم‌ها و انعقاد قراردادهای منطقی با تمام عوامل فیلم است. نقشه‌کش و معمار اولیه‌ی فیلم‌ها، فیلم‌نامه‌نویس‌ها هستند. دستمزد پایین بسیاری از عوامل فیلم‌ها، از جمله فیلم‌نامه‌نویس‌ها، منجر به افت کیفی آثار سینمای ایران و منصرف‌شدن بسیاری از متخصصان این حوزه، از فعالیت در این زمینه شده است.‌

از نویسنده‌ی مقاله‌ی سینمای ایران در دوران کرونا بیشتر بخوانید:

نقد فیلم طلا | جواهرخانه‌ی شهبازی

ازاین‌جهت، پیشنهادهای برخی از اعضای شورای صنفی نمایش، مبنی‌براین‌که، بهتر است دولت تعدادی از بلیت‌ها و سانس‌های این روزها را بخرد و در اختیار اقشار و دسته‌های مختلف مردمی قرار دهد، تا سینما با کرونا و بعد از کرونا، دوباره راه بیفتد، پیشنهادی زودگذر و مسکنی مقطعی به نظر می‌رسد. با خریدن بلیت‌های چند فیلم، مخاطرات بنیادی پیش‌روی سینمای ایران برطرف نمی‌شود و این مطالبه‌ها از دولت، بیش‌ازآن‌که، عایدی مشخصی برای سینمای ایران داشته باشد؛ به نفع چند فیلم به‌خصوص تمام می‌شود. مطالبه‌ی دقیق‌تری که به‌دنبال توضیح لزوم بازنگری در تولید می‌شود به آن اشاره کرد، خط‌شکنی دولت در فراهم‌آوردن امکانات لازم برای ساخت فیلم‌های متنوع و ریل‌گذاری دقیق برای تولد ژانر در سینمای ایران است.

نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر

نخستین تصویر از مهران مدیری در فیلمِ مسعود کیمیایی

نخستین تصویر خائن کشی

ببینید:‌ نخستین تصویر «خائن کشی»

فیلم‌برداری فیلم سینمایی «خائن‌کشی» به کارگردانی مسعود کیمیایی و تهیه‌کنندگی علی اوجی به نیمه رسید.امیر آقایی، سارا بهرامی، پانته آ بهرام، پولاد کیمیایی، اندیشه فولادوند، سام درخشانی، حمیدرضا آذرنگ و مهران مدیری بازیگران فیلم «خائن‌کشی» هستند.
فیلم‌برداری سی‌امین فیلم مسعود کیمیایی هم‌چنان در تهران ادامه دارد.

عکس: احمدرضا شجاعی

در کنار نخستین تصویر خائن کشی بخوانید:

کیمیایی از کجا وارد زندگی ما شد: نوشته‌ای از سعید مروتی برای ۷۹ساله‌گی مسعود کیمیایی

The first image of Mehran Modiri in Masoud Kimiai’s “Killing the traitor”The filming of the movie “Killing the traitor” directed by Masoud Kimiaei and produced by Ali oji is half over
Amir Aghaee, Sara Bahrami, Pantea Bahram, Poolad Kimiai, Andisheh Fooladvand, Sam Derakhshani, Hamidreza Azarang and Mehran Modiri the best cast of “Killing the traitor”. It continues in Tehran

 

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

قصیده‌ی گاو سفید نماینده‌ی ایران در برلین ۲۰۲۱

قصیده گاو سفید

بخوانید: فهرست کامل بخش مسابقه‌ی هفتاد و یکمین برلیناله
قصیده گاو سفید نماینده‌ی ایران در برلین ۲۰۲۱

صفحه‌ی رسمی برلیناله نوشت «۱۵ عنوان منتخب از ۱۶ کشور نشان می‌دهد که پاسخ فیلم‌سازان به وضعیت پیچیده‌ی حال حاضر جهان، ساختن فیلم‌هایی عمیقن شخصی است. در این فهرست بسیاری از فیلم‌سازان به جشنواره بازمی‌گردند؛ از جمله سلین سیاما و دریافت‌کنندگان خرس نقره‌ای هونگ سانگ‌سو و آلونسو رویزپالاشس. این فیلم‌ها به همراه تعدادی فیلم معتبر از سراسر جهان امسال برای خرس‌های طلایی و نقره‌ای رقابت می‌کنند. فیلم‌های بخش مسابقه، طی یک رویداد آنلاین در اوایل ماه مارس به متخصصان (سینماگران و منتقدان) عرضه می‌شود و سپس در یک برنامه‌ی ویژه‌ی تابستانی در ماه ژوئن در سینماهای سراسر برلین نمایش داده می‌شوند.»

معرفی فیلم قصیده گاو سفید را این‌جا ببینید.

خبر مهم برای سینمای ایران نمایش فیلم «قصیده‌ی گاو سفید» است که سال گذشته در جشنواره‌ی فیلم فجر به نمایش درآمد اما این‌جا به نام ساخته‌ی مشترک بهتاش صناعی‌ها و مریم مقدم و محصول ایران و فرانسه معرفی شده است.

فهرست کامل فیلم‌های بخش مسابقه‌ی برلیناله ۲۰۲۱ به شرح زیر است:
🔴 محوشدن (خاویر بوویس)
🔴 بخت بد یا … (رادو جود)
🔴 قصیده‌ی گاو سفید (بهتاش صناعی‌ها و مریم مقدم)
🔴 فابیان – برو سراغ سگ‌ها (دومینیک گراف)
🔴 جنگل – من تو را همه‌جا می بینم (بنس فلیگاف)
🔴 آقای باخمان و کلاس‌اش (ماریا اسپته)
🔴 من مرد تو هستم (ماریا شریدر)
🔴 مقدمه (هونگ سانگ‌سو)
🔴 جعبه‌ی حافظه (جوآنا حاجی‌توماس و خلیل جوریگ)
🔴 نور طبیعی (دنس ناگی)
🔴 هم‌سایه (دنیل برول)
🔴 مامان کوچولو (سلین سیاما)
🔴 یک فیلم پلیسی (آلونسو رویزپالاشس
🔴 وقتی به آسمان نگاه می‌کنیم چه می‌بینیم؟ (الکساندر کوبریدزه)
🔴 چرخ بخت و خیال (ریوسوکه هاماگوچی)

Announcing the Competition lineup for the 71st Berlinale! The 15 selected titles from 16 countries show filmmakers responding to current global disruptions with dense, deeply personal films. The selection sees many filmmakers returning to the festival, among them Céline Sciamma and Silver Bear recipients Hong Sangsoo and Alonso Ruizpalacios. These and many more spellbinding films will be vying for the Golden and Silver Bears this year.
Our Competition films will be presented to industry professionals during our online Industry Event in early March, and then screened in cinemas across Berlin during our Summer Special in June.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

نقد فیلم یدو:‌ یک داستان کوتاه چندکلمه‌ای نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

نقد یدو

نقد یدو نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

یدو نتیجه‌ی تمجیدها از ۲۳نفر است. وقتی فیلم‌ساز شرح ماوقع را با تکیه‌‌ بر داستانی واقعی در زمان جنگ خودبسنده دید و بدون سروشکل و شاخ‌وبرگ‌دادن به ایده‌ای تک‌خطی، با تمجیدهای بیش‌ازحد جراید و برنامه‌ی مشهور سینمایی تلویزیون روبه‌رو شد تا به کاستی‌های اثر اولش بی‌توجه شود.
یدو درست مثل ۲۳نفر با کمبود مواد داستانی مواجه است. مرعوب خلاصه‌ی منبع اقتباس کم‌حجمش در نیم‌خط شده و می‌خواهد جای خالی پیش‌روی میانه‌ی داستان را با حرکات دوربین پر کند و با موسیقی متن به آن حجم ببخشد. فیلم به‌سرعت همه‌‌ی اطلاعات داستانی را با مخاطب درمیان می‌گذارد و مخاطب را آماده‌ می‌کند تا با مسأله‌ی ترک شهر زیر فشار انفجارها یا ایستاده‌گی در آن، تحت‌تأثیر قرار بگیرد. این اتفاق هرگز رخ نمی‌دهد و فیلم تا انتها در همان نقطه‌ی اولیه باقی می‌ماند و بعد از حدود ۲۰دقیقه، مشخص می‌شود داستانی وجود ندارد؛ داستان را برایند کشمکش‌ها و تجمیع نیروهای مخالف می‌دانیم.

نقد یدو نوشته‌ی گل‌بو فیوضی | روایت جبر زندگی در گذاشتن و رفتن 

در یدو، مادر می‌خواهد بماند و پسر، نه. این اختلاف در سطح کلام باقی می‌ماند و کوچک‌ترین کنشی وجود ندارد که تقابل آرا را به‌سطحی دیگر ببرد. ما نه از میزان پیش‌روی دشمن باخبریم، نه می‌دانیم اعضای خانواده چه‌قدر برای تصمیم نهایی فرصت دارند و نه چیزی از دلیل خواست مادر می‌دانیم جز این‌که حیوان خانه‌گی‌شان ممکن است بی‌غذا بماند. اصلن چرا این‌قدر فیلم نسبت به خلق دل‌بسته‌گی‌های مختلف برای مادر کوتاهی کرده؟ چرا این‌قدر خالی از نوستالژی، شهر و خاک و ریشه را خلاصه کرده در چند حیوان؟ باید با دیدن هر خشتی دل‌مان بلرزد و دل‌تنگ شویم برای لحظه‌های ازدست‌رفته اما یدو بی‌اعتنا به خلاصه‌داستانش، هیچ حسی درباره‌ی شهر و کنش جمعی نمی‌آفریند.
یدو از نوک‌پا که سمپاتیک‌نشدن پسر قصه در همان ابتداست تا سر و انتهای قصه اشکال و ایراد دارد و دراین‌میان، هیچ ستون‌ فقراتی هم برای اتصال ابتدا به انتها وجود ندارد. تصمیم بی‌پرداخت قبلیِ انتهای قصه، سازندگان را مرعوب کرده اما از آن‌جا که شناخت دقیقی از تفکر و تخیل پسر به ما نداده‌اند، آسان نیست که در پایان به‌وجد بیاییم.
رویکرد ضدجنگ و نگاه انسانی گم‌شده در فیلم‌های جنگی، شعارهای خوبی‌اند اما در یدو زورشان نمی‌رسد به بی‌اثربودن صحنه‌ی خنثاسازی توسط جوان اصفهانی، جملات درشت در دهان آدم‌های صف نانوایی، بیش‌ از یک‌ساعت درجازدنِ فیلم و گیرکردن پشت جملات تکراری مادر و تلاش‌های بی‌فایده‌ی دوربین درراستای خلق فضایی یک‌دست.

 

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها