با ما همراه باشید
سینمای ایران در دوران کرونا سینمای ایران در دوران کرونا

سینمای ایران

کرونا؛ تهدید یا یادآوری | بازنگری در بحث‌های رایج سینمای ایران در دوران کرونا

نوشته‌ای از محمدحسین گودرزی درباره‌ی اقتصاد سینمای ایران در دوران پسا کرونا ، معضلات اکران آنلاین و راه‌حل خروج از این شرایط

کرونا؛ تهدید یا یادآوری

چندروز بعد از اختتامیه سی‌وهشتمین جشنواره فجر بود که ویروس جهانی کرونا از مرزهای ایران هم گذشت و در ایران هم، رسماً شروع به کار کرد. به‌دنبال جدی‌شدن ماجرای بیماری و همه‌گیرشدن آن، «سینما» اولین محل تجمع انسانی در کشور بود که تعطیل شد. تعطیلی سالن‌های سینما، از زمستان سال گذشته آغاز شد و تا اول تابستان امسال طول کشید. حالا در اولین روزهای تابستان، بازگشایی سالن‌های نمایش فیلم، گمانه‌زنی‌ها را دربارۀ درستی یا نادرستی این تصمیم، به اوج رسانده است. دوگانۀ بازگشایی به‌نفع سرمایه‌های خوابیده در سینما یا ادامۀ روند تعطیلی سینماها به‌نفع سلامتی عمومی، گفت‌وگوهای مجازی و رسمی زیادی را به‌راه انداخته است. این موضوع، نمونۀ متأخر بحث‌ دربارۀ اوضاع کلی سینمای ایران است که کرونا، در این چندماه، مروج صحبت درباره‌ی آن‌ها بوده است. پیش‌ازاین، اکران آنلاین و ایجاد تغییرهای اساسی در پلتفرم‌های نمایش و توزیع فیلم هم، به‌تبع کرونا، به تیتر مجلات و موضوع بحث‌های مجازی زیادی تبدیل شده بود. در این‌که این بحث‌ها، هرکدام می‌توانند در جای خود، مفید واقع شوند و گوشه‌ای از سفره‌ی سینمای ایران را بگیرند، تردیدی نیست، اما آن‌چه به‌تدریج، شکلی اغراق‌آمیز به خود گرفته، خلاصه‌کردن تمام ایرادهای بنیادی سینمای ایران در روزها و شب‌های کرونا است. در مطالب و بحث‌های سینمایی این روزها، طوری درباره‌ی اثرها و آسیب‌های کرونا در سینمای ایران بحث می‌شود که موقعیتی شبیه به «کشتی به گل نشسته» به ذهن می‌رسد. فریادها و وامصیبتاها به‌گونه‌ای هستند که گویی کشتی سینمای ایران، همه‌ی این‌سال‌ها داشته در جهتی معین حرکت می‌کرده و انواع و اقسام جایگاه‌های فرهنگی و هنری را، یکی‌پس‌ازدیگری، فتح کرده است. انگارنه‌انگار که قبل از کرونا، بسیاری از ساختارهای پوسیده و ندانم‌کاری‌های رایج، هرکدام به‌جان بخشی از سینمای ایران افتاده بودند. بدون‌تردید، کرونا به سینما هم، مانند دیگر بخش‌های جامعه، آسیب‌هایی وارد کرده است؛ اما توجه اغراق‌گونه به این آسیب‌ها، نباید از یادمان ببرد که این کشتی، پر از سوراخ‌های ریز و درشت بود و اگر کرونا آن را به گل نمی‌نشاند، دیر یا زود، خودش با غرق‌شدن دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

از نویسنده‌ی مقاله‌ی سینمای ایران در دوران کرونا بیشتر بخوانید:

نقد فیلم «دستیار» | حس‌زدایی هوشمندانه

در ادامه، به همه‌ی اشتباه‌های متداول و ساختارهای ازرده‌خارج سینمای ایران اشاره می‌کنم که کرونا، بیش‌ازآن‌که، تشدیدکننده‌ی آن‌ها باشد؛ درباره‌ی آن‌ها هشداردهنده بوده است. کرونا، همان هشداری را به سینمای ایران داد، که تلنگر مشابه‌ آن را به خانواده‌هایی زد، که قرنطینه‌ی شبانه‌روزی، جدل‌های جدیدی را بین اعضای‌شان به راه اندخت. کرونا در قرنطینه، مشکل جدیدی در رابطه‌ها به‌وجود نیاورده بود؛ بلکه همه‌ی حقیقت‌ها را فشرده کرده بود و یک‌جا به آدم‌ها تحویل می‌داد.

۱) سال‌های‌سال است که سینمای ایران از منظر «سینما به مثابه صنعت» اوضاع سامان‌یافته‌ای ندارد. از نظر شاخص‌های توسعه‌ی سینما، چندین‌سال است که وضعیت سینمای ایران، آشفته و مأیوس‌کننده است. تعداد بلیت فروخته‌شده (تعداد تماشاگران غیرمنحصربه‌فرد) یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه‌ی سینما به حساب می‌آید. در سال ۹۸، حدود ۲۵ میلیون بلیت، در سینمای ایران فروخته شده است. پیش‌ازآن‌که این متن را به نادیده‌گرفتن تأثیر کرونا در فروش اسفندماه سال ۹۸ (که اکران پررونق نوروزی را که از نیمه‌اسفند شروع می‌شود در برمی‌گیرد) متهم کنید؛ اعلام کنم که در سال ۹۷ هم، مخاطبان سینمای ایران، حدود ۲۷ میلیون بلیت خریدند. پس اوضاع فروش بلیت در سینمای ایران، در دوسال گذشته، مشابه هم بوده است. صورت تکامل‌یافته‌ی این شاخص، با تقسیم این عدد بر جمعیت کشور به دست می‌آید. حاصل این تقسیم، نشان‌دهنده‌ی این است که هر فرد در آن کشور، به‌صورت‌میانگین، چندبار در سال، به سینما می‌رود. این عدد برای سال‌های ۹۷ و ۹۸ سینمای ایران، حدود ۰/۳ است. یعنی هر ایرانی، در سال، ۰/۳ دفعه به سینما می‌رود! (یا سه‌سال یک‌بار) عدد مربوط به این شاخص در کشور آمریکا، در بازه‌ی ۳ الی ۴ است. در آلمان و فرانسه هم، تقریباً هر نفر در طول سال، ۴ بار به سینما می‌رود. این عدد در تایوان حدود ۳/۸ است. با توجه به این ارقام و مقایسه‌ی این عددها، می‌شود نتیجه گرفت کووید۱۹ در ایران، چراغ سالن‌های سینماهایی را خاموش کرد که پیش‌ازآن هم، فروغ چندانی نداشتند. این‌که، چه‌قدر از این استقبال کم تماشاگران، به اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مربوط می‌شود، موضوع این نوشته نیست. آن‌چه این‌جا اهمیت دارد، این است که خیلی‌وقت است سینمای ایران تماشاگران جدی و پرشور ندارد. چندسالی‌ست که روند و روال همین است. فقط ناقوس‌ها دیر به صدا درآمده‌اند!

۲) از بین حدود ۱۲۰۰ شهر در ایران، تنها ۱۵۰ شهر سالن سینما دارند. این عدد به ‌این ‌معناست که علاوه‌بر جمعیت حدود 25میلیونی روستاها، 25میلیون شهرنشین‌ هم، به سالن‌های سینما دسترسی ندارند. بااین‌اوضاع، انتظار سینماگران از «اکران آنلاین» این بود که این پلتفرم جدید توزیع فیلم، به تعداد تماشاگران فیلم‌های ایرانی بیفزاید. درابتدا، پیش‌بینی می‌شد که تعداد زیادی از کسانی که در شهر یا روستای‌شان به سالن‌های سینما دسترسی ندارند، اما از امکانات اینترنتی استفاده می‌کنند، با تماشای فیلم‌ها در اکران آنلاین، به جمع خریداران بلیت فیلم‌‌ها اضافه شوند. کمی‌بعد، انتشار اولین آمار و ارقام مربوط به فروش ایترنتی فیلم‌ها، نشان‌دهنده‌ی این بود که درِ جدیدی، به‌روی بن‌بست جذب مخاطب در سینمای ایران، گشوده نشده است. بااین‌که حدود هفتاد درصد از فروش فیلم‌ها در اکران آنلاین به صاحبان فیلم‌ها می‌رسد و این عدد درمورد اکران در سالن‌های سینما حدود سی درصد است؛ اما استقبال کم از نحوه‌ی جدید اکران، پیش‌فرض‌های امیدبخش و خوش‌بینانه را کنار زد. فروش حدود ۲ میلیاردی برای فیلم خروج، ساخته‌ی کارگردانی که فیلم‌هایش همواره در اکران سینماها با استقبال و حواشی فراوان همراه است، درمقایسه با هزینه ساخت فیلم که ۹ میلیارد اعلام شده بود، اهالی سینما را به این باور رساند که برای ارتقای کمی و کیفی اکران آنلاین، به فرصت بیش‌تر و بستر مناسب‌تری نیاز است. در اوضاع کنونی، غالب مردم به‌جای تماشای فیلم‌ها در دوره‌ی اکران آنلاین، ترجیح می‌دهند مدتی بعد، در همان پلتفرم، به‌کمک اشتراک ماهانه‌ی ارزان‌شان در وی.او.دی‌ها فیلم‌ها را ببینند. این عادت فعلی مخاطبان است. من هم با شما موافقم که آینده، فارغ از علاقه و خواست ما، به‌سمت نمایش‌های اینترنتی و اکران‌های کوچک حرکت می‌کند. همین نگاه به آینده و پیش‌بینی پایانی مورد دوم، موضوع بحث مورد بعدی این متن است.

از نویسنده‌ی مقاله‌ی سینمای ایران در دوران کرونا بیشتر بخوانید:

نقد فیلم آشفته‌گی | ناخدا، بادبان‌ها را کشیده…

۳) اگر در آینده، اکران‌های اینترنتی جانی بگیرند و جدی‌تر شوند، سینمای ایران به یک بازنگری اساسی در تولید نیاز دارد. درواقع، همه‌ی بحث‌های اکران اینترنتی به توزیع و نمایش فیلم‌ها منحصر شده و جای بحث درباره‌ی نظام تولید صنعت سینمای ایران خالی به نظر می‌رسد.

معدل فیلم‌های تولیدی سالانه در سینمای ایران، محدود به روایت ماجراهای پنهان‌کاری و دروغ و تم خیانت و دوراهی‌های اخلاقی رایج است. اگر تماشای اینترنتی فیلم‌ها رونق بگیرد و به‌مرور زمان، نمایش‌گرهای خانگی، جای پرده‌های سینماها را بگیرند، تنها کشورهایی می‌توانند چراغ سالن‌ها را روشن نگه دارند که نمایش فیلم‌های‌شان در سالن‌های سینما، برای مخاطبان، تجربه‌ای منحصربه‌فرد به وجود بیاورد. سینمای ایران اگر از خرده‌جنایت‌های زن‌وشوهری، فاصله نگیرد و وارد تدارک پروداکشن‌های بزرگ نشود، یکی از مهم‌ترین قربانی‌های رونق احتمالی اکران‌های اینترنتی است. در همه‌ی این‌سال‌ها، سینمای ایران از نبود «ژانر» ضربه خورده و به‌زحمت می‌شود از بین آثار یکی‌دوسال اخیر، به تعداد انگشت‌های یک دست، فیلم‌هایی را بیرون کشید که در سرفصل‌های «فیلم/ژانر» ریک آلتمن، چیزی درباره‌ی ساختار و فرم آن‌ها نوشته شده باشد. این ضربه اما در روزگار پساکرونا، و در شب‌های شلوغ اکران‌های اینترنتی سال‌های بعد، ضربه‌ای مهلک‌تر و جبران‌ناپذیرتر است به بدنه‌ی سینمای ایران.

ارجاع‌های متعدد و قدیمی نمی‌دهم. همین حالا به تصاویر مربوط به فیلم آخر نولان توجه کنید. تجربه‌ی این پروداکشن و فضا در سالن سینما، کدام مخاطب سینما را وسوسه نمی‌کند؟ نمی‌خواهم با ذوق‌زدگی از زرق‌وبرق فیلم‌های خارجی تعریف کنم؛ اما این واقعیت محتوم سینمای آینده است. اگر فیلم‌ها، مخاطب را به تجربه‌ی جدید و شوق‌برانگیزی نرسانند، مخاطب ترجیح می‌دهد یا به تماشای فیلم‌ها پشت کند، یا در بهترین حالت، با تلفن همراهش دقایقی از فیلم را رد کند تا ببیند آخر فیلم یا سریال، چه می‌شود! و این تجربه‌ی جذاب تماشای فیلم، به بازنگری در تولید فیلم‌ها مربوط و محدود نمی‌شود. یقه‌ی سالن‌سازی را هم می‌گیرد. کیفیت صوتی و تصویری بسیاری از سالن‌ها هم باید به‌همراه بازنگری در تولید، به سمتی حرکت کنند که مخاطب بگوید فلان فیلم را باید در سالن سینما دید!

نوع دیگر بازنگری‌ای که همه‌ی این سال‌ها در سینمای ایران به تعویق افتاده، مسئله‌ی توزیع عادلانه‌ی درآمد فیلم‌ها و انعقاد قراردادهای منطقی با تمام عوامل فیلم است. نقشه‌کش و معمار اولیه‌ی فیلم‌ها، فیلم‌نامه‌نویس‌ها هستند. دستمزد پایین بسیاری از عوامل فیلم‌ها، از جمله فیلم‌نامه‌نویس‌ها، منجر به افت کیفی آثار سینمای ایران و منصرف‌شدن بسیاری از متخصصان این حوزه، از فعالیت در این زمینه شده است.‌

از نویسنده‌ی مقاله‌ی سینمای ایران در دوران کرونا بیشتر بخوانید:

نقد فیلم طلا | جواهرخانه‌ی شهبازی

ازاین‌جهت، پیشنهادهای برخی از اعضای شورای صنفی نمایش، مبنی‌براین‌که، بهتر است دولت تعدادی از بلیت‌ها و سانس‌های این روزها را بخرد و در اختیار اقشار و دسته‌های مختلف مردمی قرار دهد، تا سینما با کرونا و بعد از کرونا، دوباره راه بیفتد، پیشنهادی زودگذر و مسکنی مقطعی به نظر می‌رسد. با خریدن بلیت‌های چند فیلم، مخاطرات بنیادی پیش‌روی سینمای ایران برطرف نمی‌شود و این مطالبه‌ها از دولت، بیش‌ازآن‌که، عایدی مشخصی برای سینمای ایران داشته باشد؛ به نفع چند فیلم به‌خصوص تمام می‌شود. مطالبه‌ی دقیق‌تری که به‌دنبال توضیح لزوم بازنگری در تولید می‌شود به آن اشاره کرد، خط‌شکنی دولت در فراهم‌آوردن امکانات لازم برای ساخت فیلم‌های متنوع و ریل‌گذاری دقیق برای تولد ژانر در سینمای ایران است.

نوشته‌ی محمدحسین گودرزی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنونس

آغاز اکران آنلاین «ناگهان درخت» از ۱۷ آذر: فیلم صفی یزدانیان، پیمان معادی و مهناز افشار با صدای آرمان گرشاسبى | Suddenly A Tree Video Clip; Director: Safi Yazdanian, Singer: Arman Garshasbi

فیلم ناگهان درخت

آرت‌تاکس – گروه سینمای ایران: تیزر فیلم «ناگهان درخت» به کارگردانی صفی یزدانیان، با بازی پیمان معادی و مهناز افشار به همراه آهنگ «برمی‌گردم» با صدای آرمان گرشاسبى

فیلم صفی یزدانیان، پیمان معادی و مهناز افشار با صدای آرمان گرشاسبى
آغاز اکران آنلاین فیلم «ناگهان درخت» از ۱۷ آذر

«ناگهان درخت» به نویسندگی و کارگردانی صفی یزدانیان و تهيه كنندگى پيمان معادى از ۱۷ آذرماه به صورت آنلاین در پلتفرم ‌فیلیمو اکران خواهد شد. این آخرین اثر اکران نشده‌ی مهناز افشار است که در کنار پیمان معادی زوج عاشقانه‌ی فیلم را تشکیل می‌دهند. از یزدانیان پیش‌تر عاشقانه‌ی «در دنیای تو ساعت چند است» را دیده‌ایم.

پیش از اکران، موزيك ويدئوی این فیلم با صدای آرمان گرشاسبى با عنوان «برمی‌گردم» منتشر شده است. اين اثر با موسيقى آرمان گرشاسبی و آهنگسازى اشكان آبرون، نويد زمردی و شعرى از احسان حائرى آماده شده است.

ساخت موزيك ويدئو: مسعود رفيـع‌زاده

 

Suddenly A Tree directed by Safi Yazdanian; Music by Arman Garshasbi

Suddenly A Tree which is directed by Safi Yazdanian will be released this next week on Filimo. This is Mahnaz Afshar’s final unreleased movie during her time in Iran. Her co-star is Peyman Maadi.
A music video for the movie has been released by Arman Garshasbi

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

ستاره‌ها

زخم رفیقان ادوار بر تن کیمیایی؛ یادداشت میلاد سعیدی در پنجاه سالگی نمایش «رضا موتوری»

فیلم رضا موتوری

اختصاصی از آرت‌تاکس: یادداشت میلاد سعیدی بر روی فیلم «رضا موتوری» به کارگردانی مسعود کیمیایی و با بازی بهروز وثوقی به مناسبت پنجاه سالگی اکران این اثر در سینماها

نیم‌قرن پس از نمایش فیلم «رضا موتوری»
زخم رفیقان ادوار بر تن کیمیایی

رضا موتور‌ی‌ در‌ سال‌ نمایش‌ش و چند سال بعد، آن‌چنان که‌ قیصر موردتوجه‌ قرار گرفت مورد اقبال‌ عمومی نبود اما در گذر پنجاه‌ساله، اتفاقی معکوس «رضا موتوری‌» را بیش‌تر از قیصر درنظر تماشاگران سرزنده و مماس بر زمان قرار داده است. نکته‌ی جالب این‌جاست که در زمان پخش موسیقی فیلم در لاله زار و شمیران نیز ملودی‌هاش خیلی جایگاه نیافت اما قصه‌ در‌ ادامه کمی متفاوت شد.
نسل برآمده از دهه‌ی چهل و پنجاه محاسبه‌ای دیگر بر متر فیلم‌بینی خود داشت. آن نسل صدای فرهاد را نماد اعتراض واقعی موسیقی می‌دانست و نغمه‌های فرهاد را شاید بیش‌تر یک اعتراض اجتماعی منظور می‌کرد تا یک اعتراض سیاسی. این میان، محور موج نوی سینمای ایران یعنی کیمیاییِ بزرگ، بیش‌ترین نقش را در جلوه‌ی دوباره‌ی اثرش داشته و دارد، که علل مختلفی را می‌توان برای آن در نظر گرفت ولی قبل از بیان این علل و شاید بهتر بگویم به جای بیان این علل باید یک‌بار برای همیشه‌ از نمایش‌های بی‌تاریخ و بی‌هویت دست برداریم و با صدای بلند قبول کنیم که سه چهار کار اول کیمیایی خیلی بیش‌تر از سایر هم‌سالان او لرزش به جان تماشاگران خو گرفته به آبگوشت و پیاز انداخت؛ تماشاگرانی که هیجانی وحشی را بر پرده‌ی سفید تماشا می‌کردند که برخلاف قیصر اتفاقن این بار خیلی بیش‌تر از زندگی اجتماعی خالق اثر برآمده؛ زخمی که در لنز دوربین نصرت‌الله کنی، موسیقی منفردزاده و در طیف خون چهره‌ی وثوقی قابل تماشا بود. قصد ندارم در این فرصت به بیان ویژگی‌های ممتاز فیلم که خود شروع نوعی ژانر در سینمای ایران و موسیقی متن است بپردازم؛ نیتم این است که توجه خواننده‌ی امروز را به این نکته جلب کنم که آثار کیمیایی آغشته به زخم است و این زخم را رفیق بر پیکر سینمایی کیمیایی زده است، نه مردم و نه حتا مدیران. این زخم را همکاران او در طی دهه‌ها بر او زدند؛ کسانی که خود را ستایش کردند، نه کیمیایی را… چنان که خودپرستی آنان را به این سمت برد که بهترین ایام کیمیایی ایام همکاری با ما بوده و از هر دهه شاهد نشان‌هایی می‌توان آورد. کیمیایی امروز و در گذر زمان، زخمی است؛ ولی نه زخمی اجتماع و مردم, بلکه زخمی رفیقان ادوار است.

نکته: «رضا موتوری» ۵۰ سال پیش در دهم آذر ۱۳۴۹ به‌عنوان سومین فیلم مسعود کیمیایی پس از بیگانه بیا و قیصر روی پرده رفت.

نوشته‌ی میلاد سعیدی

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای ایران

نه یک مستند تبلیغی دیگر پیرامون جنگ؛ نقد مستند «خاطرات موتورسیکلت» نوشته‌ی فرهاد ریاضی | Motorcycle Memories Review; by Farhad Riazi

مستند خاطرات موتورسیکلت

نقد مستند «خاطرات موتورسیکلت» | نوشته‌ی فرهاد ریاضی، عضو حلقه‌ی منتقدان آرت‌تاکس، برای مستند «خاطرات موتورسیکلت» به کارگردانی امیرحسین نوروزی

نه یک مستند تبلیغی دیگر پیرامون جنگ

حالا دیگر این جمله از وصیت‌نامه حمید باکری را بارها شنیده‌ایم: «دعا كنيد كه خداوند شهادت را نصيب شما كند، در غير اين صورت زماني فرا مي‌رسد كه جنگ تمام مي‌شود و رزمندگان امروز سه دسته مي‌شوند: اول دسته‌اي كه به مخالفت با گذشته خود برمي‌خيزند و از گذشته خود پشيمان مي‌شوند. دوم آن‌هایی كه راه بي‌تفاوت را بر مي‌گزينند و در زندگي مادي غرق می‌شوند و سوم دسته‌اي كه به گذشته خود وفادار مي‌مانند و احساس مسئوليت مي‌كنند كه از شدت مصایب و غصه‌ها دق خواهند كرد». مستند «خاطرات موتورسیکلت» (امیرحسین نوروزی، ۱۳۹۸) قصه یکی از آن دسته سومی‌هاست که غم خورد، ولی ماند.

جلیل نقاد، همراه با دیگر دوستان موتورسوار خود، در دهه پنجاه، زمان‌های آزاد خود را به انجام حرکات نمایشی و آکروبات با موتورهای تریل خود در تپه‌های اطراف تهران می‌گذراندند. آغاز جنگ و دعوت دکتر چمران از این گروه برای حرکت به سمت جبهه‌ها جهت کمک به مناطقی که به علت صعب‌العبور و ناهمواری، امکان حرکت دیگر وسایل نقلیه وجود نداشت، نقطه برخورد آن‌ها با این واقعه بود. فیلم از همین لحظه آغاز می‌شود. در جایی که، قلاب خود را از نقطه‌نظر پیشنهادی روایت، به راحتی به قلب تماشاگر پیوند می‌زند؛ این‌که این آدم‌ها نه به علت باوری عمیق به مفاهیمی مثل وطن و … که اتفاقا در ابتدا به خاطر هیجان و آوانتوریسم و عشق به موتورسواری با این دعوت و سفر همراه می‌شوند. در حقیقت، فیلم با تمرکز بر این آدم‌های معمولی، در همان ابتدا گارد تماشاگر را باز می‌کند. لحن صمیمانه و رگه‌های طنز شخصیت‌های همراه جلیل، این امکان را به ما در مقام مخاطب می‌دهد که دور از تبلیغات رسمی نهادها، قصه این آدم‌ها را به عنوان یک «روایت خانوادگی» باور کند. این به واقع بزرگترین دستاورد فیلم است. مخاطبی که با مطالعه سابقه کارگردان در ساخت آثار مختص جشنواره عمار (با آن جهت‌گیری عموما سیاسی مشخص آن رویداد)، احتمالا انتظار ساخت یک مستند تبلیغی دیگر پیرامون جنگ تحمیلی را دارد، با تجربه لحن فیلم در همان لحظات ابتدایی، دیگر بی‌توجه به گروه تهیه فیلم، خود را به دل قصه می‌سپارد.

به رغم صمیمیت دلپذیر فیلم و نگاه کاملا بی‌طرفانه کارگردان، فیلم ولی در جاهایی ولی این قرارداد را با اضافه‌شدن میان‌‌نویس‌هایی خدشه‌دار می‌کند. اشعار و جملات ادبی‌ اضافه‌شده، گویی شبیه نریشن‌های آسیب‌زننده نیمه دوم فیلم «غلامرضا تختی»، به بازگویی مجدد همه آنچه پیش‌تر و در دقایق قبل، با ایماژ، ظرافت و ایجاز بر روی پرده دیده بودیم می‌پردازد. دست‌کم گرفتنی که با هدف شیرفهم‌کردن مخاطب، به آن پیکره منسجم فیلم آسیب می‌زند و اجازه نمی‌دهد که این اثر دلنشین و مفرح، به یک مستند کامل تبدیل شود.

اگر زیرگونه «سینمای دفاع مقدس» را در قالب ژانر جهانی «سینمای جنگ» به عنوان یکی از تنها مولفه‌های تماما بومی سینما برشمریم حالا در چهل سالگی آغاز جنگ تحمیلی، می‌توان به مروری بر دستاوردهای سینما در تصویر این واقعه مهم تاریخ این سرزمین پرداخت. اگر نیمه اول و دوم دهه شصت را به آثاری که صرفا با هدف تهییج مخاطبین به شرکت در جنگ و برشمردن رشادت‌های رزمندگان در بستری کاملا سفید و سیاه اختصاص دهیم (به جز دو تجربه ابراهیم حاتمی‌کیا در «دیده‌بان» و «مهاجر» و بعدتر عزیزالله حمیدنژاد با «هور در آتش»)، دهه هفتاد را می‌توان به آثاری اختصاص داد که عموما به دوران پساجنگ می‌پرداختند و وضعیت و اکنونِ آن مبارزان جبهه‌ها را در روزگار جستجو می‌کند. تلاش حاتمی‌کیا در «از کرخه تا راین» و «آژانس شیشه‌ای»، رسول ملاقلی‌پور در «قارچ سمی» (تولیدشده در ۱۳۸۰) را می‌توان در رسته این گروه برشمرد. در همین بازه، آغاز روایت‌های سیال‌ذهن و در‌هم‌آمیزی عینیت و ذهنیت را نیز با «سفر به چزابه» و اضافه‌شدن رگه‌های طنز در ترسیم زمختی و بی‌رحمی آن واقعه را با «لیلی با من است» شاهد بودیم. اما نیمه اول دهه هشتاد و با آثاری چون «طبل بزرگ، زیر پای چپ» (خسرو معصومی، ۱۳۸۳) و بعدتر «ملکه» (محمدعلی باشه‌آهنگر)، پای سوالات هستی‌شناسانه و انگاره‌های فلسفی به سینمای جنگ باز شد. از همین زمان، صفت‌ «ضدجنگ» به ادبیات سینمای دفاع مقدس اضافه شد که بعضا با واکنش‌های تندی از سوی مصادره‌کنندگان همیشگی جنگ، روبرو شد. آن‌ها این‌گونه آثار را ضد کلیت جنگ تحمیلی قلمداد می‌کردند حال آنکه سازندگان‌ این آثار، آن‌ها را ضد ماهیت و مفهوم جنگ در معنای عام در عین تصویر دلاوری و رشادت‌های مردان و زنان این سرزمین می‌انگاشتند.

حالا می‌شود با ساخت آثاری شبیه «خاطرات موتورسیکلت»، مسیر تازه‌ای را در ادامه دستاوردهای پیشین سینمای جنگ ما، پیگیری کرد. مستند-‌پرتره‌هایی از آدم‌هایی که در گروه همان دسته سوم قرار می‌گیرند. شبیه‌ ما معمولی و با همین لذت‌ها و علایق و ترس‌های این جهان بودند که روزی به جبهه‌های دفاع از سرزمین رفتند ولی در بازگشت، در سیر جامعه رو به تحول فراموش شدند. یکی مثل جلیل نقاد که در گوشه‌ای گمشده از نگاه‌ها، به زیست فروتنانه و رنج‌ناک خود، در سکوت ادامه داد.

نوشته‌ی فرهاد ریاضی

Motorcycle Memories Review; by Farhad Riazi

With the making of documentaries like Motorcycle Memories, there are new ways to explore our 8 year war cinema. Normal people like us with the same joys and fears who went on to defend our country and then after faded from memories.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها