با ما همراه باشید

گزیده‌‌‌ای از نشست خبری فیلم Marriage Story:

نوآ بامباک:

داستان رو به شکلی نوشتم که من رو تو فضایی که شخصیت‌ها بودن قرار بده. ببینیم یک روز از زندگی این آدما چه شکلی‌یه و به نوعی دنیای معمولی رو بررسی کنم چون دنیای معمولی هر کدوم‌مون برامون فوق‌العاده‌ست

اسکارلت جوهانسون:

به قدری انرژی‌مون رو صرف این فیلم کردیم که همه متوجه این باشن. بنابراین موقع صحبت کردن در مورد منبع ارجاع، بحث خیلی شخصی می‌شه. ولی می‌تونم بگم زمانی که با نوآ ملاقات کردم، خودم در پروسه‌ی طلاق بودم

آدام درایور:

موقع کار خیلی احساس تئاتر داشتیم. ما بلوک‌بندی رو مشخص کردیم و در مورد جایی که می‌خواستیم بریم حرف می‌زدیم. چیزی نبود که ازش سرسری بگذریم. فیلم‌نامه‌های نوآ با وجود مختصر بودن، خیلی خوب نوشته شدن و احساس می‌کنم سر صحنه یه چیزایی رو تغییر دادیم که برای من باز هم مثل تئاتر می‌مونه. مرزها متفاوتن و کلمات ممکنه همون‌ها بمونن. ولی نیت ممکن بود حین فیلم‌برداری تغییر کنه

فستیوال ونیز ۲۰۱۹: نقد فیلم Marriage Story / داستان ازدواج از نگاه جان فروش، منتقد هالیوود ریپورتر

داستان طلاق بامباک و جیسون لی

آن‌هایی با بی‌خیالی اثر قبلی بامباک، «داستان‌های میروویتز» خو گرفته بودند، باید خود را آماده‌ی تماشای درامی پرکشش کنند. این فیلم مانند «صحنه‌هایی از یک ازدواج»، ساخته‌ی اینگمار برگمان، (که بی‌شک یکی از منابع الهام بامباک بوده) اثری سرسخت و پر از درد و رنج است که بدون هیچ تعارفی انسان‌های خوب را در بدترین شکل نمایش دهد. بامباک این فیلم را براساس داستان طلاق خودش با جنیفر جیسون لی ساخته و مؤلفان آمریکایی بسیار کمی هستند که بتوانند تاریخچه‌ی شخصی‌شان را این‌قدر عمیق نشان دهند.

اما در لحظات غیرقابل منتظره‌ای خنده‌دار است و به لطف اجرای غنی بازیگران اصلی‌اش، اسکارلت جوهانسون و آدام درایور آن هم در زنده‌ترین و هماهنگ‌ترین اثر کارنامه‌ی حرفه‌ای‌شان، گاه بسیار دل‌گرم کننده می‌شود. «داستان ازدواج» شما را در پروسه‌ای دردناک قرار می‌دهد اما در نهایت از دیدن جاه‌طلبی فیلم‌ساز و بازیگرانش به وجد خواهید آمد.

کنکاش در رابطه‌ای رو به‌ افول

فیلم‌های بامباک معمولن در نقد فضولی و تلاش برای انتقام گرفتن ساخته‌ می‌شوند و این یکی نیز از این قاعده مستثنا نیست. بعد از سکانس ابتدایی و مونتاژی که به نمایش درمی‌آید، به سکانسی پر از تعلیق می‌رسیم؛ رابطه‌ی چارلی و نیکول کجا از مسیرش خارج شد؟ اما «داستان ازدواج» برخلاف آثاری چون «آنی هال» که تلاش می‌کنند رابطه‌ای تمام شده را بررسی کنند، بامباک را در میان زندگی‌ای گیج‌کننده و دور از انتظار می‌یابد و مجموعه رخدادهایی متضاد نشان می‌دهد که یک رابطه حین طلاق چگونه تغییر می‌کند.

شاید همه‌ی این‌ها باعث شود تصور کنید فیلم بسیار تاریک و غم‌انگیز است ولی بامباک به عنوان یک کمدین خلاف جریان اصلی، لحظات خنده‌داری را گنجانده. شاید هم مانند برخی فکر کنید «داستان ازدواج» بیش‌تر از یک سمت رابطه طرفداری می‌کند تا دیگری. ولی بامباک در عین سخت‌گیری نسبت به شخصیت‌هایش، بسیار بخشنده است و تماشاگران را مجاب می‌کنند که با این دو هم‌درد شوند. در انتهای داستان، با وجود تمام بلاهایی که چارلی و نیکول سر هم آوردند، عاشق آن‌ها می‌شویم.

جان فروش، هالیوود ریپورتر

مترجم: محمد تقوی

آنونس

تریلر فیلم «Peninsula / شبه‌جزیره» | چهار سال پس از «قطار به بوسان»

تریلر فیلم Peninsula

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم Peninsula / شبه‌جزیره، دنباله‌ی فیلم کره‌ای قطار به بوسان، را به کارگردانی یئون سانگ هو با کیفیت دل‌خواه‌تان ببینید.

در کنار تماشای تریلر فیلم Peninsula ، از آن بیشتر بدانید:

شبه‌جزیره، ادامه‌ای است بر فیلم کره‌ای قطار به بوسان که موفق شد در گیشه‌های سراسر جهان از جمله آمریکا، حضور موفقی داشته باشد و نزدیک ۱۰۰ میلیون دلار فروش کند.

در کنار تماشای تریلر فیلم Peninsula ببینید:

تریلر فیلم Inheritance / وراثت | رازی به ارزش فروپاشی خانواده

داستان این فیلم چهار سال پس از فیلم قبلی رخ می‌دهد. جایی که کره‌ی جنوبی به انحطاط کشیده شده و گروهی برای یافتن بازماندگان، در حال سفر به نقاط مختلف و جمع‌آوری‌شان هستند.

کارگردانی این فیلم نیز مانند قبل برعهده‌ی یئون سانگ هو است. کسی که میان این دو فیلم، اولین اثر سوپرهیرویی کره‌ی جنوبی را با عنوان دورجنبی ساخت.

شبه‌جزیره، آگوست امسال ابتدا در کره‌ی جنوبی و سپس در تاریخی نامعلوم در سایر نقاط جهان اکران خواهد شد.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man | چالشی تکرارناپذیر

فیلم The Invisible Man

زیرنویس فارسی اختصاصی: به بهانه‌ی انتشار نسخه‌ی بلو-ری فیلم «The Invisible Man / مرد نامرئی»‌، مصاحبه‌ی کارگردان (لی وانل) و بازیگران (الیور جکسون-کوهن و الیزابت ماس) این فیلم را با کیفیت دل‌خواه‌تان در آرت‌تاکس ببینید.

مصاحبه‌کننده: موضوع این فیلم چی‌یه؟

الیور جکسون-کوهن: این فیلم درباره‌ی درون‌مایه‌های یا به صورت اساسی درباره‌ی خشونت خانگی و درباره‌ی به جنون رسوندن زنانه. و داستان هم به این صورته که زنی از رابطه‌اش با یه آزارگر فرار می‌کنه و سعی می‌کنه تا زندگیش رو از نو شروع کنه. و به خاطر این رابطه موفق نمی‌شه.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

گفت‌وگو با فلورنس پیو درباره‌ی فیلم «زنان کوچک» | دخترهایی که معمولی نیستند

هر جا اشتباه کردم متوقفم کن ولی حس می‌کنم بیش‌تر این فیلم، و به نظر تو بخش خیلی زیادی هم هست، درباره‌ی توئه که توی یه اتاقی و داری عقلت رو از دست می‌دی. یعنی تو باید فیلم‌نامه رو خونده باشی دیگه. این فوق‌العاده است. من خیلی هیجان‌زده‌ام و تو می‌ری سر صحنه و می‌گی:«اوه. آره. امروز فقط من این‌جام.»

الیزابت ماس: آره تقریبن همینه. آره. وقتی بازیگرهای دیگه هم می‌آن هیجان‌زده می‌شم. چون فکر می‌کنم که:«خدایا. امروز می‌تونم بگم که با آلدیس کار می‌کنم یا می‌تونم با استورم کار کنم.» این جوری بود که من نیاز داشتم با کسی حرف بزنم.

عه یکی از انسان‌هایی که درباره‌اش حرف می‌زنن.

الیزابت ماس: عه آدم این‌جاست. یه لحظه دوربین رو بگیر سمت‌شون. اون‌ها خوبن.

لحظه‌ای توی این فیلم وجود داره که به معنای لغوی کلمه، که نمی‌دونم عمدی‌یه یا نه، که مرد نامرئی گاز رو روشن می‌کنه. و اون خیلی…

الیزابت ماس: الان خیلی احساس خجالت می‌کنم. اصلن بهش فکر نکرده بودم. من بیش‌تر نگران آتیش و کارهایی بودم که باید سر صحنه می‌کردم.

وقتی مدیر برنامه‌ات گفت:«ببین من نقش یه انسان مزخرف و نفرت‌انگیز رو، بدترین انسانی رو که می‌تونی تصور کنی، جور کردم. تو مناسب این نقشی.» چه حسی داشتی؟ و تو می‌گی…

الیور جکسون-کوهن: به شدت خجالت‌آوره.

«همه‌اش همین بود؟»

الیور جکسون-کوهن: آره. توی جنووا بود. خیلی وقت پیش اون‌جا گفت‌وگویی درباره‌ی این فیلم از زاویه‌ی دیدی آمریکایی پیش اومد. و این‌جوری شد که گفتن:«می‌خوای نقش مرد نامرئی رو بازی کنی؟» و من گفتم:«بله می‌خوام.» و اون‌ها گفتن:«ولی اون نامرئی‌یه ها.» و من گفتم:«می‌دونم. می‌دونم اون چی‌یه. ولی باید این کار رو انجام بدیم.» این…

فکر نمی‌کنیم که این قراره معروفت کنه. و الان همه‌ی چی به خاطر برندسازی‌یه.

الیور جکسون-کوهن: آره دقیقن.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

گفت‌وگو با تایکا وایتیتی | حرکت بر لبه‌ی کمدی و درام

وقتی بازی‌ها فیزیکی می‌شه و تو رو می‌کشن این ور و اون ور .هیچ ایده‌ای ندارم که این چطوری کار می‌کنه. ولی حدسم اینه که کسی اون‌جاست نه؟

الیزابت ماس: آره. آره یه بدلکار اون‌جاست. کاش می‌تونستم این افسانه رو که این کار رو یه جوری خودم تنهایی انجامش دادم ادامه بدم. سخت‌ترین بخش قضیه اینه که وقتی واقعن یه سری از این کارها رو انجام می‌دی تو زندگی واقعی خیلی احمقانه به نظر می‌رسه. می‌دونی؟ مثل اون صحنه‌ی لحاف که اون داره روی لحاف راه می‌ره. نمی‌تونم توضیح بدم که چقدر اون صحنه توی واقعیت احمقانه است. اون‌ها در واقع دو تا چیز پا شکلن که به چند تا تیکه چوب وصلن. مثل یه فیلم چارلی چاپلین می‌مونه. آره دقیقن با همون حرکت‌ها. در حقیقت یه مرد اون‌جاست و من لحاف رو می‌کشم و اون این‌جوری می‌کنه. و تو باید سعی کنی جوری بازی کنی که انگار این ترسناک‌ترین چیزی‌یه که تا حالا دیدی. چالش اصلی اینه.

آیا مسائل فنی‌ای بودن که شما سر صحنه کشفش کنین؟ چون مطمئنم شما همه‌ی آمادگی‌های لازم رو داشتید ولی وقتی الیزابت می‌خواست یه چیزی رو توی سر یکی خرد کنه شما به خودتون می‌گفتین:«چطوری این کار رو بکنیم؟»

لِی وانل: آره. آره دو تا چیز بود. مثلن اولین باری که ما از مرد نامرئی، یعنی از مردی که لباس تمام سبز پوشیده بود، خواستیم کاری انجام بده اون توی یه کابینت قایم شده بود. الیزابت از اتاق می‌ره بیرون و اون مرد باید دستش رو دراز می‌کرد و چاقو رو از روی پیش‌خون برمی‌داشت. و واضحه که ما قرار بود اون دست با دستکش سبز رو بعد از تولید حذف کنیم. انتظار این رو اما نداشتم. «حرکت!» الیزابت از اتاق می‌ره بیرون، دسته می‌ره بالا. چاقو کجاست؟ چون یارو نمی‌تونه ببینه.

و راستی من نگاه کردم و دیدم همه‌ی اعضای گروه نزدیک شصت نفر آدم خیره بودن بهش و این کار رو می‌کردن. و من گفتم:«خدایا!» و این دسته هنوز این جوری‌یه. و بالاخره دستش می‌خوره به چاقو. و من گفتم:«کات!» و یهو همه ترکیدن از خنده. تو کل صحنه صدای قهقهه می‌اومد. به جز من. به نظر من خنده‌دار نبود. من بیش‌تر این‌جوری بودم که:«خدایا! کل این فیلم فاجعه است. این ایده‌ی بدی بود. کی من رو متقاعد کرد که این رو بسازم؟ زنگ بزن به جیسون.»

اون موقع‌هایی که از سر کار می‌اومدی خونه و ازت می‌پرسیدن:«خب روزت چطور بود؟» تو می‌گفتی:«اوه. امروز توی یه خرپشته سینه‌خیز می‌رفتم. اون هم با چراغ قوه. اون هم برای دو روز.»

الیزابت ماس: آره. دقیقن همین بود که می‌گی. بیش‌تر وقت من باید صرف توضیح این مسئله به مامانم می‌شد که چرا زانوهام این قدر کبود شدن و بعد بهش بگم:«چون کل روز رو توی یه زیرشیروونی بودم.» و اون می‌گه:«یه زیرشیروونی واقعی؟» و من می‌گم:«نه.» و اون می‌گه:«اون زیرشیروونی که کل روز رو صرف ساختش کردیم؟» و من می‌گم:«آره تقریبن.» گاهی توصیف شغلت به دیگران سخته. واقعن مسخره به نظر می‌آد.

در کنار تماشای گفت‌وگو با عوامل فیلم The Invisible Man ببینید:

مصاحبه با نوآ بامباک و گرتا گرویگ | شریک زندگی، رقیب کاری

این که شخصیتی که ربدوشامبر می‌پوشه و عینک آفتابی می‌زنه نداشته باشین چقدر سخت بود؟

لِی وانل: این خیلی سخت بود. یه چالش بود. آره. منظورم اینه که احساس کردم که یه ادای دین کوچیکی بهش کردم ولی نه به شکل صریح و واضح. یعنی برم توی بطن داستان چون فکر کنم همه می‌دونستیم که باید کاری انجام بدیم که قبلن انجام نشده. یعنی وقتی می‌خوای با شخصیت ماندگاری مثل این کار کنی باید کاری که می‌کنی باهاش کار جدیدی باشه.

فقط کافی‌یه یه تپه دستمال توالت باز کنی و بعد بگی… «بعدن با این قراره چی کار کنیم؟»

لِی وانل: آره آره. این پانسمان‌ها برای کی‌یه؟

این فیلم چند تا شوخی مخصوص به خودش رو داره. خیلی نه ولی یکی دو تایی هست. و فکر می‌کنم آیا اون به اندازه‌ی کافی شبیه ربدوشامبر هست؟ یه کم شبیه ربدوشامبر مرد نامرئی‌یه و اگه یه کم دستمال توالت دور سرت بپیچیم…

الیور جکسون-کوهن: می‌تونیم بپیچیم. عینک آفتابی داری؟ می‌دونستی کادوی من برای پیچیدن نسخه‌ی فیلم‌برداری…

کادوی «پیچیدن» ات؟

الیور جکسون-کوهن: کادوی «پیچیدن» ام. پانسمان و عینک آفتابی بود که لی بهم داد.

دیگه چی؟

الیور جکسون-کوهن: و اولش نفهمیدم یعنی چی. من گفتم:«اه عالی‌یه.» یعنی قشنگ پونزده ثانیه طول کشید تا بفهمم.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینمای جهان

انتخاب فیلم با ادگار رایت در مجموعه‌ی فیلم‌های کرایتریون

ادگار رایت

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: ادگار رایت ، کارگردان مشهور هالیوودی، در مجموعه‌ی فیلم‌های کرایتریون به دنبال نسخه‌ی بلو-ری فیلم‌های محبوبش می‌گردد و تماشای آن‌ها را به علاقه‌مندان سینما توصیه می‌کند.

چند ساله که می‌خوام این‌جا بیام و هنوز اتفاق نیفتاده. ولی امروز که تازه از سفر اومدم و خسته‌م می‌خوام چند تا داستان در رابطه با عناوین کرایتریون بگم  و بذارم‌شون تو کیفم و ببرم خونه . نقشه اینه. خب، ببینیم چی داریم:

چشمان بدون چهره (۱۹۶۰) / ژرژ فرانژو

این فیلم فوق‌العاده‌ای‌یه. پدرم یه زمانی در مورد این فیلم صحبت می‌کرد. البته در مورد یه فیلم صحبت می‌کرد که هیچ‌وقت نتونست اسمشو به یاد بیاره. چون می‌دونست فیلم‌های ترسناک دوست دارم می‌گفت ترسناک‌ترین فیلمی که دیدم، یه فیلم فرانسوی سیاه و سفید بود در مورد یه جراح پلاستیک که صورت کسایی رو که تصادف کردن، برمی‌داره. خیلی خون و خون‌ریزی داره و واقعن ترسناکه. ولی اسم فیلم یادم نیست. پنج سال بعد وقتی دانشگاه هنر بودم این فیلم رو می‌بینم، به بابام زنگ می‌زنم و می‌گم اسم اون فیلم فرانسوی‌یه رو می‌دونم. چشمان بدون چهره. بابام می‌گه: نه، اون نیست. گفتم قطعن همینه ولی گفت نه. بنابراین، این رو می‌خوام برای پدرم ببرم تا به‌ش ثابت کنم همینه. خب پس این رو برداریم. چشمان بدون چهره، فیلم فوق‌العاده‌ای‌یه.

در کنار تماشای انتخاب فیلم با ادگار رایت ببینید:

سایمون پگ از «شان می‌میرد» می‌گوید | فیلمی توقف‌ناپذیر

واکر (۱۹۸۷) / الکس کاکس

این یکی از فیلم‌های الکس کاکسه؟ هیچ‌وقت این فیلم الکس کاکس رو ندیدم. کارهای الکس کاکس رو دوست دارم. وقتی نوجوان بودم، خیلی معروف بود. یه برنامه تو کانال بی‌بی‌سی دو داشت به اسم پیشنهاد فیلم که فیلم‌های کالت رو معرفی می‌کرد.

سریر خون (۱۹۵۷) / آکیرا کوروساوا

بالأخره تو سینما دیدم و عالی بود. فکر کنم اگر اسم ژاپنی‌ش رو که قلعه‌ی تار عنکبوته نگه داشته بود، زودتر می‌دیدم. سریر خون اسم خوبی‌یه. قلعه‌ی تار عنکبوت عالی‌یه. اگر کوروساوا اسمش رو عوض نمی‌کرد، اولین فیلمی بود که ازش می‌دیدم. این فیلم فوق‌العاده‌ست. بلو-ری‌اش نداشتم که حالا دارم.

حالا نگاه نکن (۱۹۷۳) / نیکلاس روگ

واقعن بین ده فیلم برترم هست. یه فیلم هیپنوتیزم‌کننده و محشری‌یه. یکی از بهترین تدوین‌های تاریخ سینما رو داره. سکانس اول فکر کنم یکی از بهترین سکانس‌هایی‌یه که سر هم شده و تأثیر زیادی رو من داشته چون خیلی دوست دارم از قبل به آخر داستان اشاره کنم و نشانه و طالع نحس و نابودی بذارم. تمام افتتاحیه‌، عالی‌یه. پایانش یه پیچش داستانی شگفت‌انگیز داره. اگر چیزی در موردش نمی‌دونید، قبل دیدنش ازش چیزی نخونید. حالا نگاه نکن از نیکلاس روگ، یکی از بهترین فیلم‌های عمرمه. به هر کسی که ندیده، پیشنهاد می‌کنم ببینه. حالا که بلو ری‌ش رو دارم، هر کی میاد خونه‌م باید این فیلمو ببینه.

فکر کنم بازم می‌خوام بدزدم ولی به اندازه‌ی کافی صحبت کردم. امیدوارم لذت برده باشین. مرسی از شما و البته کرایتریون.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها