با ما همراه باشید
نقد آلبوم Fear Inoculum نقد آلبوم Fear Inoculum

موسیقی

نقد آلبوم Fear Inoculum | پاداش سکوت

منتقد ورایتی، آ. د. آموروسی، در نقد آلبوم Fear Inoculum می‌گوید:

در کنار نقد آلبوم Fear Inoculum ببینید:

بیست‌وپنجمین سال‌مرگ کرت کوبین | همان‌طور که هستی بیا

Tool ناهنجاری بزرگ هوی متال است. اگرچه این گروه غرق در پیچیدگی‌های ریتمیک King Crimson، دووم رو به زوال Black Sabbath و پوچی به شدت دفرمه شده‌ی Faith No More است، درون‌مایه‌ی اصلی این گروه همواره شامل خشمی متمرکز و تهاجمی دقیق و سرکش است که تنها منحصر به آن‌هاست. به هر حال، هیچ گروهی تا به حال مانند Tool نیامده اما با این حال ۱۳ سال از آخرین باری که این گروه دقت سخت‌گیرانه‌ی خود را به آهنگی جدید اختصاص داده گذشته است.

Tool گروهی از تک‌تیراندازان‌اند که شدت نیروی زیادی را در هر کدام از پنج آلبوم طلایی و پلاتینی خود، از Undertow در ۱۹۹۳ گرفته تا ۱۰۰۰۰ Days در ۲۰۰۶، نشان داده‌اند. حفظ و نگهداری تخیلات مخاطبان آلبوم‌های پلاتینی، مخصوصاً با صدای رمزآلود و جبری ترسناکی که دارند کاری سخت به نظر می‌رسد. ولی مینارد جیمز کینن به جای زحمت حفظ آن پایگاه طرفداری را به جان خریدن، وقت خود را در سال‌های اخیر به دغدغه‌های انفرادی خود مانند A Perfect Circle، Pucifer و شراب‌سازی اختصاص داده است (فیلم «خون در شراب» محصول ۲۰۱۰ که او درباره‌ی کاشت انگور در آریزونا ساخته یکی از بهترین کارهایی است که او انجام داده).

سیزده سال پس از آخرین انتشار آلبوم گروه، بازگشت آن‌ها به ضبط Fear Inoculum  اتفاق افتاد که شامل آهنگ‌هایی دعاگونه است که یا از ۱۰ دقیقه بیش‌ترند و یا دو دقیقه بیشتر نیستند. در قطعه‌ی ۱۱ دقیقه‌ای آغازین، Tool ابتدا خود را لغزنده و جذاب نشان می‌دهد و سپس ضربات کوبنده‌ی درام دنی کِری، صدای جیغ و واضح گیتار آدام جونز و صدای زیر و نفس‌گیر کینن و مجموعه‌ی اشعار روی یخچالی ویلیام اس. باروز را به سر شنونده می‌کوبد. Tool متفکرانه و به نرمی ملودی قطعه‌ی اول را، که با صدای سنج و طبلا آغاز می‌شود، اجرا می‌کند تا به غرش لحظه‌ی هم‌سرایی آهنگ برسد.

دینامیک آرام/پر سر و صدا/آرام از زمان گروه‌های پست-پانک دیوانه و قوی‌ای مانند Pixies و Nirvana فرزند گرانج آن‌ها رایج بوده است. اما این گروه‌ها در نهایت چهار دقیقه به این دینامیک اختصاص می‌دادند اما Tool آن دینامیک را به سفر شبانه‌ای طولانی در صحرایی بدون ماه تبدیل می‌کند. آهنگسازی و ضبط قطعاتی با آغازهایی به طرز دردآوری زمان‌بر و بعد حفظ آن تنش برای ۱۱ دقیقه نیاز به صبر دارد.

در کنار نقد آلبوم Fear Inoculum ببینید:

شهریار صیقلانی در گفت‌وگو با آرت‌تاکس از موسیقی راک در ایران تا اجرای اختصاصی دو قطعه از آثارش

Pneuma با ملودی‌های زخمه‌ای/اسلش گیتار و ریتم‌های لرزاننده نیز به طرز مشابهی ملودی بیگانه و نیمه‌شبانه‌ای دارد که این جا با مجموعه‌ای از اشعار با این موضوع همراه شده است که چگونه روح «محدود به جسم است» ولی «می‌تواند به آن چه ورای این جسم است دست یابد». شکوه پیوسته‌ی این قطعه مایه‌ی تحیر است و لحنی اشتیاق‌آمیز مشابه قطعه‌ی پرستش‌وار Lazarus دیوید بویی دارد اما با این تفاوت که آن شدت حضور مرگ در همین نزدیکی را ندارد. در قطعه‌ی Culling Voices روایتی از صداهای بی‌روح مشابه Lazarus داریم و کینن در این قطعه اتفاق نادری را برای Tool رقم می‌زند: حضور یک هم‌سرایی قابل تعریف و به طرز غیر قابل انکاری جذاب پیش از این که دوباره دینامیک پر سر و صدا/آرام/پر سر و صدا خود را نشان دهد.

کینن با کمی لرزاندن صدای نرم گهگاهی خود با تیک‌های پرکاشن‌های استوانه‌ای و گیتارها وارد بازه‌های تغییر دهنده‌ی فاز قطعه‌ی تقریباً ۱۳ دقیقه‌ای Invincible می‌شود. نه چندان بعدتر، جاستین چنسلر نواختن بیس را آغاز می‌کند و قطعه به سمت ریتمی خفه و تک‌نوازی گیتاری مبهم و افکت صدایی می‌رود که نیمی از آن شبیه ۸۰۸s and Heartbreak کانیه وست و نیمی دیگر شبیه O Superman لاری اندرسون است.

صدای بادهای وحشی و موج‌های متوالی قطعه‌ی بی‌کلام Legion Inoculant به آرامی جای خود را به Descending می‌دهد که حس و حال آن (و شعر آن) به سقوط آزاد کردن، شناور بودن و بی حد و حصر بودن اختصاص داده شده است. اما قبل از این که به این مفهوم آزادی بی حد و حصر عادت کنیم، کینن با صدایی گرفته از حد معمول به شنونده یادآوری می‌کند که «سقوط کردن پرواز نیست. شناور بودن ابدی نیست…». کمی پس از هشدار شوم او، ملودی‌های سریع و ساکت گیتار تاریک‌تر و فشرده‌تر می‌شوند – حتی به سمت حرکت سر خوردن انگشتان در موسیقی بلوز می‌رسند – تا دوباره همه چیز آرام گیرد و موج‌ها به ساحل برخورد کنند. کینن و دوستانش با Descending برانگیزاننده‌ترین لحظه‌ی سینمایی خود را یافته‌اند. لحظه‌ای که بخشی از آن برابر با صحنه‌های پیش از نبرد مایکل بِی و بخشی برابر آسمان سرپناهی است که ارزش وقت برناردو برتولوچی را دارد.

 

در کمال تعجب، به یاد ماندنی‌ترین – حتی متداول‌ترین – قطعه‌ی راک در این آلبوم قطعه‌ی گسترده‌ی ۱۵ دقیقه‌ای ۷empest است که ترکیبی از ریتم گیتارهای لکنت‌دار و تک‌نوازی‌های پشتیبان، ضربه‌های شدید درام و صدایی مخفیانه و غرشی از کینن است.

نه آن قطعه و نه این آلبوم – تمام ۸۵ دقیقه‌ی آن – به اندازه‌ی کارهای موفق Tool در دهه‌ی ۹۰ مانند ۴۶ & 2 یا Sober به یاد ماندنی و گسترده نیستو آن قدر هم مانند آن‌ها بی‌شکل ساخته نشده است. طرفداران سرسخت این گروه مشکلی با بازنگشتن آن‌ها به آن افتخارات تجاریشان نخواهند داشت. آن‌ها اگر منتظر تغییرات تازه و اتفاقات جدیدی برای دانش کهنه‌ی این گروه چهار نفره نبودند پای موسیقی تقریباً یک ساعت و نیمه‌ی Fear Inoculum نمی‌نشستند، چه برسد به این که ۱۳ سال منتظر موسیقی جدید بمانند.

 

ترجمه از پویا مشهدی محمدرضا

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موسیقی

نقد آلبوم Rare سلنا گومز | گذشتن از گذشته

آلبوم Rare

منتقد ورایتی، جم سٌواد، در نقد آلبوم Rare می‌گوید:

در پایان پخش آلبوم «کمیاب» سلنا گومز، اسپاتیفای به طور اتوماتیک یکی از آهنگ‌های آلبوم قدیمی او، «احیاء» را پخش کرد. پخش شدن پشت سر هم آهنگ‌هایی از آلبوم‌های متفاوت او، این موضوع را به طور کامل مشخص کرد که موسیقی او تا چه حد پخته‌تر شده است. این قضیه شاید با نام آلبوم (که می‌‎تواند به معنای خام و ناپخته باشد) هم در تضاد است!  پیشرفت موسیقایی سلنا گومز یکی از دراماتیک‌ترین اتفاقاتی‌ست که در پنج سال اخیر اتفاق افتاده است. اگر بخواهیم از بهترین آلبوم‌های موسیقی پاپ اخیر یاد کنیم، «کمیاب» سلنا به حتم یکی ازآن‌هایی‌ست که به ذهن‌مان می‌آید.

در کنار نقد آلبوم Rare بخوانید:

نقد آلبوم No.6 Collaborations Project | یک دست صدا ندارد

سلنا گومزو موسیقی‌اش در سال‌های اخیر همین‌طور بوده اند: دقیق و فرهیخته. این موضوع به خصوص در همکاری‌ او با ترانه‌سرایانی چون جاستین ترنتر و جولیا مایکلز دیده می‌شود که ماحاصل آن آهنگی مانند «دروغ‌گوی بد» بود که در سال ۲۰۱۷ ساخته شد. اگرچه نام این آهنگ در فهرست اصلی آلبوم «کمیاب» دیده نمی‌شود، محتوای آن نشانه‌ای بر قدرت و پیوستگی این آلبوم است.

در کنار نقد آلبوم Rare بخوانید:

نقد آلبوم Lover تیلور سوئیفت | می‌خواهم با چیزهایی که دوست دارم توصیف شوم!

از مهم‌ترین آهنگ‌‍‌های این آلبوم می‌توان به «دوباره رقصیدن/ Dance Again» اشاره کرد، ملودی‌ای ملایم اما در عین حال، خوش‌ریتم است و در ذهن تکرار می‌شود. این آهنگ باسی آرام‌بخش دارد و شاید بهترین موسیقی‌ای باشد که او تا به حال ضبط کرده است.

آهنگ پرطرفدار دیگر او، «تو را از دست دادم تا خودم را دوست داشته باشم/Lose You To Love Me»، یک بالاد با حال و هوای آسمانی‌ست که وکال‌های پس‌زمینه مانند ارکستری او را همراهی می‌کنند. در این میان آهنگی ساده‌ اما فریبنده مانند خودِ «کمیاب/Rare» و «خلاص شدن از دست تو/Cut You Off» که بی‌شباهت به آهنگ‌های تیلور سوییفت نیست نیز دیده می‌شوند.

علاوه بر این‌ها، دو آهنگ «Let Me Get Me» و «حلقه /Ring » هم شباهتی به ریتم‌‎های لاتین دارند که مورد آخر یادآور آهنگ محبوب سال ۲۰۰۰  یعنی «لطیف/Smooth»، اثر سانتانا و راب توماس است.

با وجود این‌که نام ترانه‌سراها و آهنگ‌سازهای متعددی در این آلبوم به چشم می‌خورد، آلبوم «کمیاب» به طرز قابل‌ توجهی یکپارچه است. با این‌که صدای گومز قوی نیست و گستره‌ی زیادی را در بر نمی‌گیرد، اما متفاوت است و می‌توان اعتماد به نفس را در آن دید. جمله‌بندی‌ها نیز مناسب و پیغام‌ او به مخاطب روشن است.

اگر پنج سال قبل کسی می‌گفت سلنا گومز یکی از بهترین و به یادماندنی‌ترین آلبوم‌های پاپ اخیر را منتشر می‌کند، با بدبینی طرف مقابل روبه‌رو می‌شد. اما در سال ۲۰۲۰، باید این را باور کنید.

 

نویسنده: جم سٌواد

ترجمه از فرگل سیف‌اللهی

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

موسیقی

نقد آلبوم Everyday Life از کلدپلی | گمراهی در زندگی روزمره

نقد آلبوم everyday life

منتقد ورایتی، زک راسکین در نقد آلبوم Everyday Life می‌گوید:

کریس مارتین در آهنگی خوانده بود: «این که در حال شکست خوردن هستم به این معنی نیست که باخته‌ام.» این خط خود مثالی بارز از حوزه‌ی راک آلبوم محور است که کلدپلی به مدت ۲۰ سال در آن موفق بود.

چارچوب‌های تک‌گویانه و پیام‌های مبهم ولی قابل درک، هر دو، در قطعه‌ی «گمشده» از آلبوم «زنده باد زندگی» سال ۲۰۰۸ دیده می‌شوند و انتظار می‌رود که شنوندگان طبیعت نسبتاً تقلیل‌گرای اشعار مارتین را به نفع توانایی‌های کاتارتیک فالسٍتوی او ببخشند.

نتیجه‌ی این اتفاق آهنگ‌های بزرگی درباره‌ی چیزهایی اندوهگین است که می‌توانید به لطف یکی از موفق‌ترین گروه‌های راک جهان با خیال راحت با مادرتان گوش کنید.

در کنار نقد آلبوم Everyday Life بخوانید:

نقد آلبوم Lover تیلور سوئیفت | می‌خواهم با چیزهایی که دوست دارم توصیف شوم!

با وجود اطمینان‌های مارتین، اعضای کلدپلی به نظر می‌رسد در «زندگی روزمره»، آلبوم هشتم این گروه، گمراه شده‌اند. وقتی که روزنامه‌ها در ماه اکتبر خبر از انتشار آلبومی دیگر دادند، هیچ کسی واقعاً مطمئن نبود که باید چه انتظاری داشته باشد.

مارتین و دیگر اعضای گروه هیچ وقت خود را درگیر انتقادهایی که ناشی از صداقت بی‌شرمانه‌ی آن‌هاست نکرده‌اند. بدبینی هیچ وقت شایسته‌ی کلدپلی نبوده و لذا آن‌ها در طول سال‌ها تلاش خود را وقف عادتشان به عظمت کرده‌اند. این گروه مدت‌هاست که با

پذیرش این ایده که گاهی حال خوب می‌تواند جایگزینی کافی برای عمق باشد.

در کنار نقد آلبوم Everyday Life بخوانید:

نقد آلبوم No.6 Collaborations Project | یک دست صدا ندارد

غرور مشابهی در «زندگی روزمره» وجود دارد که با وجود طول ۵۰ دقیقه‌ای آن، آلبومی دو تایی است که خود را غرق در تجربه‌گرایی کرده است. آلبوم جدید کلدپلی، که به دو نیمه با عنوان‌های بیزارکننده‌ی «طلوع» و «غروب» تقسیم شده است، از صداهای موجود در یک برخورد با پلیس استفاده می‌کند و با تکیه بر بیت در پس‌زمینه امیدوار است تا آلبوم را منعقد کند.

مارتین در «شکسته» به سبک ترانه‌های مذهبی روی می‌آورد و او و یک گروه کر با شادی از نور در آسمان تقاضا می‌کنند تا بر آنان بتابد. این آهنگ مانند اتلاف انرژی و وقت به نظر می‌رسد. لحظه‌ی حضور کلدپلی در کلیسا به طرز حیرت‌آوری سرکوب می‌شود.

بر خلاف قطعه‌ی پیشین، «عربِسک» به طرز بی‌باکانه‌ای زیبایی‌شناسی همیشگی گروه را ترک می‌کند و با استفاده از ساکسیفون کلدپلی را به نزدیک‌ترین فاصله‌ی ممکن با جز مدرن می‌رساند. این قطعه همراه با «یتیم‌ها» معدود نقاط مثبت آلبوم‌اند. این آهنگ از فرمولی مشابه برای گروه بهره می‌جوید و این بار به کمک گروه کر جوانان از مالیخولیا به سرمستی می‌رسد. با عادت آن‌ها به ساختن قطعاتی که حال را بهتر می‌کنند، جای تعجب دارد که چرا مارتین این قدر مصرانه می‌خواهد اثبات کند که می‌تواند اشعاری عمیق بنویسد.

در کنار نقد آلبوم Everyday Life بخوانید:

نقد آلبوم Courage / شجاعت | رها و بی‌قید

مثالی دیگر «دردسر در شهر» است که در آن مارتین برای هرج و مرج نژادی و خشونت پلیس روی پیانویی کم‌صدا در پس صدای فیلیپ نِیس، افسر پلیس فیلادلفیا، در حال آزار یک شهروند سوگواری می‌کند و سپس قطعه وارد طوفانی از گیتار توسط باکلند

می‌شود. مارتین تنها می‌گوید:«همه چیز در حال عجیب شدن است» و پیامی سوگوارانه و با حسن تعبیر برای موقعیتی چنان ناگوار ارائه می‌کند. فقدان پیامی عمیق‌تر مسئله‌ای تکرارشونده در «زندگی روزمره» است.

کلدپلی وقتی هیچ اقدامی برای توجیه حرف‌های پرطمطراق خود نمی‌کند بهترین حالت خود را نشان می‌دهد. هیچ مانع ذهنی بین گوش‌های ما و اوج متعالی آهنگی مانند «ساعت‌ها» وجود ندارد. همه‌ی ما می‌دانیم احساس ناامیدی و جستجو برای قدرتی برای

شکست دادن آن چگونه است لذا پیام آهنگ آنی و قدرتمند است. این مسیرهای ارتباطی در «زندگی روزمره» آن قدر پیچیده و دفرمه است گویی به زور از منشورهای وقایع امروز و مسائل اجتماعی عبور داده شده‌اند که گاهی اجباری یا نابه‌جا به نظر می‌رسند.

اما اگر به صورت کلی در نظر بگیریم، «زندگی روزمره» متهم به گناهی تکراری است. ارائه کردن ذائقه‌ای مختصر و غیر توهین‌آمیز از سبک‌هایی جذاب بدون اضافه کردن هیچ ماده‌ی جدیدی به دستورالعمل آن‌ها. کلدپلی هیچ گاه نیاز به مواد اضافی برای موثر بودن

موسیقی خویش نداشته ولی با تلاش حریصانه‌شان برای اثبات این که آن‌ها چیزی در چنته دارند ناخواسته بزرگ‌ترین ضعف خود را به صورت تمام و کمال به نمایش می‌گذارند.

نتیجه‌ی این امر آلبومی است که الزامات همیشگی کلدپلی را فراهم می‌کند ولی در نهایت در ارائه‌ی دلیلی برای لزوم وجود خود شکست می‌خورد.

ترجمه از پویا مشهدی محمدرضا

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

موسیقی

نقد آلبوم Courage / شجاعت | رها و بی‌قید

نقد آلبوم Courage

منتقد ورایتی، آ. د. آموروسی، در نقد آلبوم Courage می‌گوید:

وقتی همسر و یگانه مدیر سلین دیون، رنه آنجلیل، در ۲۰۱۶ درگذشت، این خواننده‌ی کانادایی که در صدر جدول‌های فروش قرار داشت و  نماد فشن سطح بالا بود مسیر خود را گم کرد. همسرش آهنگ‌ها، تنظیم‌ها و لباس‌های او را انتخاب می‌کرد و همه چیز دیون

شده بود. دیون اما اکنون با وجود همه‌ی توانایی‌هایش تنها شده است

نکته‌‌ی قابل پیش‌بینی و قطعی این است که «شجاعت»، آلبوم بعدی دیون، به سوگواری و برگشت به مسیر اصلی، حس فقدان، به تمامی احساساتی که همه‌ی ما هنگام از دست دادن کسی که دوست می‌داریم پیدا می‌کنیم تقدیم شده است.

در کنار نقد آلبوم Courage بخوانید:

نقد آلبوم Lover تیلور سوئیفت | می‌خواهم با چیزهایی که دوست دارم توصیف شوم!

این وظیفه‌ی دیون در دنیای موسیقی است که لحظه‌ای صمیمی را به چنگ آورد و آن را با درامی کافی ادا کند. بهترین لحظات دیون ترکیبی از سانتی‌مانتالیسمی دمدمی مزاج، نمایشی عظیم و مبالغه‌هایی احساسی است. او ورنر فون براون شگفتی‌ها و سوگ‌های حماسی است.

پس از این که دیون حاشیه‌ی امنی برای خود ایجاد کرد، بهترین کاری که او و تیم تولیدش می‌توانستند انجام دهند این بود که به صدای او تازگی بخشند که قابل درک است. ارزش نوستالژی دهه‌ی نود یکی از دلایل شهرت دوباره‌ی دیون است، حتی اگر هر چیز زیادی کهنه‌ای در عصر امروز سطحی یا مستاصل جلوه کند.

به همین دلیل باشکوه‌ترین و اصیل‌ترین لحظات «شجاعت» درباره‌ی داغ‌داری، ترس و پایان‌پذیری‌اند که دیون با سبکی شوک‌برانگیز از خوانندگی که تنها منحصر به خود اوست آن‌ها را اجرا می‌کند. «برای عاشقی که از دست دادم» که با همکاری سم اسمیت نوشته و توسط استارگیت تولید شده با حس فقدان دست به یقه می‌شود و به طرز زیبایی بر آن فائق می‌آید.

در کنار نقد آلبوم Courage بخوانید:

نقد آلبوم No.6 Collaborations Project | یک دست صدا ندارد

«توپ مخرب» که ترانه‌ای سرودوار از نویسنده و تهیه‌کننده استفان موچیو است آن قدر محاوره‌ای و گفتگومآبانه است که درد را به چیزی تبدیل می‌کند که بتوان با آن سخن گفت. برای درک این مسئله می‌توانید به «مهر هفتم» اینگمار برگمان یا «مرگ در می‌زند» وودی آلن فکر کنید. ترانه‌ی «قوی‌تر خواهم بود» از اِگ وایت ترانه‌نویس ادل و Florence & the Machine به دیون بیوه اجازه می‌دهد تا به بداقبالی خویش بیاندیشد، برای مردی که عمیقاً دوست می‌داشت ابراز دلتنگی کند و سپس با ایمان و استقامت به مسیر خود ادامه دهد.

اوضاع در قطعه‌ای «آرمیدن» که با همکاری سیا و دیوید گتا ساخته شده کمی عجیب می‌شود. همان طور که انتظار می‌رود، صدای دیون پیش از آن که به فریادی از درد برسد با لرزشی احساسات‌برانگیز در آهنگ منتشر می‌شود. ولی متن شعر دیون را در حال روایت داستانی غریب درباره‌ی از دست دادن مردی که دوست می‌داشت نشان نمی‌دهد.

این امر در مورد «عاشقان هرگز نمی‌میرند» نیز صدق می‌کند که وکالی ترک‌خورده و سرشار از احساسات دارد. حتی عنوان آهنگ نیز به طور غمگینانه‌ای یادآور این امر است. سپس او می‌گوید:«اگر عاشقان هرگز نمی‌میرند چرا خداحافظی می‌کنی؟»

دیون در «عاشقان هرگز نمی‌میرند»، به جز در مواقعی که حقه‌های خوانندگی خود را نشان می‌دهد، همان نشانه‌هایی را از nu-R&B و هیپ‌هاپ دارد که مناسب آهنگ‌های آریانا گرانده یا بدتر مناسب هالسی است. دیون همین صدای نوجوان‌مآب را در «ناکاملی‌ها» نیز تکرار می‌کند. آیا او سعی می‌کند با مخاطبانی جوان‌تر ارتباط برقرار کند؟

می‌توان گفت صدای سلین دیون در «شجاعت» رها و بی‌قید است و آماده است تا پا را از عرصه‌ی همیشگی صدایش فراتر بگذارد و به آزمون و خطا بپردازد و در بازی در زمینی که معاصران نوجوان و جوانش در آن هستند شرکت کند. این خود مشکلی نیست. حداقل نیمی از آلبوم فوق‌العاده است ولی نگذارید این به عادت دیون تبدیل شود.

 

ترجمه از پویا مشهدی محمدرضا

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها