با ما همراه باشید

نقد فیلم روزی روزگاری در هالیوود از نگاه اوون گلیبرمن، منتقد ورایتی:

تقریبن بیست‌وپنج‌سال از روزی که کوئنتین تارانتینو با داستان عامه‌پسند کن را فتح و انقلابی برپا کرد، می‌گذرد. اما از طرفی، ده سال هم از اکران «حرام‌زاده‌های بی‌آبرو» در کن گذشته و حداقل برای من، از آن زمان تا به حال فیلم فوق‌العاده‌ای تارانتینویی نداشته‌ایم. فرقش را خودتان می‌دانید و به خوبی حسش می‌کنید: فیلم‌هایی از تارانتینو هستند که زیبا و دیدنی‌اند و صحنه‌هایی دارند که هر سینه‌فیلی را مات و مبهوت می‌کنند. اما یک دسته از فیلم‌هایش گویی مواد مخدری هستند که وارد خون می‌شوند و شما را مجبور می‌کنند دوباره و دوباره ببینید‌شان. همان عنصری که فیلم مستقلی مانند داستان عامه‌پسند را شهره‌ی خاص و عام کرد.

 یک دسته از فیلم‌های تارانتینو گویی مواد مخدری هستند که وارد خون می‌شوند و شما را مجبور می‌کنند دوباره و دوباره ببینید‌شان

در روزی روزگاری هالیوود، شاید آن عنصر وجود نداشته باشد هر چند برای بسیاری از لحظات فیلم (بیش از نیمی از آن) احساس کردم چنین قابلیتی را دارد. حداقل بهتر از «جنگوی رها شده» و «هشت نفرت‌انگیز».

در روزی روزگاری هالیوود، انگار تارانتینو ماشین زمانی خلق کرده که ما را دقیقن به هالیوود ۵۰ سال پیش می‌برد

این فیلم کلاژی زیبا، عظیم، شگفت‌انگیز و دیدنی است از تمام جزئیات نوستالژیک هالیوود سال ۱۹۶۹.  فیلم داستان بازیگری به نام ریک دالتون (با بازی لئو دی‌کاپریو) و بدلکارش کلیف بوث (برد پیت) است. ریک که به نظر از برت رنولدز فقیر الهام گرفته شده، بازیگری است کاریزماتیک، غریزی و جذاب که چندی‌ست از پخش سریال تلویزیونی محبوبش گذشته و ستاره‌ی درخشش و شهرتش رو به افول است. ریک و کلیف هر دو انسان‌های دوست‌داشتنی و خوش‌گذران هستند که از دیدشان، دوران گذار هالیوود از کلاسیک به مدرن را مشاهده می‌کنیم. در این میان، تارانتینو نگاهی عمیق دارد به شارون تیت (با بازی مارگو رابی) که به همراه شوهرش رومان پولانسکی (با بازی رافال زاویروشا) که در همسایگی ریک هستند. رابی توانسته نگاه احساسی و تا حدی آریستوکراتیک تیت را دربیاورد و مشخصن از بازی در این نقش لذت می‌برد.

می‌توانم بگویم از نظر ریتمیک، این سکانس شباهت زیادی به سکانس پایانی «حرام‌زاده‌های بی‌آبرو» دارد. هر چند آن فیلم تاریخ را اندکی دست‌خوش تغییر کرد اما در نهایت واقعیت همان بود؛ هیتلر نابود شد و آمریکا پیروز.

در روزی روزگاری هالیوود، انگار تارانتینو ماشین زمانی خلق کرده که ما را دقیقن به هالیوود ۵۰ سال پیش می‌برد. بعضی از این جزئیات عبارتند از برنامه‌های تلویزیونی وسترن دهه‌ی شصت، نوای خوشایند راک اند رول، تبلیغات «باحالی» که از رادیوهای ترانزیستوری پخش می‌شوند و تلویزیون‌هایی که ۲۴ ساعت روز روشن مانده‌اند. فیلم به خوبی نشان می‌دهد که هالیوود سال ۶۹، چه جای تودرتو و سرگیجه‌آوری بوده. فیلم در دو برهه‌ی زمانی دنبال می‌شود و پس از نیمه‌ی اولش، به هشتم آگوست سال ۶۹ می‌رود تا نسخه‌ی تارانتینویی کشتار خانواده‌ی منسون رو به نمایش بگذارد. می‌توانم بگویم از نظر ریتمیک، این سکانس شباهت زیادی به سکانس پایانی «حرام‌زاده‌های بی‌آبرو» دارد. هر چند آن فیلم تاریخ را اندکی دست‌خوش تغییر کرد اما در نهایت واقعیت همان بود؛ هیتلر نابود شد و آمریکا پیروز.

شیوه‌ای که تارانتینو در قتل‌های خانواده‌ی منسون به تصویر می‌کشد، بسیار خشن‌تر و مبتذل‌تر است و به عنوان یک طرفدار تارانتینو باید بگویم من را تا حدی دل‌سرد کرد.

شیوه‌ای که تارانتینو در قتل‌های خانواده‌ی منسون به تصویر می‌کشد، بسیار خشن‌تر و مبتذل‌تر است و به عنوان یک طرفدار تارانتینو باید بگویم من را تا حدی دل‌سرد کرد. شاید بسیاری بگویند این فقط یک فیلم است. ولی تارانتینو در روزی روزگاری هالیوود با نشان دادن دختران منسون تلاش می‌کند چیزی را افشا کند که شیطانی است و خطرناک ولی بسته شدن این ماجرا بیش از حد ساده است. در نهایت باید بگویم تارنتینو یک فیلم تارانتینویی دیگر ساخته ولی انقلابی نیست.

 

نقد فیلم روزی روزگاری در هالیوود از نگاه پیتر بردشاو، منتقد گاردین:

کمدی سیاه تارانتینو، روزی روزگاری هالیوود، برداشتی‌‌ست از ماجراهای اواخر دهه‌ی شصت خانواده‌ی منسون در کالیفرنیا. فیلمی شوکه‌کننده و جذاب که آسمان آبی و غروب‌های طلایی لس‌آنجلس ۱۹۶۹ به زیبایی به تصویر کشیده شده. تارانتینو این فیلم را با وسواس همیشگی‌اش ساخته اما این دفعه نه فقط برای سینه‌فیل‌ها. دوست‌داران تلویزیون نیز تأثیر این جعبه‌ی کوچک را در زندگی تمام شخصیت‌های فیلم می‌بینند.

فرش قرمز فیلم روزی روزگاری در هالیوود در جشنواره‌ی کن

نظرات ممکن است در مورد پایان شگفت‌آور و به شدت جنجالی فیلم متفاوت باشند اما ابعاد ماجرا چندان گسترده‌تر از فیلم محبوبی چون «حرام‌زاده‌های بی‌آبرو» نیست. حتا شاید همین موضوع باعث شود پیام اصلی این اثر فانتزی ترسناک ژاکوبینی در این میان گم شود. ساده بگویم: از هر انسانی می‌خواهم که با فیلم‌سازی دیوانه‌وار تارانتینو و لحظه به لحظه‌ی فیلم لذت ببرد و صد البته، به وحشت و خشونتی که در پایان توهم‌زایش ایجاد می‌کند، فکر کند.

قهرمان اصلی ما، ریک دالتون، با بازی لئوناردو در‌کاپریو، هنرپیشه‌ی الکلی و شکست‌خورده‌ی آثار وسترن است که در در پاییز دوران کاری‌اش به سر می‌برد و اخلاق بدش گاهی اوقات به شیرین‌کاری‌های جک بلک شباهت پیدا می‌کند. بهترین، نه بهتر است بگویم تنها دوست او، کلیف بوث، با بازی برد پیت، است.

از هر انسانی می‌خواهم که با فیلم‌سازی دیوانه‌وار تارانتینو و لحظه به لحظه‌ی فیلم لذت ببرد و صد البته، به وحشت و خشونتی که در پایان توهم‌زایش ایجاد می‌کند، فکر کند

برد پیت در این فیلم، بی‌خیالی‌اش ما را به یاد دوران «یازده یار اوشن» می‌اندازد.در عمل، کلیف یار غار ریک شده و همیشه او را همراهی و کمکش می‌کند. مدیربرنامه‌ی ریک، با حضور کوتاه ولی دیدنی آل پاچینو، به او پیشنهد می‌دهد به ایتالیا رفته و در یک اسپاگتی وسترن بازی کند. در کنار این موضوع، ریک همسایه‌ی دیوار به دیوار شرون تیت (مارگو رابی) و رومن پولانسکی (رافال زاویروشا) است و آن‌ها را می‌‌پرستد. از آن سو کلیف به شکلی اتفاقی وارد گروه خانواده‌ی منسون می‌شود.

در یکی از اغراق‌آمیزترین و خنده‌دارترین سکانس‌های فیلم، کلیف سر صحنه‌ی فیلمی ظاهر می‌شود و با بروس لی مبارزه می‌کند. این نبرد فوق‌العاده شاید به آن شیوه‌ای که می‌خواستم به پایان نرسید اما خنده‌ها تا سه دقیقه بعد از تمام شدن آن سکانس ادامه داشت. در نهایت هم برسیم به پایان خونین که به احتمال زیاد باعث شود کل فیلم را در ذهن‌تان مرور کنید. پایانی کاملن جنجالی و عجیب با بی‌مسئولیتی هر چه تمام‌تر و مهم‌تر از همه: درخشان.

سینمای جهان

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ تا امروز – ۱۱ |‌ حیات والا، آخرین مرد سیاه‌‌پوست در سان‌فرانسیسکو، رز وحشی، ما و هنر دفاع شخصی

فیلم High Life

قسمت یازدهم بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ به انتخاب سایت راتن تمیتوز: از فیلم High Life تا رز وحشی

هم‌اکنون در نیمه‌ی دوم سال ۲۰۱۹ به سر می‌بریم که فیلم‌هایی چون «روزی روزگاری در هالیوود»، «شیرشاه»، «هابز و شاو» و «جنگ ستارگان: ظهور اسکای‌واکر» از جمله مهم‌ترین فیلم‌های آن هستند. جشنواره‌های مهم نیز از سپتامبر آغاز خواهند شد، اما هر چه به سال ۲۰۲۰ نزدیک می‌شویم، بهتر است نگاهی به بهترین فیلم‌های نیمه‌ی اول سال ۲۰۱۹ بیاندازیم.

در کنار معرفی بخش یازدهم بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ که فیلم High Life در آن قرار دارد بخوانید:

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ تا امروز -۱ |‌ نقطه‌ی اوج، لتو، سینما کابوس، خانواده و هتل بمبئی

۳۰) آخرین مرد سیاه‌‌پوست در سان‌فرانسیسکو / The Last Black Man in San Francisco

نظر منتقدان: داستانی تاثیرگذار که با قدرت بیان شده است و بلافاصله جایگاه جو تالبوت را به عنوان فیلم‌سازی که باید پیگیرش بود تثبیت می‌کند.

خلاصه‌ی داستان: جیمی که امیدوار است بتواند خانه‌ای قدیمی را که پدربزرگش در سان‌فرانسیسکو ساخته است پس بگیرد، به همراه بهترین دوستش جست‌وجو را برای متعلقاتش شروع می‌کند، در شهری که به سرعت در حال تغییر است و به نظر می‌رسد آن‌ها فراموش شده‌‌اند.

بازیگران: جیمی فیلز، جاناتان میجرز، تچینا آرنولد، راب مورگن

کارگردان: جو تالبوت

 

در کنار معرفی بخش یازدهم بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ که فیلم High Life در آن قرار دارد بخوانید:

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ تا امروز – ۹ |‌ کوچولوهای بزرگ، پرنده‌ی بلندپرواز، مبارزه با خانواده‌ام، سفر دراز روز و شب و شزم!

۲۹) رز وحشی / Wild Rose

نظر منتقدان: داستان‌هایی مانند «ستاره‌ای متولد شده» کم نیستند، اما رز وحشی ثابت می‌کند که هنوز هم می‌تواند سرگرم‌کننده باشد و لحظات برتر خودش را با حضور جسی باکلی نشان می‌دهد.

خلاصه‌ی داستان: رز لین زنی‌ست که در حال تلاش برای تبدیل شدن به یک ستاره‌ی موسیقی کانتری است و در عین حال چون به تازگی از زندان آزاد شده و مادر دو کودک است، با مشکلات دیگری نیز دست و پنجه نرم می‌کند.

بازیگران: جسی باکلی، جولی والترز، سوفی اوکوندو، جیمی سیوس

کارگردان: تام هارپر

 

در کنار معرفی بخش یازدهم بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ که فیلم High Life در آن قرار دارد بخوانید:

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ تا امروز -۳ |‌ باد، ماریان و لئونارد: کلمات عشق، آخر شب، کلکسیونر و رنگ تند

۲۸) ما / Us

نظر منتقدان:این دومین فیلم ترسناک خلاقانه و بلندپروازانه‌ی جوردن پیل است که نشان داده توانایی او از فیلم ژانر وحشت قبلش هم فراتر می‌رود.

خلاصه‌ی داستان: آدلاید که چیزی غیرقابل‌توصیف و حل‌نشده از گذشته‌اش رهایش نمی‌کند، حس می‌کند پارانویای او حتا از پیش هم فراتر رفته و با گذشت زمان، مطمئن است که خانواده‌اش در معرض اتفاقی بد قرار دارند. یک شب که آن‌ها در تعطیلات به سر می‌برند، متوجه سایه‌ی چهار نفر در خیابان جلوی خانه‌شان می‌شوند: سایه‌ی خودشان.

بازیگران: لوپیتا نیونگو، وینستون دوک، الیزابت ماس، تیم هیدکر

کارگردان: جوردن پیل

 

در کنار معرفی بخش یازدهم بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ که فیلم High Life در آن قرار دارد بخوانید:

مارتین اسکورسیزی از باب دیلن می‌گوید: او فراتر از زمانه است

۲۷) حیات والا / High Life

نظر منتقدان: حیات والا چشم‌گیر، چالش‌برانگیز و لذت‌بخش است، همان‌گونه که طرفداران کلیر دنی انتظارش را داشته اند.

خلاصه‌ی داستان: موضوع این فیلم درباره‌ی گروهی از جنایت‌کاران محکوم به مرگ است که به مأموریت سفر با فضاپیما به سوی یک سیاه‌چاله فرستاده می‌شوند. طی مأموریت، آن‌ها مجبورند آزمایش‌های علمی از جمله استخراج انرژی از سیاه‌چاله انجام ‌دهند و با آن‌ها مثل موش‌های آزمایشگاهی برخورد می‌شود.

بازیگران: رابرت پتینسون، ژولیت بینوش، آندره بنجامین، میا گاث

کارگردان: کلیر دنی

در کنار معرفی بخش یازدهم بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ که فیلم High Life در آن قرار دارد بخوانید:

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ تا امروز – ۸ |‌ اسپایدرمن، بزرگ‌ترین مزرعه‌ی کوچک، لوس، گلوریا بل و چه‌گونه اژدهای خود را تربیت کنیم

۲۶) هنر دفاع شخصی / The Art of Self Defense

نظر منتقدان: این فیلم به طرز جذابی با مردانگی مدرن در آمریکا دست به گریبان می‌شود و اثری جذاب از رایلی استرنز به شمار می‌آید.

خلاصه‌ی داستان:کیسی که یک کتابدار ترسوست، پس از آن‌که یک شب مورد حمله‌ی یک دار و دسته‌ی موتورسوار قرار می‌گیرد، تصمیم می‌گیرد در کلاس کاراته‌ی محله‌شان ثبت نام کند. تحت نظر استادی کاریزماتیک و با دقت، کیسی یاد می‌گیرد چه‌گونه اعتماد به نفس خود را بازیابد. اما با شرکت در کلاس‌های شبانه‌ی استاد، اوضاع دیگر آن‌گونه که به نظر می‌رسید نیست…

بازیگران:

جسی آیزنبرگ، آلساندرو نیولا، ایموجین پوتس، استیو ترادا

کارگردان: رایلی استرنز

 

مترجم: فرگل سیف‌اللهی

ادامه مطلب

سینمای جهان

نقد فیلم Ready or Not / آماده‌ای یا نه | ای پول‌دارهای لعنتی!

نقد فیلم Ready or Not

ترجمه اختصاصی از آرت‌تاکس: در نقد فیلم Ready or Not می‌خوانیم کمدی تلخ و خشنی‌ست که به سراغ ثروتمندانی می‌رود که حاضرند آدم بکشند تا ثروتشان از دست نرود

نقد فیلم Ready or Not (هشدار اسپویل)

«آماده‌ای یا نه؟» اثر تایلر جیلت و مت بتینلی اوپلین را می‌توان در دیالوگی از صحنه‌ی دوم فیلم خلاصه کرد: «پول‌دارهای لعنتی!». این جملات که از لابه‌لای دندان‌های خونینی بیرون می‌آید، به صراحت مفهوم این فیلم شگفت‌آور و سرگرم‌کننده‌ی آخر تابستانی را به مخاطب می‌رساند؛ کمدی تلخ و خشنی که ثروتمندان معدودی را که حاضرند آدم بکشند اما از ثروت‌شان دست نکشند، به صلابه می‌کشد.

البته در خلال فیلم شاهد ویژگی‌های اخلاقی که خانواده را در کنار هم نگه می دارد هم هستیم، اما بیش از همه، این فیلم درباره ی این است که چه‌طور پول در هر صورت می‌تواند آسیب‌رسان باشد. به ارث بردن آن خطرناک است و ازدواج با یک خانواده‌ی متمول می‌تواند مرگ‌بار باشد!

در کنار نقد فیلم Ready or Not بخوانید:

نقد فیلم شیرشاه | حقه‌ی خیره‌کننده

با این‌که پول آخرین موضوعی‌ست که ذهن گریس را مشغول می‌کند، او این درس را از راه سختی می‌آموزد. گریس (سامارا ویوینگ)، دختر یتیمی‌ست که بدون هیچ پشتوانه‌ی مالی یا حمایت بزرگ شده و با دلایل درست و منطقی، با الکس له دوماس (مارک اوبرین) ازدواج می کند.

گریس دختری ساده و شوخ‌طبع است که از همان صحنه‌ی اول مشخص است که خانواده‌ی الکس از نظر او بیش‌ از اندازه جدی و خشمگین‌ هستند. این نکته ای است که زوج عاشق بر سر آن تفاهم دارند و پیش از مراسم ازدواج‌شان درباره‌ی آن با هم شوخی می کنند.

اما الکس، تنها عضو متفاوت خانواده، همان کسی‌ست که می‌داند چرا تمام مراسم‌های عروسی خاندان باید در عمارت دورافتاده‌ی پدری‌اش برگزار شود. تنها اوست که می‌داند چرا داخل عمارت پر از راهروهای مخفی و تله است و حتا یکی از اتاق‌ها با سلاح‌های جنگی پر شده است. تنها الکس می‌داند چرا مراسم ازدواج‌شان باید با یک بازی تصادفی خاتمه یابد. او فقط نمی‌خواهد باعث ترساندن نوعروسش شود، چرا که فکر می‌کند احتمال این‌که مجبور به بازی قایم‌باشک شوند خیلی کم است!

در کنار نقد فیلم Ready or Not ببینید:

تریلر فیلم آماده ای یا نه | بازی مرگبار در شب عروسی

اما این دقیقن همان اتفاقی است که در این شب خاص برای گریس می‌افتد. الکس نیز از بازداشتن خانواده‌ی خود از شکار تازه‌عروسش ناتوان است. اگر پیش از غروب او را بگیرند، او را می‌کشند در غیر این‌ صورت، ممکن است عواقب بدتری هم به دنبال داشته باشد.

شاید ایده و موضوع داستان عجیب باشد، اما نویسندگان فیلم‌نامه، گای باسیک و آر کریستوفر مورای دقیقن می‌دانند که لزومی ندارد این قضیه را انکار کنند. با وجود این‌که دیالوگ‌ها خیلی صریح نیستند، اما هیچ‌گاه فیلم‌نامه از این غافل نمی‌شود که همه‌چیز چه‌قدر عجیب و غریب است.

کارگردانان این فیلم به خوبی توانسته‌اند داستانی را روایت کنند که به نوعی ترکیبی از فیلم «سرنخ» و «پاک‌سازی» است. راهبرد فیلم بیش‌تر کاربردی‌ست تا متظاهرانه و هر از چند گاهی خنده به لب مخاطب می‌آورد، اما هیچ‌گاه قانون خود فیلم را زیر پا نمی‌گذارد، با پایانی کاملن احساساتی که مخاطب را شوکه می‌کند.

ویوینگ، این بازیگر استرالیایی که به تازگی به شهرت رسیده، دلیلی‌ست که این فیلم عجیب سرپا مانده است.  شخصیت گریس مانند یک ملکه‌ی جیغ‌ جیغوی تیپیکال است که خودش هم تازه متوجه شده تا چه حد می‌تواند خشن باشد. ویوینگ هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد فراموش کنیم که این روز، قرار بوده مهم‌ترین و بهترین روز زندگی‌اش باشد. صحنه‌ای که او مجبور می‌شود برای مخفی شدن لباس عروسش را پاره کند واقعن ناراحت‌کننده است، آن لباس احتمالن گران‌ترین چیزی بوده که به عمرش پوشیده بود. حتا وقتی اتفاقات وحشتناک‌تری هم پیش می‌آید او می‌خندد تا خودش را از گریه‌ کردن بازدارد. جالب است که به طور غیرمنتظره چنین اجرایی را از بازیگری تازه‌کار شاهد باشیم که به ستاره شدنش بیانجامد.

البته تنها ویوینگ نیست که بیننده را با نقش‌آفرینی‌اش متحیر می‌کند. اندی مک‌داول نیز در نقش مادرشوهر گریس به خوبی می‌درخشد. نیکی گوادانی هم نقش خاله‌ی تشنه‌ به خون الکس را ایفا می‌کند، مانند بازیگران فیلم «بچه‌ی رزماری» لباس پوشیده و مانند بازیگران «شجاع‌دل» تبر به دست دارد.

با زیاد شدن اختلاف طبقاتی و کاپیتالیسم، ثروتمندان بهتر است به چنین فیلم‌هایی عادت کنند. «آماده‌ای یا نه؟» به کم قانع نمی‌شود. کاراکتر برودی در جایی از فیلم می‌گوید: «اگه خانواده‌ت بهت بگن اشکالی نداره هر کاری رو ممکنه انجام بدی». همین جمله به عمیق‌تر کردن مفهموم فیلم کمک می‌کند و پیشنهاد می‌کند پیش از قبول کردن چیزهایی که نسل به نسل انتقال یافته به آن‌ها فکر کنیم. البته قرار نیست این فیلم را با «روبان سفید» در یک رده قرار دهیم، اما زمانی که برای نقش شرور هم دلسوزی می‌شود، فیلم در بهترین حالتش قرار می‌گیرد.

با این‌که «آماده‌ای یا نه؟» هیچ‌گاه شبیه یک کلاسیک در ژانر خودش نیست و ترساندن‌ها ظریف هستند، اما تصویرسازی‌اش آشناست و پایان‌بندی آن به طرز دیوانه‌واری عجیب است. با این حال از ابتدا تا انتها سرگرم‌کننده است و کاراکترهایی تازه دارد. فیلم‌های ریسکی مانند این فیلم همیشه با اکران در تابستان جالب به نظر می‌رسند، یعنی درست زمانی که بقیه‌ی فیلم‌های اکران شده با احتیاط جلو رفته‌اند، درست برخلاف کاری که خانواده‌ی له دوماس انجام می‌دهند!

ادامه مطلب

سینمای جهان

ده کارگردان برتر ۲۰۱۹ | شماره‌ی ده: تایکا وایتیتی

تایکا وایتیتی

پیش‌بینی ده کارگردانی که می‌توانند اسکار نود و دوم را با مجسمه‌ی طلایی ترک کنند: تایکا وایتیتی

تایکا وایتیتی: (برای فیلم جوجو خرگوشه که در فستیوال فیلم تورنتو برای اولین بار اکران می‌شود)

هر فیلم‌سازی که طنز را به فیلم‌های ابرقهرمانی مارول می‌آورد، فیلم‌ساز خاصی‌ست. مانند این فیلم‌ساز نیوزلندی و کاری که با «ثور: رگنراک» در سال ۲۰۱۷ انجام داد. حالا او ناسیونالیسم در آلمان نازی را با یک داستان نوجوانانه ترکیب می‌کند، داستانی درباره‌ی پسربچه‌ای که در کمپ جوانان هیتلر است و باور دارد که رهبرشان دوست خیالی اوست. در همین زمان، مادر او دختری یهودی را در خانه‌شان پنهان کرده است.

سابقه‌ی دریافت اسکار برای کارگردانی: خیر

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها