با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: مصاحبه پیش از اکران فیلم اسپایدرمن: دور از خانه ، با بازیگران فیلم: تام هالند، جیک جیلنهال، زندیا و جیکوب باتالون.

قسمت اول: گفت‌وگوی سه نفره با تام هالند، زندیا و جیکوب باتالون

من از طرفدارای پروپاقرص اسپایدرمنم و تنها چیزی که در مورد اسپایدرمنت بده اینه که خیلی طول کشید تا معرفی بشه، فکر کنم سیزده تا فیلم. اگر می‌تونستین اسپایدرمن رو تو یکی از فیلم‌های قبلی مارول قرار بدین تا با بقیه صحبت کنه و لذت ببره چه صحنه‌ای‌یه قبل از ورودت که دوست داری اسپایدرمن اون‌جا حضور داشته باشه؟

تام هالند: اتفاقن اسپایدرمن تو یکی از اون فیلم‌های قبلی هست: آیرون‌من ۲. آخر فیلم وقتی همه‌ی ربات‌ها دارن به مردم حمله می‌کنن، یه بچه‌ای هست که ماسک آیرون‌من داره. ربات ماسک آیرون‌من رو به عنوان یه خطر می‌شناسه. بچه‌هه دست‌شو بالا می‌بره بعد تونی استارک می‌آد، ربات رو منفجر می‌کنه و می‌گه «آفرین پسر» و می‌ره. اون پیتر پارکره.

زندایا: البته این تئوری‌یه.

تام هالند: نه، اون منم.

زندایا: می‌تونی تأیید کنی؟

تام هالند: کوین فایگی تأییدش کرده. البته من نیستم، پسر جان فاورو، مکسه.

پس یادتون باشه آدم دیگه‌ای هم بوده که نقش اسپایدرمن رو داشته باشه. به «آیا می‌دانستید؟»ها اضافه کنین. مشخصن یکی از چیزهای بامزه‌ای که ازت می‌شنویم اینه که نمی‌تونی رمز و رازهای فیلم‌ها رو پیش خودت نگه داری کنجکاوم بدونم حالا که از «پایان بازی» و «جنگ بی‌نهایت» گذشتیم، بزرگ‌ترین رازی که از زبونش کشیدین چی بود؟

زندایا: از زبونش بکشیم؟

جیکوب باتالون: واقعن نیازی نیست کاری بکنیم. خودش خود به خود لو می‌ده.

زندایا: خیلی هیجان‌زده‌ست که در موردش حرف بزنه.

تام هالند: تصور کنین من کلی مصاحبه انجام می‌دم و همه‌ی این‌ها رو باید پیش خودم نگه دارم. بنابراین اولین کسی که بعدش باهاش صحبت می‌کنم باید بگم که وای! این اتفاق قراره بیفته.

زندایا: و البته ما آدم‌هایی هستیم که دونستن این‌جور چیزها مشکلی ایجاد نمی‌کنه. بالأخره متوجه می‌شیم دیگه.

در کنار مصاحبه با بازیگران فیلم اسپایدرمن: دور از خانه ببینید:

گفت‌وگوی دیدنی تام هالند و کریس همسورث

نکته‌ی جالب در مورد این فیلم اینه که باید چیزهایی رو از «پایان بازی» می‌دونستین. که ما طرفدارها خبر نداشتیم که البته باعث تأسفه که به شکل طبیعی از این اتفاقات خبردار نمی‌شین. چه‌طور به‌تون گفته شد آیرون‌من مرده؟

جیکوب باتالون: خب، خیلی ساده و راحت.

زندایا: به من خیلی زود گفت.

جیکوب باتالون: احساس می‌کنم ماجرا به ۲۰۱۶ برمی‌گرده.

شماها از اون زمان می‌دونستین؟!

تام هالند: من خیلی وقته می‌دونم.

زندایا: و برای همین ما هم باید بدونیم.

چه‌طور همچین رازی رو پیش خودتون نگه می‌دارین؟! چه شکلی گفت؟ همین‌جوری وسط مکالمه حرفشو زد؟

تام هالند: آره، گفتم چه خبر بچه‌ها؟ آیرون‌من می‌میره.

زندایا: حقیقتن همین شکلی باید گفته باشه.

به نظرم اگه قراره از زبون کسی این حرف رو بشنوین، کی بهتر از تام؟

تام هالند: آره، بهترین راه برای فهمیدنشه. فکر می‌کنی حق داری تو سینما برای اولین بار متوجه بشی؟ نه

جیکوب باتالون: با خودت فکر می‌کنی اصلن چرا همچین کاری می‌کنه؟

تام هالند: به تو که اس‌ام‌اس دادم

با انیمیشن اسپایدرورس که چند ماه قبل عرضه شد و بعد این فیلم ایده‌ی دنیاهای موازی رو مطرح می‌کنه که آدم‌های مختلف از دنیاهای مختلف وارد داستان بشن، آیا احتمال داره جهان‌های موازی وجود داشته باشه که اسپایدرمن اندرو گارفیلد، توبی مگوایر و مال تو با هم ملاقات کنن؟ و خیلی راحت می‌تونین بهانه بیارین که همه از دنیاهای موازی اومدن.

جیکوب باتالون: خب، همچین چیزی رو می‌خوای؟

آره، شاید این سوال بهتری باشه.

جیکوب باتالون: می‌خوایم اینو یا نه؟ به عنوان یه طرفدار …

جواب ندادنت می‌تونه خودش یه نوع جواب باشه؟

تام هالند: نکته‌ی جالب در مورد این فیلم اینه که ما اسپایدرمن رو به اروپا می‌بریم و نکته‌ی خفن ماجرا اینه که تا به حال اسپایدرمن رو تو اروپا ندیدیم … معلومه که می‌خوام این فیلم ساخته بشه، خیلی خفن می‌شه!

با خودم گفتم داریم جواب الکی رو می‌شنویم.

تام هالند: واقعن عالی میشه، خیلی خیلی خفن. چیزی‌یه که طرفداران واقعن می‌خوان. حالا مارول و سونی تصمیم به ساخت همچین فیلمی بگیرن. دست من نیست، دست اون‌هاست.

زندایا: یعنی تو نباید تصمیم بگیری؟

تام هالند: نمی‌تونم همینجوری پاشم بگم کوین، قراره فیلم بعدی این شکلی باشه ولی خیلی جالب می‌شه.

در کنار مصاحبه با بازیگران فیلم اسپایدرمن: دور از خانه ببینید:

کیانو ریوز در گفت‌وگو با ورایتی: عشق کمک می‌کند! 

صحنه‌ی خیلی قشنگی هست بین تو و جیک در مورد این صحبت می‌کنین که به چه کسی زنگ می‌زنین تا در مورد ابرقهرمان‌ها صحبت کنین. هنوز رفقایی دارین که باهاشون تماس بگیرین و با ذوق و شوق بحث کنین؟ چون هر وقت من همچین فیلمی رو می‌بینم یه فهرست از اسم آدمایی رو دارم که باید بهشون بگم فیلم خوب بود یا نه

تام هالند: آره، من یه دوست دارم به اسم تام هاتن که سر هر فیلم مارول اولین نفر تو صف می‌ایستادیم. اولین کسی‌یه که همه‌چی رو براش اسپویل می‌کنم و تنها کسی‌یه که از بین حلقه‌ی دوستای خارج از دنیای فیلم می‌تونم همه‌ی رازها رو بگم

چه‌طور می‌تونم یکی از اونایی بشم که همه‌چی رو بهشون لو می‌دی؟

تام هالند: باید یه ساعت خیلی شیک برام بخری.

قسمت دوم: گفت‌وگو با جیک جیلنهال

جیک، باز هم خوش اومدی

مرسی

مشخصن یه زمانی بود چندین سال پیش وقتی توبی سر ساخت سی‌بیسکوئیت مصدوم شد که به نظر می‌اومد قراره اسپایدرمن باشی. حرف‌هایی زده شد در مورد این که تو فیلم دوم بیای. کنجکاوم چه‌قدر در مرحله‌ی انتخاب بازیگر جلو رفته بودی در نقش پیتر فرو رفته بودی؟ در موردش فکر کردی یا خیلی قبل‌تر از این حرفا بود؟

نه، ولی وقتی بچه بودم خیلی به این فکر می‌کردم که نقش پیتر پارکر رو چه شکلی ایفا کنم. این ایده همیشه تو ذهنم بوده. از زمانی که دقیقن یادم نیست، پنج یا شش ساله بودم

داشتم با یکی بحث می‌کردم سر این که دوباره فیلم رو ببینم چون حالا که همه‌چیز رو در مورد میستریو می‌دونم فقط می‌خوام اجرای تو رو ببینم. آیا چیزهایی به فیلم اضافه کردی که تا دیدن فیلم برای بار دوم متوجه‌ش نشی؟ موقع بازیگری به دیدن فیلم برای بار دوم فکر می‌کردی؟

آره. میستریو شخصیت خیلی جذابی‌یه. چیزهای زیادی هست که می‌بینی و می‌گی که «اِه، این شکلی بود». همین یکی از دلایلی بود که نقش رو پذیرفتم. همیشه دوست دارم اتفاقات زیادی رو صحنه حاضر باشه و دستت رو باز می‌ذاره کارهای بیش‌تری انجام بدیم بنابراین آره

جالبه چون به همین رفیقم که بیرون رفت داشتم می‌گفتم فکر کنم جیک به شکلی داره بازی می‌کنه که وقتی برای بار دوم ببینیم کل قضیه فرق بکنه که این خودش تعریف بزرگی‌یه. همون‌طور که گفتی، میستریو یه شخصیت جالب و چندلایه‌ست و اتفاقات زیادی رخ می‌ده هزاران شخصیت در دنیای سینمایی مارول هستم که دوست دارم بره و باهاشون صحبت کنه. اگر می‌تونستی کاری کنی که میستریو یکی دیگه از شخصیت‌های دنیای مارول رو ببینه یا رو در رو بشه، انتخابت کی بود؟

نمی‌گم رو در رو بشم ولی به نظرم میستریو شخصیت بسیار باهوشی‌یه. احساس می‌کنم که من با رابرت داونی کار کردم و قبلن با هم فیلم بازی کردیم

که یه شاهکاره. زودیاک فوق‌العاده‌ست.

آره، فیلم خیلی خوبی‌یه. فکر کنم تو مبارزه‌ی ذهنی یا حتا همکاری دوست دارم تونی استارک و میستریو رو ببینم. البته دقیق‌تر بگم آیرون‌من و میستریو. عالی میشه اگر اتفاق بیفته.

در مورد زودیاک صحبت کردی که یکی از فیلم‌های موردعلاقه‌ی عمرمه، به نظرم بهترین فیلم فینچره. تو چند تا از فیلم‌های محبوبم بودی با توجه به این‌که کوچک‌تر هستن یا بهتر بگم، مخاطبان کم‌تری از فیلم‌های مارول جذب می‌کنن. فیلم‌هایی مثل شبگرد و دشمن که به نظرم یه شاهکار به تمام معناست اگر می‌تونستی مخاطبان مارول رو برداری اون تعداد زیاد آدم که می‌خوان این فیلم رو ببینن و یکی از فیلم‌های کوچک‌ترت رو پیشنهاد بدی و بگی این فیلمو ببینین چون عالی‌یه کدوم یکی رو انتخاب می‌کنی؟

ای بابا. نمی‌دونم. من خودم عاشق شبگردم خیلی دوستش دارم و فکر می‌کنم آره، احتمالن اون فیلم.

در کنار مصاحبه با بازیگران فیلم اسپایدرمن: دور از خانه ببینید:

دیوید فینچر و کارگردانی جزئیات

واقعن شاهکاره و این که چه‌طور نامزد اسکار نشدی تو ذهن من نمی‌گنجه. به نظرم یکی از بهترین اجراهای قرن بود

مرسی بابت قسمت دوم حرفت ولی بخش اول، خیلی مهم نیست

همیشه وقتی با هم صحبت می‌کردیم رفتار خوبی داشتی. فکر کنم اولین بار تو لندن سر فیلم «شاهزاده فارسی» بود و همیشه عالی بودی. مرسی بابت زحماتی که می‌کشی

رنگ کت و شلوارت به رنگ لباس میستریو می‌خوره

آره، برای تو این شکلی پوشیدم

رنگ‌هاش نزدیکن. یه ترکیبی بین میستریو و اسپایدرمنه

قسمت سوم: گفت‌وگو با ساموئل ال جکسون

یه سؤال احمقانه دارم ولی باید بپرسم: صحنه‌ای تو فیلم هست که نیک فیوری یه تیکه در رابطه با جنگ ستارگان می‌اندازه در نتیجه جنگ ستارگان تو دنیای مارول وجود داره تا به حال نیک فیوری به این فکر کرده که شخصیتی توی جنگ ستارگان کپی خودش هست؟

فکر کنم فکر کرده و خیلی از مقایسه شدن باهاش خوشش نمی‌آد.

مردم می‌رن سمتش و می‌گن «شبیه میس وینداو» هستی.

ولی شاید هم خوشش بیاد چون میس توصیه‌های خوبی می‌کنه.

اگر قراره با کسی مقایسه باشی، مقایسه با میس وینداو چیز بدی نیست

مثل نیک آدم کله‌شقی‌یه.

آره، اینو دوست دارم. می‌دونی یه چیزی دیوانه‌واره هر وقت یه فیلم بزرگ از مارول اکران می‌شه، برمی‌گردم از اول همه رو نگاه می‌کنم. این که چه‌قدر از اون صحنه‌ی بعد از تیتراژ فیلم اول آیرون‌من گذشته دیوانه‌واره. وقتی برای اون صحنه آوردنت چه‌طور ایده‌ش رو مطرح کردن؟ چه‌طور بهت توضیح دادن که این قضیه قراره تا کجا بره و چه‌قدر بزرگ بشه؟

اون چیزا به ذهن کسی نمی‌رسید. بعد از این که کمیک‌های آلتیمیت رو توی یه مغازه‌ی کمیک‌بوک دیدم به مدیربرنامه‌م زنگ زدم و ازش پرسیدم حق تصویر منو به کمیک فروخته و اون گفت که بذار ببینم چه خبره. با آدم‌های مارول تماس گرفت و گفتن قراره این فیلم‌ها رو بسازیم و امیدواریم جزئی از این پروژه باشی.

بنابراین پیشنهاد بود و ایده رو برای من توضیح دادن. گفتم خب باشه. گفتن قراره قرارداد برای نه تا فیلم امضا کنی. چون داریم فیلم‌های زیادی می‌سازیم و دوست داریم تو خیلی‌هاشون حاضر باشی به خودم گفتم نه تا فیلم؟ چه‌قدر قراره ما رو نگه دارن؟ و بعد تو دو سال و نیم، نه تا فیلم ساختن و تقریبن تو همه‌شون بودم.

اگر به زمان برگردی و به سم جکسونی که سر فیلم اوله این سری چه‌قدر مشهور می‌شه، اون زمان باورت می‌شد؟

آره. یه لبخند بزرگ روی صورتم می‌بود و می‌خندیدم و تو هوا جفتک می‌زدم. خوب می‌شد. بعضی اوقات هیچ‌کسی در مورد پروسه‌ی ساخت حرفی نزد و یه وقتایی من از خودم می‌پرسیدم چه‌طور فیلم‌برداری این یکی شروع شده ولی من سر صحنه نیستم.

وظیفه‌ی من به شکلی‌یه که یه فیلم به دیگری وصل بشه. سؤالا همیشه بودن. بعد با گذر زمان و اتفاقات دیگه‌ای رخ دادن تا رسیدیم به کاپیتان مارول. گفتن حالا قراره تو زمان به عقب برگردیم تا بتونیم نیک فیوری و رشد شخصیتی‌ش رو ببینیم گفتم واقعن؟ گفتن آره و قراره دو تا چشمت هم سالم باشه گفتم واقعن؟! خوبه.

در کنار مصاحبه با بازیگران فیلم اسپایدرمن: دور از خانه ببینید:

گفت‌وگو با جیم کری در میزگرد هالیوودریپورتر | بازیگری همان عشق است

احتمالن باید روش کاری‌ت برای این نقش رو عوض می‌کردی.

یاد گرفتن در مورد این دنیای بزرگ‌تر از کاپیتان مارول و این موضوع که چیزهای دیگه‌ای هم هستن که ازشون خبر نداریم تا برسیم به این فیلم که یه مدتی‌یه غیبم زده و حالا انتقام‌جویان گم شدن سوال اینه که شرایط جدید من چی‌یه؟

تونی بعد از مرگش این وظیفه رو به دوش من گذاشته که به پیتر وظیفه‌شو یادآوری کنم چون کسی‌یه که خود تونی انتخابش کرده بنابراین باید پیش این بچه‌هه برم که از دستم در می‌ره و به‌ش بگم تونی گفت تو اون آدمی هستی که نیاز داریم ولی من شک دارم. بپرسم که کی قراره بزرگ بشی؟ کی قراره بچه‌دار بشی؟ کی آروم می‌گیری؟ من اون عموی غرغرو‌ام.

همه‌مون به همچین آدمی نیاز داریم. بحث از تونی شد، داشتم در مورد صحنه‌ی سوگواری فکر می‌کردم آخر «پایان بازی» که روی بالکن می‌آی در مورد صحنه به‌تون چی گفتن؟ گفتن که این صحنه‌ی مراسم سوگواری تونی‌یه یا این که همه‌تون بیاین و قیافه‌تون هم ناراحت باشه؟

تا وقتی اون‌جا نبودیم چیزی نگفتن که قراره این سکانس این شکلی باشه. فکر می‌کنم اسمش رو گذاشته بودن سکانس عروسی و دیوانه‌وار بود چون جایی بود که بیشترین تعداد ابرقهرمان‌ها کنار هم جمع شده بودن. اگر می‌تونستین اون روز پشت صحنه رو ببینین، هیجان‌زده می‌شدین نمی‌دونم چرا کسی با پهباد از اون‌جا فیلم‌برداری نکرد. اما یه جورایی توضیح دادن که قضیه از چه قراره.

همین‌جوری گفتن که تونی مرده؟

نیاز نبود چیزی بگن.

و خوب رابرت داونی اونجا نبود.

اتفاقن بود چون اون روز یه عکس دسته‌جمعی گرفتیم؛ عکس بزرگ دنیای سینمایی مارول. بنابراین اون اطراف بود ولی جلوی دوربین نه و فیلم‌برداری کاپیتان مارول هنوز شروع نشده بود ولی هم من و هم بری لباس‌ها و لوازم‌مون رو داشتیم. ما دو نفر آخری هستیم که تو اون پلان می‌بینین که من روی تراس می‌آم. خیلی خوب بود؛ لحظه‌ی خوبی‌یه.

یادمه اولین بار نه، دومین باری که تو سینما دیدمش وقتی اومدی مردم تشویق کردن. می‌دونم یه صحنه‌ی مرگ نیک فیوری وجود داره ولی «پایان بازی» قاطعانه می‌گه این ابرقهرمان‌ها می‌میرن و در هر لحظه ممکنه کشته بشن دوست داری نیک فیوری صحنه‌ی مرگ داشته باشه؟

اگر بایدی‌یه، باشه، خیلی هم خوب.

شیوه‌ی خاصی هست که دوست داشته باشی؟

احتمالن یه جا دیگه، خارج از جو زمین، نه این پایین. می‌تونم خودمون رو تو فضا تصور کنم.

آقای جکسون، همیشه که باهات مصاحبه می‌کنم خیلی مهربونی.

می‌دونی که دوستت دارم و امروز هم تیپت عالی‌یه.

مرسی رفیق. مادربزرگم بشنوه چه می‌گه.

با این کت و شلوار بریتانیا رو نورانی کردی.

 

2,447 بازدید کلی, 9 بازدید امروز

سینمای جهان

گفت‌وگوی ورایتی با الیزابت دبیکی | با اعتماد به‌نفس، کله‌شق و هنرمند

مصاحبه با الیزابت دبیکی

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: مصاحبه مفصل ورایتی با الیزابت دبیکی درباره‌ی کارنامه‌ی بازیگری او، زندگی شخصی‌اش و تجربه‌ی هم‌کاری با کریستوفر نولان در فیلم «انگاره».

گفت‌وگوی ورایتی با الیزابت دبیکی | با اعتماد به‌نفس، کله‌شق و هنرمند

الیزابت دبیکی در گفت‌وگوی مفصلی که با ورایتی داشته از چیزهای مختلفی صحبت کرده. او در ابتدا‌ی این گفت‌وگو می‌گوید که مرموز به نظر می‌رسد و می‌تواند رازدار باشد. دبیکی با خنده تعریف می‌کند: «یک بار ایزابلا روسلینی به من گفت که من مرموزم و این باعث دل خوشی ‌ام شد چون من همیشه می‌خواستم اسرارآمیز و مرموز باشم. اما حقیقت این است که این ظاهر را برای بیش از چهار ثانیه نمی‌توانم نگه دارم. به محض این که با کسی آشنا شوم این ظاهر من به سرعت فرومی‌ریزد.»

آن چه دبیکی می‌تواند از «انگاره»، جدیدترین فیلم کریستوفر نولان، فاش کند این است که نقش همسرِ تنهایِ شخصیت شرور، کنث برانا را بازی می‌کند. او بابت کار با نولان هیجان‌زده بود و گفت که این فیلم «همان تجربه‌ای است که دوست دارید هنگام رفتن به سینما داشته باشید».

او با شگفتی می‌گوید: «کریس همه چیز را می‌سازد. او تمام تصاویر را قطعه به قطعه می‌سازد. او این توانایی را دارد که فیلمی بسازد که تفکری پیچیده داشته باشد و در عین حال سرگرم‌کننده و قابل دسترسی هم باشد. آن قدر همه چیز دقیق بود که حس یک فیلم مستقل را به آدم می‌داد. کریس بسیار سریع کار می‌کند و تمام زمان و انرژی‌اش صرف چیزهای درستی می‌شود. هیچ چیز اضافه‌ای در کار نیست. این همکاری فروتنانه و مشارکتی بود و قطعاً مرا هم به عنوان یک بازیگر و هم احتمالاً به عنوان یک شخص قوی‌تر کرد.»

دبیکی از تایید یا تکذیب کردن تمام نظریه‌های طرفداران درباره‌ی «انگاره» طفره می‌رود. او البته از برخی از این حدس و گمان‌ها لذت برد و به آن‌ها خندید و در نهایت اشاره کرد که «مخاطبان بسیار بسیار شگفت‌زده خواهند شد.»

در کنار مطالعه مصاحبه ورایتی با الیزابت دبیکی ببینید:

الیزابت دبیکی، رابرت پتینسون و جان دیوید واشنگتن از کار با نولان می‌گویند

اولین فیلمی که دبیکی بازی کرد فیلمی مهجور استرالیایی به نام «چند ساقدوش» بود. او می‌گوید: «فکر کنم دیالوگ من دو خط بیش‌تر نبود و شخصیت من در تمام طول فیلم به دنیال گوسفندش می‌گشت. شوخی نمی‌کنم.» ولی این فیلم فرصتی بود تا او با اولیویا نیوتن-جان و ربل ویلسون همکاری کند و در نهایت هم با درآمد بازیگری‌اش یک کامپیوتر خرید.

پس از آن اما نوبت «گتسبی بزرگ»، اقتباس باز لورمن از رمان اف. اسکات فیتزجرالد، رسید. لورمن که شخصیت‌های اصلی را به لئوناردو دی‌کاپریو و کری مولیگان سپرده بود، توانست نقش جردن، دوست بانفوذ دیزی، را به چهره‌ای جدید یعنی دبیکی بسپارد.

او با ذکر این که از قرار گرفتن روبه‌روی دوربین وحشت‌زده بود می‌گوید: «تمام دیالوگ‌هایم یادم رفت. مجبور بودیم برداشت‌های زیادی بگیریم. ما در مدرسه تمرین تئاتر انجام داده بودیم ولی من واقعاً نمی‌دانستم که برای بازی در فیلم باید چگونه باشم. یادم هست سرعت کسی که دیالوگ‌ها را می‌خواند بسیار زیاد بود. با خود فکر کردم: «واقعاً در فیلم‌ها این طور حرف می‌زنند؟»»

پس از این فیلم اما دبیکی توانست با نام‌های بزرگی در عرصه‌ی سینما هم‌بازی شود. او به سرعت و پشت سر هم در نقش شخصیت مقابل کیت بلانشت و ایزابل هوپر (روی صحنه در «خدمتکاران»)، تام هیدلستون و هیو لوری («مدیر شب») و وایولا دیویس («بیوه‌ها») بازی کرد. او هم‌چنین نقش مکمل درخشانی در «داستان» داشت، نقش ویرجینیا ولف را در «ویتا و ویرجینیا» بازی کرد و اخیراً هم در «ارتداد پرتقال سوخته» هم‌بازی میک جگر شد.

در کنار مطالعه مصاحبه ورایتی با الیزابت دبیکی ببینید:

پروسه‌ی انتخاب الیزابت دبیکی برای فیلم «انگاره» از زبان کریستوفر نولان

کارگردانانی که دبیکی با آنان کار کرده می‌گویند که او از به چالش کشیده شدن لذت می‌برد. استیو مک‌کویین کارگردان «بیوه‌ها» گفت: «زمانی که دارید با وایولا کار می‌کنید نمی‌توانید آدم تازه‌کار را به صحنه بیاورید. ولی با این حال بازیگران بزرگ یک‌دیگر را دوست دارند و این دو با هم رابطه‌ی فوق‌العاده‌ای داشتند. دبیکی فضا و ایده‌ی کلی این که چگونه معماری یک اجرا بر پایه‌ی استفاده از فضا و کنترل بدن است درک می‌کند. او تمام مهارت‌های فیزیکی و احساسی‌ای را که می‌خواهید دارد. او یک بازیگر با استعدادهای ذاتی است.»

سوزان بیر کارگردان «مدیر شب» می‌گوید که دبیکی کاملاً مناسب این فیلم بود و با این که تنها ۲۴ سال داشت رابطه‌ی آرامی را با هم‌بازی‌هایش برقرار کرد. بیر گفت: «او به شخصیتش عمق زیادی بخشید. بیش از آن چه انتظار داشتم. هر کاری که او انجام می‌دهد جان‌دار است. او بسیار تحسین‌برانگیز است و من هرگز فکر نمی‌کردم که او ذره‌ای کم‌تجربه‌تر از سایر بازیگران باشد.»

ولی دبیکی می‌گوید که او می‌ترسیده. او گفت: «احتمالاً خوب قایمش می‌کنم. مردم فکر می‌کنند من راحت و بی‌خیالم ولی حقیقت این است که من مضطربم و عرق می‌کنم. تعجب می‌کنم که در اولین روز فیلم‌برداری «خدمتکاران» با کیت و ایزابل اصلاً صدایی از دهانم بیرون آمده باشد.» با این حال او از به دست آوردن فرصت‌هایی از این دست که مانند مسترکلاسی با تدریس همتایانش می‌ماند لذت می‌برد. دبیکی می‌گوید: «بازیگری با انجام آن آموخته می‌شود و شما به عنوان یک بازیگر تنها تا سطح کسانی که در اطراف خود دارید می‌توانید پیش‌رفت کنید. شما برای رشد کردن به همراهان خوبی نیاز دارید و من بسیار خوش‌بخت بوده‌ام که توانستم از این بازیگرهای خارق‌العاده چیزی یاد بگیرم و به کمک بی‌نظیر بودنشان پیش‌رفت کنم. تجربه اعتماد به نفس را با خود به همراه می‌آورد، اعتماد به نفس کله‌شقی را در پی دارد و با کله‌شقی است که هنر خلق می‌شود.»

 

مترجم: پویا مشهدی‌محمدرضا

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

2,551 بازدید کلی, 630 بازدید امروز

ادامه مطلب

آنونس

تریلر فیلم بیوگرافیک «رادیواکتیو» با بازی رزموند پایک در نقش ماری کوری | Radioactive official trailer

تریلر فیلم Radioactive

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: تریلر فیلم بیوگرافیک «Radioactive / رادیواکتیو» به کارگردانی مرجانه ساتراپی و با بازی رزموند پایک، سم رایلی و آنورین بارنارد.

تریلر فیلم بیوگرافیک «رادیواکتیو» با بازی رزموند پایک در نقش ماری کوری

«رادیواکتیو» فیلمی بیوگرافیک پیرامون شخصیت ماریا اسکلودوسکا-کوری، ماری کوری به کارگردانی مرجانه ساتراپی و با بازی رزموند پایک است.

فیلم اقتباسی‌ست از فوتو رمانی نوشته‌ی لورن ردنیس. داستان فیلم حول زندگی شخصی و حرفه‌ای ماری کوری می‌چرخد: ملاقات با پی‌یر کوری (سم رایلی)، همسر و همکارش، کشف پولونیوم و رادیوم مرگ تراژیک پی‌یر و رابطه‌ی نامشروع با همکارش پاول لانگوین (آنورین بارنارد).

اولین نمایش از رادیواکتیو در آخرین شب فستیوال تورنتو بود که با واکنش‌های متوسطی همراه شد.

فیلم قرار است ۲۴ام جولای روی سرویس آمازون پرایم ویدیو به نمایش دربیاید.

در کنار تماشای تریلر فیلم Radioactive ببینید:

علی حجوانی خبرنگار آرت‌تاکس در تورنتو ۲۰۱۹ از فیلم رادیواکتیو می‌گوید

Radioactive official trailer

Radioactive is a 2019 British biographical drama film directed by Marjane Satrapi and starring Rosamund Pike as Maria Skłodowska-Curie. The film is based on the graphic novel by Lauren Redniss. The film documents the life and work of Marie Curie: meeting her husband/research partner Pierre (Sam Riley), discovering polonium and radium, the tragic loss of Pierre to a trampling horse, and her affair with colleague Paul Langevin (Aneurin Barnard). Radioactive premiered as the Closing Night Gala at the Toronto International Film Festival on 14 September 2019 to average reviews. It is scheduled to be released on 24 July 2020 on Prime Video.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

9,402 بازدید کلی, 1,068 بازدید امروز

ادامه مطلب

سینمای جهان

کریستوفر نولان از پروسه‌ی انتخاب و شیوه‌ی بازیگری الیزابت دبیکی در «انگاره» می‌گوید

الیزابت دبیکی Tenet

ترجمه‌ی اختصاصی از آرت‌تاکس: کریستوفر نولان در مصاحبه‌ای از پروسه‌ی انتخاب الیزابت دبیکی و شیوه‌ی کار با او برای تازه‌ترین ساخته‌اش Tenet می‌گوید.

کریستوفر نولان از پروسه‌ی انتخاب و شیوه‌ی بازیگری الیزابت دبیکی در Tenet می‌گوید

چیز زیادی از شخصیت الیزابت دبیکی در «انگاره»، به جز این که او همسر شخصیت منفی فیلم، یک الیگارش روسی با بازی کنث برانا، است و او را ترک کرده نمی‌دانیم اما چیزی که از اطلاع داریم این است که نولان نزدیک بود از انتخاب دبیکی برای این نقش صرف نظر کند!

این فیلم‌ساز در مصاحبه‌ای با ورایتی گفته که دبیکی در «بیوه‌ها»، فیلم استیو مک‌کویین، آن قدر خود را آمریکایی نشان داده بود که باعث شد او نام دبیکی را از لیست بازیگران احتمالی «انگاره» خط بزند.

الیزابت دبیکی، رابرت پتینسون و جان دیوید واشنگتن از کار با نولان می‌گویند

نولان درباره‌ی این شخصیت «انگاره» و این که چرا بازی دبیکی در «بیوه‌ها» او را فریب داد و باعث شد فکر کند که او مناسب پروژه‌ی جدیدش نیست گفته: «من به دنبال شخصیتی خیلی خیلی بریتانیایی می‌گشتم. شخصیتی که یک انگلیسی جذاب است.» او تا زمانی که اما توماس، همکار تهیه‌کننده و همسر او، پیشنهاد نداده بود که دبیکی را برای این نقش انتخاب کنند و او را از این نکته آگاه کرد که این بازیگر اهل ایالات متحده نیست نظر خود را عوض نکرد.

نولان گفت: «الیزابت از آن دست بازیگران بزرگی است که وقتی به آن‌ها توجه می‌کنید می‌فهمید که آن‌ها را در آثار زیادی دیده‌اید اما نمی‌توانید باور کنید که همه‌ی آن‌ها یک نفرند.» او هم‌چنین اضافه کرد که پس از تماشای بازی‌های دبیکی در «بیوه‌ها»، «گتسبی بزرگ» و مینی سریال «مدیر شب» مسحور توانایی‌های او شده است.»

نولان در ادامه گفت: «این که کسی به شگفت‌انگیزی و جذابی او توانایی تغییر شخصیتی آفتاب‌پرست‌گونه دارد به شدت به حجم توانایی‌های او می‌افزاید.»

تماشای کارهای دبیکی باعث شد که نولان این نقش را به او پیشنهاد کند اما او اصرار داشت که برای این نقش آزمون بدهد. نولان گفت: «من قطعاً از او نمی‌خواستم که آزمون بدهد. سطحی از بازیگری هست که شما پس از دیدن آن به عنوان یک کارگردان، دیگر از بازیگری که این توانایی را دارد نمی‌خواهید که آزمون بدهد ولی او می‌خواست که این اتفاق بیفتد. فکر کنم این که بدانیم او می‌تواند آن چه را که به دنبالش بودیم انجام دهد برایش مهم بود. و این گونه بود که او آمد و همه را به شگفتی واداشت. به نظر من او تنها آن چه را که از او در سر داشتم تایید کرد. بازی او حتی فراتر از تصورات و آرزوی من بود.»

همه‌ی آن‌چه باید از «انگاره / Tenet» بزرگ‌ترین فیلم کریستوفر نولان بدانید

نولان شخصیت دبیکی را این گونه توصیف کرد که «اجرای درست این نقش سخت است چون او باید آسیب‌پذیر باشد و از خوبی او سوءاستفاده شود اما قدرت و عمقی هم دارد که به کارش خواهد آمد.»

او اضافه کرد: «فکر می‌کنم که اجرای این شخصیت توسط یک بازیگر بدون توسل به کارهایی غیرعادی یا تکیه به نسخه‌ای ساده از قوس شخصیتی آن بسیار دشوار باشد. دبیکی راهی پیدا کرده است که آسیب‌پذیری و قدرت را هم‌زمان نشان دهد و این بسیار انسانی و واقعی است.»

مترجم: پویا مشهدی‌محمدرضا

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

6,550 بازدید کلی, 630 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها