با ما همراه باشید

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: هانس زیمر و کریستوفر نولان با استفاده از چه ترفندی موسیقی متن فیلم Interstellar را به یک اتفاق شنیدنی تبدیل کردند

صدای زمان چیست؟

ریتمی که عقربه‌ی ثانیه شمار ساعت با آن حرکت می‌کند، از شصت ضرب در دقیقه ساخته شده است. می‌شود به آن، صدای زمان لقب داد. این ریتم به تنهایی چیز خاصی به ما نمی‌گوید اما اگر به شما بگویند که پس از تمام شدن این یک دقیقه، قرار است مرگ شما فرا برسد چه؟ حال با شرطی که بر روی این بازه‌ی زمانی قرار داده‌ایم، حس تعلیق و تنش افزایش می‌یابد. با هر صدای تیک ساعت!

استفاده از کلیشه در جهت تنوع

از این ابزار به طور متعدد در فیلم‌ها استفاده می‌شود و به آن «تیک تیک ساعت» می‌گویند. این ابزاری‌ست که کریستوفر نولان به زیبایی توانسته از آن بهره ببرد. به طور مثال می‌توان به صحنه‌هایی از فیلم «میان‌ستاره‌ای»، ساخته‌ی سال ۲۰۱۴ اشاره کرد. جان تروبی در کتاب «آناتومی داستان» تیک تیک ساعت را به این شکل توصیف می‌کند: «نقطه‌ی پایانی که به عنوان تیک تیک ساعت هم شناخته می‌شود، تکنیکی‌ست که به‌وسیله‌ی آن به مخاطب گفته می‌شود که کار باید تا زمان مشخصی تمام شده باشد. نقطه‌ی پایانی سبب می‌شود هیجان و سرعت روایت داستان بیشتر شود اما برای آن به شالوده‌ی درست و باریک‌بینی نیاز است.»

“هر ساعت معادل هفت ساله! شمارش یادتون نره.”

تیک تیک ساعت مزایای زیادی دارد. با سرعت دادن به فیلم، مخاطب را وادار به تصمیم‌گیری می‌کند تا تضاد ناشی از محدودیت زمانی را از بین ببرند. با این حال همان‌طور که تروبی می‌گوید، برای استفاده‌اش باید بهایی بپردازیم. به صحنه‌هایی مانند خنثی شدن بمب فکر کنید. به‌قدری این صحنه‌ها را در فیلم‌های مختلف دیده‌ایم که الان به کلیشه‌ای خسته‌کننده تبدیل شده‌اند. وقتی مخاطب متوجه استفاده کردن از این ابزار در پشت صحنه می‌شود، این بدان معناست که توجه‌اش از روایت و جنبه‌ی احساسی داستان منحرف شده و جادوی فیلم از بین رفته است. این اتفاقی‌ست که هیچ کارگردانی آن‌را نمی‌خواهد.

کلیشه را در دل قصه پنهان کن

حالا باید به دنبال مخفی کردن تیک تیک ساعت در دل داستان باشیم. کاری که کریستوفر نولان به همراه آهنگسازش، هانس زیمر، آن‌را با وارد کردن صدای تیک تیک به موسیقی متن فیلم انجام می‌دهند. به خصوص در دو قطعه‌ی «کوه‌ها» و «بزدل». به محض فرود آمدن کاراکترها بر روی سیاره‌ی میلر، برای جمع‌آوری اطلاعات، یک شرط یادآوری می‌شود: «هر ساعت معادل هفت ساله! شمارش یادتون نره.»

این زمان ارزشمند

پس از بیان این جمله از زبان کوپر، موسیقی متن فیلم Interstellar با تیک تیک‌های ساده شروع می‌شود. حالا هر صدای تیک، گذر زمان را برای مخاطب یاد‌آوری می‌کند. روی این سیاره زمان ارزش‌مند است و هر ثانیه دارای اهمیت می‌باشد. ریتم آهنگ کمی کندتر، یعنی ۴۸ ضرب در دقیقه، شروع می‌شود که به صورت ظریفی به خطری که تهدیدشان می‌کند، یادآور می‌شود. وقتی کاراکترها متوجه می‌شوند که میلر مرده است و کوه‌ها درواقع امواج غول‌پیکری هستند که به سمتشان می‌آیند، صدا اوج می‌گیرد و تعداد ضرب‌ها به ۶۰ ضرب در دقیقه افزایش پیدا می‌کند. با هر صدای تیک، مخاطب به این فکر می‌کند: آیا قبل از رسیدن موج‌ها می‌توانند به داخل سفینه برگردند یا خیر؟

“با هر صدای تیک، مخاطب به این فکر می‌کند: آیا قبل از رسیدن موج‌ها می‌توانند به داخل سفینه برگردند یا خیر؟”

این، تیک تیک ساعت را به طور عملی نشان می‌دهد. احساس تعلیق و تنش با هر صدای تیک افزایش پیدا می‌کند، در حالی که زمان بی‌رحمانه از دست می‌رود. کمی جلوتر در داستان، کوپر و برند شاهد کشیده‌ شدن تنها سفینه به سمت سیاره‌ی «من» هستند. در صحنه‌ی قبلی، برای مخاطبین شرط گذاشته شده که باید راهی به سمت عرشه پیدا کنند و قبل از این‌که در اتمسفر سیاره گیر بیافتند، سفینه رو هدایت کنند. حالا که محدودیت زمانی برایمان مشخص شده و زندگی کاراکترها در خطر است، تیک تیک ساعت شروع می‌شود. صدای تیک تیک آروم، با صدای سازهای کوبه‌ای و سنگین جایگزین و ریتم ثابت ۶۰ ضرب در دقیقه حفظ می‌شود.

در جست‌وجوی زمان از دست رفته

حالا که موتیف تیک تیک ساعت پایدار شده، نولان برای پاسخ گرفتن از مخاطب نیازی به شمارش معکوس ندارد. مثل موضوع خنثی کردن بمب، که خیلی واضح بود و مخاطب حواسش پرت می‌شد، به‌ جای آن، هر ضرب آهنگ به ما یادآوری می‌کند که زمان در حال از دست رفتن است. موسیقی شدت می‌گیرد و تیک تیک ساعت جلو می‌رود و ما به این فکریم که کاراکترهایمان نجات پیدا می‌کنند یا خیر؟

داستان‌گو یا شعبده‌باز؟

زمانی که از مدار سیاره خارج می‌شوند، بالاخره از تنش موسیقی کاهش می‌یابد. داستان‌گوها مانند شعبده‌بازها، مخاطب را به سفری ناشناخته دعوت می‌کنند و از نظر احساسی آن‌ها را گمراه می‌کنند تا پاسخ مناسبی بگیرند اما به محض آگاه شدن مخاطب از حقه، تأثیرش از بین می‌رود. با دانستن این موضوع، نولان و زیمر این تأثیر را در موسیقی متن فیلم Interstellar پنهان می‌کنند. بدین وسیله، زمینه‌های بزرگتری در داستان تقویت می‌شود.

این ویدیو را از دست ندهید: بررسی یک سکانس از فیلم سرگیجه

پس از فیلم Interstellar نولان و زیمر در همکاری بعدی‌شان، یعنی دانکرک، هم از این تکنیک تیک تیک ساعت استفاده می‌کنند تا جایی که صدای ساعت جیبی خود نولان هم در موسیقی فیلم می‌گنجانند. نولان استاد گمراه کردن مخاطب در طول فیلم‌هایش است و گاهی اوقات، این تنها چیزی‌ست که لازم دارد.

نسخه‌ی تصویری این تحلیل را در آرت‌تاکس ببینید.

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینماآرت

تجربه‌ای جدید وسط میدان جنگ | ۱۹۱۷ مندس فراتر از دانکرک نولان

فیلمبرداری فیلم 1917

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: در این ویدیو نگاهی نزدیک خواهیم داشت به چگونگی فیلم‌برداری راجر دیکنز در فیلم ۱۹۱۷. فیلمی که بخت اصلی جایزه‌ی فیلمبرداری اسکار ۲۰۲۰ محسوب می‌شود.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ از تریلر این فیلم دیدن کنید

فیلم‌برداری و تدوین هوش‌مندانه

در نمایی از «۱۹۱۷» سرجوخه اسکوفیلد با بازی جورج مک‌کی را در حال فرار از میان شهری ویران‌شده نشان می‌دهد و از لبه‌ی مرتفعی به داخل رودخونه می‌پرد. این به نظر یک نمای پیوسته و طولانی می‌آید اما اگر به پشت صحنه‌ای که به این نتیجه منجر شد نگاه کنید، می‌بینید که گروه فیلم‌برداری مجبور بودند جورج را با جیپ، موتور سیکلت و پای پیاده تعقیب کنند. بعد از این، نما با نمای دیگه‌ای که بازیگر به داخل رودخونه پریده ترکیب شده است. این یکی از روش‌های ماهرانه‌ای بود که فیلم‌سازها به وسیله‌ی آن کاری کردند که فیلم به گونه‎ای به نظر آید که انگار یک نمای تک بیش‌تر نیست. درست انجام دادن این کار نیازمند زمان‌بندی بی‌نقص، بالاترین سطح برنامه‌ریزی و فیلم‌برداری و تدوینی به شدت هوش‌مندانه بود.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ ببینید:

پشت صحنه‌ی فیلم ۱۹۱۷ | لحظه‌ای که جنگ مدرن آغاز می‌شود

روایت دو سرباز جوان در مخمصه‌ای بی‌پایان

تمام «۱۹۱۷»، درامی‌ که در زمان جنگ جهانی اول رخ می‌دهد، داستان دو سرباز جوان را روایت می‌کند که سعی دارند نامه‌ای به مقصد برسونند تا حمله متوقف شود. این فیلم در واقع در یک نما گرفته نشده بلکه به صورت یک سری از نماهای پیوسته و کات نخورده فیلم‌برداری شده و بعد به صورت هوش‌مندانه‌ای به هم وصل شدند تا این احساس فیلمی با یک نمای طولانی‌ القا کنند.

فرمانده‌ی عملیات: راجر دیکنز

این که این کار قبلن هم انجام شده، فیلم‌سازان برای ساخت «۱۹۱۷» به چالش‌های جدیدی برخوردند. یکی از اولین مثال‌های فیلم تک‌نمایی «طناب» آلفرد هیچکاک بود. مثالی جدیدتر، «مرد پرنده‌ای» است. فیلم «۱۹۱۷» این عمل را با اکشن مداوم و محیط همیشه در حال تغییر یه گام فراتر می‌برد. این فیلم از هیچ لوکیشنی دو بار استفاده نمی‌کند. چه کسی این مسئولیت خطیر رو به عهده می‌گیره؟ تصویربردار راجر دیکنز. دیکنز، یکی از بزرگ‌ترین تصویربرداران زنده‌ی حال حاضر، این را مدیون کار استادانه‌اش در فیلم‌هایی مثل «اسکای‌فال» و «سیکاریو» است. اون برنده‌ی اسکار بهترین تصویربرداری برای فیلم «بلیدرانر ۲۰۴۹» شد.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ ببینید:

راجر دیکنز از سختی‌‌ هماهنگی فیلم‌برداری و پست پروداکشن می‌گوید

پیش‌تولید مهم‌تر از پروسه‌ی تولید

این یک سبک فیلم‌سازی نیست که مناسب هر فیلمی باشد چراکه این نوع فیلم‌برداری خاص محسوب می‌شود. کارگردان سم مندس می‌خواست تجربه‌ای غوطه‌ور کننده بسازد و و مخاطبان حس سربازی بریتانیایی که در جنگ جهانی اول می‌جنگد را داشته باشند. قرار دادن دوربین درست روبه‌روی صورت سربازها هنگام عبورشون از سنگرهای باریک و طولانی، یکی از ابعاد اصلی این کار بود. اول از همه به خاطر نماهای طولانی‌ای که گروه می‌خواست ضبط کند،  فیلم «۱۹۱۷» به آماده‌سازی‌های بیش‌تری نسبت به اغلب فیلم‌ها نیاز داشت. به عنوان مثال، گروه در هر صحنه مدل آن سکانس را ساخت.

مدل‌ها به گروه کمک کردند تا ببینند صحنه به صورت کلی باید چه شکلی باشد. صحنه‌ای که در آن اسکوفیلد باید از میان شهری ویران‌شده فرار کند در نظر بگیرید. این صحنه با منورهایی که به سمت آسمان شلیک می‌شدند نورپردازی شد. چون منورها منبع اصلی نورپردازی در برخی از نماهای این صحنه بودند، گروه باید دقیقن زمان‌بندی می‌کرد تا منورها چه‌قدر در آسمان باشند. برای همین با یه وسیله‌ی نورپردازی روی مدل کوچکی از شهر تست کردند تا جهت سایه‌ها را ردیابی کنند و نور چگونه روی پنجره‌ی ساختمان‌ها می‌افتد.

در کنار تماشای پشت‌صحنه فیلمبرداری فیلم ۱۹۱۷ بخوانید:

نقد فیلم ۱۹۱۷ | تونل وحشت در دل روز

طراحی دکور فیلم

دیدن حضوری مناظر و صحنه‌ها هم به همان اندازه برای ثبت نماهای پیوسته مهم بود. دپارتمان هنر از صفر تمامی مناظر را ساخت. هر صحنه نیاز داشت تا مسیری برای دوربین فراهم کند. به عنوان مثال، سیم خارداری که سربازها از آن در منطقه‌ی بی‌طرف رد می‌شوند به صورت زاویه‌دار قرار داده شده بود تا دوربین بتواند عبور کند. سطوح شیب‌دار به دوربین اجازه داد تا از این منطقه‌ عبور کند و وارد سنگرهای پایین‌دستی آلمان بشود. در همین حین ورودی تونل‌ها باید طول دقیق و مناسبی داشته باشند تا دوربین‌ها و وسایل مورد نیاز را عبور دهند. یک پنجره جوری ساخته شده بود تا باز شود و دوربین از آن عبور کند. شاید شگفت‌انگیزترین اتفاق این سنگر ۵۲۰۰ پایی بود که گروه باید می‌ساخت. چون برخی از صحنه‌های اکشن و چالش‌برانگیز در این مسیرهای باریک رخ می‌داد، اندازه‌گیری همه چیز حیاتی بود.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینماآرت

چرا انگل فیلم خوش‌ساختی‌ست؟ | بررسی پلان به پلان و تدوین فیلم

Parasite

زیرنویس اختصاصی از آرت‌تاکس: این ویدیو تدوین انگل/Parasite و ضرباهنگ فیلم را که باعث می‌شود احساس کنید سوار بر داستان هستید بررسی می‌کند

بونگ جون هو فیلم‌سازی‌یه که علاقه‌ی شدیدی به ریتم داره. این امر رو توی همه‌ی فیلم‌هاش می‌تونین حس کنین ولی توی آخرین فیلمش «انگل»، اون فراتر از حد خودش ظاهر می‌شه. ضرب‌آهنگ فیلم به طور بی‌نقصی تنظیم شده. به عنوان یه بیننده این طور حس می‌کنین که سوار بر داستان هستین. نحوه‌ی کارکرد تدوین و فیلم‌برداری، طراحی صدا و موسیقی شما رو از لحظه‌ای به لحظه‌ای دیگه می‌بره. فکر کنم بونگ می‌دونه که به دست آوردن دقیق سرعت فیلم تنها راهی‌یه که باعث می‌شه تغییر لحن‌های برجسته‌اش کارگر بیفته.

نشست خبری فیلم انگل | نگاه زیرکانه به جامعه

نتیجه‌ی چنین توجهی به ریتم، یه تجربه‌ی تماشایی کاملن مسحورکننده است. وزن و آهنگ تمام فیلم تحت کنترله ولی ولی مونتاژی به طول چهل دقیقه در این فیلم وجود داره که بونگ استادی خودش رو به شکل سکانسی درخشان و بی‌نقص درمی‌آره. شصت نما که با تقریب خوبی طولی برابر پنج دقیقه دارن که قطعن محبوب‌ترین پنج دقیقه‌ی سال منه. و فکر می‌کنم ارزش بررسی دقیق‌تر رو داره چون واقعن اثر زیبایی‌یه.

سازنده‌ی «انگل» به بررسی آن می‌پردازد | مأموریت غیرممکن برای خانواده‌ای عجیب

این مونتاژ بعد از پایان پرده‌ی اول «انگل» و پس از این که خانواده‌ای فقیر تقریبن موفق می‌شن یه خانواده‌ی ثروتمند رو اغفال کنن تا همه‌شون رو توی تعمیرگاه‌ها استخدام کنن نمایش داده می‌شه. پسر خانواده معلم سرخونه می‌شه. دختر خانواده معلم هنر می‌شه. پدر راننده می‌شه. و بقیه سعی می‌کنن تا مادر رو هم به عنوان خدمتکار استخدام کنن. مسئله اینه که خدمتکار فعلی سابقه‌ی خوبی داره و مورد علاقه‌ی خانواده‌ی ثروتمند هم هست. بنابراین خانواده‌ی فقیر نقشه‌ای می‌کشن تا اون رو از دور خارج کنن. این که این نقشه رو توی یه مونتاژ پیاده کنن ایده‌ی خوبی‌یه چون ما تا الان سه تا کلاهبرداری موفق دیدیم که ضرب‌آهنگ هر کدومشون هم به آرومی داره پیش می‌ره. در مونتاژ کات خوردن‌ها سریع‌تر می‌شه و بونگ با این کار باعث می‌شه تا این پرده اوج بگیره. هم‌چنین با پیچیده‌تر شدن نقشه‌های خونواده‌ی فقیر تنها کار درست اینه که فیلم‌سازی هم پیچیده بشه. مونتاژی مثل این توانایی شما رو برای انتقال حجم زیادی از اطلاعات در تعداد محدودی نما به ورطه‌ی آزمایش می‌ذاره که در این مورد شصت نماست. بیایین نگاهی به چند نمای اول بندازیم. اولین چیزی که متوجه شدم این بود که چقدر همه چیز ترانه‌واره. و استفاده از قطعه‌ای از اپرای رودلیندای هندل هم به این امر کمک کرده. ضرب‌آهنگ خیره‌کننده است. بونگ با استفاده‌ی هم‌زمان از اسلوموشن و حرکت خطی دوربین به این امر دست پیدا می‌کنه. هر نما بخشی از اطلاعات رو منتقل می‌کنه. چند پیش‌بینی و لحظه‌های بعدی در مونتاژ و این ارجاعات رفت و برگشتی و حرکات دوربین و موسیقی کمک می‌کنن تا این سکانس رو به ارگانیسمی مستقل تبدیل کنن. یک مونتاژ سکانسی‌یه که با زمان بازی می‌کنه. ببینید از ایده تا اجرا چند تا نما طول کشیده. بونگ در هشت نمای به صرفه از لحظه‌ای که پسر می‌فهمه که خدمتکار حساسیت داره به لحظه‌ای که اون رو مسموم می‌کنه می‌رسه. این ایجاز هم‌طراز با کارهای هیچکاکه که در چند نما قبل‌تر اون رو توی فیلم جا داده بود. پدر خونواده‌ی فقیر داره مادر خونواده‌ی ثروتمند رو فریب می‌ده برای همین بونگ رو اون رو در حالی نشون می‌ده که اون رو برده بیرون تا یه دوری بزنه. پدر جلوتر حرکت می‌کنه و مادر اون رو دنبال می‌کنه. ولی این جا سطح دیگری از کنترل رو هم شاهدیم چون حرف‌هایی که پدر می‌زنه در واقع توسط پسرش نوشته شدن که این نمایش فریب‌کارانه رو طراحی کرده.

در این لحظه ایده‌ی خوبی‌یه تا به تدوینگر  بونگ، جین مو یانگ اشاره کنیم که به وضوح نقشی اساسی توی شکل‌دهی به این سکانس و تمام فیلم داشت. با این حال بونگ بیشتر کار تدوین رو خودش با نوشتن استوری‌برد مفصل انجام می‌ده ولی هر تدوینگری به شما خواهد گفت که ریتم یه صحنه وابسته به تنظیمات به شدت جزئی‌یه. و گاهی باید خلاق باشید. اگه به عنوان مثال فریم به فریم به این نما نگاه کنین این جا می‌تونین چیز عجیبی رو ببینین. یانگ دو نمای متفاوت رو توی میانه‌ی این نمای افق‌گرد به هم بخیه زده چون هر کدوم از نماها به تنهایی سرعت مناسب دو بازیگر رو در خودش نداشت. برای همین اون از این دو نما فرانکنشتاینی ساخت تا سرعت مناسب رو به دست بیاره. یانگ هم‌چنین نقش مهمی توی کامل کردن این بخش از مونتاژ داشت که در ابتدا بیش‌تر از تکرار مجدد دیالوگ‌ها تشکیل شده بود. یانگ بین مکان‌ها کات زد تا سرعت رو نوسانی‌تر بکنه و در نتیجه این طور به نظر می‌آد که یک مکالمه‌ی واحد می‌بینیم. و این امر در واقع گفت‌وگوی این مونتاژ رو با خودش تقویت می‌کنه. گفت‌وگویی که قراره به زودی نتیجه بده. این مونتاژ اثباتی بر توانایی بونگ جون هو در کنترل ادواتشه. ولی این مونتاژ درباره‌ی کنترل هم هست. این مونتاژ در لحظه‌ای در داستان وارد می‌شه که خونواده‌ی فقیر  توانایی خودشون رو در کنترل اوضاع به اوجش رسوندن. نقشه‌شون به بی‌نقصی سکانس بوده و به آرومی اجرا شده. ولی ما و خونواده به سرعت می‌فهمیم که حتی بی‌نقص‌ترین نقشه‌ها هم مصون از اتفاقات نیستن. موفقیت بذر شکست در آینده رو در خودش داره. مخصوصن وقتی از راه خباثت به دست می‌آد. در پرده‌ی دوم همه چیز سقوط می‌کنه. هم به صورت روایی و هم به معنای لغوی کلمه. و نور جدیدی بر این مونتاژ تابیده می‌شه. نقشه اون طور که به نظر می‌اومد بی‌نقص نبوده و البته این باعث می‌شه که مونتاژ هم همین باشه.

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

سینماآرت

نوا بامباک در میزگرد هالیوودریپورتر: هم از گرویگ الهام گرفتم هم از اسکورسیزی!

بامباک

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: کارگردانان آثار مهم سینمای امسال دور هم جمع شده‌اند و از تجربه‌ی ساخت آثارشان می‌گویند. در این قسمت نوا بامباک از پروسه‌ی ساخت «داستان ازدواج» حرف می‌زند.

 

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها